سه‌شنبه، آبان ۱۹، ۱۳۸۸

بدیهی است که با تجزیه و تحلیل ساختار سرمایه در گردش نحوه تخصیص بخشی از منابع مالی، نوع و کیفیت استراتژی های مدیریت دارائی ها و بدهی های جاری استخراج می گردد. این نوع تجزیه و تحلیل با توجه اقلام مندرج در طرف راست و چپ ترازنامه ها صورت می گیرد.
- تجزیه و تحلیل نسبت ها
روش تجزيه تحليل نسبت ها روشی است که تحلیلگر با بهره گیری همزمان از کلیه اقلام صورت های مالی بر حسب اهداف خود نسبت هایی را تعریف و سپس بر اساس آنها عملکرد شرکت را بررسی می کند. روش فوق را مي توان در تجزيه و تحليل مقايسه اي مورد استفاده قرار داد و شركت را با ديگر شركت هاي فعال در صنعت قياس نمود.
-نسبت هاي نقدينگي[1]
اين نسبت ها توان شركت را در اعاده تعهدات كوتاه مدت مي سنجد . به عبارت دیگر نسبت های فوق منعكس كننده وضعیت نقدينگي شرکت و توان مالي آن در كوتاه مدت می باشد. با توجه به ساختار دارائی های جاری شرکت، دو نسبت جاری و سرمایه در گردش به کل دارئی های محاسبه و تجزیه و تحلیل می گردد.
نسبت جاری
اين نسبت امکان پرداخت بدهي های جاري شرکت را در کوتاه مدت بيان مي کند. هم چنين نسبت مذکوربیانگر رویکرد شرکت در بهره گيري از منابع مالي مي باشد. بدین مفهوم نسبت فوق نشان می دهد که شرکت ضمن داشتن توانائی بازپرداخت بدهی های جاری، آیا نقدینگی لازم را برای استفاده از فرصت های سود آور احتمالی در اختیار دارد.
نسبت سرمایه در گردش به کل دارائی ها
نسبت فوق از تفاضل دارائی جاری و بدهی جاری به دست می آید. این نسبت نشان می دهد چه میزان از دارئی های جاری به شرکت تعلق داشته که فارغ از بازپرداخت بدهی های جاری در سرمایه گذاری های کوتاه مدت و تأمین نقدینگی های موردنیاز تخصیص می یابد.

[1] . Liquidity Ratio
در ادبيات مديريت مالي سرمايه به دو دسته سرمايه در گردش و سرمايه ثابت تقسيم مي شود. سرمايه در گردش عموماً با دوره عمر كمتر از يك سال مي باشد در حالي كه سرمايه ثابت دوره بيشتر از يك سال عمر دارد. تعيين سطح سرمايه در گردش با توجه به ماهيت شركت، شرایط صنعت و سياست هاي مديريت شركت شكل مي گيرد. ميزان سرمايه مذكور تأثير به سزائي در درجه سود آوري، ريسك پذيري و ثبات مالي شركت دارد. اين مقوله صرفاً به ساختار مالي يا ساختار دارائي ها بستگي ندارد بلكه آن عنصري مشترك مابین مصارف و منابع وجوه مي باشد. به تعبيري دیگر عنصري است كه از بررسي همزمان طرف راست و طرف چپ ترازنامه استخراج مي گردد.
فصل اول- مبانی نظری
تعريف سرمايه در گردش
سرمايه در گردش به مجموعه مبالغي گفته مي شود كه در دارائي هاي جاري سرمايه گذاري مي گردد. حال اگر بدهي هاي جاري از دارائي هاي جاري كسر شود ، سرمايه در گردش خالص بدست مي آيد. بر اين اساس مديريت منابع و مصارف وجوه كوتاه مدت را مديريت سرمايه در گردش مي نامند.
اهميت سرمايه در گردش
حساسیت روز افزون مفهوم مديريت سرمايه در گردش باعث شده كه اين موضوع امروزه به صورت يك رشته تخصصي مديريت مالي درآيد. برخي از دلايل اهميت اين مفهوم به شرح زير مي باشد:
1- با توجه به اینکه سطوح واقعي و مطلوب دارائي ها جاري(با توجه به تغييراتي كه در فروش واقعي و پيش بيني شده رخ مي دهد) دستخوش تغييرات دائمي است لذااين وضع باعث مي گردد به صورت مستمر درباره سطح مطلوب يا مورد انتظار از دارائي هاي جاري تصميم گيري شود.
2- با توجه به تغييرات حاصله در ميزان دارائي هاي جاري مديريت شركت ناگزير به تجديد نظر در تصميمات تأمين مالي و تعريف ساختار مالي مي باشد.
3- اگر مديريت سرمايه در گردش صحيح نباشد احتمال دارد فروش و سود شركت كاهش يابد و چه بسا شركت در پرداخت به موقع ديون و تعهدات خود ناتوان بماند.
4- با توجه به اينكه انباشت و راكد نمودن گسترده و نامتعارف دارايي ها به شكل دارائي هاي جاري كه معمولاً از بازده كمي برخوردارند، احتمال كاهش بازده و پايين آمدن ارزش زماني وجوه شركت را بيشتر مي كند و از سوي ديگر سطح كم دارائي هاي جاري قدرت شركت را در شكار فرصت هاي سودآوري محدود می نماید و علاوه بر آن موجب افزايش ريسك شركت مي گردد لذا ضرورت دارد كه اين نوع سرمايه به صورت كارآمد مديريت شود.


استراتژي هاي مديريت سرمايه در گردش و ريسك و بازده
شركت ها مي توانند با به كار گيري استراتژي هاي گوناگون در رابطه با مديريت سرمايه در گردش ميزان نقدينگي شركت را تحت تأثير قرار دهند. اين استراتژي ها ميزان ريسك و بازده آنها را بيشتر مي كند.
عموماً در رابطه با مديريت سرمايه در گردش دو نوع استراتژي وجود دارد:
1-استرات‍ژي محافظه كارانه
اين استراتژي به مفهوم ميزان ريسك پذيري پايين مديران مي باشد. بر اثر استراتژي مذكور قدرت نقدينگي شركت بالا مي رود و ريسك ناشي از ناتواني در بازپرداخت بدهي هاي جاري پايين مي آيد. به عبارت دیگر با توجه به انباشت قابل توجه نقدينگي در اين استرات‍ژي، ريسك نقدينگي و بازده كم خواهد شد.
2- استراتژي جسورانه
در استراتژي فوق ميزان ريسك پذيري مديران شركت بالا ارزيابي مي شود. هم چنين ميزان بازده بيشتر از استرا‍تژي محافظه كارانه مي گردد. به اين مفهوم كه با اتخاذ اين استراتژي ميزان دارائي هاي جاري كمتر شده و بدين طريق از بدهي هاي جاري بيشترين استفاده به عمل مي آيد.
با توجه به استراتژي هاي فوق شركت هادر تلاشند در اداره اموردارائي هاي جاري و بدهي هاي جاري استراتژي هاي گوناگوني را به كار ببرند تا با تركيب اين استراتژي ها منجر به مطلوب شدن مديریت سرمايه در گردش شوند. به تعبيري سياست متعادلي را در مديریت سرمايه در گردش با اين ويژگي ها به كار گيرند. به این صورت که اقدامات جسورانه در زمينه دارائي هاي جاري در سايه سياست هاي محافظه كارانه در رابطه با بدهي جاري كنترل و مديريت شود.
بنابراین با توجه به سیاست تعادلی حجم دارائي هاي جاري و بدهي هاي جاري در حد متعارف و با توجه به بودجه ها، وضعيت شركت و ماهيت صنعت تعيين خواهد شد.



شاخص هاي سنجش سرمايه در گردش
براي تجزيه و تحليل سرمايه در گردش از نسبت هاي زير عموماً استفاده مي شود:
- نسبت جاري
- نسبت سرمايه در گردش خالص
- نسبت دارائي هاي جاري به كل دارائي ها
- نسبت بدهي هاي جاري به كل دارائي ها
- نسبت هاي نقدينگي(نسبت سريع)

شنبه، آبان ۱۶، ۱۳۸۸

آمارهای نظام بهره برداری

آمارهاي ارائه شده از سرشماري كشاورزي ۱۳۶۷، از ۱۷۶۰ هزار گندمكار كشور، ۹۸۹۰ گندمكار زميني كمتر از ۱/۰ هكتار داشته اند، ۱۹۰۴۰ بهره بردار زمينهايي بين ۱/۰ تا ۲/۰ هكتار، ۶۶۷۸۰ بهره بردار زمينهايي بين ۲/۰ تا كمتر از ۵/۰ هكتار، ۱۰۱۹۷۰ بهره بردار زمينهايي بين ۵/۰ تا كمتر از يك هكتار، ۱۹۷۸۴۰ گندمكار زمينهايي بين ۱ تا كمتر از ۲ هكتار، ۱۹۰۶۲۰ گندمكار اراضي بين ۲ تا كمتر از ۳ هكتار، ۱۶۱۱۳۰ گندمكار اراضي بين ۳ تا ۴ هكتار، ۱۴۷۵۰۰ گندمكار اراضي بين ۴ تا ۵ هكتار، ۲۸۴۴۵۰ گندمكار زمينهايي بين ۵ تا ۵/۷ هكتار و ۱۹۸۴۴۰ گندمكار اراضي بين ۵/۷ تا كمتر از ۱۰ هكتار در اختيار داشته اند.
آمارهاي مربوط به برنجكاران نيز قابل توجه است. به طوري كه كوچك بودن اراضي تحت پوشش برنج خردتر و كوچكتر است. آمارهاي ارائه شده نشان مي دهد از ۴۳۳ هزار برنجكار كشور ۴۴۰۰ برنجكار زميني كمتر از ۱/۰ هكتار داشته اند، ۱۲۵۰ برنجكار زميني بين ۱/۰ تا كمتر از ۲/۰ هكتار، ۵۷۹۶۰ برنجكار اراضي بين ۲/۰ تا كمتر از ۵/۰ هكتار، ۸۶۷۲۰ برنجكار زميني بين ۵/۰ تا كمتر از يك هكتار، ۱۱۹۷۷۰ برنجكار زميني بين ۱ تا كمتر از ۲ هكتار، ۵۵۹۰۰ برنجكار زميني بين ۲ تا كمتر از ۳ هكتار، ۲۸۶۹۰ برنجكار زميني بين ۳ تا كمتر از ۴ هكتار، ۱۷۱۳۰ برنجكار زميني بين ۴ تا كمتر از ۵ هكتار داشته اند. به اين ترتيب ۳۸۳ هزار نفر از برنجكاران كشور كه ۸۴ درصد از برنجكاران را شامل مي شوند اراضي بين ۱/۰ تا ۵ هكتار داشته اند.

آماری ساده از نظام بهره برداری

بر اساس آنچه كه مؤسسه مطالعات و پژوهش هاي برنامه ريزي و اقتصادي كشاورزي ارائه كرده است، تعداد بهره برداران زير ۱۰ هكتار از ۱۳۵۳ تا ۱۳۷۲ افزايش يافته و به تبع آن متوسط اراضي هر واحد بهره برداري كاهش يافته است. به طوري كه تعداد بهره برداران با زمين هاي زراعي خرد و پراكنده از ۲۰۲۶ واحد بهره برداري در ۱۳۵۳ به ۲۳۸۲ هزار نفر در سال ۱۳۷۲ و ميزان متوسط اراضي نيز از ۷/۲ هكتار به ۴/۲ هكتار تقليل يافته است. به اين ترتيب واحدهاي بيش از ۱۰ هكتار كوچكتر شده و تعداد بهره برداران زير ۱۰ هكتار اضافه شده و اراضي به قطعات كوچكتري تقسيم شده است. نكته قابل توجه اين است كه ۶۳ درصد از اراضي در اختيار بهره برداران بيش از ۱۰ هكتار قرار دارد. بر اساس سرشماري عمومي كشاورزي در سال ۱۳۷۲ حدود ۲۲۶۷ هزار واحد بهره برداري در نظام بهره برداري دهقاني دسته بندي مي شود، ۱۴۹ هزار واحد بهره برداري در گروه نظام بهره برداري تعاوني قرار دارند و ۳۹۱ هزار واحد در نظام بهره برداري تجاري قرار دارند. آمارهاي ارائه شده نشان مي دهد ۲۳۸۲ هزار واحد بهره بردار از۲/۳۷ درصد از كل اراضي زراعي كشور استفاده مي كنند كه هر كدام بين ۱ تا ۱۰ هكتار زمين دارند و متوسط اراضي آنها ۴/۲ هكتار است. اين گروه ۹/۸۴ درصد از كل واحدهاي بهره برداري را به خود اختصاص داده اند. آمارهاي ارائه شده نشان مي دهد، تعداد واحدهاي بهره برداري زير ۱۰ هكتار در سال هاي ۱۳۵۳ ، ۱۳۶۷ و ۱۳۸۲ به ترتيب ۲۰۲۶ واحد بهره بردار، ۲۳۴۴ واحد بهره بردار و ۲۳۸۲ واحد بهره بردار با متوسط اراضي زراعي به ترتيب ۷/۲ هكتار، ۶/۲ هكتار و ۴/۲ هكتار بوده است. به اين ترتيب شريف ترين گروه اقتصادي كشور به مرور نحيف شده و زمين تحت اختيار او براي كشت هر دوره كوچكتر شده است

منابع فقر

منابعی که میتوان در پایان نامه ها به عنوان رفرنس به آنها مراجعه نمود:

1- دكتر حسين عظيمي ، اولين محققي بودند كه مسئله فقر و محاسبه خطرفقر را در ايران به صورت جامع و علمي بررسي كردند .در اين تحقيق درصد جمعيت شهري و روستايي كهدچار فقر تغذيه مي باشند برآورد گرديد. (حال به اين بهانه يادي مي كنم از اين استاد ارجمند، كه در همان مدت كوتاهي كه با ايشان آشنا شدم ، نه تنها مطالب بسيار ارزنده علمي آموختيم بلكه شخصيت ايشان آنقدربرايم تحسين برانگيز بودكه مطمين هستم در زندگي ام هيچ وقت ايشان را فراموش نمي كنم،روحش شاد).
2- دكتر عظيمي درسال 67 بر اساس چند شاخص ديگر خط فقر را اندازه گيري نمود . شلخص ها شامل: مصرف سرانه – اشتغال و بيكاري –وضعيت مسكن – مقدار مصرف قشرهاي مختلف- خانوارهاي تحت پوشش سازمان حمايت ازمحرومان بوده است.
3- كارشناسان موسسه عالي پژوهش در برنانه ريزي و توسعه درمقاله اي خط فقرو درصد افراد فقير را درسال 67-75 به تفكيك شهري و روستايي برآوردنموده اند.
4- علي حسن زاده 1373 ، درپايان خود تحت عنوان "اثرات تعديل برفقر "حجم فقر و محرميت شهري را بر اساس خط فقر تغذيه طي دوره 1362-1369 برآورد نموده و آثار سياست كاهش ارزش ريال بر فقر تغذيه ارزيابي كرده است.
5- سيف ا... اسلامي 1379 طي مقاله اي تحت عنوان "بررسي يارانه و خط فقر " اثرحذف يارانه را بر كالاهاي اساس بر خط فقر بررسي نموده است
6- دكتر پژويان ،درزمينه خط فقر مطالعات بسياري انجام داده است.ايشان با محاسبه ارزشهاي غذايي دريافتي خانوارها موجود در گروههاي مختلف درآمدي و با توجه به مخارج اين گروهها خط فقرريالي رامحاسبه كرده است.
7- وحيد محمودي 1382 درمقاله اي كوشيده است با تجزيه تغييرات فقر به دو اثر رشد و توزيع مجدد يك كاربردتجربي ازمدل ارائه شده روي آمار هزينهخانوارهاي شهري و روستايي ايران ارائه دهد.
8- وحيد محمودي 1381 مقاله اي تحت عنوان تجزيه فقر برحسب خصوصيات اقتصادي اجتماعي خانوارها و مناطق مختلف جغرافيايي پرداخته است.
9- هاشمي و همكاران 1374 با استفاده ازمدل سيستم مخارج خطي روبين و كلاين تابع تقاضارا بدست آوردند و با استفاده ازآن ميزان حداقل معيشت را براي خانوارهاي شهري در سال 1370 بدست آوردند.
10- فرهاد خداداد كاشي 1377 فقر در ايران را برحسب متغيرهاي اقتصادي و اجتماعي براي سالهاي 70-1364 بر مبناي شاخص سن محاسبه نمودند.
11- دكتر حسين صادقي و صدق فنايي 1377 نقش هزينه هاي مسكن در تعيين خط فقر و سياست هاي فقرزدايي بررسي نمودند.
12- فردريك ملك 1378 در مقاله اي با عنوان اندازه گيري و تجزيه تحليل فقر و نابرابري
فقر را از طريق درصد خانوارهاي استفاده كننده از لوازم و تسهيلات بر مبناي هزينه خانوار در 1376 بررسي نمود.
13- صمد حكمتي فريد 1375 در مقاله خود عملكرد بازرگاني كالاهاي اساسي خوراكي طي برنامه اول مي پردازد و ميزان واردات كالاهاي اساسي و شاخص قيمت را د مناطق شهري و روستايي و ميزان سهميه بندي و تغييرات ميزان يارانه اختصاص يافته را مورد بررسي قرار مي دهد.
14- فرهاد خداداكاشي و همكارانش 1380 شاخصهاي مختلف فقر مانند نسبت افراد فقير و شاخص نسبت مشكلات درآمدي ،شاخص فقر سن و فاستر و گريو و توربك را محاسبه نموده اند.
15- زيدي 1379 خط فقر درآمدي در استان آذربايجان غربي رل مورد بررسي قرار داده است
16- دكتر غلامرضا كشاورز حداد 1379 درمقاله اي تحت عنوان "گستره و عمق فقر در استان سيستان و بلوچستان در طي سالهاي 1363-1376 برآورد كرده است.
17- حاجعلي 1373 در مقاله اي فقر و شناسايي ويژگي خانوارهاي زير خط فقر اقدام نموده است .
18- دكتر محمد ستاري فر 1381 در مقاله اي تحت عنوان "طرح بر پايي نظام جامع رفاه و تامين اجتماعي مرور ي بر پيشينيه نظام اجتماعي ايران و جهان لايحه ساختار سازماني نظام تانين اجتماعي را پيشنهادمي دهد.
19- سيروس خانقاهي 1378 به نقل از گزلرش توسعه انساني سازمان ملل متحد روش تعيين شاخص فقر رادر كشورهاي مختلف صنعتي و غير صنعتي منفك كرده است.
20- عبدا...اصغرزاده 1375 نقش الگوي مناسب و متعادل خوراك در امحا فقرشهري بااستفاده ازپيشنهادات موسسه تغذيه ايران و به منظوردستيابي به الگوي غذايي مناسب وكافي انجام داده است.
21- سعيد غلامي1380 بررسي مقايسه اي فقر در مناطق شهري استان مازندران و كشور انجام داده است.
22- سيد مهدي كاظمي 1380 اثرات پرداخت يارانه و چگونگي تخصيص بهينه و محاسبه شاخص هاي فقر در مناطق شهري و روستايي پرداخته است.
23- يگانه موسوي جهرمي 1381 در مقاله اي تحت هزينه نهايي رفاه اجتماعي ناشي ازمالياتهاي غير مستقيم بررسي كرده است .
24- دكتر عليرضا كازروني 1375 درمقاله اي تحليلي بر اندازه و منشا فقر و سياستهاي فقر زدايي در ايران داشته است.
25- هلن آهوبيم 1378 شاخص هاي توزيع درآمددر چهار دوره دو دوره قبل و دو دوره بعد از انقلاب و عوامل تاثير گذار بر آنرا تشريح نموده است.
26- ترابي و همكاران 1377 به بررسي اندازه شاخص فقر و نابرابري توزيع درآمد در ايران در سالهاي 65-75 پرداختند.
27- علي ديني تركي1371 در پايان نامه خود تاثير حذف سوبسيد كالاهاي اساسي بر ميزان فقر مطلق را بررسي كرده است.
28- الهه علافر 1375 در مقاله اي با عنوان مبارزه با فقر از طريق ايجاد اشتغال توجه ويژه اي به اشتغال سرپرست و افراد خانوار فاقد درآمد يا كم مبذول داشته است.
29- نوروز داداش زاده 1369 درپايان نامه خود به بررسي فقر و آثار آن در ايران در ايران پرداخته مي پردازد.
30- دكتر سهيلا پروين 1372 در رساله خود زميته هاي فقر را در ايران بررسي نموده است .
31- فطرس 1375 در مقاله اي به بررسي برخي از عوامل ايجاد فقر پرداخته و به عقيده ايشان فقر پديده اي چند بعدي و مستلزمبررسي ميانرشته اي است.
32- طبيبيان و همكاران 1377 به بررسي فقر و ارتباط آن با متغيرهاي كلان اقتصادي كشورطي سالهاي 75-67 پرداخته و براساس اطلاعات آماري سالهاي 67 تا 75 تحولات توزيع درآمد وفقر را موردبررسي قرار داده است.
33- علي حسين صمدي 1381 در مقاله اي مهمترين منابع افزايش دهنده نابرابري توزيع درآمد در مناطق شهري و روستايي با تجريه ضريب جيني 1370 و 1375 بررسي كرده است.
34- دكتر فرهاد نيلي وضعيت رفاهي خانوارهاي شهري درشروع و پايان برنامه اول ازطريق بررسي تغييرات هزينه خانوار ميزان مصرف و توزيع هزينه هاي مصرفي در بين خانوارهاي شهري مقايسه كرده است.
35- راضيه زيدي 1380 در مقاله اي اثر سياست تعديل را بر فقر و توزيع درآمد بررسي كرده است.
36- دكتر صمدي 1378دررساله دكتري خود مساله فقر و ضرورت توجه به سياست هاي كاهش فقر پرئاخته است.
37- پرمه و دباغ 1382 درمقاله اي تحت عنوان "بررسي توزيع درآمد درايران با استفاده از ماتريس حسابداري اجتماعي "چگونگي شكل گيري درآمد فعاليت توليد خانوار و عوامل توليد در اثر تغيير متغيرهاي برونزا از طريق ماتريس حسابداري اجتماعي مورد بررسي قرار دادند.

