نقش ضايعات در اتلاف منابع و اهميت جلوگيري از آن در تعاونيهاي توليد روستايي
نویسنده : دکتر حسین شیرزاد
درگذشتههاي نه چندان دور انسانها براي تامين معاش خود مجبور به كار و فعاليت بسيار سخت بوده و تنها قادر به توليد محصولي درحدمصرف خودو خانوار خودشده وتنها قسمت كوچكي از توليدات خودرا ميتوانستند به بازار عرضه كنند ازطرفي به علت دوري مسافت بين كشورها ونبودن وسايل حمل كننده تندرو مانند تريلي، كشتي،هواپيما وغيره بسياري از محصولات بويژه ميوه وسبزيجات ويژه هرمنطقهاي براي كشور ديگري ناشناخته بود. امروزه به يمن پيشرفت بسيارسريع تكنولوژي بويژه پس از جنگ جهاني دوم به اين سو،استفاده از ماشينآلات كشاورزي، كودهاي شيميايي، سموم ونهايتاً استفاده بهينه از ماشينآلات كشاورزي، كودهاي شيميايي، سموم و نهايتآ استفاده بهينه از منابع آبي وخاكي بشر را قادر ساخته است تا از حداقل زمين حداكثر محصول بدست آيد وازطرفي باتوجه به گسترش جادههاي آسفالته، راه آهن، راههاي دريايي و هوايي، مسافتهاي توريستي به سرزمينهاي دوربسياري از كشورها با توليدات ديگر قاره ها وكشورها آشناشده وامروزه مصرف كننده اين قبيل محصولات ميباشند. دربسياري از كشورهانيز دراثر اين قبيل دادوستدها تحولي درتوليدات محصولات خود بوجود آمده وباتوجه به رقابت همه جانبه اجباراً براي توليدمحصولي باكيفيت بالاتر وعرضه آن درشرايط مناسبتر تلاش نمودهاند. كشورهاي پيشرفته صنعتي نه تنها موفق به توليد حداكثر محصول شده بلكه با اتخاذ روشهاي علمي و عملي ضايعات توليدات خودرانيز به حداقل كاهش دادهاند درحاليكه برابر آمارهاي منتشره ازطرف فائو (F.A.O) ضايعات محصولات باغي دركشورهاي صنعتي درحد 10-7 درصد ميباشد دركشورهاي درحال پيشرفت كه نياز بيشتري نيز به موادغذايي دارنداين مقدار ضايعات درحد (50-30) درصد برآوردشده است.امروزه دركنار روشهايي كه براي افزايش محصولات كشاورزي درتعاونيهاي توليد اعمال ميگردد، توجه بسياري به بهبود كيفي و حفظ كيفيت محصول در طول دوره نگهداري شده است و از همه مهمتر با اتخاذ روشهاي علمي وعملي از اتلاف محصولات نيز جلوگيري به عمل آمده و يا مقدار آن را به حداقل رسانيدهاند. براساس گزارشات فائو (سازمان خواروبار جهاني) مقدار ضايعات محصولات كشاورزي درواحدهاي بهرهبرداري كشورهاي توسعه نيافته كه نياز بيشتري به موادغذايي دارند تاحد 50% ميرسد و دراين ميان محصولاتباغي وسبزيجات ميوهاي به علت دارابودن مقدار زيادي آب بيشتر درمعرض فساد قراردارندوضايعات اين گروه از محصولات نسبت به غلات،حبوبات و بطوركلي محصولات با مقدار آب كمتر بسيار بيشتر ميباشد. البته درصد ضايعات محصولات كشاورزي در واحدهاي بهرهبرداري پيشرفته صنعتي درحدبسيار كمتري نسبت به كشورهاي جهان سوم قراردارد و كشورهاي پيشرفته صنعتي با مطالعات دقيق علمي موفق شدهاند مراحل ضايعات محصولات را بويژه پس از برداشت شناسايي و با اقداماتي اين ضايعات را به حداقل برسانند درحاليكه دركشورهاي درحال پيشرفت از جمله ايران بيشتر توجه به توليد محصول عطف شده واز مرحله پس از برداشت تا مصرف هيچگونه توجهي به حفظ كيفيت محصولات و همچنين جلگيري از فساد آن بعمل نيامده ويا اينكه اقدامات انجام شده قابل توجه نميباشد. بنابر آمار منتشره توسط آمارنامه كشاورزي مقدار توليدميوه درايران بيش از 5/5 ميليون تن ميباشد. حال بايد توجه داشت كه براي توليد