Saturday، November 07، 2009

آمارهای نظام بهره برداری

آمارهاي ارائه شده از سرشماري كشاورزي ۱۳۶۷، از ۱۷۶۰ هزار گندمكار كشور، ۹۸۹۰ گندمكار زميني كمتر از ۱/۰ هكتار داشته اند، ۱۹۰۴۰ بهره بردار زمينهايي بين ۱/۰ تا ۲/۰ هكتار، ۶۶۷۸۰ بهره بردار زمينهايي بين ۲/۰ تا كمتر از ۵/۰ هكتار، ۱۰۱۹۷۰ بهره بردار زمينهايي بين ۵/۰ تا كمتر از يك هكتار، ۱۹۷۸۴۰ گندمكار زمينهايي بين ۱ تا كمتر از ۲ هكتار، ۱۹۰۶۲۰ گندمكار اراضي بين ۲ تا كمتر از ۳ هكتار، ۱۶۱۱۳۰ گندمكار اراضي بين ۳ تا ۴ هكتار، ۱۴۷۵۰۰ گندمكار اراضي بين ۴ تا ۵ هكتار، ۲۸۴۴۵۰ گندمكار زمينهايي بين ۵ تا ۵/۷ هكتار و ۱۹۸۴۴۰ گندمكار اراضي بين ۵/۷ تا كمتر از ۱۰ هكتار در اختيار داشته اند.
آمارهاي مربوط به برنجكاران نيز قابل توجه است. به طوري كه كوچك بودن اراضي تحت پوشش برنج خردتر و كوچكتر است. آمارهاي ارائه شده نشان مي دهد از ۴۳۳ هزار برنجكار كشور ۴۴۰۰ برنجكار زميني كمتر از ۱/۰ هكتار داشته اند، ۱۲۵۰ برنجكار زميني بين ۱/۰ تا كمتر از ۲/۰ هكتار، ۵۷۹۶۰ برنجكار اراضي بين ۲/۰ تا كمتر از ۵/۰ هكتار، ۸۶۷۲۰ برنجكار زميني بين ۵/۰ تا كمتر از يك هكتار، ۱۱۹۷۷۰ برنجكار زميني بين ۱ تا كمتر از ۲ هكتار، ۵۵۹۰۰ برنجكار زميني بين ۲ تا كمتر از ۳ هكتار، ۲۸۶۹۰ برنجكار زميني بين ۳ تا كمتر از ۴ هكتار، ۱۷۱۳۰ برنجكار زميني بين ۴ تا كمتر از ۵ هكتار داشته اند. به اين ترتيب ۳۸۳ هزار نفر از برنجكاران كشور كه ۸۴ درصد از برنجكاران را شامل مي شوند اراضي بين ۱/۰ تا ۵ هكتار داشته اند.

آماری ساده از نظام بهره برداری

بر اساس آنچه كه مؤسسه مطالعات و پژوهش هاي برنامه ريزي و اقتصادي كشاورزي ارائه كرده است، تعداد بهره برداران زير ۱۰ هكتار از ۱۳۵۳ تا ۱۳۷۲ افزايش يافته و به تبع آن متوسط اراضي هر واحد بهره برداري كاهش يافته است. به طوري كه تعداد بهره برداران با زمين هاي زراعي خرد و پراكنده از ۲۰۲۶ واحد بهره برداري در ۱۳۵۳ به ۲۳۸۲ هزار نفر در سال ۱۳۷۲ و ميزان متوسط اراضي نيز از ۷/۲ هكتار به ۴/۲ هكتار تقليل يافته است. به اين ترتيب واحدهاي بيش از ۱۰ هكتار كوچكتر شده و تعداد بهره برداران زير ۱۰ هكتار اضافه شده و اراضي به قطعات كوچكتري تقسيم شده است. نكته قابل توجه اين است كه ۶۳ درصد از اراضي در اختيار بهره برداران بيش از ۱۰ هكتار قرار دارد. بر اساس سرشماري عمومي كشاورزي در سال ۱۳۷۲ حدود ۲۲۶۷ هزار واحد بهره برداري در نظام بهره برداري دهقاني دسته بندي مي شود، ۱۴۹ هزار واحد بهره برداري در گروه نظام بهره برداري تعاوني قرار دارند و ۳۹۱ هزار واحد در نظام بهره برداري تجاري قرار دارند. آمارهاي ارائه شده نشان مي دهد ۲۳۸۲ هزار واحد بهره بردار از۲/۳۷ درصد از كل اراضي زراعي كشور استفاده مي كنند كه هر كدام بين ۱ تا ۱۰ هكتار زمين دارند و متوسط اراضي آنها ۴/۲ هكتار است. اين گروه ۹/۸۴ درصد از كل واحدهاي بهره برداري را به خود اختصاص داده اند. آمارهاي ارائه شده نشان مي دهد، تعداد واحدهاي بهره برداري زير ۱۰ هكتار در سال هاي ۱۳۵۳ ، ۱۳۶۷ و ۱۳۸۲ به ترتيب ۲۰۲۶ واحد بهره بردار، ۲۳۴۴ واحد بهره بردار و ۲۳۸۲ واحد بهره بردار با متوسط اراضي زراعي به ترتيب ۷/۲ هكتار، ۶/۲ هكتار و ۴/۲ هكتار بوده است. به اين ترتيب شريف ترين گروه اقتصادي كشور به مرور نحيف شده و زمين تحت اختيار او براي كشت هر دوره كوچكتر شده است

منابع فقر

منابعی که میتوان در پایان نامه ها به عنوان رفرنس به آنها مراجعه نمود:

1- دكتر حسين عظيمي ، اولين محققي بودند كه مسئله فقر و محاسبه خطرفقر را در ايران به صورت جامع و علمي بررسي كردند .در اين تحقيق درصد جمعيت شهري و روستايي كهدچار فقر تغذيه مي باشند برآورد گرديد. (حال به اين بهانه يادي مي كنم از اين استاد ارجمند، كه در همان مدت كوتاهي كه با ايشان آشنا شدم ، نه تنها مطالب بسيار ارزنده علمي آموختيم بلكه شخصيت ايشان آنقدربرايم تحسين برانگيز بودكه مطمين هستم در زندگي ام هيچ وقت ايشان را فراموش نمي كنم،روحش شاد).
2- دكتر عظيمي درسال 67 بر اساس چند شاخص ديگر خط فقر را اندازه گيري نمود . شلخص ها شامل: مصرف سرانه – اشتغال و بيكاري –وضعيت مسكن – مقدار مصرف قشرهاي مختلف- خانوارهاي تحت پوشش سازمان حمايت ازمحرومان بوده است.
3- كارشناسان موسسه عالي پژوهش در برنانه ريزي و توسعه درمقاله اي خط فقرو درصد افراد فقير را درسال 67-75 به تفكيك شهري و روستايي برآوردنموده اند.
4- علي حسن زاده 1373 ، درپايان خود تحت عنوان "اثرات تعديل برفقر "حجم فقر و محرميت شهري را بر اساس خط فقر تغذيه طي دوره 1362-1369 برآورد نموده و آثار سياست كاهش ارزش ريال بر فقر تغذيه ارزيابي كرده است.
5- سيف ا... اسلامي 1379 طي مقاله اي تحت عنوان "بررسي يارانه و خط فقر " اثرحذف يارانه را بر كالاهاي اساس بر خط فقر بررسي نموده است
6- دكتر پژويان ،درزمينه خط فقر مطالعات بسياري انجام داده است.ايشان با محاسبه ارزشهاي غذايي دريافتي خانوارها موجود در گروههاي مختلف درآمدي و با توجه به مخارج اين گروهها خط فقرريالي رامحاسبه كرده است.
7- وحيد محمودي 1382 درمقاله اي كوشيده است با تجزيه تغييرات فقر به دو اثر رشد و توزيع مجدد يك كاربردتجربي ازمدل ارائه شده روي آمار هزينهخانوارهاي شهري و روستايي ايران ارائه دهد.
8- وحيد محمودي 1381 مقاله اي تحت عنوان تجزيه فقر برحسب خصوصيات اقتصادي اجتماعي خانوارها و مناطق مختلف جغرافيايي پرداخته است.
9- هاشمي و همكاران 1374 با استفاده ازمدل سيستم مخارج خطي روبين و كلاين تابع تقاضارا بدست آوردند و با استفاده ازآن ميزان حداقل معيشت را براي خانوارهاي شهري در سال 1370 بدست آوردند.
10- فرهاد خداداد كاشي 1377 فقر در ايران را برحسب متغيرهاي اقتصادي و اجتماعي براي سالهاي 70-1364 بر مبناي شاخص سن محاسبه نمودند.
11- دكتر حسين صادقي و صدق فنايي 1377 نقش هزينه هاي مسكن در تعيين خط فقر و سياست هاي فقرزدايي بررسي نمودند.
12- فردريك ملك 1378 در مقاله اي با عنوان اندازه گيري و تجزيه تحليل فقر و نابرابري
فقر را از طريق درصد خانوارهاي استفاده كننده از لوازم و تسهيلات بر مبناي هزينه خانوار در 1376 بررسي نمود.
13- صمد حكمتي فريد 1375 در مقاله خود عملكرد بازرگاني كالاهاي اساسي خوراكي طي برنامه اول مي پردازد و ميزان واردات كالاهاي اساسي و شاخص قيمت را د مناطق شهري و روستايي و ميزان سهميه بندي و تغييرات ميزان يارانه اختصاص يافته را مورد بررسي قرار مي دهد.
14- فرهاد خداداكاشي و همكارانش 1380 شاخصهاي مختلف فقر مانند نسبت افراد فقير و شاخص نسبت مشكلات درآمدي ،شاخص فقر سن و فاستر و گريو و توربك را محاسبه نموده اند.
15- زيدي 1379 خط فقر درآمدي در استان آذربايجان غربي رل مورد بررسي قرار داده است
16- دكتر غلامرضا كشاورز حداد 1379 درمقاله اي تحت عنوان "گستره و عمق فقر در استان سيستان و بلوچستان در طي سالهاي 1363-1376 برآورد كرده است.
17- حاجعلي 1373 در مقاله اي فقر و شناسايي ويژگي خانوارهاي زير خط فقر اقدام نموده است .
18- دكتر محمد ستاري فر 1381 در مقاله اي تحت عنوان "طرح بر پايي نظام جامع رفاه و تامين اجتماعي مرور ي بر پيشينيه نظام اجتماعي ايران و جهان لايحه ساختار سازماني نظام تانين اجتماعي را پيشنهادمي دهد.
19- سيروس خانقاهي 1378 به نقل از گزلرش توسعه انساني سازمان ملل متحد روش تعيين شاخص فقر رادر كشورهاي مختلف صنعتي و غير صنعتي منفك كرده است.
20- عبدا...اصغرزاده 1375 نقش الگوي مناسب و متعادل خوراك در امحا فقرشهري بااستفاده ازپيشنهادات موسسه تغذيه ايران و به منظوردستيابي به الگوي غذايي مناسب وكافي انجام داده است.
21- سعيد غلامي1380 بررسي مقايسه اي فقر در مناطق شهري استان مازندران و كشور انجام داده است.
22- سيد مهدي كاظمي 1380 اثرات پرداخت يارانه و چگونگي تخصيص بهينه و محاسبه شاخص هاي فقر در مناطق شهري و روستايي پرداخته است.
23- يگانه موسوي جهرمي 1381 در مقاله اي تحت هزينه نهايي رفاه اجتماعي ناشي ازمالياتهاي غير مستقيم بررسي كرده است .
24- دكتر عليرضا كازروني 1375 درمقاله اي تحليلي بر اندازه و منشا فقر و سياستهاي فقر زدايي در ايران داشته است.
25- هلن آهوبيم 1378 شاخص هاي توزيع درآمددر چهار دوره دو دوره قبل و دو دوره بعد از انقلاب و عوامل تاثير گذار بر آنرا تشريح نموده است.
26- ترابي و همكاران 1377 به بررسي اندازه شاخص فقر و نابرابري توزيع درآمد در ايران در سالهاي 65-75 پرداختند.
27- علي ديني تركي1371 در پايان نامه خود تاثير حذف سوبسيد كالاهاي اساسي بر ميزان فقر مطلق را بررسي كرده است.
28- الهه علافر 1375 در مقاله اي با عنوان مبارزه با فقر از طريق ايجاد اشتغال توجه ويژه اي به اشتغال سرپرست و افراد خانوار فاقد درآمد يا كم مبذول داشته است.
29- نوروز داداش زاده 1369 درپايان نامه خود به بررسي فقر و آثار آن در ايران در ايران پرداخته مي پردازد.
30- دكتر سهيلا پروين 1372 در رساله خود زميته هاي فقر را در ايران بررسي نموده است .
31- فطرس 1375 در مقاله اي به بررسي برخي از عوامل ايجاد فقر پرداخته و به عقيده ايشان فقر پديده اي چند بعدي و مستلزمبررسي ميانرشته اي است.
32- طبيبيان و همكاران 1377 به بررسي فقر و ارتباط آن با متغيرهاي كلان اقتصادي كشورطي سالهاي 75-67 پرداخته و براساس اطلاعات آماري سالهاي 67 تا 75 تحولات توزيع درآمد وفقر را موردبررسي قرار داده است.
33- علي حسين صمدي 1381 در مقاله اي مهمترين منابع افزايش دهنده نابرابري توزيع درآمد در مناطق شهري و روستايي با تجريه ضريب جيني 1370 و 1375 بررسي كرده است.
34- دكتر فرهاد نيلي وضعيت رفاهي خانوارهاي شهري درشروع و پايان برنامه اول ازطريق بررسي تغييرات هزينه خانوار ميزان مصرف و توزيع هزينه هاي مصرفي در بين خانوارهاي شهري مقايسه كرده است.
35- راضيه زيدي 1380 در مقاله اي اثر سياست تعديل را بر فقر و توزيع درآمد بررسي كرده است.
36- دكتر صمدي 1378دررساله دكتري خود مساله فقر و ضرورت توجه به سياست هاي كاهش فقر پرئاخته است.
37- پرمه و دباغ 1382 درمقاله اي تحت عنوان "بررسي توزيع درآمد درايران با استفاده از ماتريس حسابداري اجتماعي "چگونگي شكل گيري درآمد فعاليت توليد خانوار و عوامل توليد در اثر تغيير متغيرهاي برونزا از طريق ماتريس حسابداري اجتماعي مورد بررسي قرار دادند.

مفاهیم فقر

فقر عبارت است از ناتواني انسان در بر آورده ساختن حد كافي نياز‌‌هاي بنيادي خود به منظور رسيدن به يك زندگي آبرومند و شايسته به عنوان شرط لازم رسيدن او به كمال.‌ در عمل، اندازه گيري فقر به نوع آمارهايي كه در دسترس محققان قرار دارد بستگي داشته و بر آورد آن تحت مفروضات و شرايط خاصي، بر اساس نياز‌‌هاي مادي انجام مي‌‌شود. نياز‌‌هاي مادي بر اساس توافقي كه ميان اقتصاد دانان صورت گرفته است، خوراك، پوشاك، مسكن، بهداشت و درمان، آموزش، حمل و نقل، تشكيل خانواده، ورزش و اوقات فراغت را شامل مي‌‌شود. با تعيين حداقل اين نيازها بر اساس معيارهايي كه تا حد امكان جنبه‌هاي مختلف زيستي انسان‌ها را در برگيرد، هر فرد يا خانواري كه به ميزان كمتري از آن حداقل‌ها برخوردار شود، فقير به شمار مي‌آيد.‌ فقر را مي‌توان از جهات گوناگون به صورت زير تقسيم بندي كرد:
الف - از نظر زماني: فقر دائمي و فقر موقتي
ب- از نظر ابعاد و وسعت: فقر موردي و فقر فراگير
ج - از نظر كيفيت: فقر مادي و فقر معنوي
د - از ساير جهات: فقر مطلق، فقر نسبي، فقر ذهني و. . .‌
در اندازه گيري خط فقر، "در آمد" كه شامل مصرف و پس انداز است، معمولا به عنوان بهترين شاخص براي اندازه گيري سطح زندگي معرفي مي‌‌شود. اغلب عنوان مي‌‌شود كه امكان دارد فرد خاصي سطح زندگي پايين‌تر از در آمد خود را انتخا ب كند، اما بايد توجه كرد كه اين موضوع يك امر اختياري است و نه به خاطر كمبود در آمد. بدين ترتيب در آمد مي‌‌تواند شاخصي از فقر باشد. به نحوي كه فرصت‌‌هاي مصرفي را براي فرد يا خانوار ايجاد مي‌‌كند. اما در استفاده از در آمد به عنوان جايگزيني براي رفاه خانوار معايبي وجود دارد‌، لذا در مطالعات تجربي براي اندازه گيري خط فقر معمولا به هزينه ‌‌هاي خانوار توجه مي‌شود.‌ اگرچه ممكن است هزينه يك خانوار كمتر از درآمد آن باشد، اما فرض وجود پس‌انداز براي خانوار‌‌هاي فقير نمي تواند صادق باشد و بدين ترتيب مي‌توان فرض كرد كه در ميان خانوار‌‌هاي فقير، تمامي درآمد خانوار، صرف تامين هزينه ‌‌هاي زندگي مي‌شود.‌ استفاده از متغير هزينه خانوار به عنوان جايگزيني براي در آمد، به خصوص هنگامي كه افراد در گزارش در آمد‌‌هاي خود مقادير كمتر از حد واقعي ابراز مي‌‌كنند، به دليل اراده نتايج سازگار در بررسي‌‌هاي فقر مرسوم است.‌ در اين تحقيق بر اساس داده‌هاي پيمايشي خانوار‌‌هاي شهري و روستايي كشور كه از سوي مركز آمار ايران در سال‌‌هاي مختلف جمع آوري شده است، جمعيت كشور به دو ناحيه كلي شهري و روستايي، بر اساس 9 منطقه جغرافيايي شامل استان‌‌هاي مختلف اما همگن تفكيك شده و در سال‌‌هاي مورد بررسي (1368، 1373،1378و 1380 ) به ترتيب سال ابتدايي برنامه اول، يك سال پس از پايان برنامه اول و شروع برنامه دوم، سال انتهايي برنامه دوم و يك سال پيش از برنامه سوم توسعه و نيز دومين سال برنامه سوم توسعه با استفاده از شاخص‌‌هاي فقر و تصريح يك خط فقر مناسب بررسي شده است و با به‌كارگيري تكنيك سلطه تصادفي، به مقايسه تطبيقي وضعيت فقر پرداخته شده است.‌

امکان شکل گیری شبکه روستایی در ایران

با مشاهده برخي برنامه‌هاي شبكه‌هاي ماهواره‌اي اين سؤال به ذهن رسيد كه ـ با پيشرفت نوين ارتباطي كه پخش برنامه‌هاي ماهواره‌اي را به طور مستقيم فراهم ساخته است و با در نظر گرفتن اين مطلب كه جلب توجه مخاطبان يكي از اهداف عمده رسانه‌هاي ارتباط جمعي به شمار مي‌رود ـ اين شبكه‌ها براي جلب توجه مخاطبان خود در سراسر دنيا و تأثيرگذاري هر چه بيشتر بر روي آنها به طور معمول از چه نوع برنامه‌هايي استفاده مي‌كنند؟
مشاهده برنامه‌‌هاي برخي از شبكه‌ها اين فرضيه را در ذهن شكل داد كه اغلب آنها براي حصول به هدف اساسي خود (جلب نظر مخاطبان) از برنامه‌هايي مانند فيلم، سريال، شو، موسيقي و ديگر برنامه‌هاي تفريحي و سرگرم‌كننده بيشتر از برنامه‌هاي علمي ـ آموزشي استفاده مي‌كنند.
براي روشن‌ساختن وضعيت اين فرضيه به تحليل محتواي كمي تعدادي از شبكه‌هاي 6 كشور اروپايي (آلمان، انگلستان، بلژيك، سوئيس، فرانسه و هلند) پرداخته شده است تا به دور از هرگونه داوري فردي و شخصي مشخص شود آيا برنامه‌هاي پخش شده از اين شبكه‌ها بيشتر جنبه تفريحي ـ سرگرمي دارد يا جنبه علمي ـ آموزشي؟
به اين منظور با مشاهده برنامه‌هاي شبكه‌هايي مانند ZDF، VOX، Arte(ge)، BBC1، BBC2، BBC Prime، AB3، Canal+، Sf1، TSR2، France2، ARTE، Nederland1، Nederland2 و Net5 و نيز با بهره‌گيري از سايت اينترنتي Euro TV و اتخاذ كنداكتور زمان پخش برنامه‌هاي شبكه‌هاي فوق، محتواي كمي برنامه شبكه‌هاي مذكور طي يك هفته از 13 تا 19 فوريه 2003 ميلادي مورد تحليل قرار گرفت.
در اين بررسي نكات زير مورد توجه قرار گرفت.
1ـ شبكه‌هاي مورد بررسي از شبكه‌هايي بودند كه به پخش انواع مختلف برنامه اعم از فيلم، سريال، كودك، خبر، مستند و ... اقدام مي‌كنند و صرفاً به نوع خاصي از برنامه مانند خبر، كودك، ورزش و ... نمي‌پردازند.
2ـ در انتخاب شبكه‌ها به دو طريق عمل شد :
الف) شبكه‌هاي مهم و مطرح دنيا مانند ZDF، VOX، BBC1 و ... كه به نظر مي‌رسيد از مخاطبان بيشتري نيز برخوردارند در اين بررسي به طور هدفمند انتخاب شدند.
ب) در مورد برخي شبكه‌ها مانند بلژيك، سوئيس و هلند كه از كشورهاي اروپايي مطرح بودند اما شبكه‌هاي چندان معروفي ندشاتند انتخاب شبكه‌ها به طور تصادفي انجام گرفت. البته با درنظر گرفتن اين نكته كه برنامه‌هاي اين شبكه‌ها نيز شامل انواع مختلف برنامه باشد نه يك يا چند نوع خاص.
3ـ به منظور انجام يك بررسي نسبتاً همه‌جانبه بر روي شبكه‌هاي كشورهاي مورد بررسي برخي شبكه‌هاي كارتي مانند SF1، France2، Nederland1 و Nederland2 نيز در اين بررسي گنجانده شدند.
4ـ در اين بررسي ارزيابي محتواي پيام‌هاي ارائه شده به لحاظ كيفي مورد نظر نبوده و صرفاً به صورت كمي، نوع برنامه‌هاي ارائه شده از يكديگر متمايز شده است.
با در نظر گرفتن اين نكات برنامه‌هاي شبكه‌هاي اروپايي ياد شده طي يك هفته از 13 تا 19 فوريه سال 2003 ميلادي به تفكيك فيلم، سريال، شو ـ موسيقي و برنامه‌هاي سرگرم‌كننده و متنوع، برنامه كودك، اطلاع‌رساني، ورزش، برنامه‌هاي علمي ـ آموزشي، برنامه‌هاي مستند (اغلب آنها درباره حيات وحش و زندگي حيوانات بود)، برنامه‌هاي ادبي ـ فرهنگي، برنامه‌هاي اقتصادي، برنامه‌هاي سياسي و برنامه‌هاي مذهبي مورد بررسي قرار گرفت و فراواني و درصد هر يك از آنها مشخص شد.
در اين ميان مواردي نيز مورد بررسي قرار نگرفته كه تحت عنوان «ساير برنامه‌ها» در جداول مشخص شده است. اين موارد خود دو گروه را شامل مي‌شود ك
الف) ميان برنامه‌ها، آگهي‌هاي تبليغاتي، برنامه‌هاي آشپزي، باغباني، تئاتر، گردشگري، مهاجرت، دوربين مخفي و ....
ب) برنامه‌هايي كه نوع آنها در اين بررسي نامشخص مانده بود.
با اين وصف از هر كشور 3-2 شبكه مورد بررسي واقع شد كه يافته‌هاي حاصل از آن به تفكيك هر شبكه در جداول شماره 1 تا 15 بر حسب روزهاي مورد بررسي و نوع برنامه‌هاي پخش شده آماده است.
پس از آن، برآورد اطلاعات حاصل از يك هفته بررسي شبكه‌ها در جدول شماره 16 و نمودار شماره 1 آورده شد تا مقايسه نوع برنامه‌ها را در شبكه‌هاي مختلف ممكن سازد.
منظور از «نوع برنامه» در كليه جداول مورد بررسي به شرح زير است :
فيلم : كليه فيلم‌هاي سينمايي يا داستاني كه مدت زمان پخش آنها به طور معمول بين 45 تا 90 دقيقه بوده است.
سريال : مجموعه‌هاي داستاني پيوسته و دنباله‌دار.
شو ـ موسيقي و برنامه‌هاي سرگرم‌كننده و متنوع : برنامه‌هايي كه با عنوان Show معرفي شده‌اند و يا به اجراي مختلف موسيقي و آواز توسط خوانندگان پرداخته‌اند. همچنين انواع مسابقات تلويزيوني كه اغلب آنها با موسيقي و آواز توأم بوده‌اند.
برنامه كودك : انواع انيميشن، كارتون و ديگر برنامه‌هايي كه تحت عنوان «برنامه كودك» از آنها نام برده شده است.
اطلاع‌رساني : كليه برنامه‌هايي كه در زمينه‌هاي گوناگون مانند آب و هوا، موسيقي، ورزش و ... اطلاعاتي به مخاطبان ارائه داده است.
ورزش : نمايش انواع مسابقات ورزشي مانند هاكي، اسكي، تنيس، فوتبال و ... و نيز مجله‌هاي ورزشي.
برنامه‌هاي علمي ـ آموزشي : برنامه‌هايي كه در زمينه علوم مختلف و نيز علوم رايانه‌اي به بحث پرداخته‌اند. همچنين دوره‌هاي آموزشي زبان مانند آموزش زبان انگليسي، سوئيسي و ...
برنامه‌هاي مستند : كليه برنامه‌هايي كه با عنوان Documentary معرفي شده‌اند و به مباحث واقعي و قابل استناد تكيه دارند مانند بررسي زندگي اشخاص، حيات وحش و ...
برنامه‌هاي ادبي ـ فرهنگي : برنامه‌هايي كه در زمينه ادبيات، شعر و مسائل فرهنگي مطالبي عنوان كرده‌اند.
برنامه‌هاي اقتصادي : برنامه‌هايي كه بيشتر بر تجارت، بازاريابي و ... تأكيد داشته‌اند.
برنامه‌هاي سياسي : برنامه‌هايي كه به مباحث مختلف در حوزه علوم سياسي در اروپا و ساير نقاط جهان پرداخته‌اند.
برنامه‌هاي مذهبي : برنامه‌هايي كه به بحث و بررسي پيرامون اديان مختلف مانند اسلام، مسيحيت، يهوديت، بوديسم و ... پرداخته‌اند.
ساير برنامه‌ها : كليه برنامه‌هايي كه در عناوين قبلي قرار نمي‌گيرد يا برنامه‌هايي مانند انواع ميان‌برنامه‌ها (آگهي‌هاي تبليغاتي، آنونس و ...)، برنامه‌هاي آشپزي، باغباني، گفتگوهاي مجريان تلويزيوني با هنرپيشه‌ها، ستاره هاي اروپا و ... را شامل مي‌شود و يا برنامه‌هايي كه مجموع همكاران اين گزارش نتوانسته‌اند آن را در انواع برنامه‌هاي مذكور در جدول قرار دهند.
به منظور بررسي اين فرضيه كه «شبكه‌هاي ماهواره‌اي اروپا براي جلب نظر مخاطبان از برنامه‌هايي مانند فيلم، سريال، شو، موسيقي و برنامههاي سرگرم‌كننده بيشتر از برنامه‌هاي علمي ـ آموزشي استفاده مي‌كنند»، سؤال‌هاي زير مظرح شد :
ـ مدت زمان پخش برنامه‌هاي مختلف تلويزيوني ماهواره‌اي در شبكه‌هاي مطرح و مهم آلمان چه‌قدر بوده است؟
ـ مدت زمان پخش برنامه‌هاي مختلف تلويزيوني ماهواره‌اي در شبكه‌هاي مطرح و مهم انگلستان چه‌قدر بوده است؟
ـ مدت زمان پخش انواع برنامه در شبكه‌هاي ماهواره‌اي كشور بلژيك چقدر بوده است؟
ـ مدت زمان پخش انواع برنامه‌هاي تلويزيوني ماهواره‌اي در شبكه‌هاي كشور فرانسه چقدر بوده است؟
ـ مدت زمان پخش برنامه‌هاي مختلف در شبكه‌هاي هلند چقدر بوده است؟
پاسخ به سؤال‌هاي فوق در جدول شماره 1 تا 15 آمده است كه در اينجا به هر يك از آن‌ها مي‌پردازيم.
* مدت زمان پخش برنامه‌هاي تلويزيوني ماهواره‌اي در شبكه‌هاي مطرح آلمان چقدر بوده است؟
نتايج نشان داد، با توجه به اين كه برنامه‌هاي محلي در شبكه‌هاي استاني پخش مي‌شود، اماكن دسترسي روستاييان به شبكه‌هاي استاني را افزايش دهند.
2ـ داده‌هاي تحقيق نشان مي‌دهد اكثر جوانان روستايي كشور از ميان 232 برنامه تلويزيوني كه به طور مرتب دنبال كرده‌اند به شش سريال تلويزيوني اشاره داشته‌اند كه اسامي آنها در متن مقاله آمده است. پيشنهاد مي‌شود اين شش سريال با روش تحليل محتوا مورد مطالعه قرار گيرند تا جنبه‌هاي مشترك آنها در سريالهاي ويژه جوانان روستايي مورد استفاده قرار گيرد.
3ـ با توجه به اين كه پخش برنامه‌هاي ورزشي در شبكه‌هاي مختلف سيما به ويژه در شبكه سوم مورد استقبال جوانان روستايي به ويژه مردان جوان روستايي قرار گرفته است و با توجه به اين كه فيلم‌هاي سينمايي و سريال نيز مورد توجه خانم‌هاي جوان روستايي بوده پيشنهاد مي‌شود حجم اين دو نوع برنامه در برنامه‌هاي ويژه جوانان افزايش يابد.
4ـ در مورد به‌كارگيري لهجه‌هاي محلي در برنامه‌هاي سيماي جمهوري اسلامي ايران پيشنهاد مي‌شود ابتدا موضوع توسط يك گروه پژوهشي با عضويت جامعه‌شناس روستايي، مردم‌شناس، زبان‌شناس و با روش پژوهش مشاركتي فعال (P.R.A) در روستاهايي كه به اين امر حساسيت دارند مورد تحقيق قرار گيرد و سپس نتايج آن در تهيه برنامه‌هاي تلويزيوني و راديويي استفاده شود.
5ـ براي مشخص شدن زمان و فصل مناسب پخش برنامه‌هاي تلويزيوني ويژه جوانان روستايي پيشنهاد مي‌شود حداقل يك كار پژوهشي در هر يك از مناطق مختلف روستايي كشور انجام شود و نتايج آن در همان مناطق مورد استفاده قرار گيرد.

تكرار پيام ¬ تأثير پيام
مدت زمان پيام¬ تأثير پيام
اما تامسن (Thomsen) معتقد است كه برنامه بايد براي يك مدت زمان طولاني توجه مخاطب را به خود جلب كند (مانند سريال‌ها).
برنامه به صورت سريال ¬ تأثير پيام

منابع
1. Damazedier, Joffre. Television and Rural Adult Education. UNESCO, Paris, 1956.
2. Bertrand, Alvin Lee. Television in Rural Louisiana, T.V. Broadcasting, Louisiana, U.S.A, 1958.
3. Unesco Rural television in Japan, Unesco, Paris, 1960.
4. Radio Free Europe Access To Television and Radio in rural Hungar Munich, 1974.
5. Agrawal, Biond C. Television Comes To village: Ahmedabad, India, 1978.
6. Sachchidananda. Communication in a Rajasthan Village Ahmedabad, India, 1979.
7. Agrawal, Binod C. Women, Television, and Rural Development. Ahmedabad, India, 1980.
8. Agrawal, Bionde C. Satellite Television in a Bihar village, Ahmedabad, India, 1981.
9. University of Alaska, Social and Cognitive Effects of Introdoction to Television on Rural Alaska, Native Children Fairbanks, 1984.
10. Chu, Godwin C. Social impact of Satellite Television in Rural (Indonesia), Singapoure, 1991.
11. Rao, B.S.S. Television for Rural Development, New delhi, India, 1992.
12. Pokharapurkar, Raja Rural Development Trough Comunity Television, New Delhi, 1993.

امكان‌سنجي طراحي شبكه يكپارچه برنامه‌هاي كشاورزي و روستايي

مقدمه
علي‌رغم آن كه درصد بالايي از جمعيت كشور ما در روستاها زندگي مي‌كنند و روستاييان كشور بخش عمده‌اي از مخاطبان شبكه‌هاي راديو و تلويزيون ملي را تشكيل مي‌دهند، تحقيقات تأثيرسنجي و نظرسنجي به عمل آمده توسط مؤسسات تحقيقاتي، عمدتاً در شهرها انجام شده و آثار رسانه بر جمعيت روستايي كشور به ندرت مورد ارزيابي و بررسي دقيق قرار گرفته است. اين درحالي است كه با وجود تفاوت‌هاي آشكار فرهنگي اجتماعي بين جوامع شهري و روستايي خوراك رسانه‌‌اي كه به هر دو جامعه عرضه مي‌شود يكسان است. تا چند دهه پيش از براي محققان علوم اجتماعي؛ تلويزيون يك رسانه شهري به حساب مي‌آمد مطالعات مربوط به آن عمدتاً در شهرها انجام مي‌گرفت و حضور اين رسانه در روستاها كمتر مورد توجه قرار داشت. نمونه اين مطلب را مي‌توان در تحقيقات و نظرسنجي‌هاي انجام شده در مراكز تحقيقاتي صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران نيز مشاهده كرد كه در مقابل صدها نظرسنجي انجام گرفته در شهر تهران و برخي شهرستان‌ها، يك مورد نظرسنجي مستقل در مورد پيام‌گيران روستايي انجام شده است و اين درحالي است كه بيش از پنجاه سال است روستاييان ايران از راديو استفاده مي‌كنند و پس از انقلاب اسلامي و با ورود برق به روستاهاي كشور، بهره‌مندي آنان از تلويزيون نيز گسترش چشمگيري يافته است چنان كه سال‌ها است بيش از 80 درصد روستاييان كشور از تلويزيون استفاده مي‌كنند.
در ساير كشورها نيز تحقيقات رسانه در روستاها در مقايسه با مجموعه تحقيقات انجام گرفته بسيار ناچيز است كه در اينجا به برخي از آنها اشاره مي‌كنيم :
1ـ نخستين بار در سال 1956 يك گزارش پژوهشي با عنوان (تلويزين و آموزش بزرگسالان روستايي) توسط يونسكو منتشر شد كه مجري آن «جوفردومازيه» بود.
2ـ دو سال بعد (1958) گزارش پژوهشي ديگري با عنوان (تلويزيون در روستاهاي لوئيزياناي امريكا) منتشر شد كه مجري آن «الوين.لي.برتراند» بود.
3ـ در سال 1960 گزارش پژوهشي كه به همت يونسكو در ژاپن انجام شده بود، در پاريس منتشر شد. عنوان اين تحقيق «تلويزيون روستايي در ژاپن» است. در اين تحقيق مسائلي مانند (نقش تلويزيون در آموزش روستاهاي ژاپن)، (آموزش بزرگسالان در روستاهاي ژاپن) و همچنين (پخش برنامه‌هاي تلويزيوني در روستاهاي ژاپن) مورد بررسي قرار گرفته اس.
4ـ در سال 1974 تحقيق ديگري توسط راديو آزاد اروپا به صورت نظرخواهي عمومي انجام گرفت كه نظر روستاييان كشور مجارستان را در مورد تلويزيون و راديو در روستاهاي آن كشور مورد بررسي قرار داده بود.
5ـ ورود تلويزيون به روستاهاي هند تقريباً در سال 1977 اتفاق افتاد، تا آن زمان در روستاهاي هند فقط معدودي از ثروتمندان گيرنده تلويزيوني داشتند.
از سال 1977 همراه با تلويزيون به روستاهاي هند، چند پژوهش با عنوان (تلويزيون در روستاهاي هند) توسط محققان هندي انجام مي‌شود كه اولين مورد آن تحقيق (بي‌يوند.‌سي. آگراوال) با عنوان «ورود تلويزيون به روستا» است. گزارش اين تحقيق در سال 1978 در احمد‌آباد هند منتشر شد و مورد توجه جامعه‌شناس و ارتباطات قرار گرفت.
در اين تحقيق مسائلي چون جنبه اجتماعي پخش تلويزيوني در روستاهاي هند و نقش قمر مصنوعي در ارتباطات راه‌ دور روستاهاي هند مورد بررسي قرار گرفته است. اهميت اين تحقيق به اين دليل است كه همراه با ورود وسيع تلويزيون به روستاها انجام شده است و تأثير اين رسانه بر روستاها را در فرايند تغيير، مورد مطالعه قرار داده است.
6ـ در همان سال‌هاي اوليه ورود فراگير تلويزيون به روستاهاي هند، پژوهش ديگري توسط يك محقق هندي به نام «ساچااينداناندا» انجام گرفت كه موضوع آن «ارتباطات در روستاهاي راجستان هند» بود. گزارش اين تحقيق در سال 1979 در احمد‌آباد هند منتشر شد. در اين تحقيق، نقش تلويزيون در توسعه اجتماعات كوچك روستايي هند (منطقه باهاترا)، نقش تلويزين در آموزش روستاهاي هند در همان منطقه و در نهايت نقش قمر مصنوعي در ارتباطات راه‌دور هند مورد بررسي قرار گرفته است.
7ـ در سال 1980 بي‌يوند.سي.آگراوال گزارش تحقيق دوم خود را با عنوان (زنان، تلويزيون و توسعه روستايي) در يكي از روستاهاي راجستان انجام شده بود منتشر كرد، موضوع‌هايي كه در اين تحقيق مورد توجه قرار گرفته عبارتند از : زنان و توسعه روستايي در راجستان هند و زنان و ارتباطات در روستاهاي راجستان هند.
اين گزارش نيز در احمد‌آباد هند منتشر شده است.
8ـ در سال 1981، بي‌يوند.سي. آگراوال گزارش تحقيق سوم خود را در اين زمينه منتشر كرد. عنوان اين تحقيق، تلويزيون‌هاي ماهواره‌اي در روستاهاي بي‌هار هند است كه محقق بخش عملي آن را در يكي از روستاهاي هند به نام روستاي اسمالپور در منطقه بي‌هار انجام داده است.
گزارش مربوط به اين پژوهش داراي چهار بخش عمده است كه عبارتند از :
1ـ تلويزيون در توسعه اجتماعات كوچك هند (مطالعه‌اي موردي در روستاي اسمالپور هند)
2ـ وجه اجتماعي پخش تلويزيوني درهند (مطالعه‌اي موردي در روستاي اسمالپور هند)
3ـ تلويزيون و آموزش در هند (مطالعه‌اي موردي در روستاي اسمالپور هند)
4ـ قمر مصنوعي در ارتباطات راه دور (مطالعه‌اي موردي در روستاي اسمالپور هند)

9ـ در سال 1984 دانشگاه آلاسكا گزارش تحقيقي را با عنوان اثرات اجتماعي و ادراكي ورود تلويزيون به روستاهاي الاسكا بر كودكان بومي اين روستا منتشر كرد. در اين تحقيق كه توسط نورما.فوربي در شوراي تكنولوژي آلاسكا انجام شده است موضوع‌هاي زير مورد بررسي قرار گرفته است.
ـ كودكان اسميكوها در آلاسكا
ـ تلويزيون و كودكان در آلاسكا
ـ جنبه‌هاي روان‌شناختي تلويزيون
ـ همسان‌سازي فرهنگي در سرخپوستان شمال آمريكا
ـ همسان‌سازي فرهنگي، اسميكوها
10ـ در سال 1991، مركز اطلاعات تحقيقات ارتباط جمعي آسيا كه مركز آن در سنگاپور است دست به انتشار گزارشي با عنوان اثرات اجتماعي تلويزيون‌هاي پخش ماهواره‌اي در روستاها زد كه تحقيق آن در روستاهاي اندونزي و توسط شخصي به نام گودوين سي‌. چو انجام شده بود. در اين تحقيق، موضوع پخش مستقيم ماهواره‌اي و مسائل اقتصادي روستاهاي اندونزي و همچنين پخش مستقيم ماهواره‌اي و مسائل اجتماعي روستاهاي اندونزي مورد بررسي قرار گرفته سات.
11ـ سال 1992 سالي بود كه تلويزيون در روستاهاي هند فراگير شد. تعداد دستگاه‌هاي گيرنده تلويزيوني كه در سال 1977 حدود 680000 دستگاه بود در سال 1985 به حدود ده برابر يعني 6750000 دستگاه رسيد و اين زماني بود كه تلويزيون در بسياري از روستاهاي هند حضور پيدا كرده بود.
بي‌شك اين حضور فراگير به اين ليل بود كه بانو ايندراگاندي، نخست‌وزير وقت هندوستان، تلويزيون را ابزار مهمي براي سرعت‌بخشيدن به توسعه روستايي مي‌دانست و از آن پشتيباني مي‌كرد.
در اين فرآيند، محقق برجسته هندي «بي‌.اي.رائو» تحقيق ارزشمندي را با عنوان تلويزيون براي توسعه روستايي انجام داد كه مورد توجه محققان توسعه و ارتباطات قرار گرفت.
در اين تحقيق رائو به نقش تلويزيون در توسعه روستايي هند توجه كرده است. اين تحقيق در سال 1992 در دهلي منتشر شد.
12ـ تحقيق ديگري كه در سال 1993 در هند منتشر شد، نتيجه كاري بود كه يك محقق هندي به نام راجا، پوخاراپوركار با عنوان توسعه روستايي از طريق تلويزيون محلي انجام داده بود. در اين تحقيق موضوع‌هايي مانند تلويزيون در توسعه روستايي هند، وسايل ارتباط جمعي در توسعه اجتماعات كوچك هند و توسعه روستايي در هند مورد توجه قرار گرفته است.
در كشور ما ايران، از سال 1370 به بعد، حداقل چهار پژوهش در زمينه رسانه‌ها در روستاهاي كشور انجام شده كه پژوهشگران آنها به همه رسانه‌ها به ويژه مطبوعات در روستا توجه كرده‌اند ولي تا سال 1378، هيچ پژوهشي در زمينه جوانان روستايي و تلويزيون انجام نشده است.
در سال 1378 به اهتمام مركز تحقيقات صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، محقق، پژوهشي را با عنوان «بهره‌مندي جوانان روستايي از تلويزيون» در سطح روستاهاي 20 استان كشور آغاز كرد كه گزارش آن در خرداد ماه 1379، در اختيار مركز تحقيقات صدا و سيما قرار گرفت.
هدف از انجام اين پژوهش كسب شناخت بيشتر درمورد ميزان و چگونگي استفاده جوانان روستايي كشور از برنامه‌هاي مختلف تلويزيوني بود. در اين تحقيق از روش پيمايشي و نظرسنجي استفاده شده و براي جمع‌آوري اطلاعات از فن پرسشنامه و پرسشگري حضوري از جوانان روستايي در محل روستا بهره‌گيري شده است.
جامعه مورد مطالعة اين تحقيق كليه جوانان 15 تا 24 ساله ساكن در روستاهاي كشور را با يك نمونه 9000 نفري شامل مي‌شود. در نهايت كلية اطلاعات مورد نياز از 8710 نفر از جوانان روستاهاي 20 استان كشور دريافت شده است.
پس از اين كه برنامه‌هاي شبكه‌هاي ماهواره‌اي 6 كشور اروپايي شامل آلمان، انگلستان، بلژيك، سوئيس‌، فرانسه وهلند مورد بررسي قرار گرفت، نتايج كلي حاصل در جدول شماره 1 درج شد.
اين جدول كه به توزيع مدت زمان پخش برنامه‌ها به تفكيك كشور، شبكه و نوع برنامه مي‌پردازد، نشان مي‌دهد عمده‌ترين نوع برنامه پخش شده از شبكه‌هاي مورد بررسي فيلم (16 درصد) و سريال (13 درصد) بوده است. شو ـ موسيقي و برنامه‌هاي سرگرم‌كننده (8 درصد)، اطلاع‌رساني (7 درصد)، ورزش (5 درصد) و برنامه كودك (4 درصد) به ترتيب دقايقي از پخش برنامه‌هاي شبكه‌هاي مورد بررسي را به خود اختصاص داده‌اند.
برنامه‌هاي علمي ـ آموزشي و نيز بنرامه‌هاي مستند (هر يك با 3 درصد)، برنامه‌هاي سياسي (با 2 درصد)، برنامه‌هاي ادبي ـ فرهنگي، اقتصادي و مذهبي (هر كدام با 1 درصد) تا حدودي برنامه‌هاي اين شبكه‌ها را پوشش داده‌اند. .

Friday، March 14، 2008


دستورالعمل اجرايي FFS : مدرسه در مزرعه

مقدمه
با افزايش سطح آگاهي عمومي و ارتقاء سطح كمي و كيفي دسترسي به اطلاعات به صورت نسبي در هر جامعه‌اي بسته به شرايط خاص خود در دنياي امروز، نظام‌هاي انتقال دانش و تكنولوژي و اطلاعات در فرآيندهاي توسعه را از بعد ابزارها و روشهاي مورد بهره‌برداري دچار تحول نموده است. در جهان امروز با شرايط فوق الذكر ابزارهاي انتقال يك طرفه و حتي دوطرفه ارتباطي در فضاي تعيين شده بين منبع و گيرنده به لحاظ اثربخشي تكنولوژي و دانش مورد انتقال و هم چنين كاربست آن در محيط عملياتي و تثبيت آن از ابعاد استمرار كاربرد، سطح كاربرد، سازگاري، پشتيباني، كارايي خود را از دست داده و در يك فرآيند جايگزين با روش‌هاي مشاركت مدار عملياتي قرار گرفته‌اند.
اصلاح رفتار حرفه‌اي كشاورزان و انتقال دانش و تكنولوژي نوين و كارآمد به سطح واحد بهره‌برداري در راستاي توسعه پايدار كشاورزي امروزه ركن اصلي برنامه‌هاي توسعه كشاورزي مي‌باشد. از جمله ابزار و شيوه‌هاي مشاركت محور عملياتي اثربخش در اين زمينه شيوه مدرسه در مزرعه يا FFS (Farmer Field School) مي‌باشد.
اين شيوه در سطح جهان با رويكرد IPM مورد استفاده قرار گرفته و در توسعه و گسترش IPM از توفيقات زيادي برخوردار بوده است. كاربرد اين روش در ايران نيز به صورت الگويي با همين رويكرد IPM/FFS سابقه سه ساله دارد.
يافته‌هاي حاصل از آخرين نشست مشترك مجريان سايت‌هاي الگويي IPM/FFS كه در تاريخ ارديبهشت ماه سال 85 به مدت سه روز در بندر اندزلي تشكيل گرديد و هم چنين مباحث مطروحه در اين نشست از سوي مجريان استاني نشان دهنده عدم درك يكنواخت و هماهنگ از اين رويكرد IPM/FFS و هم چنين كاربرد آن به روشهاي متنوع مي‌باشد كه اين موضوع مطمئناً، تجزيه و تحليل يافته‌هاي حاصل و هم‌چنين ارزيابي دقيق فعاليتها را به منظور يك نتيجه‌گيري با مشكل مواجه خواهد نمود. در اين راستا دستورالعمل اجرايي شيوه FFS با رويكرد IPM/FFS تهيه و تدوين گرديده است.





تاريخچه
در سال 1960 فائو كميته‌اي براي نظارت و مسائل ناشي از مقاومت آفات در برابر سموم شيميايي و تدوين استانداردهاي ايمني باقيمانده سموم تشكيل داد.
در سال 1965 سميناري در مورد IPM برگزار شد.
در سال 1967 فائو با همكاري برنامه عمران ملل متحد (UNDP) پانل كارشناسي در زمينه كنترل آفات تشكيل داد كه بعدها به IPM تغيير نام پيدا كرد.
در سال 1968 FAO تعريفي بدين مضمون براي IPM ارائه كرده است.
شيوه‌اي در مديريت آفات كه طي آن محيط زيست و جمعيت فعال آفات خاص را مد نظر قرار داده و از تمام فنون و الگوهاي مناسب به عنوان يك روش امكان‌پذير و سازگار استفاده مي‌نمايد.
در سال 1987 FAO با تصويب گزارش برنامه مشترك ما حركت به سمت توسعه كشاورزي پايدار را آغاز كرد.
در سال 1988 فائو تعريف كشاورزي و توسعه روستايي پايدار را تصويب كرد .
در سال 1991 اولين سمينار توسعه پايدار در هند برگزار شد و در سال 1992 كنفرانس محيط زيست و توسعه نقش IPM در برنامه‌ها و سياست‌هاي كشاورزي مانند ساير فعاليت‌ها مهم تلقي كرده و براي اجراي آن دستورالعمل 21 موردي را پايه‌گذاري كرد.
و در سال 1995 كميته كمك توسعه سازمان همكاري مشترك اقتصادي و توسعه راهنماي مديريت آفات را منتشر كرد.
در سال 1996 جلسه سران كشورها در FAO منتهي به تنظيم قطعنامه رم براي امنيت غذايي و برنامه‌هاي اجرايي غذايي جهان شد.
درطول دهه 1980 در كشورهاي جنوب و جنوب شرق آسيا در مورد محصول برنج به صورت موفقيت‌آميز اجرا شد.
اين پروژه در 9 كشور شامل بنگلادش، چين، هند، اندونزي، مالزي، فيليپين، سريلانكا، تايلند و ويتنام در سه مرحله انجام شد كه دهه اول آن از 80 تا 86 مرحله دوم از 1987 آغاز و تا 1992 طول كشيد.

1- تعاريف
1-1- مدرسه در مزرعه : (FFS) Farmer Field School
الف ـ مدرسه در مزرعه : يك شيوه آموزشي ترويجي با ماهيت مشاركتي مبتني بر يادگيري مزرعه‌اي است.
ب ـ در روش مرسوم به مدرسه در مزرعه (FFS)، كشاورزان در قالب آموزش مشاركتي كشاورزمدار (FPT) آموزش مي‌بينند، و در جريان اين آموزش‌ها با نحوه مشاهده و يادداشت‌برداري از جزئيات كار و نيز چگونگي انجام آزمايشهاي ساده و تفسير و تحليل نتايج حاصل از يافته‌ها آشنا مي‌شوند.
ج ـ آموزش‌هاي ارائه شده در قالب مدرسه در مزرعه براساس ارتقاء سطح مهارت‌هاي تحليلي و قدرت تفكر انتقادي كشاورزان است تا بتوانند تصميم‌هاي بهتري اتخاذ كنند، با شيوه ها و عمليات اصولي كشاورزي آشنا شوند و درك و شناخت لازم را نسبت به فعل و انفعالاتي كه در بوم سازه‌هاي كشاورزي صورت مي‌گيرد به دست آورند. ارتقاي دانش به نوبه خود در بهبود روشهاي كشت، تصميم‌هاي مربوط به نهاده‌ها و بازدهي محصولي تجلي مي‌يابد.

2-1- IPM : مديريت تلفيقي آفات
IPM : Integrated Pest Management
سازمان خواربار كشاورزي : IPM را شيوه‌اي در مديريت آفات كه طي آن محيط زيست و جمعيت فعال آفات خاص را مد نظر قرار داده و از تمام فنون و الگوهاي مناسب به عنوان يك روش امكان‌پذير و سازگار استفاده مي‌نمايد، نتيجتاً جمعيت آفات را كنترل و در زيرسطح آستانه زيان اقتصادي نگه مي‌دارند. يا به بيان ديگر مديريت تلفيقي آفات (IPM)، راهكاري براي محافظت از محصول بر پايه مديريت كشت بوم است كه از طريق تعادل طبيعي، مخاطرات ناشي از آفات را كاهش مي‌دهد.

3-1- IPPM : رويكرد مشاركت در مديريت تلفيقي آفات
Integrated participatory pest management
اين رويكرد راهكاري براي ترويج كشاورزي است كه توسط كشاورزان هدايت مي‌شود و كشاورزان را كمك مي‌كند تا مديريت تلفيقي را درك كرده و به كار گيرند. اين رويكرد يك جريان پيوسته شناخت است كه كشاورزان را توانمند مي‌كند تا خودشان كشت بوم مزرعه‌شان را بشناسند و براساس دانش دست اولي كه از طريق تجربه مي‌آموزند تصميم‌گيري‌هاي لازم و منطقي را براي مديريت مزارع خود اتخاذ نمايند.
آموزش در اين رويكرد جاي خود را به يادگيري و توانمندسازي دائمي مي‌دهد كه بسيار فراتر از مبارزه با آفت است، زيرا تغذيه گياهي، مديريت خاك و مديريت آبياري را نيز دربرمي‌گيرد.
و يا مديريت تلفيقي مشاركتي شيوه‌اي است كه در جريان آن كشاورزان دانش خود را در زمينه كشت بوم افزايش مي‌دهند و توان تصميم‌گيري خود را براي اين كه چگونه مزرعه خودشان را اداره كنند بالا مي‌برند، كشاورزان ياد مي‌گيرند تا با استفاده از تجربيات كه از مزرعه بدست مي‌آورند، راه حل‌هاي مشكلات خود را طرح‌ريزي كنند.
به عبارتي ديگر IPPM = تلفيقي از كنترل بيولوژيك، ارقام مقاوم، عمليات مناسب كشاورزي و استفاده حداقل و يا صفر از سموم، بهترين انتخاب براي آينده است كه توليد را تضمين، هزينه‌ها را كاهش و به كشاورزي پايدار كمك مي‌كند كه با توجه به توانمند شدن كشاورزان استفاده توأم از هر كدام اينها توسط مديران مزارع انجام مي‌گيرد.

خصوصيات
با نگاهي دقيق به تعاريف ارائه شده‌ از IPPM, IPM, FFS مي‌توان خصوصيات ذيل را در هر يك از اين تعاريف تشخيص داد :
FFS :
1ـ يك روش است.
2ـ مبتني بر مشاركت است.
3ـ مبتني بر يادگيري مزرعه‌اي است.
4ـ يادگيري در اين شيوه مبتني بر يادگيري مزرعه‌اي است.
IPM :
1ـ روش است.
2ـ روشي است براي مديريت آفات.
3ـ مبتني بر كاربرد تمام فنون و الگوهاي مناسب براي مبارزه با آفت است.
4ـ هدف از آن كنترل جمعيت آفات در زير آستانه زيان اقتصادي است.

IPPM :
1ـ رويكردي است براي ترويج IPM
2ـ مبتني بر مشاركت است.
3ـ توسط كشاورزان هدايت مي‌شود.
4ـ يك جريان پيوسته شناختي - تحليلي است.
5ـ بر پايه كشت بوم مزرعه استوار است.
6ـ هدف فراتر از مبارزه با آفت است.
7ـ هدف توان طراحي راه حل مشكلات براساس تجربيات مزرعه‌اي است.

4-1- IPM / FFS
مداقه در تعاريف و خصوصيات ارائه شده براي هر كدام از مفاهيم FFS، IPM ، IPPM بيانگر تطابق كامل IPPM با IPM/FFS است چرا كه عنصر مشاركت در IPPM يا همان Participatory از طريق كاربرد شيوه FFS در ترويج و توسعه مديريت تلفيقي آفات (IPM) ميسر مي‌گردد كه در واقع همان رويكرد مشاركتي در مديريت تلفيقي آفات است.

مؤلفه‌هاي اساسي IPM / FFS
بر پايه آنچه كه در فوق آمد مي‌توان مؤلفه‌هاي اساسي IPM/FFS را به شرح ذيل بيان نمود :
1ـ فن مدراي يا تأكيد در كاربرد اصول فني در مبارزه با آفات به صورت تلفيقي با تكيه مديريت كشت بوم مزرعه
2ـ مشاركت مداري يا هدايت شده و اجرا شده توسط گروههاي كشاورزان
3ـ عرصه مداري يا يادگيري در عرصه توليد
4ـ بنا شده بر اساس اصول اساسي چگو.نگي ورود به جوامع محلي
5ـ داراي كاركرد سيستميك (نگاه فرابخشي و چندوجهي به عرصه توليد)
6ـ هدف‌گذاري شده براساس توانمندسازي و پايداري جوامع محلي
7ـ ايجاد ارتباط پويا و دوطرفه بين كشاورز، ترويج، تحقيق، اجرا


اصول IPM / FFS
1ـ توليد محصول سالم
2ـ شناخت و تحليل كشت بوم
3ـ حفظ دشمنان طبيعي
4ـ تبديل بهره‌برداران به مديران توليد
5ـ توسعه كمي و كيفي محصول

هدف كلي IPM / FFS :
دستيابي به الگويي پايدار در توليد محصولات كشاورزي با مشاركت بهره‌برداران با تكيه بر مديريت خاك، آب، آفات و به طور كلي مديريت مزرعه با تكيه بر نهادينه‌كردن دانش در بين جوامع محلي

اهداف اختصاصي :
ـ توانمند نمودن كشاورزان و كارشناسان در اعمال مديريت محصول براساس شناخت كشت بوم زراعي مزرعه مبتني بر رويكرد سيستميك از بذر تا بذر
ـ كاهش هزينه‌هاي توليد و در نتيجه افزايش درآمد
ـ حفظ محيط زيست، سلامت گياه، سلامت توليدكننده و مصرف‌كننده
ـ تلفيق دانش بومي و روز از طريق توسعه مشاركتي تكنولوژي
ـ برقراري ارتباط عملياتي پويا و دوطرفه بين كشاورز، تسهيلگر (ترويج)، كارشناس (محقق اجرا) در تمامي مراحل برنامه‌ريزي، اجرا، ارزيابي
ـ تبديل كشاورزان به مديران مزارع از طريق يادگيري مزرعه‌اي در طي دو فصل و توسعه از طريق خود آنها
ـ فراهم شدن امكان انتقال دانش و تجربه از طريق كشاورز به كشاورز

نقات قوت
ـ توانمندكردن كشاورزان در مورد مسائل مزارع ـ تقويت مديريت مزرعه
ـ وجود مزارع (مدرسه در مزرعه) مشاركتي باعث حل بسياري از مسائل اساسي موجود در منطقه مي‌شود.
ـ يادگيري به سبب جلسات هفتگي مرتب
ـ تقويت گفتگو و تبادل نظر و تجربه
ـ ايجاد روحيه مشاركت در گروه
ـ ايجاد حسن خوداتكايي و عدم وابستگي
ـ برنامه‌ريزي جهت بهره‌برداري بهينه از منابع موجود
ـ يادگيري ناشي از عمل
ـ بررسي راهكارهاي مناسب جهت حل مشكلات توسط خود گروه
ـ مسبب ايجاد تشكل كشاورزان بومي و منطقه‌اي
ـ تصميم‌گيري، برنامه‌ريزي و اجرا به صورت گروهي
ـ تقويت ارتباط بين كشاورزان و كارشناسان و انتقال تجربيات بين آنها
ـ اجراء نظر اجماع در مورد مسائل موجود
ـ انجام ارزيابي از فعاليت‌هاي انجام شده توسط گروه
ـ تشكيل صندوق مشاركتي جهت شكل‌دهي تشكل در منطقه
ـ درگير شدن كشاورزان با مسائل مطروحه بصورت عملي
ـ شناخت حشرات مفيد ومضر و سيكل زندگي آنان
ـ شناخت زمان صحيح مبارزه با آفات
ـ توجه به دانش بومي
ـ ايجاد زمينه جهت حضور و شركت در نشست‌هاي منطقه‌اي و ملي
ـ توليد محصول ارگانيك
ـ تقسيم‌بندي و واگذاري مسئوليت به اعضاء
ـ توانمندشدن كارشناسان و مجريان وكشاورزان در زمينه مسئله‌يابي ـ نيازسنجي، اولويت‌بندي مسائل
ـ رسيدن به يافته‌هاي مناسب و جديد متناسب با شرايط منطقه‌اي
مقايسه شيوه FFS با شيوه‌هاي متعارف
شيوه جديد (مدرسه در مزرعه)
شيوه‌هاي رايج
1ـ در مزارع كارها به صورت عملي انجام مي‌گيرد.
2ـ به صورت عملي كار انجام مي‌شود و به صورت عملي آموزش داده مي‌شود.
3ـ از تجربه كشاورزان به صورت عملي استفاده مي شود.
4ـ توانمندسازي كشاورزان به وسيله كارشناسان با تكيه بر پيشينة قديمي‌ها
1ـ روش فقط به صورت تئوري بود.
2ـ در قالب حكم مطرح مي‌شد.
3ـ از بيرون براي كشاورزان تصميم‌گيري مي‌شد و در بيرون جامعه اجراء مي‌شد آن هم به صورت موردي
4ـ در نگرش و رفتار كشاورزان تغيير خاصي ايجاد نشده است.

با مقايسه جدول فوق مي‌توان مزاياي شيوه‌ FFS يا مدرسه در مزرعه را به شرح ذيل بيان نمود :
1ـ موقعيت مثبتي است كه كشاورزان شيوه كشاورزي مناسب و پايدار را فرا گيرند.
2ـ ديگر به كشاورزان فقط به عنوان يك مشتري استفاده كردن از فن‌آوري‌هاي ديگران نگاه نمي‌كنيم بلكه مديريت فردي كشاورزان آنان را به خودباوري رسانده و اين در توانمندشدن آنها نقش اساسي دارد.
3ـ اين شيوه علاوه بر مديريت تلفيقي آفات در بخش حفاظت از منابع طبيعي و توسعه پايدار نيز نتايج خوبي داشته است.
4ـ كلاً براي شروع هر نوع توسعه‌اي كه پايداري مورد نظر باشد، اين روش جالبي است يعني با اين روش مي‌توان بسيار راحت فرايندهاي بوم شناختي را مشاهده و از آن طريق بر عوامل طبيعي مزرعه خود اشراف داشت.
مثلاً وقتي بستر اين نوع فعاليت‌ها براي كشاورزان فراهم شد و آنها خودشان مشاهده كردند كه چطور ملخ توسط عنكبوت و يا اينكه كرم ساقه‌خوار برنج توسط ماهي خورده شد، اين انگيزه در كشاورزان به شدت تقويت شد تا از اين به بعد علاقه‌مند شوند تا همه چيز را در كشت بوم خودشان مشاهده كنند و آن را بهتر بشناسند. در واقع ديدگاه آنها نسبت به اكولوژي تغيير يافت و آنها را براي مشاهده حساس‌تر كرد.
5ـ در اين شيوه فقط مديريت تلفيقي آفات مورد توجه قرار نمي‌گيرد و تنها براي آن برنامه‌ريزي نمي‌شود بلكه همه چيز از آب و خاك و منابع طبيعي و تنوع زيستي و ساير موارد در نظر گرفته مي‌شود به گونه‌اي كه كشاورزان كارشناس متخصص بشوند تا بتوانيم به سوي كشاورزي پايدار حركت كنيم.
توجيه زيست محيطي و بهداشت حرفه‌اي و عمومي
در كشور افراد چندان توجهي به حفاظت خود در جريان استعمال آفت‌كش نشان نمي‌دهند، اطلاعات نسبت به امنيت و مخاطرات بهداشتي اندك بوده و آفت‌كش‌هاي سمي به راحتي قابل خريداري و دسترسي است. علي‌رغم سير صعودي مشكل مسموميت‌هاي ناشي از مواد آفت‌كش تماس‌هاي معمولي شغلي با اين مواد امري عادي تلقي مي شود. ضمناً استعمال آفت‌كش‌ تهديدي مستمر براي حيات وحش، موجودات زنده مفيد در خاك و كيفيت خاك به شمار مي‌آيد.
استفاده بيش از حد از سموم مي‌تواندجمعيت قورباغه‌ها، كرم‌هاي خاكي و زنبورها و حشراتي كه دشمنان طبيعي آفات هستند تأثير بگذارد حذف و ياكاهش مصرف سموم، آلودگي محيط زيست را كاهش مي‌دهد. حفظ و حمايت از طبيعت، پايه و اساس مديريت تلفيقي مي‌باشد. حفظ تعادل درمحيط زيست مانع شيوع ناگهاني آفات مي شود و از طرف ديگر شيوه يادگيري از مزرعه (FFS) كشاورزان را به صورت پاسداران طبيعت درمي‌آورد.
بكارگيري مديريت تلفيقي مشاركتي باعث استفاده كمتر ازسموم در نتيجه كاهش ميزان آلودگي كشاورزان به سموم و خطرات باقيمانده سموم در محصولات كشاورزي، غذايي و آب آشاميدني مي‌شود.

توجيه ملي و اقتصادي
1ـ در بسياري از مناطق زراعي، تعادل اكولوژيكي به دليل نابودي جمعيت دشمنان طبيعي آفات در اثر استفاده بي‌رويه سموم بهم ريخته است اين عدم تعادل موجب شده است تا آفات با سرعت بيشتري تكثير شوند، مقاومت آنها در مقابل سموم آفت‌كش افزايش يابد و اين بحران موجب مصرف سموم بيشتري مي‌شود كه در نهايت قادر نيستند ازكاهش عملكرد جلوگيري كنند در برخي از كشورها بروز چنين بحراني، اثرات منفي و زيان‌باري بر اقتصاد ملي گذاشته است.
متأسفانه هنوز اين تصور وجود دارد كه مصرف سموم اولين گام براي مبارزه با آفات است. با وجودي كه استفاده از سم بعضي اوقات توجيه‌پذير است، ولي مصرف سم در سطح گسترده كنوني مورد نياز نيست ضمناً هزينه‌هاي بهداشتي ناشي از مسموميت و بيماري، هزينه‌هاي سالم‌سازي آب آشاميدني و محيط زيست آلوده به مواد شيميايي كاهش جمعيت حشرات مفيد، آبزيان اغلب در پشت ساير هزينه‌ها به صورت مخفي و پنهان باقي مي‌ماند.
IPM راه‌حل جايگزيني به جاي مصرف درازمدت سم و يا «دور باطل آفت‌كش»‌ است نتايج حاصل از اعمال مديريت تلفيقي مشاركتي مبين كاهش سمپاشي‌ها مي‌باشد و ضمناً نشان داده است كه مصرف سم نه تنها هيچ‌گونه توجيه اقتصادي ندارد، بلكه از ديدگاه حفظ محصول پسنديده و مطلوب نيست و اين كاهش مصرف سموم اثر مهمي در سود خالص كشاورزان دارد.
2ـ دسترسي به بازارهاي اروپايي با بازارهاي داراي استانداردهاي دقيق و مشخص.
شرايط سخت‌گيرانه اروپا از اواسط سال 2001 مبني بر حداكثر ميزان رسوب آفت كش (MRL) يا ميزان مجاز رسوب مواد شيميايي، به معناي آن است كه اجتماعي عودت محصولات صادراتي از دروازه‌هاي اروپا روز به روز بيشتر مي شود و همين امر مي‌تواند پايداري نظام‌هاي كشاورزي و اقتصادي كشور صادركننده را تضعيف كند.
همان‌گونه كه گفته شد براي راه‌اندازي مدرسه در مزرعه، يك گروه كاري شامل 25-15 كشاورز بايد شركت داشته باشند كه به سه تا پنج گروه پنج نفره تقسيم مي‌شوند.
برگزاري مدرسه در مزرعه، به طور هفتگي و در طول فصل كشت برگزار مي‌شود. هر كدام ازگروه‌هاي كاري بايد پنج فعاليت زير را در طول يك روز كاري مورد توجه قرار دهند : (ذكر ساعت مثال مي‌باشد.)
1ـ ساعت 5/7 تا 5/8 مشاهده مزرعه تحقيقاتي خودشان
2ـ 5/8 تا 15/9 تجزيه و تحليل كشت بوم زراعي
3ـ 15/9 تا 10 ارائه تحليل ومشاهدات از طريق بحث گروهي
4ـ 10 ا 30/10 انجام تمرين‌هاي عملي از قبيل كار با ميكروسكوپ و ساير لوازم
5ـ 30/10 تا 12 انتخاب يك موضوع توسط گروه كاري و بحث گروهي در مورد آن در فعاليت اول اين كارها انجام مي‌گيرد :
هر گروه پنج‌نفره، 10 بوته از محصول را انتخاب و انواع حشرات روي آن را مشاهده كنند. سپس به كمك كارشناس، در مورد مراحل مختلف زندگي حشرات، توليد مثل و .... بحث و گفتگو مي‌كنند. در همين مرحله، وضعيت آب مانند شوري، قليائي، كمي و زيادي و .... را هم مورد بررسي قرارمي‌دهند.
حشرات ناشناخته را در كيسه‌هاي پلاستيكي كوچك جمع‌آوري و در فرصت ديگري به كمك كارشناسان و ريش‌سفيدان، مورد شناسايي بيشتر قرار مي‌دهند.
در فعاليت دوم اين كارها انجام مي‌گيرد :
تصاوير تمامي مشاهدات كشاورزان، روي كاغذهاي بزرگ نقاشي مي‌شود. اين نقاشي‌ها باعث مي‌شود كه تمركز آنها روي مسائل محيط زيست‌شان به طور دقيق و كامل به تصوير دربيايد و بعد از تحليل اين تصاوير و به دست آوردن نتايج اين تحليل‌ها، براي ادامه فعاليت‌ها برنامه هفته بعد تهيه مي‌شود. به عنوان مثال يكي ازگروه‌هاي كاري 6 حشره مضر و 8 دشمن طبيعي پيداكرده‌اند.
هر پنج گروه كاري بعد از اتمام مراحل بالا، نتايج كار گروهي را براي يكديگر بازگو ميكنند و سپس با مشاركت يكديگر نتيجه‌گيري مي‌كنند.
با اين روش مشاركت‌كنندگان تمريناتي را در زمينه فعاليت‌هايي كه در طبيعت و كشت بوم وجود دارد را به صورت عملي ياد مي گيرند.
به عنوان مثال قفس را به عنوان يك آزمايشگاه صحرائي خيلي ساده شامل يك چهار چوب محصور شده توسط توري درمزرعه نصب مي‌كنند و فضائي براي مشاهده فعاليت حشرات درنظر مي‌گيرند. يكي از كشاورزان تعدادي عنكبوت وملخ را جمع‌آوري كرده و در اين قفس‌ها رها كرده و مشاهده كرده كه ملخ‌ها آفت، و عنكبوت‌ها دشمنان طبيعي ملخ‌ها هستند.
بعد از چند روز عنكبوت تاري تنيده و ملخ را در تار زنداني كرده و خورده است.
اين فعاليت‌ها هسته‌ اصلي اين شيوه از يادگيري است و سبب مي‌شود تا تجارب با دانش بومي در همه ابعاد مختلف مطرح شود و دانش بومي را غني‌تر كند.
بحث‌هاي مشاركتي باعث مي‌شود تا برنامه‌ريزي به طور همه‌جانبه از سوي گروه طراحي شود اين نوع فعاليت‌هاي مشاركتي باعث مي‌شود كه ارزيابي كردن را به شركت‌كنندگان ياد دهند. از مهم‌ترين دستاوردهاي اين نوع فعاليت‌ها اين است كه مسائل با يكديگر مطرح وحل و فصل مي‌شوند.




روش اجرايي
ـ سازمان كار

كميته راهبري ملي IPM/FFS
ملي - منطقه‌اي
كميته راهبري IPM/FFS
استان
هسته كارشناسي فني برنامه‌ريزي IPM/FFS استان
هماهنگ‌كننده ملي پروژه
هماهنگ‌كننده اصلي پروژه
هسته كارشناسي اجرايي IPM/FFS شهرستان
گروه عملياتي دهستان IPM/FFS

















- كميته راهبري ملي IPM/FFS
اعضاء :
1ـ رياست مؤسسه تحقيقات آفات و بيماريهاي گياهي
2ـ مدير كل دفتر برنامه‌ريزي و هماهنگي ترويج (رياست كميته)
3ـ نمايندگان معاونت‌هاي زراعت، باغباني، دام
4ـ نماينده سازمان حفظ نباتات
5ـ تسهيلگر ملي IPM/FFS (دبير)

وظايف و مسئوليت‌هاي كميته راهبردي
ـ كميته راهبري پروژه مسئوليت تمام فرايند اجراي پروژه از شروع تا انتها شامل تهيه برنامه كاري، اجرا، نظارت و ارزشيابي و ... را بر عهده دارد كه هر يك از اين فعاليتها را مي‌تواند از طريق انتخاب بخشهاي دولتي و غيردولتي بعنوان مجري پروژه واگذار و عملياتي نمايد.
ـ ايجاد تفاهم و توافق بين بخشهاي دولتي و غيردولتي درگير در پروژه مهمترين نقش كميته راهبردي بخصوص در برطرف كردن موانع و ريسكهاي اجرايي پر وژه در كشور مي‌باشد.
مهمترين مسئوليتهاي كميته شامل موارد زير است :
1ـ انتخاب كارشناسان و متخصصان داخلي و فراهم كردن شرايط كاري و حمايت از فعاليتهاي آنها براساس ساختار پروژه
2ـ تصويب برنامه‌هاي كاري پروژه
3ـ تعريف و ايجاد ساختار سازماني و اجرايي در استانهاي محل اجراي پروژه بر اساس ساختار پروژه شامل كميته‌هاي اجرايي، گروههاي كاري و غيره.
4ـ تأمين امكانات اجرايي و وسائل فيزيكي مورد نياز براساس تعهدات انجام شده شامل اياب و ذهاب، نگهداري و حفظ امانت و غيره در مناطق اجراي طرح
5ـ تعيين مؤسسات، كارمندان، متخصصان، گروههاي كاري و نظارت بر فعاليت آنها.
6ـ بررسي و تهيه برنامه كاري در سطوح اجرايي براساس استانداردهاي پروژه
7ـ ارزيابي و پايش كليه مراحل اجرايي پروژه براساس استانداردهاي پروژه
8ـ ايجاد تعامل و ارتباطات بين بخشهاي درگير داخلي و بين‌المللي.
9ـ بررسي و تصميم‌گيري در ايجاد شبكه اطلاعات و اطلاع رساني داخلي و بين المللي
10ـ تصويب برنامه كلان براي ظرفيت سازي نيروي انساني در بخش دولتي و غيردولتي
11ـ فراهم كردن زمينه مناسب براي تصويب سياست‌هاي ملي و فراگير نمودن اهداف پروژه
12ـ بررسي و تبادل نظر و تصميم‌گيري در مورد نحوه اجراي پروژه در ايران

وظايف هماهنگ كننده ملي پروژه
ـ هماهنگ‌كننده ملي پروژه توسط كميته راهبردي انتخاب مي‌شود و مسئوليت اصلي پياده‌سازي و عملياتي نمودن برنامه‌هاي مصوب براساس ساختار اصلي پروژه و برنامه‌هاي اجرايي تهيه شده را بر عهده دارد كه شامل موارد زير است.
1ـ برنامه‌ريزي جهت توجيه گروه‌هاي كاري براي آشنايي با اركان پروژه (با اولويت هماهنگ‌كننده‌هاي استاني پروژه)
2ـ پيگيري اجرايي و عملياتي نمودن اهداف و فعاليتها براساس مصوبات كميته راهبردي و سند پروژه
3ـ نظارت بر حسن اجراي عمليات پروژه در مناطق درگير
4ـ ارتباط مداوم با هماهنگ‌كننده‌هاي استاني جهت كنترل فني اجراي پروژه
5ـ ارائه اطلاعات و گزارشات منظم به كميته راهبردي
6ـ انعكاس ريسكها و موانع اجرايي كار در هر مرحله كاري به كميته راهبردي
7ـ اعلام مواد و امكانات مورد نياز براي اجراي پروژه با توجه به برنامه‌هاي اجرايي در هر مرحله كار
8ـ پيگيري تأمين اعتبارات مورد نياز
9ـ پيگيري تأمين امكانات اجرايي پروژه در سطح ملي

- كميته راهبري استاني IPM/FFS
اعضاء :
1ـ مشاور رئيس سازمان و مسئول هماهنگي ترويج و نظام بهره‌برداري استان (دبير كميته)
2ـ مدير حفظ نباتات استان
3ـ معاون فني و اجرايي سازمان جهاد كشاورزي استان (رياست كميته)
4ـ رئيس مركز يا ايستگاه تحقيقات استان

وظايف و مسئوليتهاي كميته‌هاي اجرايي استانها
1ـ فراهم كردن شرايط وفاق و تفاهم بين بخشي در استان جهت اجراي هماهنگ پروژه
2ـ تعيين مناطق پياده‌سازي پروژه براساس اولويت‌هاي استاني
3ـ تعيين گروه كارشناسي پروژه براساس موضوع و تخصص مورد نياز پروژه
4ـ تعيين گروه عملياتي از طريق رهيافتهاي مشاركتي در مناطق اجرايي پروژه
5ـ فراهم كردن شرايط حضور كارشناسان و افراد درگير در سايت‌هاي اجرايي
6ـ انتخاب هماهنگ‌كننده استاني بعنوان مسئول اجرايي پروژه در استان
7ـ بررسي و پيشنهاد برنامه منظم كاري جهت توسعه پروژه در استان به كميته راهبردي ملي پروژه
8ـ فراهم كردن شرايط حضور بخشها و افراد غيردولتي براي فعاليت در پروژه
9ـ ارائه گزارشات منظم و مداوم از تمام فعاليتهاي پروژه و ارسال به كميته ملي
10ـ فراهم كردن امكان تعامل با ديگر استانهاي توسعه دهنده جهت آموزش، ظرفيت سازي و ...
11ـ عملياتي كردن پروژه براساس ساختار آن با هماهنگي هماهنگ كننده اصلي پروژه
12ـ تسهيل شرايط براي فعاليت مجري معرفي شده توسط كميته ملي در استان

وظايف هماهنگ كننده استاني پروژه
هماهنگ كننده استاني پروژه كه توسط كميته اجرايي استان انتخاب مي‌شود همان وظايف و مسئوليتهاي هماهنگ كننده ملي را برعهده دارد منتهي در سطح استاني.

- هسته كارشناسي فني - برنامه‌ريزي IPM/FFS استاني
اعضاء
1ـ رئيس اداره ترويج و انتقال يافته‌هاي مديريت ترويج استان
2ـ نماينده حفظ نباتات استان
3ـ نماينده مديريت‌هاي زراعت، باغباني، دام و... استان برحسب محصول مورد عمل
4ـ نماينده تحقيقات استان (در استانهايي داراي بخش تحقيقات آفات و بيماريهاي گياهي هستند. ترجيحاً محقق مربوطه به عنوان نماينده تحقيقات استان انتخاب و معرفي شود.)

وظايف
1ـ تعيين اولويت‌هاي محصولي براي پياده‌سازي IPM/FFS
2ـ تعيين شهرستانهاي مجري
3ـ تهيه و تدوين برنامه عملياتي شهرستان
4ـ ابلاغ برنامه به شهرستانهاي مجري
5ـ نظارت و ارزشيابي برنامه
6ـ مستندسازي فعاليتها در سطح استاني
7ـ تنظيم گزارشات روند اجرايي پروژه، و ارائه به كميته راهبري استاني

- هسته كارشناسي اجرايي شهرستاني IPM/FFS
اعضاء
1ـ معاون فني و اجرايي مديريت جهاد كشاورزي شهرستان
2ـ مسئول ترويج
3ـ مسئول حفظ نباتات
4ـ مسئول مركز خدمات دهستان مجري
5ـ نماينده تحقيقات

وظايف
1ـ تعيين مركز خدمات مجري
2ـ تهيه و تدوين برنامه عملياتي دهستان
3ـ ابلاغ برنامه عملياتي به دهستانهاي مجري
4ـ نظارت و ارزشيابي پروژه در سطوح دهستاني
5ـ مستندسازي فعاليتها در سطح شهرستان
6ـ تهيه و تنظيم گزارشات روند اجرايي پروژه در سطح شهرستان و ارائه به هسته كارشناسي فني - برنامه‌ريزي IPM/FFS


- گروه عملياتي دهستاني IPM/FFS
اعضاء
1ـ مروج (تسهيلگر و دبير)
2ـ كارشناسان متخصص موضوعي (حفظ نباتات، زراعت، باغباني، دام و... برحسب نوع محصول)
3ـ گروه كشاورزان

وظايف
1ـ اطلاع‌رساني عمومي از IPM/FFS به كشاورزان
2ـ ترغيب كشاورزان به IPM/FFS
3ـ انتخاب گروه عملياتي كشاورزان (15-25 نفره) از بين كشاورزان علاقمند به اجرا، يادگيري، ياددهي
4ـ تعيين سايت اصلي و عملياتي پروژه
5ـ حضور هفتگي در سايت اصلي و كار گروهي در مزرعه
6ـ مستندسازي محلي پروژه

ملاحظات
1ـ در كليه اركان فوق الذكر نقش ترويج نقش تسهيلگري پروژه از بعد پياده سازي فني شيوه FFS مي‌باشد و هدايت فني - تخصصي و موضوعي پروژه بر عهده نمايندگان بخشهاي تخصصي عضو (تحقيقات، حفظ نباتات، اجرا) مي‌باشد.
2ـ جلسات كميته راهبري ملي و كميته راهبري استاني هر دو ماه يكبار، هسته فني - برنامه‌ريزي استاني ماهانه، هسته كارشناسي اجرايي شهرستاني هر 15 روز يكبار، گروه عملياتي دهستاني هر هفته يك بار خواهد بود.

- روند اجرايي IPM/FFS
چيستي مدارس صحرايي (FFS) از بعد اجرايي : (كليات اجرايي) :
به منظور كسب تجربيات، نظارت و بحث و تبادل نظر پيرامون مديريت مزرعه، كشاورزان هر هفته در مزرعه يكديگر را ملاقات مي‌كنند. چهار اصل كليدي در دوره‌هاي يادگيري مدارس مزرعه‌اي عبارتند از :
1ـ رشد سالم محصول 2ـ نظارت هفتگي مزرعه 3ـ حفظ دشمنان طبيعي آفات 4ـ شناخت اكولوژيكي مزرعه
كشاورزان در طول مدارس مزرعه‌اي، روش بازديد و مشاهده از مزرعه را فرا مي‌گيرند. در طي مشداهدات هفتگي، قطعاتي از مزرعه كه تحت پوشش طرح‌هاي IPM هستند با قطعاتي كه در آنها سمپاشي‌هاي تقويمي انجام مي‌شود، مورد مقايسه قرار مي‌گيرند. با مشاهده و نظارت دقيق، جمعيت آفات و دشمنان طبيعي ثبت مي‌شوند. هر گروه وضعيت مزرعه خود را تشريح و به منظور بحث و تبادل نظر، كشت بوم زراعي خود را به نقاشي مي‌كنند. سپس تصميم مي‌گيرند كه به چه نحو عمليات مديريت مزرعه و نظارت بر ان را انجام دهند. مشاركت كندگان مواردي چون؛ ساير آفات، تغذيه گياه و مديريت آب را مد نظر قرار مي‌دهند. بعد از هر بازديد ومشاهده، بر اساس تصميمات خود در صورت لزوم از سموم انتخابي با دز پائين به عنوان مكمل مبارزه طبيعي استفاده مي شود. حداقل 305 وقت مدارس مزرعه‌اي در مزرعه صرف مي‌شود و از هيچ گونه توصيه استاندارد و بسته‌هاي فني آموزشي استفاده نمي‌شود. در مدارس مزرعه‌اي، كشاورزان با استفادده از تجربيات خود، داده‌ها را جمع‌بندي و با تكيه به يافته‌هايشان تصميم‌گيري ميكنند. از تجاربي كه اندوخته‌اند، براي ايجاد تعادل بين جمعيت آفات و جمعيت دشمنان طبيعي و چگونگي مصرف سموم استفاده مي شود. تجارب نشان مي دهد بين خسارات اوليه قابل رؤيت و توان فيزيولوژيكي گياه كه براي جبران خسارت از خود نشان مي دهد، همبستگي وجود داشته و احتمالاً موجبات پائين آمدن عملكرد را فراهم خواهند آورد. كشاورزان متوجه شدند كه خسارت محدود و كم معمولاً كاهش عملكرد را به دنبال نخواهد داشت و در اين مرحله سمپاشي بر عليه آفات نه تنها سبب افزايش هزينه توليد مي‌شود، بلكه احتمال طغيان ساير آفات را نيز به دنبال خواهد داشت. آنها توصيه‌هاي ترويجي را عملاً به آزمون مي گذارند و آنها را تحليل مي كنند. كشاورزان به تدريج در حين بحث‌هاي انجام يافته پيرامون مديريت زراعي، اعتماد به نفس خود را به نحو كامل باز خواهند يافت. آموزش‌هاي مدارس مزرعه‌اي تأكيد زيادي بر پويائي گروه دارد و از روش‌هاي قابل لمس و قابل رؤيت همچون نقاشي، رسم دياگرام فصلي‌، نمايش و ... براي آموزش استفاده مي‌كنند.





- مراحل اجرايي IPM/FFS
1ـ مرحله قبل از ورود به مجامع محلي و مناطق اجرايي
ـ اولين گام :
آگاه‌سازي و توجيه شيوه از طريق برگزاري كارگاه‌هاي توجيهي و مشورتي با شركت مديران و كارشناسان بخشهاي ترويج و حوزه‌هاي فني و اجرايي در سطوح استاني، شهرستاني و دهستاني.
ـ دومين گام : سازماندهي منطقه‌اي
ـ تشكيل كميته اجرايي استان
ـ انتخاب هماهنگ‌كننده استاني پروژه
ـ تشكيل هسته‌هاي كارشناسي فني و برنامه‌ريزي استاني
ـ سومين گام :
انتخاب نوع محصول و مناطق اجرايي پروژه و محصولات مورد نظر براساس شاخصهاي اولويت محصولي (به لحاظ سياستهاي وزارت متبوع)، سطح زير كشت، وضعيت توليد به لحاظ خسارت آفت و بيماريها و استفاده از سموم، و واولويت‌هاي اجتماعي، جغرافيايي، اقتصادي در سطح محلي و منطقه‌اي توسط كميته اجرايي استان
ـ چهارمين گام :
تشكيل هسته‌هاي كارشناسي فني و اجرايي شهرستاني

2ـ مرحله ورود به جامعه محلي
ـ گام اول :
در اين مرحله ابتدا بايستي هماهنگي لازم براي ورود به جامعه محلي با ادارات و مراكز ترويج و خدمات جهاد كشاورزي دهستان، ريش‌سفيدان و معتمدان محلي و مسئولين اجتماعي به عمل آيد.
اين هماهنگي از طريق اطلاع‌رساني كامل در منطقه به صورت همه گير از طريق تشكيل جلسات با تمامي بهره‌برداران انجام مي‌گردد.
ـ گام دوم : تشكيل گروه‌هاي كاري
گروههاي 15-25 نفره از بين بهره‌برداران داراي انگيزه و علاقمند به يادگيري و ياددهي از طريق روشهاي مشاركتي در قالب كارگاههاي ويژه در جامعه محلي
ـ گام سوم :
تهيه نقشه منطقه براي انتخاب بهترين مكان براي پياده‌سازي مدرسه در مزرعه توسط گروه به عنوان مزرعه تحقيقات مشاركتي گروه
ـ گام چهارم :
تهيه برنامه براي پياده‌سازي كليه مراحل مديريت توليد محصول مورد نظر به صورت مشاركتي توسط گروه كاري در تمام مراحل تصميم‌گيري، اجرا، تجزيه و تحليل با استفاده از ابزارهاي مشاركتي و سپس تهيه برنامه هفتگي يا دوهفتگي حضور در مزرعه و تهيه برنامه روزانه فعاليتهاي مديران جهت اجرا در كليه فرآيند توليد از بذر تا بذر و در نهايت تدوين برنامه منظم و مداوم به منظور شناخت كشت بوم مزرعه.
ـ گام پنجم :
اجراي عملياتي مراحل توليد محصول توسط گروه در مزرعه از بذر تا بذر با شيوه مدرسه در مزرعه (مشاركتي)
ـ گام ششم :
طراحي فرايند يادگيري از طريق شناخت و ايجاد حس كنكاش و تحقيق
ـ شناخت اكوسيستم مزرعه توسط گروه با شيوه‌هاي يادگيري دوطرفه با استفاده از ابزارهايي نظير :
نقاشي، طراحي، آماربرداري، نشانه‌گذاري، تجزيه و تحليلهاي مشاركتي و در نهايت تجزيه و تحليل تمام مشاهدات و تغييرات در رشد گياه در هر روز كاري توسط تيم كاري كارشناسان و كشاورزان

نتيجه مورد انتظار
توانمند شدن هر يك از بهره‌برداران در مديريت جامع و سالم توليد و ارتقاء سطح كمي و كيفي توليد و تبديل آنها به تسهيلگران ماهر جهت توسعه شيوه در مناطق اقماري به صورت هدايت شده در سال دوم و در نهايت توسعه به صورت ايجاد شبكه‌هاي مردمي

مستندسازي
در اين مرحله اقدامات ذيل انجام مي‌گردد :
1ـ تهيه شناسنامه براي مزارع تحت پوشش پروژه :
ـ شناسنامه مديريت فني توليد (قبل از اجرا و بعد از اجرا) شامل جزئي‌ترين مراحل توليد
ـ شناسنامه موقعيت مزرعه
ـ شناسنامه بهره‌بردار
2ـ تهيه شناسنامه افات و بيماريهاي مهم محصول در منطقه اجرايي و روش‌هاي مرسوم مبارزه
3ـ ثبت مصور رويدادهاي مورد مشاهده در مزرعه توسط گروه‌هاي كاري و تحليل‌هاي انجام يافته پيرامون اين رويدادها
4ـ ثبت تصميم‌هاي مديريتي متخذه از سوي گروه كاري با زمان اتخاذ و اجراي آنها و تحليل نتايج حاصله
5ـ تهيه گزارشات ادواري از وضعيت اجراي پروژه مبتني بر مراحل فوق الذكر
6ـ تهيه و تدوين گزارش نهايي از چگونگي اجراي پروژه و نتايج حاصله از بعد توسعه دانش كشاورزان و هم چنين چگونگي ارتقاء سطح كمي و كيفي توليد و آثار و پيامدهاي حاصل از اجراي پروژه در منطقه

ـ مثال‌هايي از مراحل اجرايي IPM/FFS
خلاصه فعاليت‌هاي انجام گرفته در يك پايلوت با محصول سيب‌زميني
پس از سازماندهي گروه كاري با شركت 12 نفر از كشاورزان سيب‌زميني كار و اجراي 16 مورد كارگاه مدرسه در مزرعه (هر دوهفته يك بار) در طول فصل زراعي
1ـ شناخت كشت بوم سيب‌زميني
2ـ ايجاد مزرعه تحقيق مشاركتي با هدف متعادل‌سازي مصرف كود در زراعت سيب‌زميني در منطقه (دو قطعه زمين با مساحت‌هاي مساوي، يك قطعه بر اساس انجام آزمون خاك كودهاي ماكرو درمقايسه با مزرعه شاهد با همان متراژ براساس ميزان متعارف كشاورزان در مصرف كودهاي ماكرو)
3ـ بررسي و شناخت غده مناسب و سالم جهت كشت
4ـ بررسي و جمع‌آوري و شناسائي علف‌هاي هرز مزرعه سيب‌زميني
5ـ شناخت اكولوژي و بيولوژي آفت تريپس، زنجره
6ـ بررسي و شناخت ميزان توليد غده از بوته تك‌ساقه و چند ساقه
7ـ بررسي و شناخت نحوه غده‌بندي و اندازه غده‌ها، بوته‌هاي تك‌ساقه و چند ساقه
8ـ بررسي و شناخت غده‌هاي مناسب توليدي از نظر بازار پسندي
9ـ بررسي و شناخت بوته‌ها از نظر ارتفاع، ميزان غده توليد شده از هر بوته وضعيت سبزينه بوته، ميزان طغيان آفات در دو مزرعه شاهد ومزرعه تحقيق مشاركتي

فعاليت‌هاي انجام گرفته در يك پايلوت گندم در طي 20 جلسه در طول فصل زراعي
1ـ شناخت مشكلات، دسته‌بندي و اولويت‌بندي آنها، در اين مرحله كليه مشكلات مطروحه در 5 گروه دسته‌بندي گرديد.
2ـ ايجاد يك مزرعه شاهد و يك مزرعه تحقيق مشاركتي در سطح دو هكتار با هدف بررسي روش شخم مناسب جهت كشت گندم (يك هكتار شخم باگاوآهن، يك هكتار كشت گندم بدون شخم پس از برداشت محصول قبلي) در اين فعاليت زمين را يك نوبت ديسك زده و كشت گندم صورت گرفته است.
3ـ شناخت علف‌هاي هرز گندم
4ـ شناخت روش‌هاي كنترل علف‌هاي هرز مزرعه

5ـ بررسي كشت بوم گندم (مراحل رشد، جوانه زني، پنجه زني، ساقه رفتن، خوشه رفتن، ارتفاع بوته‌ها، تعداد خوشه‌ها)
6ـ شناخت مراحل زندگي آفت سن گندم (تخم، پوره، سن مادر)

فعاليت‌هاي انجام گرفته در يك پايلوت پنبه
1ـ ايجاد مزرعه تحقيق مشاركتي كشت كرچك در حاشيه مزرعه پنبه در سطح نيم هكتار با هدف بررسي اين گياه به عنوان گياه تله‌اي جهت جذب آفات عسلك و شته
2ـ استفاده ازكارت زرد و نصب آن در مرحلة گلدهي پنبه
3ـ بررسي علل ريزش گل پنبه
4ـ آشنايي با روش كنترل مكانيكي آفات از طريق نصب كارت زرد در مرحلة گلدهي به منظور شناسايي حشرات مضر در مزرعه پنبه
5ـ شناخت ظاهر خاك از طريق لمس كردن
6ـ شناخت روش‌هاي اصلاح خاك

مهم‌ترين نتايج حاصله پس از دوره‌هاي اجراء شده IPM/FFS
ـ كاهش مصرف كود شيميايي در گلخانه
ـ كاهش مصرف آب در گلخانه
ـ كاهش بروز آفات و بيماري‌ها نسبت به گلخانه شاهد
ـ مبارزه زراعي با سن گندم (كشت زودرس و برداشت زودرس)
ـ شناسايي نقاط ضعف زندگي آفت (سن گندم) و نقاط مرحله آسيب‌پذيري
ـ اعمال روش كنترل در چارچوب مديريت تلفيقي كنترل مكانيكي
ـ اصلاح ساختار گلخانه‌ها و رعايت استانداردها با هدف رعايت بهداشت بيشتر و پيشگيري از ابتلا به آفات و توسعه آن
ـ شناخت مشكلات بستر و اصلاح آن با هدف بهبود نشاط و سلامت بوته‌ها
ـ شناخت و اصلاح نحوه كاشت با هدف افزايش راندمان محصول
ـ شناخت اصول تغذيه صحيح گياه به منظور كاهش مصرف آب و كودهاي محلول و جلوگيري از شيوع بيماري
ـ شناخت اصول صحيح كنترل تلفيقي‌ آفات
ـ حمايت از دشمنان طبيعي
ـ اصلاح و روش هدايت بوته‌ها (هرس و ...) در موردخيار گلخانه‌اي
ـ جايگزين كردن تركيبات طبيعي و سازگار با محيط زيست به جاي تركيبات شيميايي

وضعيت و شرايط مورد انتظار پس از اتمام پروژه و عناصر ضروري براي حصول اطمينان از پايداري و استمرار نتايج حاصل از پروژه
ـ پس از اتمام فعاليت‌هاي پروژه، نتايج زير حاصل خواهد شد :
ـ توانمند شدن جامعه محلي : مشاركت و حضور فعال جوامع محلي در كل فرايند توسعه و اجراي IPM دانش و مهارت‌هاي كشاورزان ساكن در جوامع محلي تحت پوشش پروژه در زمينه بوم‌شناسي تقويت خواهد شد تا بتوانند تصميمات بهتري در مورد مزارع خود اتخاذ كرده و به پيشبرد روند كشاورزي پايداركمك كند.
ـ كاهش خطرات زيست محيطي و بهداشتي : كاهش خطرات حرفه‌اي كشاورزان و بهداشت عمومي جامعه و مصرف‌كنندگان و توليد محصولات باغي پايدار و مقرون‌به صرفه
ـ دسترسي بيشتر به بازارهاي داخلي و بين‌المللي : توليد محصولات و فرآورده‌ها با كيفيت و مرغوب مطابق با استانداردهاي سلامت غذايي براي بازارهاي داخلي و نيز مطابق با استانداردهاي كيفي لازم براي صدور به بازارهاي بين‌المللي.
ـ توليد محصولات باغي پايدارتر و مقرون‌به صرفه‌ : تأكيد بر حفاظت از محيط كشاورزي ـ بوم‌‌شناسي محلي.


موفقيت برنامه‌هاي IPM خط‌مشي‌هاي كشاورزي، زيست‌محيطي و بهداشتي را تحت تأثير قرار مي‌دهد.
دولت‌ها مي‌توانند در زمينه قانوني كردن برامه‌هاي IPM مشاركتي تأثيرگذار باشند وخط‌مشي‌هاي مناسبي براي ايجاد انگيزه در توسعه آن اتخاذ كنند. برنامه قانوني و معقول مصرف سموم و اثرات اجراي آن قادر است گستردگي طيف مصرف سموم وخسارات ناشي از آن را براي كشاورزان خرده‌پا محدود كند. لغو يارانه مربوط به سموم كمك مي‌كند تا كشاورزان به مصرف نامعقول و بيرويه سموم ادامه ندهند و ازمنافع آني و زودگذر مصنوعي و ساختگي اجتناب كنند و براي جايگزين كردن شيوه‌هاي بهتر تلاش كنند.
يارانه‌هاي مستقيم و پنهاني، مشوقي براي مصرف بيش از اندازه سموم توسط كشاورزان است كه مانع نوآوري و تغيير رفتار كشاورزان محسوب مي شود. با وجودي كه انتظار مي‌رفت كه يارانه‌هاي پنهاني سبب كاستن ريسك پذيري كشاورزان شود، ولي تجارب نشان داده كه يارانه سموم اكثراً تأثير معكوس داشته و مشوقي براي استفاده و پيروي از روش‌ها و الگوهاي ناپايدار بوده است.
تدوين خط‌مشي‌هاي قوي زيست محيطي و سلامت عمومي مردم يكي از موانع مهم در مصرف بي‌رويه سموم محسوب مي‌شوند. همان‌طور كه خط‌مشي‌هاي ضعيف سب تكرار عمليات نامطلوب و مصرف بي‌رويه سموم مي‌شود.
در اينجا تحقيق و ترويج ممكن است ديدگاه‌هاي متفاوتي از خود ارائه دهند. در توسعه پايدار، تحقيقات مبتني بر مبارزه شيميائي سهم كمتري نسبت به برنامه‌هاي IPM دارند. طرح‌هاي ترويجي كه مبتني بر مصرف نهاده‌هاي شيميائي است، مانعي براي گسترش مديريت تلفيقي مشاركتي محسوب مي‌شوند. معمولاً تحقي و ترويج ضعيف، از عوامل گسترش استفاده از سموم شيميائي است و با جهت‌دهي قوي و مناسب در زمينه تحقيقات و ترويج، مي‌توان از يك استراتژي مناسب براي كنترل آفات برخوردار بود. بررسي‌ها نشان مي‌دهد كشورهائي كه استراتژي IPM مشاركتي را براي توسعه برگزيده‌اند، از تحقيقات و ترويج توانمندي برخوردار شده‌اند.




HACCP چيست؟

مقدمه
در كشورهاي پيشرفته مردم تمايل دارند كه تمام جنبه‌هاي زندگي خود را بهبود دهند. يكي از جنبه‌هاي مهم و مورد توجه در اين جوامع سلامتي است. استفاده از مواد غذايي سالم تنها عامل مهم در سلامتي نيست، اما يكي از مهم‌ترين عوامل محسوب مي‌شود مصرف‌كنندگان انتظار دارند كه غذاي سالم دريافت كنند و وظيفه ما در صنعت غذا برآورده كردن انتظار آن‌ها است. امروزه روش‌هاي قديمي كنترل كيفيت و ايمني محصولات غذايي يعني بازرسي و آزمايش محصول نهايي تقريباً كنار گذاشته شده است. زيرا براي اطمينان از سلامت محصول، بازرسي صد درصد مورد نياز است كه به دليل وقت‌گير و پرهزينه‌بودن قابل اجرا نيست. همچنين ممكن است كه محصولات سالم همراه محصولات نامرغوب كنار گذاشته شوند و برعكس محصولات نامرغوب همراه محصولات سالم روانة بازار فروش گردند. بنابراين وجود يك سيستم كارآمد براي پيشگيري از وقوع اينگونه موارد ضروري است.
يكي از راه‌هاي مؤثر براي مرتفع كردن اين مشكلات استفاده از سيستم HACCP است.

تعريف
HACCP بيان اختصاري "Hazard Analysis Critical Control Point" به معناي تجزيه و تحليل خطر نقطة كنترل بحراني است. HACCP روشي است كه با تجزيه و تحليل عوامل ايجادكننده خطرات احتمالي اعم از ميكروبي، شيميايي و فيزيكي (نقاط بحراني)، در زنجيرة فرآوري يك محصول غذايي،‌ سلامت آن محصول را تضمين مي‌كند. به عبارت ديگر در اين سيستم تمام خطراتي كه مواد غذايي را تهديد مي‌كند شناسايي شده و با به كارگيري سيستم‌هاي كنترلي مناسب، از بروز اين خطرات پيشگيري مي‌شود.
در حقيقت HACCP يك سيستم مديريت ايمني مواد غذايي بوده و مبتني بر پيشگيري است به عبارت ساده‌تر، اين سيستم بيان مي‌كند به جاي اين كه صبر كنيد تا مشكل پيش بيايد و سپس آن را برطرف كنيد از ابتدا نقاط ايجادكننده مشكل را شناسايي كرده و با اقدامات صحيح كنترلي از بروز آن پيشگيري كنيد.

تاريخچه HACCP
سيستم اوليه HACCP در سال 1960 براي تضمين سلامت مواد غذايي مورد استفاده سربازان و فضانوردان با همكاري شركت پيلسبري (Pillsbury) ، ارتش امريكا و ناسا تدوين شده در سال 1990 توسط كميسيون مقررات مربوط به كميتة مشورتي ملي معيارهاي ميكروبي مواد غذايي (NACMCF) و كميسيون كدكس مربوط به بهداشت مواد غذايي (CACFH)، اصول و به كارگيري سيستم HACCP و اهداف آن مستند گرديد.

دامنه HACCP
دامنه اين سيستم بسيار وسيع بوده و مواد خام اوليه، فرآيند توليد، نگهداري، توزيع و مصرف‌ محصول نهايي را دربرمي‌گيرد. به اصطلاح مي‌توان گفت اين سيستم مي‌تواند دامنة وسيعي را از مزرعه تا جدول غذايي خانواده پوشش دهد.
آنچه در اين سيستم بايد مورد توجه قرار گيرد اين است كه سلامت مواد غذايي از ابتدا مد نظر باشد. در غير اين صورت نبايد انتظار داشت كه محصول ناسالم ابتداي مسير توليد به فرآورده‌اي سالم تبديل گردد.

گروه HACCP
سيستم HACCP به طور فردي قابل اجرا نمي‌باشد و نتيجه كار گروهي بوده و اعضاي آن را افرادي تشكيل مي‌دهند كه هر كدام در فرآيند توليد نقش دارند. در حقيقت اجراي اين سيستم، حاصل تلاش جمعي به نام گروه HACCP است. هستة اصلي اين سيستم را افرادي كه داراي مهارت‌ها و تخصص‌هاي مورد نياز هستند، تشكيل مي‌دهند.
نكته مهم در برقراري اين سيستم آموزش افراد گروه است آموزش نه تنها مهارت‌هاي فني لازم در اجراي سيستم HACCP را تأمين مي‌كند، بلكه به تغيير نگرش افراد نيز كمك مي‌نمايد. افراد گروه بايد كاملاً از اهداف و مزاياي سيستم آگاهي داشته باشند و بدانند كه نقش آنها به عنوان ناظر نقاط كنترل بحراني تا چه حد در سلامت فرآوردة نهاي تأثير دارد.

اصول HACCP
سيستم HACCP از هفت اصل اساسي تشكيل شده است كه چگونگي استقرار، اجرا و نگهداري برنامه‌هاي اين سيستم را بيان مي‌كند. اين اصول مقبوليت بين‌المللي داشته و عبارتند از :
1ـ تجزيه و تحليل خطرات احتمالي : اين سيستم بايد قادر به شناسايي خطرات احتمالي موجود صنعت غذا باشد و اين امر توسط كارشناسان و متخصصان گروه HACCP صورت مي‌گيرد.
2ـ تعيين نقاط كنترل بحراني (CCPs) : پس از تعيين خطرات احتمالي، گروه بايد محل‌هاي بروز اين خطرات را شناسايي كند تا با كنترل اين نقاط از بروز خطر پيشگيري نمايد.
3ـ تعيين حدود بحراني در هر CCP‌: معمولاً اين حدود مطابق با استانداردهاي موجود تعيين مي‌شود. انحراف از اين حدود سبب ايجاد خطر و بروز مشكل مي‌شود.
4ـ نظارت بر نقاط كنترل بحراني : گروه HACCP بايد نظارت دقيق بر نقاط بحراني داشته باشند تا اين نقاط مطابق با حدود بحراني تعيين شده باشند.
5ـ اقدامات اصلاحي در صورت انحراف از حدود تعيين شده : گروه HACCPبايد قادر به اصلاح مشكلات پيش آمده در سيستم باشد و درصورت ايجاد مشكل اقدامات مربوط به مرتفع كردن آن انجام گيرد.
6ـ مستندسازي تمام كارهاي انجام شده و مدارك مربوط به سيستم
7ـ رسيدگي به كاركرد درست سيستم و اطمينان از عملكرد مؤثر آن.
مزاياي سيستم HACCP
HACCP ، يك سيستم انعطاف‌پذير بوده و علاوه بر تأمين سلامت فرآوردة غذايي كه در اولويت قرار دارد، مي‌توان از آن در ساير زمينه‌ها از جمله كيفيت محصول، شيوه‌هاي كار و ساير محصولات غير از مواد غذايي استفاده نمود. همچنين اجراي اين سيستم نه تنها مخارج اضافي دربرنخواهد داشت بلكه سبب كاهش هزينه‌ها در دراز مدت مي‌گردد
.
نقش سازمانهاي بين‌المللي در زمينه كنترل و نظارت و ايمني مواد غذائي در كشورها

1-1 ـ نقش كلي سازمانهاي بين‌المللي تخصصي
سازمان‌هاي بين‌المللي نقشي حمايتي در تقويت سيستم كنترل مواد غذايي در كشورهاي عضو و تعيين خطوط راهنماي كلي مناسب و همچنين تهيه و توزيع مطالب آموزشي (كه مي‌توان آنها را با توجه به شرايط بومي در كشورهاي مختلف تطبيق داد) دارند.
اين سازمان‌ها دولت‌ها را در زمينه كيفيت و ايمني مواد غذائي ـ مانند استفاده درست از افزودني‌هاي غذايي و حداكثر ميزان مجاز آلودگي‌هاي مختلف در مواد غذايي ـ راهنمايي مي‌دهند. در سطح جهاني، سازمان‌هاي بين‌المللي نقش مهم در ارزش يابي وسعت و گستردگي مشكل آلودگي‌هاي غذائي، از طريق آلودگي‌هاي منتخب در مواد غذائي اصلي مورد مصرف و ميزان شيوع بيماري‌هاي ناشي از مواد غذائي، به عهده دارند. به علاوه، اين سازمانها فعاليت‌هاي وسيعي نيز در تدوين استانداردها و خطوط راهنماي كلي در زمينه كيفيت و ايمني مواد غذايي از اجزاء لازم در جهت تأمين امنيت غذايي در سطح كشوري و بين‌المللي هستند.

2-1ـ سازمان‌هاي بين‌المللي تخصصي و شرح وظائف آنها
در حال حاضر، چند سازمان تخصصي بين‌المللي وابسته به سازمان ملل متحد وجود دارند كه كشورهاي مختلف را در زمينه تدوين استانداردهاي مواد غذائي، كنترل مواد غذائي و به طور كل در رابطه با ايمني غذائي، كمك‌هاي فني و مشورتي مي‌دهند. روشن است كه اين همكاري‌هاي بين‌المللي لازم و مهم است و تأمين غذاي سالم را براي مردم كشورها غذائي، از طريق پايش آلودگي‌هاي منتخب در مواد آسان‌تر مي‌كند. اين سازمان‌ها عبارتند از : «سازمان بين‌المللي استاندارد» International Standard Organization (ISO) و «كميسيون مشترك كدكس غذائي سازمان خوار بار و كشاورزي جهاني و سازمان بهداشت جهاني» Ioint FAO / WHO Codex Alimentarius Commission)
اين دو سازمان، علاوه بر فعاليت‌هاي مشتركي كه در اين كميسيون دارند، هر يك جداگانه فعاليت‌هاي ديگري نيز در رابطه با كنترل و ايمني مواد غذايي نيز دارند. از قبيل تشكيل سمينارها و كارگاه‌هاي آموزشي، تهيه و توزيع مطالب آموزشي، و فراهم ساختن نظرات مشورتي بنابر تقاضاي كشورهاي عضو.
سازمان‌هاي ديگري كه در اين زمينه‌ها فعاليت دارند عبارتند از :
ـ سازمان توسعه صنعتي سازمان ملل (UNIDO)
United Nation Industrial Development Organization
ـ كميسيون بين‌المللي ويژگي‌هاي ميكروبيولوژيك مواد غذايي (ICMSF)
International Commission on Microbiological Specification For Food
ـ سازمان بين‌المللي انرژي اتمي (IAE)
International Atomic Energy Agency
ـ توافق‌نامه عمومي تعرفه و تجارت (GATT)
The General Agreement on Tariffs and Trade
در زير اطلاعات مختصري در مورد مهم‌ترين سازمانهاي بين‌المللي تخصصي ياد شده در بالا و وظائف آنها در رابطه با كنترل و ايمني مواد غذائي داده مي‌شود.
1-2-1ـ سازمان خواربار و كشاورزي جهاني (FAO)
Food and Agriculture Organization of The United Nations
سازمان خواربار و كشاورزي جهاني رهبري سازمان‌هاي وابسته به سازمان ملل متحد را در ارتقاء كيفيت مواد غذائي و حمايت از مصرف‌كننده در دست دارد «بخش كيفيت و استانداردهاي غذائي» (ESNS) (The Food Quality ANd Standards Service) اين سازمان مسئولين اين امر را به عهده دارد كه همكاري و ارتباط نزديك با واحدهاي ديگر FAO و نيز در رابطه با برنامه‌هاي مشترك، با ساير سازمانهاي بين‌المللي دارد. «بخش كيفيت و استانداردهاي غذائي» كمك‌هاي فني و مشورتي به شرح زير در اختيار كشورهاي عضو قرار مي‌دهد :
1ـ كنترل كيفي مواد غذايي در زنجيره توليد و توزيع
2ـ ارزشيابي افزودني‌هاي غذايي
3ـ پايش آلودگي‌هاي مواد غذايي
4ـ بهبود برنامه‌هاي بهبود و تجزيه مواد غذايي
5ـ برنامه‌ريزي براي ايجاد ساختار زيربنايي براي كنترل مواد غذايي
6ـ تهيه پيش‌نويس و به روز كردن قوانين و مقررات جامع غذايي
7ـ برچسب زدن جامع
8ـ توليد غذا در سطح روستا و خانوار
9ـ تهيه استانداردهاي غذايي بين‌المللي و يكنواخت كردن مقررات غذايي كشور
اين كار وظيفه «كميسيون مشترك كدكس غذايي سازمان بهداشت جهاني و سازمان خوار و بار كشاورزي جهاني» است كه در زير شرح داده مي‌شود :
2-2-1ـ سازمان بين‌المللي استاندارد (ISO)
اين سازمان عهده‌دار همبستگي بين‌المللي و مؤسسات استاندارد كشورهاي مختلف جهان است و هدايت و رهبري آنها را به منظور پيشبرد اهداف استاندارد و هماهنگي و يكنواختي كار را به عهده دارد. هسته اوليه اين سازمان در سال 1926 نهاده شد. در آن سال 20 موسسه استاندارد ملي از كشورهاي مختلف «اتحاديه بين‌المللي ملي استاندارد» ISA "International Standards Association" را تشكيل دادند كه هدف اساسي آن يكنواخت ساختن استانداردهاي ملي اعضا خود بود.
هجده سال بعد، يعني در سال 1944، «كميته هماهنگي استانداردهاي ملل متحد (UNSCC) UN Standards Coording Committee مركب از مؤسسات استاندارد ملي 18 كشور جانشين ISA شد. هدف ISA عبارت بود از هماهنگ ساختن فعاليت‌هاي صنعتي در كشورهاي عضو. و بالاخره در سال 1947 سازماني بنام «سازمان بين‌المللي استاندارد» (ISO) كه به تصويب 15 كميته ملي استاندارد درآمده بود، پديد آمد. پس از اعلام رسمي موجوديت ISO، مؤسسات استاندرارد كشورهاي مختلف به تدريج به عضويت آن درآمدند. هدف كلي ISO عبارت است از :
توسعه امر استاندارد در جهان به منظور ايجاد تسهيلات لازم براي مبادرت بين‌المللي كالاها و خدمات و اشاعه و ترويج همكاري‌هاي منتقابل در حوزه فعاليت‌هاي فرهنگي، علمي، فني و اقتصادي.
براي دستيابي به اين هدف، ISO اين كارها را انجام مي‌دهد :
1ـ فراهم ساختن تسهيلات لازم به منظور ايجاد هماهنگي و همگاني استانداردهاي ملي موسسات عضو از طريق نشر سفارش نامه‌هاي مربوطه.
2ـ تهيه استانداردهاي بين‌المللي در هر مورد مشروط به آنكه مغاير با نظرات هيچ يك از اعضاء نباشد.
3ـ فراهم ساختن تسهيلات و تشويق لازم براي توسعه و نشر استانداردهاي جديد، هم در سطح ملي و هم در سطح بين‌المللي
4ـ فراهم نمودن امكانات لازم براي تسهيل مبادله اطلاعات مربوط به كارهاي اعضاء و كميته‌هاي فني بين آنها
5ـ همكاري با ساير سازمان‌هاي بين‌المللي كه به نحوي از انحاء با اين سازمان مربوط و علاقمندند، به ويژه بررسي و تحقيق در مورد پروژه‌ها و طرح‌هاي استاندارد آنها.
اعضا «سازمان بين‌المللي استاندارد» عبارتند از مؤسسات ملي استاندارد كشورهائي كه منشور اين سازمان را پذيرفته‌اند، و از هر كشور تنها يك مؤسسه به عضويت اين سازمان درمي‌آيد.
كشورهاي در حال رشد كه هنوز مؤسسه استاندارد ملي ندارند بر طبق درخواست آنها و پس از مطالعه و رسيدگي لازم نام آنها در ليست اعضاء مكاتبه‌اي ثبت خواهد شد و از طريق مكاتبه با اين سازمان ارتباط دارند و تا مادامي كه مؤسسه استاندارد در كشور خود تأسيس ننمايند، نمي‌توانند به عضويت رسمي اين سازمان درآيند. تاكنون 72 كشور از جمله جمهوري اسلامي ايران، به عضويت ISO درآمده‌اند. تعداد اعضاء مكاتبه‌اي اين سازمان نيز 17 كشور است.
ISO داراي كميته‌هاي فني مركب از اعضائي از مؤسسات و استاندارد عضو مي‌باشد. وظيفه اين كميته‌ها عبارت است از بررسي علمي و فني پيش‌نويس‌هاي استانداردهاي پيشنهادي و ارسال آنها براي اظهار نظر به كشورهاي عضو. پس از وصول رأي موافق، پيش‌نويس‌ها تصويب و با عنوان «استانداردهاي بين‌المللي» براي كشورهاي عضو ارسال خواهد شد. تاكنون بيش از 8000 استاندارد بين‌المللي تدوين شده و همين تعداد پيش‌نويس نيز در دست اقدام است.
ISO همكاري و ارتباط نزديك با FAO ، UNIDO و تعداد زيادي سازمان‌هاي بين‌المللي ديگر دارد. سازمان ISO از طريق جمع‌آوري متخصصين فني با هدف و مسائل مشترك به دور هم و ايجاد بحث و مشاوره‌هاي فني بين انها موجبات تفاهم جوامع مختلف بين‌المللي را فراهم مي‌سازد و از طرفي از راه تشويق و هدايت افكار و عقايد اعضا خود و بسط و مبادله آنها بين يكديگر به هماهنگ ساختن آنها مي‌پردازد و از اين رو كمك شاياني در راه بهبود و توسعه كيفيت و كميت كالاها، كاهش نرخ‌ها، توسعه مبادلات و بالاخره تشكيل بازارهاي مناسب، انجام مي‌دهد.
3-2-1ـ كميسيون مشترك كدكس غذائي سازمان خواربار و كشاورزي جهاني و سازمان بهداشت جهاني
پيرو پيشنهاد يازدهمين اجلاس كنفرانس سازمان خواربار و كشاورزي (FAO) و بيست و نهمين اجلاس سازمان بهداشت جهاني (WHO) سازمان ملل و متعاقباً پيشنهاد كميته مشترك اين دو سازمان (FAO/WHO) كه در اكتبر سال 1962 در ژنو تشكيل داده شده بود تشكيلات جديدي تحت عنوان كميسيون كدكس مواد غذائي (Codex Alementation Commission) در فرهنگ بين‌المللي مواد غذائي چنين تعريف شده است :
Codex Alimentarius عبارت است از «كدكس قوانين مواد خوراكي» كه جهت هماهنگ كردن و خلاصه كردن استانداردهاي غذائي به منظور مقبوليت بين‌المللي تدوين مي‌گردد. به عبارت كلي‌تر، كدكس غذائي مجموعه‌اي از استانداردهاي غذائي بين‌المللي است كه به روش يكسان و هماهنگ مي‌گردد.
به منظور مركزيت دادن كليه امور استانداردهاي مواد غذائي كشورها ايجاد گرديد. هدف از تأسيس اين كميسيون عبارت بود از ايجاد هماهنگي در استانداردهاي تدوين شده در زمينه مواد غذايي در كشورهاي مختلف، تسهيل روابط تجاري بين‌المللي، حمايت بهداشت و سلامت مصرف كننده، هماهنگ نمودن كليه فعاليت‌هاي استاندارد مواد غذائي كه توسط سازمان‌هاي دولتي و غيردولتي كشورهاي مختلف انجام مي‌پذيرد. تعيين اولويت‌ها و راهنمائي‌ها در زمينه پيش‌نويس‌هاي استاندارد و آئين‌هاي كاربرد با كمك سازمانهاي ذينفع و به تصويب رساندن نهائي پيش‌نويس‌هاي استانداردها و انتشار آنها به صورت كدكس يا استانداردهاي منطقه‌اي يا جهاني. در حال حاضر اين كميسيون داراي 130 عضو است. اين كميسيون داراي تشكيلات سازمان منظمي است كه در ارتباط با دو سازمان خواربار و كشاورزي جهاني (FAO) و سازمان بهداشت جهاني (WHO) مي‌باشند.
اين سازمان با ارائه برنامه‌هاي متعدد در برقراري توسعه سيستم‌هاي كنترل غذائي به كشورهاي عضو كمك مي‌نمايند. و در اين راستا، با توجه به ضرورت تقسيم مسئوليت‌ها در سطح ملي، مقررات و قوانين در كشورهاي مختلف حتي‌المقدور ساده و هماهنگ شده است. از ويژگي‌هاي مهم كدكس غذائي فراهم نمودن امكانات بحث و تبادل نظر بين نمايندگان دولت، توليدكنندگان، واردكنندگان و صادركنندگان و بالاخره مصرف‌كنندگان مي‌باشد.
بازوي اجرائي كيمسيون كدكس غذايي، كميته‌هاي متعدد در زمينه‌هاي مختلف مواد غذائي است. كدكس داراي 28 بخش فعال مي‌باشد كه 5 بخش آن در زمينه هماهنگ كردن و اتخاذ سياست‌هاي كلي فعاليت مي‌نمايد، 6 گروه عهده‌دار موادي هستند كه به كليه كميته‌ها مربوط مي‌شود و 17 بخش ديگر در زمينه‌هاي خاص مواد غذايي به فعاليت مي‌پردازند. كميته‌هاي كدكس غذائي كه كار خود را به اتمام مي‌رسانند خاتمه يافته تلقي مي‌شوند و از آن پس كميته‌هاي جديد آغاز به كار مي‌نمايند.
برنامه‌هاي آينده كدكس بر زمينه‌هائي چون سلامت غذا، مواد افزودني، باقيمانده سموم، بهداشت و كيفيت غذا، اطلاعات تغذيه‌اي، شكايات و مسائل اخلاقي متمركز شده است. روش تهيه استانداردهاي غذايي و جهاني چنين است :
پيش‌نويس اوليه براي اظهارنظر به كشورهاي عضو FAO و WHO و ساير سازمان‌هاي ذيربط بين‌المللي ارسال مي‌شود كميسيون پس از ملاحظه اظهارنظرها و پذيرش پيش‌نويس به طور نيمه‌نهائي، مجدداً آن را براي نظرخواهي ارسال مي‌دارد و پس از تصويب نهائي آن را براي تمام كشورهاي عضو FAO و WHO و سازمان‌هاي بين‌المللي ديگر مي‌فرستد. استاندارد تصويب شده نهائي در Codex Alimentarius چاپ مي‌شود روش تهيه استانداردهاي غذائي منطقه‌اي نيز اساساً به روش بالا است.
دستورالعمل نحوه برنامه‌ريزي كاهش ضايعات محصولات كشاروزي

مقدمه
موضوع كاهش ضايعات محصولات كشاورزي يكي از معضلات كشور مي‌باشد. امنيت غذايي يكي از موارد بسيار مهمي است كه بايد به آن توجه نمود.
در حال حاضر حدود 85-80 درصد غذاي مورد نياز جامعه و 90 درصد مواد اوليه كارخانجات صنايع غذايي از محصولات كشاورزي است و از منابع داخلي تأمين مي‌شود. حدود 16% توليد ناخالص ملي، 22% اشتغال كشور و 25% صادرات كالاهاي غيرنفتي از طريق بخش كشاورزي انجام مي‌شود.
بسياري از محصولات كشاورزي از جمله محصولات استراتژيك و مصرفي و به عنوان ماده غذايي روزانه مورد مصرف انسان‌ها قرار مي‌گيرد و متآسفانه اين كالاهاي حساس در جريان توليد و توزيع به ويژه از مرحله برداشت و پس از برداشت دچار ضايعات فراواني مي‌شود كه عمده ضايعات را شكل مي‌دهد. اما علل بروز آن در كليه مراحل قبل از توليد، توليد، امور پس از برداشت، بازاريابي مي‌تواند وجود داشته باشد.
اينگونه مسائل و مشكلات مختلف از جنبة فني، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و حقوقي قابل بررسي است.

اهميت و ضرورت
براساس مطالعات صورت گرفته توسط سرويس مديريت پس از برداشت، صنايع كشاورزي (AGSI)، سازمان خواربار جهاني (FAO)، ميزان ضايعات در كشورهاي جهان در حال توسعه 50-35 درصد اعلام شده است و كارشناسان اين ميزان ضايعات در كشور را معادل غذاي حدود 20-15 ميليون نفر مي‌دانند.
در حال حاضر در كشور ايران زير سيستم توليد و عرضه از شرايط مطلوب‌تر از سيستم نگهداري، تبديل و توزيع برخوردار است كه مي‌توان آن را مرهون ظرفيت سازي در ساختار توليد بخش كشاورزي دانست و يا گذر از توليد انبوه كه لازمه پرداختن جنبه‌هاي پس از توليد مي‌باشد. اما محققين اقتصاد و تغذيه بر اين عقيده‌اند كه عرضه غذا به تنهائي نمي‌تواند امنيت غذايي را تضمين كند. بلكه بهبود ساير زيرسيستم‌ها به نحوي در سيستم عمليات زنجيره‌اي پس از برداشت (POST-HARVESTING) دخالت دارد و اين از الزامات غيرقابل انكار است.
همان‌طور كه گفته شد در كشور حدود 50-35 درصد محصولات كشاورزي در مراحل مختلف دچار ضايعات و آسيب مي‌شود. مثلاً براي جبران X مقدار ضايعات، زيرسيستم توليد و عرضه بايد (X+a) مقدار اضافه توليد داشته باشد. به عبارت ديگر ميزان اضافه توليد نيز به صورت غيرخطي افزايش مي‌يابد. خلاصه اينكه اگر ميزان ضايعات محصولات كشور را 35 درصد فرض كنيم براي جبران اين مقدار ضايعات بايد 54% اضافه توليد داشته باشيم. بنابراين تكيه بر اضافه توليد براي تأمين امنيت غذايي اقتصادي نيست. با توجه به مطالب فوق جلوگيري از ضايعات محصولات مختلف كشاورزي اعم از زراعي و باغي يك ضرورت به حساب مي‌آيد و بايد به آن به نحو مقتضي توجه نمود.

مفاد قانوني
در قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در بند هـ ماده 18 در مورد كاهش ضايعات محصولات كشاورزي آمده است.
بند هـ : حمايت از گسترش صنايع تبديلي و تكميلي بخش كشاورزي به نحوي كه در صد محصولات فرآوري شده حداقل به ميزان دو برابر وضع موجود افزايش يافته و موجبات كاهش ضايعات به ميزان پنجاه درصد (50%) فراهم گردد.
ـ در قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادي، اجتماعي و ... مصوب 11/6/1383 با محوريت خودكفائي در توليد محصولات اساسي كشاورزي، تأمين امنيت غذايي و اقتصادي نمودن توليد و توسعه صادرات محصولات كشاورزي و ارتقاي رشد ارزش افزوده از طريق اقدام به كاهش ضايعات محصولات به مرحله اجرا گذاشته مي‌شود.

ماده 1 : اهداف
كمي :
صنايع كشاورزي (AGSI) سازمان خواربار جهاني(FAO) ، ميزان ضايعات در كشورهاي در حال توسعه را 50-35 درصد اعلام كرده است. اگر چنانچه ضايعات محصولات كشاورزي را به طور متوسط 50-35 درصد فرض نمائيم بايد در پايان برنامه چهارم توسعه به 25-5/17 درصد كاهش يابد.
ـ سالانه بين 5-5/3% تا پايان بنرامه تحقق يابد.
كيفي :
ـ بهبود و اصلاح ساختار انبارهاي كشور اعم از كوچك و بزرك
ـ اصلاح ساختار سيستم حمل و نقل، بسته‌بندي از محل توليد تا مصرف كننده
ـ تغيير نگرش كشاورزان، بازرگانان و ... ، رويكرد به امر صادرات
ـ كاهش ضايعات محصولات كشاورزي از مرحله برداشت، حمل و نقل، انبار، حمل و نقل به كارخانه و بالاخره مصرف كننده نهائي

ماده 2 : الويت محصولات
در تحقيقات انجام شده كه به صورت مقايسات زوجي انجام شده است از 60 محصول باغي و زراعي انجام پذيرفته شده معلوم گرديد كه 20 محصول حدود 90 درصد ضايعات را شامل مي‌شود بنابراين اولويت محصولات در نظر گرفته شده به شرح زير اعلام مي‌گردد :
ـ اولويت اول : گندم
ـ اولويت دوم : گوجه فرنگي
ـ اولويت سوم : سيب زميني
ـ اولويت چهارم : انگور
ـ اولويت پنجم : ساير نباتات علوفه‌اي
ـ اولويت ششم : دانه‌هاي روغني
ـ اولويت هفتم : سيب
ـ اولويت هشتم : ذرت دانه‌اي
ـ اولويت نهم : پرتقال
ـ اولويت دهم : ساير سبزيجات
ـ اولويت يازدهم : شلتوك
ـ اولويت دوازدهم : جو
ـ اولويت سيزدهم : پياز
ـ اولويت چهاردهم : هندوانه
ـ اولويت پانزدهم : نارنگي
ـ اولويت شانزدهم : يونجه
ـ اولويت هفدهم : خرما
ـ اولويت هجدهم : ليمو ترش
ـ اولويت نوزدهم : ليموشيرين
ـ اولويت بيستم : خربزه
ـ اولويت بيست و يكم : كيوي
ـ اولويت بيست و دوم : انجير

ماده 3 : مراحل برنامه‌ريزي
ـ اولويت‌بندي محصولات كشاورزي براساس اطلاعات و سياست‌هاي ملي و استان
ـ مسأله‌يابي و نيازسنجي آموزشي ـ ترويجي در استان ـ شهرستان و روستا
ـ تلفيق و جمع‌بندي و استخراج مسائل و مشكلات
ـ تدوين برنامه‌ريزي و اجراي پروژه براساس منابع

ماده 4 : فرآيند برنامه‌ريزي آموزشي ـ ترويجي (نيازسنجي)
از آنجايي كه در هر استان، فراواني همه محصولات كشاورزي عملاً محدود مي‌باشد بنابراين تعيين محصولات اولويت‌دار بايد توسط گروه‌هاي نيازسنج و مسأله‌ياب محصولات زراعي و باغي را با توجه به ضايعات زياد آن تعيين كنند. تركيب گروه نيازسنجي و مسأله‌يابي به شرح زير است :
ـ نماينده اداره كاهش ضايعات استان
ـ نماينده اداره صنايع تبديلي
ـ توليد كنندگان موفق و پيشرو
ـ مروجين و مشاورين مزرعه
ـ سربازان سازندگي
ـ رهبران محلي
ـ نماينده تحقيقات

وظائف گروه :
ـ بررسي و تعيين مسائل و مشكلات
ـ نحوه عمل كشاورزان و بهره‌برداران در رابطه با توليدات مهم
ـ تعيين ايرادات و مشكلات موجود در رفتار بهره‌برداران
ـ تعيين نيازهاي آموزشي به تفكيك محصولات
ـ معين نمودن امكانات و نهاده‌هاي لازم


ماده 5 : نحوه عمل و روش نيازسنجي
ـ مشاهدات و بررسي مشاركتي مزرعه‌اي
ـ بحث و تبادل نظر محلي و مشاركتي
ـ استفاده از نتايج مطالعات فني
ـ استفاده از نظرات كارشناسان عضو كميته

ماده 6 : كميته اجرائي
آنچه كه در ستاد و استان برنامه‌ريزي مي‌شود بايد درشهرستان به صورت اجرائي درآيد. به عبارت ديگر ابلاغ سياست‌هاي كلي از ستاد به شهرستان بايد اجرائي شود. هر چند كه 20 محصول اولويت‌دار در همه استانها به يك شكل نخواهد بود. اما پس از شناسائي و نيازسنجي از استان و شهرستان بايد كميته اجرائي بحث‌هاي مربوط به دستورالعمل و مفاد و مواد قانوني را اجرا نمايد.

اعضاء كميته اجرائي
ـ مسئول شهرستان
ـ مروجين شهرستان
ـ كارشناسان ذيربط
ـ نماينده واحد اجرائي
ـ نماينده مركز تحقيقات
ـ كارشناس امور زنان بر حسب موضوع
ـ نماينده انجمن مددكاران
ـ نماينده تعاوني‌هاي توليد و تشكل‌ها و كشاورزان خبره


وظائف كميته
ـ تعيين و بررسي مسائل و مشكلات و موانع توسعه بخش كشاورزي
ـ جمع‌بندي و الويت‌بندي نيازهاي آموزشي ـ ترويجي
ـ تعيين حمايت‌هاي لازم
ـ تلفيق سياست‌ها و برنامه‌هاي محلي
ـ تعيين اهداف كمي و كيفي هر يك از پروژه‌ها
ـ بررسي برنامه‌هاي تدوين شده
ـ تعيين و برآورد امكانات مالي مورد نياز
ـارجاع برنامه‌ها، مطالب تهيه شده به مركز

ماده 7 : تنظيم برنامه عملياتي آموزشي ـ ترويجي
ـ بعد از تعيين اهداف و به منظور حصول به آن با در نظر گرفتن امكانات از جمله منابع مالي و نيروي انساني برنامه عملياتي پيش‌بيني و توسط مركز و با مشاركت ديگر مراجع ذيربط تنظيم و اجرا مي‌گردد.
ـ برنامه‌هاي عملياتي توسط مركز تبديل به يك برنامه جامع مي‌گردد.
ـ منابع و اعتبارات لازم براي اجرا مرحله به مرحله كاهش ضايعات محصولات كشاورزي در سازمان جهاد كشاورزي هر استان به تصويب خواهد رسيد.

ماده 8 :
اين دستورالعمل در هشت ماده تهيه و براي اجرا به مراكز استان‌ها ابلاغ مي‌شود و پس از حداكثر دو سال اجرا براساس تجارب مي‌تواند مورد بازنگري واقع شود.
كليات آموزش پودماني

هدف آموزش منابع انساني ايجاد، تغيير، تعديل و اصلاح دانش، بينش و مهارت آنان است. در اين راستا، نتيجه آموزش همواره در صورت اجراي منطقي و مطلوب، ارتقاء بهره‌وري وكارايي نيروي انساني است. آموزش كشاورزي نيز با همين هدف براي شاغلين بخش كشاورزي صورت مي‌گيرد.
آموزش كشاورزي در دفتر برنامه‌ريزي و هماهنگي ترويج توسط گروه آموزش‌هاي فني و حرفه‌اي برنامه‌ريزي شده و توسط اداره آموزش روستاييان كه يكي از واحدهاي سازمان مديريت ترويج و مشاركت مردمي در سازمان جهاد كشاورزي استان‌ها است، اجرا مي‌شود.
اين آموزش‌ها تاكنون به صورت آموزش‌هاي حضوري و با تأكيد بر شيوه‌هاي عملي تدريس و يادگيري به اجرا درآمده است و هر دوره آموزشي داراي استاندارد آموزشي ويژه خود بوده است. اما، از آنجا كه آموزش براي عموم مخاطبان و براساس شرايط و ويژگي‌هاي هر گروه با استفاده از شيوه‌هاي خاص اثربخش‌تر خواهد بود، مي‌توان از شيوه‌هاي متنوع آموزشي استفاده نمود.
يكي از شيوه‌هاي اجراي آموزش، شيوه پودماني است. در اين شيوه مجموعه مهارت‌هاي يك شغل در قالب پودمان‌هاي پيوسته تنظيم و ساماندهي مي‌شود و هر مخاطب براساس نوع نياز (كه از طريق سنجش عملكرد مشخص مي‌شود) مهارت‌هاي مرتبط با پودمان مورد نياز را آموزش خواهد ديد و وقت خود را صرف مهارت‌هايي كه برآنها تسلط دارد، نخواهد كرد. در واقع مخاطبان تنها براي رفع نيازهاي اساسي خود (مهارت‌هاي لازم) در دوره‌هاي آموزشي خاص آن نياز (پودمان) شركت مي‌كنند و ديگر لازم نيست آموزش‌هاي همه مهارت‌ها را اعم از اينكه بر آنها تسلط دارند يا ندارند به صورت يكجا طي كنند و بخشي از وقت خود را صرف آموزش‌هاي تكراري كنند.
با اين وصف، هدف آموزش‌هاي پودماني ارتقاء بهره‌وري، افزايش كيفيت آموزش، صرفه‌جويي در وقت فراگيران و صرفه‌جويي در هزينه‌هاي آموزش است.



2ـ تعاريف
تعريف آموزش پودماني
آموزش پودماني، يكي از شيوه‌هاي آموزشي است كه طي آن مهارت‌هاي شغلي در قالب مهارت‌هاي مستقل به فراگيران آموزش داده مي‌شود. در واقع هر پودمان، مهارت يا مهارت‌هاي خاص و مستقلي را در فراگير ايجاد، تقويت مي‌كند.

اهداف آموزش پودماني
ـ ايجاد زمينة مناسب آموزشي به منظور پاسخگويي به نيازهاي مهارتي فراگيران
ـ متناسب ساختن دانش و مهارت‌هاي شغلي مورد نياز فراگيران (با توجه به استانداردهاي شغلي)
ـ سهولت انتخاب زمينه آموزشي مورد نياز توسط فراگيران
ـ سهولت اصلاح برنامه‌هاي درسي و همگوني با تغييرات دانش فني
ـ تقويت انگيزه براي كسب مهارت‌هاي مورد نياز شغلي
ـ افزايش بهره‌وري از طريق اجتناب از زيادآموزي و كم‌آموزي
ـ ايجاد شتاب در تربيت نيروي انساني كارآمد
ـ سرعت بخشيدن به انتقال دانش و مهارت از محيط يادگيري به محيط كار
ـ به حداقل رساندن زمان و هزينه‌هاي آموزشي

ويژگي‌هاي آموزش پودماني
ـ در آموزش‌هاي پودماني محصولات استراتژيك تأكيد بر مهارت‌آموزي و اهداف رواني - حركتي است. در اين آموزش‌ها كمتر يادگيري شناختي مورد توجه قرار مي‌گيرد.
ـ در آموزش‌هاي پودماني مي‌توان از مسير خودآموزي نيز به مهارت‌ها دست يافت. به ديگر سخن، در اين آموزش‌ها تأكيد بر آموزش عملي، كارآموزي و كارگاهي با مشاركت فعال فراگيران مي‌باشد.

3ـ اهداف آموزش پودماني
الف) هدف اختصاصي
طراحي و تدوين پودمانهاي تخصصي مورد نياز بهره‌برداران و توليدكنندگان بخش كشاورزي با تأكيد بر محصولات استراتژيك به منظور تحقق استراتژي بخش كشاورزي در برنامه چهارم توسعه.
ب) هدف آموزشي
توانمندسازي بهره‌برداران و توليدكنندگان بخش كشاورزي در زمينه‌هاي فني و مهارتي به منظور كمك به آنان در افزايش كمي و كيفي توليدات كشاورزي.

4ـ نيازسنجي
براي تشخيص نيازهاي آموزشي توليدكنندگان و بهره‌برداران مي‌بايست فرآيند نيازسنجي را از مراكز خدمات ترويجي، مديران،‌مروجان و كارشناسان زبده، اشخاص حقيقي و حقوقي فعال در بخش كشاورزي و همچنين گروه‌هاي هدف (به طور مستقيم) به عمل آورد.


5ـ محتواي آموزشي :
محتواي آموزشي پودمانها در هر موضوع آموزش براساس استانداردهاي بلندمدت و دانش و مهارت‌هاي مورد نياز زراعت محصولات استراتژيك تهيه و تنظيم شده پيوست است. در سرفصل‌هاي پودمانها اطلاعات فني و كاربردي مورد توجه مي‌باشد.
(30 درصد نظري، 70 درصد عملي)

6ـ انتخاب مربي
شرايطي كه مربيان دوره آموزشي پودماني بايستي دارا باشند شامل :
الف) تعداد مربيان : براي تدريس محتواي نظري و عملي پودمانها متناسب با ماهيت هر دوره پودمان آموزشي و بر حسب رشته تحصيلي و ... تعيين و انتخاب مي‌شود.
ب) سطح تحصيلات : مربيان براي آموزش‌هاي پودماني برحسب سرفصل‌هاي درسي پيش‌بيني مورد توجه قرار مي‌گيرد. (كمك كارشناس ـ كارشناس ـ كارشناس ارشد ـ دكترا و ...)
ج) بهره‌گيري از مربيان با تجربه و با سابقه تدريس مناسب براي بهبود كيفيت آموزش پودماني نقش عمده‌اي دارد. كوشش مي‌شود از بين مربيان با تجربه و سابقه تدريس بيشتري استفاده شود، در نحوه انتقال مفاهيم به فراگيران موفق‌تر عمل شود.
د : ترجيحاً بهتر است از مربياني استفاده كرد كه در زمرة كارشناسان موضوعي شاغل در زمينه مهارت مربوط در بخش‌هاي تخصصي، مراكز تحقيقاتي، مراكز دانشگاهي و ... قرار دارد.
هـ) حتي‌الامكان از مربياني كه بومي منطقه هستند و با فرهنگ بالا و توليد در منطقه آشنايي دارند، استفاده شود.
و : نحوه پرداخت حق الزحمه مربيان دوره آموزشي مطابق دستورالعمل‌هاي ابلاغي است.

7ـ فضاي آموزشي
الف) مجري دوره‌هاي آموزشي پودماني مي‌بايست فضاهايي را انتخاب نمايد كه متناسب با شرايط آموزشي، زمينه علمي و دوره، وضعيت رواني - اجتماعي بزرگسالان هم‌خواني داشته باشند. اين موضوع در استانداردهاي آموزشي به تفضيل آمده است.
ب : دوره‌هاي آموزش پودماني به دليل ماهيت مهارتي و فني بودن موضوعات آموزشي، عمدتاً مي‌بايست فضاي آموزشي مجهز از نظر تجهيزات و امكانات آموزشي و كارگاهي برگزار گردد. لذا از مكانهائي كه فاقد چنين امكانات باشند، استفاده نشود.
ج) در صورتي كه براي برگزاري دوره آموزش پودماني مراكز آموزشي مجهز در مراكز دهستان، شهرستان وجود نداشته باشد، مي توان از ساير فضاهاي مناسب مانند مراكز خدمات ترويجي ـ ساختمان‌هاي جهاد كشاورزي ـ مدارس و اتحاديه‌ها و شركت‌هاي تعاوني توليد، فضاهاي مربوط به تشكل‌هاي كشاورزي، فضاهاي عمومي و .... كه از نظر وضعيت براي آموزش مناسب هستند استفاده كرد.
8ـ امكانات و تجهيزات آموزشي
الف) در اجراي دوره‌هاي آموزش پودمان مواد و رسانه‌هاي آموزشي مناسب با محتواي سرفصل‌ها انتخاب و مورد استفاده قثرار گيرد در غير اين صورت بايد از برگزاري دوره‌هايي كه فاقد مواد و رسانه‌هاي آموزشي مناسب نيستند، خودداري شود.
ب) مواد و رسانه‌هاي آموزشي شامل (وايت‌برد ـ مولاژ ـ ماكت ـ كتاب ـ عكس ـ چارت ـ فيلم - اسيلايد و ...) است.
ج) مجريان دوره پس از توافق با بخش‌هاي اجرايي مي‌توانند از امكانات آموزشي و كمك آموزشي آنها استفاده نائيد.

9ـ روش تدريس دوره‌هاي پودماني
روش تدريس براساس سرفصل‌هاي پيوست كه از سوي دفتر مركزي تهيه شده است، غالباً به صورت روش‌هاي عملي و با مشاركت فعال فراگيران و در قالب ساعات تعيين شده، صورت پذيرد.

10ـ ارزيابي دوره‌هاي پودماني
ارزيابي در دوره‌ها براساس فرم‌هايي كه از سوي دفتر مركزي طراحي شده پيوست است صورت خواهد پذيرفت، مجريان دوره‌ها پس از تكميل فرم‌ها و آناليز و جمع‌بندي، نتيجه را به دفتر مركزي ارسال مي‌نمايند.

11ـ نحوه برگزاري آزمون دوره‌هاي پودماني
با توجه به عملي بودن آموزش‌ها در سيستم پودماني آزمون در دو مرحله از فراگيران به عمل مي‌آيد.
الف) آزمون نظري : اين آزمون به صورت كتبي از افراد با سواد و سوال و جواب (شفاهي) از افراد كم سواد انجام خواهد شد و نمره قبولي 12 از 20 خواهد بود.
ب) آزمون عملي : اين آزمون طي سرفصل‌هاي درسي به صورت عملي و آزمايشگاهي انجام خواهد گرفت و نمره قبولي 14 از 20 خواهد بود.

12ـ صدور گواهينامه پايان دوره
در پايان دوره پودماني و پس از موفقيت در دروس نظري و عملي پودمان، گواهي پايان دوره براي فراگيران صادر خواهد شد.

شناسنامه اطلاعاتي پروژه توليد
فيلم‌هاي آموزشي ـ ترويجي
كانون ترويجي




1ـ عوامل فني و توليد شامل : نويسنده، كارگران، تصويربردار، صدابردار، مجري، مونتور، نريتور و ..... با توجه به مجري هر پروژه (استان‌ها) در نظر گرفته مي‌شود.
2ـ تهيه كننده (سفارش‌دهنده) گروه راديويي و تلويزيوني جهاد
3ـ مراحل نظارت و ارزشيابي توسط گروه در مركز و شامل : تأييد فيلمنامه و طرح‌ها، تأييد راشهاي توليدي و تأييد و تصويب نسخه نهايي و اورژينال فيلم و برنامه‌هاي تصويري كانون ترويجي

شناسنامه اطلاعاتي پروژه توليد فيلم‌هاي آموزشي ـ ترويجي

عنوان فيلم :
آفات و بيماري‌هاي درخت مو
مخاطبين :
كشاورزان انگور كار
اهداف پروژه :
آشنايي مخاطبين با آفات و بيماري‌هاي درختان مو و چگونگي مبارزه با آنها
خلاصه فيلم :
بيان اهميت اقتصادي و ارزش غذايي محصول انگور، معرفي انواع آفات و بيماري‌هاي درخت مو و چگونگي مبارزه با آنها، مطالبي است كه اين فيلم به ارائه و نمايش آن مي‌پردازد.
مدت زمان :
20 تا 25 دقيقه
مجري :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان آذربايجان شرقي

عنوان فيلم :
هرس مو
مخاطبين :
انگوركاران
اهداف پروژه :
آموزش كشاورزان انگوركار و بهره‌برداراني كه در تاكستان‌ها مشغول به كارند نسبت به چگونگي هرس درخت مو
خلاصه فيلم :
اين فيلم اهميت و مزاياي هرس كردن و چگونگي رعايت اصول صحيح هرس نمودن درخت مو را براي كشاورزان به نمايش مي‌گذارد.
مدت زمان :
20 تا 25 دقيقه
مجري :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان آذربايجان غربي




شناسنامه اطلاعاتي پروژه توليد فيلم‌هاي آموزشي ـ ترويجي

عنوان فيلم :
پرورش كپورماهي در استخر دو منظوره ـ داستاني
مخاطبين :
پرورش‌دهندگان آبزيان و كشاورزان
اهداف پروژه :
آشنايي مخاطبين با اهميت استفاده دومنظوره از استخر و زمين‌هاي زراعي آموزشي نحوه پرورش كپور ماهي براي كشاورزان و پرورش‌دهندگان آبزيان
خلاصه فيلم :
اين فيلم ضمن بيان اهميت و صرفه اقتصادي استفاده دومنظوره از زمين‌هاي قابل كشت و پرورش آبزيان، مخاطبين را با چگونگي پرورش كپورماهيان در استخرهاي دومنظوره آشنا مي‌نمايد.
مدت زمان :
20 تا 25 دقيقه
مجري :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان آذربايجان غربي

عنوان فيلم :
همزمان‌سازي و تلقيح مصنوعي در گوسفند
مخاطبين :
دامداران
اهداف پروژه :
آشنايي مخاطبين با اهميت تلقيح و چگونگي عمليات اجرايي آن
خلاصه فيلم :
بيان اهميت اقتصادي همزمان‌سازي و تلقيح مصنوعي براي دامداران و آموزش مراحل اجرايي تلقيح مصنوعي در گوسفند، مطالبي است كه اين فيلم به ارائه و نمايش آن مي‌پردازد.
مدت زمان :
20 تا 25 دقيقه
مجري :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان اردبيل



شناسنامه اطلاعاتي پروژه توليد فيلم‌هاي آموزشي ـ ترويجي

عنوان فيلم :
يكپارچه‌سازي اراضي
مخاطبين :
كشاورزان خرده‌پا
اهداف پروژه :
ـ آشنايي كشاورزان خرده‌پا با معايب و سختي‌هاي كشاورزي در تكه زمين‌هاي كوچك
ـ آموزش چگونگي انجام يكپارچه‌سازي و آشنايي مخاطبين و قوانين و مقررات طرح
خلاصه فيلم :
در اين فيلم ضمن بيان مشكلات و سختي‌هاي كشاورزي به صورت خرده‌پا در زمين‌هاي كوچك، مخاطبين را با اهميت طرح يكپارچه‌سازي و چگونگي اجراي آن آشنا مي‌نايد.
مدت زمان :
20 تا 25 دقيقه
مجري :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان آذربايجان اردبيل

عنوان فيلم :
اصول صحيح خاك‌ورزي و تناسب زراعي گندم
مخاطبين :
كشاورزان گندمكار
اهداف پروژه :
ـ آشنايي كشاورزان با اهميت خاك و عمليات خاك‌ورزي
ـ اهميت تناوب زراعي در كيفيت كمي و كيفي محصول گندم
خلاصه فيلم :
اهميت خاك براي امر كشاورزي و آشنايي مخاطبين با اصول صحيح خاك‌ورزي و همچنين مزاياي كمي و كيفي رعايت تناوب زراعي در محصول گندم از جمله مطالبي است كه در اين فيلم به آن پرداخته مي‌شود.
مدت زمان :
20 تا 25 دقيقه
مجري :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان ايلام




شناسنامه اطلاعاتي پروژه توليد فيلم‌هاي آموزشي ـ ترويجي

عنوان فيلم :
مبارزه با عارضه خشكيدگي در خرما
مخاطبين :
نخل‌داران ـ كشاورزان خرما كار
اهداف پروژه :
ـ اهميت اقتصادي و غذايي خرما
ـ آشنايي مخاطبين با عارضه خشكيدگي محصول خرما و راه‌هاي پيشگيري و درمان آن
خلاصه فيلم :
اين فيلم ضمن بيان اهميت غذايي و اقتصادي خرما، كشاورزان خرما‌كار (نخل‌داران) را با علل و عوامل عارضه خشيدگي اين محصول آشنا نموده و در ادامه چگونگي پيشگيري و درمان آن را نيز آموزش مي‌دهد.
مدت زمان :
20 تا 25 دقيقه
مجري :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان آذربايجان بوشهر

عنوان فيلم :
احداث باغ بادام
مخاطبين :
بادام‌كاران
اهداف پروژه :
آشنايي كشاورزان بادام‌كار با رعايت اصول صحيح احداث باغ بادام
خلاصه فيلم :
بيان اهميت باغ و محصول با ارزش بادام، آشنايي كشاورزان با ملاك و معيارهاي يك باغ مناسب و آموزش مرحله به مرحله ايجاد و احداث يك باغ بادام و رعايت نكاتي كه منجر به داشتن محصول سالم و با كيفيت شود، مطالبي است كه در اين فيلم بيان مي‌شود.
مدت زمان :
20 تا 25 دقيقه
مجري :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان چهارمحال و بختياري





شناسنامه اطلاعاتي پروژه توليد فيلم‌هاي آموزشي ـ ترويجي

عنوان فيلم :
توليد و مصرف انواع فرآورده‌هاي لبني پاستوريزه و استرليزه
مخاطبين :
مصرف كنندگان فرآورده‌هاي لبني
اهداف پروژه :
ـ رعايت اصول بهداشتي در توليد انواع فرآورده‌هاي لبني
ـ آشنايي مخاطبين با چرخه عملياتي پاستوريزه و استرليزه كردن فراورده‌هاي لبني و رعايت اصول بهداشتي
خلاصه فيلم :
اين فيلم ضمن بيان اهميت و لزوم استفاده از فرآورده‌هاي لبني به منظور سلامتي و شادابي مخاطبين آنها را با رعايت اصول بهداشتي فرآورده‌هاي لبني از اولين مرحلة توليد تا انجام فرايند پاستوريزه و استرليزه كردن آنها، آشنا نموده و مطالب را به صورت نمايشي به مخاطب ارائه مي‌دهد.
مدت زمان :
20 تا 25 دقيقه
مجري :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان خراسان رضوي

عنوان فيلم :
معرفي روش‌هاي مدرن آبياري متداول در جهان
مخاطبين :
كليه كشاورزان
اهداف پروژه :
ـ بيان اهميت آب و آبياري در كشاورزي
ـ آشنايي كشاورزان با روش‌هاي مدرن آبياري
خلاصه فيلم :
اين فيلم ضمن بيان اهميت و نقش آب و آبياري در كشاورزي و لزوم آشنايي كشاورزان به روش‌هاي مدرن آبياري در جهان، به بيان روش‌هاي متداول آبياري در جهان و روش‌هاي كاربردي آن در ايران مي‌پردازد.
مدت زمان :
20 تا 25 دقيقه
مجري :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان خراسان رضوي




شناسنامه اطلاعاتي پروژه توليد فيلم‌هاي آموزشي ـ ترويجي

عنوان فيلم :
كم آبياري در گياهان زراعي و باغي
مخاطبين :
كشاورزان زراعي و باغي
اهداف پروژه :
ـ آشنايي مخاطبين با آبياري اصولي و علمي طبق نظر كارشناسان كشاورزي
ـ آشنايي كشاورزان با مضرات و زيان‌هاي ناشي از كم آبياري در گياهان
خلاصه فيلم :
اين فيلم كشاورزان را به اهميت آبياري صحيح و اصولي منطبق با نظرات كارشناسان آشنا مي‌نمايد و زيان‌ها و عوارض ناشي از كم آبياري را در محصولات زراعي و باغي را به نمايش مي‌گذارد.
مدت زمان :
20 تا 25 دقيقه
مجري :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان خراسان رضوي

عنوان فيلم :
فرهنگ سازي استفاده بهينه از سموم نباتي
مخاطبين :
كشاورزان
اهداف پروژه :
فرهنگ‌سازي و تغيير بينش در مخاطبين نسبت به استفاده از سموم نباتي بيان محاسن استفاده از سموم نباتي و بيان معايب و مضرات سموم شيميايي
خلاصه فيلم :
اين فيلم در جهت تغيير بينش و طرز فكر كشاورزان در جهت استفاده بهينه از سموم نباتي در محصولات كشاورزي و پرهيز از استفاده سموم شيميايي مطالبي را بيان مي‌نمايد.
مدت زمان :
20 تا 25 دقيقه
مجري :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان خراسان رضوي






شناسنامه اطلاعاتي پروژه توليد فيلم‌هاي آموزشي ـ ترويجي

عنوان فيلم :
يكپارچه سازي اراضي ـ داستاني
مخاطبين :
كشاورزان و روستائيان (خرده‌پا)
اهداف پروژه :
تغيير نگرش و فرهنگ‌سازي براي كشاورزان خرده‌پا در ارتباط با كشت و كار روي تكه زمين‌هاي كوچك و محدود و بيان غير مستقيم محاسن و مزاياي يكپارچه‌سازي اراضي
خلاصه فيلم :
اين فيلم به شيوة داستاني و به صورت غيرمستقيم، ضمن اينكه سعي در تغيير بينش و طرز فكر كشاورزان در زمينه كشاورزي در زمين‌هاي كوچك دارد، نسبت به محاسن و مزاياي يكپارچه‌سازي اراضي كشاورزي نيز مطالبي را بيان مي‌نمايد.
مدت زمان :
20 تا 25 دقيقه
مجري :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان خراسان رضوي

عنوان فيلم :
سرويس و نگهداري كمباين نيوهلند
مخاطبين :
رانندگان كمباين ـ سرويس كاران
اهداف پروژه :
آشنايي سرويس‌كاران و رانندگان كمباين به نحوه صحيح نگهداري و سرويس اين دستگاه
خلاصه فيلم :
اين فيلم ضمن بيان اهيمت و صرفة اقتصادي در استفاده از دستگاه كمباين، سرويس‌كاران و دارندگان كمباين را به رعايت اصولي در نگهداري دستگاه و سرويس‌هاي فني اين دستگاه آشنا مي‌نمايد.
مدت زمان :
20 تا 25 دقيقه
مجري :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان خراسان جنوبي




شناسنامه اطلاعاتي پروژه توليد فيلم‌هاي آموزشي ـ ترويجي

عنوان فيلم :
تبديل ديمزارهاي كم‌بازده به توليد علوفه
مخاطبين :
كشاورزان
اهداف پروژه :
آشنايي كشاورزان با اهميت علوفه به عنوان جيرة غذايي دام و لزوم استفاده از ديمزارهاي كم‌بازده در جهت توليد علوفه
خلاصه فيلم :
اهميت تأمين غذايي دام، لزوم افزايش توليد علوفه در واحد سطح و بيان اهميت استفاده از ديمزارهاي كم‌بازده به توليد علوفه، مطالبي است كه در اين فيلم ارائه و به نمايش گذاشته شده است.
مدت زمان :
20 تا 25 دقيقه
مجري :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان خوزستان

عنوان فيلم :
مديريت مبارزه تلفيقي با آفات و امراض
مخاطبين :
كشاورزان
اهداف پروژه :
ـ بيان اهميت مبارزه با آفات و امراض
ـ آشنايي با مديريت مبارزه تلفيقي با آفات و امراض
خلاصه فيلم :
اين فيلم ضمن بيان اهميت مبارزه با آفات و امراض در توليد محصولات كشاورزي لزوم آشنايي مخاطبين را نسبت به مديريت مبارزه تلفيقي با اين آفات و امراض بيان مي‌نمايد و آموزش‌هاي لازم را ارائه مي‌دهد.
مدت زمان :
20 تا 25 دقيقه
مجري :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان خوزستان






شناسنامه اطلاعاتي پروژه توليد فيلم‌هاي آموزشي ـ ترويجي

عنوان فيلم :
اصول صحيح پرورش گاو ميش
مخاطبين :
دامداران
اهداف پروژه :
آشنايي مناسب دامداران با اصول صحيح پرورش گاوميش
خلاصه فيلم :
اين فيلم ضمن بيان اهميت دام و دامداري براي مخاطبين، به بيان اصول صحيح و روش‌هاي مناسب پرواربندي جهت پرورش گاوميش مي‌پردازد تا دامداران با رعايت نكات علمي، دام‌هاي پرواري مناسب و در نتيجه گوشت بيشتري به دست آورند.
مدت زمان :
20 تا 25 دقيقه
مجري :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان خوزستان

عنوان فيلم :
نحوه خوراك دهي در دامداري‌هاي صنعتي
مخاطبين :
دامداران و كارگران تأسيسات و جايگاه‌هاي پرورش دام صنعتي
اهداف پروژه :
آشنايي كارگران و پرورش دهندگان جايگاه‌هاي صنعتي نسبت به نحوه صحيح خوراك‌دهي به دام‌ها
خلاصه فيلم :
اين فيلم ضمن بيان اهميت تغذيه و مقدار جيرة غذايي دام‌ها، كارگران و دامداران شاغل در دامداريهاي صنعتي را به روش‌هاي صحيح خوراك دهي و نوع جيرة غذايي مناسب براي دام‌ها آشنا مي‌نمايد.
مدت زمان :
20 تا 25 دقيقه
مجري :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان خوزستان






شناسنامه اطلاعاتي پروژه توليد فيلم‌هاي آموزشي ـ ترويجي

عنوان فيلم :
اصول طراحي و احداث باغات زيتون
مخاطبين :
باغداران زيتون كار
اهداف پروژه :
بيان اهميت و نقش طراحي مناسب در ايجاد و احداث باغ و آشنايي مخاطبين با چگونگي اجراي مراحل آن
خلاصه فيلم :
اين فيلم باغداران و زيتون‌كاران را به نقش يك باغ خوب در داشتن محصول با كيفيت آشنا مي‌نمايد و در ادامه مخاطبين را با اصول صحيح و علمي طراحي و احداث يك باغ مناسب زيتون آشنا و آموزش‌هاي لازم را ارائه مي‌كند.
مدت زمان :
20 تا 25 دقيقه
مجري :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان زنجان

عنوان فيلم :
بهسازي و نوسازي اماكن دام روستايي
مخاطبين :
دامداران روستايي
اهداف پروژه :
آشنايي دامداران روستايي با عوارض و مشكلات جايگاه‌هاي سنتي نگهداري دام در روستا و تغيير نگرش آنها به سمت و سوي استفاده از جايگاه‌هاي جديد و نوسازي شده
خلاصه فيلم :
توجيه دامداران روستايي نسبت به معضلات و مشكلات نگهداري دام در جايگاههاي سنتي و متروكه، بيان محاسن و مزاياي بهسازي و نوسازي اماكن دام روستايي و آموزش مرحله به مرحله‌اي اجراي اين طرح از جمله مطالب اين فيلم است كه نمايش داده مي‌شود.
مدت زمان :
20 تا 25 دقيقه
مجري :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان زنجان




شناسنامه اطلاعاتي پروژه توليد فيلم‌هاي آموزشي ـ ترويجي

عنوان فيلم :
يونجه نيكشهري
مخاطبين :
كشاورزي يونجه‌كار
اهداف پروژه :
آشنايي يونجه‌كاران با يونجه نيكشهري، مزايا و ويژگي‌هاي اين رقم و نحوة كاشت و برداشت آن
خلاصه فيلم :
اين فيلم ضمن بيان اهميت علوفه‌هاي مرتعي جهت تغذيه دام‌ها به معرفي يونجه نيكشهري پرداخته و كشاورزان و يونجه‌كاران را به ويژگي‌ها و مزاياي اين رقم آشنا نموده و نحوه كاشت، داشت و برداشت اين محصول را آموزش مي‌دهد.
مدت زمان :
20 تا 25 دقيقه
مجري :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان سيستان و بلوچستان

عنوان فيلم :
كاشت، داشت و برداشت خرما
مخاطبين :
نخل‌داران و خرماكاران
اهداف پروژه :
ـ آشنا نمودن نخل‌داران به اهميت اقتصادي و ارزش غذايي خرما
ـ آموزش خرماكاران نسبت به مراحل كاشت، داشت و برداشت خرما
خلاصه فيلم :
اين فيلم ضمن آشنا نمودن كشاورزان خرماكار به اهميت اقتصادي و غذايي محصول خرما آنها را به مسائل علمي و نكات اجرايي در مراحل كاشت، داشت و برداشت اين محصول به صورت عيني و ملموس بيشتر آشنا مي‌نمايد.
مدت زمان :
20 تا 25 دقيقه
مجري :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان سيستان و بلوچستان





شناسنامه اطلاعاتي پروژه توليد فيلم‌هاي آموزشي ـ ترويجي

عنوان فيلم :
اصول صحيح آبياري در زراعت چغندرقند
مخاطبين :
چغندركاران
اهداف پروژه :
آشنايي كشاورزان چغندركار با اصول صحيح نحوه آبياري در زراعت چغندرقند
خلاصه فيلم :
بيان اهميت اقتصادي و غذايي محصول چغندرقند براي مخاطبين، آشنايي چغندركاران با نحوة اصولي و صحيح آبياري اين محصول و در نتيجه دستيابي به محصولي مناسب از نظر كمي و كيفي مطالبي است كه در اين بيان ارائه و نمايش داده مي‌شود.
مدت زمان :
20 تا 25 دقيقه
مجري :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان فارس

عنوان فيلم :
مديريت جامع آبخيزداري
مخاطبين :
روستائيان و بهره‌برداران فعال در حوزة آبخيزداري
اهداف پروژه :
آشنايي مخاطبين با اهميت و نقش آبخيزداري و لزوم توجه به مديريت جامع در اين ارتباط
خلاصه فيلم :
اين فيلم به دنبال آگاهي بخشيدن و توجيه روستائيان و فعالان در حوزة آبخيز نسبت به اهميت موضوع و مشاركت آنها در طرح‌هاي آبخيزداري، پخش سيلات، آبخوانداري و ... تحت يك مديريت طرح و جامع مي‌باشد كه در طي اين فيلم آموزش‌هاي لازم نيز ارائه مي‌گردد.
مدت زمان :
20 تا 25 دقيقه
مجري :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان فارس





شناسنامه اطلاعاتي پروژه توليد فيلم‌هاي آموزشي ـ ترويجي

عنوان فيلم :
حفاظت و احياي منابع طبيعي با مشاركت جوامع محلي ـ داستاني
مخاطبين :
روستائيان و عشاير ساكن در مجاورت جنگل‌ها و مراتع
اهداف پروژه :
ـ آشنايي مخاطبين با اهميت منابع طبيعي در سلامت و پاكيزگي هوا
ـ آموزش روش‌ها و شيوه‌‌ها مؤثر در حفظ و احياي منابع طبيعي با مشاركت جوامع محلي
خلاصه فيلم :
اين فيلم روستائيان و عشاير را نسبت به اهميت و ارزش منابع طبيعي آشنا نموده و با استفاده از نقش و مشاركت جوامع محلي نسبت به بيان راه‌ها و شيوه‌هاي مناسب در جهت حفظ و احياي منابع طبيعي مطالبي را به نمايش مي‌گذارد.
مدت زمان :
20 تا 25 دقيقه
مجري :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان فارس

عنوان فيلم :
مصرف صحيح مواد ضدعفوني كننده و سموم در جايگاه دام
مخاطبين :
دامداران ـ مددكاران و كارگران شاغل در جايگاه‌هاي نگهداري دام
اهداف پروژه :
آشنايي مخاطبين با نحوه صحيح مصرف نمودن مواد ضدعفوني كننده و سموم
خلاصه فيلم :
بيان اهميت داشتن جايگاه‌هاي دام سالم و بهداشتي، معرفي مواد ضدعفوني كننده و سموم مناسب و آموزش نحوه صحيح مصرف اين مواد در جايگاه‌هاي نگهداري دام، از جمله مطالبي است كه در اين فيلم ارائه و نمايش داده مي‌شود.
مدت زمان :
20 تا 25 دقيقه
مجري :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان قم





شناسنامه اطلاعاتي پروژه توليد فيلم‌هاي آموزشي ـ ترويجي

عنوان فيلم :
جايگاه‌هاي دامداري صنعتي
مخاطبين :
دامداران صنعتي ـ كارگران شاغل در جايگاه
اهداف پروژه :
آشنايي دامداران و كارگران شاغل در جايگاه‌هاي صنعتي نسبت به رعايت اصول نگهداري دام و رعايت نكات علمي و بهداشتي در پرورش دام
خلاصه فيلم :
اين فيلم به بيان و معرفي جايگاه‌هاي نگهداري و پرورش دام به صورت صنعتي پرداخته و مخاطبين را به رعايت اصول صحيح نگهداري، تغذيه، بهداشت و .... دام‌ها آشنا مي‌كند.
مدت زمان :
20 تا 25 دقيقه
مجري :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان كردستان

عنوان فيلم :
آشنايي با آبياري باراني و مزاياي آن
مخاطبين :
كشاورزان
اهداف پروژه :
ـ آشنا نمودن مخاطبين به اهميت آبياري صحيح و اصولي در كشاورزي
ـ بيان مزاياي آبياري باراني و نحوة اجرايي اين روش از آبياري
خلاصه فيلم :
اين فيلم ضمن بيان اهميت كشاورزي و نقش آبياري صحيح و اصولي در اين راستا، مخاطبين را با آبياري باراني و مزاياي آن آشنا نموده و روش‌هاي اجرايي مرحله به مرحله اين روش از آبياري را به نمايش مي‌گذارد.
مدت زمان :
20 تا 25 دقيقه
مجري :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان كردستان






شناسنامه اطلاعاتي پروژه توليد فيلم‌هاي آموزشي ـ ترويجي

عنوان فيلم :
زيان‌هاي مصرف غذاي كپك زده در خوراك دام و طيور ـ داستاني
مخاطبين :
دامداران و پرورش دهندگان طيور خانگي
اهداف پروژه :
ـ آشنايي پرورش دهندگان دام و طيور در جايگاههاي سنتي و خانگي با اهميت تغذيه سالم
ـ آشنايي مخاطبين با زيان‌ها و عوارض ناشي از مصرف غذاي كپك‌زده در دام و طيور
خلاصه فيلم :
اين فيلم داستاني به شيوة غيرمستقيم، روستائيان و دامداران پرورش‌دهندة دام و طيور (به شيوة سنتي) را با اهميت و نقش غذاي سالم در دام و طيور آشنا نموده و در ادامه زيان و عوارض ناشي از غذاي كپك‌زده در خوراك دام و طيور را به نمايش مي‌گذارد.
مدت زمان :
20 تا 25 دقيقه
مجري :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان كردستان

عنوان فيلم :
افلاتوكسين پسته (با نگاه HACCP)
مخاطبين :
كشاورزان پسته‌كار و مروجين
اهداف پروژه :
آشنايي مخاطبين با شيوه‌هاي مبارزه با قارچ افلاتوكسين از مرحله برداشت تا بسته‌بندي
خلاصه فيلم :
اين فيلم ضمن بيان اهميت اقتصادي و غذايي محصول پسته و لزوم توليد و عرضه محصولي با كيفيت، مخاطبين را با اصول علمي و شيوه‌هاي صحيح هر قسمت از مرحلة برداشت محصول، فرآوري و خشك كردن و بسته‌بندي آشنا مي‌نمايد.
مدت زمان :
20 تا 25 دقيقه
مجري :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان كرمان

شناسنامه اطلاعاتي پروژه توليد فيلم‌هاي آموزشي ـ ترويجي

عنوان فيلم :
تغذيه درختان پسته به شيوة چالكود
مخاطبين :
باغداران و كشاورزان پسته‌كار
اهداف پروژه :
آشنايي مخاطبين با اهميت تغذيه درختان و نحوه اجرايي كوددهي به شيوة چالكود
خلاصه فيلم :
اهميت تغذيه مناسب براي درختان پسته، بيان تغذيه به شيوة چالكود، بررسي مزايا و ويژگي‌هاي اين شيوه و آموزش عمليات اجرايي آن از جمله مطالبي است كه در اين فيلم به نمايش درآمده است.
مدت زمان :
20 تا 25 دقيقه
مجري :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان كرمان

عنوان فيلم :
اصول ارزيابي تيپ گاو‌هاي شيري و ارزيابي اسپرم
مخاطبين :
دامداران
اهداف پروژه :
آشنايي با اهميت موضوع و آموزش اصول صحيح ارزيابي تيپ‌ گاوها و ارزيابي اسپرم
خلاصه فيلم :
اين فيلم ضمن بيان اهميت موضوع تلقيح در داشتن دام‌هاي قوي و سالم، دامداران را با آموزش اصول صحيح و علمي مرتبط با ارزيابي تيپ گاو ها و ارزيابي اسپرم‌هاي مناسب آشنا مي‌سازد.
مدت زمان :
20 تا 25 دقيقه
مجري :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان كرمان






شناسنامه اطلاعاتي پروژه توليد فيلم‌هاي آموزشي ـ ترويجي

عنوان فيلم :
تهيه بستر و آماده‌سازي كاشت گندم
مخاطبين :
كشاورزان گندمكار
اهداف پروژه :
آشنايي گندمكاران با چگونگي بسترسازي و آماده‌سازي مناسب زمين براي كشت محصول
خلاصه فيلم :
اين فيلم ضمن بيان اهميت يك بستر و زمين مناسب براي كاشت محصول و برداشت گندم با كيفيت، مخاطبين را با نحوه بسترسازي و آماده‌نمودن زمين براي كشت گندم آشنا مي‌سازد.
مدت زمان :
20 تا 25 دقيقه
مجري :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان كرمانشاه

عنوان فيلم :
تغذيه درختان ميوه، به شيوة چالكود ـ داستاني
مخاطبين :
كشاورزان باغدار
اهداف پروژه :
آشنا نمودن باغداران با اهميت تغذيه درختان و آموزش به شيوة چالكود
خلاصه فيلم :
آشنا شدن باغداران با اهميت تغذيه، آموزش چگونگي تغذيه صحيح و مناسب درختان ميوه، بيان شيوة چالكود و مزايا و ويژگي‌هاي اين روش از جمله مطالبي است كه به صورت غيرمستقيم در اين فيلم داستاني به آن اشاره مي‌شود.
مدت زمان :
20 تا 25 دقيقه
مجري :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان كرمانشاه







شناسنامه اطلاعاتي پروژه توليد فيلم‌هاي آموزشي ـ ترويجي

عنوان فيلم :
روش‌هاي صحيح پرورش در مزارع مرغ گوشتي
مخاطبين :
پرورش دهندگان طيور
اهداف پروژه :
آشنايي مخاطبين با اهميت پرورش مرغ و آموزش روش‌هاي صحيح پرورش در مزارع مرغ گوشتي
خلاصه فيلم :
در اين فيلم پرورش‌دهندگان طيور با اهميت پرورش مرغ گوشتي و لزوم استفاده از روش‌هاي صحيح و علمي آشنا شده و در نهايت آموزش مرحله به مرحله روش‌هاي پرورش را ارائه و به نمايش گذاشته مي‌شود.
مدت زمان :
20 تا 25 دقيقه
مجري :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان كهكيلويه و بويراحمد

عنوان فيلم :
آميخته‌گري كنترل شده در دام
مخاطبين :
دامداران و مددكاران
اهداف پروژه :
آشنايي مخاطبين با اهميت توليد مثل و موضوع آميخته‌گري كنترل شده در دام
خلاصه فيلم :
اهميت و لزوم توليد مثل در دام‌ها، بيان تعريف آميخته‌گري كنترل شده و آموزش مرحله به مرحله عمليات اجرايي طرح آميخته‌گري كنترل شده در دام از جمله مطالبي است كه در اين فيلم به نمايش گذاشته شده است.
مدت زمان :
20 تا 25 دقيقه
مجري :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان كهكيلويه و بويراحمد






شناسنامه اطلاعاتي پروژه توليد فيلم‌هاي آموزشي ـ ترويجي

عنوان فيلم :
فوايد بسته‌بندي گوشت (مرغ، گوشت قرمز و آبزيان)
مخاطبين :
توليدكنندگان ـ كارگران كارگاه‌ها و مصرف‌كنندگان مواد گوشتي
اهداف پروژه :
آشنا نمودن مخاطبين با اهميت رعايت بهداشت در توليد و لزوم بسته‌بندي صحيح مواد گوشتي
خلاصه فيلم :
اين فيلم به بيان اهميت اصول بهداشتي در بسته‌بندي گوشت اعم از گوشت مرغ، گوشت قرمز و آبزيان پرداخته و در ادامه فرايند و مراحل اجرايي بسته‌بندي صحيح را به نمايش درمي‌آورد.
مدت زمان :
20 تا 25 دقيقه
مجري :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان كهكيلويه و بويراحمد

عنوان فيلم :
آفات و بيماري‌هاي پنبه
مخاطبين :
كشاورزان پنبه‌كار
اهداف پروژه :
آشنايي پنبه‌كاران با اهميت محصول پنبه در اقتصاد كشور و لزوم آشنايي آنها نسبت به آفات و بيماري‌ها و مبارزه با آن در جهت داشتن محصولي مناسب
خلاصه فيلم :
در اين فيلم ضمن بيان اهميت و نقش پنبه در اقتصاد كشور، به بيان آفات و بيماري‌هاي اين محصول اشاره مي‌شود و راه‌هاي مبارزه و پيشگيري با هريك از آفات و بيماري‌ها مورد بررسي قرار مي‌گيرد.
مدت زمان :
20 تا 25 دقيقه
مجري :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان گلستان






شناسنامه اطلاعاتي پروژه توليد فيلم‌هاي آموزشي ـ ترويجي

عنوان فيلم :
تغذيه گياهي پنبه
مخاطبين :
كشاورزان پنبه‌كار
اهداف پروژه :
آشنايي پنبه‌كاران با نقش و اهميت تغذيه گياهي در رسيدن به محصولي مناسب و با كيفيت
خلاصه فيلم :
اهميت و كاربرد پنبه، نقش تغذيه در رسيدن به محصولي با كيفيت مناسب، آموزش برنامه‌هاي اجرايي در تغذيه گياهي پنبه از جمله مطالبي است كه در اين فيلم به تصوير كشيده شده است.
مدت زمان :
20 تا 25 دقيقه
مجري :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان گلستان

عنوان فيلم :
احداث باغ كيوي
مخاطبين :
كشاورزان باغدار مركبات
اهداف پروژه :
آشنايي باغداراني كه به توليد مركبات از جمله كيوي فعاليت مي‌نمايند نسبت به نحوه احداث يك باغ مناسب براي كاشت كيوي
خلاصه فيلم :
ارزش و اهميت اقتصادي و غذايي ميوة كيوي، نقش يك باغ استاندارد و مناسب در اولين مرحله، آموزش مرحله به مرحله‌اي در احداث باغ با رعايت اصول علمي و استانداردهاي كارشناسي شده و .... از جمله مطالبي است كه در اين فيلم به تصوير درآمده است.
مدت زمان :
20 تا 25 دقيقه
مجري :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان گيلان





شناسنامه اطلاعاتي پروژه توليد فيلم‌هاي آموزشي ـ ترويجي

عنوان فيلم :
معرفي و كشت ارقام پرمحصول برنج
مخاطبين :
كشاورزان شاليكار
اهداف پروژه :
آشنايي مخاطبين با انواع ارقام پرمحصول برنج و رعايت اصول كاشت، داشت و برداشت آن
خلاصه فيلم :
اين فيلم ضمن بيان اهميت اقتصادي و ارزش غذايي محصول برنج به معرفي انواع ارقام و ويژگي‌هاي هر يك پرداخته و در ادامه رعايت اصول كاشت هر رقم از اين محصول را به صورت آموزش مرحله به مرحله به تصوير مي‌كشد.
مدت زمان :
20 تا 25 دقيقه
مجري :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان گيلان

عنوان فيلم :
تجهيز و نوسازي اراضي شاليكاري ـ داستاني
مخاطبين :
كشاورزان شاليكار
اهداف پروژه :
آشنايي شاليكاران با ارزش و اهميت تجهيز و نوسازي نمودن اراضي به منظور بهبود وضعيت
خلاصه فيلم :
در اين فيلم ضمن اينكه مخاطبين با اهميت تجهيز و نوساز شدن اراضي و تأثيرات آن بر بهبود وضعيت توليد محصول آشنا مي‌شوند، شاليكاران با آموزش‌هاي لازم در اين خصوص از قبيل از بين بردن كرت‌ها و سر و سامان دادن به جاده‌هاي بين تكه زمين‌ها، مرتب‌كردن و منظم كردن مزارع و ... براي زمينه‌سازي و يكپارچه‌سازي اراضي آشنا مي‌شوند.
مدت زمان :
20 تا 25 دقيقه
مجري :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان گيلان




شناسنامه اطلاعاتي پروژه توليد فيلم‌هاي آموزشي ـ ترويجي

عنوان فيلم :
تجهيز و نوسازي اراضي شاليزاري
مخاطبين :
شاليكاران
اهداف پروژه :
آشنايي مخاطبين، با اهميت و لزوم نوسازي و تجهيز اراضي شاليزاري
خلاصه فيلم :
اين فيلم كشاورزان شاليكار را با اهميت و لزوم نوسازي نمودن و تجهيز اراضي آشنا مي‌نمايد و آموزش‌هاي مورد نياز را شامل سر و سامان دادن به جاده‌ها، نهر‌ها و كرت‌هاي منتهي به زمين‌ها و در مجموع مرتب و منظم كردن اراضي را در قالب تصوير به مخاطبين ارائه مي‌نمايد.
مدت زمان :
20 تا 25 دقيقه
مجري :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان مازندران

عنوان فيلم :
توليد برنج بدون استفاده از سموم كشاورزي
مخاطبين :
شاليكاران
اهداف پروژه :
آشنايي مخاطبين با اهميت عدم استفاده از سموم در توليد محصول و چگونگي توليد برنج بدون استفاده از سموم
خلاصه فيلم :
در اين فيلم ضمن بيان مزايا و خصوصيات برنج توليدي بدون استفاده از سموم كشاورزي، مخاطبين را با راه‌هاي اجرايي و عملياتي براي توليد برنج بدون استفاده از سموم كشاورزي آشنا مي‌سازد.
مدت زمان :
20 تا 25 دقيقه
مجري :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان مازندران






شناسنامه اطلاعاتي پروژه توليد فيلم‌هاي آموزشي ـ ترويجي

عنوان فيلم :
فرآوري مركبات (روش‌هاي سورئينگ، واكس‌زدن، توليد آبميوه و نكتار، بسته‌بندي و توليد ساير فرآورده‌ها)
مخاطبين :
توليدكنندگان فرآورده‌هاي مركبات و كارگران شاغل در كارگاه‌هاي توليد و تبديلي
اهداف پروژه :
آشنايي مخاطبين با اهميت موضوع و رعايت اصول بهداشتي در فرآيند توليد و تبديل فرآورده‌هاي مركبات
خلاصه فيلم :
اين فيلم ضمن بيان اهميت اقتصادي و ارزش غذايي فرآورده‌هاي مركبات براي مخاطبين، آموزش‌هاي لازم در خصوص فرآيند فرآوري شامل روش‌هاي سورتينگ، واكس‌زدن، توليد آبميوه و نكتار، بسته‌بندي و .... را براي آنها در قالب تصاوير زيبا و آموزش ارائه مي‌دهد.
مدت زمان :
20 تا 25 دقيقه
مجري :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان مازندران

عنوان فيلم :
آشنايي با بيماري مينوز مركبات ـ داستاني
مخاطبين :
كشاورزان باغدار مركبات
اهداف پروژه :
آشنايي مخاطبين با بيماري مينوز و آموزش‌هاي لازم جهت پيشگيري و مبارزه با اين بيماري
خلاصه فيلم :
اين فيلم داستاني به طور غيرمستقيم باغداران مركبات را به اهميت و لزوم توليد مركبات كيفي و سالم آشنا نموده و در ادامه ضمن معرفي بيماري مينوز مركبات راه‌هاي مبارزه و پيشگيري از اين بيماري را به نمايش مي‌گذارد.
مدت زمان :
20 تا 25 دقيقه
مجري :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان مازندران



شناسنامه اطلاعاتي پروژه توليد فيلم‌هاي آموزشي ـ ترويجي

عنوان فيلم :
آفات لوبيا
مخاطبين :
كشاورزان
اهداف پروژه :
آشنايي كشاورزان (لوبياكاران) با ارزش اقتصادي و غذايي محصول و لزوم شناخت و مبارزه با آفات لوبيا
خلاصه فيلم :
اين فيلم آموزشي، ضمن بيان اهميت و ارزش اقتصادي و غذايي محصول لوبيا، مخاطبين را با آفات اين محصول آشنا كرده و همچنين راه‌هاي پيشگيري و مبارزه اين آفات را نيز به تصوير مي‌كشد.
مدت زمان :
20 تا 25 دقيقه
مجري :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان مركزي

عنوان فيلم :
مبارزه با كرم گلوگاه انار
مخاطبين :
باغداران انار و مروجين
اهداف پروژه :
آشنايي باغداراني كه به توليد محصول انار مشغولند به كرم گلوگاه انار و روش مبارزه با اين آفات
خلاصه فيلم :
در اين فيلم اهميت غذايي و اقتصادي محصول انار مورد بررسي قرار مي‌گيرد و سپس كرم گلوگاه انار معرفي و راه‌هاي پيشگيري و مبارزه با اين آفات براي مخاطبين آموزش داده مي‌شود.
مدت زمان :
20 تا 25 دقيقه
مجري :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان مركزي






شناسنامه اطلاعاتي پروژه توليد فيلم‌هاي آموزشي ـ ترويجي

عنوان فيلم :
آشنايي با آبياري موضعي و مزاياي آن
مخاطبين :
كشاورزان باغدار
اهداف پروژه :
آشنايي باغداران با اهميت اقتصادي و مقرون به صرفه بودن اين نوع آبياري و آموزش‌هاي لازم در اين زمينه
خلاصه فيلم :
اين فيلم آموزش ضمن بيان اهميت و با صرفه بودن اين روش آبياري براي مخاطبين به بيان مراحل اجرايي مرحله به مرحله اين روش آبياري (موضعي) مي‌پردازد و آموزش‌هاي لازم را به صورت تصويري به مخاطبين ارائه مي‌نمايد.
مدت زمان :
20 تا 25 دقيقه
مجري :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان هرمزگان

عنوان فيلم :
بهداشت در بنا در صيادي
مخاطبين :
صيادان، لنج‌داران و كارگران شاغل در بنادر
اهداف پروژه :
آشنايي مخاطبين به اهميت و لزوم رعايت اصول بهداشتي در بنادر صيادي به منظور پيشگيري از بيماري‌ها و ....
خلاصه فيلم :
در اين فيلم مخاطبين را به لزوم توجه و رعايت نكات بهداشتي در بنادر صيادي آشنا نموده و سلسله مطالب و نكات آموزشي كه بايد توسط صيادان و كارگران شاغل رعايت گردد به نمايش درمي‌آيد.
مدت زمان :
20 تا 25 دقيقه
مجري :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان هرمزگان






شناسنامه اطلاعاتي پروژه توليد فيلم‌هاي آموزشي ـ ترويجي

عنوان فيلم :
توليد محصولات سبزي و صيفي براي صادرات
مخاطبين :
كشاورزان صيفي كار
اهداف پروژه :
آشنايي سبزي و صيفي كاران با اهميت موضوع و رعايت اصولي كه كيفيت محصولات را براي صادرات افزايش مي‌دهد.
خلاصه فيلم :
اهميت و ارزش اقتصادي و غذايي سبزي و صيفي‌جات در پيشرفت و توسعه كشور، رعايت اصول آموزشي در توليد محصولات (كاشت، داشت و برداشت) بسته‌بندي مناسب جهت صادرات و .... از جمله مطالبي است كه در اين فيلم آموزشي براي مخاطبين به تصوير كشيده شده است.
مدت زمان :
20 تا 25 دقيقه
مجري :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان همدان

عنوان فيلم :
تغذيه كلزا (عناصر ريزمغذي و كودهاي اصلي)
مخاطبين :
كشاورزان كلزاكار
اهداف پروژه :
آشنايي مخاطبين با اهميت و لزوم كاشت كلزا و استفاده از عناصر ريزمغزي و كودهاي اصلي در بهبود كمي و كيفي اين محصول
خلاصه فيلم :
در اين فيلم آموزشي كلزاكاران با اهميت كاشت اين دانة روغني (كلزا) آشنا شده و آموزش‌هاي لازم در ارتباط با استفاده از عناصر ريزمغذي و كودهاي اصلي در تغذيه اين گياه در قالب تصاوير زيبا و آموزشي به مخاطبين ارائه مي‌گردد.
مدت زمان :
20 تا 25 دقيقه
مجري :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان همدان




شناسنامه اطلاعاتي پروژه توليد فيلم‌هاي آموزشي ـ ترويجي

عنوان فيلم :
مديريت مصرف آب و كود در زراعت ذرت ـ داستاني
مخاطبين :
كشاورزان و مددكاران ترويجي
اهداف پروژه :
آشنايي مخاطبين با اهميت و شيوه‌هاي مديريت در مصرف آب و كود در توليد محصول ذرت
خلاصه فيلم :
فيلم به شيوة غيرمستقيم و در قالب داستان به اهميت و نقش مديريت در مصرف آب و كود در زراعت و توليد محصول مهم و استراتژيك ذرت مي‌پردازد و در ادامه آموزش‌ها و اطلاعات لازم را به مخاطبين انتقال مي‌دهد.
مدت زمان :
20 تا 25 دقيقه
مجري :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان همدان

عنوان فيلم :
راه‌هاي مقابله با سرمازدگي بهاره درختان
مخاطبين :
باغداران
اهداف پروژه :
آشنايي مخاطبين با عوارض و زيان‌هاي ناشي از سرمازدگي درختان و توان مقابله با آن
خلاصه فيلم :
اين فيلم به بيان ضرر و زيان ناشي از سرمازدگي درختان در بهار مي‌پردازد و باغداران را با راه‌هاي مختلف در مقابله با اين عارضه آشنا مي‌نمايد و در ادامه آموزش‌هاي لازم و اجرايي (مرحله به مرحله‌اي) را به تصوير مي‌كشد.
مدت زمان :
20 تا 25 دقيقه
مجري :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان يزد






شناسنامه اطلاعاتي پروژه توليد فيلم‌هاي آموزشي ـ ترويجي

عنوان فيلم :
بيماري جاروك يونجه
مخاطبين :
كشاورزان مرتع‌كار ـ مددكاران ترويجي
اهداف پروژه :
آشنايي مخاطبين با اهميت توليد و لزوم داشتن يونجه‌اي سالم و توان مقابله با بيماري جاروك
خلاصه فيلم :
اين فيلم آموزشي به بيان اهميت توليد يونجه و لزوم توليد يونجه‌هاي با كيفيت و سالم پرداخته و ضمن معرفي بيماري جاروك و عوارض ناشي از آن بر محصول، راه‌هاي پيشگيري و مبارزه با آن را نيز آموزش مي‌دهد.
مدت زمان :
20 تا 25 دقيقه
مجري :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان يزد

عنوان فيلم :
پروانه‌فري كرم خراط ـ داستاني
مخاطبين :
باغداران
اهداف پروژه :
آشنايي باغداران با زيان‌هاي ناشي از آفت پروانه‌فري كرم خراط و راه‌هاي پيشگيري و درمان
خلاصه فيلم :
اين فيلم داستاني به شيوة غيرمستقيم گويي مخاطبين را با اهميت و لزوم داشتن درختان خوب و سالم به منظور توليد محصولات مناسب و با كيفيت، به معرفي پروانه كرم خراط و عوارض و زيان‌هاي ناشي از آن مي‌پردازد و در ادامه راه‌هاي مقابله و پيشگيري را نيز مورد بررسي قرار مي‌دهد.
مدت زمان :
20 تا 25 دقيقه
مجري :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان يزد





شناسنامه اطلاعاتي پروژه توليد فيلم‌هاي آموزشي ـ ترويجي

عنوان فيلم :
آفات و بيماري‌هاي بادام
مخاطبين :
كشاورزان بادام‌كار
اهداف پروژه :
آشنايي بادام‌كاران با آفات و بيماري‌هاي محصول و چگونگي پيشگيري و مبارزه با آنها
خلاصه فيلم :
اين فيلم ضمن بيان اهميت اقتصادي و مزاياي غذايي و دارويي اين محصول، مخاطبين را با انواع آفات و بيماري‌هاي بادام آشنا كرده و روش‌هاي مبارزه با آفات و بيماري‌ها را نيز آموزش مي‌دهد.
مدت زمان :
20 تا 25 دقيقه
مجري :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان آذربايجان شرقي

عنوان فيلم :
بهداشت باغ
مخاطبين :
باغداران
اهداف پروژه :
آشنا نمودن باغداران با اصول بهداشتي باغ و رعايت استانداردهاي علمي
خلاصه فيلم :
اين فيلم ضمن بيان اهميت باع و باغداري و نقش محصولات آن در پيشرفت و توسعه اقتصادي به نحوة آشنايي باغداران نسبت به رعايت اصول و قواعد مرتبط با بهداشت باغ مي‌پردازد.
مدت زمان :
20 تا 25 دقيقه
مجري :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان آذربايجان شرقي







شناسنامه اطلاعاتي پروژه توليد مجموعه برنامه‌هاي تصويري «كانون ترويجي»

عنوان كانون:
بهداشت و پيشگيري در مزارع پرورش ميگو
مخاطبين :
پرورش دهندگان ميگو ـ آبزي پروران
اهداف پروژه :
آشنايي مخاطبين با اهميت و نقش اقتصادي و غذايي ميگو و رعايت اصول بهداشتي در پرورش آن
خلاصه‌اي از برنامه‌ها :
در اين برنامه و با استفاده از آيتم‌هايي متنوع و جذاب به بيان اهميت اقتصادي و ارزش غذايي ميگو مي‌شود و براي پرورش و توليد محصولي با كيفيت رعايت اصول علمي و كارشناسي در بهداشت و پيشگيري از بيماري‌ها در مزارع پرورش ميگو براي مخاطبين آموزش داده مي‌شود.
تعداد برنامه :
5 برنامه
مدت زمان :
20 دقيقه ـ جمعاً 100 دقيقه
مجري :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان هرمزگان

عنوان كانون:

مخاطبين :

اهداف پروژه :

خلاصه‌اي از برنامه‌ها :

تعداد برنامه :

مدت زمان :

مجري :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان .....





شناسنامه اطلاعاتي پروژه توليد مجموعه برنامه‌هاي تصويري «كانون ترويجي»

عنوان كانون:
كاشت، داشت و برداشت بادام زميني
مخاطبين :
كشاورزان و مددكاران ترويجي
اهداف پروژه :
آشنايي مخاطبين با اهميت موضوع و رعايت اصول علمي در كاشت، داشت و برداشت محصول بادام زميني
خلاصه‌اي از برنامه‌ها :
اين برنامه‌ها با قالبي تركيبي و با استفاده از آيتم‌هاي متنوع، به بيان اهميت و لزوم توليد بادام زميني پرداخته و مخاطبين را با اصول علمي و كاربردي در خصوص كاشت و داشت و برداشت اين محصول آشنا مي‌نمايد.
تعداد برنامه :
5 برنامه
مدت زمان :
20 دقيقه ـ جمعاً 100 دقيقه
مجري :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان گيلان

عنوان كانون:
كاشت، داشت و برداشت گندم
مخاطبين :
كشاورزان، مددكاران ترويجي و ناظرين طرح گندم
اهداف پروژه :
آشنايي مخاطبين با اهميت و نقش محوري و استراتژيك گندم و رعايت اصول علمي و زراعي در توليد اين محصول
خلاصه‌اي از برنامه‌ها :
در اين مجموعه برنامه با استفاده از قالب و ساختار تركيبي و در آيتم‌هاي جذاب و تأثيرگذار مخاطبين را به اهميت و لزوم استمرار در توليد محصول استراتژيك گندم آشنا نموده و در اين برنامه‌ها رعايت اصول علمي و كاربردي در تمامي مراحل توليد آموزش داده مي‌شود.
تعداد برنامه :
5 برنامه
مدت زمان :
20 دقيقه‌اي ـ جمعاً 100 دقيقه
مجري :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان سيستان و بلوچستان



شناسنامه اطلاعاتي پروژه توليد مجموعه برنامه‌هاي تصويري «كانون ترويجي»

عنوان كانون:
اصول صحيح احداث باغات
مخاطبين :
كشاورزان باغدار
اهداف پروژه :
آشنايي باغداران با رعايت اصول علمي و استاندارد احداث يك باغ
خلاصه‌اي از برنامه‌ها :
در اين برنامه‌ها مطالبي همچون اهميت كشاورزي و توليد محصولات باغي، لزوم داشتن باغ و درخت مناسب، رعايت اصول صحيح و علمي در احداث باغات، استفاده از تجربيات و دانش كارشناسان علمي و .... در قالب آيتم‌هايي چون مجري، نريشن، نمايش، بحث‌هاي كارشناسي و مصاحبه به تصوير درمي‌آيد.
تعداد برنامه :
5 برنامه
مدت زمان :
20 دقيقه ـ جمعاً 100 دقيقه
مجري :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان آذربايجان شرقي

عنوان كانون:
كاشت، داشت و برداشت ذرت
مخاطبين :
كشاورزان ـ مددكاران ترويجي
اهداف پروژه :
آشنايي مخاطبين با اهميت محصول ذرت و رعايت اصول علمي در مراحل كاشت، داشت و برداشت اين محصول
خلاصه‌اي از برنامه‌ها :
اين برنامه در قالب آيتم‌هايي متنوع و جذاب شامل : پلاتو (مجري) نريشن، بحث‌هاي كارشناسي نمايش، مسابقه و مصاحبه به بيان اهميت محصول ذرت، آشنايي با اصول علمي در كاشت، داشت و برداشت اين محصول مي‌پردازد تا در مجموع كشاورزان با به‌كارگيري اين نكات آموزشي به توليد محصول بيشتر و بهتري دست يابند.
تعداد برنامه :
5 برنامه
مدت زمان :
20 دقيقه‌اي ـ جمعاً 100 دقيقه
مجري :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان كرمانشاه



شناسنامه اطلاعاتي پروژه تله تئاتر

عنوان :

آبياري تحت فشار
اهداف :

بالا بردن دانش بهره‌برداران در بخش كشاورزي از سيستم‌هاي آبياري تحت فشار
خلاصه نمايش:
اين نمايش به اهميت استفاده از سيستم‌هاي جديد آبياري قطره‌اي و باراني در مزارع و باغات به منظور حفظ آب و توليدات بيشتر پرداخته است.
مدت :
18 دقيقه
تهيه شده در :

مديريت ترويج و مشاركت مردم استان خراسان شمالي


عنوان :

گنج‌خواهي
اهداف :

آشنايي روستائيان با سيستم‌هاي جديد آبياري
خلاصه نمايش:
اين نمايش به مقايسه سيستم‌هاي جديد آبياري و روش‌هاي آبياري از طريق سنتي و مزاياي آبياري تحت فشار جهت بالا بردن ميزان توليد پرداخته است.
مدت :
20 دقيقه
تهيه شده در :
مديريت ترويج و مشاركت مردم استان خراسان شمالي


شناسنامه اطلاعاتي پروژه تله تئاتر

عنوان :

زعفران
اهداف :

آموزش روش‌هاي جديد در فرآوري زعفران
خلاصه نمايش:
اين نمايش ضمن توصيه‌هاي علمي در مراحل كاشت تا برداشت به روش‌هاي جديد در فرآوري زعفران پرداخته است.
مدت :
18 دقيقه
تهيه شده در :

مديريت ترويج و مشاركت مردم استان خراسان جنوبي


عنوان :

آبياري تحت فشار
اهداف :

آشنايي بهره‌برداران در اين بخش با سيستم‌هاي جديد آبياري
خلاصه نمايش:
اين نمايش به روش‌هاي استفاده از سيستم‌هاي جديد آبياري به منظور بهره‌برداري بيشتر از منابع آبي پرداخته است.
مدت :
20 دقيقه
تهيه شده در :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان خراسان جنوبي


شناسنامه اطلاعاتي پروژه تله تئاتر

عنوان :

درخت شاكي
اهداف :

آشنايي پسته‌كاران با نحوه سمپاشي و مراقبت از اين محصول
خلاصه نمايش:
اين نمايش به حفظ و مراقبت از درختان پسته از طريق سمپاشي صحيح به منظور توليد بيشتر پرداخته است.
مدت :
15 دقيقه
تهيه شده در :

مديريت ترويج و مشاركت مردم استان خراسان رضوي


عنوان :

كرم گلوگاه
اهداف :

آشنايي باغداران انار با كرم گلوگاه و روش‌هاي مبارزه با اين آفت
خلاصه نمايش:
اين نمايش به شناسايي كرم گلوگاه اناركه از طريق ميله پرچم ميوه وارد مي‌شود و به روش‌هاي مبارزه با اين آفت پرداخته است.
مدت :
25 دقيقه
تهيه شده در :
مديريت ترويج و مشاركت مردم استان خراسان رضوي


شناسنامه اطلاعاتي پروژه تله تئاتر

عنوان :

گندم (دادگاه وجدان)
اهداف :

آشنايي گندمكاران با بذور ايراني به منظور حمايت از توليدات ملي و بهره‌برداري بيشتر از اين نوع بذور
خلاصه نمايش:
اين نمايش به مقايسه گندم‌هاي ايراني و خارجي در خصوص توليدات بهتر پرداخته است.
مدت :
25 دقيقه
تهيه شده در :

مديريت ترويج و مشاركت مردم استان خراسان رضوي


عنوان :

شيلات
اهداف :

ترويج مصرف آبزيان به منظور سلامتي بيشتر در بين خانواده‌ها
خلاصه نمايش:
اين نمايش به اهميت مصرف آبزيان در جامعه و از طرفي ديگر پرورش و توليد ماهيان از طريق استفاده از آب‌هاي كشاورزي پرداخته است.
مدت :
19 دقيقه
تهيه شده در :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان خراسان رضوي


شناسنامه اطلاعاتي پروژه تله تئاتر

عنوان :

پشيماني
اهداف :

ممانعت از قطع درختان جنگلي و صيانت از منابع طبيعي
خلاصه نمايش:
اين نمايش به حفظ درختان حنگلي و روش‌هاي جايگزيني نهال به جاي قطع ديگر درختان و هم‌چنين حفاظت از اين منابع پرداخته است.
مدت :
18 دقيقه
تهيه شده در :

مديريت ترويج و مشاركت مردم استان مازندران


عنوان :

آبياري قطره‌اي
اهداف :

آشنايي بهره‌برداران با روش‌هاي جديد آبياري از جمله آبياري قطره‌اي
خلاصه نمايش:
اين نمايش به چگونگي آبياري باغات و مزارع از طريق سيستم قطره‌اي به منظور حفظ آب و خاك پرداخته است.
مدت :
20 دقيقه
تهيه شده در :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان خراسان رضوي


شناسنامه اطلاعاتي پروژه تله تئاتر

عنوان :

مبارزه با علف‌هاي هرز مزارع
اهداف :

آشنايي كشاورزان و باغداران با علف‌هاي هرز و روش‌هاي مبارزه با اين مهمانان ناخوانده
خلاصه نمايش:
اين نمايش به روش‌هاي مبارزه با علف‌هاي هرز در مزارع و باغات به منظور حفظ محصولات پرداخته است.
مدت :
16 دقيقه
تهيه شده در :

مديريت ترويج و مشاركت مردم استان اردبيل


عنوان :

بهداشت شير
اهداف :

آموزش بهره‌برداران در اين بخش به منظور توليد بيشتر شيرت و كاهش بار ميكروبي شير
خلاصه نمايش:
اين نمايش به اهميت بهداشت شير و راه‌هاي شير دوشي صحيح جهت بالا بردن توليدات اين محصول پرداخته است.
مدت :
20 دقيقه
تهيه شده در :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان اردبيل


شناسنامه اطلاعاتي پروژه تله تئاتر

عنوان :

اهميت تشكيل تعاوني‌ها و نقش ان در منطقه
اهداف :

آشنايي روستائيان با تعاوني‌ها و اهميت آن در توسعه اقتصادي خانوارهاي روستايي
خلاصه نمايش:
اين نمايش به اهميت تشكيل تعاوني‌ها و نقش اين تشكل‌ها در حل مشكلات جاري روستائيان پرداخته است.
مدت :
15 دقيقه
تهيه شده در :

مديريت ترويج و مشاركت مردم استان اردبيل


عنوان :

مصرف بهينه كود و سم
اهداف :

آشنايي بهره‌برداران با اصول صحيح استفاده و به موقع از سم
خلاصه نمايش:
اين نمايش به بهره‌برداران آموزش مي‌دهد كه چگونه با مصرف به موقع سم مي‌توان جمعيت افت را كم كرد و به محصول بيشتري دست پيدا كرد.
مدت :
18 دقيقه
تهيه شده در :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان اردبيل


شناسنامه اطلاعاتي پروژه تله تئاتر

عنوان :

تند آب
اهداف :

آشنايي بهره‌برداران در اين بخش به منظور پيشگيري از تخريب مراتع جهت حفظ منابع طبيعي
خلاصه نمايش:
اين نمايش به اهميت كنترل و حفظ آب‌هاي سطحي و جلوگيري از پيشبردي سيل پرداخته است.
مدت :
20 دقيقه
تهيه شده در :

مديريت ترويج و مشاركت مردم استان تهران


عنوان :

حفظ آب و خاك و مرتع
اهداف :

آموزش بهره برداران در اين بخش با روش‌هاي جديد حفظ منابع طبيعي به منظور صيانت از اين ثروت ملي براي نسل‌هاي آينده
خلاصه نمايش:
اين نمايش به چگونگي حفظ منابع طبيعي از طريق كاشت نهال و برداشت صحيح پرداخته است.
مدت :
18 دقيقه
تهيه شده در :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان تهران


شناسنامه اطلاعاتي پروژه تله تئاتر

عنوان :

ذرت
اهداف :

آشنايي و آموزش با اصول صحيح كاشت تا برداشت محصول ذرت به بهره‌بداران در اين بخش
خلاصه نمايش:
اين نمايش به اهميت كاشت ذرت و چگونگي فرآيند آن در توليد روغن پرداخته است.
مدت :
15 دقيقه
تهيه شده در :

مديريت ترويج و مشاركت مردم استان قزوين


عنوان :


اهداف :


خلاصه نمايش:

مدت :

تهيه شده در :





شناسنامه اطلاعاتي پروژه تله تئاتر

عنوان :

بيائيد با هم كلزا بكاريم
اهداف :

آموزش كلزاكاران با روش‌هاي جديد به منظوركاشت اين محصول
خلاصه نمايش:
اين نمايش به اهميت كاشت كلزا و بهره‌برداري از اين محصول در خصوص توليدات روغن و مصرف آن پرداخته است.
مدت :
18 دقيقه
تهيه شده در :

مديريت ترويج و مشاركت مردم استان قزوين


عنوان :

گندم
اهداف :

آشنايي زارعين گندم با روش‌هاي كاشت، داشت و برداشت اين محصول
خلاصه نمايش:
اين نمايش به گندمكاران اصول صحيح كاشت تا برداشت و روش‌هاي مبارزه با آفات اين محصول را آموزش مي‌دهد.
مدت :
22 دقيقه
تهيه شده در :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان قزوين


شناسنامه اطلاعاتي پروژه تله تئاتر

عنوان :

زراعت (سن گندم)
اهداف :

آشنايي گندمكاران با سن گندم و روش‌هاي مبارزه با اين آفت
خلاصه نمايش:
اين نمايش به گندمكاران روش‌هاي شناسايي آفت سن گندم و راه‌هاي مبارزه با اين آفت را به آنان آموزش مي‌دهد.
مدت :
15 دقيقه
تهيه شده در :

مديريت ترويج و مشاركت مردم استان فارس


عنوان :

بيماري مشترك بين انسان و دام
اهداف :

آشنايي بهره‌برداران در اين با يكي ديگر از بيماري‌هاي مشترك بين انسان و دام
خلاصه نمايش:
اين نمايش به شناسايي بيماري‌هاي مشترك بين انسان و دام و روش‌هاي پيشگيري و درمان با اين بيماري‌ها پرداخته است.
مدت :
25 دقيقه
تهيه شده در :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان فارس


شناسنامه اطلاعاتي پروژه تله تئاتر

عنوان :

كلزا
اهداف :

آشنايي بهره‌برداران در اين بخش با كاشت محصول كلزا و رعايت اصول صحيح داشت و برداشت مكانيزه پرداخته است.
خلاصه نمايش:
اين نمايش به اهميت كاشت كلزا به منظور رعايت تناوب زارعي و بهره‌برداري از اين محصول و فرآوري آن در صنايع تبديلي كه منجر به توليدات روغن مي‌گردد پرداخته است.
مدت :
15 دقيقه
تهيه شده در :

مديريت ترويج و مشاركت مردم استان كرمانشاه


عنوان :

بيماري مشترك بين انسان و دام
اهداف :

آشنايي دامداران با يكي ديگر از بيماري‌هاي مشترك بين انسان و دام
خلاصه نمايش:
اين نمايش به بيماري‌هاي مشترك بين انسان و دام كه يكي از خطرناك‌ترين عوامل براي از بين رفتن دام‌هاي دامداران و حتي افراد مي‌باشد پرداخته و از طرفي ديگر به راه‌هاي پيشگيري و درمان با اين نوع بيماري‌ها جهت ريشه‌كن نمودن آن توسط بهره‌برداران اقدام نموده است.
مدت :
18 دقيقه
تهيه شده در :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان كرمانشاه


شناسنامه اطلاعاتي پروژه تله تئاتر

عنوان :

آبياري تحت فشار
اهداف :

آشنايي بهره‌برداران با سيستم‌هاي آبياري تحت فشار به منظور حفظ منابع آبي و بالا بردن توليدات در بخش كشاورزي
خلاصه نمايش:
اين نمايش به اهميت سيستم‌هاي آبياري تحت فشار (قطره‌اي و باراني) در مزارع و باغات پرداخته است.
مدت :
16 دقيقه
تهيه شده در :

مديريت ترويج و مشاركت مردم استان كردستان


عنوان :

تبديل كندوهاي بومي به مدرن
اهداف :

آشنايي زنبورداران با كندوهاي مدرن و مزاياي اين نوع كندوها در بالا بردن توليد عسل
خلاصه نمايش:
اين نمايش به آموزش زنبورداران جهت تبديل كندوهاي سنتي به مدرن به منظور افزايش توليدات عسل پرداخته است.
مدت :
20 دقيقه
تهيه شده در :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان كردستان


شناسنامه اطلاعاتي پروژه تله تئاتر

عنوان :

مزرعه‌داران
اهداف :

آشنايي زارعين با اصول صحيح كاشت گندم و روش‌هاي اصولي داشت و برداشت مكانيزه گندم
خلاصه نمايش:
اين نمايش به اهميت رعايت اصول كاشت، داشت و برداشت گندم به منظور بالا بردن راندمان توليد پرداخته است.
مدت :
22 دقيقه
تهيه شده در :

مديريت ترويج و مشاركت مردم استان همدان


عنوان :

آبياري باراني
اهداف :

بالا بردن دانش فني و آشنايي بهره‌برداران با روش‌هاي آبياري باراني جهت حفظ آب و خاك و بالا بردن توليدات
خلاصه نمايش:
اين نمايش به روش‌هاي ابياري باراني به منظور استفاده صحيح از منابع آبي و آبياري مزارع از اين طريق پرداخته است.
مدت :
18 دقيقه
تهيه شده در :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان همدان


شناسنامه اطلاعاتي پروژه تله تئاتر

عنوان :

زيتون
اهداف :

بالا بردن دانش فني زيتونكاران و آشنايي آنان با روش جديد علمي در خصوص كاشت، داشت و برداشت اين محصول
خلاصه نمايش:
كشاورزي كه توانسته با روش‌هاي جديد توليد محصول خود را چند برابر افزايش دهد و اين روش را به ديگر زيتونكاران انتقال دهد.
مدت :
17 دقيقه
تهيه شده در :

مديريت ترويج و مشاركت مردم استان خوزستان


عنوان :

كلزا
اهداف :

آشنايي زارعين با محصول كلزا به منظور رعايت تناوب زراعي و كاشت اين محصول به منظور توسعه اقتصادي خانوار روستايي
خلاصه نمايش:
كشاورزي كه توانسته با كشت كلزا و رعايت اصول كاشت به توليد محصول بيشتري برسد اين روش را به ديگر زارعين توصيه مي‌كند.
مدت :
20 دقيقه
تهيه شده در :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان خوزستان


شناسنامه اطلاعاتي پروژه تله تئاتر

عنوان :

بيماري مشترك بين انسان و دام
اهداف :

آموزش و آشنايي دامداران با بيماري‌هاي مشترك بين انسان و دام
خلاصه نمايش:
يك روستايي كه متوجه بيماري دام‌هاي خود مي‌گردد مترصد درمان آنها مي‌گردد كه پس از بررسي متوجه بيماري خودش هم مي‌شود و اقدام به درمان مي‌نمايد.
مدت :
15 دقيقه
تهيه شده در :

مديريت ترويج و مشاركت مردم استان خوزستان


عنوان :


اهداف :


خلاصه نمايش:

مدت :

تهيه شده در :



شناسنامه اطلاعاتي پروژه تله تئاتر

عنوان :

بيماري‌هاي مشترك بين انسان و دام
اهداف :

آشنايي بيشتر بهره‌برداران در اين بخش با بيماري‌هاي مشترك و روش‌هاي پيشگيري و درمان با بيماري
خلاصه نمايش:
دامداري كه در روستا به پرورش دام پرداخته ولي به دليل عدم آگاهي از بيماري‌ها و نداشتن جايگاه بهداشتي دام باعث بيماري خود و دامهايش گرديده .
مدت :
17 دقيقه
تهيه شده در :

مديريت ترويج و مشاركت مردم استان زنجان


عنوان :

آبياري تحت فشار
اهداف :

آشنايي بهره‌برداران در اين بخش با سيستم‌هاي آبياري تحت فشار به منظور بالا بردن دانش فني آنان
خلاصه نمايش:
اين نمايش به اهميت استفاده از سيستم‌هاي آبياري قطره‌اي در باغات و باراني در مزارع به منظور حفظ آب و خاك و بالا بردن ميزان توليد پرداخته است.
مدت :
19 دقيقه
تهيه شده در :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان زنجان


شناسنامه اطلاعاتي پروژه تله تئاتر

عنوان :

خطرات ناشي از مصرف بي‌رويه سموم در كشاورزي
اهداف :

آشنايي كشاورزان و باغداران با خطرات استفاده بي‌رويه از سموم كشاورزي
خلاصه نمايش:
باغداري كه به دليل استفاده بيش از حد سم باعث از بين رفتن محصولات خود گرديده به دنبال راهكاري براي چگونگي استفاده صحيح و به موقع از سموم مي‌رود.
مدت :
17 دقيقه
تهيه شده در :

مديريت ترويج و مشاركت مردم استان ايلام


عنوان :

كلزا
اهداف :

آشنايي و بالا بردن دانش كلزا كاران در خصوص كاشت، داشت و برداشت محصول كلزا و هم‌چنين اهميت روغن كلزا در تغذيه
خلاصه نمايش:
كشاورزي كه كلزا كاشته و براي بهتر شدن محصول خود اقداماتي را از كاشت تا برداشت انجام مي‌دهد.
مدت :
25 دقيقه
تهيه شده در :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان سيستان و بلوچستان

شناسنامه اطلاعاتي پروژه تله تئاتر

عنوان :

نخل خرما
اهداف :

آشنايي نخل‌كاران با نحوه نگهداري نخلستان با روش‌هاي علمي و شيوه‌هاي جديد
خلاصه نمايش:
نخل كار خرما وقتي متوجه بازدهي كم‌ محصولات درختان خود مي‌شود به منظور افزايش توليدات به اجراي روش‌هاي نوين و جديد اقدام مي‌نمايد.
مدت :
18 دقيقه
تهيه شده در :

مديريت ترويج و مشاركت مردم استان هرمزگان


عنوان :

تب برفكي
اهداف :

توجه دامداران و آشنايي آنان با بيماري تب برفكي و راه‌هاي مبارزه با اين بيماري
خلاصه نمايش:
يكي از دامداران وقتي متوجه بيماري دام خود مي‌گردد اقدام به مبارزه با اين بيماري مي‌نمايد.
مدت :
20 دقيقه
تهيه شده در :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان مركزي


شناسنامه اطلاعاتي پروژه تله تئاتر

عنوان :

راه‌هاي مقابله با سرمازدگي
اهداف :

آشنايي بهره‌برداران با چگونگي جلوگيري از سرمازدگي
خلاصه نمايش:
يك كشاورز وقتي محصولاتش در اثر سرمازدگي از بين مي‌رود به فكر چاره مي‌افتد.
مدت :
20 دقيقه
تهيه شده در :

مديريت ترويج و مشاركت مردم استان يزد


عنوان :

افلاتوكسين
اهداف :

آشنا نمودن باغداران پسته با بيماري افلاتوكسين (زهرابه قارچ)
خلاصه نمايش:
باغدار پسته وقتي متوجه بيماري محصولات خود مي‌گردد اقدام به مبارزه با اين بيماري مي‌نمايد.
مدت :
18 دقيقه
تهيه شده در :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان يزد


شناسنامه اطلاعاتي پروژه تله تئاتر

عنوان :

رعد
اهداف :

آشنايي دامداران با يكي ديگر از بيماري‌هاي مشترك بين انسان و دام
خلاصه نمايش:
يك دامدار وقتي متوجه بيماري دام‌هاي خود مي‌گردد كه تعدادي از آنها تلف گرديده پس از آن به فكر روش‌هاي پيشگيري و مبارزه با اين بيماري مي‌پردازد.
مدت :
18 دقيقه
تهيه شده در :

مديريت ترويج و مشاركت مردم استان چهارمحال و بختياري


عنوان :

مبارزه با سن گندم
اهداف :

آشنايي زارعين در بخش گندم با آفت سن گندم و راه‌هاي پيشگيري و مبارزه با اين آفت
خلاصه نمايش:
كشاورزي كه متوجه بيماري محصول گندم خود مي‌شود با بررسي موضوع متوجه آفت سن گندم مي‌شود و با بكار گرفتن روش‌هاي نوين به مبارزه با اين آفت مي‌پردازد.
مدت :
20 دقيقه
تهيه شده در :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان قم


شناسنامه اطلاعاتي پروژه تله تئاتر

عنوان :

عواقب سوء مصرف بي‌رويه سموم
اهداف :

بالا بردن دانش زارعين و باغداران به منظور جلوگيري از مصرف بي‌رويه سموم
خلاصه نمايش:
كشاورزي كه به علت عدم آگاهي در استفاده از سموم و عدم رعايت اصول صحيح سمپاشي باعث از بين رفتن محصولات و فرزند خود مي‌شود.
مدت :
17 دقيقه
تهيه شده در :

مديريت ترويج و مشاركت مردم استان آذربايجان شرقي


عنوان :

ايليار
اهداف :

ارتقاء سطح علمي بهره‌برداران در بخش كشاورزي به منظور استفاده بهينه از سيستم‌هاي آبياري تحت فشار جهت حفظ آب و خاك و بالا بردن راندمان محصولات
خلاصه نمايش:
دو كشاورز كه يكي از آنها داراي محصولات خوب و توليدات زيادي مي‌باشد و كشاورز ديگر از نظر توليدات دچار ركود گرديده و اين كشاورز پس از بررسي متوجه مي‌شود كه عدم بكارگيري از فن‌آوري جديد باعث كمبود محصولاتش گرديده
مدت :
20 دقيقه
تهيه شده در :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان آذربايجان شرقي


شناسنامه اطلاعاتي پروژه تله تئاتر

عنوان :

آبياري تحت فشار
اهداف :

بالا بردن دانش و آگاهي بهره‌برداران بخش كشاورزي از منابع آبي و آشنايي با سيستم‌هاي آبياري تحت فشار
خلاصه نمايش:
كشاورزي كه از روش‌هاي جديد آبياري استفاده نموده از محصول و توليد خوبي برخوردار بوده و كشاورزي كه از اين فن‌آوري استفاده نكرده و محصول خوبي ندارد.
مدت :
25 دقيقه
تهيه شده در :

مديريت ترويج و مشاركت مردم استان آذربايجان غربي


عنوان :

بهداشت شير و كاهش بار ميكروبي شير
اهداف :

آشنايي دامداران با روش‌هاي شير دوشي صحيح و جمع آوري بهداشتي شير
خلاصه نمايش:
دو روستايي كه يكي از آنها روش‌هاي صحيح شيردوشي را رعايت كرده و دام‌هاي او توليد خوبي در زمينه شير داشته و ديگر روستايي كه نتوانسته به اين منظور دست يابد به دنبال راهكار براي توليد بيشتر مي‌رود.
مدت :
17 دقيقه
تهيه شده در :
مديريت ترويج و مشاركت مردمي استان آذربايجان غربي

Tuesday، March 11، 2008

مروری بر گزارش هایی که در گذشته تنظیم نموده ام شاید برای بعضی ها مفید باشد
با احترام
حسین شیرزاد

** نكاتي پيرامون توليد قند و شكر دركشور

1 – درحال حاضر استحصال قند از نيشكر و چغندرقند توسط دو كارخانه نيشكر با ظرفيت اسمي 30000 تن و 34 كارخانه چغندرقند با ظرفيت اسمي 65350 تن درسال صورت ميگيرد.
2 – درسال 1379 حدود 4/2 ميليون تن نيشكر وحدود 30/4 ميليون تن چغندرقند دركشور توليد شده كه از مجموع آنها حدود 736 هزارتن قندوشكر استحصال و توليدشده است.
3 – سهم نيشكر در توليد قند وشكر كشور حدود 4/28 درصد وسهم چغندرقند حدود 6/71 درصد ميباشد.
4 – ضريب تبديل نيشكر به شكر حدود 2/9 درصد است بعبارت ديگر از هر يكصدكيلوگرم نيشكر حدود 2/9 كيلوگرم شكر بدست مي آيد.
5 – ضريب تبديل چغندرقند به قند وشكر حدود 2/12 درصد است بعبارت ديگر از هر يكصد كيلوگرم چغندرقند حدود 2/12 كيلوگرم قند وشكر بدست مي آيد.
6 – درسال 1379 به ازاي هر يك هكتار سطح زيركشت نيشكر حدود 8500 كيلوگرم شكر وبه ازاي هر يك هكتار سطح زيركشت چغندرقند حدود 3200 كيلوگرم قندوشكر توليدشده است.

*** نكاتي پيرامون توليد روغن نباتي دركشور

1 – درسال 1379 جمعاً 19 كارخانه روغنكشي دست اندركار استحصال و تصفيه روغن نباتي دركشور بوده اند.
2 – ميزان خريد انواع دانه هاي روغني توسط شركت سهامي توسعه كشت دانه هاي روغني براي محصولات آفتابگردان، سويا، پنبه دانه ، كلزا و گلرنگ بشرح ذيل بوده است.
دانه آفتابگردان 24997 تن، سويا 106083 تن، پنبه دانه 38861 تن، كلزا 14712 تن وگلرنگ 1331 تن
3 – ضريب تبديل دانه آفتابگردان به روغن خام حدود 41 درصد است بعبارت ديگر به ازاي هريكصد كيلوگرم دانه آفتابگردان حدود 41 كيلوگرم روغن خام بدست مي آيد.
4 - ضريب تبديل دانه سويا به روغن خام حدود 5/17درصد است بعبارت ديگر به ازاي هريكصد كيلوگرم دانه آفتابگردان حدود 5/17 كيلوگرم روغن خام بدست مي آيد.
5– ضريب تبديل تخم پنبه به روغن خام حدود 15 درصد است بعبارت ديگر به ازاي هريكصد كيلوگرم دانه آفتابگردان حدود 15 كيلوگرم روغن خام بدست مي آيد.
6– ضريب تبديل كلزا به روغن خام حدود 38 درصد است بعبارت ديگر به ازاي هريكصد كيلوگرم دانه آفتابگردان حدود 38 كيلوگرم روغن خام بدست مي آيد.
7- ضريب تبديل گلرنگ به روغن خام حدود 35 درصد است بعبارت ديگر به ازاي هريكصد كيلوگرم دانه آفتابگردان حدود 35 كيلوگرم روغن خام بدست مي آيد.
مروري بر ميزان توليد، مصرف و ضايعات محصولات زراعي دركشور

الف : سطح زيركشت
برآوردهاي انجام شده نشان ميدهد كه سطح زيركشت محصولات سالانه (زراعي) در كشور درسال 1379 حدود 3/10 ميليون هكتار بوده كه از اين ميزان 54 درصد بصورت آبي و 46 درصد بصورت ديم كشت شده است. اين محصولات در شش گروه عمده (غلات، حبوبات، محصولات صنعتي، سبزيجات، محصولات جاليزي و گياهان علوفه اي) تقسيم بندي شده اند.

ب : توليد وعملكرد
براساس آمارنامه كشاورزي سال زراعي 79-78 كل محصول توليدي از كشت نباتات زراعي دركشور حدود 7/44 ميليون تن برآورد شده كه حدود 29 درصد آن مربوط به غلات، 1 درصد حبوبات، 17 درصد محصولات صنعتي، 24 درصد سبزيجات، 10 درصد محصولات جاليزي و 19 درصد نباتات علوفه اي ميباشد.

ج : ضايعات
متاسفانه آمار دقيق و يكساني در رابطه با ميزان و ارزش ريالي ضايعات محصولات كشاورزي كشور در دسترس نيست و بعضاً اعداد و ارقام متفاوتي دراين زمينه وجود دارد. دراين راستا حسب دستور مقام عالي وزارت وقت در سال 1378 كميته اي تحت عنوان كميته ضايعات محصولات كشاورزي با حضور جمعي از كارشناسان و متخصصين و باهدف تعيين ميزان ضايعات هريك از محصولات كشاورزي در مراحل مختلف توليد، نگهداري و توزيع تشكيل ميگردد. كميته مذكور ازطريق گردآوري اطلاعات موجود در معاونتهاي وزارت متبوع، همچنين با استفاده از اطلاعات موجود درموسسه پژوهشهاي برنامه ريزي و اقتصاد كشاورزي نسبت به برآورد كارشناسي آمار ضايعات محصولات ميپردازد كه براساس آن جمع ضايعات سالانه محصولات زراعي حداقل 5/6 ميليون تن و حداكثر 2/10 ميليون تن با ارزش ريالي حداقل 4894 ميلياردريال و حداكثر 8789 ميلياردريال بر مبناي توليد و قيمت سال 1377 برآورد گرديده است
تحليل وضعيت الگوي كشت و توليد در نظام بهره برداري كشور
دکتر حسین شیرزاد

1. كشور ما از نظر تنوع محصولات زراعي اصلي مقام هيجدهم و از نظر ميزان محصولات زراعي مقام سي و چهارم را حائز است. 2. ايران از نظر تنوع درمحصولات باغي در رديف سوم و از حيث توليد مقام يازدهم جهان را دارد.
3. كشور ما درتوليد ده محصول از 25 محصول اصلي باغي داراي مقام اول تا دهم است.
4. از لحاظ تنوع محصولات زراعي و باغي اصلي كشور ما در مقام سيزدهم و از نظر حجم توليد در مقام سي ودوم قرار دارد.
5. براساس آمار سطح كشت سال 1383 حدود 14/49 درصد اراضي زراعي را كشت آبي و 86/50 درصد آن را كشت ديم تشكيل ميداد و حدود 85 درصد توليد محصولات زراعي از زمين‌هاي آبي است, حال آنكه حدود 16 درصد زمين‌هاي كشاورزي دنيا به صورت آبي و 84 درصد آن ديم است و حدود 36 درصد محصولات كشاورزي دنيا از زراعت‌هاي آبي حاصل مي‌شود.
6. الگوي كشت آبي نشان مي‌دهد كه حدود 40 درصد از كل سطح آبي را گندم, حدود 60 درصد آن را كشت سه محصول گندم و جو و برنج, و حدود 75 درصد آن را گندم, نباتات علوفه‌اي, جو, برنج و سبزيجات تشكيل مي‌دهد.
7. الگوي كشت ديم زراعي حاكي از اين است كه بيش از 60 درصد سطح كشت را گندم ديم تشكيل مي‌دهد و گندم و جو و حبوبات حدود 95-90 درصد آن را به خود اختصاص داده است.

8. الگوي محصولات باغي نشان‌دهنده آن است كه 5 محصول پسته, انگور, مركبات, خرماو سيب حدود 60 درصد سطح كشت باغات را تشكيل مي‌دهد.
9. سطح كشت باغ‌ها بطور كلي و درمورد 5 محصول فوق و زيتون از سال 1375 به بعد در حال افزايش است, حتي در مورد خرما كه گاه درمورد امكان مديريت مطلوب آن در همين سطح هم كشور دچار مشكل است. گاه اين توسعه متاسفانه موجب تغيير اراضي خوب زراعي به جاي استفاده از دامنه‌ها و اراضي مناسب باغات مي‌شود.
10. اتكاي كشور با وجود اختصاص بيش از 50درصد سطح كشت زراعي به كشت ديم, به كشت آبي است و از سال 1375 به بعد حتي در سال‌هاي بسيار خوب ميزان توليد ديم به 15 درصد كل محصولات زراعي نرسيده است.
11. عملكرد محصولات زراعي و باغي در سالهاي (82-1375) نشان مي‌دهد كه عملكرد روند خاصي ندارد و داري نوسانات بسيار است و تحليل دقيقي هم ازاين نوسانات ارايه نشده و فقط به تغييرات آب و هوايي نسبت داده شده است.
12. ميزان خودكفايي كشور از نظر مواد غذايي حدود 82 درصد است.

13. در طي سال‌هاي(80-1375) سطح كشت محصولات زراعي بين 6/267, 10 هكتار تا 2/597, 12 هكتار در نوسان بوده است مهمترين علت اين نوسانات تغييرات شرايط آب و هوايي دانسته شده است. اين به معناي كشت در سالهاي پرباران و رهايي در سال‌هاي خشك در بخشي از اراضي كشاورزي و توليد مداوم در قسمت ديگري از اراضي كشاورزي است.
14. كشت مداوم و نظام‌هاي تك محصولي كه غالباً چارچوب نظام‌مند علمي براي آن ارايه نشده است موجب فرسودگي و تخريب زمين‌ها مي‌گردد.
15. ترك كشت در سال‌هاي خشك و به عبارت بهتر رهايي زمين در اين سال‌ها بدون اعمال مديريت نگهداري آن به تخريب آن شدت مي‌بخشد.
16. تكيه بيش از حد بركشت آبي و فقدان دانش و مديريت و روش‌هاي مناسب استفاده از آب مي‌تواند مشكلات خاصي را به دنبال داشته باشد.
17. بي توجهي مطلق به ميكروارگانيسم‌هاي خاك در برنامه‌هاي كشاورزي مسأله آفرين خواهدبود.
18. وضعيت الگوي زراعي آبي و ديم و تأكيد بيش از اندازه بر تعداد مشخصي از ارقام اصلاح شده سرمايه معنوي و گنجينه ژن كشور را از بين مي‌برد.
19. گندم در بين محصولات زراعي تقريباً كمترين اشتغال را دارد و اختصاص 50درصداراضي زراعي كشور به آن در واقع تناسبي پاييني با بيكاري رو به فزوني دركشور دارد.
20. عملكردپايين موجب كمي درآمد كشاورزان, كافي نبودن توليدات كشاورزي و پايين ماندن سطح زندگي كشاورزان و روستاييان مي‌شود.
21. كمي درآمد موجب فقر روستايي, مقروض شدن كشاورز, عدم امكان پس‌انداز و سرمايه‌گذاري, عدم استفاده از تكنولوژي, و مهاجرت روستاييان مي‌شود.

22. حتي در شرايط كمبود موادغذايي و واردات زياد, سطح كشت و مقدار توليد بعضي از محصولات كشاورزي طوري است كه الزاماً بايد صادر گردد مثل پسته, انگور, زعفران و زيره. به عبارت ديگر كشور حتي در شرايط نامناسب توان صادرات حدود 10 ميليون تن از محصولات كشاورزي را دارد.
23. حتي در شرايط بسيار خوب توليد در كشور در بعضي از محصولات الزاماً واردكننده هستيم مثل روغن نباتي و برنج. اين امر گاه در سال‌هاي خشك‌ ما را به واردكننده بزرگ مواد غذايي تبديل مي‌كند.
24. بطور كلي كشور در 4 محصول باغي صادراتي داراي مقام اول تا دهم است. كشاورزي از نظر تنوع محصول خوب, ازنظر الگوي كشت زراعي آبي نسبتاً خوب و از نظر الگوي كشت ديم نامناسب و ازنظر حفظ ذخاير ژنتيكي ضعيف است. توسعه زراعي در حداقل و توسعه باغي در بعضي موارد نامناسب است و تكيه بر توليدات محصولات زراعي آبي است.عملكرد توليد محصولات كشاورزي نامطلوب است ومديريت زمين و خاك به ويژه در سال‌هاي خشك‌سالي وجود ندارد. محدوديت آب و زمين و تخريب بيش از متوسط جهاني خاك و جابجايي آن, و تغيير كاربري زمين‌هاي كشاورزي نگران كننده است. بطور كلي مي‌توان گفت كه نظام‌بهره‌برداري كشاورزي كشور از نظر الگوي كشت و توليد در مرز ناپايدار قرار دارد.

آموزش از راه دور

آموزش از راه دور چيست؟

در نتيجه تغيير شرايط فناوري و تغيير شرايط بازار سيستم آموزشي آمريكا با افزايش فرصت آموزشي روبروست ، بدون اينكه بودجه افزايش چنداني يابد. بعضي از موسسات آموزشي مربوط به آن با توسعه برنامه هاي آموزشي از راه دور نسبت به اين موضوع واكنش نشان داده اند
ابتدايي ترين سطح آموزشي از راه دور زماني اتفاق مي افتد كه معلم و شاگرد به طور فيزيكي از طريق استفاده از ابزار صوتي- تصويري و داده هاي ديگر از يكديگر جدا هستند و در واقع ارتباط رو در رو وجود ندارد تا شكاف آموزشي رفع شود. اين نوع از برنامه ها مي تواند شانس دوبارهاي را به بزرگسالان بدهد تا به تحصيل ادامه دهند و محدوديت زماني، فاصله يا ناتواني جسمي نتواند مانع از پيشرفت تحصيلي و علمي آنان شود. همچنين كاركنان مي توانند بدون آنكه از محل كار خود خارج شوند آموزشهاي لازم را طي كنند

آيا آموزش از راه دور موثر است؟
بسياري از دست اندركاران آموزش مي پرسند كه آيا فراگيران از راه دور همانند آموزش سنتي رو در رو مي توانند مفاد آموزشي را فراگيرند. پژوهشهاي مربوط به مقايسه آموزش از راه دور و آموزش سنتي نشان مي دهد كه ياددهي و يادگيري در آموزشهاي از راه دور از تاثيري همانند آموزش سنتي برخوردار است. به ويژه هنگامي كه روشها و فناوريهاي استفاده شده در آن متناسب با فعاليتهاي آموزشي باشد. در اين نوع آموزش تبادل آزاد و افكار بين فراگيران و مدرسان وجود دارد و بازخوردهاي لازم اعمال مي شود
آموزش از راه دور چگونه ارائه مي شود؟

محدوده وسيعي از گزينه هاي فناوري براي فعالان در امر آموزش از راه دور در دسترس است كه مي توان اين موارد را در چهار مقوله اصلي زير دسته بندي كرد

صدا: ابزار صوتي آموزشي شامل فناوريهاي ارتباطي همچون تلفن، كنفرانس شنيداري و راديوهاي امواج كوتاه است. ابزار قبلي شنيداري شامل نوار راديو بود كه ارتباط فقط به صورت يكطرفه بود
تصوير: ابزار آموزشي تصويري شامل روشهاي تصويري همچون اسلايد، تصاوير متحرك(فيلم و نوار ويدئويي) و تصاوير متحرك همزمان (است كه با كنفرانس شنيداري تركيب شده است( تصوير يكطرفه يا دو طرفه با صداي دو طرفه
داده ها و اطلاعات: رايانه ها به صورت الكترونيكي اطلاعات را ارسال و دريافت مي كنند. از اين رو واژه داده براي تشريح اين ابزار وسيع آموزشي مورد استفاده قرار مي گيرد

نرم افزارهاي رايانهاي مربوط به آموزش از راه دور بسيار گوناگون است و شامل موارد زير است

· آموزش به كمك رايانه: از رايانه به عنوان ابزاري براي ارائه دروس استفاده مي شود.
· آموزش با مديريت رايانه: از رايانه براي سازماندهي آموزش و پيگيري امور مربوط به پيشرفت فراگيران استفاده مي شود. ضروري نيست كه حتما از رايانه براي آموزش استفاده شود.
· آموزش از طريق رايانه: ابزار رايانه اي كه باعث تسهيل در ارائه آموزش مي شوند كه از جمله آنها مي توان به پست الكترونيك، فاكس ، كنفرانس همزمان رايانه اي و شبكه جهاني اينترنت اشاره كرد.
چاپ: يك عنصر اساسي در برنامه هاي آموزشي از راه دور است و زمينه اي براي تمامي نظامهاي آموزشي محسوب مي شود. الگوهاي چاپي مختلفي در دسترس است كه از جمله آنها مي توان به موارد زير اشاره كرد: كتاب، راهنماي مطالعاتي، كتابهاي مربوط به كار و مطالعه موردي

كدام فناوري بهترين است؟
اگر چه، فناوري نقش كليدي در ارائه آموزش از راه دور ايفا مي كند، دست اندركاران آموزش بايد بر پيامدهاي آموزش متمركز شوند نه ارائه فناوري آن
كليد آموزش از راه دور موثر تمركز بر نيازهاي فراگيران، الزامات مربوط به محتوا و محدوديتهاي مدرسان است و پيش از گزينش يك نظام ارائه بايد بدانها توجه كرد. به طور ويژه اين رويكرد نظام مند در اثر تركيب رسانهها كه هر كدام هدف خاصي را دنبال مي كنند نتيجه بخش است. به عنوان مثال
· يك كار چاپي قوي مي تواند بسياري از متون آموزشي پايه را در غالب دوره ها و خواندنيها و رئوس برنامه ها و جدول زماني روزانه ارائه دهد.
· تعامل كنفرانس ديداري يا شنيداري مي تواند ارتباط رو در رو(ارتباط گفتگويي) همزمان را ارائه دهد. اين روش بسيار عالي و كم هزينه براي فراگيران و كارشناسان حاضر در برنامه آموزشي است.
· كنفرانس رايانه اي يا پست الكترونيك را مي توان براي ارسال پيغام، ارائه بازخورد و ديگر ارتباطات هدفدار با يك يا چند نفر از شركت كنندگان در برنامه آموزشي استفاده كرد. همچنين از آن مي توان براي افزايش تعامل بين فراگيران استفاده كرد.
· از نوارهاي تصويري از پيش ضبط شده مي توان براي ارائه سخنراني و ارائه متون تصويري استفاده كرد.
· از فاكس مي توان براي توزيع مطالب، ارائه آگهي ها و اعلانات و دريافت نظرات فراگيران و دريافت به موقع بازخوردها استفاده كرد.
با استفاده از اين رويكرد يكپارچه، وظيفه دست اندركاران آموزشي گزينش دقيق از ميان گزينه هاي مربوط به فناوري است. هدف، ايجاد تركيبي از رسانه هاي آموزشي، رفع نيازهاي فراگيران از طريق روش آموزشي موثر و ايجاد صرفه اقتصادي است
آموزش از راه دور موثر
بدون استثناء مي توان گفت كه برنامه هاي آموزشي از راه دور موثر با طرح ريزي دقيق و درك درست الزامات دوره ها و نيازهاي فراگيران است. فناوري مناسب فقط زماني قابل گزينش است كه تمامي جزئيات موارد مربوط بدرستي درك شود. براي داشتن برنامه هاي آموزشي از راه دور موثر و توسعه آنها هيچ گونه رمز و رازي وجود ندارد. اين موضوع خودبخود اتفاق نمي افتد. اين امر از طريق فعاليت پوشش زياد و تلاشهاي حساب شده بسياري از سازمانها و افراد اتفاق مي افتد. در واقع برنامه هاي آموزشي از راه دور موفق متكي بر تلاش ثابت قدم و يكپارچه فراگيران و موسسات آموزشي، حاميان آموزشي، كاركنان پشتيباني و روسا است

ايفا كنندگان نقشهاي كليدي در آموزش از راه دور
در اينجا به طور خلاصه به نقش اين موارد در تشكيلات آموزش از راه دور و چالشهايي كه آنها با آن روبرو مي شوند اشاره مي كنيم
فراگيران: برآوردن نيازهاي آموزشي فراگيران يك اصل بنيادي در برنامه هاي آموزشي از راه دور موثر است و از طريق تمامي تلاشهاي مربوط به اين كار مورد قضاوت قرار مي گيرد. بدون توجه به متون آموزشي، اولين نقش فراگير يادگيري است. اين يك فعاليت حمايتي است كه تحت بهترين مقدمه چيني ، ايجاد انگيزه، طرح ريزي و تحليل و بكارگيري متون آموزشي قابل ارائه صورت مي گيرد
هنگامي كه آموزش به صورت از راه دور ارائه مي شود چالشهاي ديگري ايجاد مي شود؛ زيرا فراگيراني كه نسبت به ديگران در مورد زمينه ها و علايق تا حدودي متفاوتند داراي فرصت كمتري براي برقراري ارتباط با مدرسان خارج از كلاس هستند
موسسه آموزشي: موفقيت هر فعاليت آموزشي از راه دور بر عهده موسسه آموزشي است. در يك كلاس درس سنتي مسئوليت مدرس شامل ايجاد ارتباط بين محتواي درسي و توسعه درك نيازهاي فراگيران است

در اين زمينه چالشهاي ويژه اي در آموزش از راه دور وجود دارد. به عنوان مثال، مدرس بايد
· دركي از ويژگيها و نيازهاي فراگيران از راه دور و همچنين تجاربي در زمينه آموزشهاي رو در رو داشته باشد.
· انطباق بالايي در سبك ياددهي از طريق توجه به نيازها و انتظارات افراد مختلف ايجاد كند.
· دركي كاربردي از بكارگيري فناوري و استفاده مطلوب از آنها داشته باشد.
· به طور موثر به عنوان يك تسهيل كننده حرفهاي و همچنين ارائه كننده محتوا ايفاي نقش كند.

آموزش از راه دور، فرصت ها و موانع
انفجار اطلاعات و گسترش ارتباطات در عصر حاضر تحول عظیمی در نقش آموزش داشته است و رسالت آن را به طور پایه ای دگر گون ساخته است سرعت تحولات اطلاعات ایجاب می کند یاد گیرندگان به گونه ای تربیت شوند که بتوانند همگام با پیشرفت های روز افزون حرکت کنند .فاصله گرفتن از این جریان توفنده هر چند موقتی و کوتاه مدت ، به عقب ماندن از قافله جهانی علم منتهی خواهد شد . به همین جهت نیاز به وجود رویکردی جدید احساس می شود . هدف آموزش از راه دور ارائه توانایی و راهبرد هایی به فراگیران است تا از عهده رشد فزاینده اطلاعات فائق آیند و بنوانند به عمق اطلاعات دست یابند .برای دستیابی به این هدف ، برنامه ریزان آموزشی به دنبال تهیه دوره های دراز مدتی در محیط آموزشی خواهند بود که در آن محیط یاد گیرنده تنها به یاد گیری مطالب نمی پردازد ، بلکه یادگیری را یاد می گیرد.سابقه آموزش از راه دور به سال 1850 میلادی می رسد و در حال حاضر با شیوه های جدید آمیخته شده است و می تواند از مهمترین راهکار های پاسخگویی بخشی از مسائل آموزشی این عصر باشد .
آیا آموزش از راه دور موثر است ؟تحقیقات در این زمینه نشان می دهد که آموزش از راه دور می تواند به اندازه آموزش سنتی مثمر ثمر باشد به شرط آنکه روش و تکنولوژی با وظائف آموزشی ، مورد انتظار و متناسب باشد .در حقیقت برنامه های آموزش از راه دور موفق ، با عواملی از قبیل سعی و جدیت و خود آموزی فراگیر و پشتیبانی مدیران ارتباط تنگاتنگ دارد .آموزش از راه دور با ویژگی های ذیل می تواند راه حل عمده ای برای مشکلات آموزشی این عصر باشد :1- دارای کیفیت است 2- جمعیت زیادی را تحت پوشش قرار می دهد 3- مشکل کمبود نیروی انسانی جهت آموزش را کاهش می دهد .این سبک آموزش به رغم مزایا محدودیت هایی نیز به شرح ذیل دارد :1- محدودیت خدمات پستی بخصوص برای مناطق دور افتاده 2- عدم امکان ارائه آموزش برخی موضوعات با استفاده از این روش
برای استفاده موثر از روش آموزش از راه دور باید مسائل زیر مورد توجه قرار گیرند :1- گسترش دادن نظام های ارتباطی 2- مشخص کردن اولویت های آموزشی 3- تغییر نگرش نسبت به آموزش از راه دور .4- برقراری تناسب بین آموزش وشغل 5-استفاده از شبکه های ارتباطی چون اینترنت و شبکه های کابلی
© 2000-2005 Ghavamin.com ,Inc. All Rights Reserved

پيش نويس لايحه نظام ترويج كشاورزي و منابع طبيعي

نگاهی به پيش نويس لايحه نظام ترويج كشاورزي و منابع طبيعي

پيش نويس لايحه نظام ترويج كشاورزي و منابع طبيعي


مقدمه
به منظور بهره‌برداري مطلوب از امكانات و منابع موجود در بخش كشاورزي و براي ايجاد وحدت رويه ، همسويي ، حمايت و پشتيباني از خدمات ترويجي و هويت بخشي به نظام ترويج كشاورزي كشور، در راستاي تحقق اصول .... قانون اساسي جمهوري اسلامي و عملياتي نمودن وظايف مندرج در بند 3 وظيفه « الف» بند 1 وظيفه « ج » بندهاي 3 و 4 وظيفه « ب » بند 5 وظيفه «ز» از وظايف مصوب وزارت جهاد كشاورزي قانون نظام ترويج كشاورزي و منابع طبيعي به تصويب مي‌رسد.

ماده 1) تعاريف
* ترويج كشاورزي و منابع طبيعي ، نوعي آموزش غيررسمي ، ارشادي ، ارتباطي، و اطلاع‌رساني است، كه به منظور ارتقاي توانمندي روستاييان و كشاورزان در حوزه‌هاي دانشي و مهارتي و نگرشي كشاورزي توسط عاملان اجرايي ترويج و با مشاركت خود كشاورزان ارائه مي‌دد و متضمن منافعي همچون افزايش درآمد و توليد ، كاهش هزينه و خد اتكايي مخاطبان و كمك به استقلال كشور مي‌باشد.
* نظام ترويج كشاورزي و منابع طبيعي ، كه در اين قانون نظام ترويج ناميده مي‌شود، مجموعه‌اي است متشكل از عوامل انساني ، ساختار سازماني ، روش‌ها ، محتواي آموزش و قوانين و مقررات ك در تعامل با هم مجموعاً موجبات تغييرات مورد نظر در مخاطبان ، كه متضمن منابع فردي و جمعي ايشان باشد را پديد مي‌آورد.
* خدمات ترويجي، به تمام اقدامات و فعاليت‌هايي كه توسط عوامل ترويجي نهادهاي دولتي و غيردولتي به منظور ارائه آموزش‌هاي غيررسمي مهارتي ، مشاوره‌هاي فني و تخصصي ، مديريت مزرعه‌اي و پژوهش‌هاي ترويجي در راستاي ارتقاء دانش ، بينش و مهارت و توانمندسازي و سازماندهي بهره‌برداران و نيز افزايش بهره‌وري بخش كشاورزي و منابع طبيعي انجام مي‌پذيرد اطلاق مي‌گردد.

ماده 2) اهداف نظام ترويج
1) فراهم آوردن زمينه لازم براي توسعه و توانمندسازي نيروي انساني در بخش كشاوري منابع طبيعي و روستايي به منظور بهره‌گيري بهينه از منابع ، دستيابي به توسعه پايدار و امنيت غذايي
2) اشاعه فناوري و اطلاعات مناسب در فرآيند توسعه پايدار كشاورزي
3) نهادينه سازي مشاركت بهره‌برداران و توليد كنندگان
4) ايجاد وحدت رويه و مديريت يكپارچه خدمات ترويجي كشور

ماده 3)
مخاطبان نظام ترويج عبارت هستند از كليه بهره‌برداران كشاورزي و منابع طبيعي و ساير فعالان و علاقه‌مندان به فعاليت‌‌هاي كشاورزي، كه نيازمند خدمات ترويجي مي‌باشند
تبصره1) با توجه به نقش موثر زنن در فعاليت‌هاي كشاورزي و با توجه به موازين فرهنگي كشور، نظام ترويج موظف خواهد بود كه با بكارگيري عاملان ترويجي زن ، آموزش‌ها و خدمات ترويجي مورد نياز ايشان را ارائه نمايند.
تبصره2) به منظور توانمندسازي جوانان روستايي و تربيت كشاورزان آشنا به فناوري‌هاي توليد و نيز راغب و علاقه‌مند به حضور در روستا و اشتغال به حرف كشاورزي آموزش و توانمندسازي جوانان روستايي را مورد توجه قرار دهد .
تبصره 3) با توجه به اينكه بخش قابل توجهي از ضايعات محصولات كشاورزي و مربوط به نارسايي‌هاي قبل از مصرف نامناسب محصولات كشاورزي مي‌باشد . نظام ترويج موظف است با همكاري سازمان‌هاي ذيربط ، نسبت به آموزش همگاني مردم اقدام نمايد.
تبصره 4) نظام ترويج مخاطب محور بوده و تمامي خدمات ترويجي بايستي متضمن منافع ملي و منافع جمعي مخاطبان باشد.



ماده 4)
عاملين ترويج به تمامي افراد حقيقي و حقوقي اعم از دولتي و غيردولتي داراي مجوز و گواهي لازم اطلاق مي‌شود كه به شكل موظف، انتفاعي و يا داوطلبانه در راستاي نيل به اهداف نظام ترويج به ارائه خدمات ترويجي اشتغال دارند .

ماده 5)
وزارت جهاد كشاورزي به عنوان متولي نظام ترويج كشاورزي كشور موظف است به صورت متمركز و در چارچوب ساختار منسجمي در سطوح ستادي وصفي نسبت به سياستگذاري برنامه‌ريزي ، هدايت ، حمايت، اجرا و نظارت بر نظام ترويج مبادرت نمايد.

ماده 6)
وزارت جهاد كشاورزي موظف است ، به منظور بررسي و تصويب سياست‌ها و خط‌مشي‌هاي كلان نظام ترويج ، شوراي هماهنگي ترويج را با تركيب و وظايف زير تشكيل دهد .
الف) تركيب شوراي هماهنگي ترويج
- وزير جهاد كشاورزي ( رئيس شورا)
- بالاترين مقام ترويج كشاورزي وزارت ( دبير شورا)
- رئيس سازمان تحقيقات و آموزش كشاورزي (عضو شورا )
- معاونين اجرايي ذيربط حسب مورد ( عضو بدون حق راي)
- رئيس انجمن علمي ترويج كشاورزي ايران ( عضو شورا )
- دو نفر از مديران استاني ترويج كه توسط مسئول نهاد ترويج معرفي مي‌شوند( عضو شورا)
- روساي سازمان‌هاي نظام مهندسي كشاورزي و منابع طبيعي و نظام دامپزشكي ( عضو شورا )
* يك نفر در رشته ترويج و آموزش كشاورزي
* يك نفر در رشته توسعه روستايي
- نماينده تشكل‌هاي بخش كشاورزي ( عضو شورا)

ب ) وظايف شوراي هماهنگي ترويج
1) تصويب سياست‌ها و خط مشي‌هاي و برنامه‌هاي كلان ترويج
2) تصويب دستورالعمل‌هاي همكاري بين بخشي در خصوص نحوه انجام و پشتيباني از فعاليت‌هاي ترويجي به منظور ايجاد هماهنگي بين بخش‌هاي ذيربط
3) تدوين پيش نويس آيين نامه‌هاي اجرايي اين قانون جهت ارائه هيئت دولت

ماده 7)
دولت موظف است به منظور حمايت از نظام ترويج كشاورزي و منابع طبيعي كشور و توسعه فعاليت‌هاي اين نظام عاملين ترويج دولتي را بيمه مسئوليت شغلي نمايد

ماده 8)
در راستاي تحقق اصل 44 قانون اساسي و به منظور ساماندهي خدمات ترويجي در بخش غيردولتي ، تمامي اشخاص حقيقي و حقوقي غيردولتي ، اعم از شركت‌ها ، تعاوني‌ها و سازمان‌هاي مردم نهاد مشمول موضوع اين قانون موظفند براي ارائه خدمات ترويجي ، مجوز فعاليت خود را از نهاد ترويج اخذ نمايند .

ماده 9)
دولت موظف است ضمن هدايت بهره‌برداران بزرگ تجاري و صنتعي و تعاوني‌ها به استفاده از خدمات مشاوره فني و ترويجي خصوصي و تعاوني، همه ساله بودجه و اعتبارات مورد نياز براي ارائه خدمات آموزش ترويجي به بهره‌برداران خرده پا و دهقاني را فراهم آورد
ماده 10)
به منظور ارائه خدمات ترويجي، نهادهاي غيردولتي مشمول موضوع اين قانون موظف بكارگيري متخصصان ترويجي و يا افرادي كه دوره‌هاي آموزش ترويجي را گذارانده‌اند، مي‌باشند
ماده 11)
دولت موظف است به منظور تشويق بهره‌برداران به بهره‌گيري از خدمات ترويجي ارائه هر گونه تسهيلات و خدمات كشاورزي را منوط به ارائه گواهي مورد تاييد نهاد ترويج نمايد

ماده 12)
دولت موظف است در راستاي تحقق عدالت اجتماعي و استقرار دولت الكترونيك و به منظور ارتقاء دانش روز بهره‌برداران ، تسريع در ارتباط بين تصميم‌گيران ، برنامه‌ريزان و بهره‌برداران و نيز ايجا مديريت جامع آمار و اطلعات به روز شبكه ترويج ، تمهيدات و امكانات لازم را براي كاربرد تكنولوژي‌هاي نوين ارتباطي روز در نظام كشاورزي منابع طبيعي كشور را فراهم آورد .
تبصره) وظايف حاكميتي و نظارت بر بخشي غيردولتي بر اساس آيين نامه‌هاي اجرا خواهد شد

ماده 13)
وزارت جهاد كشاورزي موظف است با توجه به محوريت امور ترويجي و آموزشي بهره‌برداران و توليد كنندگان كشاورزان در توسع بخش كشاورزي بيست درصد از اعتبارات طرح‌هاي عمراني در كليه زير بخش‌هاي كشاورزي مشتمل بر اعتبارات هزينه‌اي و تملك دارايي را به امر ترويج كشاورزي اختصاص و در بودجه سنواتي منظور نمايد.

ماده 14)
كليه موسسات تحقيقات كشاورزي دولتي و مراكز تحقيقاتي داتنشگاهي موظف هستند نتايج حاصل از انجام پژوهش‌هاي خود را حداكثر ظرف 6 ماه پس از خاتمه در اختيار سازمان تحقياقت و آموزش كشاورزي قرار داده تا به صورت دستورالعمل به نهاد ترويج منتقل شده و توسط اين نهاد به سطح مزارع بهره‌برداران انتقال داده شود.
تبصره ) دولت موظف است منابع اعتباري لازم را در اختيار سازمان تحقيقات و آموزش كشاورزي قرار داده تا در زمينه اخذ نتايج حاصل از پژوهش‌هاي كشاورزي از بخش خصوصي هزنيه نموده و نتايج حاصله را در قالب دستورالعمل در اختيار نهاد ترويج قرار داده تا به سطح مزارع بهره‌برداران منتقل شود

ماده 15)
نظام ترويج كشاورزي موظف است به منظور مديريت دانش و اطلاعات كشاورزي نسبت به شناسايي دانش بومي و نوين كشاورزي اقدام و بانك دانش كشاورزي ايران را ايجاد نمايد

ماده 16)
وزارت جهاد كشاورزي موظف است آيين نامه‌هاي اجرايي اين قانون را ظف مدت 6 ماه تهيه و به تصويب هيئت دولت برساند

ماده 17)
باتصويب اين قانون كليه قوانين مغاير با آن لغو مي‌شود.
« دستور العمل نحوه تاسيس و راه اندازي شركت تعاوني توليد روستائي ››



شركت تعاوني توليد روستائي :

يك تشكل اقتصادي كشاورزي روستائي غيردولتي است ، كه از يك مديريت نسبتا“ علمي و تخصصي برخوردار است و با اتكاء به نيروي مردمي (اعضا) و با تصميمات مشاركت جويانه از طريق مجامع عمومي وهيئت مديره ، ضمن رعايت قانون و اصول تعاون و احترام به اصل مالكيت فردي و حقوق ناشي از آن براي رسيدن به هدف ارتقاء بهره وري منابع توليد و رفاه زندگي بهره برداران كشاورزي و در نتيجه با انگيزه هاي فردي و خانوادگي تاسيس و فعاليت مي نمايد.


اهداف شركتهاي تعاوني توليد روستائي :
1- يكپارچه سازي كشت ( يكجا زراعي ) و ايجاد يك واحد اقتصادي توليد
2- تجميع توانائي هاي پراكنده و ايجاد روحيه همكاري و مشاركت در كار وتوليد
3- جلوگيري از خرد شدن مجدد اراضي
4- استفاده مشترك از ماشين آلات و تجهيزات و افزايش سطح مكانيزاسيون
5- افزايش راندمان آبياري و افزايش سطح زير كشت آبي و به تبع آن افزايش ميزان توليد در واحد سطح
6- افزايش درآمد كشاورزان و اعضاء شركت و كاهش هزينه هاي توليد
7- فراهم شدن زمينه لازم براي اجراي خدمات زيربنائي
8- امكان اعمال سياست هاي كشاورزي منطبق بر مطالعات و برنامه ريزي توسعه پايدار
9- امكان ارائه آموزش هاي فني در رده هاي مختلف
10- ايجاد امكانات مناسب براي استفاده از تسهيلات بانكي
11- فراهم سازي امكان ايجاد صنايع تبديلي وفرآوري محصولات كشاورزي و دامي و بازاريابي .

مقدمات تاسيس تعاوني توليد :
1- تاسيس شركت تعاوني توليد روستائي بر اساس قانون تعاوني نمودن توليد و يكپارچه نمودن اراضي مصوب سال 1349 و آيين نامه اجرائي و اساسنامه مربوطه مي باشد.
2- شناسائي, زمينه سازي و امكان سنجي مناطق مستعد براي تشكيل تعاوني توليد بعهده مديريت نظام بهره برداري استان و با استفاده از روشهاي مشاركتي و رعايت ملاحظات فني و اجتماعي انجام مي گيرد .
3- برگزاري جلسات آموزشي – ترويجي و توجيه بهره برداران متقاضي و تبيين اهداف تعاونيها و نقش و سياستها ي دولت در بخش تعاون , و تشريح اساسنامه و آئين نامه اجرائي قانون تعاوني نمودن توليد ويكپارچه نمودن اراضي ضروري است.
4- درخواست كتبي اوليه توسط كشاورزان مالك و متصرف زمين بايستي مبتني بر احساس نياز و خواسته جمعي با اكثريت قريب به اتفاق كشاورزان كه حداقل 90 درصد كشاورزان يك روستا يا چند روستاي همجوار در بر گيرد , و بصورت خود جوش وبا درك و آگاهي كافي از اهداف تعاونيهاي توليد و رسالت آن باشند به مديريت جهاد كشاورزي شهرستان ارائه نمايند.
5- استاندارد مساحت زمين كشاورزان درخواست كنندگان تشكيل شركت تعاوني توليد حدود 1000 هكتار زير كشت آبي و امكان توسعه تا سطح 2000 هكتار اراضي همجوار وجود داشته باشد . و از استعداد كافي و منابع لازم براي صرف هزينه هاي توسعه و عمران برخوردار بوده باشد.(( ميزان مالكيت زمين (زراعي , باغي ) براي تشكيل تعاوني توليد در مناطق خاص طبق نظر كارشناس قابل تغييراست .))
6- از آنجا كه اخذ ميزان تسهيلات از منابع بانكي و غيره براي توسعه و تجهيز شركتها در زمينه هاي مختلف با توجه به خود گرداني شركتها , بستگي به ميزان سرمايه اوليه دارد, لذا بايستي سعي گردد كه شركتها با سرمايه مكفي و قابل توجه تشكيل گردند.
بديهي است براي جلو گيري از اعمال سلايق شخصي و بروز هر گونه اختلاف در تعيين مبلغ سهام براي اعضاء شركت تعاوني توليد , لازم است قبل از هر گونه اقدام با بهره گيري از كارشناسان بصير و مطلع و با همكاري هيئت موسس يا معتمدين محل , ترتيبي اتخاذ فرمايند كه ميزان اراضي اعضاء به لحاظ آبي و يا ديم بودن زمينها و بطور كلي ميزان بهره مندي افراد از امكانات آينده شركت در تعيين حداقل بهاي سهام و دريافت حق عضويت ملحوظ گردد.
7- تكميل پرسشنامه اطلاعاتي و تجزيه و تحليل آمار و اطلاعات جمع آوري شده و تطبيق آن با شرايط و امكانات موجود بمنظور بررسي اجمالي امكان ايجاد تغييردر رفتار و افكار فعلي بهره برداران در جهت رسيدن به اهداف تعاونيهاي توليد توسط كارشناسان نظام بهره برداري استان لازم و ضروري است .
8- بازديد كارشناسان دفتر مركزي ( پس از بررسي مقدماتي پرسشنامه تكميل شده ارسالي ) از منطقه مورد درخواست بمنظور سنجش استعداد ها وظرفيت هاي منطقه از لحاظ موقعيت جغرافيائي , وضعيت مالكيت , منابع آب , اراضي كشاورزي و الگوي كشت منطقه ميزان توليد محصول, فعاليتهاي جانبي,صنايع تكميلي وتبديلي در منطقه , وضعيت عمومي از لحاظ آموزش , بهداشت , سواد , جمعيت و نهايتاً ارزيابي روحيه مشاركت و خودياري افراد و نياز سنجي اقتصادي , فرهنگي و اجتماعي منطقه انجام مي گيرد.
9- بازديد تعدادي از كشاورزان (پيشرو) درخواست كننده از تعاونيهاي توليد موفق منطقه يا استان بطوريكه سرانجام درخواست كشاورزان بصورت داوطلبانه و با علم و آگاهي كامل در اين امر مشاركت نمايند .
10- پس از بازديد منطقه و بررسي پرسشنامه هاي اطلاعاتي توسط كارشناسان دفتر مركزي و در صورت تائيد قرارگرفتن در خواست كشاورزان , آگهي تشخيص مناسب بودن منطقه براي تشكيل شركت تعاوني توليد روستائي از طرف وزير محترم جهاد كشاورزي صادر مي شود .
11- پس از صدور آگهي تعاوني توليد روستائي، و انعكاس آن به متقاضيان تشكيل تعاوني توليد, مقدمات ثبت نام , جمع آوري سرمايه (حق عضويت) و تشكيل اولين مجمع عمومي توسط هيات موسس براي انتخاب هيات مديره و بازرسان و سپس انتخاب مديرعامل فراهم مي گردد.
12- با توجه به نقش هيئت مديره در رهبري فعاليتها ي آينده شركت ,شايسته است راهنمائي كافي در مورد انتخاب واجدين شرايط عضويت هيئت مديره بعمل آيد تا داوطلبان تشكيل شركت ,افرادي بصير، مطلع و كارآمد را بدور از هر گونه تعصبات محلي وصرفا“ براي پيشبرد هدفهاي قانوني شركت برگزينند.
13- ثبت شركتهاي تعاوني توليد روستائي دقيقا مي بايست بر اساس قانون ، آئين نامه و اساسنامه مربوطه انجام گردد و در آگهي دعوت مجمع عمومي كه بوسيله هيئت موسس صادر ميگردد علاوه بر تصويب اساسنامه و انتخاب اعضاء هيئت مديره اصلي و علي البدل و بازرسان ,در بند جداگانه اي قبول اجراي يكپارچه كردن اراضي پراكنده بهر برداران عضو تعاوني توليد بصورت يكجا كشتي ملحوظ و به تصويب مجمع عمومي رسانيده شود .
14- از آنجائيكه مديريت شركتهاي تعاوني توليد يكي از فاكتورهاي مهم و حائز اهميت بوده و در هدايت فني شركتها تعيين كننده است بايستي از كارشناسان با تجربه و مرتبط در مديريت اين شركتها استفاده گردد. لازم است قبل از بكارگيري افراد ,آموزشهاي كافي در زمينه مسائل اجتماعي روستاها , اهداف تشكيل اين شركتها ,مسائل حقوقي و نحوه اداره اين تشكلها به آنان داده شود و ترجيحاً مدتي را در يكي از شركتها ي فعال و موفق كار آموزي نمايند .
15- پس از انتخاب مدير عامل نسبت به ثبت شركت اقدام و فعاليتهاي شركت برابر اساسنامه آغاز ميگردد.
16- براي رسيدن به ويژگيهاي مطلوب يك تعاوني توليد حدود انتظارات دولت از تعاونيهاي توليد و حدود وظايف و مسئوليتهاي دولت در برابر تعاونيهاي توليد بشرح زير است :
1-16 – حدود انتظارات دولت از شركت تعاوني توليد روستائي :
1-1-16- افزايش درآمد وسطح زندگي روستائيان و ايجاد امنيت اقتصادي و تقويت روحيه مشاركت مردم در راستاي واگذاري امور مردم به مردم.
2-1-16- افزايش كمي و كيفي توليد محصولات كشاورزي .
3-1-16- رفع مسائل و مشكلات اجرائي در بخش كشاورزي و تامين نيازها و منابع پايه توليد با مشاركت مردمي .
4-1-16- ايجاد قطعات مناسب اقتصادي توليد و انجام امور يكپارچگي كشت با توجه به شرايط منطقه بمنظور بالا بردن راندمان مصرف آب , مصرف بهينه نهاده هاي كشاورزي , انجام عمليات مطلوب خاك ورزي و استفاده مطلوب از بذور اصلاح شده و كاهش هزينه هاي توليد
5-1-16- اجراي عمليات ضروري زير بنائي و ايجاد زير ساختهاي مناسب توليد و ارتقاء درجه مكانيزاسيون وا حداث صنايع تبديلي و تكميلي و بازاريابي محصولات توليدي .
6-1-16- توجه به مسائل زيست محيطي و رسيدن به كشاورزي پايدار .
7-1-16- مشاركت همه اعضاء در فرآيند تصميم گيري از طريق تشكيل گروههاي مشاركتي .
8-1-16- تدوين برنامه كشاورزي يكساله و پنج ساله و تعيين سطوح و الگوي كشت تعاوني با توجه به سياستهاي كلان وزارت جهاد كشاورزي.
9-1-16- همكاري و ارتباط با مراكز تحقيقات كشاورزي و تسريع در انتقال فن آوريهاي نوين كشاورزي.

2- 16- حدود وظايف و مسئوليتهاي دولت در برابر تعاونيها:
1-2-16- تصويب قوانين و مقررات لازم بمنظور تسهيل امور تعاونيهاي توليد .
2-2-16- مطالعات جامع شركتهاي تعاوني توليد ( تهيــــــــه نقشه هاي كاداستر – توپوگرافي – خاكشناسي و انجام مطالعات فاز 1 و2 آب وخاك ) و مشاركت و تامين بخشي از اعتبارات مورد نياز جهت اجرا.
3-2-16- تامين تسهيلات مناسب در جهت توسعه فناوري هاي نوين كشاورزي .
4-2-16- آموزش اعضا در زمينه حفظ و حراست از منابع پايه و جلو گيري از فرسايش و تخريب منابع .
5-2-16-آموزش مدير عامل و اركان تعاوني توليد قبل از آغاز فعاليت ها بخصوص در زمينه هاي حسابداري , مديريت ,مشاركت ,تسهيلگري و جامعه شناسي روستائي .
6-2-16- اختصاص بخشي از اعتبارات عمراني بلاعوض براي احداث تاسيسات ساختماني مورد نياز (دفتر كار و انبار ) و تامين يك خودروي صحرائي و همچنين برقراري تسهيلات بانكي مناسب .
7-2-16- مساعدت در بكارگيري يك سرباز سازندگي يا يك كارشناس خبره بخصوص در مرحله راه اندازي به منظور پشتيباني فني مدير عامل براي مدت 2سال .8-2-16- مساعدت در اعطاي كارگزاري خريد محصولات كشاورزي توليدي اعضاء و تامين اعتبارات مورد نياز .
9-2-16- توجه بيشتر به استقلال و شخصيت حقوقي تعاونيها و معرفي آنها در سيستم دولتي و جامعه .
16-2-10- واگذاري آن دسته از طرحها وپروژه هائي كه شركت تعاوني توليد روستائي امكان اجراي آن را دارد به آن در راستاي كاهش تصدي گري دولت و ارجاع كار به بخش غيردولتي ا


شرايط لازم براي تصدي پست مدير عامل شركت تعاوني توليد روستائي :

1- مدير عامل منتخب هيات مديره ترجيحا“ تحصيلكرده كشاورزي باشد و با توجه به تخصصي بودن اين بخش و وجود فارغ التحصيلان زياد، از بكارگيري گرايشها و مدارك پائين تر در انتخاب مديرعامل خودداري گردد.
2- مديرعامل مننتخب حتما“ براي مدتي در يكي از تعاونيهاي توليد بصورت كارآموزي انجام وظيفه نمايد.
3- مديرعامل بايستي با اصول حسابداري و مديريت آشنائي داشته باشد، و جهت كنترل هر چه بهتر امورات تعاوني توليد حتما“ به دو موضوع فوق تسلط كافي داشته باشد.
4- با قانون و آئين نامه اجرائي و اساسنامه شركتهاي تعاوني توليد آشنائي كامل داشته باشد.
5- در برنامه آموزش ويژه مديران عامل تعاونيهاي توليد الزاما” بايد شركت كند.
6- مديرعامل بايستي فقط در شركت تعاوني توليد فعاليت نمايد وتحت هر شرايطي از دو شغله بودن و اشتعال همزمان در ساير دستگاهها خودداري نمايد و تمام وقت خود را صرف پيشرفت امور تعاوني توليد خود نمايد.
7- مدير عامل از طرف هيات مديره انتخاب مي شود، در صورتيكه هيات مديره كسي را جهت معرفي نداشته باشد، از طريق مديريت جهاد كشاورزي شهرستان سه نفر به هيات مديره معرفي تا يك نفر از آنان انتخاب گردد، و عزل ايشان بايستي با مدارك و دلايل مستند توسط هيات مديره و تائيد بازرسين صورت گيرد.
تبصره : در صورت اعتراض مدير عامل موضوع از طريق اتحاديه شهرستان يا استان و با هماهنگي مديريت نظام بهره برداري استان قابل پيگيري و ارائه پيشنهادات لازم به طرفين دعوي است .
8- حتما“ گواهي عدم سوء پيشينه و گواهي سلامت وكارت معافيت دائم يا پايان خدمت در بدو شروع به كار به هيات مديره جهت تكميل پرونده پرسنلي ارائه نمايد.
9- مديرعامل بايد داراي روحيه همكاري و مشاركت و از حوصله و صبوري مطلوبي برخوردار باشد.
10- مدير عامل پس از انتخاب و در بدو شروع به كار بايستي تضمين هاي لازم و تعهدهاي مربوطه به هيات مديره تعاوني ارائه نمايد.
11- حداقل حقوق مدير عامل در بدو اشتغال بر مبناي حقوق وزارت كار بايد باشد.




شرايط لازم براي انتخاب اعضاء هيات مديره و بازرسين :

1- باسواد و اهل كار و خلاق باشد.
2- خوش نام و در صورت لزوم گواهي عدم سوء پيشنينه ارائه نمايند و داراس حسن شهرت باشند.
3- خوش حساب بوده و از نظر بانك كشاورزي يا ساير بانكهاي عامل بدهكاري و بدحسابي نداشته باشند.
4- ترجيحا“ ساكنين روستا و آشنا با قوانين و مقررات و اساسنامه تعاوني توليد باشند.
5- تعهد حضور مستمر در جلسات هيات مديره و پيگيري امور تعاوني داشته باشند.
6- كاملا“ بر مسائل مالي شركت اشراف داشته ، و براي صدور چك يا دريافت و پرداخت اطلاع كامل داشته باشند.
7- تصميمات را به صورت جمعي و گروهي اتخاذ نمايند و از هر گونه ضرر و زيان به شركت خودداري نمايند و در صورت ضرر و زيان ناشي از خودشان حتما“ نسبت به جبران خسارت وارده برآيند.
8- داراي روحيه تعاون و مشاركت و خودياري باشند و از انتخاب افراد خودسر و فردگرا و سلطه جو اكيدا“ پرهيز گردد.
9- از امكانات شركت و موقعيت خود براي منافع خود استفاده ننمايند.
10- بازرسين علاوه بر تسلط كافي به مسائل مالي و آشنائي با ترازنامه هاي مالي ناظر اعمال و رفتار و مصوبات هيات مديره باشند.
11- همزمان اعضاء هيات مديره يا بازرسين شركتهاي مشابه نباشند.

مروري بر مطالعات انجام شده در زمینه بهره وری در تولیدات روستایی و کشاورزی

روشهاي مختلفي براي اندازه‌گيري بهره‌وري وجود دارد. در زير به تعدادي از تحقيقات انجام شده با تاكيد بر رويكرد مورد استفاده در اين مطالعه براي محاسبه بهره‌وري مي‌پردازيم:
هولتن (Hulten,1975) نشان داد كه روش محاسبه بهره‌وري كل عوامل، فعل و انفعال پوياي بين پيشرفت فني و تراكم سرمايه را در نظر نمي‌گيرد. پيشرفت فني سبب توليد محصول بيشتر مي‌شود كه قسمتي از آن به موجودي سرمايه اضافه مي‌شود. بنابراين چنانچه محصول حاصل از تحرك سرمايه كه به وسيله پيشرفت فني ايجاد شده، بمنزله توليد ناشي از افزايش نهاده در نظر گرفته شود، چنين پيشرفت فني در فرايند رشد كم اهميت جلوه داده مي‌شود. وي نتيجه مي‌گيرد كه معيار اندازه‌گيري بهره‌وري كل عوامل توليد، براي اندازه‌گيري تغيير بهره‌وري صادق است، ولي نبايد نتايج آن را با رشد اقتصادي حاصل از پيشرفت فني نهاده‌هاي حقيقي يكي فرض كرد. او همچنين با استفاده از تابع ترانسلوگ دريافت كه پيشرفت فني در كشاورزي ايالات متحده به طور عمده از مصرف كود و به كارگيري ماشين‌آلات و كاراندوزي ناشي مي‌شود. نسبت اين عوامل در فرايند توليد به طور قابل ملاحظه‌اي بيشتر از آنچه كه به وسيله تغيير قيمتهاي نسبي توضيح داده مي‌شود، تغيير مي‌كنند

ارزش افزوده
تعداد نيروي كارپراساد و همكاران (Prasad G 1983)، در هند به بررسي ارتباط بين بهره‌وري و اشتغال بين واحدهاي صنعتي روستايي پرداختند. آنها در اين تحقيق به اندازه‌گيري بهره‌وري نيروي كار با استفاده از شاخص كار پرداختند. تحقيق آنها به صورت پيمايشي و با استفاده از روش نمونه‌گيري انجام شد و داراي 4 فرضيه بود كه عبارت بودند از 1ـ تعداد زياد نفر روز در يك واحد ضرورتاً منجر به بازده بالا نمي‌شود. 2ـ ارتباط معني‌داري بين بازده و بهره‌وري نيروي كار وجود دارد. 3ـ ارتباط نزديكي بين بهره‌وري و اندازه‌ واحد توليدي وجود دارد 4ـ افزايش سرمايه به معني افزايش بازده نسبت به آن نيست و آنها نتيجه گرفتند كه ستانده مي‌تواند باعث افزايش نهاده كار گردد و همچنين نهاده كار يا سرمايه مي‌تواند ستانده را افزايش دهد و بالاخره بين تعداد كارگران و بهره‌وري نيروي كار در تمامي صنايع روستايي رابطه نزديكي وجود دارد.

بارك و همكاران (Burk 1984) در استراليا در تحقيقي تحت عنوان بهره‌وري در صنايع فرآوري گوشت در كوئيزلند با استفاده از داده‌هاي سري زماني طي سالهاي 1980ـ1968، با استفاده از تابع كاب ـ داگلاس و شاخص بهره‌وري كندريك بهره‌وري كل عوامل توليد (TFP) صنايع فوق را محاسبه نمودند. نتايج اين تحقيق نشان مي‌دهد كه بهبود محسوسي در بهره‌وري اين صنايع طي سالهاي ذكر شده مشاهده نشده است.

حسين ام (Hosein 1984) در تحقيق خود تحت عنوان بهره‌وري و سودآوري در صنايع روستايي بنگلادش با استفاده از يك تابع توليد نئوكلاسيك و تحليل داده ـ ستانده به بررسي كارايي صنايع روستايي بنگلادش در تخصيص منابع و ظرفيت آنها براي ايجاد و انباشت سرمايه مي‌پردازد. در اين تحقيق به محاسبه بهره‌وري كار و سرمايه براي اندازه‌گيري كارايي آنها پرداخت. داوسن (Dawson 1985) كارآيي فني مزارع شمال غربي انگلستان را با استفاده از داده‌هاي مقطعي سال 78-1977 محاسبه نموده وي براي اين كار از سه روش حداقل مربعات معمولي (OLS)، روش آناليز كوواريانس و روش برنامه‌ريزي خطي كه قبلاً توسط اگنر و چاو در سال 1968 پيشنهاد شده بود، استفاده نمود. مقادير كارآيي‌هاي فني بدست آمده از سه روش تغييرات گسترده‌اي را نشان مي‌داد و ضرايب همبستگي تخمين زده شده تقريباً كوچك بود. او نهايتاً به اين نتيجه رسيد كه كارآيي فني مستقيماً به اندازه مزارع مورد مطالعه ارتباط دارد (Kwon-1985) در مقاله‌اي تحت عنوان: استفاده از سرمايه، اقتصاد تغيير فني و مقياسي و بهره‌وري كل عوامل «با استفاده از اين فرضيه كه رشد بهره‌وري كل عوامل بستگي به رشد بهره‌وري عوامل كليدي نظير: تغييرات فني بازگشت به مقياس غيرثابت و تغيير در استفاده از سرمايه دارد مطالعه خود را انجام داد. وي در نتايج تحقيق خود آورده است كه 17درصد از رشد 3 درصدي ساليانه بهره‌وري در كره مربوط به استفاده از سرمايه مي‌باشد.

نتايج اين مطالعه اين ديدگاه را تقويت مي‌كند كه براي كشورهاي كمتر توسعه يافته رشد نرخ استفاده از سرمايه به عنوان يكي از منابع رشد بهره‌وري كل بسيار مهم و مشخص مي‌باشد و قابل چشم پوشي نيست.

هايامي و همكاران (Hayami etal 1985)در تحقيقي تحت عنوان «منابع شكاف بهره‌وري كشاورزي در ميان كشورهاي برگزيده» سعي در يافتن دلايل اختلاف بهره‌وري نيروي كار كشاورزي در بين كشورهاي توسعه يافته و كشورهاي كمتر توسعه يافته داشته‌اند. آنها به برآورد يك تابع توليد از نوع كاب داگلاس براساس نمونه‌هايي از 43 كشور پرداختند. اين 43 كشور به زير گروههايي از 21 كشورتوسعه يافته با GNP سرانه حدود 4000دلار و 22 كشور كم توسعه يافته با GNP سرانه زير 4000دلار در سال 1980 طبقه‌بندي شدند.
آنها علت بكارگيري تابع توليد كاب داگلاس را به خاطر سادگي آن در به كاربردن و تفسير آن ذكر نمودند. ضمن اينكه كشش جانشيني واحد در اين نوع تابع نيز در مطالعه آزمون شده‌است.
متغير وابسته در آن تحقيق Y (محصول ناخالص بوده) و متغيرهاي مستقل شامل پنج نهاده نيروي كار، زمين، احشام، كودشيميايي و ماشين‌الات و نهاده مجازي آموزشي فني و عمومي بوده‌است.
نتيجه اين مطالعه چنين بود كه اختلاف در بهره‌وري نيروي كار بين كشورهاي توسعه يافته و كمتر توسعه يافته نه فقط زياد بوده بلكه در دهه‌هاي 80-1960 بيشتر نيز شده‌است.
گوستافسون (Covstafson 1986) در مقاله‌اي با عنوان «اندازه‌گيري بهره‌وري سرمايه در كشاورزي ايالات متحده» فرآيند جديدي را براي تخمين تابع توليد تجمعي كشاورزي ايالات متحده آمريكا پيشنهاد مي‌نمايد. توسعه و بهبود در اين بخش شامل تلفيق بازگشت‌هاي كلي و معيارها (سنجه‌‌ها) اصلاح شده براي نهاده‌هاي سرمايه‌اي كم دوام و بادوام مي‌شود.
نتايج نشان مي‌دهد كه بهره‌وري سرمايه افزايش داشته است اما افزايش جايگزيني سرمايه ممكن است باعث افزايش سود توليدكنندگان كشاورزي نشود.
موويلون (Movillon 1986) كارآيي اقتصادي 75 مزارعه نيشكر در محدوده كانلوبانگ فيلي پين را محاسبه نمود. او در مطالعه خود از تابع توليد، تابع سود و تحليل بهره‌وري هزينه‌هاي منابع استفاده نمود. او داده‌هاي جمع‌‌آوري شده خود را براساس اندازه مزارع به سه گروه تقسيم نمود. مزارع كوچك (10 هكتار و پايين‌تر)، مزارع متوسط (بين 10 تا 50 هكتار) و مزارع بزرگ (بزرگتر از 50 هكتار). نتايج تحقيق نشان داد كه مزارع بزرگ از لحاظ فني و اقتصادي كاراتر از مزارع كوچك و متوسط بودند البته هرسه گروه مزارع طي سالهاي مورد مطالعه (84-1981) سوددهي داشتند و نسبت درصد سود به هزينه توليد براي مزارع بزرگ، متوسط و كوچك به ترتيب 76، 34 و 8 درصد بود. مشكلاتي كه زارعين با آن مواجه بودند پرداخت ديرتر از موعد، هزينه بالاي نهاده‌ها، نرخهاي بالاي بهره‌ مشكلات نقدينگي و قيمتهاي پايين شكر بود. نتايج تحليل تابع سود نشان داد كه قيمت محصول مهمترين عاملي بود كه بر سود نيشكر كاران تأثير مي‌گذاشت.
توماسكوويك (Tomaskovic 1986) در تحقيقي تحت عنوان تركيب نيروي كار، ساختار بازار، قدرت ساختاري و بهره‌وري صنايع، به بررسي عوامل جامعه شناختي موثر در بهره‌وري صنايع آمريكا پرداخت. او براي اين كار از تحليل رگرسيون براي ارزشيابي مدل بهره‌وري جامعه شناختي همه صنايع اقتصاد آمريكا پرداخت. او در پايان نتيجه مي‌گيرد كه كيفيت تجهيزات و ابزار (سرمايه‌هاي فيزيكي)، كيفيت نيروي كار‌(سرمايه انساني)، اجتماعي صنعت مورد نظر در اقتصاد كشور، از عوامل اصلي تبيين كننده بهره‌وري محسوب مي‌شوند، اما سرمايه انساني يا كيفيت نيروي كار بيش از بقيه عوامل، در بهره‌وري صنايع موثر است.
بلاك و همكاران (Black etal 1988). در تحقيقي تحت عنوان بهره‌وري در صنايع غذايي به مقايسه صنايع غذايي و بررسي عوامل موثر بر بهره‌وري اين صنايع درآمريكا پرداختند. آنها در پايان نتيجه گرفتند كه براي بهبود بهره وري اين صنايع بايد در حمل و نقل، عمل آوري، فن‌آوري اطلاعات و انبارداري تغييراتي ايجاد گردد. همچنين آنها عامل انساني را به عنوان مهمترين عامل در بهره‌وري ذكر كردند و پيشنهاد كردند براي بهبود بهره‌وري بايد شرايط كار و اسكان پرسنل بهبود يابد و برنامه‌هاي آموزشي و كارآموزي به اجرا در آيد.
كارتر (Carter 1988) هم هرچند با استفاده از يك مدل و رگرسيون درونزا در بررسي تأثير اعتبار بر بهره‌وري توليد موادغذايي در نيكاراگوا، نتوانست ارتباط مثبت بين اعتبار و بهره‌وري را تاييدكند. اما اذعان داشت كه فرصتهايي كه بوسيله اعتبار بدست مي‌آيد باعث تمايز و رشد نابرابر در كشاورزان شده است.
دوماس ـ ام دي (Dumas 1988) در مطالعه‌اي كه در زمينه بهره‌وري صنايع نساجي (بافت پارچه‌هاي سنتزي و نخي) داشتند، شاخص ساعت / ستانده را براي محاسبه بهره‌وري اندازه‌گيري كردند و تغييرات اين شاخص را بين سالهاي 1972 تا 1976 در صنايع نساجي آمريكا بررسي نمودند. آنها در اين تحقيق دريافتند كه متوسط رشد بهره‌وري در سال 7/3درصد مي‌باشد كه علت آن را سرمايه‌گذاري و توسعه و گسترش تكنولوژي مناسب عنوان كردند و همچنين اضافه كردند كه براي افزايش بهره‌وري اين صنايع بايد به نوسازي و بازسازي اين صنايع پرداخت.
بازده
تعداد شاغل
هزينه
مزد ساعت
هزينه
تعداد شاغل من هاردت و كريگل (Manhardt 1988) در تحقيقي تحت عنوان بهره‌وري نيروي كار در صنايع لبني استراليا از شاخصهایي براي محاسبه بهره‌وري نيروي كار استفاده نمودند و روند تغييرات اين شاخص‌ها را طي سالهاي 1970 تا 1986 مورد بررسي قرار دادند و آن را با كشورهاي ديگر از جمله دانمارك، آلمان و هلند مورد مقايسه قرار دادند و به همين نتيجه رسيدند كه ميزان شاخص‌هاي فوق در هرسه كشور دانمارك، آلمان و هلند بالاتر است. يعني بهره‌وري نيروي كار صنايع لبني در اين كشورها بيشتر از استراليا است.
ردي (Reddy 1989) به بررسي عوامل موثر بر بهره‌وري و درآمد نيروي كار در صنايع روستايي ايالت اندراپرادش هندوستان در سال 85-1984 پرداخت. او با استفاده از روش نمونه‌گيري تصادفي، نمونه‌هاي مورد نظر خود را از شهرستان نانگوندا از بين خانوارهاي شاغلين واحدهاي توليدي انتخاب كرد. براي اين كار او به طور تصادفي از هر نوع صنعت ده خانوار را انتخاب كرد. روش تحقيق او همبستگي بود كه از ضريب همبستگي پيرسون براي بررسي رابطه بين متغيرهاي تحقيق استفاده نمود. مهمترين نتيجه تحقيق او عبارتست از اينكه بين شدت سرمايه ( ) و بهره‌وري نيروي كار( ) در همه صنايع به جز صنايع بافندگي دستي، رابطه مستقيم و معني‌داري وجود دارد.
ارزش افزوده
نيروي كار
سرمايه
نيروي كار ريجر (Riger 1990) تابع توليد مرزي تصادفي و قطعي نمونه 404 تايي گاوداريهاي شمال شرقي آمريكا را با استفاده از داده‌هاي مربوط بر سالهاي 83-1982 تخمين زدند، پارامترهاي مرز قطعي با روش برنامه‌ريزي خطي، حداقل مربعات تصحيح شده و حداكثر راستنمايي تخمين زده شده بود.

مدل مرزي تصادفي نيز با استفاده از روش حداكثر راستنمايي با فرض توزيع زمان يكطرفه اثرات دروني بنگاه، برآورد شده بود. كارآيي‌هاي فني بدست آمده از سه روش متفاوت بكار گرفته شده در مدل مرزي قطعي تغييرات قابل ملاحظه‌اي نسبت به هم نشان دادند ولي به طور كلي از مدل مرزي تصادفي كمتر بودند. با اين حال به عقيده بر براوواورتا و ريجر كارآيي‌هاي فني بدست آمده از روشهاي متفاوت با يكديگر همبستگي زيادي داشته و ترتيب مشابهي از كارآيي مزارع نشان مي‌دادند.

دو (Du 1991) كارآيي اقتصادي مزارع كشت تنباكو در منطقه كاگايان فيليپين را تخمين زد. نتايج تحقيق او نشان داد كه كود شيميايي و جمعيت گياه، عوامل مؤثر بر سود خالص كوتاه مدت مي‌باشند.

افزايش موقت كودشيميايي سودخالص را كاهش داده و از طرف ديگر افزايش دو جمعيت گياه سود خالص را افزايش مي‌دهد. كشاورزان به طور متوسط در استفاده از كودشيميايي و نيروي كار حيوان كار او در مصرف آفت‌كشها و نيز نيروز كار انسان غيركارا بودند. البته تحليل نوع مزرعه نشان داد كه مزارع بزرگ به طور كارا از نيروي انساني استفاده مي‌كنند.
مزارع بزرگ از لحاظ اقتصادي نسبتاً كاراتر از مزارع متوسط و كوچك ظاهر شدند در حالي كه از نظر فني مزارع كوچك از مزارع بزرگ و مزارع بزرگ از مزارع متوسط كاراتر بودند. كارايي اقتصادي بالاتر مزارع بزرگ به علت كارآيي تخصيصي بالاترشان بود. دستيابي بهتر مزارع بزرگ به بازار و اعتبار باكارآيي تخصيصي بالاترشان همسويي نشان داد. مزارع كوچكي كه از گونه‌هاي اصلاح شده استفاده مي‌كردند از زارعاني كه گونه‌ةاي سنتي را مورد استفاده قرار مي‌دادند از لحاظ اقتصادي كاراتر بوده ولي با مزارع بزرگ و متوسط برابر بودند.
فان (Fan 1991) در تحقيقي پيرامون تأثير تغييرات فن‌آوري و اصلاحات ارضي بررشد محصولات كشاورزي چين نشان داد كه رشد سريع توليدات كشاورزي چين به دليل رشد نهاده‌ها، تغييرات فن‌آوري و اصلاحات ارضي در اين كشور بوده‌است. همچنين ايشان تغيير در بهره‌وري كل عوامل را ناشي از تغيير در مقياس توليد و تغيير در ميزان توليد دانست كه به سبب نزديك شدن به مرز تابع توليد است. لذا با ثابت ماندن مقياس توليد در واحدها، ميزان توليد يا رشد بهره‌وري كل عوامل توليد به عنوان معيار فن‌آوري در واحد بيان خواهد‌شد .
باتيا (Bhatia 1992) كارآيي مصرف نهاده‌ را در توليد گندم در هند برسري نمود. او در مطالعه خود تغييراتي كارآيي نهاده در توليد گندم را در چهار ايالت هند به نامهاي پنجاب، هاريانا، اوتار پرادش و مادياپردوش طي دوره انقلاب سبز گذشته تحقيق نمود.
او از داده‌هاي سري زماني مربوط به 1950 كشاورز طي سالهاي 1970 تا 1991 كه بطور تصادفي از بين اين چهار ايالت انتخاب شده بودند براي تخمين توابع توليد هر ايالت استفاده كردند كه توليد متغير وابسته و مصرف كود شيميايي در هر هكتار، ساعات كار نيروي انساني، سطح آبياري شده و ساعات كار نيروي ماشين به عنوان متغيرهاي مستقل در نظر گرفته شدند.
نتايج تحقيق آنها نشان داد كه توسعه تكنولوژيكي در توليد گندم منتهي به مصرف كاراتر منابع نهاده‌ها گشته و استفاده از تكنولوژي زمين و كاراندوز، بهره‌وري را افزايش و هزينه توليد در سالهاي 71-1970 را بازاي قيمتهاي ثابت نهاده‌ها كاهش داده‌است.
دونووان و نيوودت (Donovan 1992)، در آفريقاي جنوبي به بررسي نقش تكنولوژي در بهره‌وري صنايع شكر با استفاده از تحليل تابع توليد طي سالهاي 1925 تا 1986 پرداختند. در اين تحقيق از 4 متغير مستقل تكنولوژي، كل هزينه توليدشكر، بارندگي، مساحت زيركشت استفاده شد. در اين تحقيق از هزينه صرف شده در زمينه تحقيق و توسعه (R&D) به عنوان شاخص تكنولوژي استفاده شد.
داتا و همكاران (Data 1992) كارآيي اقتصادي كشاورزي را در چهار روستاي منطقه او تارپرادش هند محاسبه نمودند. آنها در مطالعه خود كارآيي‌هاي اقتصادي موجود در كشاورزي را تخمين زدند ظرفيت بالقوه توليد و هزينه احياء خاكهاي شور را اندازه‌گيري نموده و تقدم سرمايه‌گذاري را براي افزايش توليد كشاورزي مطرح كردند.
اين تحقيق براساس داده‌هاي 120 خانوار زارع از چهار روستا انجام گرديد و نشان داد كه در صورت كاهش شكاف بين سطوح تكنولوژي متوسط و عالي، توليد در خاك طبيعي براي گندم 29% و براي برنج 46% افزايش خواهد داشت. آنها نتيجه گرفتند كه هزينه توليد محصول اضافي با افزودن كارآيي اقتصادي در زمينهاي معمولي به نحو قابل توجهي كمتر از زمينهاي شور مي‌باشد.
ليندوريچموند (Lynde and Richmond 1992) در مقاله‌اي تحت عنوان «سرمايه ملي و بهره‌وري كل عوامل» به اين نتيجه رسيدند كه حدود 40 دصد از كاهش بهره‌وري در آمريكا در دهه 70 به علت كاهش شديد نسبت ســرمايه به نيروي كار بوده‌است.
سين (Sin 1992) در زمينه كارآيي فني و اقتصادي توليد گندم پنجاب مركزي مطالعه‌اي انجام دد. داده‌هاي مورد استفاده او مربوط به سال 90-89 است. نتايج اين تحقيق نشان داد كه نظر كاربر تكنولوژي گروههاي مورد مطالعه مشابه يكديگرند. با اينكه از نظر استفاده از بيشتر نهاده‌ها در گروههاي مختلف كارآيي وجود دارد ولي در مورد استفاده از كود نيتروژنه درمزارع كوچك و متوسط و درزمينه استفاده از آب و علفكشها درمزارع متوسط و از نظر استفاده از ماشين آلات در مزارع بزرگ كارايي اقتصادي وجود ندارد.
براوو اورتا (Bravo Ureta 1993) به تحليل كارآيي كشاورزي كشورهاي در حال توسعه از طريق تابع مرزي پرداخت. در مطالعه آنها 30 مطالعه از 14 كشور مورد بررسي قرار گرفت. كشوري كه بيشترين توجه به آن شد، كشور هند بود كه برروي محصول برنج در آن كشور بيشترين تحقيق انجام شده‌بود.
متوسط شاخص كارآيي فني از تمام مطالعات مذكور 72درصد بود. تعداد معدودي از مطالعات، متوسط كارآيي تخصيصي و اقتصادي اين نتايج بيان نمودند كه ظرفيت قابل توجهي براي افزايش توليد كشاورزي بدون افزودن نهاده‌ةاي اضافي در همان سطح تكنولوژي مفروض وجود دارد. متغيرهايي كه در اغلب اين مطالعات فرض شده، تجربه و تحصيلات دانشگاهي، دستيابي به اعتبار و اندازه مزارع بودند. به جز اندازه مزرعه نتايج نشان داد كه اين متغيرها اثر مثبت و از لحاظ آماري معني‌داري بر كارآيي فني دارند. اين مطالعه نشان داد كه كوشش قابل توجهي براي اندازه‌گيري كارآيي در كشاورزي كشور در حال توسعه با استفاده دامنه داراي از مدلهاي مرزي انجام شده‌است.
گري گوري و همكاران (Gregoryetal 1993) در سال 1992 به بررسي سطح دستمزدها در صنايع روستايي چين پرداختند. آنها عوامل مؤثر بر سطح دستمزد را در اين صنايع و ارتباط آن را با بهره‌وري بررسي كردند. آنها داده‌هاي مورد نياز خود را از 121 بنگاه خصوصي روستايي به روش پيمايشي گردآوري كردند و در پايان به اين نتيجه رسيدند كه مهارت نيروي كار نقش مهمتري در تعيين سطح دستمزد دارد تا تحصيلات آنها، همچنين به اين نتيجه رسيدند كه الگوي تعيين سطح دستمزد بيش از سياستهاي اجتماعي در بهره‌وري نيروي كار تأثير مي‌گذارد.
كلاوار (Clavar 1993) به تحليل كارآيي اقتصادي كشاورزي به طريق روش غيرپارامتري در ويكانسيل آمريكا پرداختند. تحليل غيرپارامتري كارآيي تخصيصي، فني، مقياس توليد كشاورزي براساس داده‌هاي جمع‌آوري شده از 545 مزرعه در منطقه ويكانسين در سال 1987 صورت پذيرفت.
نتايج تحقيق آنها وجود عمليات غيراقتصادي در بسياري از مزارع كوچك و برخي عمليات غيراقتصادي در مزارع بزرگتر را نشان داد. همچنين شواهد تجربي پيوستگي قابل توجهي بين ساختار مالي مزرعه و كارآيي اقتصادي آنها را به اثبات رساندند.
كومباهاكار (Kumbhakar 1993) كارآيي اقتصادي، فني و تخصيصي در 89 گاوداري شيري يوتارا با استفاده از روش حداكثر درستنمايي تخمين زد و اثرات بازده‌ها نسبت به مقياس اندازه مزرعه، عدم كارآيي فني، تخصيص و مقياس برقابليت سوددهي اين گاوداريها را بررسي نمود و اندازه‌ گاوداريها را به صورت كوچك، متوسط و بزرگ طبقه‌بندي كرد و نتايج تجربي نشان داد كه گاوداريهاي كوچك به طور معمول نسبت به گاوداريهاي بزرگ و متوسط كارآيي كمتري دارند و بازده‌هاي كوتاه مدت نسبت به مقياس براي مزارع كوچك، بزرگتر از مزارع بزرگتر و متوسط بود. نتايج نشان داد كه مزارع بزرگ سودآور از مزارع كوچك و متوسط بودند.
نف و همكاران (Neff 1993) ضمن محاسبه كارآيي فني، روشهاي مختلف تخمين تابع توليد مرزي را مقايسه نمودند. به نظر آنها اختلافات دراندازه‌گيري كارآيي مزارع ممكن است ناشي از روش به كار گرفته شده‌باشد. چهار روش مختلف مرزي توليد با استفاده از داده‌هاي سري زماني و مقطعي براي مزارع غلات ايالت ايلي نويز در تحقيق آنها مورد ارزيابي قرار گرفت مقادير كارآيي بين شورهاي غيرپارامتري و بين روشهاي پارامتري همبستگي بسياري نشان دادند البته تفاوتهاي فاحشي هنگام مقايسه بين دو روش پارامتري و غيرپارامتري ظاهر گرديد.
ردي و همكاران (Reddy 1993) در مقاله خود تحت عنوان «روند بهره‌وري در برخي صنايع بخش مصنوعات اندراپرادش هند» براي محاسبه بهره‌وري در چهار صنعت منسوجات پنبه‌اي، دخانيات و نوشابه، توليدات غذايي و محصولات كاغذي از شاخص Divisia و همچنين تابع توليد ترانزلاگ استفاده نموده‌اند.
متغيرهاي توضيحي آنها در توابع شامل موجودي سرمايه، نيروي كار و سوخت مصرفي بوده و متغير وابسته نيز محصول ناخالص ملي در نظر گرفته شده‌است. (نويد اسماعيل‌پور1378)
شان موگام (Shan Mugam 1993) كارآيي اقتصادي مزارع برنج در منطقه كاماراجر در تاميل نادو هند را با استفاده از روش تابع مرزي محاسبه نمودند. داده‌هاي مطالعه از 30 مزرعه برنج در اين منطقه جمع‌آوري گرديده بود. آنها در اين تحقيق يك روش متدولوژيكي براي بكارگيري تابع توليد مرزي را در اندازه‌گيري كارآيي اقتصادي بيان نمودند.
تابع مرزي احتمالي (تصادفي) با استفاده از برنامه‌ريزي خطي تخمين زده شد تا از مشكلات روشهاي غيرمرزي اجتناب شود. در اين مطالعه نشان داده شد كه ضرررهاي توليد ناشي از عدم كارآيي حتي بيشتر از ضررهاي ناشي از عدم كارآيي تخصيصي بود. نهايتاً اين نتيجه حاصل شد كه بهره‌وري در صورت تخصيص بهينه منابع در تمام مزارع و حتي با از بين رفتن يا كم شدن قابل ملاحظه‌ شكاف تكنولوژي بين كشاورزان متوسط حدود 30درصد قابل افزايش خواهدبود.
سون و همكاران (Son 1993) كارآيي مزارع كائوچو در ويتنام را تخمين زدند. آنها در اين تخمين، با استفاده از يك تابع توليد مرزي تصادفي و داده‌هاي 32 مزرعه، كارآيي فني در مزارع را محاسبه كردند. تعدادي در مزارع نزديك به مرز توليد فعاليت مي‌كردند. در حاليكه بخش عمده‌اي بسيار دورتر از مرز توليد به فعاليت مي‌پرداختند.
براوو اورتا (Bravoo oreta 1994) كارآيي را در توليد كشاورزان روستايي پاراگوئه شرقي تخمين زدند. آنها كارآيي تخصيصي، فني و اقتصادي را به طور جداگانه براي پنبه و مانيوك محاسبه نمودند. متوسط كارآيي اقتصاد 1/40درصد براي پنبه و 3/52درصد براي مانيوك بدست آمد كه ظرفيت بالقوه زيادي جهت افزايش بهره‌وري كشاورزان منطقه از طريق استفاده بهتر از منابع در دسترسي مشاهده گرديد. افزايش توليد توسط افزودن بهره‌وري براي پاراگوئه بسيار مهم است، چرا كه افزايش توليد بوسيله توسعه زمينهاي زيركشت در اين كشور به علت محدوديت زمين امكانپذير نمي‌باشد. آنها سياست روشني جهت اصلاح بهره‌وري به علت ارتباط بين كارآيي و عوامل مختلف اجتماعي ـ اقتصادي ارائه نمودند. اما به عقيده آنها بهره‌وري و كارآيي از طريق بهبود وضعيت تحصيلات، سرمايه‌گذاري بيشتر، توسعه بيشتر و … امكانپذير مي‌باشد.

چاواس و كوكس (Chavas 1994)، مقاله‌اي را با عنوان «يك روش دوگانه ابتدايي براي تحليل غيرپارامتري بهره‌وري: مطالعه موردي كشاورزي آمريكا» ارائه دادند كه در اين مقاله روشهاي غيرپارامتري اندازه‌گيري شاخص‌هاي بهره‌وري براساس محدوديت‌ها براي تعيين تكنولوژي توليد ارائه شد. براساس مطالعات گذشته (بانكر و مين ديراتا) محدوديت پاييني از يك روش قديمي و ابتدايي بدست آمد در حاليكه محدوديت بالايي (مزر بالايي) به وسيله يك روش دوگانه از طريق تحليل غيرپارامتري توليد بدست آمد. از اين مرزهاي غيرپارامتري براي تخمين توابع فاصله‌اي مبتني بر نهاده و توليد استفاده شد. اين سنجه‌ها (معيارها)ي شعاعي، اساس كار تعيين و اندازه‌گيري شاخص‌هاي بهره‌وري را تشكيل دادند.

استفاده از داده‌هاي سري‌هاي زماني كشاورزي آمريكا، شكاف بزرگي را در بين مزر پاييني و مزرهاي دوگانه بالايي نشان داد كه اين باعث ايجاد اختلاف قابل ملاحظه‌اي بين شاخصهاي دوگانه غيرپارامتري بهره‌وري و شاخص‌ ابتدايي مي‌شود.

دلوين و همكاران (Delvin 1994) كارآيي فني در صنعت شير نيوزلند را با استفاده از مدل توليد مرزي تخمين زدند. داده‌هاي تحقيق از 249 گاوداري شيري نيوزلند در سال 92-1991 جمع‌آوري شد و مدل مرزي كاب ـ داگلاس براي توليد گاوداري شيري برآورد گرديد. نتايج تحقيق آنها نشان داد كه گاوداريهاي شيري نيوزلند بسيار نزديك به مرز توليد شان عمل مي‌كنند و بررسي مقدماتي ارتباط بين اندازه گاوداري و توليد نشان داد كه عليرغم گرايش صنعتي به گاوداريهاي بزرگتر مدركي دال بر اينكه گاوداريهاي بزرگ كاراتر از گاوداريهاي متوسط و كوچك هستند، وجود ندارد.

درك پيلات (قادري و قيطري، 1375) بهره‌وري سيزده صنعت مختلف در كره جنوبي را با صنايع مشابه در آمريكا و اروپا مورد مقايسه قرار مي‌دهد. وي نشان مي‌دهد، در حالي كه بهره‌وري جزئي در صنايع كره در سال 1967، 5/4% سطح بهره‌وري جزئي در صنايع آمريكا مي‌باشد. اين ميزان در سال 1987 به 18% افزايش مي‌يابد. براساس اين مطالعه گرچه بهره‌وري در برخي صنايع كره به خصوص چرم، فلزات و ماشين‌ها به سطح بهره‌وري صنايع اروپا رسيده‌اند، اما بهره‌وري كلي در صنايع كره در سال 1987، 26درصد بهره‌وري صنايع آمريكا مي‌باشد. در اين تحقيق وي عواملي از قبيل شدت به كارگيري سرمايه، صرفه جويي ناشي ازمقياس توليد در صنايع و سطح سواد نيروي كار را به عنوان عوامل مؤثر در تفاوت قابل ملاحظه بين بهره‌وري صنايع كره جنوبي و آمريكا قلمداد مي‌كند.
از ديگر مطالعات درخصوص بهره‌وري مي‌توان به مقاله‌اي با عنوان «الگوهاي بين‌المللي بهره‌وري كشاورزي» اشاره نمود كه توسط كريك و همكاران (Kreik 1994) از دانشگاه مينه سوتا ارائه شده‌است. در اين مقاله معيارها (سنجه‌ها‌)ي بهره‌وري زمين و نيروي كار براي يك گروه از كشورها كه شامل 98 كشور توسعه يافته و در حال توسعه با استفاده از يك سري آمار جديد با مشاهدات ساليانه در طي سه دهه گذشته، ارائه شده‌است.
در اين تحقيق تفاوتهاي بين كشوري و بين دوره‌اي در مورد بهره‌وري مربوط به عوامل طبيعي و اقتصادي بوده‌است. در اين تحقيق همچنين به علل و منشأ خطاهاي اندازه‌گيري در بكارگيري از نهاده‌ها پرداخته شد. نتيجه اين تحقيق اين بود كه شاخص‌هاي تعيين كننده تغيير كيفيتي در نهاده‌ها و وضعيت زيرساختها كه توسط بخش عمومي تأمين شده در تبيين و توضيح تفاوتهاي بين بخشي در الگوهاي بهره‌وري معني‌دار هستند.
كومباكار (Kumbakar 1994) با استفاده از تابع توليد ترانسلاگ كارآيي 227 مزرعه از بنگال غربي هند را محاسبه نمود او عدم كارآيي فني و تخصيصي را از طريق حداكثر كردن سود، با در نظر گرفتن هر دو نهاده برونزا و درونزا تخمين زد. روش حداكثر درستنمايي نيز در اين مطالعه با تكيه بر تابع توليد و شرايط حداكثر سازي سود مورد استفاده قرار گرفت.
نتايج تجربي نشان داد كه متوسط كارآيي فني 46/75 درصد و بيشترين كارآيي فني 87/85درصد بود و با توجه به كارآيي تخصيصي اكثريت مزارع از نهاده‌هاي درونزا يعني كودشيميايي، كودحيواني، نيروي كار انساني و حيوان كمتر از حد بهينه استفاده مي‌كردند.
پاريخ و شاه (Parikh & Shah 1994) نتايح تحقيق خود را در رابطه با اندازه‌گيري كارآيي فني در استان مرزي شمال غربي پاكستان ارائه دادند. در اين مطالعه آنها با استفاده از داده‌هاي مقطعي 397 مزرعه در استان مذكور يك تابع توليد مرزي ترانسلوگ را تخمين زدند و به اين نتيجه رسيدند كه كارآيي فني تخمين زده شده به سطوح اعتبار، تحصيلات، سن كشاورزان و ميزان پراكندگي زمين بستگي دارد و نداشتن تحصيلات محدوديت اعتبار و پراكندگي زمينها سبب عدم كارآيي شده بودند. نهايتاً آنها نتيجه گرفتند كه سياستهايي كه منجر به يكپارچگي زمينها و فراهم‌ كردن اعتبار و تحصيل براي كشاورز گردند كارآيي در كشاورزي را بهبود مي‌بخشد.
شاه و همكاران (Shah 1994) كارآيي فني محصولات اصلي در استان پيشاور پاكستان را محاسبه نمودند در تحقيق آنها كارآيي فني محصولات اصلي (گندم، ذرت و نيشكر و ...) در پيشاور پاكستان با استفاده از روشهاي تابع توليد مرزي تصادفي و آماري (حداقل مربعات معمولي تصحيح شده) به كمك داده‌هاي سال 89-1988 تخمين زده شد. هر دو روش نشان دادند كه توليد محصول غيركاراست و ظرفيت بالقوه براي افزايش درآمد وجود دارد توليد ذرت و نيشكر غيركاراتر از گندم و غيره نشان دادند.
سينگ و گري وال (Sing 1994) كارآيي اقتصادي توليد شلتوك را در پنجاب تخمين زدند. در تحقيق آنها، ارتباط بين هزينه زراعت و سطوح عملكرد و نيز عوامل مؤثر بر سطوح عملكرد شلتوك در مناطق مختلف كشاورزي پنجاب هند بررسي و تشريح شد. نتايج مطالعه براساس داده‌هاي جمع‌آوري شده از 300 مزرعه نشان داد كه محصول هرهكتار با افزايش هزينه زياد مي‌گردد. توليد نهايي با مصرف بيشتر از حد معين منابع، منفي شد. اگرچه كودهاي شيميايي و آبياري بر توليد مؤثر بودند، مديريت نيز بسيار مهم بود.
تسائو (قادري و قطميري، 1375) رشد بهره‌وري را در صنايع سنگاپور مورد مطالعه قرار داد و آن را با رشد توليد در اين كشور مورد مقايسه قرار مي‌دهد و نتيجه مي‌گيرد كه رشد بهره‌وري با رشد توليد همراه نبوده است. وي علل اين عدم همراهي را در اين چند عامل خلاصه مي‌كند:
ـ گسترش بكارگيري نيروي كار غيرماهر در واحدهاي توليدي كه عمدتاً از روشهاي كاربر استفاده مي‌نمايند.
ـ عدم استفاده از تكنولوژي متناسب با شرايط اقتصادي كشور توسط سرمايه‌گذاران خارجي
ـ كمبود مديران صنعتي در اين كشور
كارتر (Carter 1995) كارآيي فني استحصال چوب در جنوب آمريكا را با استفاده از توابع مرزي تصادفي تخمين زدند. آنها از تابع توليد مرزي تصادفي براي هربنگاه منفرد كه در صنعت برداشت چوب كاغذسازي در سالهاي 89-1987 فعاليت مي‌كردند استفاده نمودند. نتايج تحقيق آنها نشان داد كه ميانگين كارآيي فني صنعت تقريباً ثابت و حدود 60 درصد در هر دو دوره بود. در حاليكه تغيير فني مرزي حدود 8/1درصد به طور سالانه طي دوره مشاهده گرديد. عوامل سرمايه، نيروي كار انساني تكنولوژي و مقياس توليد در اختلافات كارآيي ميان بنگاهها مؤثر بودند.
چاندراس كاران و سريدهاران (Chandrasekaran & Sridharan, 1995) مطالعه‌اي را بر روي بهره‌وري عوامل توليد در صنعت پنبه هند انجام داده‌اند. آنان بهره‌وري جزئي و كلي عوامل توليد را محاسبه كرده‌اند. براساس نتايج اين تحقيق، در فاصله سالهاي 1974 تا 1983 بجز يك سال، شاخص بهره‌وري نيروي كار با نرخ 8/5 درصد درسال رشد داشته است. همچنين نرخ رشد شاخص بهره‌وري سرمايه نيز در اين دوره 3/1درصد در سال بوده‌است. شاخص بهره‌وري كل عوامل نيز كه بيانگر كارايي اضافه استفاده از نهاده‌هاست، سالانه 1/2درصد رشد داشته است. از آنجا كه سهم سرمايه به ارزش افزوده بالاتر از سهم نيروي كار به ارزش افزوده بود، شاخص بهره‌وري كل عوامل به وسيله بهر‌ه‌وري سرمايه تحت تأثير قرار مي‌گيرد. همچنين نرخ رشد بالا در بهره‌وري نيروي كار ممكن است ناشي از رشد سريعتر در نسبت سرمايه به نيروي كار باشد و يا شايد در جايي باشد كه رابطه‌اي قوي بين بهره‌وري كل عوامل و نسبت سرمايه به نيروي كار وجود دارد. بهره‌وري نيروي كار در صنعت پنبه بيش از بهره‌وري سرمايه افزايش يافته‌است و به رشد محصول و كارايي به دست آمده‌ نسبت داده شده‌است. بهبود در بهره‌وري نيروي كار عمدتاً ناشي از نوسازي و تعديل نيروي كار بوده و بهره‌وري پايين سرمايه كه در اين مطالعه اشاره شده، مي‌تواند ناشي از عوامل مديريتي باشد. همچنين محقق نتيجه‌گيري مي‌كند كه صنعت پنبه مي‌تواند كارايي و رشد خود را در طول سالهايي كه فرصتهايي در بازارهاي داخلي و صادراتي به دست مي‌آورد بهبود بخشد.
كركلي و همكاران (Kirkly 1995) كارآيي فني صيدتجاري اسكالوپ در آتلانتيك مياني را اندازه‌؛يري نمودند. آنها در تحقيق خود با استفاده از مرز توليد تصادفي در نمونه‌اي از كشتي‌هاي صيد اسكالوپ دريايي كه در آتلانتيك مياني طي سالهاي 90-1987 فعاليت مي‌كردند، كارآيي را محاسبه نمودند. تخمينهاي كارآيي فني محاسبه شده با مصرف نهاده، شرايط منابع و رجحان اقتصادي مقايسه گرديد.
كلايتزون دوناكار (Klaitzan donakar 1995) كارآيي فني توليد ذرت در گواتمالا را محاسبه نمودند و ارتباط آنها با تحصيلات كشاورز را بررسي كردند. محاسبه كارآيي فني با استفاده از سه روش مرزي مختلف براي نمونه مزارع ذرت گواتمالايي انجام پذيرفت. روشهاي مختلف مذكور، ارتباط بين تحصيلات و كارآيي را تأييد نمودند.
روساستر (Rusaster 1995) كارآيي اقتصادي مزارع برنج در جاوه اندونزي را اندازه‌گيري كرد. به عقيده او عدم كارآيي اقتصادي در جاوه، سالهاي 91-1987 كاهش يافته‌است. اين در حالي است كه خارج از جاوه، 20 سال بعد از معرفي تكنولوژي جديد توليد برنج هنوز عدم كارآيي فني بزرگ بوده و در ميان استانهاي مختلف از 2 تا 9/52 درصد تغيير كرده‌است. در اين تحقيق علاوه بر كارآيي اقتصادي، تقاضاي نهاده و عرضه محصول با استفاده از روش تابع سود تخمين زده شد.
كلي و همكاران (Kley 1995) از دانشگاه ايالتي ميشيگان مطالعه‌اي را با عنوان «بهبود سنجش و تحليل بهره‌وري كشاورزي آفريقا، ترويج مكمل‌‌ها بين داده‌هاي خرد و كلان» انجام دادند. در اين مطالعه انواع زيادي از آژانسها چند منظوره و دومنظوره، بنگاههاي بخش خصوصي و دولتهاي آفريقايي كه به داده‌هاي مورد اعتماد و با كيفيت بالا در مورد بهره‌وري كشاورزي نياز داشتند مورد بررسي قرار گرفتند.
در اين مطالعه به اين مسئله اشاره شد كه در بسياري از موارد داده‌هاي ضعيف منجر به تخمين‌هاي غلط در مورد بهره‌وري زمين و نيروي كار در آفريقا شده‌اند. در اين مطالعه در مورد همكاري بهتر در مورد جمع‌آوري داده‌هاي خرد ـ ميانه و كلان، گزارش و تحليل آنها بحث‌هايي انجام شد كه اين مباحث مي‌تواند منجر به كاهش هزينه‌ها شده و توان محققان براي نظارت بر روندها و تعيين كمي و بهره‌وري كشاورزي را بهبود بخشد.
در اين مباحث به هفت نكته كليدي اشاره شد كه عبارتنداز:
1ـ متغيرهاي ضعيف يا گم شده در صورت (توليد) يا مخرج (زمين يا نيروي كار) به عنوان مثال، باعث تورش در نرخ بهره‌وري مي‌شوند.
2ـ در بيشتر موارد، اين خطاها باعث تخمين كمتر از سطوح واقعي بهره‌وري كشاورزي در آفريقا شده و روندها را منحرف مي‌نمايند.
3ـ داده‌هاي خرد منبع مهم اطلاعاتي براي تعيين وجود و اندازه‌گيري اندازه اين خطاها در داده‌هاي مياني و كلان مي‌باشند.
4ـ اطلاعات مربوط به داده‌هاي خرد مي‌توانند تخمين نرخ‌هاي بهره‌وري را وقتي داده‌هاي كلان در دسترس نبوده و يا جمع‌آوري آنها از لحاظ هزينه گران هستند ممكن سازند.
5ـ اطلاعات خرد و جزيي بهترين منبع اطلاعاتي براي تعيين بهره‌وري كشاورزي در سطح مزرعه هستند اين اطلاعات به توسعه سياستهاي افزايش بهره‌وري و تكنولوژي‌ها كمك مي‌نمايند.
6ـ اطلاعات خرد نقش مهمي را در تعيين متغيرهاي مناسب براي نظارت در سري‌هاي كلان و مياني بازي مي‌كنند.
7ـ تنها داده‌هاي نامتناقص با كيفيت بالا در طول سري‌هاي زماني ناشكسته (متوالي) مي‌تواند اطلاعات لازم را در مورد روندهاي بهره‌وري و سهم تغييرات سياستي و فني در بهره‌وري ملي كشاورزي در طول زمان تأمين نمايد.
براساس نتايج اين مطالعه بديهي است كه بهبود داده‌هاي مورد استفاده در محاسبه بهره‌وري نياز به جمع‌آوري اطلاعات جزيي‌تر در داده‌هاي خرد و جمع‌آوري داده‌هاي كلان و گزارش آن در سطح وسيع‌تر دارد.
از آنجايي كه هزينه‌هاي مربوط به جمع‌آوري و تحليل داده‌ها زياد مي‌باشد، محققان و خدمات آماري بايد از كامل بودن انواع پيمايش‌ها و داده‌ها مطمئن باشند. كه اين نياز به همكاري اهداكنندگان، آژانس‌هاي دولتي و مؤسسات تحقيقاتي دارد كه جمع‌آوري و تحليل داده‌هاي كشاورزي را تأمين مالي مي‌نمايند.
كومباكار و حشمتي (Kumbakar & Heshmati 1995) كارآيي فني در گاوداري‌هاي شيري را با استفاده از داده‌هاي پانل اندازه‌گيري كردند. داده‌هاي تحقيق آنها طي سالهاي 88-1976 جمع‌آوري شده بود. آنها در تخمين خودمدل ترانسلوگ را مدنظر قرار دادند و تابع توليد مرزي تصادفي را با روش‌هاي MLE,GLS,OLS برآورد نمودند و ميانگين كار‌‌آيي‌هاي فني و اقتصادي را به ترتيب 83 و 6/77درصد تخمين زدند.
پاريخ و همكاران (Parick 1995) كارآيي اقتصاد رادر كشاورزي پاكستان اندازه‌گيري نمودند. آنها با استفاده از داده‌هاي مزارع استان مرزي شمال غربي پاكستان عدم كارآيي هزينه مزارع مورد مطالعه را با بكارگيري توابع هزينه مرزي تصادفي و رفتاري تخمين زدند. در مطالعه آنها، روش رفتاري، اغلب فروش تابع هزينه دوگانه را تأمين نمود و نسبتهاي درستنمايي فرض كارآيي بازار را به دليل مصرف كمتر از حد بهينه كود حيواني، نيروي كار و كودهاي شيميايي، ردكرد. استفاده كمتر از حد بهينه با در نظر گرفتن اندازه زمين، تحصيلات، اعتبار و نيازهاي معاش قابل توضيح بود. به نظر مي‌رسيد كه مزارع كوچكتري از مزارع بزرگ در اين منطقه كارتر بودند. اندازه‌گيري عدم كارآيي براساس روش هزينه مرزي تصادفي، روش رفتاري را تأييد نمود.
در چين وو و همكاران (Wuetal 1995)، با استفاده از توابع توليد، رشد بهره‌وري كل عوامل توليد (TFP) و رشد تكنولوژي و تغييرات كارايي فني صنايع روستايي چين را بررسي كرد. در اين بررسي سه تابع توليد براي صنايع، صنايع روستايي و بخش كشاورزي تخمين زده شد كه از داده‌هاي سري زماني بين سالهاي 91ـ1985 استفاده شد.
وو و همكاران (Wu etal 1995) در چين در تحقيق ديگري تحت عنوان كارايي و رشد موسسات روستايي، با استفاده از تحليل‌هاي تابع توليد به مقايسه وضعيت صنايع شهري و روستايي پرداخت. همچنين در بخش ديگري از تحقيق بهره‌وري متوسط نيروي كار (APL) را براي صنايع شهري، روستايي و ساير بخشها محاسبه كردند. داده‌هاي مورد استفاده در اين تحقيق به صورت سري زماني بود كه به طور پراكنده از ساير تحقيقات و مطالعات در اين زمينه گردآوري شده بود.
پادل (Paudel 1996) ضمن بررسي كارآيي اقتصادي توليد برنج درناحيه تارايي غربي نپال، تغيير تكنولوژي توليد اين محصول را مورد تحقيق قرار داد و در اين مطالعه دو روستا مورد مطالعه قرار گرفتند كه در يكي از مزارع برنج آبياري مي‌شد و در ديگر مزارع توسط بارندگي آبياري مي‌گرديد. بررسي او نشان داد با توجه به تكنولوژي توليد برنج تابع توليد كاب ـ داگلاس با بازده‌هاي نزولي نسبت به مقياس براي اين محصول مناسب است. طبيعتاً تكنولوژي برنج از سال 1987 تا 1993 پيشرفت كرده بود. در روستاي آبياري شده تغيير در تكنولوژي توليد برنج توسط بهبود كارآيي فني تأثير پذيرفته بود. در حاليكه در روستاي ديگر اين در تحت تأثير هر دو عامل بهبود كارآيي فني و انتقال طبيعي مرز توليد به سمت بالا رفته بود.
در هر دو روستا نتايج مطالعه نشان داد كه عدم كارآيي فني عامل اصلي عدم كارآيي اقتصادي است و همچنين بهبود كارآيي فني در هر دو روستا همراه با بهبود كارآيي تخصيصي بود. عموماً كارآيي تخصيصي بايستي سريعتر از بهبود كارآيي فني در يك سطح ثابت ريسك‌هاي بازاري و تكنولوژيكي باشد و در سطوح كه ريسك تكنولوژيكي كم دارند، بهبود كارآيي تخصيصي سريعتر از مناطقي كه ريسك تكنولوژي در آنها بالاست صورت مي‌پذيرد.
پادل در اولين مطالعه نتيجه گرفت كه سن سرپرست خانواده، متوسط سطح تحصيلات اعضاي خانوار شاغل در كار كشاورزي تعداد بزرگسالان شاغل به كار كشاورزي، استفاده از كود حيواني و اندازه مزرعه عوامل اصلي مؤثر بر كارآيي در هر مزرعه بودند.
ريردان و همكاران (Rirdan etal 1996) در مقاله‌اي با عنوان «تعيين بهره‌وري مزرعه در آفريقا: يك سنتز براي چهار مطالعه موردي» عكس‌العمل كشاورزان را به تغييرات سياستي، اقتصادي و زيست‌محيطي اخير مورد بررسي قرار دادند.
محققان در اين مطالعه روندهاي تجمعي را مورد بررسي قرار دادند تا تفاوتهاي الگويي را در تعيين بهره‌وري در نقاط مختلف اقليمي ـ كشاورزي، انواع تكنولوژي، درجه‌هاي متفاوت فرسايشي و سطوح استفاده از نهاده‌هاي پيشرفته مشخص نمايند. اين مطالعه در چهار كشور صورت گرفت كه شامل كشورهاي بوركينافاسو، رواندا، سنگال و زيمبابوه انجام شد. در سه كشور اول از داده‌هاي پيمايشي در دهه گذشته استفاده شد ـ در مطالعه موردي زيمبابوه از داده‌هاي تجمعي دو دهه گذشته كه براساس نوع مزرعه طبقه‌بندي شده بودند (به دو دسته كشاورزان تجاري و خرده‌پا) استفاده شد.
سهيل (Soheil 1996) ناكاريي فني توليد گندم درچهار منطقه از پاكستان را مورد بررسي قرار داده‌اند. در اين تحقيق از داده‌هاي مقطع عرضي و تابع توليد مرزي تصادفي استفاده شده‌است. آثار ناكارايي تكنيكي نشان مي‌دهد كه مدلهاي توابع توليد معمولي براي تجزيه و تحليل توليد گندم در چهار منطقه مورد بحث مناسب نيست. براي مثال در فيصل‌آباد ناكارايي فني برايكشاورزان مسن تر و داراي تحصيلات رسمي بالاتر كمتر است. اضافه بر آن سطوح توليد گندم براي كشاورزان در فيصل آباد بستگي به سطح تابع مرزي آنها در طول زمان دارد. نتايج حاصل از اين مطالعه نشان داد كه ميانگين كارآيي تكنيكي در مناطق مورد بررسي بين 57 تا 79 درصد است.
راتانا (Ratana 1997) كارآيي فني، تخصيصي و اقتصادي كشاورزان برنج كار منطقه تاكون نايوك تايلند را محاسبه نمود. نتايح تحقيق او اختلاف معني‌داري در كارآيي فني بين داخل و خارج منطقه نشان نداد. در داخل منطقه متوسط كارآيي فني مالكان زمين (96/89%) به طور معني‌داري از اجاره كنندگان زمين (28/72درصد) بيشتر بود و متوسط كارآيي تخصيصي كل زارعان داخل منطقه (69/86) از زارعان بيرون منطقه (61/86درصد) بطور معني‌داري بزرگتر بود. در داخل منطقه، اجاره داران از لحاظ تخصيصي (31/88درصد) نسبت به مالكان (68/83درصد) كاراتر بودند.
بطور متوسط كشاورزان منطقه با توجه به كارآيي اقتصادي 83/69 درصد، از لحاظ اقتصادي كاراتر از زارعان خارج منطقه با كارايي اقتصادي 76/65 درصد بودند. در داخل منطقه مالكان زمين با كارآيي اقتصادي 14/75درصد نسبت به اجاره‌كنندگان زمين كه كارآيي اقتصادي‌شان 22/63 درصد بود از نظر اقتصادي كاراتر نشان دادند. براي كشاورزان داخل منطقه وضعيت اجاره داري اثر مثبتي بر كارايي اقتصادي داشت.
در ميان عوامل مختلف بررسي شده برخورداري از تحصيلات در كشاورزي خارج از منطقه اثر مثبتي بر كارآيي اقتصادي داشت. توزيع درآمد در داخل منطقه در مقايسه با كشاورزان خارج از منطقه اثر مثبتي بر كارآيي اقتصادي داشت. توزيع درآمد در داخل منطقه در مقايسه با كشاورزان خارج از منطقه با توجه به ضرايب جيني به ترتيب 54/0 و 63/0، توزيع عادلانه‌تري داشت.
در خود منطقه نيز توزيع درآمد مالكان در مقايسه با اجاره دادن با توجه به ضرايب جيني به ترتيب 48/0 و 63/0 منصفانه‌تر بود.
يافته‌هاي تحقيق نشان داد كه برنامه اصلاح اراضي اثرات مثبتي هم در افزايش كارآيي و هم در بهبود توزيع عادلانه درآمد داشته است. اين امر بيان مي‌كند كه اين برنامه بايد بطور گسترده‌تري انجام شود تا گروههاي بيشتري از منافع گسترده ان سود ببرند.
كاسيو (Casio 1997) كارآيي اقتصادي استفاده از آفت كشها را در توليد برنج در منطقه نوااكي جا فيليپين تخمين زدند آنها در مطالعه خود از روشهاي MLE,OLS استفاده كردند به عقيده آنها سود هر واحد، بطور معني‌داري به قيمت برنج، كود، كارگر قبل از برداشت، نوع سياست كنترل آفت و فصول زراعت بستگي دارد.
نگوين (Negvin 1997) كارآيي اقتصادي كشاورزان برنجكار در استان هانوي ويتنام را با استفاده از مدل تابع مرزي توليد محاسبه نمود. وي در اين مطالعه نشان داد كه تابع توليد تخميني بازده‌هاي نزولي نسبت به مقياس دارد و نيروي كار، آبياري و ازت مهمترين عواملي هستند كه به طور مثبت بر بهره‌وري برنج اثر دارند، در حاليكه استفاده از آفت كش اثر معني بر توليد برنج مي‌گذارد.
نتايج تخمين زده شده كارآيي اقتصادي نشان داد كه ارزش متوسط كارآيي فني 82%، كارآيي تخصيصي 87% و كارآيي اقتصادي 75% بود.
يافته‌هاي تحقيق نشان مي‌دهد كه سرمايه انساني اثر مثبت بر بهره‌وري برنج و كارآيي اقتصادي دارد.
در تابع توليد تخمين زده شده تحصيلات عاليه و سواد ضرايب معني‌دار داشتند و نتايج مدل خطي بررسي عوامل مؤثر بر كارآيي اقتصادي نشان داد كه سطح تحصيلات سرپرست خانواده، سطح متوسط تحصيلات اعضاي خانوار كشاورز و برخورداري سرپرست خانواده از تحصيلات دانشگاهي عوامل بسيار مهمي بودند كه بر كارآيي اقتصادي تأثير گذاشتند.
ساءم و همكاران (Saoum 1997) كارآيي فني و بهره‌وري توليدكنندگان ذرت در اتيوپي شرقي را با استفاده از روش حداكثر درستنمايي محاسبه نمودند.
نمونه مورد مطالعه آنها بدو گروه تقسيم شده بود و از تابع توليد مرزي كاب ـ داگلاس تصادفي جهت تخمين تابع توليد استفاده گرديد. آنها درون و بيرون منطقه پروژه SC 2000 را از لحاظ كارآيي فني مورد مطالعه قرار دادند.
براي زارعان داخل طرح حداقل كارآيي فني 748/0 و حداكثر 990/0 با ميانگين 937/0 و براي كشاورزان خارج طرح حداقل كارآيي فني 527/0 و حداكثر 960/0 با ميانگين 794/0 تخمين زده شد. نتايج تحقيق آنها نشان داد كه زارعان داخل طرح از كارآيي فني بيشتري برخوردار هستند.
شارما و همكاران (Sharma 1998) كارآيي فني، تخصيصي و اقتصادي در پرورش خوك را محاسبه نمودند.
آنها اين متغيرها را با استفاده از دو روش پارامتري و غيرپارامتري تخمين زده و به مقايسه اين دو روش پرداختند. نتيجه مطالعه آنها نشان داد كه با بازده‌هاي متغير نسبت به مقياس كارآيي فني، تخصيصي و اقتصادي در روش پارامتري به ترتيب 9/75%، 8/75% و 1/51% و در روش پارامتري 9/75%، 3/80%و 3/60% بدست آورده و در حالت بازده‌هاي ثابت نسبت به مقياس كارآيي فني، تخصيصي و اقتصادي را در روش پارامتري به ترتيب 6/74%، 9/73% و 1/54% و در روش غيرپارامتري 3/64%، 4/71% و 7/45% به دست آوردند. ناگفته نماند كه آنها در روش پارامتري از تابع توليد مرزي استفاده كرده و آنرا با MLE تخمين زدند در روش غيرپارامتري تابع توليد را با استفاده از LP برآورد نمودند. آنها نهايتاً با استفاده از مقادير به دست آمده كارآيي فني، تخصيصي و اقتصادي به مقايسه اين دو روش پرداختند.
سون بنگ و همكاران (Soonberg 1998) در تحقيقي تحت عنوان بهره‌وري آموزش، كار و سرمايه صنايع روستايي استان جيانگسو، به بررسي بهره‌وري گروههاي مختلف نيروي كار (داراي تحصيلات دانشگاهي، فاقد تحصيلات دانشگاهي، نيروي كار با تجربه و بي‌تجربه) و بهره‌وري سرمايه صنايع روستايي و شهري استان جيانگسو از طريق تخمين تابع توليد پرداخت. او داده‌هاي مورد نياز خود را از 140 واحد توليدي از 15 شهرستان ايالت جيانگسو طي سالهاي 1989 تا 1990 انتخاب كرد. نتايج حاصل از تحقيق او نشان مي‌دهد كه توليد نهايي نيروي كار داراي تحصيلات دانشگاهي، 1982 يوان در سال است. همچنين بهره‌وري نهايي نيروي كار با تجربه بيش از 10 سال سابقه كار، 3015 يوان در سال و بهره‌وري نيروي كار با تجربه كمتر حدوداً 2755 يوان 1990 بوده است كه نشان مي‌دهد بهره‌وري نيروي كار داراي تحصيلات بيشتر و همچنين نسبت به نيروي كار كم سوادتر و كم تجربه‌تر، بيشتر است.
تاپا (Tapou 1998) كارآيي اقتصادي توليد بذور سبزيجات در تپه‌ةاي شرقي نپال را تخمين زدند. در اين مطالعه او دريافت كه از توليد بذور سبزيجات در منطقه مورد مطالعه، سود خالص دريافت نمي‌شد. توليد بذر نه فقط توسط بازده‌هاي بالاتر بلكه از فرصت اشتغال بيشتر و درآمدهاي نقدي بالاتر تأثير مي‌پذيرفتند. متوسط كارآيي‌هاي فني، تخصيصي و اقتصادي تخمين زده شده در توليد به ترتيب 69/89، 99/71، 29/64 درصد بود.
اين امر نشان مي‌دهد كه توليد مي‌تواند از طرح بهبود كارآيي و نيز كاهش هزينه هر واحد عامل توليد بذر افزوده شود. اين تحقيقات نشان داده كه تحصيلات و تجربه كشاورزان بطور قابل توجهي كارآيي را بهبود مي‌بخشد.
توليد درنواحي دورتر مثل باج‌پور و تهراتام به طور قابل توجهي كمتر از دانكوتا كه دستيابي به بازارها و جاده‌ها بهتر بود، مشاهده شد. همچنين دراين مطالعه به اثبات رسيد، كشاورزاني كه به مراكز اطلاع‌رساني فني مكرراً مراجعه مي‌كردند از لحاظ فني نسبت به ديگران كاراتر بودند.
علاوه بر اين مزارعي كه از منابع نهاده‌ها دورتر بودند كارآيي فني كمتري داشتند. خانواده‌هايي كه توسط زنها اداره مي‌شدند از لحاظ فني كاراتر نشان دادند. به عبارت ديگر زنها نقش بزرگتري در توليد بذر سبزيجات ايفاد مي‌كردند. اشتغال نيروي كار در توليد محصولات رقيب ارتباط مكملي بين نيروي كار زن و مرد نشان داد. اين امر نشان داد كه مورد مطالعه اساساً توسط كشاورزي معيشتي متمايز شده‌است.
نسبت اشتغال بين محصولات رقابتي وتوليد بذر سبزيجات 61/0، 187/0 به ترتيب براي خانوار و نيروي كار اجاره‌اي بود.
ولكاس و همكاران (Valcas 1998) در مقاله‌اي با عنوان «رشد كارآيي، بهره‌وري و ستانده: يك تحليل بين منطقه‌اي كشاورزي يونان» رشد ستانده را در بخش توليد روغن زيتون يونان مورد بررسي قرار داد. براين اساس وي رشد توليد را به عدم كارآيي‌هاي فني و تخصيصي، اقتصاد مقياس و تغييرات فني تجزيه نمود.
مدل تصادفي توليد مرزي به داده‌هاي جمعي (Panel Data) و تخمين FGLS بسط داده شد. نتايج نشان داد كه نهاده‌هاي مرسوم عامل اصلي رشد بوده‌اند و بهره‌وري كل عوامل در طول دوره مطالعه به آرامي افزايش داشته است.
«تخمين تفاوتهاي جنسيتي در بهره‌وري كشاورزي، تلاشهاي مربوط به حذف متغيرهاي متأثر از جنسيت و درونزايي تخمين زنها» عنوان مقاله‌اي است كه ليل جا و همكاران (1998) در نشست سال 1998 انجمن اقتصاد كشاورزي آمريكا كه در ايالت يوتا برگزار شد، ارائه نمودند.
اين مقاله براساس مطالعه‌اي بود كه بر روي تفاوتهاي مديريتي بين مردان و زنان و درجه تورش حذف متغيرهاي متأثر از جنسيت و غفلت از درونزايي خصوصيات كشاورزان و سطح نهاده‌ها، انجام شد.
نتايج اين مطالعه بينشي را درخصوص بهبود روشهاي تحقيق درجداسازي اثرات جنسيتي بر بهره‌وري در اختيار قرار مي‌دهد.
ويلسون و همكاران (Wilson 1998) كارآيي فني توليد سيب زميني در انگلستان را محاسبه نمودند. آنها در مطالعه خود از تابع توليد مرزي تصادفي و داده‌هاي مقطعي سال 1992 استفاده نمودند. نوع تابع توليد آنها ترانسلوگ و متغيرهاي مستقل آن زمين، كودشيميايي، نيروي كار و نيروي ماشين بود. دامنه كارآيي فني كه آنها تخمين زدند از 33 الي 99درصد بود و ميانگين آن 5/89% محاسبه گرديد.
رين هارد و همكاران (Reinhard 1999) كارآيي فني گاوداريهاي شيري آلمان را با استفاده از تابع توليد مرزي تصادفي تخمين زدند. آنها داده‌هاي تحقيق خود را از 613 گاوداري طي دوره 1991 تا 1994 بدست آوردند. روش مورد استفاده آنها حداكثر درستنمايي بود. نتايج مطالعه آنها نشان داد كه حداقل كارآيي فني نمونه مورد مطالعه شان 55/0 و حداكثر 99/0 با ميانگين 894/0 بود.
مقاله «بهره‌وري توليد مواد لبني در ايالت‌هاي منفرد ايالات متحده» مقاله‌اي است كه براساس مطالعه‌اي كه توسط تاور و لورد كيپانيدزه (1999) انجام شده و در نشست ساليانه انجمن اقتصاد كشاورزي آمريكا در سال 1999 كه در ايالت تنسي آمريكا جزو مقالات منتخب بوده، تهيه شده‌است.
اين مقاله اندازه‌گيري بهره‌وري توليد مواد لبني را در ايالت‌هاي مختلف آمريكا براساس داده‌هاي سرشماري و تكنيك‌هاي شاخص غيرپارامتري مالم كويست گزارش مي‌دهد.
اين معيارها، سنجه‌هاي بهره‌وري كل عوامل مي‌باشند كه نيازي به فرض رفتار حداكثرسازي سود با هزينه ندارند.
روش مالم كويست از توابع فاصله‌اي استفاده مي‌نمايد و براي اندازه‌گيري تفاوتهاي كارآيي و فني در طول زمان و بين نواحي مختلف در يك مقطع زماني بكار مي‌رود.
با استفاده از 2 متغير ستانده و 6 متغير نهاده، توابع فاصله‌اي از طريق برنامه ريزي خطي محاسبه شدند. ارزشهاي عددي اين توابع فاصله‌اي در محاسبه شاخص‌هاي كارآيي فني و تغييرات بهره‌وري در طول دوره‌هاي زماني مورد استفاده واقع شد.
براي هر ايالت به طور جداگانه تغييرات كارآيي، تكنولوژيكي و بهره‌وري از سال 1987 تا سال 1992 محاسبه شد و بر ارزشهاي سال 1987 تقسيم شد. در اين ايالتها ميانگين افزايش بهره‌وري 6/3درصد يا ساليانه معادل 7/0درصد بود. از آنجاييكه ميانگين افزايش كارآيي فقط 1/0درصد بود، تقريباً تمام افزايش بهره‌وري به علت تغيير تكنولوژيكي بوده‌است. تغييرات فني به طور متوسط 5/3درصد در طول دوره 5 ساله بوده كه مقدار ساليانه آن 7/0درصد مي‌باشد.
در اين مطالعه اگر كاهش محسوسي در تعداد مزارع يك ايالت پيش آمده باشد بايد انتظار داشت كه مزارع باقي مانده كارآتر مي‌باشند زيرا فرض براين است كه مزارع با حداقل كارآيي آنهايي هستند كه از دور خارج مي‌شوند. اين مورد بارگرس نمودن تغييرات درصدي در كارآيي بر تغييرات درصدي در تعداد مزارع مورد آزمون قرار گرفت. نتايج از لحاظ آماري بي معني بوده است. همچنين اگر توليد مزرعه متوسط افزايش پيدا مي‌كرد بايد انتظار مي‌رفت كه ممكن است كارآيي كاهش يابد. اين مورد بارگرس نمودن تغييرات درصد كارآيي بر تغييرات درصدي در توليد (ستانده) برحسب مزرعه آزمون شد.
در اين مورد نيز نتايج از لحاظ آماري بي معني بودند. همچنين انتظار مي‌رفت كه ايالتهايي كه توليد مزرعه‌شان افزايش يافته ممكن است به علت استفاده از تكنولوژي جديد باشد. اين مورد نيز به وسيله رگرس نمودن درصد تغييرات تكنولوژيكي بر تغييرات درصدي توليد در سطح مزرعه آزمون شد. اين نتايج نيز از لحاظ آماري معني‌دار نمود.
گوتي رز (Gootirez 2000) با استفاده از تئوريهاي جديد رشد اقتصادي و اطلاعات و داده‌هاي جديد، رشد بهره‌وري نيروي كار، سرمايه‌گذاري و آموزش و همچنين عوامل زيست‌محيطي را براي 44 كشور در طول دوره زماني 93-1980، را مورد بررسي قرار مي‌دهد.
وي در مقاله‌اي با عنوان «چرا بهره‌وري نيروي كار كشاورزي در بعضي كشورها نسبت به بقيه بالاتر است؟» به اين نتايج دست مي‌يابد كه هرجا سرمايه‌گذاري در كشاورزي و آموزش بهره‌برداران بيشتر بوده، بهره‌وري نيروي انساني از رشد سريعتري برخوردار بوده‌است. همچنين در بين كشورهاي مختلف بهره‌وري كشاورزي به سطح ثابتي همگرايي ندارد ولي بهره‌وري در هر كشور به تعادل بلند مدت همان كشور همگرايي دارد.
سونگ كنيك جين و همكاران (Song 2001) از دانشگاه كاليفرنيا در مقاله‌اي تحت عنوان «توليد و توسعه تكنولوژي و بهره‌وري كل عوامل در كشاورزي چين» چارچوبي را براي ارزيابي روند سرمايه‌گذاري ملي و بين‌المللي در تحقيقات كشاورزي چين تهيه نموده و براساس آن بهره‌وري كل عوامل TFP را اندازه‌گيري نمودند. هدف اصلي اين مطالعه تهيه معيارها (سنجه‌ها)ي مناسبتر براي سنجش تكنولوژي‌هاي خاص محصولات زراعي كه نتيجه برنامه‌هاي تحقيقاتي چين بوده و مقايسه با تكنولوژي‌هاي وارداتي حاصل از نتايج تحقيقات بين‌المللي مي‌باشد. نتايج تحقيق نشان مي‌دهد كه از سال 1980 تا سال 1995، بهره‌وري كلي عوامل در چين براي محصولات زراعي برنج، گندم و ذرت به سرعت رشد پيدا نموده كه بخش اعظم اين رشد مرهون تكنولوژي‌هاي جديد بوده‌است.
سررائو(Serrao 2001) در مقاله‌اي با عنوان «ارزيابي بهره‌وري كشاورزي در كشورهاي اروپايي» كه از مقالات منتخب نشست ساليانه‌ انجمن اقتصاد كشاورزي آمريكا در سال 2001 بود، سطوح و روند بهره‌وري كشاورزي در 15 كشور عضو جامعه اروپايي و چهار كشور اروپايي شرقي كه براي عضويت در جامعه اروپايي اقدام نموده‌اند را مورد بررسي قرار داده در اين مطالعه از آمار و اطلاعات سازمان خوار و بارجهاني (FAO) در سالهاي 1980 تا 1998 استفاده شد.
در اين مطالعه از روش DEA و شاخص بهره‌وري مالم كويست استفاده شد. علت استفاده از اين روش‌ها عدم دسترسي به قيمت‌هاي مورد اعتماد نهاده‌ها براي اندازه‌گيري بهره‌وري تمام عوامل (TFP) و تغييرات آن، تغييرات كارايي فني و تغييرات فني بوده‌است.
نتايج اين تحقيق نشان مي‌دهد كه فرانسه، بلژيك و ايتاليا در طول دوره مذكور بر روي تكنولوژي مرزي بوده‌اند علاوه براين كشورها بلغارستان و مجارستان گرچه جزو اتحاديه اروپايي نبوده‌اند ولي بر تكنولوژي مرزي قرار دارند. نتايج همچنين نشان مي‌دهد كه فرانسه به طور چشمگيري بقيه كشورها را در اين زمينه پشت سرگذاشته، منطقه اروپاي شرقي قوي‌ترين و كشورهاي ناحيه مديترانه از اين لحاظ ضعيفترين بوده‌اند. از نتايج ديگر اين تحقيق اين بود كه كارايي فني عامل رشد بهره‌وري كل عوامل (TFP) نبوده‌است. همچنين نسبتي بين كارايي فني بهبود يافته و رشد در تغييرات فني در كشورهاي جامعه اروپايي و چهار كشور اروپايي شرقي وجود نداشته است.
هايژي تونگ (Higi Tung 2002) در مقاله‌اي با عنوان «بهره‌وري كشاورزي منطقه‌اي چين» كه در نشست انجمن اقتصاد كشاورزي آمريكا در سال 2002 در لانگ بيچ كاليفرنيا جزو مقالات منتخب بود، از روش شاخص غيرپارامتري مالم كويست و يك تابع توليد ترانسلاگ مرزي براي اندازه‌گيري رشد بهره‌وري كشاورزي منطقه‌اي چين در دهه 1990 استفاده نمود.
نتايج هر دو مدل نشان داد كه ميانگين بهره‌وري در سالهاي 1994 و 1995 رشد و در سالهاي 1996 و 1999 كاهش داشته است. البته مقادير منطقه‌اي در دو روش با هم تفاوت داشتند.
پاودل و وانگ (Paudel 2002) در مقاله‌اي با عنوان «مزرعه‌داري پاره وقت، بهره‌وري مزرعه و درآمد مزرعه ـ شواهدي از جنوب شرق ايالات متحده» اثرات مزرعه‌داري پاره وقت را در آمريكا با استفاده از تحليل داده‌هاي جمعي (Panel Data)، مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار دادند. اطلاعات و داده‌ها از 10 ايالت جنوبي آمريكا طي 3 سال جمع‌آوري شد و مورد تحليل واقع شد. نتايج اين مطالعه نشان داد كه مزرعه داراي پاره وقت اثر مثبتي بر ارزش كل محصولات توليد شده در مزرعه مي‌گذارد.
گرچه نتايج بدست آمده بصورت ابتدايي بوده ولي نور تازه‌اي بر تغييرات ساختاري مزرعه در آمريكا مي‌تابد.
لرمن (Lorman 2002) در تحقيقي با عنوان «بهره‌وري و كارايي مزارع منفرد در لهستان ـ مطالعه موردي يكپارچه‌سازي زمين» بهره‌وري و كارآيي مزارع انفرادي را در لهستان كه به علت پراكندگي زياد مشمول سياست يكپارچه‌سازي اراضي قرار خواهند گرفت را مورد بررسي قرار داد.
اطلاعات و داده‌هاي مربوط به خانوارهاي روستايي در پيمايش بهار سال 2000، نشان داد كه مزارع انفرادي لهستان با مساحت كمتر از 100 هكتار از بهره‌وري نهايي مثبت زمين و بازگشت به مقياس صعودي برخوردارند.
در بين مزارع انفرادي تحت پيمايش، مزارع بزرگتر از درآمد خانوار بالاتري برخوردار بوده‌اند (از منابع كشاورزي و غيركشاورزي).
تاور و لورد كيپانيدزه (Tower 2002)، در مقاله‌اي با عنوان «كارآيي كشاورزان و استفاده از تكنولوژي و ارتباط آن با سن كشاورزان»، بهره‌وري كشاورزان آمريكا با در نظر گرفتن سن آنها به وسيله برنامه‌ريزي غيرپارامتري براساس داده‌هاي سال 1992 انجام دادند. بر اين اساس بهره‌وري به شاخصهاي مالم كويست كارآيي و تكنولوژي تجزيه شد.
نتايج مطالعه نشان داد كه بهره‌وري با افزايش سن به آرامي افزايش پيدا نموده و آنگاه كاهش مي‌يابد.
براساس نتايج اين مطالعه، در اكثر ايالتها اختلافات در بهره‌وري بيشتر ناشي از تكنولوژي بوده‌اند تا تفاوت در كارآيي.
آذربايجاني (1369)، به بررسي عوامل موثر بر بهره‌وري كل عوامل توليد صنايع كشور پرداخت و از سيستم معادلات همزمان، مشتمل بر دو معادله رگرسيون چند متغيره استفاده كرد و در پايان نتيجه گرفت كه ميزان توليد كارگاه‌ها ضريب سرمايه انساني (درصد دارندگان تحصيلات متوسطه و تحصيلات عالي)، شدت سرمايه يا نسبت عامل سرمايه به تعداد نيروي كار، سهم نيروي كار مردان در كل اشتغال كارگاهها، سهم مزد و حقوق و ارزش افزوده، واردات و بعد كارگاه در TFP تأثير دارند و سهم كارگران توليدي و سهم ارزش مواد اوليه وارداتي تأثيري در بهره‌وري كل عوامل توليد ندارد. او در اين تحقيق از واردكردن متغيرهايي همچون مديريت و عوامل كيفي به علت در دسترس نبودن اطلاعات فوق و يا عدم امكان كمي كردن آنها خودداري كرد.
كردبچه (1371) نيز در بخشي از تحقيق خود به بررسي عوامل موثر بر بهره‌وري صنايع پتروشيمي پرداخت. او نيز مانند تحقيق كريم آذربايجاني از سيستم معادلات همزمان مشتمل بر دو معادله رگرسيون چند متغيره به شرح زير استفاده كرد:
TFP=F(Y,SL,SW,Kcl,Hcl) Y= f(TFP,Kcl,Sl,MT)
TFP: بهره‌وري كل عوامل توليد
KCL: شدت سرمايه يا نيروي كار بكار گرفته شده در توليد
HCL: ضريب سرمايه انساني (كه از سطح سواد به عنوان شاخص تقريبي استفاده‌شد)
SL: سهم كارگران توليدي SW: سهم مزد و حقوق در ارزش افزوده
M: سهم مواد اوليه درارزش افزوده Y: ارزش توليدات
رحيمي سوره (1371) در مطالعه‌اي به تحليل اقتصادي كارايي عوامل موثر بر توليد شير در دامداريهاي روستاهاي استان آذربايجانغربي پرداختند. در اين تحقيق براي سنجش كارآيي اقتصادي نهاده‌هاي توليد، از روش برآورد تابع توليد (ترانسندنتال) استفاده شد.
براساس نتايج بدست آمده، استفاده از نيروي كار در دامداريهاي روستايي در فرآيند توليد شير (گاوهاي دورگه) بسيار نزديك به حد بهينه اقتصادي و استفاده از علوفه خشك و تر بيشتر از حد بهينه اقتصادي است.
مقايسه دامداريهاي بزرگ و كوچك نشان مي‌دهد كه دامداريهاي بزرگ از نهاده‌هاي توليد به نحو مطلوبتري استفاده مي‌كنند.
نابهينگي‌هاي مشاهده شده به دليل عدم دسترسي دامداران به بازار سازمان يافته‌اي است كه در آن محصول و عوامل توليد در بهترين فرصت اقتصادي مورد خريد و فروش قرار گيرد.
با اينكه سابقه محاسبه و استفاده از كارآيي در تحليل‌هاي اقتصادي بيش از نيم قرن نمي‌رسد، ولي مطالعات زيادي در اين زمينه در ايران و جهان انجام شده‌است كه به موارد ذيل مي‌توان استفاده نمود.
محمدرضا رنجبران نيز در سال 1371، با استفاده از توابع توليد كاب ـ داگلاس و CES، بهره‌وري نيروي كار و سرمايه و كل عوامل توليد TFP صنعت چرم ايران را محاسبه نمود. او در اين تحقيق از داده‌هاي سري زماني استفاده كرد.
حاجي كريمي (1372) در تحقيقي تحت عنوان طراحي الگوي بهره‌وري نيروي كار در صنايع نساجي به بررسي شاخصهاي بهره‌وري كل، بهره‌وري نيروي كار، نسبت سهم عامل كار، نسبت برگشت دارايي ثابت، بهره‌وري تجهيزات، درصد استفاده از ظرفيت بهره‌وري سرمايه، نسبت برگشت سرمايه عملياتي، نسبت ارزش افزوده به فروش طي سالهاي 70-61 مي‌پردازد. او در بخشي از تحقيق خود به بررسي عوامل مؤثر بر بهره‌وري نيروي كار از ديدگاه مديران پرداخت كه در پايان نتيجه مي‌گيرد كه عليرغم تأثير عواملي چون سرمايه، تجهيزات، دارايي و … در TFP، عوامل مهم و مؤثر ديگري، چون پرداخت‌هاي غيرثابت توجه به آموزش فني نيروي انساني، لياقت و شايستگي، تشويق و تنبيه و ايجاد يك سيستم انگيزش مناسب در سازمان موجب افزايش بهره‌وري نيروي كار مي‌گردد. مديريت، نيروي انساني، تكنولوژي و ماشين‌آلات و بالاخره مواد اوليه مهمترين عوامل موثر در بهره‌وري مي‌باشد.
صادقي شريف (1372) در تحقيقي تحت عنوان عوامل موثر در افزايش بهره‌وري صنايع كوچك كشور با استفاده از روش پيمايشي و نمونه‌گيري، 50 واحد توليدي كوچك را انتخاب كرد و عوامل موثر در افزايش بهره‌وري صنايع كوچك را از ديدگاه مديران اين صنايع بررسي نمود. اطلاعات مورد نياز را از طريق پرسشنامه و مصاحبه گردآوري كرد و در پايان نتيجه مي‌گيرد كه ارتقاء توان تخصصي مديريتي شاغلين از طريق آموزش موجب افزايش بهره‌وري اين صنايع مي‌گردد. همچنين حمايت‌هاي دولت در زمينه بازاريابي و فروش توليدات صنايع توليدي كوچك در افزايش بهره‌وري صنايع فوق موثر است و ديگر اينكه تأمين مالي و اعطاي وامهاي توليدي به صنايع كوچك توليدي در افزايش بهره‌وري آنها مؤثر است.
كوپاهي و كاظم نژاد (1373) با استفاده از دو نوع تابع توليد كاب ـ داگلاس و متعالي به بررسي بهره‌وري دو گروه از چايكاران منطقه گيلان پرداختند. در اين تحقيق با استفاده از تابع توليد متعالي، نهاده كود داراي بالاترين بهره‌وري نهايي در حد 22درصد و نيروي كار خانوادگي و نيروي كار استخدامي به ترتيب داراي بهره‌وري 6/3درصد و 2/9درصد شدند. پايين بودن بهره‌وري چايكاران درمنطقه مورد بررسي نشان از اهميت توجه بيشتر به استفاده بهينه از نهاده‌ها در جهت افزايش بهره‌وري آنها، ممانعت از هدر رفتن منابع، كاهش هزينه توليد و افزايش سود چايكاران دارد.
مجدي (1373)، بهره‌وري نيروي كار در صنايع روستايي استان خراسان عوامل مؤثر بر آن را در مورد بررسي قرار داده‌است. در اين مطالعه 53 واحد توليدي در استان خراسان و 196 كارگر مورد بررسي قرار گرفتند. در اين بررسي براي تجزيه و تحليل داده‌ها از روشهاي ضرايب همبستگي پيرسون، رگرسيون چند متغيري و آناليز واريانس استفاده شد. نتايج اين مطالعه نشان داد كه از بين متغيرهاي مختلف عواملي نظير گرايش به مدير، مناسبات اجتماعي، مشاركت، ميزان تحصيلات، جنس، پاداش و نوع صنعت رابطه همبستگي معني‌داري با ميزان بهره‌وري كار داشتند و تحليل چند متغيري عوامل نشان داد كه گرايش به مدير، گرايش به كارفرما، حسن، تحصيلات و احساس محروميت نسبي به ترتيب بيشترين سهم را در تبيين واريانس ميزان بهره‌وري كار داشته‌اند.
نادر مهرگان (1373) در تحقيقي با عنوان بهره‌وري سرمايه در بخش كشاورزي ايران به محاسبه بهره‌وري نهايي سرمايه در بخش كشاورزي و نيز به تفكيك خصوصي و دولتي و ماشين‌آلات و ساختمان پرداخته است.
مهرگان براي محاسبه بهره‌وري نهايي سرمايه در بخش كشاورزي از نظريه رشد اقتصادي نئوكلاسيك كه توسط سولو ارائه شده، استفاده مي‌كند. بدين صورت كه ابتدا وي تابع توليد زير را براي بخش كشاورزي در نظر مي‌گيرد.
(3-1) VAGt=AtF(Kt-1,Lt,Gt,Mlt)
VAG: ارزش افزوده بخش كشاورزي
AL: شاخص پيشرفت فني در بخش كشاورزي
K: موجودي سرمايه در بخش كشاورزي
L: نيروي كار شاغل در بخش كشاورزي
G: سطح زير كشت
Ml: واردات كالاهاي واسطه‌اي بخش كشاورزي
و سپس با استفاده از معادله (3-1)، رشد بهره‌وري، بهره‌وري نهايي سرمايه و كشش توليد نسبت به عامل نيروي كار و زمين و واردات كالاهاي واسطه‌اي بخش كشاورزي را بدست مي‌آورد.
يزداني و دشتي (1373) مطالعه‌اي در زمينه تعيين بهره‌وري واحدهاي مرغ گوشتي در تبريز انجام دادند. در اين تحقيق با استفاده از اطلاعات 64 واحد پرورش مرغ گوشتي و تخمين تابع توليد كاب ـ داگلاس، بهره‌وري متوسط، نهايي و كل عوامل توليد مرغ گوشتي محاسبه شد. طبق نتايج به دست آمده ميانگين بهره‌وري كل عوامل توليد در واحدهاي مورد بررسي برابر 915/1 تعيين شد كه اين شاخص بين 363/1 تا 736/2 متغير بود. در نهايت تنها عوامل مؤثر در تابع توليد بر بهره‌وري كل عوامل و يا بهره‌وري نهاده‌ها تأثير معني‌داري داشت.
صحاف رضوي (1374)، در تحقيق خود تحت عنوان نقش آموزش در افزايش بهره‌وري كاركنان سه فرضيه زير را آزمون مي‌كند. 1ـ آموزش در بالابردن راندمان توليد از نظر كميت و كيفيت، 2ـ كنترل ضايعات و دوريزها در زمينه مصرف مواد اوليه، 3ـ ايجاد گرايشهاي رفتاري مطلوب و انعطاف‌پذيري كاركنان 4ـ و بالاخره كاهش زمان توقف و خرابي دستگاهها مؤثر است. او از روش تحقيق علي مقايسه‌اي استفاده كرد و در پايان هرچهار فرضيه او مورد تأييد قرار گرفت.
گنج‌آور (1374) در استان كرمانشاه به بررسي رابطه حقوق و دستمزد، سابقه كار، سن و تحصيل كاركنان با بهره‌وري صنايع كوچك اين استان پرداخت. او از تحقيق پس رويدادي يا پيمايشي استفاده كرد كه 30 واحد توليدي را مورد بررسي قرار داد. او در تحقيق خود چهار فرضيه داشت كه عبارتنداز: بين 1ـ نرخ حقوق و دستمزد، 2ـ ميانگين سابقه كار كاركنان، 3ـ سن تقويمي كاركنان، 4ـ سنوات تحصيل كاركنان با بهره‌وري كار رابطه مثبت وجود دارد. او پس از محاسبه بهره‌وري كار از طريق شاخص ارزش افزوده بر تعداد كاركنان از همبستگي درجه صفر براي آزمون فرضيات خود استفاده كرد و در پايان نتيجه گرفت كه حقوق و دستمزد و ميانگين سابقه كار، سن تقويمي كاركنان و ميزان تحصيلات آنها با بهره‌وري كار همبستگي مثبت وجود دارد.
حسين رستمي (1374)، با استفاده از تحليل رگرسيون به بررسي تأثير تحصيلات، تجربه و حقوق و دستمزد كاركنان بر بهره‌وري آنها پرداخت. تحقيق او در كارخانه صنايع مهمات سازي تهران در سال 1374 صورت گرفت و در پايان نتيجه گرفت كه تحصيل بيشترين تأثير را در بهره‌وري كاركنان دارد و بعد از آن تجربه افراد مؤثرتر است. همچنين حقوق و دستمزد تأثير چنداني بر كارايي در بلند مدت ندارد.
عباسي (1375) با استفاده از تحقيق پيمايشي به بررسي بهره‌وري نيروي كار، سهم نيروي كار و ارزش افزوده در شركت ماشين‌سازي اراك در سال 68 پرداخت و در بخش ديگر تحقيق خود ديدگاه مديران و كاركنان را به طور جداگانه درباره پنج عامل موثر در بهره‌وري را مطالعه كرد. داده‌هاي او مقطعي بوده است كه از 3500 نفر نيروي انساني با استفاده از پرسشنامه، مشاهده و مصاحبه گردآوري شده‌اند؛ خلاصه نتايج كار او به صورت زير است:
اولويت عاملهاي مؤثر بر بهره‌وري از ديدگاه مديران: 1ـ درآمد ماهيانه 2ـ پربارسازي شغل 3ـ آموزش 4ـ مشاركت در كار 5ـ كيفيت زندگي كاري و …
اولويت عاملهاي مؤثر در بهره‌وري از ديدگاه كاركنان: 1ـ درآمد ماهيانه 2ـ پربارسازي شغل 3ـ آموزش 4ـ مشاركت در كار 5ـ كيفيت زندگي كاري بوده‌اند.
علي پور درويشي (1375) در تحقيق خود تحت عنوان طراحي الگوي بهره‌وري صنايع كوچك به بررسي بهره‌وري صنايع كارتن سازي كشور پرداخت و از طريق پرسشنامه اطلاعات مورد نياز خود را از 20 كارخانه انتخاب شده گردآوري نمود. او براي تحليل بهره‌وري از روش شاخص (عوامل توليد) از رويكرد مهندسي استفاده نمود. او بهره‌وري عوامل توليد، مواد، نيروي انساني و سرمايه و تكنولوژي را كه هريك داراي شاخص‌ايي بودند محاسبه كرد. او از طريق وزن دادن به شاخص‌هاي خود و جمع بستن شاخص‌ها در بهره‌وري كل صنايع فوق رسيد. برخي شاخص‌هايي كه او مورد استفاده قرار داد عبارتنداز شاخص فروش، سود سرانه محصول فروش رفته، سيستم اطلاعات، شاخص فروش سرانه، بازاريابي و تبليغات، قيمت تمام شده، شاخص برنامه‌ريزي توليد، تعميرات و نگهداري، كنترل هزينه سربار، كيفيت مديريت، متوسط تجربه مديران و ...
حسن پور و تركماني در سال (1375) در تحقيقي تحت عنوان «تعيين كارآيي فني انجيركاران استان فارس كاربرد توابع توليد متعالي مرزي تصادفي» كارآيي فني نمونه‌اي كه متشكل از 191 نفر از انجيركاران را با استفاده از توابع توليد متعالي و ترانسلوگ مرزي تصادفي برآورد شد. داده‌هاي مورد نياز، با روش نمونه‌گيري تصادفي طبقه‌بندي شده در سال 1375، از شهرستانهاي استهبان جهرم كازرون و ني‌ريز كه مناطق عمده توليد انجير استان به شمار مي‌آيند، گردآوري شد.
نتايج بدست آمده از اين مطالعه نشان مي‌دهد كه ميانگين كارآيي فني انجيركاران در شهرستانهاي استهبان، كازرون و ني‌ريز به ترتيب 7/65، 2/80، 7/63درصد است. افزون بر آن، بررسي تأثير عوامل اقتصادي اجتماعي بر كارآيي فني نيز نمايان نمود كه تعداد دفعات بردارن (گرده افشاني انجير)، اندازه باغ و سطح تحصيلات بهره‌برداران رابطه مهمي با سطح كارآيي فني انجيركاران دارد.
قطميري و قادري (1375) به بررسي بهره‌وري صنايع كشور و عوامل موثر بر آن طي سالهاي 72-1350 مي‌پردازند. آنها با استفاده از شاخص سولو و كندريك TFP صنايع ايران را محاسبه مي‌كنند و براي بررسي عوامل موثر بر بهره‌وري با استفاده از تحليل رگرسيون متغيرهاي سرمايه سرانه، نسبت واحدهاي تحت مديريت بخش خصوصي به كل واحدهاي توليدي در هر صنعت، سهم حقوق و دستمزد در ارزش افزوده، نسبت تعداد شاغلين در هر صنعت به تعداد كارگاههاي توليد در آن صنعت و ارزش توليد را بررسي مي‌كنند. آنها در كل به اين نتيجه مي‌رسند كه ارزش توليد نقش مثبت و مؤثري در بهره‌وري دارد و سرمايه سرانه با نسبت سرمايه به نيروي كار در هر صنعت و نسبت تعداد شاغلين در هر صنعت به تعداد كارگاههاي توليدي در آن صنعت تأثير منفي بر بهره‌وري دارد (در صورتيكه، TFP از شاخص كندريك محاسبه شود).
مجدي (1375) در تحقيق خود به محاسبه بهره‌وري نيروي كار در صنايع روستايي استان خراسان در سال 1373 مي‌پردازد و همچنين عوامل مؤثر بر بهره‌وري نيروي كار را نيز بررسي مي‌كند. او اطلاعات مورد نياز خود را از طريق پرسشنامه و مصاحبه با 190 نفر كارگر در 53 واحد توليدي گردآوري كرد. او در پايان به اين نتيجه رسيد كه مناسبات اجتماعي، گرايش به مدير، مشاركت كاركنان، تحصيلات نيروي كار، با ميزان بهره‌وري همبستگي مثبت معني‌داري دارد و بهره‌وري زنان بيشتر از مردان است. همچنين در تحليل رگرسيون او جنس پاسخگويان و گرايش به مدير در معادله قرار گرفتند.
محدث و يزداني (1375) كارآيي اقتصادي شاليكاران ارقام مختلف برنج را در استان مازندران مطالعه كردند. در اين مطالعه ابتدا با روش حداقل مربعات معمولي (OLS) تابع توليدي به فرم كاب داگلاس برآورده شده سپس براي برآورد تابع توليد مرزي از سيستم برنامه‌ريزي خطي استفاده شد. نتايج مطالعه آنها نشان داد كه بيشترين كارآيي تكنيكي مربوط به برنج دانه بلند مرغوب و پايينترين ميزان اين نوع كارآيي مربوط به توليد برنج و از بلند پرمحصول است. در مورد كارآيي تخصيصي، بيشترين تعداد مربوط به شاليكاران برنج دانه متوسط غرب است در حاليكه كمترين كارآيي تخصيصي مربوط به نيروي كار و برنج دانه بلند پرمحصول محاسبه شده‌است. ميانگين كارآيي اقتصادي نشان داد كه شاليكاران برنج دانه بلند پرمحصول كمترين كارآيي اقتصادي را نسبت به ساير انواع برنج دارد.
موسي نژاد و مهرابي بشرآبادي (1375) مطالعه خود را در منطقه رفسنجان با بررسي و تجزيه و تحليل اطلاعات 144 باغ پسته در زمينه تعيين بهره‌وري عوامل توليد انجام دادند. آنها با استفاده از يك تابع توليد چند جمله‌اي درجه سوم، تعداد 16 متغير مؤثر بر توليد پسته را وارد مدل كردند. متغيرهاي ميزان آب، كودحيواني، كودشيميايي، نيروي كار، ماشين‌آلات، سم، شوري آب، رقم پسته، مالكيت زمين، بافت خاك، سن، سواد و سابقه فعاليت باغدار، سن بعد از پيوند، سال‌آوري و اندازه باغ به عنوان متغيرهاي مهم در نظر گرفته شدند. براساس نتايج به دست آمده متغيرهاي كودحيواني، بافت خاك، سواد، مالكيت زمين، رقم پسته و سابقه فعاليت باغدار تأثير معني‌داري برافزايش عملكرد پسته نداشتند. شوري آب بالاتر از 8/6ميلي موس بر سانتيمتر و سن بعد از پيوند باغ بالاتر از 26 سال موجب كاهش عملكرد باغ مي‌شوند.
همچنين براساس نتايج اين تحقيق، در زمينه استفاده از كود حيواني، كود شيميايي، سم، نيروي كار و ماشين‌آلات به ترتيب 3/33، 4/17، 6/32، 4/10 و 08/2درصد از كشاورزان داراي بهره‌وري نهايي منفي مي‌باشند.
تركماني (1375) با استفاده از برنامه‌ريزي رياضي توأم با ريسك براي تعيين كارآيي اقتصادي كشاورزان پيشنهادكرد. او بااستفاده از روش برنامه‌ريزي رياضي انتظاري مستقيم، برنامه بهينه بهره‌برداران و نيز كارآيي فني، تخصيصي و اقتصادي آنها را محاسبه كرد. نتايح حاصل از اين مطالعه نشان داد كه كارآيي اقتصادي بهره‌برداران نماينده گروههاي كوچك متوسط و بزرگ به ترتيب 44/20، 29/16 و 24/16درصد قابل افزايش است.
آقارضايي (1376) بهره‌وري توليد محصولات عمده نظير گندم، جو، پنبه و جغندرقند را در منطقه مغان مورد بررسي قرار مي‌دهد و با بازار مشترك اروپا مقايسه شده‌است. براساس نتايج اين مطالعه توليد در هكتار چه در مغان و چه در بازار مشترك اروپا به بزرگي و كوچكي واحدها بستگي ندارد و بهره‌وري محصولات گندم و جو نسبت به ساير محصولات مانند پنبه و چغندرقند خيلي پايين است.
احمدي آهنگر كلايي (1376) شاخصهاي نُه‌گانه‌اي را براي سنجش بهره‌وري فرش دستباف در كارگاههاي توليد فرش دستباف ارائه نموده‌است. ايشان با استفاده از نظرات 20 نفر از كارشناسان و دست‌اندركاران توليد فرش دستباف در كشور و تجزيه و تحليل آماري 20 هزار پاسخ دريافتي به 67 سوال اساسي در اين زمينه اقدام به استخراج شاخصهاي فوق نموده‌اند. از جمله اين شاخصها مي‌توان به نسبت ارزش افزوده به هريك از نيروي انساني، مواد اوليه مصرفي، هزينه‌هاي نظارت و بازرسي حين توليد و هزينه‌هاي آموزشي و تحقيقاتي اشاره كرد كه بيانگر بهره‌وري نيروي كار، مواد اوليه و بهره‌وري هزينه‌هاي يادشده مي‌باشند.
بيات (1376) در مطالعه‌اي مديريت آب و بهره‌وري بيشتر از منابع آبي را در كشاورزي با استفاده از سيستم‌هاي هوشمند مديريت آبرساني، مورد بررسي قرار داده‌است.
مظهري و كوپاهي (1376) در مطالعه‌اي با عنوان مقايسه و تحليل كارآيي ارقام گندم پاييزه و بهاره با استفاده از الگوي برنامه‌ريزي خطي كارآيي فني، تخصيصي و اقتصادي ارقام گندم بهاره و پاييزه در شهرستان مشهد را محاسبه نمود.
داده‌هاي مقطعي مورد نياز در اين مطالعه با استفاده از روش نمونه‌گيري تصادفي دو مرحله‌اي در سال 1375 به دست آمده‌است. نتايج تحقيق نشان مي‌دهد كه كارآيي فني ارقام گندم پاييزه نسبت به بهاره بيشتر بوده ولي كارآيي تخصيصي و اقتصادي ارقام گندم بهاره نسبت به پاييزه بالاتر است. اگرچه كارآيي اقتصادي نسبي ارقام گندم بهاره نسبت به گندم پاييزه بالاتر بوده به طور مطلق هردوگروه داراي كارآيي اقتصادي پاييني مي‌باشند كه اين خود مي‌تواند پيامدهاي مهمي را در تغيير برنامه‌ريزي دولت جهت حمايت از طرح محوري گندم در برداشته باشد.
نجفي و شجري (1376) در مطالعه‌هاي با عنوان كارآيي گندمكاران و عوامل موثر بر آن مطالعه موردي استان فارس، مقادير كارآيي فني، تخصيص و اقتصادي گندمكاران استان فارس تعيين كرده، ارتباط كارآيي را با بعضي از متغيرهاي اجتماعي، اقتصادي مورد بررسي قرار دادند. براي اين منظور آنها با استفاده از يك روش نمونه‌گيري چند مرحله‌اي، 322 بهره‌بردار (گندمكار) از شهرستانهاي شيراز، فسا و كازرون در استان فارس انتخاب شدند و از طريق تكميل پرسشنامه و مصاحبه حضوري، آمار و اطلاعات لازم جمع‌آوري شد. در اين مطالعه براي تعيين كارآيي فني مزارع گندم از چهار روش تخمين تابع توليد مرزي (حداكثر مربعات معمولي تصحيح شده COLS، برنامه‌ريزي خطي (LP) حداكثر درستنمايي با استفاده از برنامه كامپيوتري (Frontier) و مدلي براي تخمين همزمان تابع توليد مرزي و عدم كارآيي فني گندمكاران و عوامل مؤثر برعدم كاريي فني گندمكاران با استفاده از برنامه كامپيوتر (Frontier) استفاده شده‌است.
نتايج مطالعه نشان داد كه بين گندمكاران با كارآيي بالا و گندمكاران با كارآيي پايين اختلاف نسبي زيادي وجود دارد. اين اختلاف نشان مي‌دهد كه مي‌توان با محدود ساختن شكاف بين بهترين زارع و ساير زارعان (بدون تغيير در سطح تكنولوژي و منابع) از طريق گسترش و ترويج روشهاي اعمال شده درمزارع پيشرفته و گسترش دانش مديريت در ميان زارعان توليد گندم را افزايش داد. بنابراين باتوجه به نتايج به دست آمده از رابطه كارآيي و بعضي از متغيرهاي اجتماعي ـ اقتصادي پيشنهاد شد كه كلاسهاي آموزشي و خدمات ترويجي (در رابطه با نوع كاشت، روشهاي مبارزه با آفات و بيماريها، روشهاي آبياري زمان كاشت و برداشت و نوع بذر و تهيه به موقع نهاده‌هاي كشاورزي) براي گندمكاران گسترش يابد زيرا اين كلاسها نه تنها به طور مستقيم بر كارآيي آنها تأثير خواهد داشت. بلكه زمينه را براي تأثيرگذاري ديگر متغيرهاي اجتماعي ـ اقتصادي فراهم خواهد كرد.
از ديگر نتايج اين مطالعه دراين بود كه پراكندگي اراضي به سبب بلااستفاده ماندن بخشي در اراضي قابل كشت جهت ايجاد مرزهاي اضافي از ماشين‌آلات كشاورزي جهت تسطيح و آماده‌كردن زمين به دليل كوچك و غيرهندسي بودن مساحت قطعات اراضي هدررفتن قسمتي از آب به دليل انتقال آب به قطعات مختلف و ايجاد مانع جهت استفاده از اراضي و تناوب مناسب و اقدامات مبارزه با آفات به موجب از بين رفتن انگيزه و بي علاقگي در زارعان شده و بر بهره‌وري نهاده‌هاي زمين و نيروي كار اثر منفي گذاشته به گونه‌اي كه مانع افزايش كارآيي آنها شده‌است.
رحماني (1376) در مطالعه‌اي با عنوان «كارآيي فني گندمكاران و عوامل موثر بر آن و مطالعه موردي استان كهگيلويه و بويراحمد» كارآيي فني گندمكاران استان را با بهره‌گيري از سه روش تخمين تابع توليد مرزي، اندازه‌گيري نموده و عوامل اقتصادي ـ اجتماعي مؤثر بر ناكارآيي فني را مشخص نمود. داده‌هاي مورد نياز با استفاده از روش نمونه‌گيري خوشه‌اي دو مرحله‌اي و از سه شهرستان استان در سال زراعي 75-1374 بدست آمده است. يافته‌هاي اين پژوهش نشان داد كه ميان مقادير كارآيي فني بهترين زارع با ديگران زارعان، اختلاف سني زيادي وجود داشته. بنابراين پيشنهاد داد كه مي‌توان توليد را بدون تغيير عمده در سطح فناوري و منابع به كاررفته و از راه كمتر كردن فاصله ميان بهترين توليد كننده و ديگر توليد كنندگان به مقدار زيادي افزايش داد. پتانسيل افزايش توليد در شهرستانهاي بويراحمد و كهگيلويه 40 درصد در شهرستانهاي دو گنبدان 33% بوده ميزان تحصيلات، شركت در كلاسهاي آموزشي و ترويجي، مالكيت ماشين‌آلات كشاورزي و تعداد قطعات زمين زيركشت گندم از جمله عوامل اقتصادي ـ اجتماعي مؤثر بر ناكارآيي فني گندمكاران بوده است.
تركماني و عبدشاهي (1376) در مطالعه‌اي با عنوان بررسي اقتصادي طرح محوري گندم مطالعه موردي دراستان فارس، طرح مذكور را مورد تحليل و بررسي اقتصادي قرار دارند. بدين منظور نمونه‌اي شامل كشاورزان عضو و غيرعضو طرح تهيه ننموده و با هم مقايسه شدند. داده‌هاي موردنياز از دو گروه گندمكاران استان فارس كه با روش نمونه‌گيري خوشه‌اي تصادفي انتخاب شده بودند، جمع‌آوري گرديد. توابع توليد گروههاي مورد مطالعه با استفاده از تابع توليد ترانس سندنتال (متعالي) برآورد شد و سپس بهره‌وري نهايي و متوسط نهاده‌هاي مختلف تخمين زده شد. همچنين با استفاده از تابع توليد مرزي، كارآيي فني واحدهاي تحت مطالعه مورد بررسي قرار گرفت. نتايج حاصل از اين مطالعه نشان داد كه گروههاي مورد بررسي نياز به استفاده از تكنولوژي جديد دارند.
تركماني و شير وانيان (1376) در مطالعه‌اي با عنوان مقايسه توابع مرزي آماري قطعي و تصادفي در تعيين كارآيي فني بهره‌برداران كشاورزي (مطالعه موردي چغندركاران در استان فارس). در اين مطالعه با توجه به اينكه كارخانه قند شهرستان فسا از جمله كارخانه‌هايي است كه با كمبود چغندرقند روبه است براي بررسي احتمالي افزايش توليد چغندرقند مورد نياز اين كارخانه كه از طريق استفاده مناسبتر از عوامل توليد كارآيي فني چغندركاران اين شهرستان با استفاده از روشهاي تابع توليد مرزي معين و تصادفي تخمين زده شده اطلاعات مورد نياز با استفاده از روش نمونه‌گيري خوشه‌آي دو مرحله‌اي از 50 بهره‌بردار شهرستان جمع‌آوري شده استفاده از روش تابع توليد مرزي معين نشان داد كه كارآيي فني قابل تخمين است و ميزان افزايش توليد چغندرقند از طريق بهبود كارآيي فني قابل ملاحظه است. ليكن نتايج حاصل از تابع توليد مرزي تصادفي بيانگر غيرقابل تخمين بودن كارآيي فني است. تفاوت در نتايج حاصل از استفاده از اين دو روش به احتمال زياد از اين روست كه در تخمين تابع توليد مرزي تصادفي علاوه بر عوامل قابل كنترل مديريتي به عوامل غيرقابل كنترل و تصادفي نيز توجه مي‌شود. لذا استفاده از روشهايي از قبيل تابع توليد مرزي تصادفي و برنامه‌ريزي توام ريسك كه به عوامل غيرقابل كنترل و تصادفي نيز توجه دارد، از اهميت خاصي برخوردار است. علاوه بر آن نتايج حاصل از تخمين قابل توليد مرزي تصادفي نمايانگر اهميت استفاده از تكنولوژي زمين در توليد چغندرقند است. اين امر اموجب انتقال تابع توليد اين محصول به سمت بالا و در نتيجه افزايش عملكرد مي‌شود.
روشهاي مورد استفاده در اين مطالعه روشهاي MLE,COLS مي‌باشد كه به ترتيب تابع توليد مرزي قطعي و تصادفي را تخمين زدند.
دهقانيان و همكاران (1377) در مطالعه‌اي با عنوان «بررسي كارآيي و برآورد الگوهاي بهينه توليدات كشاورزي در استان خراسان، در اين مطالعه كارآيي و الگوهاي بهينه توليدات كشاورزي استان خراسان با جمع‌آوري اطلاعات مربوط به 1274 روستا كه از مناطق خشك و نيمه خشك استان و به روش تصادفي انتخاب شده‌بودند، مورد مطالعه قرارگرفت. روستاهاي انتخاب شده براساس متوسط سطح زمينهاي زيركشت به چهار گروه (كمتر از 5 هكتار، 5-10 هكتار، 15-10 هكتار و بيشتر از 15 هكتار) تقسيم بندي شدند. كارآيي‌هاي فني و تخصيصي هريك از واحدهاي توليدي از راه برآورد تابع توليد مرزي و كارآيي اقتصادي نيز از حاصلضرب كارآيي فني و تخصيصي محاسبه شد. الگوهاي بهينه توليد براي هر منطقه و هر گروه از واحدهاي توليدي به وسيله برنامه‌ريزي خطي تعيين شد و با وضعيت كنوني مورد مقايسه قرار گرفت. نتايج نشان داد كه كارآيي‌هاي توليد به منطقه اقليمي و مساحت واحدهاي توليدي وابسته است.
هرسه نوع كارآيي در مناطق نيمه خشك به طور معني‌إاري بالاتر از مناطق خشك بوده و در هر منطقه با افزايش مساحت واحد توليدي كاهش يافتند.
تهيه الگوهاي بهينه توليد در مورد غلات ديم و آبي، محصولات وجيني و محصولات باغي نشان داد كه در هر دو منطقه خشك و نيمه خشك ميان الگوي بهينه و الگوي كنوني تفاوت چشمگيري وجود دارد. افزون بر آن، الگوهاي بهينه بسته به مساحت واحدهاي توليدي نيز اختلافهاي درخور ملاحظه‌اي داشتند. براساس نتايج به دست آمده در برنامه‌ريزيهاي منطقه‌اي توليد، ضمن در نظر گرفتن تفاوتهاي اقليمي، مساحت واحدهاي توليدي و پراكنش آنها نيز بايد مورد توجه قرار گيرند. گفتني است، دلايل اختلافات ديده شده در كارآيي توليد و الگوهاي بهينه حاصل از برنامه‌ريزي خطي و واحدهاي توليدي استان نيز براساس هزينه فرصت از دست رفته مربوط به نهاده‌ها مورد بحث قرار گرفته‌است.
قاسمي (1377)، در مطالعه‌اي، مديريت نهاده‌ها و كارآيي اقتصادي در توليد چغندرقند را در شهرستان اقليد مورد بررسي قرار دادند. در اين مطالعه با استفاده از توابع مرزي تصادفي و مدل تأثيرات عدم كارآيي باتل و كوئلي (1995) به محاسبه كارآيي زارعين چغندركار پرداخته و ميانگين كارايي فني، تخصيصي و اقتصادي آنها به ترتيب 73/68 و 72/53 و 56/21درصد بدست آمد. همچنين بررسي عوامل مؤثر بركارآيي فني زارعين چغندركار نشان مي‌دهد كه از بين عوامل مختلف، اندازه مزرعه چغندرقند به عنوان مهمترين عامل، تأثير به سزايي برعدم كارآيي فني دارد كه در اين ميان مزايي با اندازه بزرگتر از 15 هكتار بيشترين تأثير را برعدم كارآيي فني داشته‌اند.

حق جو (1377) بررسي تاثير عوامل چهارگانه (نيروي انساني، سرمايه، تحقيقات و آموزش) را دربهره‌وري كشاورزي در زير بخش زراعت طي دوره (75-1360) انجام داد. در اين تحقيق براي برآورد ميزان تأثيرات از ضرايب همبستگي و تحليل عليت براي توجيه كنش‌هاي تأثيراتي و همچنين ميزان وابستگي بين متغيرهاي مستقل و وابسته (شاخص بهره‌وري) استفاده شده‌است.
نجفي و بريم‌نژاد (1377) در تحقيقي با عنوان «كارآيي كشاورزان عضو شركتهاي تعاوني مطالعه موردي شهرستان ني‌ريز» به منظور بررسي كارآيي كشاورزان عضو شركتهاي تعاوني توليد، در گروه از زارعين اين شهرستان كه از هر جهت مشابه يكديگر بوده اما از نظر عضويت تعاوني توليد با يكديگر اختلاف داشتند، انتخاب گرديد. با مراجعه به بهره‌برداران نمونه، اطلاعات مربوط به سال زراعي 76-1375 در رابطه با محصولات گندم و ذرت جمع‌آوري گرديد، سپس با استفاده از تابع توليد مرزي تصادفي، كارآيي فني دو محصول گندم و ذرت براي هر دو گروه از بهره‌برداران عضو و غيرعضو تعاوني محاسبه گرديد. نتايج مبين آن است كه كارآيي فني گندمكاران عضو و ذرت كاران غيرعضو به ترتيب به ميزان 5/13درصد و 4/20درصد قابل افزايش است. در مورد ذرت كاران عضو و گندمكاران غيرعضو استفاده وسيع‌تر از تكنولوژي توصيه مي‌گردد همچنين باتوجه به عدم وجود اختلافات قابل ملاحظه‌ در كارآيي اعضاي شركتهاي تعاوني و كشاورزان غيرعضو تاكيد بيشتر بر آموزش كشاورزان غيرعضو تعاوني‌ها توصيه گرديده‌است.
سلامي (1377) در مطالعه‌اي به بررسي مفاهيم و روشهاي اندازه‌گيري بهره‌وري در كشاورزي پرداخته است. وي در اين مطالعه به بحث پيرامون مفهوم بهره‌وري و دو شاخص غيرپارامتري شاخص بهره‌وري جزء و شاخص بهره‌وري كل در يك واحد اقتصادي پرداخته است. همچنين اشكال مختلف تابع كه در شاخص‌سازي و جمع‌سازي عناصر مجموعه نهاده‌ها و نيز محصولات، مورد استفاده قرار مي‌گيرند ارائه و مقايسه شده‌است. نتايج اين مطالعه نشان مي‌دهد كه شاخص‌هاي بهره‌وري كل و بهره‌وري جزء دو گروه از معيارهاي غيرپارامتري اندازه‌گيري و مقايسه عملكرد بهره‌وري يك واحد اقتصادي در طول زمان و در مكانهاي مختلف مي‌باشند. شاخصهاي مختلفي از جمله لاسپيرز، پاشه، تورنكويست – تيل (ديويژيا) و شاخص ايده‌آل فيشر، كه در مطالعات بهره‌وري استفاده مي‌شوند، در اين مطالعه معرفي مي‌شوند كه دو شاخص تورنكويست ـ تيل و فيشر به عنوان شاخصهاي برتر در تعيين بهره وري واحدهاي اقتصادي، در سالهاي اخير استفاده گسترده‌اي داشته‌اند. باتوجه به خصوصيات مطلوب شاخص تورنكويست ـ تيل و انطباق آن با توابع توليد و هزينه ترانسلوگ كه امكان تجزيه رشد بهره‌وري را به اجراي مقياس توليد، تغيير فن‌آوري و افزايش ميزان توليد فراهم مي‌آورد. اين شاخص براي محاسبه بهره‌وري در بخشهاي مختلف اقتصادي در ايران بويژه بخش كشاورزي توصيه مي‌شود. به علاوه به دليل اشكالات نظري وارد برمحاسبه بهره‌وري به روش ارزش افزوده، تعيين بهره‌وري به اين طريق در صورت الزام منوط به محاسبه بهره‌وري با استفاده از توليد ناخالص به منظور قضاوت در خصوص تغييرات بهره‌وري در بخشهاي اقتصادي مي‌باشد.
تركماني (1377) در تحقيقي با عنوان تعيين درجه و كسب گريزي، كارآيي فني و عوامل مؤثر بر آن در استان فارس با استفاده از تابع توليد مرزي تصادفي و روش تخمين حداكثر و دستنمايي كارآيي فني نمونه‌اي شامل كشاورزان استان فارس محاسبه و عوامل اقتصادي اجتماعي مؤثر بر آن تعيين شده‌است. براساس نتايج بدست آمده، متوسط كارآيي فني در اين منطقه 65/0 است و اختلاف ميان بهره‌برداران داراي حداكثر و حداقل كارآيي فني چشمگير است. با سوادي شركت در كلاسهاي ترويجي داشتن شغل جانبي از عواملي است كه در افزايش كارآيي فني كشاورزان مؤثر است.
كياني و همكاران (1378) در مطالعه‌اي با عنوان «بررسي و تحليل كارآيي فني، تخصيصي و اقتصادي زنبورداران استان اصفهان» پس از معرفي عوامل مثر بر توليد عسل زنبورداران، ميزان تاثير اين عوامل را نيز برآورد نمودند. همچنين بعد از اندازه‌گيري تاثير عوامل گوناگون بر توليد، محاسبه كارآيي فني، تخصيصي و اقتصادي زنبورداران استان اصفهان را انجام دادند.
براي دستيابي به اين موارد، آمارهاي مقطعي زنبورداران استان اصفهان در سال 1372 و 1373 به كار گرفته شد و تابع توليد با استفاده از روش حداقل مربعات تصحيح شده (COLS) تخمين زده شد. به كمك تابع توليد تخميني و اطلاعات مكمل ديگر، كارآيي فني، تخصيصي و اقتصادي محاسبه شد. نتايج اين پژوهش نشان داد كه عوامل زيادي در توليد موثر است و كارآيي فني و تخصيصي و اقتصادي زنبورداران در سطح پاييني قرار دارد وعواملي مانند سن، سواد، تعداد كندو و شغل اصلي نيز ب