مفاهیم فقر

فقر عبارت است از ناتواني انسان در بر آورده ساختن حد كافي نياز‌‌هاي بنيادي خود به منظور رسيدن به يك زندگي آبرومند و شايسته به عنوان شرط لازم رسيدن او به كمال.‌ در عمل، اندازه گيري فقر به نوع آمارهايي كه در دسترس محققان قرار دارد بستگي داشته و بر آورد آن تحت مفروضات و شرايط خاصي، بر اساس نياز‌‌هاي مادي انجام مي‌‌شود. نياز‌‌هاي مادي بر اساس توافقي كه ميان اقتصاد دانان صورت گرفته است، خوراك، پوشاك، مسكن، بهداشت و درمان، آموزش، حمل و نقل، تشكيل خانواده، ورزش و اوقات فراغت را شامل مي‌‌شود. با تعيين حداقل اين نيازها بر اساس معيارهايي كه تا حد امكان جنبه‌هاي مختلف زيستي انسان‌ها را در برگيرد، هر فرد يا خانواري كه به ميزان كمتري از آن حداقل‌ها برخوردار شود، فقير به شمار مي‌آيد.‌ فقر را مي‌توان از جهات گوناگون به صورت زير تقسيم بندي كرد:
الف - از نظر زماني: فقر دائمي و فقر موقتي
ب- از نظر ابعاد و وسعت: فقر موردي و فقر فراگير
ج - از نظر كيفيت: فقر مادي و فقر معنوي
د - از ساير جهات: فقر مطلق، فقر نسبي، فقر ذهني و. . .‌
در اندازه گيري خط فقر، "در آمد" كه شامل مصرف و پس انداز است، معمولا به عنوان بهترين شاخص براي اندازه گيري سطح زندگي معرفي مي‌‌شود. اغلب عنوان مي‌‌شود كه امكان دارد فرد خاصي سطح زندگي پايين‌تر از در آمد خود را انتخا ب كند، اما بايد توجه كرد كه اين موضوع يك امر اختياري است و نه به خاطر كمبود در آمد. بدين ترتيب در آمد مي‌‌تواند شاخصي از فقر باشد. به نحوي كه فرصت‌‌هاي مصرفي را براي فرد يا خانوار ايجاد مي‌‌كند. اما در استفاده از در آمد به عنوان جايگزيني براي رفاه خانوار معايبي وجود دارد‌، لذا در مطالعات تجربي براي اندازه گيري خط فقر معمولا به هزينه ‌‌هاي خانوار توجه مي‌شود.‌ اگرچه ممكن است هزينه يك خانوار كمتر از درآمد آن باشد، اما فرض وجود پس‌انداز براي خانوار‌‌هاي فقير نمي تواند صادق باشد و بدين ترتيب مي‌توان فرض كرد كه در ميان خانوار‌‌هاي فقير، تمامي درآمد خانوار، صرف تامين هزينه ‌‌هاي زندگي مي‌شود.‌ استفاده از متغير هزينه خانوار به عنوان جايگزيني براي در آمد، به خصوص هنگامي كه افراد در گزارش در آمد‌‌هاي خود مقادير كمتر از حد واقعي ابراز مي‌‌كنند، به دليل اراده نتايج سازگار در بررسي‌‌هاي فقر مرسوم است.‌ در اين تحقيق بر اساس داده‌هاي پيمايشي خانوار‌‌هاي شهري و روستايي كشور كه از سوي مركز آمار ايران در سال‌‌هاي مختلف جمع آوري شده است، جمعيت كشور به دو ناحيه كلي شهري و روستايي، بر اساس 9 منطقه جغرافيايي شامل استان‌‌هاي مختلف اما همگن تفكيك شده و در سال‌‌هاي مورد بررسي (1368، 1373،1378و 1380 ) به ترتيب سال ابتدايي برنامه اول، يك سال پس از پايان برنامه اول و شروع برنامه دوم، سال انتهايي برنامه دوم و يك سال پيش از برنامه سوم توسعه و نيز دومين سال برنامه سوم توسعه با استفاده از شاخص‌‌هاي فقر و تصريح يك خط فقر مناسب بررسي شده است و با به‌كارگيري تكنيك سلطه تصادفي، به مقايسه تطبيقي وضعيت فقر پرداخته شده است.‌

امکان شکل گیری شبکه روستایی در ایران

با مشاهده برخي برنامه‌هاي شبكه‌هاي ماهواره‌اي اين سؤال به ذهن رسيد كه ـ با پيشرفت نوين ارتباطي كه پخش برنامه‌هاي ماهواره‌اي را به طور مستقيم فراهم ساخته است و با در نظر گرفتن اين مطلب كه جلب توجه مخاطبان يكي از اهداف عمده رسانه‌هاي ارتباط جمعي به شمار مي‌رود ـ اين شبكه‌ها براي جلب توجه مخاطبان خود در سراسر دنيا و تأثيرگذاري هر چه بيشتر بر روي آنها به طور معمول از چه نوع برنامه‌هايي استفاده مي‌كنند؟
مشاهده برنامه‌‌هاي برخي از شبكه‌ها اين فرضيه را در ذهن شكل داد كه اغلب آنها براي حصول به هدف اساسي خود (جلب نظر مخاطبان) از برنامه‌هايي مانند فيلم، سريال، شو، موسيقي و ديگر برنامه‌هاي تفريحي و سرگرم‌كننده بيشتر از برنامه‌هاي علمي ـ آموزشي استفاده مي‌كنند.
براي روشن‌ساختن وضعيت اين فرضيه به تحليل محتواي كمي تعدادي از شبكه‌هاي 6 كشور اروپايي (آلمان، انگلستان، بلژيك، سوئيس، فرانسه و هلند) پرداخته شده است تا به دور از هرگونه داوري فردي و شخصي مشخص شود آيا برنامه‌هاي پخش شده از اين شبكه‌ها بيشتر جنبه تفريحي ـ سرگرمي دارد يا جنبه علمي ـ آموزشي؟
به اين منظور با مشاهده برنامه‌هاي شبكه‌هايي مانند ZDF، VOX، Arte(ge)، BBC1، BBC2، BBC Prime، AB3، Canal+، Sf1، TSR2، France2، ARTE، Nederland1، Nederland2 و Net5 و نيز با بهره‌گيري از سايت اينترنتي Euro TV و اتخاذ كنداكتور زمان پخش برنامه‌هاي شبكه‌هاي فوق، محتواي كمي برنامه شبكه‌هاي مذكور طي يك هفته از 13 تا 19 فوريه 2003 ميلادي مورد تحليل قرار گرفت.
در اين بررسي نكات زير مورد توجه قرار گرفت.
1ـ شبكه‌هاي مورد بررسي از شبكه‌هايي بودند كه به پخش انواع مختلف برنامه اعم از فيلم، سريال، كودك، خبر، مستند و ... اقدام مي‌كنند و صرفاً به نوع خاصي از برنامه مانند خبر، كودك، ورزش و ... نمي‌پردازند.
2ـ در انتخاب شبكه‌ها به دو طريق عمل شد :
الف) شبكه‌هاي مهم و مطرح دنيا مانند ZDF، VOX، BBC1 و ... كه به نظر مي‌رسيد از مخاطبان بيشتري نيز برخوردارند در اين بررسي به طور هدفمند انتخاب شدند.
ب) در مورد برخي شبكه‌ها مانند بلژيك، سوئيس و هلند كه از كشورهاي اروپايي مطرح بودند اما شبكه‌هاي چندان معروفي ندشاتند انتخاب شبكه‌ها به طور تصادفي انجام گرفت. البته با درنظر گرفتن اين نكته كه برنامه‌هاي اين شبكه‌ها نيز شامل انواع مختلف برنامه باشد نه يك يا چند نوع خاص.
3ـ به منظور انجام يك بررسي نسبتاً همه‌جانبه بر روي شبكه‌هاي كشورهاي مورد بررسي برخي شبكه‌هاي كارتي مانند SF1، France2، Nederland1 و Nederland2 نيز در اين بررسي گنجانده شدند.
4ـ در اين بررسي ارزيابي محتواي پيام‌هاي ارائه شده به لحاظ كيفي مورد نظر نبوده و صرفاً به صورت كمي، نوع برنامه‌هاي ارائه شده از يكديگر متمايز شده است.
با در نظر گرفتن اين نكات برنامه‌هاي شبكه‌هاي اروپايي ياد شده طي يك هفته از 13 تا 19 فوريه سال 2003 ميلادي به تفكيك فيلم، سريال، شو ـ موسيقي و برنامه‌هاي سرگرم‌كننده و متنوع، برنامه كودك، اطلاع‌رساني، ورزش، برنامه‌هاي علمي ـ آموزشي، برنامه‌هاي مستند (اغلب آنها درباره حيات وحش و زندگي حيوانات بود)، برنامه‌هاي ادبي ـ فرهنگي، برنامه‌هاي اقتصادي، برنامه‌هاي سياسي و برنامه‌هاي مذهبي مورد بررسي قرار گرفت و فراواني و درصد هر يك از آنها مشخص شد.
در اين ميان مواردي نيز مورد بررسي قرار نگرفته كه تحت عنوان «ساير برنامه‌ها» در جداول مشخص شده است. اين موارد خود دو گروه را شامل مي‌شود ك
الف) ميان برنامه‌ها، آگهي‌هاي تبليغاتي، برنامه‌هاي آشپزي، باغباني، تئاتر، گردشگري، مهاجرت، دوربين مخفي و ....
ب) برنامه‌هايي كه نوع آنها در اين بررسي نامشخص مانده بود.
با اين وصف از هر كشور 3-2 شبكه مورد بررسي واقع شد كه يافته‌هاي حاصل از آن به تفكيك هر شبكه در جداول شماره 1 تا 15 بر حسب روزهاي مورد بررسي و نوع برنامه‌هاي پخش شده آماده است.
پس از آن، برآورد اطلاعات حاصل از يك هفته بررسي شبكه‌ها در جدول شماره 16 و نمودار شماره 1 آورده شد تا مقايسه نوع برنامه‌ها را در شبكه‌هاي مختلف ممكن سازد.
منظور از «نوع برنامه» در كليه جداول مورد بررسي به شرح زير است :
فيلم : كليه فيلم‌هاي سينمايي يا داستاني كه مدت زمان پخش آنها به طور معمول بين 45 تا 90 دقيقه بوده است.
سريال : مجموعه‌هاي داستاني پيوسته و دنباله‌دار.
شو ـ موسيقي و برنامه‌هاي سرگرم‌كننده و متنوع : برنامه‌هايي كه با عنوان Show معرفي شده‌اند و يا به اجراي مختلف موسيقي و آواز توسط خوانندگان پرداخته‌اند. همچنين انواع مسابقات تلويزيوني كه اغلب آنها با موسيقي و آواز توأم بوده‌اند.
برنامه كودك : انواع انيميشن، كارتون و ديگر برنامه‌هايي كه تحت عنوان «برنامه كودك» از آنها نام برده شده است.
اطلاع‌رساني : كليه برنامه‌هايي كه در زمينه‌هاي گوناگون مانند آب و هوا، موسيقي، ورزش و ... اطلاعاتي به مخاطبان ارائه داده است.
ورزش : نمايش انواع مسابقات ورزشي مانند هاكي، اسكي، تنيس، فوتبال و ... و نيز مجله‌هاي ورزشي.
برنامه‌هاي علمي ـ آموزشي : برنامه‌هايي كه در زمينه علوم مختلف و نيز علوم رايانه‌اي به بحث پرداخته‌اند. همچنين دوره‌هاي آموزشي زبان مانند آموزش زبان انگليسي، سوئيسي و ...
برنامه‌هاي مستند : كليه برنامه‌هايي كه با عنوان Documentary معرفي شده‌اند و به مباحث واقعي و قابل استناد تكيه دارند مانند بررسي زندگي اشخاص، حيات وحش و ...
برنامه‌هاي ادبي ـ فرهنگي : برنامه‌هايي كه در زمينه ادبيات، شعر و مسائل فرهنگي مطالبي عنوان كرده‌اند.
برنامه‌هاي اقتصادي : برنامه‌هايي كه بيشتر بر تجارت، بازاريابي و ... تأكيد داشته‌اند.
برنامه‌هاي سياسي : برنامه‌هايي كه به مباحث مختلف در حوزه علوم سياسي در اروپا و ساير نقاط جهان پرداخته‌اند.
برنامه‌هاي مذهبي : برنامه‌هايي كه به بحث و بررسي پيرامون اديان مختلف مانند اسلام، مسيحيت، يهوديت، بوديسم و ... پرداخته‌اند.
ساير برنامه‌ها : كليه برنامه‌هايي كه در عناوين قبلي قرار نمي‌گيرد يا برنامه‌هايي مانند انواع ميان‌برنامه‌ها (آگهي‌هاي تبليغاتي، آنونس و ...)، برنامه‌هاي آشپزي، باغباني، گفتگوهاي مجريان تلويزيوني با هنرپيشه‌ها، ستاره هاي اروپا و ... را شامل مي‌شود و يا برنامه‌هايي كه مجموع همكاران اين گزارش نتوانسته‌اند آن را در انواع برنامه‌هاي مذكور در جدول قرار دهند.
به منظور بررسي اين فرضيه كه «شبكه‌هاي ماهواره‌اي اروپا براي جلب نظر مخاطبان از برنامه‌هايي مانند فيلم، سريال، شو، موسيقي و برنامههاي سرگرم‌كننده بيشتر از برنامه‌هاي علمي ـ آموزشي استفاده مي‌كنند»، سؤال‌هاي زير مظرح شد :
ـ مدت زمان پخش برنامه‌هاي مختلف تلويزيوني ماهواره‌اي در شبكه‌هاي مطرح و مهم آلمان چه‌قدر بوده است؟
ـ مدت زمان پخش برنامه‌هاي مختلف تلويزيوني ماهواره‌اي در شبكه‌هاي مطرح و مهم انگلستان چه‌قدر بوده است؟
ـ مدت زمان پخش انواع برنامه در شبكه‌هاي ماهواره‌اي كشور بلژيك چقدر بوده است؟
ـ مدت زمان پخش انواع برنامه‌هاي تلويزيوني ماهواره‌اي در شبكه‌هاي كشور فرانسه چقدر بوده است؟
ـ مدت زمان پخش برنامه‌هاي مختلف در شبكه‌هاي هلند چقدر بوده است؟
پاسخ به سؤال‌هاي فوق در جدول شماره 1 تا 15 آمده است كه در اينجا به هر يك از آن‌ها مي‌پردازيم.
* مدت زمان پخش برنامه‌هاي تلويزيوني ماهواره‌اي در شبكه‌هاي مطرح آلمان چقدر بوده است؟
نتايج نشان داد، با توجه به اين كه برنامه‌هاي محلي در شبكه‌هاي استاني پخش مي‌شود، اماكن دسترسي روستاييان به شبكه‌هاي استاني را افزايش دهند.
2ـ داده‌هاي تحقيق نشان مي‌دهد اكثر جوانان روستايي كشور از ميان 232 برنامه تلويزيوني كه به طور مرتب دنبال كرده‌اند به شش سريال تلويزيوني اشاره داشته‌اند كه اسامي آنها در متن مقاله آمده است. پيشنهاد مي‌شود اين شش سريال با روش تحليل محتوا مورد مطالعه قرار گيرند تا جنبه‌هاي مشترك آنها در سريالهاي ويژه جوانان روستايي مورد استفاده قرار گيرد.
3ـ با توجه به اين كه پخش برنامه‌هاي ورزشي در شبكه‌هاي مختلف سيما به ويژه در شبكه سوم مورد استقبال جوانان روستايي به ويژه مردان جوان روستايي قرار گرفته است و با توجه به اين كه فيلم‌هاي سينمايي و سريال نيز مورد توجه خانم‌هاي جوان روستايي بوده پيشنهاد مي‌شود حجم اين دو نوع برنامه در برنامه‌هاي ويژه جوانان افزايش يابد.
4ـ در مورد به‌كارگيري لهجه‌هاي محلي در برنامه‌هاي سيماي جمهوري اسلامي ايران پيشنهاد مي‌شود ابتدا موضوع توسط يك گروه پژوهشي با عضويت جامعه‌شناس روستايي، مردم‌شناس، زبان‌شناس و با روش پژوهش مشاركتي فعال (P.R.A) در روستاهايي كه به اين امر حساسيت دارند مورد تحقيق قرار گيرد و سپس نتايج آن در تهيه برنامه‌هاي تلويزيوني و راديويي استفاده شود.
5ـ براي مشخص شدن زمان و فصل مناسب پخش برنامه‌هاي تلويزيوني ويژه جوانان روستايي پيشنهاد مي‌شود حداقل يك كار پژوهشي در هر يك از مناطق مختلف روستايي كشور انجام شود و نتايج آن در همان مناطق مورد استفاده قرار گيرد.

تكرار پيام ¬ تأثير پيام
مدت زمان پيام¬ تأثير پيام
اما تامسن (Thomsen) معتقد است كه برنامه بايد براي يك مدت زمان طولاني توجه مخاطب را به خود جلب كند (مانند سريال‌ها).
برنامه به صورت سريال ¬ تأثير پيام

منابع
1. Damazedier, Joffre. Television and Rural Adult Education. UNESCO, Paris, 1956.
2. Bertrand, Alvin Lee. Television in Rural Louisiana, T.V. Broadcasting, Louisiana, U.S.A, 1958.
3. Unesco Rural television in Japan, Unesco, Paris, 1960.
4. Radio Free Europe Access To Television and Radio in rural Hungar Munich, 1974.
5. Agrawal, Biond C. Television Comes To village: Ahmedabad, India, 1978.
6. Sachchidananda. Communication in a Rajasthan Village Ahmedabad, India, 1979.
7. Agrawal, Binod C. Women, Television, and Rural Development. Ahmedabad, India, 1980.
8. Agrawal, Bionde C. Satellite Television in a Bihar village, Ahmedabad, India, 1981.
9. University of Alaska, Social and Cognitive Effects of Introdoction to Television on Rural Alaska, Native Children Fairbanks, 1984.
10. Chu, Godwin C. Social impact of Satellite Television in Rural (Indonesia), Singapoure, 1991.
11. Rao, B.S.S. Television for Rural Development, New delhi, India, 1992.
12. Pokharapurkar, Raja Rural Development Trough Comunity Television, New Delhi, 1993.

امكان‌سنجي طراحي شبكه يكپارچه برنامه‌هاي كشاورزي و روستايي

مقدمه
علي‌رغم آن كه درصد بالايي از جمعيت كشور ما در روستاها زندگي مي‌كنند و روستاييان كشور بخش عمده‌اي از مخاطبان شبكه‌هاي راديو و تلويزيون ملي را تشكيل مي‌دهند، تحقيقات تأثيرسنجي و نظرسنجي به عمل آمده توسط مؤسسات تحقيقاتي، عمدتاً در شهرها انجام شده و آثار رسانه بر جمعيت روستايي كشور به ندرت مورد ارزيابي و بررسي دقيق قرار گرفته است. اين درحالي است كه با وجود تفاوت‌هاي آشكار فرهنگي اجتماعي بين جوامع شهري و روستايي خوراك رسانه‌‌اي كه به هر دو جامعه عرضه مي‌شود يكسان است. تا چند دهه پيش از براي محققان علوم اجتماعي؛ تلويزيون يك رسانه شهري به حساب مي‌آمد مطالعات مربوط به آن عمدتاً در شهرها انجام مي‌گرفت و حضور اين رسانه در روستاها كمتر مورد توجه قرار داشت. نمونه اين مطلب را مي‌توان در تحقيقات و نظرسنجي‌هاي انجام شده در مراكز تحقيقاتي صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران نيز مشاهده كرد كه در مقابل صدها نظرسنجي انجام گرفته در شهر تهران و برخي شهرستان‌ها، يك مورد نظرسنجي مستقل در مورد پيام‌گيران روستايي انجام شده است و اين درحالي است كه بيش از پنجاه سال است روستاييان ايران از راديو استفاده مي‌كنند و پس از انقلاب اسلامي و با ورود برق به روستاهاي كشور، بهره‌مندي آنان از تلويزيون نيز گسترش چشمگيري يافته است چنان كه سال‌ها است بيش از 80 درصد روستاييان كشور از تلويزيون استفاده مي‌كنند.
در ساير كشورها نيز تحقيقات رسانه در روستاها در مقايسه با مجموعه تحقيقات انجام گرفته بسيار ناچيز است كه در اينجا به برخي از آنها اشاره مي‌كنيم :
1ـ نخستين بار در سال 1956 يك گزارش پژوهشي با عنوان (تلويزين و آموزش بزرگسالان روستايي) توسط يونسكو منتشر شد كه مجري آن «جوفردومازيه» بود.
2ـ دو سال بعد (1958) گزارش پژوهشي ديگري با عنوان (تلويزيون در روستاهاي لوئيزياناي امريكا) منتشر شد كه مجري آن «الوين.لي.برتراند» بود.
3ـ در سال 1960 گزارش پژوهشي كه به همت يونسكو در ژاپن انجام شده بود، در پاريس منتشر شد. عنوان اين تحقيق «تلويزيون روستايي در ژاپن» است. در اين تحقيق مسائلي مانند (نقش تلويزيون در آموزش روستاهاي ژاپن)، (آموزش بزرگسالان در روستاهاي ژاپن) و همچنين (پخش برنامه‌هاي تلويزيوني در روستاهاي ژاپن) مورد بررسي قرار گرفته اس.
4ـ در سال 1974 تحقيق ديگري توسط راديو آزاد اروپا به صورت نظرخواهي عمومي انجام گرفت كه نظر روستاييان كشور مجارستان را در مورد تلويزيون و راديو در روستاهاي آن كشور مورد بررسي قرار داده بود.
5ـ ورود تلويزيون به روستاهاي هند تقريباً در سال 1977 اتفاق افتاد، تا آن زمان در روستاهاي هند فقط معدودي از ثروتمندان گيرنده تلويزيوني داشتند.
از سال 1977 همراه با تلويزيون به روستاهاي هند، چند پژوهش با عنوان (تلويزيون در روستاهاي هند) توسط محققان هندي انجام مي‌شود كه اولين مورد آن تحقيق (بي‌يوند.‌سي. آگراوال) با عنوان «ورود تلويزيون به روستا» است. گزارش اين تحقيق در سال 1978 در احمد‌آباد هند منتشر شد و مورد توجه جامعه‌شناس و ارتباطات قرار گرفت.
در اين تحقيق مسائلي چون جنبه اجتماعي پخش تلويزيوني در روستاهاي هند و نقش قمر مصنوعي در ارتباطات راه‌ دور روستاهاي هند مورد بررسي قرار گرفته است. اهميت اين تحقيق به اين دليل است كه همراه با ورود وسيع تلويزيون به روستاها انجام شده است و تأثير اين رسانه بر روستاها را در فرايند تغيير، مورد مطالعه قرار داده است.
6ـ در همان سال‌هاي اوليه ورود فراگير تلويزيون به روستاهاي هند، پژوهش ديگري توسط يك محقق هندي به نام «ساچااينداناندا» انجام گرفت كه موضوع آن «ارتباطات در روستاهاي راجستان هند» بود. گزارش اين تحقيق در سال 1979 در احمد‌آباد هند منتشر شد. در اين تحقيق، نقش تلويزيون در توسعه اجتماعات كوچك روستايي هند (منطقه باهاترا)، نقش تلويزين در آموزش روستاهاي هند در همان منطقه و در نهايت نقش قمر مصنوعي در ارتباطات راه‌دور هند مورد بررسي قرار گرفته است.
7ـ در سال 1980 بي‌يوند.سي.آگراوال گزارش تحقيق دوم خود را با عنوان (زنان، تلويزيون و توسعه روستايي) در يكي از روستاهاي راجستان انجام شده بود منتشر كرد، موضوع‌هايي كه در اين تحقيق مورد توجه قرار گرفته عبارتند از : زنان و توسعه روستايي در راجستان هند و زنان و ارتباطات در روستاهاي راجستان هند.
اين گزارش نيز در احمد‌آباد هند منتشر شده است.
8ـ در سال 1981، بي‌يوند.سي. آگراوال گزارش تحقيق سوم خود را در اين زمينه منتشر كرد. عنوان اين تحقيق، تلويزيون‌هاي ماهواره‌اي در روستاهاي بي‌هار هند است كه محقق بخش عملي آن را در يكي از روستاهاي هند به نام روستاي اسمالپور در منطقه بي‌هار انجام داده است.
گزارش مربوط به اين پژوهش داراي چهار بخش عمده است كه عبارتند از :
1ـ تلويزيون در توسعه اجتماعات كوچك هند (مطالعه‌اي موردي در روستاي اسمالپور هند)
2ـ وجه اجتماعي پخش تلويزيوني درهند (مطالعه‌اي موردي در روستاي اسمالپور هند)
3ـ تلويزيون و آموزش در هند (مطالعه‌اي موردي در روستاي اسمالپور هند)
4ـ قمر مصنوعي در ارتباطات راه دور (مطالعه‌اي موردي در روستاي اسمالپور هند)

9ـ در سال 1984 دانشگاه آلاسكا گزارش تحقيقي را با عنوان اثرات اجتماعي و ادراكي ورود تلويزيون به روستاهاي الاسكا بر كودكان بومي اين روستا منتشر كرد. در اين تحقيق كه توسط نورما.فوربي در شوراي تكنولوژي آلاسكا انجام شده است موضوع‌هاي زير مورد بررسي قرار گرفته است.
ـ كودكان اسميكوها در آلاسكا
ـ تلويزيون و كودكان در آلاسكا
ـ جنبه‌هاي روان‌شناختي تلويزيون
ـ همسان‌سازي فرهنگي در سرخپوستان شمال آمريكا
ـ همسان‌سازي فرهنگي، اسميكوها
10ـ در سال 1991، مركز اطلاعات تحقيقات ارتباط جمعي آسيا كه مركز آن در سنگاپور است دست به انتشار گزارشي با عنوان اثرات اجتماعي تلويزيون‌هاي پخش ماهواره‌اي در روستاها زد كه تحقيق آن در روستاهاي اندونزي و توسط شخصي به نام گودوين سي‌. چو انجام شده بود. در اين تحقيق، موضوع پخش مستقيم ماهواره‌اي و مسائل اقتصادي روستاهاي اندونزي و همچنين پخش مستقيم ماهواره‌اي و مسائل اجتماعي روستاهاي اندونزي مورد بررسي قرار گرفته سات.
11ـ سال 1992 سالي بود كه تلويزيون در روستاهاي هند فراگير شد. تعداد دستگاه‌هاي گيرنده تلويزيوني كه در سال 1977 حدود 680000 دستگاه بود در سال 1985 به حدود ده برابر يعني 6750000 دستگاه رسيد و اين زماني بود كه تلويزيون در بسياري از روستاهاي هند حضور پيدا كرده بود.
بي‌شك اين حضور فراگير به اين ليل بود كه بانو ايندراگاندي، نخست‌وزير وقت هندوستان، تلويزيون را ابزار مهمي براي سرعت‌بخشيدن به توسعه روستايي مي‌دانست و از آن پشتيباني مي‌كرد.
در اين فرآيند، محقق برجسته هندي «بي‌.اي.رائو» تحقيق ارزشمندي را با عنوان تلويزيون براي توسعه روستايي انجام داد كه مورد توجه محققان توسعه و ارتباطات قرار گرفت.
در اين تحقيق رائو به نقش تلويزيون در توسعه روستايي هند توجه كرده است. اين تحقيق در سال 1992 در دهلي منتشر شد.
12ـ تحقيق ديگري كه در سال 1993 در هند منتشر شد، نتيجه كاري بود كه يك محقق هندي به نام راجا، پوخاراپوركار با عنوان توسعه روستايي از طريق تلويزيون محلي انجام داده بود. در اين تحقيق موضوع‌هايي مانند تلويزيون در توسعه روستايي هند، وسايل ارتباط جمعي در توسعه اجتماعات كوچك هند و توسعه روستايي در هند مورد توجه قرار گرفته است.
در كشور ما ايران، از سال 1370 به بعد، حداقل چهار پژوهش در زمينه رسانه‌ها در روستاهاي كشور انجام شده كه پژوهشگران آنها به همه رسانه‌ها به ويژه مطبوعات در روستا توجه كرده‌اند ولي تا سال 1378، هيچ پژوهشي در زمينه جوانان روستايي و تلويزيون انجام نشده است.
در سال 1378 به اهتمام مركز تحقيقات صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، محقق، پژوهشي را با عنوان «بهره‌مندي جوانان روستايي از تلويزيون» در سطح روستاهاي 20 استان كشور آغاز كرد كه گزارش آن در خرداد ماه 1379، در اختيار مركز تحقيقات صدا و سيما قرار گرفت.
هدف از انجام اين پژوهش كسب شناخت بيشتر درمورد ميزان و چگونگي استفاده جوانان روستايي كشور از برنامه‌هاي مختلف تلويزيوني بود. در اين تحقيق از روش پيمايشي و نظرسنجي استفاده شده و براي جمع‌آوري اطلاعات از فن پرسشنامه و پرسشگري حضوري از جوانان روستايي در محل روستا بهره‌گيري شده است.
جامعه مورد مطالعة اين تحقيق كليه جوانان 15 تا 24 ساله ساكن در روستاهاي كشور را با يك نمونه 9000 نفري شامل مي‌شود. در نهايت كلية اطلاعات مورد نياز از 8710 نفر از جوانان روستاهاي 20 استان كشور دريافت شده است.
پس از اين كه برنامه‌هاي شبكه‌هاي ماهواره‌اي 6 كشور اروپايي شامل آلمان، انگلستان، بلژيك، سوئيس‌، فرانسه وهلند مورد بررسي قرار گرفت، نتايج كلي حاصل در جدول شماره 1 درج شد.
اين جدول كه به توزيع مدت زمان پخش برنامه‌ها به تفكيك كشور، شبكه و نوع برنامه مي‌پردازد، نشان مي‌دهد عمده‌ترين نوع برنامه پخش شده از شبكه‌هاي مورد بررسي فيلم (16 درصد) و سريال (13 درصد) بوده است. شو ـ موسيقي و برنامه‌هاي سرگرم‌كننده (8 درصد)، اطلاع‌رساني (7 درصد)، ورزش (5 درصد) و برنامه كودك (4 درصد) به ترتيب دقايقي از پخش برنامه‌هاي شبكه‌هاي مورد بررسي را به خود اختصاص داده‌اند.
برنامه‌هاي علمي ـ آموزشي و نيز بنرامه‌هاي مستند (هر يك با 3 درصد)، برنامه‌هاي سياسي (با 2 درصد)، برنامه‌هاي ادبي ـ فرهنگي، اقتصادي و مذهبي (هر كدام با 1 درصد) تا حدودي برنامه‌هاي اين شبكه‌ها را پوشش داده‌اند. .

جمعه، اسفند ۲۴، ۱۳۸۶


دستورالعمل اجرايي FFS : مدرسه در مزرعه

مقدمه
با افزايش سطح آگاهي عمومي و ارتقاء سطح كمي و كيفي دسترسي به اطلاعات به صورت نسبي در هر جامعه‌اي بسته به شرايط خاص خود در دنياي امروز، نظام‌هاي انتقال دانش و تكنولوژي و اطلاعات در فرآيندهاي توسعه را از بعد ابزارها و روشهاي مورد بهره‌برداري دچار تحول نموده است. در جهان امروز با شرايط فوق الذكر ابزارهاي انتقال يك طرفه و حتي دوطرفه ارتباطي در فضاي تعيين شده بين منبع و گيرنده به لحاظ اثربخشي تكنولوژي و دانش مورد انتقال و هم چنين كاربست آن در محيط عملياتي و تثبيت آن از ابعاد استمرار كاربرد، سطح كاربرد، سازگاري، پشتيباني، كارايي خود را از دست داده و در يك فرآيند جايگزين با روش‌هاي مشاركت مدار عملياتي قرار گرفته‌اند.
اصلاح رفتار حرفه‌اي كشاورزان و انتقال دانش و تكنولوژي نوين و كارآمد به سطح واحد بهره‌برداري در راستاي توسعه پايدار كشاورزي امروزه ركن اصلي برنامه‌هاي توسعه كشاورزي مي‌باشد. از جمله ابزار و شيوه‌هاي مشاركت محور عملياتي اثربخش در اين زمينه شيوه مدرسه در مزرعه يا FFS (Farmer Field School) مي‌باشد.
اين شيوه در سطح جهان با رويكرد IPM مورد استفاده قرار گرفته و در توسعه و گسترش IPM از توفيقات زيادي برخوردار بوده است. كاربرد اين روش در ايران نيز به صورت الگويي با همين رويكرد IPM/FFS سابقه سه ساله دارد.
يافته‌هاي حاصل از آخرين نشست مشترك مجريان سايت‌هاي الگويي IPM/FFS كه در تاريخ ارديبهشت ماه سال 85 به مدت سه روز در بندر اندزلي تشكيل گرديد و هم چنين مباحث مطروحه در اين نشست از سوي مجريان استاني نشان دهنده عدم درك يكنواخت و هماهنگ از اين رويكرد IPM/FFS و هم چنين كاربرد آن به روشهاي متنوع مي‌باشد كه اين موضوع مطمئناً، تجزيه و تحليل يافته‌هاي حاصل و هم‌چنين ارزيابي دقيق فعاليتها را به منظور يك نتيجه‌گيري با مشكل مواجه خواهد نمود. در اين راستا دستورالعمل اجرايي شيوه FFS با رويكرد IPM/FFS تهيه و تدوين گرديده است.





تاريخچه
در سال 1960 فائو كميته‌اي براي نظارت و مسائل ناشي از مقاومت آفات در برابر سموم شيميايي و تدوين استانداردهاي ايمني باقيمانده سموم تشكيل داد.
در سال 1965 سميناري در مورد IPM برگزار شد.
در سال 1967 فائو با همكاري برنامه عمران ملل متحد (UNDP) پانل كارشناسي در زمينه كنترل آفات تشكيل داد كه بعدها به IPM تغيير نام پيدا كرد.
در سال 1968 FAO تعريفي بدين مضمون براي IPM ارائه كرده است.
شيوه‌اي در مديريت آفات كه طي آن محيط زيست و جمعيت فعال آفات خاص را مد نظر قرار داده و از تمام فنون و الگوهاي مناسب به عنوان يك روش امكان‌پذير و سازگار استفاده مي‌نمايد.
در سال 1987 FAO با تصويب گزارش برنامه مشترك ما حركت به سمت توسعه كشاورزي پايدار را آغاز كرد.
در سال 1988 فائو تعريف كشاورزي و توسعه روستايي پايدار را تصويب كرد .
در سال 1991 اولين سمينار توسعه پايدار در هند برگزار شد و در سال 1992 كنفرانس محيط زيست و توسعه نقش IPM در برنامه‌ها و سياست‌هاي كشاورزي مانند ساير فعاليت‌ها مهم تلقي كرده و براي اجراي آن دستورالعمل 21 موردي را پايه‌گذاري كرد.
و در سال 1995 كميته كمك توسعه سازمان همكاري مشترك اقتصادي و توسعه راهنماي مديريت آفات را منتشر كرد.
در سال 1996 جلسه سران كشورها در FAO منتهي به تنظيم قطعنامه رم براي امنيت غذايي و برنامه‌هاي اجرايي غذايي جهان شد.
درطول دهه 1980 در كشورهاي جنوب و جنوب شرق آسيا در مورد محصول برنج به صورت موفقيت‌آميز اجرا شد.
اين پروژه در 9 كشور شامل بنگلادش، چين، هند، اندونزي، مالزي، فيليپين، سريلانكا، تايلند و ويتنام در سه مرحله انجام شد كه دهه اول آن از 80 تا 86 مرحله دوم از 1987 آغاز و تا 1992 طول كشيد.

1- تعاريف
1-1- مدرسه در مزرعه : (FFS) Farmer Field School
الف ـ مدرسه در مزرعه : يك شيوه آموزشي ترويجي با ماهيت مشاركتي مبتني بر يادگيري مزرعه‌اي است.
ب ـ در روش مرسوم به مدرسه در مزرعه (FFS)، كشاورزان در قالب آموزش مشاركتي كشاورزمدار (FPT) آموزش مي‌بينند، و در جريان اين آموزش‌ها با نحوه مشاهده و يادداشت‌برداري از جزئيات كار و نيز چگونگي انجام آزمايشهاي ساده و تفسير و تحليل نتايج حاصل از يافته‌ها آشنا مي‌شوند.
ج ـ آموزش‌هاي ارائه شده در قالب مدرسه در مزرعه براساس ارتقاء سطح مهارت‌هاي تحليلي و قدرت تفكر انتقادي كشاورزان است تا بتوانند تصميم‌هاي بهتري اتخاذ كنند، با شيوه ها و عمليات اصولي كشاورزي آشنا شوند و درك و شناخت لازم را نسبت به فعل و انفعالاتي كه در بوم سازه‌هاي كشاورزي صورت مي‌گيرد به دست آورند. ارتقاي دانش به نوبه خود در بهبود روشهاي كشت، تصميم‌هاي مربوط به نهاده‌ها و بازدهي محصولي تجلي مي‌يابد.

2-1- IPM : مديريت تلفيقي آفات
IPM : Integrated Pest Management
سازمان خواربار كشاورزي : IPM را شيوه‌اي در مديريت آفات كه طي آن محيط زيست و جمعيت فعال آفات خاص را مد نظر قرار داده و از تمام فنون و الگوهاي مناسب به عنوان يك روش امكان‌پذير و سازگار استفاده مي‌نمايد، نتيجتاً جمعيت آفات را كنترل و در زيرسطح آستانه زيان اقتصادي نگه مي‌دارند. يا به بيان ديگر مديريت تلفيقي آفات (IPM)، راهكاري براي محافظت از محصول بر پايه مديريت كشت بوم است كه از طريق تعادل طبيعي، مخاطرات ناشي از آفات را كاهش مي‌دهد.

3-1- IPPM : رويكرد مشاركت در مديريت تلفيقي آفات
Integrated participatory pest management
اين رويكرد راهكاري براي ترويج كشاورزي است كه توسط كشاورزان هدايت مي‌شود و كشاورزان را كمك مي‌كند تا مديريت تلفيقي را درك كرده و به كار گيرند. اين رويكرد يك جريان پيوسته شناخت است كه كشاورزان را توانمند مي‌كند تا خودشان كشت بوم مزرعه‌شان را بشناسند و براساس دانش دست اولي كه از طريق تجربه مي‌آموزند تصميم‌گيري‌هاي لازم و منطقي را براي مديريت مزارع خود اتخاذ نمايند.
آموزش در اين رويكرد جاي خود را به يادگيري و توانمندسازي دائمي مي‌دهد كه بسيار فراتر از مبارزه با آفت است، زيرا تغذيه گياهي، مديريت خاك و مديريت آبياري را نيز دربرمي‌گيرد.
و يا مديريت تلفيقي مشاركتي شيوه‌اي است كه در جريان آن كشاورزان دانش خود را در زمينه كشت بوم افزايش مي‌دهند و توان تصميم‌گيري خود را براي اين كه چگونه مزرعه خودشان را اداره كنند بالا مي‌برند، كشاورزان ياد مي‌گيرند تا با استفاده از تجربيات كه از مزرعه بدست مي‌آورند، راه حل‌هاي مشكلات خود را طرح‌ريزي كنند.
به عبارتي ديگر IPPM = تلفيقي از كنترل بيولوژيك، ارقام مقاوم، عمليات مناسب كشاورزي و استفاده حداقل و يا صفر از سموم، بهترين انتخاب براي آينده است كه توليد را تضمين، هزينه‌ها را كاهش و به كشاورزي پايدار كمك مي‌كند كه با توجه به توانمند شدن كشاورزان استفاده توأم از هر كدام اينها توسط مديران مزارع انجام مي‌گيرد.

خصوصيات
با نگاهي دقيق به تعاريف ارائه شده‌ از IPPM, IPM, FFS مي‌توان خصوصيات ذيل را در هر يك از اين تعاريف تشخيص داد :
FFS :
1ـ يك روش است.
2ـ مبتني بر مشاركت است.
3ـ مبتني بر يادگيري مزرعه‌اي است.
4ـ يادگيري در اين شيوه مبتني بر يادگيري مزرعه‌اي است.
IPM :
1ـ روش است.
2ـ روشي است براي مديريت آفات.
3ـ مبتني بر كاربرد تمام فنون و الگوهاي مناسب براي مبارزه با آفت است.
4ـ هدف از آن كنترل جمعيت آفات در زير آستانه زيان اقتصادي است.

IPPM :
1ـ رويكردي است براي ترويج IPM
2ـ مبتني بر مشاركت است.
3ـ توسط كشاورزان هدايت مي‌شود.
4ـ يك جريان پيوسته شناختي - تحليلي است.
5ـ بر پايه كشت بوم مزرعه استوار است.
6ـ هدف فراتر از مبارزه با آفت است.
7ـ هدف توان طراحي راه حل مشكلات براساس تجربيات مزرعه‌اي است.

4-1- IPM / FFS
مداقه در تعاريف و خصوصيات ارائه شده براي هر كدام از مفاهيم FFS، IPM ، IPPM بيانگر تطابق كامل IPPM با IPM/FFS است چرا كه عنصر مشاركت در IPPM يا همان Participatory از طريق كاربرد شيوه FFS در ترويج و توسعه مديريت تلفيقي آفات (IPM) ميسر مي‌گردد كه در واقع همان رويكرد مشاركتي در مديريت تلفيقي آفات است.

مؤلفه‌هاي اساسي IPM / FFS
بر پايه آنچه كه در فوق آمد مي‌توان مؤلفه‌هاي اساسي IPM/FFS را به شرح ذيل بيان نمود :
1ـ فن مدراي يا تأكيد در كاربرد اصول فني در مبارزه با آفات به صورت تلفيقي با تكيه مديريت كشت بوم مزرعه
2ـ مشاركت مداري يا هدايت شده و اجرا شده توسط گروههاي كشاورزان
3ـ عرصه مداري يا يادگيري در عرصه توليد
4ـ بنا شده بر اساس اصول اساسي چگو.نگي ورود به جوامع محلي
5ـ داراي كاركرد سيستميك (نگاه فرابخشي و چندوجهي به عرصه توليد)
6ـ هدف‌گذاري شده براساس توانمندسازي و پايداري جوامع محلي
7ـ ايجاد ارتباط پويا و دوطرفه بين كشاورز، ترويج، تحقيق، اجرا


اصول IPM / FFS
1ـ توليد محصول سالم
2ـ شناخت و تحليل كشت بوم
3ـ حفظ دشمنان طبيعي
4ـ تبديل بهره‌برداران به مديران توليد
5ـ توسعه كمي و كيفي محصول

هدف كلي IPM / FFS :
دستيابي به الگويي پايدار در توليد محصولات كشاورزي با مشاركت بهره‌برداران با تكيه بر مديريت خاك، آب، آفات و به طور كلي مديريت مزرعه با تكيه بر نهادينه‌كردن دانش در بين جوامع محلي

اهداف اختصاصي :
ـ توانمند نمودن كشاورزان و كارشناسان در اعمال مديريت محصول براساس شناخت كشت بوم زراعي مزرعه مبتني بر رويكرد سيستميك از بذر تا بذر
ـ كاهش هزينه‌هاي توليد و در نتيجه افزايش درآمد
ـ حفظ محيط زيست، سلامت گياه، سلامت توليدكننده و مصرف‌كننده
ـ تلفيق دانش بومي و روز از طريق توسعه مشاركتي تكنولوژي
ـ برقراري ارتباط عملياتي پويا و دوطرفه بين كشاورز، تسهيلگر (ترويج)، كارشناس (محقق اجرا) در تمامي مراحل برنامه‌ريزي، اجرا، ارزيابي
ـ تبديل كشاورزان به مديران مزارع از طريق يادگيري مزرعه‌اي در طي دو فصل و توسعه از طريق خود آنها
ـ فراهم شدن امكان انتقال دانش و تجربه از طريق كشاورز به كشاورز

نقات قوت
ـ توانمندكردن كشاورزان در مورد مسائل مزارع ـ تقويت مديريت مزرعه
ـ وجود مزارع (مدرسه در مزرعه) مشاركتي باعث حل بسياري از مسائل اساسي موجود در منطقه مي‌شود.
ـ يادگيري به سبب جلسات هفتگي مرتب
ـ تقويت گفتگو و تبادل نظر و تجربه
ـ ايجاد روحيه مشاركت در گروه
ـ ايجاد حسن خوداتكايي و عدم وابستگي
ـ برنامه‌ريزي جهت بهره‌برداري بهينه از منابع موجود
ـ يادگيري ناشي از عمل
ـ بررسي راهكارهاي مناسب جهت حل مشكلات توسط خود گروه
ـ مسبب ايجاد تشكل كشاورزان بومي و منطقه‌اي
ـ تصميم‌گيري، برنامه‌ريزي و اجرا به صورت گروهي
ـ تقويت ارتباط بين كشاورزان و كارشناسان و انتقال تجربيات بين آنها
ـ اجراء نظر اجماع در مورد مسائل موجود
ـ انجام ارزيابي از فعاليت‌هاي انجام شده توسط گروه
ـ تشكيل صندوق مشاركتي جهت شكل‌دهي تشكل در منطقه
ـ درگير شدن كشاورزان با مسائل مطروحه بصورت عملي
ـ شناخت حشرات مفيد ومضر و سيكل زندگي آنان
ـ شناخت زمان صحيح مبارزه با آفات
ـ توجه به دانش بومي
ـ ايجاد زمينه جهت حضور و شركت در نشست‌هاي منطقه‌اي و ملي
ـ توليد محصول ارگانيك
ـ تقسيم‌بندي و واگذاري مسئوليت به اعضاء
ـ توانمندشدن كارشناسان و مجريان وكشاورزان در زمينه مسئله‌يابي ـ نيازسنجي، اولويت‌بندي مسائل
ـ رسيدن به يافته‌هاي مناسب و جديد متناسب با شرايط منطقه‌اي
مقايسه شيوه FFS با شيوه‌هاي متعارف
شيوه جديد (مدرسه در مزرعه)
شيوه‌هاي رايج
1ـ در مزارع كارها به صورت عملي انجام مي‌گيرد.
2ـ به صورت عملي كار انجام مي‌شود و به صورت عملي آموزش داده مي‌شود.
3ـ از تجربه كشاورزان به صورت عملي استفاده مي شود.
4ـ توانمندسازي كشاورزان به وسيله كارشناسان با تكيه بر پيشينة قديمي‌ها
1ـ روش فقط به صورت تئوري بود.
2ـ در قالب حكم مطرح مي‌شد.
3ـ از بيرون براي كشاورزان تصميم‌گيري مي‌شد و در بيرون جامعه اجراء مي‌شد آن هم به صورت موردي
4ـ در نگرش و رفتار كشاورزان تغيير خاصي ايجاد نشده است.

با مقايسه جدول فوق مي‌توان مزاياي شيوه‌ FFS يا مدرسه در مزرعه را به شرح ذيل بيان نمود :
1ـ موقعيت مثبتي است كه كشاورزان شيوه كشاورزي مناسب و پايدار را فرا گيرند.
2ـ ديگر به كشاورزان فقط به عنوان يك مشتري استفاده كردن از فن‌آوري‌هاي ديگران نگاه نمي‌كنيم بلكه مديريت فردي كشاورزان آنان را به خودباوري رسانده و اين در توانمندشدن آنها نقش اساسي دارد.
3ـ اين شيوه علاوه بر مديريت تلفيقي آفات در بخش حفاظت از منابع طبيعي و توسعه پايدار نيز نتايج خوبي داشته است.
4ـ كلاً براي شروع هر نوع توسعه‌اي كه پايداري مورد نظر باشد، اين روش جالبي است يعني با اين روش مي‌توان بسيار راحت فرايندهاي بوم شناختي را مشاهده و از آن طريق بر عوامل طبيعي مزرعه خود اشراف داشت.
مثلاً وقتي بستر اين نوع فعاليت‌ها براي كشاورزان فراهم شد و آنها خودشان مشاهده كردند كه چطور ملخ توسط عنكبوت و يا اينكه كرم ساقه‌خوار برنج توسط ماهي خورده شد، اين انگيزه در كشاورزان به شدت تقويت شد تا از اين به بعد علاقه‌مند شوند تا همه چيز را در كشت بوم خودشان مشاهده كنند و آن را بهتر بشناسند. در واقع ديدگاه آنها نسبت به اكولوژي تغيير يافت و آنها را براي مشاهده حساس‌تر كرد.
5ـ در اين شيوه فقط مديريت تلفيقي آفات مورد توجه قرار نمي‌گيرد و تنها براي آن برنامه‌ريزي نمي‌شود بلكه همه چيز از آب و خاك و منابع طبيعي و تنوع زيستي و ساير موارد در نظر گرفته مي‌شود به گونه‌اي كه كشاورزان كارشناس متخصص بشوند تا بتوانيم به سوي كشاورزي پايدار حركت كنيم.
توجيه زيست محيطي و بهداشت حرفه‌اي و عمومي
در كشور افراد چندان توجهي به حفاظت خود در جريان استعمال آفت‌كش نشان نمي‌دهند، اطلاعات نسبت به امنيت و مخاطرات بهداشتي اندك بوده و آفت‌كش‌هاي سمي به راحتي قابل خريداري و دسترسي است. علي‌رغم سير صعودي مشكل مسموميت‌هاي ناشي از مواد آفت‌كش تماس‌هاي معمولي شغلي با اين مواد امري عادي تلقي مي شود. ضمناً استعمال آفت‌كش‌ تهديدي مستمر براي حيات وحش، موجودات زنده مفيد در خاك و كيفيت خاك به شمار مي‌آيد.
استفاده بيش از حد از سموم مي‌تواندجمعيت قورباغه‌ها، كرم‌هاي خاكي و زنبورها و حشراتي كه دشمنان طبيعي آفات هستند تأثير بگذارد حذف و ياكاهش مصرف سموم، آلودگي محيط زيست را كاهش مي‌دهد. حفظ و حمايت از طبيعت، پايه و اساس مديريت تلفيقي مي‌باشد. حفظ تعادل درمحيط زيست مانع شيوع ناگهاني آفات مي شود و از طرف ديگر شيوه يادگيري از مزرعه (FFS) كشاورزان را به صورت پاسداران طبيعت درمي‌آورد.
بكارگيري مديريت تلفيقي مشاركتي باعث استفاده كمتر ازسموم در نتيجه كاهش ميزان آلودگي كشاورزان به سموم و خطرات باقيمانده سموم در محصولات كشاورزي، غذايي و آب آشاميدني مي‌شود.

توجيه ملي و اقتصادي
1ـ در بسياري از مناطق زراعي، تعادل اكولوژيكي به دليل نابودي جمعيت دشمنان طبيعي آفات در اثر استفاده بي‌رويه سموم بهم ريخته است اين عدم تعادل موجب شده است تا آفات با سرعت بيشتري تكثير شوند، مقاومت آنها در مقابل سموم آفت‌كش افزايش يابد و اين بحران موجب مصرف سموم بيشتري مي‌شود كه در نهايت قادر نيستند ازكاهش عملكرد جلوگيري كنند در برخي از كشورها بروز چنين بحراني، اثرات منفي و زيان‌باري بر اقتصاد ملي گذاشته است.
متأسفانه هنوز اين تصور وجود دارد كه مصرف سموم اولين گام براي مبارزه با آفات است. با وجودي كه استفاده از سم بعضي اوقات توجيه‌پذير است، ولي مصرف سم در سطح گسترده كنوني مورد نياز نيست ضمناً هزينه‌هاي بهداشتي ناشي از مسموميت و بيماري، هزينه‌هاي سالم‌سازي آب آشاميدني و محيط زيست آلوده به مواد شيميايي كاهش جمعيت حشرات مفيد، آبزيان اغلب در پشت ساير هزينه‌ها به صورت مخفي و پنهان باقي مي‌ماند.
IPM راه‌حل جايگزيني به جاي مصرف درازمدت سم و يا «دور باطل آفت‌كش»‌ است نتايج حاصل از اعمال مديريت تلفيقي مشاركتي مبين كاهش سمپاشي‌ها مي‌باشد و ضمناً نشان داده است كه مصرف سم نه تنها هيچ‌گونه توجيه اقتصادي ندارد، بلكه از ديدگاه حفظ محصول پسنديده و مطلوب نيست و اين كاهش مصرف سموم اثر مهمي در سود خالص كشاورزان دارد.
2ـ دسترسي به بازارهاي اروپايي با بازارهاي داراي استانداردهاي دقيق و مشخص.
شرايط سخت‌گيرانه اروپا از اواسط سال 2001 مبني بر حداكثر ميزان رسوب آفت كش (MRL) يا ميزان مجاز رسوب مواد شيميايي، به معناي آن است كه اجتماعي عودت محصولات صادراتي از دروازه‌هاي اروپا روز به روز بيشتر مي شود و همين امر مي‌تواند پايداري نظام‌هاي كشاورزي و اقتصادي كشور صادركننده را تضعيف كند.
همان‌گونه كه گفته شد براي راه‌اندازي مدرسه در مزرعه، يك گروه كاري شامل 25-15 كشاورز بايد شركت داشته باشند كه به سه تا پنج گروه پنج نفره تقسيم مي‌شوند.
برگزاري مدرسه در مزرعه، به طور هفتگي و در طول فصل كشت برگزار مي‌شود. هر كدام ازگروه‌هاي كاري بايد پنج فعاليت زير را در طول يك روز كاري مورد توجه قرار دهند : (ذكر ساعت مثال مي‌باشد.)
1ـ ساعت 5/7 تا 5/8 مشاهده مزرعه تحقيقاتي خودشان
2ـ 5/8 تا 15/9 تجزيه و تحليل كشت بوم زراعي
3ـ 15/9 تا 10 ارائه تحليل ومشاهدات از طريق بحث گروهي
4ـ 10 ا 30/10 انجام تمرين‌هاي عملي از قبيل كار با ميكروسكوپ و ساير لوازم
5ـ 30/10 تا 12 انتخاب يك موضوع توسط گروه كاري و بحث گروهي در مورد آن در فعاليت اول اين كارها انجام مي‌گيرد :
هر گروه پنج‌نفره، 10 بوته از محصول را انتخاب و انواع حشرات روي آن را مشاهده كنند. سپس به كمك كارشناس، در مورد مراحل مختلف زندگي حشرات، توليد مثل و .... بحث و گفتگو مي‌كنند. در همين مرحله، وضعيت آب مانند شوري، قليائي، كمي و زيادي و .... را هم مورد بررسي قرارمي‌دهند.
حشرات ناشناخته را در كيسه‌هاي پلاستيكي كوچك جمع‌آوري و در فرصت ديگري به كمك كارشناسان و ريش‌سفيدان، مورد شناسايي بيشتر قرار مي‌دهند.
در فعاليت دوم اين كارها انجام مي‌گيرد :
تصاوير تمامي مشاهدات كشاورزان، روي كاغذهاي بزرگ نقاشي مي‌شود. اين نقاشي‌ها باعث مي‌شود كه تمركز آنها روي مسائل محيط زيست‌شان به طور دقيق و كامل به تصوير دربيايد و بعد از تحليل اين تصاوير و به دست آوردن نتايج اين تحليل‌ها، براي ادامه فعاليت‌ها برنامه هفته بعد تهيه مي‌شود. به عنوان مثال يكي ازگروه‌هاي كاري 6 حشره مضر و 8 دشمن طبيعي پيداكرده‌اند.
هر پنج گروه كاري بعد از اتمام مراحل بالا، نتايج كار گروهي را براي يكديگر بازگو ميكنند و سپس با مشاركت يكديگر نتيجه‌گيري مي‌كنند.
با اين روش مشاركت‌كنندگان تمريناتي را در زمينه فعاليت‌هايي كه در طبيعت و كشت بوم وجود دارد را به صورت عملي ياد مي گيرند.
به عنوان مثال قفس را به عنوان يك آزمايشگاه صحرائي خيلي ساده شامل يك چهار چوب محصور شده توسط توري درمزرعه نصب مي‌كنند و فضائي براي مشاهده فعاليت حشرات درنظر مي‌گيرند. يكي از كشاورزان تعدادي عنكبوت وملخ را جمع‌آوري كرده و در اين قفس‌ها رها كرده و مشاهده كرده كه ملخ‌ها آفت، و عنكبوت‌ها دشمنان طبيعي ملخ‌ها هستند.
بعد از چند روز عنكبوت تاري تنيده و ملخ را در تار زنداني كرده و خورده است.
اين فعاليت‌ها هسته‌ اصلي اين شيوه از يادگيري است و سبب مي‌شود تا تجارب با دانش بومي در همه ابعاد مختلف مطرح شود و دانش بومي را غني‌تر كند.
بحث‌هاي مشاركتي باعث مي‌شود تا برنامه‌ريزي به طور همه‌جانبه از سوي گروه طراحي شود اين نوع فعاليت‌هاي مشاركتي باعث مي‌شود كه ارزيابي كردن را به شركت‌كنندگان ياد دهند. از مهم‌ترين دستاوردهاي اين نوع فعاليت‌ها اين است كه مسائل با يكديگر مطرح وحل و فصل مي‌شوند.




روش اجرايي
ـ سازمان كار

كميته راهبري ملي IPM/FFS
ملي - منطقه‌اي
كميته راهبري IPM/FFS
استان
هسته كارشناسي فني برنامه‌ريزي IPM/FFS استان
هماهنگ‌كننده ملي پروژه
هماهنگ‌كننده اصلي پروژه
هسته كارشناسي اجرايي IPM/FFS شهرستان
گروه عملياتي دهستان IPM/FFS

















- كميته راهبري ملي IPM/FFS
اعضاء :
1ـ رياست مؤسسه تحقيقات آفات و بيماريهاي گياهي
2ـ مدير كل دفتر برنامه‌ريزي و هماهنگي ترويج (رياست كميته)
3ـ نمايندگان معاونت‌هاي زراعت، باغباني، دام
4ـ نماينده سازمان حفظ نباتات
5ـ تسهيلگر ملي IPM/FFS (دبير)

وظايف و مسئوليت‌هاي كميته راهبردي
ـ كميته راهبري پروژه مسئوليت تمام فرايند اجراي پروژه از شروع تا انتها شامل تهيه برنامه كاري، اجرا، نظارت و ارزشيابي و ... را بر عهده دارد كه هر يك از اين فعاليتها را مي‌تواند از طريق انتخاب بخشهاي دولتي و غيردولتي بعنوان مجري پروژه واگذار و عملياتي نمايد.
ـ ايجاد تفاهم و توافق بين بخشهاي دولتي و غيردولتي درگير در پروژه مهمترين نقش كميته راهبردي بخصوص در برطرف كردن موانع و ريسكهاي اجرايي پر وژه در كشور مي‌باشد.
مهمترين مسئوليتهاي كميته شامل موارد زير است :
1ـ انتخاب كارشناسان و متخصصان داخلي و فراهم كردن شرايط كاري و حمايت از فعاليتهاي آنها براساس ساختار پروژه
2ـ تصويب برنامه‌هاي كاري پروژه
3ـ تعريف و ايجاد ساختار سازماني و اجرايي در استانهاي محل اجراي پروژه بر اساس ساختار پروژه شامل كميته‌هاي اجرايي، گروههاي كاري و غيره.
4ـ تأمين امكانات اجرايي و وسائل فيزيكي مورد نياز براساس تعهدات انجام شده شامل اياب و ذهاب، نگهداري و حفظ امانت و غيره در مناطق اجراي طرح
5ـ تعيين مؤسسات، كارمندان، متخصصان، گروههاي كاري و نظارت بر فعاليت آنها.
6ـ بررسي و تهيه برنامه كاري در سطوح اجرايي براساس استانداردهاي پروژه
7ـ ارزيابي و پايش كليه مراحل اجرايي پروژه براساس استانداردهاي پروژه
8ـ ايجاد تعامل و ارتباطات بين بخشهاي درگير داخلي و بين‌المللي.
9ـ بررسي و تصميم‌گيري در ايجاد شبكه اطلاعات و اطلاع رساني داخلي و بين المللي
10ـ تصويب برنامه كلان براي ظرفيت سازي نيروي انساني در بخش دولتي و غيردولتي
11ـ فراهم كردن زمينه مناسب براي تصويب سياست‌هاي ملي و فراگير نمودن اهداف پروژه
12ـ بررسي و تبادل نظر و تصميم‌گيري در مورد نحوه اجراي پروژه در ايران

وظايف هماهنگ كننده ملي پروژه
ـ هماهنگ‌كننده ملي پروژه توسط كميته راهبردي انتخاب مي‌شود و مسئوليت اصلي پياده‌سازي و عملياتي نمودن برنامه‌هاي مصوب براساس ساختار اصلي پروژه و برنامه‌هاي اجرايي تهيه شده را بر عهده دارد كه شامل موارد زير است.
1ـ برنامه‌ريزي جهت توجيه گروه‌هاي كاري براي آشنايي با اركان پروژه (با اولويت هماهنگ‌كننده‌هاي استاني پروژه)
2ـ پيگيري اجرايي و عملياتي نمودن اهداف و فعاليتها براساس مصوبات كميته راهبردي و سند پروژه
3ـ نظارت بر حسن اجراي عمليات پروژه در مناطق درگير
4ـ ارتباط مداوم با هماهنگ‌كننده‌هاي استاني جهت كنترل فني اجراي پروژه
5ـ ارائه اطلاعات و گزارشات منظم به كميته راهبردي
6ـ انعكاس ريسكها و موانع اجرايي كار در هر مرحله كاري به كميته راهبردي
7ـ اعلام مواد و امكانات مورد نياز براي اجراي پروژه با توجه به برنامه‌هاي اجرايي در هر مرحله كار
8ـ پيگيري تأمين اعتبارات مورد نياز
9ـ پيگيري تأمين امكانات اجرايي پروژه در سطح ملي

- كميته راهبري استاني IPM/FFS
اعضاء :
1ـ مشاور رئيس سازمان و مسئول هماهنگي ترويج و نظام بهره‌برداري استان (دبير كميته)
2ـ مدير حفظ نباتات استان
3ـ معاون فني و اجرايي سازمان جهاد كشاورزي استان (رياست كميته)
4ـ رئيس مركز يا ايستگاه تحقيقات استان

وظايف و مسئوليتهاي كميته‌هاي اجرايي استانها
1ـ فراهم كردن شرايط وفاق و تفاهم بين بخشي در استان جهت اجراي هماهنگ پروژه
2ـ تعيين مناطق پياده‌سازي پروژه براساس اولويت‌هاي استاني
3ـ تعيين گروه كارشناسي پروژه براساس موضوع و تخصص مورد نياز پروژه
4ـ تعيين گروه عملياتي از طريق رهيافتهاي مشاركتي در مناطق اجرايي پروژه
5ـ فراهم كردن شرايط حضور كارشناسان و افراد درگير در سايت‌هاي اجرايي
6ـ انتخاب هماهنگ‌كننده استاني بعنوان مسئول اجرايي پروژه در استان
7ـ بررسي و پيشنهاد برنامه منظم كاري جهت توسعه پروژه در استان به كميته راهبردي ملي پروژه
8ـ فراهم كردن شرايط حضور بخشها و افراد غيردولتي براي فعاليت در پروژه
9ـ ارائه گزارشات منظم و مداوم از تمام فعاليتهاي پروژه و ارسال به كميته ملي
10ـ فراهم كردن امكان تعامل با ديگر استانهاي توسعه دهنده جهت آموزش، ظرفيت سازي و ...
11ـ عملياتي كردن پروژه براساس ساختار آن با هماهنگي هماهنگ كننده اصلي پروژه
12ـ تسهيل شرايط براي فعاليت مجري معرفي شده توسط كميته ملي در استان

وظايف هماهنگ كننده استاني پروژه
هماهنگ كننده استاني پروژه كه توسط كميته اجرايي استان انتخاب مي‌شود همان وظايف و مسئوليتهاي هماهنگ كننده ملي را برعهده دارد منتهي در سطح استاني.

- هسته كارشناسي فني - برنامه‌ريزي IPM/FFS استاني
اعضاء
1ـ رئيس اداره ترويج و انتقال يافته‌هاي مديريت ترويج استان
2ـ نماينده حفظ نباتات استان
3ـ نماينده مديريت‌هاي زراعت، باغباني، دام و... استان برحسب محصول مورد عمل
4ـ نماينده تحقيقات استان (در استانهايي داراي بخش تحقيقات آفات و بيماريهاي گياهي هستند. ترجيحاً محقق مربوطه به عنوان نماينده تحقيقات استان انتخاب و معرفي شود.)

وظايف
1ـ تعيين اولويت‌هاي محصولي براي پياده‌سازي IPM/FFS
2ـ تعيين شهرستانهاي مجري
3ـ تهيه و تدوين برنامه عملياتي شهرستان
4ـ ابلاغ برنامه به شهرستانهاي مجري
5ـ نظارت و ارزشيابي برنامه
6ـ مستندسازي فعاليتها در سطح استاني
7ـ تنظيم گزارشات روند اجرايي پروژه، و ارائه به كميته راهبري استاني

- هسته كارشناسي اجرايي شهرستاني IPM/FFS
اعضاء
1ـ معاون فني و اجرايي مديريت جهاد كشاورزي شهرستان
2ـ مسئول ترويج
3ـ مسئول حفظ نباتات
4ـ مسئول مركز خدمات دهستان مجري
5ـ نماينده تحقيقات

وظايف
1ـ تعيين مركز خدمات مجري
2ـ تهيه و تدوين برنامه عملياتي دهستان
3ـ ابلاغ برنامه عملياتي به دهستانهاي مجري
4ـ نظارت و ارزشيابي پروژه در سطوح دهستاني
5ـ مستندسازي فعاليتها در سطح شهرستان
6ـ تهيه و تنظيم گزارشات روند اجرايي پروژه در سطح شهرستان و ارائه به هسته كارشناسي فني - برنامه‌ريزي IPM/FFS


- گروه عملياتي دهستاني IPM/FFS
اعضاء
1ـ مروج (تسهيلگر و دبير)
2ـ كارشناسان متخصص موضوعي (حفظ نباتات، زراعت، باغباني، دام و... برحسب نوع محصول)
3ـ گروه كشاورزان

وظايف
1ـ اطلاع‌رساني عمومي از IPM/FFS به كشاورزان
2ـ ترغيب كشاورزان به IPM/FFS
3ـ انتخاب گروه عملياتي كشاورزان (15-25 نفره) از بين كشاورزان علاقمند به اجرا، يادگيري، ياددهي
4ـ تعيين سايت اصلي و عملياتي پروژه
5ـ حضور هفتگي در سايت اصلي و كار گروهي در مزرعه
6ـ مستندسازي محلي پروژه

ملاحظات
1ـ در كليه اركان فوق الذكر نقش ترويج نقش تسهيلگري پروژه از بعد پياده سازي فني شيوه FFS مي‌باشد و هدايت فني - تخصصي و موضوعي پروژه بر عهده نمايندگان بخشهاي تخصصي عضو (تحقيقات، حفظ نباتات، اجرا) مي‌باشد.
2ـ جلسات كميته راهبري ملي و كميته راهبري استاني هر دو ماه يكبار، هسته فني - برنامه‌ريزي استاني ماهانه، هسته كارشناسي اجرايي شهرستاني هر 15 روز يكبار، گروه عملياتي دهستاني هر هفته يك بار خواهد بود.

- روند اجرايي IPM/FFS
چيستي مدارس صحرايي (FFS) از بعد اجرايي : (كليات اجرايي) :
به منظور كسب تجربيات، نظارت و بحث و تبادل نظر پيرامون مديريت مزرعه، كشاورزان هر هفته در مزرعه يكديگر را ملاقات مي‌كنند. چهار اصل كليدي در دوره‌هاي يادگيري مدارس مزرعه‌اي عبارتند از :
1ـ رشد سالم محصول 2ـ نظارت هفتگي مزرعه 3ـ حفظ دشمنان طبيعي آفات 4ـ شناخت اكولوژيكي مزرعه
كشاورزان در طول مدارس مزرعه‌اي، روش بازديد و مشاهده از مزرعه را فرا مي‌گيرند. در طي مشداهدات هفتگي، قطعاتي از مزرعه كه تحت پوشش طرح‌هاي IPM هستند با قطعاتي كه در آنها سمپاشي‌هاي تقويمي انجام مي‌شود، مورد مقايسه قرار مي‌گيرند. با مشاهده و نظارت دقيق، جمعيت آفات و دشمنان طبيعي ثبت مي‌شوند. هر گروه وضعيت مزرعه خود را تشريح و به منظور بحث و تبادل نظر، كشت بوم زراعي خود را به نقاشي مي‌كنند. سپس تصميم مي‌گيرند كه به چه نحو عمليات مديريت مزرعه و نظارت بر ان را انجام دهند. مشاركت كندگان مواردي چون؛ ساير آفات، تغذيه گياه و مديريت آب را مد نظر قرار مي‌دهند. بعد از هر بازديد ومشاهده، بر اساس تصميمات خود در صورت لزوم از سموم انتخابي با دز پائين به عنوان مكمل مبارزه طبيعي استفاده مي شود. حداقل 305 وقت مدارس مزرعه‌اي در مزرعه صرف مي‌شود و از هيچ گونه توصيه استاندارد و بسته‌هاي فني آموزشي استفاده نمي‌شود. در مدارس مزرعه‌اي، كشاورزان با استفادده از تجربيات خود، داده‌ها را جمع‌بندي و با تكيه به يافته‌هايشان تصميم‌گيري ميكنند. از تجاربي كه اندوخته‌اند، براي ايجاد تعادل بين جمعيت آفات و جمعيت دشمنان طبيعي و چگونگي مصرف سموم استفاده مي شود. تجارب نشان مي دهد بين خسارات اوليه قابل رؤيت و توان فيزيولوژيكي گياه كه براي جبران خسارت از خود نشان مي دهد، همبستگي وجود داشته و احتمالاً موجبات پائين آمدن عملكرد را فراهم خواهند آورد. كشاورزان متوجه شدند كه خسارت محدود و كم معمولاً كاهش عملكرد را به دنبال نخواهد داشت و در اين مرحله سمپاشي بر عليه آفات نه تنها سبب افزايش هزينه توليد مي‌شود، بلكه احتمال طغيان ساير آفات را نيز به دنبال خواهد داشت. آنها توصيه‌هاي ترويجي را عملاً به آزمون مي گذارند و آنها را تحليل مي كنند. كشاورزان به تدريج در حين بحث‌هاي انجام يافته پيرامون مديريت زراعي، اعتماد به نفس خود را به نحو كامل باز خواهند يافت. آموزش‌هاي مدارس مزرعه‌اي تأكيد زيادي بر پويائي گروه دارد و از روش‌هاي قابل لمس و قابل رؤيت همچون نقاشي، رسم دياگرام فصلي‌، نمايش و ... براي آموزش استفاده مي‌كنند.





- مراحل اجرايي IPM/FFS
1ـ مرحله قبل از ورود به مجامع محلي و مناطق اجرايي
ـ اولين گام :
آگاه‌سازي و توجيه شيوه از طريق برگزاري كارگاه‌هاي توجيهي و مشورتي با شركت مديران و كارشناسان بخشهاي ترويج و حوزه‌هاي فني و اجرايي در سطوح استاني، شهرستاني و دهستاني.
ـ دومين گام : سازماندهي منطقه‌اي
ـ تشكيل كميته اجرايي استان
ـ انتخاب هماهنگ‌كننده استاني پروژه
ـ تشكيل هسته‌هاي كارشناسي فني و برنامه‌ريزي استاني
ـ سومين گام :
انتخاب نوع محصول و مناطق اجرايي پروژه و محصولات مورد نظر براساس شاخصهاي اولويت محصولي (به لحاظ سياستهاي وزارت متبوع)، سطح زير كشت، وضعيت توليد به لحاظ خسارت آفت و بيماريها و استفاده از سموم، و واولويت‌هاي اجتماعي، جغرافيايي، اقتصادي در سطح محلي و منطقه‌اي توسط كميته اجرايي استان
ـ چهارمين گام :
تشكيل هسته‌هاي كارشناسي فني و اجرايي شهرستاني

2ـ مرحله ورود به جامعه محلي
ـ گام اول :
در اين مرحله ابتدا بايستي هماهنگي لازم براي ورود به جامعه محلي با ادارات و مراكز ترويج و خدمات جهاد كشاورزي دهستان، ريش‌سفيدان و معتمدان محلي و مسئولين اجتماعي به عمل آيد.
اين هماهنگي از طريق اطلاع‌رساني كامل در منطقه به صورت همه گير از طريق تشكيل جلسات با تمامي بهره‌برداران انجام مي‌گردد.
ـ گام دوم : تشكيل گروه‌هاي كاري
گروههاي 15-25 نفره از بين بهره‌برداران داراي انگيزه و علاقمند به يادگيري و ياددهي از طريق روشهاي مشاركتي در قالب كارگاههاي ويژه در جامعه محلي
ـ گام سوم :
تهيه نقشه منطقه براي انتخاب بهترين مكان براي پياده‌سازي مدرسه در مزرعه توسط گروه به عنوان مزرعه تحقيقات مشاركتي گروه
ـ گام چهارم :
تهيه برنامه براي پياده‌سازي كليه مراحل مديريت توليد محصول مورد نظر به صورت مشاركتي توسط گروه كاري در تمام مراحل تصميم‌گيري، اجرا، تجزيه و تحليل با استفاده از ابزارهاي مشاركتي و سپس تهيه برنامه هفتگي يا دوهفتگي حضور در مزرعه و تهيه برنامه روزانه فعاليتهاي مديران جهت اجرا در كليه فرآيند توليد از بذر تا بذر و در نهايت تدوين برنامه منظم و مداوم به منظور شناخت كشت بوم مزرعه.
ـ گام پنجم :
اجراي عملياتي مراحل توليد محصول توسط گروه در مزرعه از بذر تا بذر با شيوه مدرسه در مزرعه (مشاركتي)
ـ گام ششم :
طراحي فرايند يادگيري از طريق شناخت و ايجاد حس كنكاش و تحقيق
ـ شناخت اكوسيستم مزرعه توسط گروه با شيوه‌هاي يادگيري دوطرفه با استفاده از ابزارهايي نظير :
نقاشي، طراحي، آماربرداري، نشانه‌گذاري، تجزيه و تحليلهاي مشاركتي و در نهايت تجزيه و تحليل تمام مشاهدات و تغييرات در رشد گياه در هر روز كاري توسط تيم كاري كارشناسان و كشاورزان

نتيجه مورد انتظار
توانمند شدن هر يك از بهره‌برداران در مديريت جامع و سالم توليد و ارتقاء سطح كمي و كيفي توليد و تبديل آنها به تسهيلگران ماهر جهت توسعه شيوه در مناطق اقماري به صورت هدايت شده در سال دوم و در نهايت توسعه به صورت ايجاد شبكه‌هاي مردمي

مستندسازي
در اين مرحله اقدامات ذيل انجام مي‌گردد :
1ـ تهيه شناسنامه براي مزارع تحت پوشش پروژه :
ـ شناسنامه مديريت فني توليد (قبل از اجرا و بعد از اجرا) شامل جزئي‌ترين مراحل توليد
ـ شناسنامه موقعيت مزرعه
ـ شناسنامه بهره‌بردار
2ـ تهيه شناسنامه افات و بيماريهاي مهم محصول در منطقه اجرايي و روش‌هاي مرسوم مبارزه
3ـ ثبت مصور رويدادهاي مورد مشاهده در مزرعه توسط گروه‌هاي كاري و تحليل‌هاي انجام يافته پيرامون اين رويدادها
4ـ ثبت تصميم‌هاي مديريتي متخذه از سوي گروه كاري با زمان اتخاذ و اجراي آنها و تحليل نتايج حاصله
5ـ تهيه گزارشات ادواري از وضعيت اجراي پروژه مبتني بر مراحل فوق الذكر
6ـ تهيه و تدوين گزارش نهايي از چگونگي اجراي پروژه و نتايج حاصله از بعد توسعه دانش كشاورزان و هم چنين چگونگي ارتقاء سطح كمي و كيفي توليد و آثار و پيامدهاي حاصل از اجراي پروژه در منطقه

ـ مثال‌هايي از مراحل اجرايي IPM/FFS
خلاصه فعاليت‌هاي انجام گرفته در يك پايلوت با محصول سيب‌زميني
پس از سازماندهي گروه كاري با شركت 12 نفر از كشاورزان سيب‌زميني كار و اجراي 16 مورد كارگاه مدرسه در مزرعه (هر دوهفته يك بار) در طول فصل زراعي
1ـ شناخت كشت بوم سيب‌زميني
2ـ ايجاد مزرعه تحقيق مشاركتي با هدف متعادل‌سازي مصرف كود در زراعت سيب‌زميني در منطقه (دو قطعه زمين با مساحت‌هاي مساوي، يك قطعه بر اساس انجام آزمون خاك كودهاي ماكرو درمقايسه با مزرعه شاهد با همان متراژ براساس ميزان متعارف كشاورزان در مصرف كودهاي ماكرو)
3ـ بررسي و شناخت غده مناسب و سالم جهت كشت
4ـ بررسي و جمع‌آوري و شناسائي علف‌هاي هرز مزرعه سيب‌زميني
5ـ شناخت اكولوژي و بيولوژي آفت تريپس، زنجره
6ـ بررسي و شناخت ميزان توليد غده از بوته تك‌ساقه و چند ساقه
7ـ بررسي و شناخت نحوه غده‌بندي و اندازه غده‌ها، بوته‌هاي تك‌ساقه و چند ساقه
8ـ بررسي و شناخت غده‌هاي مناسب توليدي از نظر بازار پسندي
9ـ بررسي و شناخت بوته‌ها از نظر ارتفاع، ميزان غده توليد شده از هر بوته وضعيت سبزينه بوته، ميزان طغيان آفات در دو مزرعه شاهد ومزرعه تحقيق مشاركتي

فعاليت‌هاي انجام گرفته در يك پايلوت گندم در طي 20 جلسه در طول فصل زراعي
1ـ شناخت مشكلات، دسته‌بندي و اولويت‌بندي آنها، در اين مرحله كليه مشكلات مطروحه در 5 گروه دسته‌بندي گرديد.
2ـ ايجاد يك مزرعه شاهد و يك مزرعه تحقيق مشاركتي در سطح دو هكتار با هدف بررسي روش شخم مناسب جهت كشت گندم (يك هكتار شخم باگاوآهن، يك هكتار كشت گندم بدون شخم پس از برداشت محصول قبلي) در اين فعاليت زمين را يك نوبت ديسك زده و كشت گندم صورت گرفته است.
3ـ شناخت علف‌هاي هرز گندم
4ـ شناخت روش‌هاي كنترل علف‌هاي هرز مزرعه

5ـ بررسي كشت بوم گندم (مراحل رشد، جوانه زني، پنجه زني، ساقه رفتن، خوشه رفتن، ارتفاع بوته‌ها، تعداد خوشه‌ها)
6ـ شناخت مراحل زندگي آفت سن گندم (تخم، پوره، سن مادر)

فعاليت‌هاي انجام گرفته در يك پايلوت پنبه
1ـ ايجاد مزرعه تحقيق مشاركتي كشت كرچك در حاشيه مزرعه پنبه در سطح نيم هكتار با هدف بررسي اين گياه به عنوان گياه تله‌اي جهت جذب آفات عسلك و شته
2ـ استفاده ازكارت زرد و نصب آن در مرحلة گلدهي پنبه
3ـ بررسي علل ريزش گل پنبه
4ـ آشنايي با روش كنترل مكانيكي آفات از طريق نصب كارت زرد در مرحلة گلدهي به منظور شناسايي حشرات مضر در مزرعه پنبه
5ـ شناخت ظاهر خاك از طريق لمس كردن
6ـ شناخت روش‌هاي اصلاح خاك

مهم‌ترين نتايج حاصله پس از دوره‌هاي اجراء شده IPM/FFS
ـ كاهش مصرف كود شيميايي در گلخانه
ـ كاهش مصرف آب در گلخانه
ـ كاهش بروز آفات و بيماري‌ها نسبت به گلخانه شاهد
ـ مبارزه زراعي با سن گندم (كشت زودرس و برداشت زودرس)
ـ شناسايي نقاط ضعف زندگي آفت (سن گندم) و نقاط مرحله آسيب‌پذيري
ـ اعمال روش كنترل در چارچوب مديريت تلفيقي كنترل مكانيكي
ـ اصلاح ساختار گلخانه‌ها و رعايت استانداردها با هدف رعايت بهداشت بيشتر و پيشگيري از ابتلا به آفات و توسعه آن
ـ شناخت مشكلات بستر و اصلاح آن با هدف بهبود نشاط و سلامت بوته‌ها
ـ شناخت و اصلاح نحوه كاشت با هدف افزايش راندمان محصول
ـ شناخت اصول تغذيه صحيح گياه به منظور كاهش مصرف آب و كودهاي محلول و جلوگيري از شيوع بيماري
ـ شناخت اصول صحيح كنترل تلفيقي‌ آفات
ـ حمايت از دشمنان طبيعي
ـ اصلاح و روش هدايت بوته‌ها (هرس و ...) در موردخيار گلخانه‌اي
ـ جايگزين كردن تركيبات طبيعي و سازگار با محيط زيست به جاي تركيبات شيميايي

وضعيت و شرايط مورد انتظار پس از اتمام پروژه و عناصر ضروري براي حصول اطمينان از پايداري و استمرار نتايج حاصل از پروژه
ـ پس از اتمام فعاليت‌هاي پروژه، نتايج زير حاصل خواهد شد :
ـ توانمند شدن جامعه محلي : مشاركت و حضور فعال جوامع محلي در كل فرايند توسعه و اجراي IPM دانش و مهارت‌هاي كشاورزان ساكن در جوامع محلي تحت پوشش پروژه در زمينه بوم‌شناسي تقويت خواهد شد تا بتوانند تصميمات بهتري در مورد مزارع خود اتخاذ كرده و به پيشبرد روند كشاورزي پايداركمك كند.
ـ كاهش خطرات زيست محيطي و بهداشتي : كاهش خطرات حرفه‌اي كشاورزان و بهداشت عمومي جامعه و مصرف‌كنندگان و توليد محصولات باغي پايدار و مقرون‌به صرفه
ـ دسترسي بيشتر به بازارهاي داخلي و بين‌المللي : توليد محصولات و فرآورده‌ها با كيفيت و مرغوب مطابق با استانداردهاي سلامت غذايي براي بازارهاي داخلي و نيز مطابق با استانداردهاي كيفي لازم براي صدور به بازارهاي بين‌المللي.
ـ توليد محصولات باغي پايدارتر و مقرون‌به صرفه‌ : تأكيد بر حفاظت از محيط كشاورزي ـ بوم‌‌شناسي محلي.


موفقيت برنامه‌هاي IPM خط‌مشي‌هاي كشاورزي، زيست‌محيطي و بهداشتي را تحت تأثير قرار مي‌دهد.
دولت‌ها مي‌توانند در زمينه قانوني كردن برامه‌هاي IPM مشاركتي تأثيرگذار باشند وخط‌مشي‌هاي مناسبي براي ايجاد انگيزه در توسعه آن اتخاذ كنند. برنامه قانوني و معقول مصرف سموم و اثرات اجراي آن قادر است گستردگي طيف مصرف سموم وخسارات ناشي از آن را براي كشاورزان خرده‌پا محدود كند. لغو يارانه مربوط به سموم كمك مي‌كند تا كشاورزان به مصرف نامعقول و بيرويه سموم ادامه ندهند و ازمنافع آني و زودگذر مصنوعي و ساختگي اجتناب كنند و براي جايگزين كردن شيوه‌هاي بهتر تلاش كنند.
يارانه‌هاي مستقيم و پنهاني، مشوقي براي مصرف بيش از اندازه سموم توسط كشاورزان است كه مانع نوآوري و تغيير رفتار كشاورزان محسوب مي شود. با وجودي كه انتظار مي‌رفت كه يارانه‌هاي پنهاني سبب كاستن ريسك پذيري كشاورزان شود، ولي تجارب نشان داده كه يارانه سموم اكثراً تأثير معكوس داشته و مشوقي براي استفاده و پيروي از روش‌ها و الگوهاي ناپايدار بوده است.
تدوين خط‌مشي‌هاي قوي زيست محيطي و سلامت عمومي مردم يكي از موانع مهم در مصرف بي‌رويه سموم محسوب مي‌شوند. همان‌طور كه خط‌مشي‌هاي ضعيف سب تكرار عمليات نامطلوب و مصرف بي‌رويه سموم مي‌شود.
در اينجا تحقيق و ترويج ممكن است ديدگاه‌هاي متفاوتي از خود ارائه دهند. در توسعه پايدار، تحقيقات مبتني بر مبارزه شيميائي سهم كمتري نسبت به برنامه‌هاي IPM دارند. طرح‌هاي ترويجي كه مبتني بر مصرف نهاده‌هاي شيميائي است، مانعي براي گسترش مديريت تلفيقي مشاركتي محسوب مي‌شوند. معمولاً تحقي و ترويج ضعيف، از عوامل گسترش استفاده از سموم شيميائي است و با جهت‌دهي قوي و مناسب در زمينه تحقيقات و ترويج، مي‌توان از يك استراتژي مناسب براي كنترل آفات برخوردار بود. بررسي‌ها نشان مي‌دهد كشورهائي كه استراتژي IPM مشاركتي را براي توسعه برگزيده‌اند، از تحقيقات و ترويج توانمندي برخوردار شده‌اند.




HACCP چيست؟

مقدمه
در كشورهاي پيشرفته مردم تمايل دارند كه تمام جنبه‌هاي زندگي خود را بهبود دهند. يكي از جنبه‌هاي مهم و مورد توجه در اين جوامع سلامتي است. استفاده از مواد غذايي سالم تنها عامل مهم در سلامتي نيست، اما يكي از مهم‌ترين عوامل محسوب مي‌شود مصرف‌كنندگان انتظار دارند كه غذاي سالم دريافت كنند و وظيفه ما در صنعت غذا برآورده كردن انتظار آن‌ها است. امروزه روش‌هاي قديمي كنترل كيفيت و ايمني محصولات غذايي يعني بازرسي و آزمايش محصول نهايي تقريباً كنار گذاشته شده است. زيرا براي اطمينان از سلامت محصول، بازرسي صد درصد مورد نياز است كه به دليل وقت‌گير و پرهزينه‌بودن قابل اجرا نيست. همچنين ممكن است كه محصولات سالم همراه محصولات نامرغوب كنار گذاشته شوند و برعكس محصولات نامرغوب همراه محصولات سالم روانة بازار فروش گردند. بنابراين وجود يك سيستم كارآمد براي پيشگيري از وقوع اينگونه موارد ضروري است.
يكي از راه‌هاي مؤثر براي مرتفع كردن اين مشكلات استفاده از سيستم HACCP است.

تعريف
HACCP بيان اختصاري "Hazard Analysis Critical Control Point" به معناي تجزيه و تحليل خطر نقطة كنترل بحراني است. HACCP روشي است كه با تجزيه و تحليل عوامل ايجادكننده خطرات احتمالي اعم از ميكروبي، شيميايي و فيزيكي (نقاط بحراني)، در زنجيرة فرآوري يك محصول غذايي،‌ سلامت آن محصول را تضمين مي‌كند. به عبارت ديگر در اين سيستم تمام خطراتي كه مواد غذايي را تهديد مي‌كند شناسايي شده و با به كارگيري سيستم‌هاي كنترلي مناسب، از بروز اين خطرات پيشگيري مي‌شود.
در حقيقت HACCP يك سيستم مديريت ايمني مواد غذايي بوده و مبتني بر پيشگيري است به عبارت ساده‌تر، اين سيستم بيان مي‌كند به جاي اين كه صبر كنيد تا مشكل پيش بيايد و سپس آن را برطرف كنيد از ابتدا نقاط ايجادكننده مشكل را شناسايي كرده و با اقدامات صحيح كنترلي از بروز آن پيشگيري كنيد.

تاريخچه HACCP
سيستم اوليه HACCP در سال 1960 براي تضمين سلامت مواد غذايي مورد استفاده سربازان و فضانوردان با همكاري شركت پيلسبري (Pillsbury) ، ارتش امريكا و ناسا تدوين شده در سال 1990 توسط كميسيون مقررات مربوط به كميتة مشورتي ملي معيارهاي ميكروبي مواد غذايي (NACMCF) و كميسيون كدكس مربوط به بهداشت مواد غذايي (CACFH)، اصول و به كارگيري سيستم HACCP و اهداف آن مستند گرديد.

دامنه HACCP
دامنه اين سيستم بسيار وسيع بوده و مواد خام اوليه، فرآيند توليد، نگهداري، توزيع و مصرف‌ محصول نهايي را دربرمي‌گيرد. به اصطلاح مي‌توان گفت اين سيستم مي‌تواند دامنة وسيعي را از مزرعه تا جدول غذايي خانواده پوشش دهد.
آنچه در اين سيستم بايد مورد توجه قرار گيرد اين است كه سلامت مواد غذايي از ابتدا مد نظر باشد. در غير اين صورت نبايد انتظار داشت كه محصول ناسالم ابتداي مسير توليد به فرآورده‌اي سالم تبديل گردد.

گروه HACCP
سيستم HACCP به طور فردي قابل اجرا نمي‌باشد و نتيجه كار گروهي بوده و اعضاي آن را افرادي تشكيل مي‌دهند كه هر كدام در فرآيند توليد نقش دارند. در حقيقت اجراي اين سيستم، حاصل تلاش جمعي به نام گروه HACCP است. هستة اصلي اين سيستم را افرادي كه داراي مهارت‌ها و تخصص‌هاي مورد نياز هستند، تشكيل مي‌دهند.
نكته مهم در برقراري اين سيستم آموزش افراد گروه است آموزش نه تنها مهارت‌هاي فني لازم در اجراي سيستم HACCP را تأمين مي‌كند، بلكه به تغيير نگرش افراد نيز كمك مي‌نمايد. افراد گروه بايد كاملاً از اهداف و مزاياي سيستم آگاهي داشته باشند و بدانند كه نقش آنها به عنوان ناظر نقاط كنترل بحراني تا چه حد در سلامت فرآوردة نهاي تأثير دارد.

اصول HACCP
سيستم HACCP از هفت اصل اساسي تشكيل شده است كه چگونگي استقرار، اجرا و نگهداري برنامه‌هاي اين سيستم را بيان مي‌كند. اين اصول مقبوليت بين‌المللي داشته و عبارتند از :
1ـ تجزيه و تحليل خطرات احتمالي : اين سيستم بايد قادر به شناسايي خطرات احتمالي موجود صنعت غذا باشد و اين امر توسط كارشناسان و متخصصان گروه HACCP صورت مي‌گيرد.
2ـ تعيين نقاط كنترل بحراني (CCPs) : پس از تعيين خطرات احتمالي، گروه بايد محل‌هاي بروز اين خطرات را شناسايي كند تا با كنترل اين نقاط از بروز خطر پيشگيري نمايد.
3ـ تعيين حدود بحراني در هر CCP‌: معمولاً اين حدود مطابق با استانداردهاي موجود تعيين مي‌شود. انحراف از اين حدود سبب ايجاد خطر و بروز مشكل مي‌شود.
4ـ نظارت بر نقاط كنترل بحراني : گروه HACCP بايد نظارت دقيق بر نقاط بحراني داشته باشند تا اين نقاط مطابق با حدود بحراني تعيين شده باشند.
5ـ اقدامات اصلاحي در صورت انحراف از حدود تعيين شده : گروه HACCPبايد قادر به اصلاح مشكلات پيش آمده در سيستم باشد و درصورت ايجاد مشكل اقدامات مربوط به مرتفع كردن آن انجام گيرد.
6ـ مستندسازي تمام كارهاي انجام شده و مدارك مربوط به سيستم
7ـ رسيدگي به كاركرد درست سيستم و اطمينان از عملكرد مؤثر آن.
مزاياي سيستم HACCP
HACCP ، يك سيستم انعطاف‌پذير بوده و علاوه بر تأمين سلامت فرآوردة غذايي كه در اولويت قرار دارد، مي‌توان از آن در ساير زمينه‌ها از جمله كيفيت محصول، شيوه‌هاي كار و ساير محصولات غير از مواد غذايي استفاده نمود. همچنين اجراي اين سيستم نه تنها مخارج اضافي دربرنخواهد داشت بلكه سبب كاهش هزينه‌ها در دراز مدت مي‌گردد
.
نقش سازمانهاي بين‌المللي در زمينه كنترل و نظارت و ايمني مواد غذائي در كشورها

1-1 ـ نقش كلي سازمانهاي بين‌المللي تخصصي
سازمان‌هاي بين‌المللي نقشي حمايتي در تقويت سيستم كنترل مواد غذايي در كشورهاي عضو و تعيين خطوط راهنماي كلي مناسب و همچنين تهيه و توزيع مطالب آموزشي (كه مي‌توان آنها را با توجه به شرايط بومي در كشورهاي مختلف تطبيق داد) دارند.
اين سازمان‌ها دولت‌ها را در زمينه كيفيت و ايمني مواد غذائي ـ مانند استفاده درست از افزودني‌هاي غذايي و حداكثر ميزان مجاز آلودگي‌هاي مختلف در مواد غذايي ـ راهنمايي مي‌دهند. در سطح جهاني، سازمان‌هاي بين‌المللي نقش مهم در ارزش يابي وسعت و گستردگي مشكل آلودگي‌هاي غذائي، از طريق آلودگي‌هاي منتخب در مواد غذائي اصلي مورد مصرف و ميزان شيوع بيماري‌هاي ناشي از مواد غذائي، به عهده دارند. به علاوه، اين سازمانها فعاليت‌هاي وسيعي نيز در تدوين استانداردها و خطوط راهنماي كلي در زمينه كيفيت و ايمني مواد غذايي از اجزاء لازم در جهت تأمين امنيت غذايي در سطح كشوري و بين‌المللي هستند.

2-1ـ سازمان‌هاي بين‌المللي تخصصي و شرح وظائف آنها
در حال حاضر، چند سازمان تخصصي بين‌المللي وابسته به سازمان ملل متحد وجود دارند كه كشورهاي مختلف را در زمينه تدوين استانداردهاي مواد غذائي، كنترل مواد غذائي و به طور كل در رابطه با ايمني غذائي، كمك‌هاي فني و مشورتي مي‌دهند. روشن است كه اين همكاري‌هاي بين‌المللي لازم و مهم است و تأمين غذاي سالم را براي مردم كشورها غذائي، از طريق پايش آلودگي‌هاي منتخب در مواد آسان‌تر مي‌كند. اين سازمان‌ها عبارتند از : «سازمان بين‌المللي استاندارد» International Standard Organization (ISO) و «كميسيون مشترك كدكس غذائي سازمان خوار بار و كشاورزي جهاني و سازمان بهداشت جهاني» Ioint FAO / WHO Codex Alimentarius Commission)
اين دو سازمان، علاوه بر فعاليت‌هاي مشتركي كه در اين كميسيون دارند، هر يك جداگانه فعاليت‌هاي ديگري نيز در رابطه با كنترل و ايمني مواد غذايي نيز دارند. از قبيل تشكيل سمينارها و كارگاه‌هاي آموزشي، تهيه و توزيع مطالب آموزشي، و فراهم ساختن نظرات مشورتي بنابر تقاضاي كشورهاي عضو.
سازمان‌هاي ديگري كه در اين زمينه‌ها فعاليت دارند عبارتند از :
ـ سازمان توسعه صنعتي سازمان ملل (UNIDO)
United Nation Industrial Development Organization
ـ كميسيون بين‌المللي ويژگي‌هاي ميكروبيولوژيك مواد غذايي (ICMSF)
International Commission on Microbiological Specification For Food
ـ سازمان بين‌المللي انرژي اتمي (IAE)
International Atomic Energy Agency
ـ توافق‌نامه عمومي تعرفه و تجارت (GATT)
The General Agreement on Tariffs and Trade
در زير اطلاعات مختصري در مورد مهم‌ترين سازمانهاي بين‌المللي تخصصي ياد شده در بالا و وظائف آنها در رابطه با كنترل و ايمني مواد غذائي داده مي‌شود.
1-2-1ـ سازمان خواربار و كشاورزي جهاني (FAO)
Food and Agriculture Organization of The United Nations
سازمان خواربار و كشاورزي جهاني رهبري سازمان‌هاي وابسته به سازمان ملل متحد را در ارتقاء كيفيت مواد غذائي و حمايت از مصرف‌كننده در دست دارد «بخش كيفيت و استانداردهاي غذائي» (ESNS) (The Food Quality ANd Standards Service) اين سازمان مسئولين اين امر را به عهده دارد كه همكاري و ارتباط نزديك با واحدهاي ديگر FAO و نيز در رابطه با برنامه‌هاي مشترك، با ساير سازمانهاي بين‌المللي دارد. «بخش كيفيت و استانداردهاي غذائي» كمك‌هاي فني و مشورتي به شرح زير در اختيار كشورهاي عضو قرار مي‌دهد :
1ـ كنترل كيفي مواد غذايي در زنجيره توليد و توزيع
2ـ ارزشيابي افزودني‌هاي غذايي
3ـ پايش آلودگي‌هاي مواد غذايي
4ـ بهبود برنامه‌هاي بهبود و تجزيه مواد غذايي
5ـ برنامه‌ريزي براي ايجاد ساختار زيربنايي براي كنترل مواد غذايي
6ـ تهيه پيش‌نويس و به روز كردن قوانين و مقررات جامع غذايي
7ـ برچسب زدن جامع
8ـ توليد غذا در سطح روستا و خانوار
9ـ تهيه استانداردهاي غذايي بين‌المللي و يكنواخت كردن مقررات غذايي كشور
اين كار وظيفه «كميسيون مشترك كدكس غذايي سازمان بهداشت جهاني و سازمان خوار و بار كشاورزي جهاني» است كه در زير شرح داده مي‌شود :
2-2-1ـ سازمان بين‌المللي استاندارد (ISO)
اين سازمان عهده‌دار همبستگي بين‌المللي و مؤسسات استاندارد كشورهاي مختلف جهان است و هدايت و رهبري آنها را به منظور پيشبرد اهداف استاندارد و هماهنگي و يكنواختي كار را به عهده دارد. هسته اوليه اين سازمان در سال 1926 نهاده شد. در آن سال 20 موسسه استاندارد ملي از كشورهاي مختلف «اتحاديه بين‌المللي ملي استاندارد» ISA "International Standards Association" را تشكيل دادند كه هدف اساسي آن يكنواخت ساختن استانداردهاي ملي اعضا خود بود.
هجده سال بعد، يعني در سال 1944، «كميته هماهنگي استانداردهاي ملل متحد (UNSCC) UN Standards Coording Committee مركب از مؤسسات استاندارد ملي 18 كشور جانشين ISA شد. هدف ISA عبارت بود از هماهنگ ساختن فعاليت‌هاي صنعتي در كشورهاي عضو. و بالاخره در سال 1947 سازماني بنام «سازمان بين‌المللي استاندارد» (ISO) كه به تصويب 15 كميته ملي استاندارد درآمده بود، پديد آمد. پس از اعلام رسمي موجوديت ISO، مؤسسات استاندرارد كشورهاي مختلف به تدريج به عضويت آن درآمدند. هدف كلي ISO عبارت است از :
توسعه امر استاندارد در جهان به منظور ايجاد تسهيلات لازم براي مبادرت بين‌المللي كالاها و خدمات و اشاعه و ترويج همكاري‌هاي منتقابل در حوزه فعاليت‌هاي فرهنگي، علمي، فني و اقتصادي.
براي دستيابي به اين هدف، ISO اين كارها را انجام مي‌دهد :
1ـ فراهم ساختن تسهيلات لازم به منظور ايجاد هماهنگي و همگاني استانداردهاي ملي موسسات عضو از طريق نشر سفارش نامه‌هاي مربوطه.
2ـ تهيه استانداردهاي بين‌المللي در هر مورد مشروط به آنكه مغاير با نظرات هيچ يك از اعضاء نباشد.
3ـ فراهم ساختن تسهيلات و تشويق لازم براي توسعه و نشر استانداردهاي جديد، هم در سطح ملي و هم در سطح بين‌المللي
4ـ فراهم نمودن امكانات لازم براي تسهيل مبادله اطلاعات مربوط به كارهاي اعضاء و كميته‌هاي فني بين آنها
5ـ همكاري با ساير سازمان‌هاي بين‌المللي كه به نحوي از انحاء با اين سازمان مربوط و علاقمندند، به ويژه بررسي و تحقيق در مورد پروژه‌ها و طرح‌هاي استاندارد آنها.
اعضا «سازمان بين‌المللي استاندارد» عبارتند از مؤسسات ملي استاندارد كشورهائي كه منشور اين سازمان را پذيرفته‌اند، و از هر كشور تنها يك مؤسسه به عضويت اين سازمان درمي‌آيد.
كشورهاي در حال رشد كه هنوز مؤسسه استاندارد ملي ندارند بر طبق درخواست آنها و پس از مطالعه و رسيدگي لازم نام آنها در ليست اعضاء مكاتبه‌اي ثبت خواهد شد و از طريق مكاتبه با اين سازمان ارتباط دارند و تا مادامي كه مؤسسه استاندارد در كشور خود تأسيس ننمايند، نمي‌توانند به عضويت رسمي اين سازمان درآيند. تاكنون 72 كشور از جمله جمهوري اسلامي ايران، به عضويت ISO درآمده‌اند. تعداد اعضاء مكاتبه‌اي اين سازمان نيز 17 كشور است.
ISO داراي كميته‌هاي فني مركب از اعضائي از مؤسسات و استاندارد عضو مي‌باشد. وظيفه اين كميته‌ها عبارت است از بررسي علمي و فني پيش‌نويس‌هاي استانداردهاي پيشنهادي و ارسال آنها براي اظهار نظر به كشورهاي عضو. پس از وصول رأي موافق، پيش‌نويس‌ها تصويب و با عنوان «استانداردهاي بين‌المللي» براي كشورهاي عضو ارسال خواهد شد. تاكنون بيش از 8000 استاندارد بين‌المللي تدوين شده و همين تعداد پيش‌نويس نيز در دست اقدام است.
ISO همكاري و ارتباط نزديك با FAO ، UNIDO و تعداد زيادي سازمان‌هاي بين‌المللي ديگر دارد. سازمان ISO از طريق جمع‌آوري متخصصين فني با هدف و مسائل مشترك به دور هم و ايجاد بحث و مشاوره‌هاي فني بين انها موجبات تفاهم جوامع مختلف بين‌المللي را فراهم مي‌سازد و از طرفي از راه تشويق و هدايت افكار و عقايد اعضا خود و بسط و مبادله آنها بين يكديگر به هماهنگ ساختن آنها مي‌پردازد و از اين رو كمك شاياني در راه بهبود و توسعه كيفيت و كميت كالاها، كاهش نرخ‌ها، توسعه مبادلات و بالاخره تشكيل بازارهاي مناسب، انجام مي‌دهد.
3-2-1ـ كميسيون مشترك كدكس غذائي سازمان خواربار و كشاورزي جهاني و سازمان بهداشت جهاني
پيرو پيشنهاد يازدهمين اجلاس كنفرانس سازمان خواربار و كشاورزي (FAO) و بيست و نهمين اجلاس سازمان بهداشت جهاني (WHO) سازمان ملل و متعاقباً پيشنهاد كميته مشترك اين دو سازمان (FAO/WHO) كه در اكتبر سال 1962 در ژنو تشكيل داده شده بود تشكيلات جديدي تحت عنوان كميسيون كدكس مواد غذائي (Codex Alementation Commission) در فرهنگ بين‌المللي مواد غذائي چنين تعريف شده است :
Codex Alimentarius عبارت است از «كدكس قوانين مواد خوراكي» كه جهت هماهنگ كردن و خلاصه كردن استانداردهاي غذائي به منظور مقبوليت بين‌المللي تدوين مي‌گردد. به عبارت كلي‌تر، كدكس غذائي مجموعه‌اي از استانداردهاي غذائي بين‌المللي است كه به روش يكسان و هماهنگ مي‌گردد.
به منظور مركزيت دادن كليه امور استانداردهاي مواد غذائي كشورها ايجاد گرديد. هدف از تأسيس اين كميسيون عبارت بود از ايجاد هماهنگي در استانداردهاي تدوين شده در زمينه مواد غذايي در كشورهاي مختلف، تسهيل روابط تجاري بين‌المللي، حمايت بهداشت و سلامت مصرف كننده، هماهنگ نمودن كليه فعاليت‌هاي استاندارد مواد غذائي كه توسط سازمان‌هاي دولتي و غيردولتي كشورهاي مختلف انجام مي‌پذيرد. تعيين اولويت‌ها و راهنمائي‌ها در زمينه پيش‌نويس‌هاي استاندارد و آئين‌هاي كاربرد با كمك سازمانهاي ذينفع و به تصويب رساندن نهائي پيش‌نويس‌هاي استانداردها و انتشار آنها به صورت كدكس يا استانداردهاي منطقه‌اي يا جهاني. در حال حاضر اين كميسيون داراي 130 عضو است. اين كميسيون داراي تشكيلات سازمان منظمي است كه در ارتباط با دو سازمان خواربار و كشاورزي جهاني (FAO) و سازمان بهداشت جهاني (WHO) مي‌باشند.
اين سازمان با ارائه برنامه‌هاي متعدد در برقراري توسعه سيستم‌هاي كنترل غذائي به كشورهاي عضو كمك مي‌نمايند. و در اين راستا، با توجه به ضرورت تقسيم مسئوليت‌ها در سطح ملي، مقررات و قوانين در كشورهاي مختلف حتي‌المقدور ساده و هماهنگ شده است. از ويژگي‌هاي مهم كدكس غذائي فراهم نمودن امكانات بحث و تبادل نظر بين نمايندگان دولت، توليدكنندگان، واردكنندگان و صادركنندگان و بالاخره مصرف‌كنندگان مي‌باشد.
بازوي اجرائي كيمسيون كدكس غذايي، كميته‌هاي متعدد در زمينه‌هاي مختلف مواد غذائي است. كدكس داراي 28 بخش فعال مي‌باشد كه 5 بخش آن در زمينه هماهنگ كردن و اتخاذ سياست‌هاي كلي فعاليت مي‌نمايد، 6 گروه عهده‌دار موادي هستند كه به كليه كميته‌ها مربوط مي‌شود و 17 بخش ديگر در زمينه‌هاي خاص مواد غذايي به فعاليت مي‌پردازند. كميته‌هاي كدكس غذائي كه كار خود را به اتمام مي‌رسانند خاتمه يافته تلقي مي‌شوند و از آن پس كميته‌هاي جديد آغاز به كار مي‌نمايند.
برنامه‌هاي آينده كدكس بر زمينه‌هائي چون سلامت غذا، مواد افزودني، باقيمانده سموم، بهداشت و كيفيت غذا، اطلاعات تغذيه‌اي، شكايات و مسائل اخلاقي متمركز شده است. روش تهيه استانداردهاي غذايي و جهاني چنين است :
پيش‌نويس اوليه براي اظهارنظر به كشورهاي عضو FAO و WHO و ساير سازمان‌هاي ذيربط بين‌المللي ارسال مي‌شود كميسيون پس از ملاحظه اظهارنظرها و پذيرش پيش‌نويس به طور نيمه‌نهائي، مجدداً آن را براي نظرخواهي ارسال مي‌دارد و پس از تصويب نهائي آن را براي تمام كشورهاي عضو FAO و WHO و سازمان‌هاي بين‌المللي ديگر مي‌فرستد. استاندارد تصويب شده نهائي در Codex Alimentarius چاپ مي‌شود روش تهيه استانداردهاي غذائي منطقه‌اي نيز اساساً به روش بالا است.
دستورالعمل نحوه برنامه‌ريزي كاهش ضايعات محصولات كشاروزي

مقدمه
موضوع كاهش ضايعات محصولات كشاورزي يكي از معضلات كشور مي‌باشد. امنيت غذايي يكي از موارد بسيار مهمي است كه بايد به آن توجه نمود.
در حال حاضر حدود 85-80 درصد غذاي مورد نياز جامعه و 90 درصد مواد اوليه كارخانجات صنايع غذايي از محصولات كشاورزي است و از منابع داخلي تأمين مي‌شود. حدود 16% توليد ناخالص ملي، 22% اشتغال كشور و 25% صادرات كالاهاي غيرنفتي از طريق بخش كشاورزي انجام مي‌شود.
بسياري از محصولات كشاورزي از جمله محصولات استراتژيك و مصرفي و به عنوان ماده غذايي روزانه مورد مصرف انسان‌ها قرار مي‌گيرد و متآسفانه اين كالاهاي حساس در جريان توليد و توزيع به ويژه از مرحله برداشت و پس از برداشت دچار ضايعات فراواني مي‌شود كه عمده ضايعات را شكل مي‌دهد. اما علل بروز آن در كليه مراحل قبل از توليد، توليد، امور پس از برداشت، بازاريابي مي‌تواند وجود داشته باشد.
اينگونه مسائل و مشكلات مختلف از جنبة فني، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و حقوقي قابل بررسي است.

اهميت و ضرورت
براساس مطالعات صورت گرفته توسط سرويس مديريت پس از برداشت، صنايع كشاورزي (AGSI)، سازمان خواربار جهاني (FAO)، ميزان ضايعات در كشورهاي جهان در حال توسعه 50-35 درصد اعلام شده است و كارشناسان اين ميزان ضايعات در كشور را معادل غذاي حدود 20-15 ميليون نفر مي‌دانند.
در حال حاضر در كشور ايران زير سيستم توليد و عرضه از شرايط مطلوب‌تر از سيستم نگهداري، تبديل و توزيع برخوردار است كه مي‌توان آن را مرهون ظرفيت سازي در ساختار توليد بخش كشاورزي دانست و يا گذر از توليد انبوه كه لازمه پرداختن جنبه‌هاي پس از توليد مي‌باشد. اما محققين اقتصاد و تغذيه بر اين عقيده‌اند كه عرضه غذا به تنهائي نمي‌تواند امنيت غذايي را تضمين كند. بلكه بهبود ساير زيرسيستم‌ها به نحوي در سيستم عمليات زنجيره‌اي پس از برداشت (POST-HARVESTING) دخالت دارد و اين از الزامات غيرقابل انكار است.
همان‌طور كه گفته شد در كشور حدود 50-35 درصد محصولات كشاورزي در مراحل مختلف دچار ضايعات و آسيب مي‌شود. مثلاً براي جبران X مقدار ضايعات، زيرسيستم توليد و عرضه بايد (X+a) مقدار اضافه توليد داشته باشد. به عبارت ديگر ميزان اضافه توليد نيز به صورت غيرخطي افزايش مي‌يابد. خلاصه اينكه اگر ميزان ضايعات محصولات كشور را 35 درصد فرض كنيم براي جبران اين مقدار ضايعات بايد 54% اضافه توليد داشته باشيم. بنابراين تكيه بر اضافه توليد براي تأمين امنيت غذايي اقتصادي نيست. با توجه به مطالب فوق جلوگيري از ضايعات محصولات مختلف كشاورزي اعم از زراعي و باغي يك ضرورت به حساب مي‌آيد و بايد به آن به نحو مقتضي توجه نمود.

مفاد قانوني
در قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در بند هـ ماده 18 در مورد كاهش ضايعات محصولات كشاورزي آمده است.
بند هـ : حمايت از گسترش صنايع تبديلي و تكميلي بخش كشاورزي به نحوي كه در صد محصولات فرآوري شده حداقل به ميزان دو برابر وضع موجود افزايش يافته و موجبات كاهش ضايعات به ميزان پنجاه درصد (50%) فراهم گردد.
ـ در قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادي، اجتماعي و ... مصوب 11/6/1383 با محوريت خودكفائي در توليد محصولات اساسي كشاورزي، تأمين امنيت غذايي و اقتصادي نمودن توليد و توسعه صادرات محصولات كشاورزي و ارتقاي رشد ارزش افزوده از طريق اقدام به كاهش ضايعات محصولات به مرحله اجرا گذاشته مي‌شود.

ماده 1 : اهداف
كمي :
صنايع كشاورزي (AGSI) سازمان خواربار جهاني(FAO) ، ميزان ضايعات در كشورهاي در حال توسعه را 50-35 درصد اعلام كرده است. اگر چنانچه ضايعات محصولات كشاورزي را به طور متوسط 50-35 درصد فرض نمائيم بايد در پايان برنامه چهارم توسعه به 25-5/17 درصد كاهش يابد.
ـ سالانه بين 5-5/3% تا پايان بنرامه تحقق يابد.
كيفي :
ـ بهبود و اصلاح ساختار انبارهاي كشور اعم از كوچك و بزرك
ـ اصلاح ساختار سيستم حمل و نقل، بسته‌بندي از محل توليد تا مصرف كننده
ـ تغيير نگرش كشاورزان، بازرگانان و ... ، رويكرد به امر صادرات
ـ كاهش ضايعات محصولات كشاورزي از مرحله برداشت، حمل و نقل، انبار، حمل و نقل به كارخانه و بالاخره مصرف كننده نهائي

ماده 2 : الويت محصولات
در تحقيقات انجام شده كه به صورت مقايسات زوجي انجام شده است از 60 محصول باغي و زراعي انجام پذيرفته شده معلوم گرديد كه 20 محصول حدود 90 درصد ضايعات را شامل مي‌شود بنابراين اولويت محصولات در نظر گرفته شده به شرح زير اعلام مي‌گردد :
ـ اولويت اول : گندم
ـ اولويت دوم : گوجه فرنگي
ـ اولويت سوم : سيب زميني
ـ اولويت چهارم : انگور
ـ اولويت پنجم : ساير نباتات علوفه‌اي
ـ اولويت ششم : دانه‌هاي روغني
ـ اولويت هفتم : سيب
ـ اولويت هشتم : ذرت دانه‌اي
ـ اولويت نهم : پرتقال
ـ اولويت دهم : ساير سبزيجات
ـ اولويت يازدهم : شلتوك
ـ اولويت دوازدهم : جو
ـ اولويت سيزدهم : پياز
ـ اولويت چهاردهم : هندوانه
ـ اولويت پانزدهم : نارنگي
ـ اولويت شانزدهم : يونجه
ـ اولويت هفدهم : خرما
ـ اولويت هجدهم : ليمو ترش
ـ اولويت نوزدهم : ليموشيرين
ـ اولويت بيستم : خربزه
ـ اولويت بيست و يكم : كيوي
ـ اولويت بيست و دوم : انجير

ماده 3 : مراحل برنامه‌ريزي
ـ اولويت‌بندي محصولات كشاورزي براساس اطلاعات و سياست‌هاي ملي و استان
ـ مسأله‌يابي و نيازسنجي آموزشي ـ ترويجي در استان ـ شهرستان و روستا
ـ تلفيق و جمع‌بندي و استخراج مسائل و مشكلات
ـ تدوين برنامه‌ريزي و اجراي پروژه براساس منابع

ماده 4 : فرآيند برنامه‌ريزي آموزشي ـ ترويجي (نيازسنجي)
از آنجايي كه در هر استان، فراواني همه محصولات كشاورزي عملاً محدود مي‌باشد بنابراين تعيين محصولات اولويت‌دار بايد توسط گروه‌هاي نيازسنج و مسأله‌ياب محصولات زراعي و باغي را با توجه به ضايعات زياد آن تعيين كنند. تركيب گروه نيازسنجي و مسأله‌يابي به شرح زير است :
ـ نماينده اداره كاهش ضايعات استان
ـ نماينده اداره صنايع تبديلي
ـ توليد كنندگان موفق و پيشرو
ـ مروجين و مشاورين مزرعه
ـ سربازان سازندگي
ـ رهبران محلي
ـ نماينده تحقيقات

وظائف گروه :
ـ بررسي و تعيين مسائل و مشكلات
ـ نحوه عمل كشاورزان و بهره‌برداران در رابطه با توليدات مهم
ـ تعيين ايرادات و مشكلات موجود در رفتار بهره‌برداران
ـ تعيين نيازهاي آموزشي به تفكيك محصولات
ـ معين نمودن امكانات و نهاده‌هاي لازم


ماده 5 : نحوه عمل و روش نيازسنجي
ـ مشاهدات و بررسي مشاركتي مزرعه‌اي
ـ بحث و تبادل نظر محلي و مشاركتي
ـ استفاده از نتايج مطالعات فني
ـ استفاده از نظرات كارشناسان عضو كميته

ماده 6 : كميته اجرائي
آنچه كه در ستاد و استان برنامه‌ريزي مي‌شود بايد درشهرستان به صورت اجرائي درآيد. به عبارت ديگر ابلاغ سياست‌هاي كلي از ستاد به شهرستان بايد اجرائي شود. هر چند كه 20 محصول اولويت‌دار در همه استانها به يك شكل نخواهد بود. اما پس از شناسائي و نيازسنجي از استان و شهرستان بايد كميته اجرائي بحث‌هاي مربوط به دستورالعمل و مفاد و مواد قانوني را اجرا نمايد.

اعضاء كميته اجرائي
ـ مسئول شهرستان
ـ مروجين شهرستان
ـ كارشناسان ذيربط
ـ نماينده واحد اجرائي
ـ نماينده مركز تحقيقات
ـ كارشناس امور زنان بر حسب موضوع
ـ نماينده انجمن مددكاران
ـ نماينده تعاوني‌هاي توليد و تشكل‌ها و كشاورزان خبره


وظائف كميته
ـ تعيين و بررسي مسائل و مشكلات و موانع توسعه بخش كشاورزي
ـ جمع‌بندي و الويت‌بندي نيازهاي آموزشي ـ ترويجي
ـ تعيين حمايت‌هاي لازم
ـ تلفيق سياست‌ها و برنامه‌هاي محلي
ـ تعيين اهداف كمي و كيفي هر يك از پروژه‌ها
ـ بررسي برنامه‌هاي تدوين شده
ـ تعيين و برآورد امكانات مالي مورد نياز
ـارجاع برنامه‌ها، مطالب تهيه شده به مركز

ماده 7 : تنظيم برنامه عملياتي آموزشي ـ ترويجي
ـ بعد از تعيين اهداف و به منظور حصول به آن با در نظر گرفتن امكانات از جمله منابع مالي و نيروي انساني برنامه عملياتي پيش‌بيني و توسط مركز و با مشاركت ديگر مراجع ذيربط تنظيم و اجرا مي‌گردد.
ـ برنامه‌هاي عملياتي توسط مركز تبديل به يك برنامه جامع مي‌گردد.
ـ منابع و اعتبارات لازم براي اجرا مرحله به مرحله كاهش ضايعات محصولات كشاورزي در سازمان جهاد كشاورزي هر استان به تصويب خواهد رسيد.

ماده 8 :
اين دستورالعمل در هشت ماده تهيه و براي اجرا به مراكز استان‌ها ابلاغ مي‌شود و پس از حداكثر دو سال اجرا براساس تجارب مي‌تواند مورد بازنگري واقع شود.
كليات آموزش پودماني

هدف آموزش منابع انساني ايجاد، تغيير، تعديل و اصلاح دانش، بينش و مهارت آنان است. در اين راستا، نتيجه آموزش همواره در صورت اجراي منطقي و مطلوب، ارتقاء بهره‌وري وكارايي نيروي انساني است. آموزش كشاورزي نيز با همين هدف براي شاغلين بخش كشاورزي صورت مي‌گيرد.
آموزش كشاورزي در دفتر برنامه‌ريزي و هماهنگي ترويج توسط گروه آموزش‌هاي فني و حرفه‌اي برنامه‌ريزي شده و توسط اداره آموزش روستاييان كه يكي از واحدهاي سازمان مديريت ترويج و مشاركت مردمي در سازمان جهاد كشاورزي استان‌ها است، اجرا مي‌شود.
اين آموزش‌ها تاكنون به صورت آموزش‌هاي حضوري و با تأكيد بر شيوه‌هاي عملي تدريس و يادگيري به اجرا درآمده است و هر دوره آموزشي داراي استاندارد آموزشي ويژه خود بوده است. اما، از آنجا كه آموزش براي عموم مخاطبان و براساس شرايط و ويژگي‌هاي هر گروه با استفاده از شيوه‌هاي خاص اثربخش‌تر خواهد بود، مي‌توان از شيوه‌هاي متنوع آموزشي استفاده نمود.
يكي از شيوه‌هاي اجراي آموزش، شيوه پودماني است. در اين شيوه مجموعه مهارت‌هاي يك شغل در قالب پودمان‌هاي پيوسته تنظيم و ساماندهي مي‌شود و هر مخاطب براساس نوع نياز (كه از طريق سنجش عملكرد مشخص مي‌شود) مهارت‌هاي مرتبط با پودمان مورد نياز را آموزش خواهد ديد و وقت خود را صرف مهارت‌هايي كه برآنها تسلط دارد، نخواهد كرد. در واقع مخاطبان تنها براي رفع نيازهاي اساسي خود (مهارت‌هاي لازم) در دوره‌هاي آموزشي خاص آن نياز (پودمان) شركت مي‌كنند و ديگر لازم نيست آموزش‌هاي همه مهارت‌ها را اعم از اينكه بر آنها تسلط دارند يا ندارند به صورت يكجا طي كنند و بخشي از وقت خود را صرف آموزش‌هاي تكراري كنند.
با اين وصف، هدف آموزش‌هاي پودماني ارتقاء بهره‌وري، افزايش كيفيت آموزش، صرفه‌جويي در وقت فراگيران و صرفه‌جويي در هزينه‌هاي آموزش است.



2ـ تعاريف
تعريف آموزش پودماني
آموزش پودماني، يكي از شيوه‌هاي آموزشي است كه طي آن مهارت‌هاي شغلي در قالب مهارت‌هاي مستقل به فراگيران آموزش داده مي‌شود. در واقع هر پودمان، مهارت يا مهارت‌هاي خاص و مستقلي را در فراگير ايجاد، تقويت مي‌كند.

اهداف آموزش پودماني
ـ ايجاد زمينة مناسب آموزشي به منظور پاسخگويي به نيازهاي مهارتي فراگيران
ـ متناسب ساختن دانش و مهارت‌هاي شغلي مورد نياز فراگيران (با توجه به استانداردهاي شغلي)
ـ سهولت انتخاب زمينه آموزشي مورد نياز توسط فراگيران
ـ سهولت اصلاح برنامه‌هاي درسي و همگوني با تغييرات دانش فني
ـ تقويت انگيزه براي كسب مهارت‌هاي مورد نياز شغلي
ـ افزايش بهره‌وري از طريق اجتناب از زيادآموزي و كم‌آموزي
ـ ايجاد شتاب در تربيت نيروي انساني كارآمد
ـ سرعت بخشيدن به انتقال دانش و مهارت از محيط يادگيري به محيط كار
ـ به حداقل رساندن زمان و هزينه‌هاي آموزشي

ويژگي‌هاي آموزش پودماني
ـ در آموزش‌هاي پودماني محصولات استراتژيك تأكيد بر مهارت‌آموزي و اهداف رواني - حركتي است. در اين آموزش‌ها كمتر يادگيري شناختي مورد توجه قرار مي‌گيرد.
ـ در آموزش‌هاي پودماني مي‌توان از مسير خودآموزي نيز به مهارت‌ها دست يافت. به ديگر سخن، در اين آموزش‌ها تأكيد بر آموزش عملي، كارآموزي و كارگاهي با مشاركت فعال فراگيران مي‌باشد.

3ـ اهداف آموزش پودماني
الف) هدف اختصاصي
طراحي و تدوين پودمانهاي تخصصي مورد نياز بهره‌برداران و توليدكنندگان بخش كشاورزي با تأكيد بر محصولات استراتژيك به منظور تحقق استراتژي بخش كشاورزي در برنامه چهارم توسعه.
ب) هدف آموزشي
توانمندسازي بهره‌برداران و توليدكنندگان بخش كشاورزي در زمينه‌هاي فني و مهارتي به منظور كمك به آنان در افزايش كمي و كيفي توليدات كشاورزي.

4ـ نيازسنجي
براي تشخيص نيازهاي آموزشي توليدكنندگان و بهره‌برداران مي‌بايست فرآيند نيازسنجي را از مراكز خدمات ترويجي، مديران،‌مروجان و كارشناسان زبده، اشخاص حقيقي و حقوقي فعال در بخش كشاورزي و همچنين گروه‌هاي هدف (به طور مستقيم) به عمل آورد.


5ـ محتواي آموزشي :
محتواي آموزشي پودمانها در هر موضوع آموزش براساس استانداردهاي بلندمدت و دانش و مهارت‌هاي مورد نياز زراعت محصولات استراتژيك تهيه و تنظيم شده پيوست است. در سرفصل‌هاي پودمانها اطلاعات فني و كاربردي مورد توجه مي‌باشد.
(30 درصد نظري، 70 درصد عملي)

6ـ انتخاب مربي
شرايطي كه مربيان دوره آموزشي پودماني بايستي دارا باشند شامل :
الف) تعداد مربيان : براي تدريس محتواي نظري و عملي پودمانها متناسب با ماهيت هر دوره پودمان آموزشي و بر حسب رشته تحصيلي و ... تعيين و انتخاب مي‌شود.
ب) سطح تحصيلات : مربيان براي آموزش‌هاي پودماني برحسب سرفصل‌هاي درسي پيش‌بيني مورد توجه قرار مي‌گيرد. (كمك كارشناس ـ كارشناس ـ كارشناس ارشد ـ دكترا و ...)
ج) بهره‌گيري از مربيان با تجربه و با سابقه تدريس مناسب براي بهبود كيفيت آموزش پودماني نقش عمده‌اي دارد. كوشش مي‌شود از بين مربيان با تجربه و سابقه تدريس بيشتري استفاده شود، در نحوه انتقال مفاهيم به فراگيران موفق‌تر عمل شود.
د : ترجيحاً بهتر است از مربياني استفاده كرد كه در زمرة كارشناسان موضوعي شاغل در زمينه مهارت مربوط در بخش‌هاي تخصصي، مراكز تحقيقاتي، مراكز دانشگاهي و ... قرار دارد.
هـ) حتي‌الامكان از مربياني كه بومي منطقه هستند و با فرهنگ بالا و توليد در منطقه آشنايي دارند، استفاده شود.
و : نحوه پرداخت حق الزحمه مربيان دوره آموزشي مطابق دستورالعمل‌هاي ابلاغي است.

7ـ فضاي آموزشي
الف) مجري دوره‌هاي آموزشي پودماني مي‌بايست فضاهايي را انتخاب نمايد كه متناسب با شرايط آموزشي، زمينه علمي و دوره، وضعيت رواني - اجتماعي بزرگسالان هم‌خواني داشته باشند. اين موضوع در استانداردهاي آموزشي به تفضيل آمده است.
ب : دوره‌هاي آموزش پودماني به دليل ماهيت مهارتي و فني بودن موضوعات آموزشي، عمدتاً مي‌بايست فضاي آموزشي مجهز از نظر تجهيزات و امكانات آموزشي و كارگاهي برگزار گردد. لذا از مكانهائي كه فاقد چنين امكانات باشند، استفاده نشود.
ج) در صورتي كه براي برگزاري دوره آموزش پودماني مراكز آموزشي مجهز در مراكز دهستان، شهرستان وجود نداشته باشد، مي توان از ساير فضاهاي مناسب مانند مراكز خدمات ترويجي ـ ساختمان‌هاي جهاد كشاورزي ـ مدارس و اتحاديه‌ها و شركت‌هاي تعاوني توليد، فضاهاي مربوط به تشكل‌هاي كشاورزي، فضاهاي عمومي و .... كه از نظر وضعيت براي آموزش مناسب هستند استفاده كرد.
8ـ امكانات و تجهيزات آموزشي
الف) در اجراي دوره‌هاي آموزش پودمان مواد و رسانه‌هاي آموزشي مناسب با محتواي سرفصل‌ها انتخاب و مورد استفاده قثرار گيرد در غير اين صورت بايد از برگزاري دوره‌هايي كه فاقد مواد و رسانه‌هاي آموزشي مناسب نيستند، خودداري شود.
ب) مواد و رسانه‌هاي آموزشي شامل (وايت‌برد ـ مولاژ ـ ماكت ـ كتاب ـ عكس ـ چارت ـ فيلم - اسيلايد و ...) است.
ج) مجريان دوره پس از توافق با بخش‌هاي اجرايي مي‌توانند از امكانات آموزشي و كمك آموزشي آنها استفاده نائيد.

9ـ روش تدريس دوره‌هاي پودماني
روش تدريس براساس سرفصل‌هاي پيوست كه از سوي دفتر مركزي تهيه شده است، غالباً به صورت روش‌هاي عملي و با مشاركت فعال فراگيران و در قالب ساعات تعيين شده، صورت پذيرد.

10ـ ارزيابي دوره‌هاي پودماني
ارزيابي در دوره‌ها براساس فرم‌هايي كه از سوي دفتر مركزي طراحي شده پيوست است صورت خواهد پذيرفت، مجريان دوره‌ها پس از تكميل فرم‌ها و آناليز و جمع‌بندي، نتيجه را به دفتر مركزي ارسال مي‌نمايند.

11ـ نحوه برگزاري آزمون دوره‌هاي پودماني
با توجه به عملي بودن آموزش‌ها در سيستم پودماني آزمون در دو مرحله از فراگيران به عمل مي‌آيد.
الف) آزمون نظري : اين آزمون به صورت كتبي از افراد با سواد و سوال و جواب (شفاهي) از افراد كم سواد انجام خواهد شد و نمره قبولي 12 از 20 خواهد بود.
ب) آزمون عملي : اين آزمون طي سرفصل‌هاي درسي به صورت عملي و آزمايشگاهي انجام خواهد گرفت و نمره قبولي 14 از 20 خواهد بود.

12ـ صدور گواهينامه پايان دوره
در پايان دوره پودماني و پس از موفقيت در دروس نظري و عملي پودمان، گواهي پايان دوره براي فراگيران صادر خواهد شد.