محصولات كشاوري ودراين گزارش ميوهها نياز به خاك،آب، سموم، كود، سرمايه ونيروي انساني ميباشد. بنابراين اگر، مقدار ضايعات پس از برداشت محصولي مانند سيب رابطور تقريبي 30 درصد برآوردنمائيم، اين بدان معناست كه 30 درصد ازسطح زيركشت اين محصول يعني حدود 35 هزارهكتار زمين بدون دليل زيركشت برده شده، بدون آنكه بازدهي داشته باشد وعلاوه برآن هزينههاي نهادهها ونيروي انساني را نيز ميبايست بدان اضافه نمودو اگر ما مقدار ضايعات كل محصولات باغي رابطور ميانگين خوشبينانه 25 درصد برآورد نمائيم باتوجه به اينكه سطح زيركشت باغات ميوه در ايران بيش از يك ميليون هكتار است و مقدار توليد سالانه ميوهجات در ايران بيش از ده ميليون تن، بنابراين ميتوانيم پي به اهميت موضوع ببريم و زيانهايي كه از نظر اقتصادي به كشور واردميشود رابرآورد نمائيم. حال اگر هر كيلوميوه رابطور متوسط 2000 ريال درنظربگيريم مبلغ 6000000000000000 ريال در طول يكسال به اقتصاد ملي زيان وارد ميگردد واين درحاليست كه بسياري از نهادهها مانند سم،كود، ماشينآلات، ميبايست ازكشورهاي خارجي وارد شود. ازطرفي ميوه قابليت نگهداري بهتري در سردخانه داشته و آنها راميتوان براي مدت طولانيتر انبار نمود و از آنجائيكه محصولات انبارشده درسردخانهها و انبارها هم به علت آشنا نبودن مديران به شرايط نگهداري ضايع ميشوند بنابراين قسمتي ازسرمايهاي كه براي احداث اين نوع تاسيسات صرف ميگرد دراصل بدون بهرهدهي باي ميماند.البته اگر بطورمنطقي برخورد شود ضايعات قبل از برداشت نيز به آن اضافه ميگردد. براي مثال اگردرشرايط اصولي از هريك از تعاونيهاي توليد باغ در استان خراسان بتوان چهل تن سيب برداشت كرد،هرچقدر از اين مقدار كمتر توليد شود نيز جزو ضايعات قبل از برداشت منظور ميگردد. - علل ضايعات ميوهجات در تعاونيهاي توليد روستايي: مراحل پس از برداشت ميوهها از زمان رسيدگي محصول باتوجه به ويژگي فيزيولوژيك آن آغاز وتا زمان مصرف ادامه دارد، بنابراين دقت دراين مراحل ميتواند به طور بارزي باعث كاهش ضايعات محصول گردد. براساس مصاحبه با تعدادي از مديران تعاونيها، معمولاً در تعاونيهاي توليد روستايي كشور ضايعه ياهدررفت ميوه دراثر عوامل ذيل ايجاد ميشد: هرگونه تغيير در طعم محصول،افت كيفي وظاهر محصول،پلاسيدگي دراثر كاهش آب، وهر دليلي كه باعث كاهش خاصيت تغذيهاي محصول شود.اينگونه ضايعات معمولاً بدو صورت مستقيم وغيرمستقيم آثار خودرا ظاهر ميسازد. ضايعاتي كه مستقيماً باعث اتلاف محصولات شده ناشي از عواملي مانند گنديدگي و فساد، آفات،پرندگان و موش ميباشد وضايعاتي كه بطور غيرمستقيم باعث صدمه خوردگي محصولات ميشوند عبارت است از هرنوع عواملي كه باعث كاهش كيفيت محصول گردد مانند صدمات فيزيولوژيك. معمولا ضايعات در دو مرحله عمده قبل وپس از برداشت قابل بررسي ميباشد: ضايعات قبل از برداشت، ضايعات قبل از برداشت به آن دسته از عوامل گفته ميشود كه درانبار ماني و مراحل پس از برداشت محصولات تاثيرگذار شد. از كيفيت محصول بكاهد ويا اينكه مقدار محصول برداشتي كمتر از حداستاندارد گردد. عواملي كه قبل از برداشت روي كيفيت و كميت محصولات تعاونيها تاثيرگذار است، گوناگون ميباشد كه باتوجه به اينكه اين مطالعه عمدتاً ضايعات پس از برداشت را بررسي مينمايد بطور اجمالي به علل ضايعات قبل از برداشت اشاره خواهدشد. قابل ذكراست كه اين اطلاعات براساس مصاحبه با مديران تعاونيهاي توليد روستايي در استانهاي همدان و خراسان جمعآوري شده است.ضايعات قبل از برداشت ميتواند ناشي از عوامل اختياري وغيراختياري باشد. اين عوامل مجموعاً ميتواند باعث كاهش محصول در واحد سطح و يانزول كيفي محصولات شود. از آنجائيكه هيچ تكنيكي قادر به بهبود كيفيت محصول پس از برداشت نميباشد درصورت صدمه خوردن دراين مرحله امكان ترميم فسادويا كاهش صدمه خوردن وجود ندارد. بنابراين براي موفقيت درامر توليد كليه اين عوامل هريك درجاي خود ميبايست بطور علمي مورد بررسي قرارگيرد ودر اينجا نقش تحقيقات و پژوهش مشخص ميگردد. بنابراين قبل از پرداختن به اصل ضايعات محصولات در تعاونيهاي توليد روستايي عوامل عمده قبل و پس از برداشت ميبايست موردنظر قرارگيرد.عوامل غيراختياري: درتعاونيهاي توليد روستايي جهت توليد محصولات كشاورزي ميبايست قبل از احداث باغ ويا كشت هرنوع محصول ابتدا به شرايط اقليمي،خاك و كافي بودن آب توجه كرد، اقليم و آب و هوا نقش بسيار مهمي در كميت وكيفيت و موفقيت، عدم موفقيت درامر توليد دارد. براي مثال سالهاي قبل در منطقه گرگان اقدام به احداث باغات سيب بدون داشتن مطالعات كافي شد كه بعدها مشخص گرديد اين منطقه براي توليد اين محصول مناسب نميباشد. براي توليد ميوهها بويژه به مسائلي مانند سرماي كافي زمستان براي دوره دورمانس بويژه محصولات سردسير، خطر سرماي بهاره براي محصولاتي كه گل آنها زودتر باز ميشوند مانند بادام، زردآلو، آلو وگوچه درنظرگرفته شود و يا اينكه گرماي خشك وكافي درطول دوره تابستان براي گلابي ضروري بوده وشبهاي سرد وروزهاي آفتابي 8-6 هفته قبل از برداشت براي تشكيل آنتوسيانينها و رنگيزهها براي سيب ردمورد مطالعه قرارگرفته باشد. بافت خاك مزارع تعاوني باتوجه به نوع محصول از ارزش بسيار بالايي برخوردار است وجود آب كافي براي آبياري نيز مساله بسيارمهمي است و در تعاونيهاي توليد روستايي كه احتمال كمبود آب وجوددارد نميبايست محصولاتي كه درطول دوره رشد خودبه آبياري كافي و منظم نيازمندند مانند سيب، گيلاس، هلو وتوتفرنگي و غيره كشت گردند. باتوجه به عوامل ذكر شده ميبايست قبل از اقدام به هرگونه كشتي درتعاونيهاي توليد روستايي مطالعات و بررسيهاي اوليه باتوجه به تجربيات محلي و يامطالعات علمي انجام پذيرد، انتخاب تركيب مناسب ارقام هم از نظر بازار وهم ازنظر تلقيح، درموفقيت كشاورزان عضو تعاوني سهم عمدهاي دارد. ضمن اينكه ارقام نيز تابع شرايط آب وهوايي ميباشند. براي مثال سيب گلدن گستره وسيعتري درمقايسه باسيب رد از نظر آب وهوايي را تحمل ميكند واريته رد براي تشكيل رنگ نياز به شبهاي سرد و روزهاي گرم وآفتابي و خشك درفواصل (8-6) هفته قبل از برداشت دارد. از آنجائيكه عوامل غيراختياري بيشتر مربوط به مسائل جوي آب و هوايي و اقليمي ميباشد، بنابراين كنترل آن از دست اعضاي تعاوني توليد خارج است و تنها مطالعات اوليه كه معمولاً ميبايست توسط ارگانهاي تحقيقاتي براي هرمنطقه انجام گرفته شده باشد ميتواند محصولاتي را كه در تعاوني قابل كشت است قبلاً مشخص كرده باشند. به عنوان مثال بايد توجه نمود كه احداث يك هكتار باغ و نگهداري درختان تا زمان باروري اقتصادي، نياز به هزينههاي هنگفتي دارد واگر پس از چندين سال زماني كه درختان به بهرهوري بايد رسيده باشند. محصول توليدي كيفيت قابل قبولي نداشته باشد مسلماً باغداران عضو تعاوني زيانهاي بسياري را ميبايست متحمل گردند. نحوه خسارت و زيانهاي وارده درمورد كليه محصولات بويژه محصولات باغي به يك صورت ميباشد واثر عوامل گوناگوني كه در قسمتهاي بعدي تجزيه وتحليل خواهدشد كليه محصولات تازه رادربر ميگيرد اما مقدار ضايعات هرمحصول با محصول ديگر به علل ويژگيهاي كيفي گوناگون محصولات متفاوت است همچنين مديريت دركليه مراحل نقش عمدهاي را در كمي ويا زيادي ضايعات ايفاء مينمايد. بررسي انجام شده دراين تحقيق بيشتر روي تعداد 10 شركت تعاوني توليد روستايي انجام گرفته و قدر مسلم آمار ذكر شده تقريبي است اما دقت لازم به عمل آمده تا به واقعيت نزديك باشد ضمن اينكه براي برآورد ضايعات محصولات عمده ميبايست براي هر محصول طرح جداگانهاي بمورد اجرا درآيد.دركنار عوامل غيراختياري كه ميتواند زيانهاي بسياري را به كشاورزان عضو تعاونيهاي توليد روستايي وارد نمايد، عوامل ديگري نيز وجود داردكه مستقيماً دركميت وكيفيت محصول در طول دوره تشكيل و رشد ميوه تاثير ميگذارد. بعضي از اين عوامل هيچگونه ارتباطي به پروسه توليد محصول ندارد براي مثال انتخاب محل احداث باغ هرچند كه ازنظر اقليمي خاك و آب براي توليد محصول موردنظر مناسب باشد اما اگر از راههاي ارتباطي فاصله زيادي داشته باشد ويا ميادين فروش در آن نزديكيها نباشد، اعضاي تعاوني به علت بعدمسافت وحمل محصول توسط چهارپايان دچار كندي درامر عرضه محصول به بازار شده و به علت بعنوان راههاي آسفالته يا حداقل شوسه وتكانهايي كه به جعبهها واردميشود ضايعاتي را به دنبال خواهد داشتت. براي مثال دربعضي از تعاونيهاي توليد استانها مانند بلوچستان، مناطقي وجود دارد كه محصول مركبات آن دركيفيت بسيار بالايي ميباشد ويا موز وخرماي توليدي آن مطلوب بازار است اما به علت دوري از شهرها وعدم دسترسي به جادههاي آسفالته و راههاي اصلي محصولات آن همچنان نافروخته باقي ميماند البته اين امر حتي درتعاونيهاي توليد روستايي دهات اطراف شمال تهران نيز وجود دارد بنابراين انتخاب منطقه احداث يك صنعت تبديلي، فرآوري ونگهداري صرف نظر از دارابودن شرايط مطلوب رشد، به نزديكي به راهها وجادهها هم بستگي دارد. بطور كلي مديريت تعاوني توليد ازنظر توليد محصولي با كيفيت ممتاز ميبايست از اطلاعات كافي درمورد نحوه هرس درختان،تغذيه، به زراعي خاك، آبياري متعادل،دفع آفات و بيماريها برخوردار بوده وبا كمك محققين، مروجين و كارشناسان وبهرهگيري از تجارب كشاورزان عضو تلاش نمايند تا محصولي با كيفيت مطلوب توليد نمايند. مسلماً هرچقدر درصد محصول توليدي از كيفيت بالاتري برخوردار باشد مقدار ضايعات اين محصول درقبل از برداشت كاهش مييابد زيرا مصرف كننده هميشه متقاضي محصولي باكيفيت ممتاز ميباشد حال آنكه تعاوني توليد روستايي كمي از توليداتش درحد درجه يك ويا ممتاز ميباشد مسلماً مقدار ضايعات زيادي در قبل از برداشت براي خود بوجود آورده است.ضايعات پس از برداشت،:انتخاب زمان برداشت توسط مديران تعاونيهاي توليد روستايي يكي از مهمترين عوامل قبل از برداشت در كاهش ضايعات محصولات ، همچنين تعيين زمان برداشت بموقع محصول ميباشد. مطالعات بسياري دركشورهاي مختلف دنيا ودرحد نه چندان قابل قبولي در ايران روي تعيين زمان برداشت محصولات بويژه ميوه وسبزيهاي تازه انجام شده است. در ارتباط با ميزان دقيق ضايعات پس از برداشت در تعاونيهاي توليد روستايي كشور نيز مطالعات دقيقي در دسترس نيست. بررسيها درايران نشان ميدهد كه اين عامل نقش بسيار زيادي در به درازا كشانيدن عمر انباري محصولات دارد. مطالعات انجام شده روي ارقام سيب رد وگلدن مناطق مختلف ايران ارقام گلابي، انگور، كيوي، انار مويد تاثير زمان برداشت بموقع درعمرانباري اين محصولات ميباشد. ميوههاي كلايمكتريك قبل از رسيدن كامل ودرزمان رسيدگي فيزيولوژيك ميبايست برداشت شوند تا از حداكثر عمر انباري برخوردار گردند.اگر اين ميوهجات قبل از رسيدن فيزيولوژيك برداشت شوند به عطر وطعم دلخواه نرسيده خيلي زود پلاسيده ميشوند واگر پس از رسيدن كامل چيده شوند عمر انبار كوتاهي خواهند داشت. محصولاتغيركلايمكتريك ميبايستي درزمان رسيدن كامل برداشت شوند نه زودتر يا ديرتر البته بايد توجه داشت كه زمان برداشت هر محصول وهر واريتهاي درهر تعاوني توليد نسبت به تعاوني توليد روستايي مستقر درمنطقه ديگر متفاوت ميباشد. بعنوان مثال، ازنظر كاربردي بهترين روش براي تعيين زمان برداشت سيب مشخص شدن تعداد روزهااز مرحله تمام گل تا برداشت براي هرمنطقه وهر واريته ميباشد وبراي گلابي استفاده از وسيله مكانيكي سادهاي به نام پنترومتر كه توسط آن ميتوان مقاومت نسج محصول را اندازهگير كرد تا كنون قابل اطمينان بوده است. البته عوامل ديگر بسياري در تعيين زمان مناسب رسيدگي محصول مورد مطالعه قرارگرفتهاند، عواملي مانند درصد نشاسته، رابطه بين اسيديته وموادجامد قابل حل، رنگ پوست، آساني درجدايي از شاخه، دماي موردنياز درطول دوره رسيدگي و غيره از جمله اين عوامل ميباشند. براي برداشت محصولات و ميوهها در تعاونيهاي توليد روستايي ميبايست از افراد خبره و دوره ديده استفاده شود هرچند كه اين كار ظاهراً ساده مينمايد اماباتوجه به اينكه محصول توليدشده موجود زنده و حساس ميباشد، هرگونه صدمه مكانيكي و ضربديدگي باعث فساد در محصول ميگردد. نحوه برداشت محصولات ميبايست بخوبي به اعضاي تعاوني توليد كه با محصولاتي حساس و آسيب پذير مانند سيب، انگور، گلابي و ميوهجات هستهدار سروكار دارند. آموزش داده شود. براي مثال اثرانگشت درروي سيب وگلابي، پرتاب ميوه درظروف برداشت جداشدن دم از ميوه و ياشكسته شدن دم طوري كه ناحيه شكسته شده تيز شود،استفاده از حرارت مناسب وبسياري از مسائل ونكات ظريف ديگر كه درصورت دقت ميتوان درصد بسياري از ضايعات محصول راكاهش داد.حمل ونقل محصولات و ميوهجات تابع وضعيت جغرافياي تعاوني توليدروستايي از لحاظ ارتباطات روستايي و راه، همچنين دسترس بودن جادهها ميباشد. باتوجه به كوهستاني بودن بسياري ازمناطق روستايي درايران حمل ونقل محصولات و ميوهجات توسط چهارپايان ودرمناطقي كه جادههاي شوسه و راههاي آسفالته وجود دارد از وسايل نقليه موتوري استفاده ميشود درهنگام بارگيري بايد نهايت دقت مبذول گردد تابه محصولات آسيبي وارد نشود. هرگونه تاخيري در حمل محصول به بازار ويا به سردخانه و نگهداري محصول در گرماي محيط باغ ويا مزرعه باعث كاهش عمر انباري آن ميگردد. بنابراين بايد به زارعين عضو تعاوني توليد روستايي و باغداران توجه داده شود كه از نگهداري محصولات در محيط باز خودداري كرده و توجه كنند كه قسمت عمده تركيبات ميوه وسبزيها را آب تشكيل ميدهد كه درگرماي محيط آب آن از راه تعريق خارج شده و باعث كاهش وزن و پلاسيدگي ميگردد
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر