چهارشنبه، فروردین ۱۶، ۱۳۸۵

تحلیل فعالیت های گروهی از منظر تئوری بازتولید سرمایه اجتماعی کوساک

تحليل فعاليتهاي نهادينه جمعي از نظر مدل كوساك
مولف : دکتر حسین شیرزاد

براي بررسي مشكلات نهادهاي دموكراتيك جمعي و گروهي مانند تعاونيهای تولید روستایی و یا ...... مي‏توان آنها را با بهره‏گيري از مدل كوساك در دو چارچوب ساختاري و فرهنگي صورت‏بندي كرد. در چارچوب ساختاري بايد به مسائلي مانند قوانين و مقررات كهنه و ناكارآمد و ساختارهاي اداري نامناسب اشاره كرد. در چارچوب فرهنگي، ضعف فرهنگ مدني يا سرمايه اجتماعي در جامعه ايران و سطح پايين اجتماعي مسأله‏اي جدي است كه كاركرد نهادهاي گروهي را به عنوان نهادي مدني مبتني بر اعتماد و سرمايه اجتماعي با مشكل مواجه مي‏سازد. با پذيرش نسبي نتايج پژوهشهاي پاتنام و كوساك مي‏توان اين فرض را مطرح كرد كه عملكرد موفقيت‏آميز و كارآمد نهادي دموكراتيك مانند تعاوني، وجود ميزان مناسبي از عناصر مدني در ساختار اجتماعي است كه در آن فعاليت مي‏كند. اگر در جامعه‏اي بي‏اعتمادي و ترديد نسبت به همكاري و مشاركت وجود داشته باشد، هزينه انجام امور عمومي افزايش مي‏يابد و افراد به واسطه ترس از ضرر و زيان، كمتر حاضر به همكاري و مشاركت مي‏شوند. در چنين وضعيتي نهادهاي دموكراتيك نخواهند توانست چندان عملكرد موفقيت‏آميزي داشته باشند. به عنوان نمونه يكي از موانعي كه مانع كارآمدي تعاونيها و عملكرد رضايت‏بخش آنهاست، اختلافات و درگيريهاي ميان مديران يا رهبران با اعضاي آن بر سر موضوعات مختلفي مانند برنامه، انتصابات اداري و مسائل مالي است. گزارشها و اخبار متعددي تقريباً همه روزه در مطبوعات كشور در اين باره به چاپ مي‏سد. روابط سازماني مناسب ميان اعضاء و رهبران از عوامل مهمي است كه كارآمدي تعاوني را افزايش مي‏دهد. هر چه ميزان اعتماد اعضاي گروههاي فعاليت جمعي نسبت به يكديگر بالاتر باشد آنها در انجام وظايف خود موفق‏تر خواهند بود. نمونه اين مسأله در تعاونيهايي به چشم مي‏خورد كه مديران اعضاي تعاوني روابطي صميمانه (در معناي جامعه‏شناختي) با يكديگر دارند. اعتماد متقابل ميان آنها سبب شده است كه برنامه‏هاي تعاوني با مشكلات كمتري انجام گيرد. رهبران اين گروهها توانسته‏اند با بهره‏گيري از نفوذ اجتماعي در اعضا، در جلب اعتماد و اطمينان مردم موفق شوند و با مشاركت آنها كارها را به پيش برند. اما در شهرهايي كه اعتماد و پيوند متقابل ميان رهبران و اعضا ايجاد نمي‏گردد پيامد موضوع بروز اختلافات و تنشها و در نتيجه كاهش عملكرد و كارايي تعاوني و نارضايتي اعضا است. بنابراين در وضعيت كنوني كشور كه ايجاد فعاليتهاي گروهي مثل تعاونيها حركتي در جهت تمركززدايي و بنيان نهادهاي دموكراتيك اداره امور براي دستيابي به توسعه شهري تلقي مي‏گردد، يك پرسش اساسي وجود دارد كه پاسخ به آن تا اندازه زيادي تعيين‏كننده موفقيت يا عدم موفقيت شوراها خواهد بود. پرسش اين است كه سرمايه اجتماعي به معناي شبكه‏هاي همكاري و مشاركت اعتماد اجتماعي و هنجارهاي مربوط به همكاري و تعاون تا چه ميزان در جامعه ايران وجود دارد؟ اين سرمايه‏اي است كه وجود آن يكي از پيش‏شرط‏هاي تحقق ايده حكومت‏مداري خوب به شمار مي‏آيد و مورد تأكيد گزارش جهاني براي از ميان‏برداشتن موفقيت‏آميز مشكلات و دستيابي به توسعه نيز هست. به عبارت ديگر، با وجود قانون و مقررات و ساختارهاي اداري كم و بيش يكسان تعاونيها، آنها عملكردهاي متفاوتي با يكديگر داشته‏اند. عامل اين تفاوت را ظاهراً بايد در عوامل اجتماعي جستجو كرد و اين مسأله‏اي است كه در تحليل‏ها به آن توجهي نشده است. برخي از آمارهاي محدود درباره ويژگيهايي مانند روابط اجتماعي و رضايت از زندگي كه تا اندازه‏اي مي‏توانند معرف سرمايه اجتماعي باشند حكايت از ميزان پايين اين عناصر در ميان ايرانيان دارند. مسأله مهم ديگري كه تشكيل سرمايه اجتماعي را در ايران و در نتيجه عملكرد مطلوب نهادهاي دموكراتيك مدني را با مانع مواجه مي‏سازد، ضعف سازمانهاي مدني ـ به معناي مورد نظر اوفه ـ است. مانوئل كاستلز مي‏نويسد: مردم در برابر فرايند فردي‏شدن و تجزيه اجتماعي مقاومت مي‏كنند و مايل به گردهم‏آمدن در سازمانهاي اجتماع‏گونه‏اي هستند كه در طول زمان، احساس تعلق به وجود آورد و در نهايت نيز در موارد بسيار، هويتي فرهنگي و همگاني هستند كه در طول زمان، احساس تعلق به وجود آورد و در نهايت نيز در موارد بسيار، هويتي فرهنگي و همگاني ايجاد كند (كاستلز، 1380). او سازوكار هويت‏يابي جديد را نهضت‏هاي اجتماعي و فعاليتهاي گروهي شهري مي‏داند. اين نهضت‏ها فرايندهاي بسيج اجتماعي هدفداري هستند كه در منطقه معيني سازمان مي‏يابند و در پي نيل به اهداف گروههايي از مردم شهري‏اند. اهداف اصلي اين نهضت‏ها به زعم كاستلز عبارتند از: تقاضاهاي شهري درباره شرايط زندگي و مصرف جمعي، تحكيم هويت محلي و فرهنگي و كسب خودمختاري محلي و سياسي و مشاركت شهروندي. اين هويت‏هاي جديد يا سازمانهاي مدني، بنيانهاي مولد سرمايه اجتماعي هستند كه مي‏توانند در خدمت توسعه شهري قرار گيرند. نتايج پژوهشي درباره هويت در ايران، نشان مي‏دهد كه آنچه كه در روستاهاي ايران غلبه دارد هويتهاي جمعي سنتي است كه تنها به منافع خود فكر مي‏كند؛ هويتهايي كه بر اساس خانواده، خويشان و سنتها شكل گرفته‏اند

هیچ نظری موجود نیست: