Friday، March 14، 2008


دستورالعمل اجرايي FFS : مدرسه در مزرعه

مقدمه
با افزايش سطح آگاهي عمومي و ارتقاء سطح كمي و كيفي دسترسي به اطلاعات به صورت نسبي در هر جامعه‌اي بسته به شرايط خاص خود در دنياي امروز، نظام‌هاي انتقال دانش و تكنولوژي و اطلاعات در فرآيندهاي توسعه را از بعد ابزارها و روشهاي مورد بهره‌برداري دچار تحول نموده است. در جهان امروز با شرايط فوق الذكر ابزارهاي انتقال يك طرفه و حتي دوطرفه ارتباطي در فضاي تعيين شده بين منبع و گيرنده به لحاظ اثربخشي تكنولوژي و دانش مورد انتقال و هم چنين كاربست آن در محيط عملياتي و تثبيت آن از ابعاد استمرار كاربرد، سطح كاربرد، سازگاري، پشتيباني، كارايي خود را از دست داده و در يك فرآيند جايگزين با روش‌هاي مشاركت مدار عملياتي قرار گرفته‌اند.
اصلاح رفتار حرفه‌اي كشاورزان و انتقال دانش و تكنولوژي نوين و كارآمد به سطح واحد بهره‌برداري در راستاي توسعه پايدار كشاورزي امروزه ركن اصلي برنامه‌هاي توسعه كشاورزي مي‌باشد. از جمله ابزار و شيوه‌هاي مشاركت محور عملياتي اثربخش در اين زمينه شيوه مدرسه در مزرعه يا FFS (Farmer Field School) مي‌باشد.
اين شيوه در سطح جهان با رويكرد IPM مورد استفاده قرار گرفته و در توسعه و گسترش IPM از توفيقات زيادي برخوردار بوده است. كاربرد اين روش در ايران نيز به صورت الگويي با همين رويكرد IPM/FFS سابقه سه ساله دارد.
يافته‌هاي حاصل از آخرين نشست مشترك مجريان سايت‌هاي الگويي IPM/FFS كه در تاريخ ارديبهشت ماه سال 85 به مدت سه روز در بندر اندزلي تشكيل گرديد و هم چنين مباحث مطروحه در اين نشست از سوي مجريان استاني نشان دهنده عدم درك يكنواخت و هماهنگ از اين رويكرد IPM/FFS و هم چنين كاربرد آن به روشهاي متنوع مي‌باشد كه اين موضوع مطمئناً، تجزيه و تحليل يافته‌هاي حاصل و هم‌چنين ارزيابي دقيق فعاليتها را به منظور يك نتيجه‌گيري با مشكل مواجه خواهد نمود. در اين راستا دستورالعمل اجرايي شيوه FFS با رويكرد IPM/FFS تهيه و تدوين گرديده است.





تاريخچه
در سال 1960 فائو كميته‌اي براي نظارت و مسائل ناشي از مقاومت آفات در برابر سموم شيميايي و تدوين استانداردهاي ايمني باقيمانده سموم تشكيل داد.
در سال 1965 سميناري در مورد IPM برگزار شد.
در سال 1967 فائو با همكاري برنامه عمران ملل متحد (UNDP) پانل كارشناسي در زمينه كنترل آفات تشكيل داد كه بعدها به IPM تغيير نام پيدا كرد.
در سال 1968 FAO تعريفي بدين مضمون براي IPM ارائه كرده است.
شيوه‌اي در مديريت آفات كه طي آن محيط زيست و جمعيت فعال آفات خاص را مد نظر قرار داده و از تمام فنون و الگوهاي مناسب به عنوان يك روش امكان‌پذير و سازگار استفاده مي‌نمايد.
در سال 1987 FAO با تصويب گزارش برنامه مشترك ما حركت به سمت توسعه كشاورزي پايدار را آغاز كرد.
در سال 1988 فائو تعريف كشاورزي و توسعه روستايي پايدار را تصويب كرد .
در سال 1991 اولين سمينار توسعه پايدار در هند برگزار شد و در سال 1992 كنفرانس محيط زيست و توسعه نقش IPM در برنامه‌ها و سياست‌هاي كشاورزي مانند ساير فعاليت‌ها مهم تلقي كرده و براي اجراي آن دستورالعمل 21 موردي را پايه‌گذاري كرد.
و در سال 1995 كميته كمك توسعه سازمان همكاري مشترك اقتصادي و توسعه راهنماي مديريت آفات را منتشر كرد.
در سال 1996 جلسه سران كشورها در FAO منتهي به تنظيم قطعنامه رم براي امنيت غذايي و برنامه‌هاي اجرايي غذايي جهان شد.
درطول دهه 1980 در كشورهاي جنوب و جنوب شرق آسيا در مورد محصول برنج به صورت موفقيت‌آميز اجرا شد.
اين پروژه در 9 كشور شامل بنگلادش، چين، هند، اندونزي، مالزي، فيليپين، سريلانكا، تايلند و ويتنام در سه مرحله انجام شد كه دهه اول آن از 80 تا 86 مرحله دوم از 1987 آغاز و تا 1992 طول كشيد.

1- تعاريف
1-1- مدرسه در مزرعه : (FFS) Farmer Field School
الف ـ مدرسه در مزرعه : يك شيوه آموزشي ترويجي با ماهيت مشاركتي مبتني بر يادگيري مزرعه‌اي است.
ب ـ در روش مرسوم به مدرسه در مزرعه (FFS)، كشاورزان در قالب آموزش مشاركتي كشاورزمدار (FPT) آموزش مي‌بينند، و در جريان اين آموزش‌ها با نحوه مشاهده و يادداشت‌برداري از جزئيات كار و نيز چگونگي انجام آزمايشهاي ساده و تفسير و تحليل نتايج حاصل از يافته‌ها آشنا مي‌شوند.
ج ـ آموزش‌هاي ارائه شده در قالب مدرسه در مزرعه براساس ارتقاء سطح مهارت‌هاي تحليلي و قدرت تفكر انتقادي كشاورزان است تا بتوانند تصميم‌هاي بهتري اتخاذ كنند، با شيوه ها و عمليات اصولي كشاورزي آشنا شوند و درك و شناخت لازم را نسبت به فعل و انفعالاتي كه در بوم سازه‌هاي كشاورزي صورت مي‌گيرد به دست آورند. ارتقاي دانش به نوبه خود در بهبود روشهاي كشت، تصميم‌هاي مربوط به نهاده‌ها و بازدهي محصولي تجلي مي‌يابد.

2-1- IPM : مديريت تلفيقي آفات
IPM : Integrated Pest Management
سازمان خواربار كشاورزي : IPM را شيوه‌اي در مديريت آفات كه طي آن محيط زيست و جمعيت فعال آفات خاص را مد نظر قرار داده و از تمام فنون و الگوهاي مناسب به عنوان يك روش امكان‌پذير و سازگار استفاده مي‌نمايد، نتيجتاً جمعيت آفات را كنترل و در زيرسطح آستانه زيان اقتصادي نگه مي‌دارند. يا به بيان ديگر مديريت تلفيقي آفات (IPM)، راهكاري براي محافظت از محصول بر پايه مديريت كشت بوم است كه از طريق تعادل طبيعي، مخاطرات ناشي از آفات را كاهش مي‌دهد.

3-1- IPPM : رويكرد مشاركت در مديريت تلفيقي آفات
Integrated participatory pest management
اين رويكرد راهكاري براي ترويج كشاورزي است كه توسط كشاورزان هدايت مي‌شود و كشاورزان را كمك مي‌كند تا مديريت تلفيقي را درك كرده و به كار گيرند. اين رويكرد يك جريان پيوسته شناخت است كه كشاورزان را توانمند مي‌كند تا خودشان كشت بوم مزرعه‌شان را بشناسند و براساس دانش دست اولي كه از طريق تجربه مي‌آموزند تصميم‌گيري‌هاي لازم و منطقي را براي مديريت مزارع خود اتخاذ نمايند.
آموزش در اين رويكرد جاي خود را به يادگيري و توانمندسازي دائمي مي‌دهد كه بسيار فراتر از مبارزه با آفت است، زيرا تغذيه گياهي، مديريت خاك و مديريت آبياري را نيز دربرمي‌گيرد.
و يا مديريت تلفيقي مشاركتي شيوه‌اي است كه در جريان آن كشاورزان دانش خود را در زمينه كشت بوم افزايش مي‌دهند و توان تصميم‌گيري خود را براي اين كه چگونه مزرعه خودشان را اداره كنند بالا مي‌برند، كشاورزان ياد مي‌گيرند تا با استفاده از تجربيات كه از مزرعه بدست مي‌آورند، راه حل‌هاي مشكلات خود را طرح‌ريزي كنند.
به عبارتي ديگر IPPM = تلفيقي از كنترل بيولوژيك، ارقام مقاوم، عمليات مناسب كشاورزي و استفاده حداقل و يا صفر از سموم، بهترين انتخاب براي آينده است كه توليد را تضمين، هزينه‌ها را كاهش و به كشاورزي پايدار كمك مي‌كند كه با توجه به توانمند شدن كشاورزان استفاده توأم از هر كدام اينها توسط مديران مزارع انجام مي‌گيرد.

خصوصيات
با نگاهي دقيق به تعاريف ارائه شده‌ از IPPM, IPM, FFS مي‌توان خصوصيات ذيل را در هر يك از اين تعاريف تشخيص داد :
FFS :
1ـ يك روش است.
2ـ مبتني بر مشاركت است.
3ـ مبتني بر يادگيري مزرعه‌اي است.
4ـ يادگيري در اين شيوه مبتني بر يادگيري مزرعه‌اي است.
IPM :
1ـ روش است.
2ـ روشي است براي مديريت آفات.
3ـ مبتني بر كاربرد تمام فنون و الگوهاي مناسب براي مبارزه با آفت است.
4ـ هدف از آن كنترل جمعيت آفات در زير آستانه زيان اقتصادي است.

IPPM :
1ـ رويكردي است براي ترويج IPM
2ـ مبتني بر مشاركت است.
3ـ توسط كشاورزان هدايت مي‌شود.
4ـ يك جريان پيوسته شناختي - تحليلي است.
5ـ بر پايه كشت بوم مزرعه استوار است.
6ـ هدف فراتر از مبارزه با آفت است.
7ـ هدف توان طراحي راه حل مشكلات براساس تجربيات مزرعه‌اي است.

4-1- IPM / FFS
مداقه در تعاريف و خصوصيات ارائه شده براي هر كدام از مفاهيم FFS، IPM ، IPPM بيانگر تطابق كامل IPPM با IPM/FFS است چرا كه عنصر مشاركت در IPPM يا همان Participatory از طريق كاربرد شيوه FFS در ترويج و توسعه مديريت تلفيقي آفات (IPM) ميسر مي‌گردد كه در واقع همان رويكرد مشاركتي در مديريت تلفيقي آفات است.

مؤلفه‌هاي اساسي IPM / FFS
بر پايه آنچه كه در فوق آمد مي‌توان مؤلفه‌هاي اساسي IPM/FFS را به شرح ذيل بيان نمود :
1ـ فن مدراي يا تأكيد در كاربرد اصول فني در مبارزه با آفات به صورت تلفيقي با تكيه مديريت كشت بوم مزرعه
2ـ مشاركت مداري يا هدايت شده و اجرا شده توسط گروههاي كشاورزان
3ـ عرصه مداري يا يادگيري در عرصه توليد
4ـ بنا شده بر اساس اصول اساسي چگو.نگي ورود به جوامع محلي
5ـ داراي كاركرد سيستميك (نگاه فرابخشي و چندوجهي به عرصه توليد)
6ـ هدف‌گذاري شده براساس توانمندسازي و پايداري جوامع محلي
7ـ ايجاد ارتباط پويا و دوطرفه بين كشاورز، ترويج، تحقيق، اجرا


اصول IPM / FFS
1ـ توليد محصول سالم
2ـ شناخت و تحليل كشت بوم
3ـ حفظ دشمنان طبيعي
4ـ تبديل بهره‌برداران به مديران توليد
5ـ توسعه كمي و كيفي محصول

هدف كلي IPM / FFS :
دستيابي به الگويي پايدار در توليد محصولات كشاورزي با مشاركت بهره‌برداران با تكيه بر مديريت خاك، آب، آفات و به طور كلي مديريت مزرعه با تكيه بر نهادينه‌كردن دانش در بين جوامع محلي

اهداف اختصاصي :
ـ توانمند نمودن كشاورزان و كارشناسان در اعمال مديريت محصول براساس شناخت كشت بوم زراعي مزرعه مبتني بر رويكرد سيستميك از بذر تا بذر
ـ كاهش هزينه‌هاي توليد و در نتيجه افزايش درآمد
ـ حفظ محيط زيست، سلامت گياه، سلامت توليدكننده و مصرف‌كننده
ـ تلفيق دانش بومي و روز از طريق توسعه مشاركتي تكنولوژي
ـ برقراري ارتباط عملياتي پويا و دوطرفه بين كشاورز، تسهيلگر (ترويج)، كارشناس (محقق اجرا) در تمامي مراحل برنامه‌ريزي، اجرا، ارزيابي
ـ تبديل كشاورزان به مديران مزارع از طريق يادگيري مزرعه‌اي در طي دو فصل و توسعه از طريق خود آنها
ـ فراهم شدن امكان انتقال دانش و تجربه از طريق كشاورز به كشاورز

نقات قوت
ـ توانمندكردن كشاورزان در مورد مسائل مزارع ـ تقويت مديريت مزرعه
ـ وجود مزارع (مدرسه در مزرعه) مشاركتي باعث حل بسياري از مسائل اساسي موجود در منطقه مي‌شود.
ـ يادگيري به سبب جلسات هفتگي مرتب
ـ تقويت گفتگو و تبادل نظر و تجربه
ـ ايجاد روحيه مشاركت در گروه
ـ ايجاد حسن خوداتكايي و عدم وابستگي
ـ برنامه‌ريزي جهت بهره‌برداري بهينه از منابع موجود
ـ يادگيري ناشي از عمل
ـ بررسي راهكارهاي مناسب جهت حل مشكلات توسط خود گروه
ـ مسبب ايجاد تشكل كشاورزان بومي و منطقه‌اي
ـ تصميم‌گيري، برنامه‌ريزي و اجرا به صورت گروهي
ـ تقويت ارتباط بين كشاورزان و كارشناسان و انتقال تجربيات بين آنها
ـ اجراء نظر اجماع در مورد مسائل موجود
ـ انجام ارزيابي از فعاليت‌هاي انجام شده توسط گروه
ـ تشكيل صندوق مشاركتي جهت شكل‌دهي تشكل در منطقه
ـ درگير شدن كشاورزان با مسائل مطروحه بصورت عملي
ـ شناخت حشرات مفيد ومضر و سيكل زندگي آنان
ـ شناخت زمان صحيح مبارزه با آفات
ـ توجه به دانش بومي
ـ ايجاد زمينه جهت حضور و شركت در نشست‌هاي منطقه‌اي و ملي
ـ توليد محصول ارگانيك
ـ تقسيم‌بندي و واگذاري مسئوليت به اعضاء
ـ توانمندشدن كارشناسان و مجريان وكشاورزان در زمينه مسئله‌يابي ـ نيازسنجي، اولويت‌بندي مسائل
ـ رسيدن به يافته‌هاي مناسب و جديد متناسب با شرايط منطقه‌اي
مقايسه شيوه FFS با شيوه‌هاي متعارف
شيوه جديد (مدرسه در مزرعه)
شيوه‌هاي رايج
1ـ در مزارع كارها به صورت عملي انجام مي‌گيرد.
2ـ به صورت عملي كار انجام مي‌شود و به صورت عملي آموزش داده مي‌شود.
3ـ از تجربه كشاورزان به صورت عملي استفاده مي شود.
4ـ توانمندسازي كشاورزان به وسيله كارشناسان با تكيه بر پيشينة قديمي‌ها
1ـ روش فقط به صورت تئوري بود.
2ـ در قالب حكم مطرح مي‌شد.
3ـ از بيرون براي كشاورزان تصميم‌گيري مي‌شد و در بيرون جامعه اجراء مي‌شد آن هم به صورت موردي
4ـ در نگرش و رفتار كشاورزان تغيير خاصي ايجاد نشده است.

با مقايسه جدول فوق مي‌توان مزاياي شيوه‌ FFS يا مدرسه در مزرعه را به شرح ذيل بيان نمود :
1ـ موقعيت مثبتي است كه كشاورزان شيوه كشاورزي مناسب و پايدار را فرا گيرند.
2ـ ديگر به كشاورزان فقط به عنوان يك مشتري استفاده كردن از فن‌آوري‌هاي ديگران نگاه نمي‌كنيم بلكه مديريت فردي كشاورزان آنان را به خودباوري رسانده و اين در توانمندشدن آنها نقش اساسي دارد.
3ـ اين شيوه علاوه بر مديريت تلفيقي آفات در بخش حفاظت از منابع طبيعي و توسعه پايدار نيز نتايج خوبي داشته است.
4ـ كلاً براي شروع هر نوع توسعه‌اي كه پايداري مورد نظر باشد، اين روش جالبي است يعني با اين روش مي‌توان بسيار راحت فرايندهاي بوم شناختي را مشاهده و از آن طريق بر عوامل طبيعي مزرعه خود اشراف داشت.
مثلاً وقتي بستر اين نوع فعاليت‌ها براي كشاورزان فراهم شد و آنها خودشان مشاهده كردند كه چطور ملخ توسط عنكبوت و يا اينكه كرم ساقه‌خوار برنج توسط ماهي خورده شد، اين انگيزه در كشاورزان به شدت تقويت شد تا از اين به بعد علاقه‌مند شوند تا همه چيز را در كشت بوم خودشان مشاهده كنند و آن را بهتر بشناسند. در واقع ديدگاه آنها نسبت به اكولوژي تغيير يافت و آنها را براي مشاهده حساس‌تر كرد.
5ـ در اين شيوه فقط مديريت تلفيقي آفات مورد توجه قرار نمي‌گيرد و تنها براي آن برنامه‌ريزي نمي‌شود بلكه همه چيز از آب و خاك و منابع طبيعي و تنوع زيستي و ساير موارد در نظر گرفته مي‌شود به گونه‌اي كه كشاورزان كارشناس متخصص بشوند تا بتوانيم به سوي كشاورزي پايدار حركت كنيم.
توجيه زيست محيطي و بهداشت حرفه‌اي و عمومي
در كشور افراد چندان توجهي به حفاظت خود در جريان استعمال آفت‌كش نشان نمي‌دهند، اطلاعات نسبت به امنيت و مخاطرات بهداشتي اندك بوده و آفت‌كش‌هاي سمي به راحتي قابل خريداري و دسترسي است. علي‌رغم سير صعودي مشكل مسموميت‌هاي ناشي از مواد آفت‌كش تماس‌هاي معمولي شغلي با اين مواد امري عادي تلقي مي شود. ضمناً استعمال آفت‌كش‌ تهديدي مستمر براي حيات وحش، موجودات زنده مفيد در خاك و كيفيت خاك به شمار مي‌آيد.
استفاده بيش از حد از سموم مي‌تواندجمعيت قورباغه‌ها، كرم‌هاي خاكي و زنبورها و حشراتي كه دشمنان طبيعي آفات هستند تأثير بگذارد حذف و ياكاهش مصرف سموم، آلودگي محيط زيست را كاهش مي‌دهد. حفظ و حمايت از طبيعت، پايه و اساس مديريت تلفيقي مي‌باشد. حفظ تعادل درمحيط زيست مانع شيوع ناگهاني آفات مي شود و از طرف ديگر شيوه يادگيري از مزرعه (FFS) كشاورزان را به صورت پاسداران طبيعت درمي‌آورد.
بكارگيري مديريت تلفيقي مشاركتي باعث استفاده كمتر ازسموم در نتيجه كاهش ميزان آلودگي كشاورزان به سموم و خطرات باقيمانده سموم در محصولات كشاورزي، غذايي و آب آشاميدني مي‌شود.

توجيه ملي و اقتصادي
1ـ در بسياري از مناطق زراعي، تعادل اكولوژيكي به دليل نابودي جمعيت دشمنان طبيعي آفات در اثر استفاده بي‌رويه سموم بهم ريخته است اين عدم تعادل موجب شده است تا آفات با سرعت بيشتري تكثير شوند، مقاومت آنها در مقابل سموم آفت‌كش افزايش يابد و اين بحران موجب مصرف سموم بيشتري مي‌شود كه در نهايت قادر نيستند ازكاهش عملكرد جلوگيري كنند در برخي از كشورها بروز چنين بحراني، اثرات منفي و زيان‌باري بر اقتصاد ملي گذاشته است.
متأسفانه هنوز اين تصور وجود دارد كه مصرف سموم اولين گام براي مبارزه با آفات است. با وجودي كه استفاده از سم بعضي اوقات توجيه‌پذير است، ولي مصرف سم در سطح گسترده كنوني مورد نياز نيست ضمناً هزينه‌هاي بهداشتي ناشي از مسموميت و بيماري، هزينه‌هاي سالم‌سازي آب آشاميدني و محيط زيست آلوده به مواد شيميايي كاهش جمعيت حشرات مفيد، آبزيان اغلب در پشت ساير هزينه‌ها به صورت مخفي و پنهان باقي مي‌ماند.
IPM راه‌حل جايگزيني به جاي مصرف درازمدت سم و يا «دور باطل آفت‌كش»‌ است نتايج حاصل از اعمال مديريت تلفيقي مشاركتي مبين كاهش سمپاشي‌ها مي‌باشد و ضمناً نشان داده است كه مصرف سم نه تنها هيچ‌گونه توجيه اقتصادي ندارد، بلكه از ديدگاه حفظ محصول پسنديده و مطلوب نيست و اين كاهش مصرف سموم اثر مهمي در سود خالص كشاورزان دارد.
2ـ دسترسي به بازارهاي اروپايي با بازارهاي داراي استانداردهاي دقيق و مشخص.
شرايط سخت‌گيرانه اروپا از اواسط سال 2001 مبني بر حداكثر ميزان رسوب آفت كش (MRL) يا ميزان مجاز رسوب مواد شيميايي، به معناي آن است كه اجتماعي عودت محصولات صادراتي از دروازه‌هاي اروپا روز به روز بيشتر مي شود و همين امر مي‌تواند پايداري نظام‌هاي كشاورزي و اقتصادي كشور صادركننده را تضعيف كند.
همان‌گونه كه گفته شد براي راه‌اندازي مدرسه در مزرعه، يك گروه كاري شامل 25-15 كشاورز بايد شركت داشته باشند كه به سه تا پنج گروه پنج نفره تقسيم مي‌شوند.
برگزاري مدرسه در مزرعه، به طور هفتگي و در طول فصل كشت برگزار مي‌شود. هر كدام ازگروه‌هاي كاري بايد پنج فعاليت زير را در طول يك روز كاري مورد توجه قرار دهند : (ذكر ساعت مثال مي‌باشد.)
1ـ ساعت 5/7 تا 5/8 مشاهده مزرعه تحقيقاتي خودشان
2ـ 5/8 تا 15/9 تجزيه و تحليل كشت بوم زراعي
3ـ 15/9 تا 10 ارائه تحليل ومشاهدات از طريق بحث گروهي
4ـ 10 ا 30/10 انجام تمرين‌هاي عملي از قبيل كار با ميكروسكوپ و ساير لوازم
5ـ 30/10 تا 12 انتخاب يك موضوع توسط گروه كاري و بحث گروهي در مورد آن در فعاليت اول اين كارها انجام مي‌گيرد :
هر گروه پنج‌نفره، 10 بوته از محصول را انتخاب و انواع حشرات روي آن را مشاهده كنند. سپس به كمك كارشناس، در مورد مراحل مختلف زندگي حشرات، توليد مثل و .... بحث و گفتگو مي‌كنند. در همين مرحله، وضعيت آب مانند شوري، قليائي، كمي و زيادي و .... را هم مورد بررسي قرارمي‌دهند.
حشرات ناشناخته را در كيسه‌هاي پلاستيكي كوچك جمع‌آوري و در فرصت ديگري به كمك كارشناسان و ريش‌سفيدان، مورد شناسايي بيشتر قرار مي‌دهند.
در فعاليت دوم اين كارها انجام مي‌گيرد :
تصاوير تمامي مشاهدات كشاورزان، روي كاغذهاي بزرگ نقاشي مي‌شود. اين نقاشي‌ها باعث مي‌شود كه تمركز آنها روي مسائل محيط زيست‌شان به طور دقيق و كامل به تصوير دربيايد و بعد از تحليل اين تصاوير و به دست آوردن نتايج اين تحليل‌ها، براي ادامه فعاليت‌ها برنامه هفته بعد تهيه مي‌شود. به عنوان مثال يكي ازگروه‌هاي كاري 6 حشره مضر و 8 دشمن طبيعي پيداكرده‌اند.
هر پنج گروه كاري بعد از اتمام مراحل بالا، نتايج كار گروهي را براي يكديگر بازگو ميكنند و سپس با مشاركت يكديگر نتيجه‌گيري مي‌كنند.
با اين روش مشاركت‌كنندگان تمريناتي را در زمينه فعاليت‌هايي كه در طبيعت و كشت بوم وجود دارد را به صورت عملي ياد مي گيرند.
به عنوان مثال قفس را به عنوان يك آزمايشگاه صحرائي خيلي ساده شامل يك چهار چوب محصور شده توسط توري درمزرعه نصب مي‌كنند و فضائي براي مشاهده فعاليت حشرات درنظر مي‌گيرند. يكي از كشاورزان تعدادي عنكبوت وملخ را جمع‌آوري كرده و در اين قفس‌ها رها كرده و مشاهده كرده كه ملخ‌ها آفت، و عنكبوت‌ها دشمنان طبيعي ملخ‌ها هستند.
بعد از چند روز عنكبوت تاري تنيده و ملخ را در تار زنداني كرده و خورده است.
اين فعاليت‌ها هسته‌ اصلي اين شيوه از يادگيري است و سبب مي‌شود تا تجارب با دانش بومي در همه ابعاد مختلف مطرح شود و دانش بومي را غني‌تر كند.
بحث‌هاي مشاركتي باعث مي‌شود تا برنامه‌ريزي به طور همه‌جانبه از سوي گروه طراحي شود اين نوع فعاليت‌هاي مشاركتي باعث مي‌شود كه ارزيابي كردن را به شركت‌كنندگان ياد دهند. از مهم‌ترين دستاوردهاي اين نوع فعاليت‌ها اين است كه مسائل با يكديگر مطرح وحل و فصل مي‌شوند.




روش اجرايي
ـ سازمان كار

كميته راهبري ملي IPM/FFS
ملي - منطقه‌اي
كميته راهبري IPM/FFS
استان
هسته كارشناسي فني برنامه‌ريزي IPM/FFS استان
هماهنگ‌كننده ملي پروژه
هماهنگ‌كننده اصلي پروژه
هسته كارشناسي اجرايي IPM/FFS شهرستان
گروه عملياتي دهستان IPM/FFS

















- كميته راهبري ملي IPM/FFS
اعضاء :
1ـ رياست مؤسسه تحقيقات آفات و بيماريهاي گياهي
2ـ مدير كل دفتر برنامه‌ريزي و هماهنگي ترويج (رياست كميته)
3ـ نمايندگان معاونت‌هاي زراعت، باغباني، دام
4ـ نماينده سازمان حفظ نباتات
5ـ تسهيلگر ملي IPM/FFS (دبير)

وظايف و مسئوليت‌هاي كميته راهبردي
ـ كميته راهبري پروژه مسئوليت تمام فرايند اجراي پروژه از شروع تا انتها شامل تهيه برنامه كاري، اجرا، نظارت و ارزشيابي و ... را بر عهده دارد كه هر يك از اين فعاليتها را مي‌تواند از طريق انتخاب بخشهاي دولتي و غيردولتي بعنوان مجري پروژه واگذار و عملياتي نمايد.
ـ ايجاد تفاهم و توافق بين بخشهاي دولتي و غيردولتي درگير در پروژه مهمترين نقش كميته راهبردي بخصوص در برطرف كردن موانع و ريسكهاي اجرايي پر وژه در كشور مي‌باشد.
مهمترين مسئوليتهاي كميته شامل موارد زير است :
1ـ انتخاب كارشناسان و متخصصان داخلي و فراهم كردن شرايط كاري و حمايت از فعاليتهاي آنها براساس ساختار پروژه
2ـ تصويب برنامه‌هاي كاري پروژه
3ـ تعريف و ايجاد ساختار سازماني و اجرايي در استانهاي محل اجراي پروژه بر اساس ساختار پروژه شامل كميته‌هاي اجرايي، گروههاي كاري و غيره.
4ـ تأمين امكانات اجرايي و وسائل فيزيكي مورد نياز براساس تعهدات انجام شده شامل اياب و ذهاب، نگهداري و حفظ امانت و غيره در مناطق اجراي طرح
5ـ تعيين مؤسسات، كارمندان، متخصصان، گروههاي كاري و نظارت بر فعاليت آنها.
6ـ بررسي و تهيه برنامه كاري در سطوح اجرايي براساس استانداردهاي پروژه
7ـ ارزيابي و پايش كليه مراحل اجرايي پروژه براساس استانداردهاي پروژه
8ـ ايجاد تعامل و ارتباطات بين بخشهاي درگير داخلي و بين‌المللي.
9ـ بررسي و تصميم‌گيري در ايجاد شبكه اطلاعات و اطلاع رساني داخلي و بين المللي
10ـ تصويب برنامه كلان براي ظرفيت سازي نيروي انساني در بخش دولتي و غيردولتي
11ـ فراهم كردن زمينه مناسب براي تصويب سياست‌هاي ملي و فراگير نمودن اهداف پروژه
12ـ بررسي و تبادل نظر و تصميم‌گيري در مورد نحوه اجراي پروژه در ايران

وظايف هماهنگ كننده ملي پروژه
ـ هماهنگ‌كننده ملي پروژه توسط كميته راهبردي انتخاب مي‌شود و مسئوليت اصلي پياده‌سازي و عملياتي نمودن برنامه‌هاي مصوب براساس ساختار اصلي پروژه و برنامه‌هاي اجرايي تهيه شده را بر عهده دارد كه شامل موارد زير است.
1ـ برنامه‌ريزي جهت توجيه گروه‌هاي كاري براي آشنايي با اركان پروژه (با اولويت هماهنگ‌كننده‌هاي استاني پروژه)
2ـ پيگيري اجرايي و عملياتي نمودن اهداف و فعاليتها براساس مصوبات كميته راهبردي و سند پروژه
3ـ نظارت بر حسن اجراي عمليات پروژه در مناطق درگير
4ـ ارتباط مداوم با هماهنگ‌كننده‌هاي استاني جهت كنترل فني اجراي پروژه
5ـ ارائه اطلاعات و گزارشات منظم به كميته راهبردي
6ـ انعكاس ريسكها و موانع اجرايي كار در هر مرحله كاري به كميته راهبردي
7ـ اعلام مواد و امكانات مورد نياز براي اجراي پروژه با توجه به برنامه‌هاي اجرايي در هر مرحله كار
8ـ پيگيري تأمين اعتبارات مورد نياز
9ـ پيگيري تأمين امكانات اجرايي پروژه در سطح ملي

- كميته راهبري استاني IPM/FFS
اعضاء :
1ـ مشاور رئيس سازمان و مسئول هماهنگي ترويج و نظام بهره‌برداري استان (دبير كميته)
2ـ مدير حفظ نباتات استان
3ـ معاون فني و اجرايي سازمان جهاد كشاورزي استان (رياست كميته)
4ـ رئيس مركز يا ايستگاه تحقيقات استان

وظايف و مسئوليتهاي كميته‌هاي اجرايي استانها
1ـ فراهم كردن شرايط وفاق و تفاهم بين بخشي در استان جهت اجراي هماهنگ پروژه
2ـ تعيين مناطق پياده‌سازي پروژه براساس اولويت‌هاي استاني
3ـ تعيين گروه كارشناسي پروژه براساس موضوع و تخصص مورد نياز پروژه
4ـ تعيين گروه عملياتي از طريق رهيافتهاي مشاركتي در مناطق اجرايي پروژه
5ـ فراهم كردن شرايط حضور كارشناسان و افراد درگير در سايت‌هاي اجرايي
6ـ انتخاب هماهنگ‌كننده استاني بعنوان مسئول اجرايي پروژه در استان
7ـ بررسي و پيشنهاد برنامه منظم كاري جهت توسعه پروژه در استان به كميته راهبردي ملي پروژه
8ـ فراهم كردن شرايط حضور بخشها و افراد غيردولتي براي فعاليت در پروژه
9ـ ارائه گزارشات منظم و مداوم از تمام فعاليتهاي پروژه و ارسال به كميته ملي
10ـ فراهم كردن امكان تعامل با ديگر استانهاي توسعه دهنده جهت آموزش، ظرفيت سازي و ...
11ـ عملياتي كردن پروژه براساس ساختار آن با هماهنگي هماهنگ كننده اصلي پروژه
12ـ تسهيل شرايط براي فعاليت مجري معرفي شده توسط كميته ملي در استان

وظايف هماهنگ كننده استاني پروژه
هماهنگ كننده استاني پروژه كه توسط كميته اجرايي استان انتخاب مي‌شود همان وظايف و مسئوليتهاي هماهنگ كننده ملي را برعهده دارد منتهي در سطح استاني.

- هسته كارشناسي فني - برنامه‌ريزي IPM/FFS استاني
اعضاء
1ـ رئيس اداره ترويج و انتقال يافته‌هاي مديريت ترويج استان
2ـ نماينده حفظ نباتات استان
3ـ نماينده مديريت‌هاي زراعت، باغباني، دام و... استان برحسب محصول مورد عمل
4ـ نماينده تحقيقات استان (در استانهايي داراي بخش تحقيقات آفات و بيماريهاي گياهي هستند. ترجيحاً محقق مربوطه به عنوان نماينده تحقيقات استان انتخاب و معرفي شود.)

وظايف
1ـ تعيين اولويت‌هاي محصولي براي پياده‌سازي IPM/FFS
2ـ تعيين شهرستانهاي مجري
3ـ تهيه و تدوين برنامه عملياتي شهرستان
4ـ ابلاغ برنامه به شهرستانهاي مجري
5ـ نظارت و ارزشيابي برنامه
6ـ مستندسازي فعاليتها در سطح استاني
7ـ تنظيم گزارشات روند اجرايي پروژه، و ارائه به كميته راهبري استاني

- هسته كارشناسي اجرايي شهرستاني IPM/FFS
اعضاء
1ـ معاون فني و اجرايي مديريت جهاد كشاورزي شهرستان
2ـ مسئول ترويج
3ـ مسئول حفظ نباتات
4ـ مسئول مركز خدمات دهستان مجري
5ـ نماينده تحقيقات

وظايف
1ـ تعيين مركز خدمات مجري
2ـ تهيه و تدوين برنامه عملياتي دهستان
3ـ ابلاغ برنامه عملياتي به دهستانهاي مجري
4ـ نظارت و ارزشيابي پروژه در سطوح دهستاني
5ـ مستندسازي فعاليتها در سطح شهرستان
6ـ تهيه و تنظيم گزارشات روند اجرايي پروژه در سطح شهرستان و ارائه به هسته كارشناسي فني - برنامه‌ريزي IPM/FFS


- گروه عملياتي دهستاني IPM/FFS
اعضاء
1ـ مروج (تسهيلگر و دبير)
2ـ كارشناسان متخصص موضوعي (حفظ نباتات، زراعت، باغباني، دام و... برحسب نوع محصول)
3ـ گروه كشاورزان

وظايف
1ـ اطلاع‌رساني عمومي از IPM/FFS به كشاورزان
2ـ ترغيب كشاورزان به IPM/FFS
3ـ انتخاب گروه عملياتي كشاورزان (15-25 نفره) از بين كشاورزان علاقمند به اجرا، يادگيري، ياددهي
4ـ تعيين سايت اصلي و عملياتي پروژه
5ـ حضور هفتگي در سايت اصلي و كار گروهي در مزرعه
6ـ مستندسازي محلي پروژه

ملاحظات
1ـ در كليه اركان فوق الذكر نقش ترويج نقش تسهيلگري پروژه از بعد پياده سازي فني شيوه FFS مي‌باشد و هدايت فني - تخصصي و موضوعي پروژه بر عهده نمايندگان بخشهاي تخصصي عضو (تحقيقات، حفظ نباتات، اجرا) مي‌باشد.
2ـ جلسات كميته راهبري ملي و كميته راهبري استاني هر دو ماه يكبار، هسته فني - برنامه‌ريزي استاني ماهانه، هسته كارشناسي اجرايي شهرستاني هر 15 روز يكبار، گروه عملياتي دهستاني هر هفته يك بار خواهد بود.

- روند اجرايي IPM/FFS
چيستي مدارس صحرايي (FFS) از بعد اجرايي : (كليات اجرايي) :
به منظور كسب تجربيات، نظارت و بحث و تبادل نظر پيرامون مديريت مزرعه، كشاورزان هر هفته در مزرعه يكديگر را ملاقات مي‌كنند. چهار اصل كليدي در دوره‌هاي يادگيري مدارس مزرعه‌اي عبارتند از :
1ـ رشد سالم محصول 2ـ نظارت هفتگي مزرعه 3ـ حفظ دشمنان طبيعي آفات 4ـ شناخت اكولوژيكي مزرعه
كشاورزان در طول مدارس مزرعه‌اي، روش بازديد و مشاهده از مزرعه را فرا مي‌گيرند. در طي مشداهدات هفتگي، قطعاتي از مزرعه كه تحت پوشش طرح‌هاي IPM هستند با قطعاتي كه در آنها سمپاشي‌هاي تقويمي انجام مي‌شود، مورد مقايسه قرار مي‌گيرند. با مشاهده و نظارت دقيق، جمعيت آفات و دشمنان طبيعي ثبت مي‌شوند. هر گروه وضعيت مزرعه خود را تشريح و به منظور بحث و تبادل نظر، كشت بوم زراعي خود را به نقاشي مي‌كنند. سپس تصميم مي‌گيرند كه به چه نحو عمليات مديريت مزرعه و نظارت بر ان را انجام دهند. مشاركت كندگان مواردي چون؛ ساير آفات، تغذيه گياه و مديريت آب را مد نظر قرار مي‌دهند. بعد از هر بازديد ومشاهده، بر اساس تصميمات خود در صورت لزوم از سموم انتخابي با دز پائين به عنوان مكمل مبارزه طبيعي استفاده مي شود. حداقل 305 وقت مدارس مزرعه‌اي در مزرعه صرف مي‌شود و از هيچ گونه توصيه استاندارد و بسته‌هاي فني آموزشي استفاده نمي‌شود. در مدارس مزرعه‌اي، كشاورزان با استفادده از تجربيات خود، داده‌ها را جمع‌بندي و با تكيه به يافته‌هايشان تصميم‌گيري ميكنند. از تجاربي كه اندوخته‌اند، براي ايجاد تعادل بين جمعيت آفات و جمعيت دشمنان طبيعي و چگونگي مصرف سموم استفاده مي شود. تجارب نشان مي دهد بين خسارات اوليه قابل رؤيت و توان فيزيولوژيكي گياه كه براي جبران خسارت از خود نشان مي دهد، همبستگي وجود داشته و احتمالاً موجبات پائين آمدن عملكرد را فراهم خواهند آورد. كشاورزان متوجه شدند كه خسارت محدود و كم معمولاً كاهش عملكرد را به دنبال نخواهد داشت و در اين مرحله سمپاشي بر عليه آفات نه تنها سبب افزايش هزينه توليد مي‌شود، بلكه احتمال طغيان ساير آفات را نيز به دنبال خواهد داشت. آنها توصيه‌هاي ترويجي را عملاً به آزمون مي گذارند و آنها را تحليل مي كنند. كشاورزان به تدريج در حين بحث‌هاي انجام يافته پيرامون مديريت زراعي، اعتماد به نفس خود را به نحو كامل باز خواهند يافت. آموزش‌هاي مدارس مزرعه‌اي تأكيد زيادي بر پويائي گروه دارد و از روش‌هاي قابل لمس و قابل رؤيت همچون نقاشي، رسم دياگرام فصلي‌، نمايش و ... براي آموزش استفاده مي‌كنند.





- مراحل اجرايي IPM/FFS
1ـ مرحله قبل از ورود به مجامع محلي و مناطق اجرايي
ـ اولين گام :
آگاه‌سازي و توجيه شيوه از طريق برگزاري كارگاه‌هاي توجيهي و مشورتي با شركت مديران و كارشناسان بخشهاي ترويج و حوزه‌هاي فني و اجرايي در سطوح استاني، شهرستاني و دهستاني.
ـ دومين گام : سازماندهي منطقه‌اي
ـ تشكيل كميته اجرايي استان
ـ انتخاب هماهنگ‌كننده استاني پروژه
ـ تشكيل هسته‌هاي كارشناسي فني و برنامه‌ريزي استاني
ـ سومين گام :
انتخاب نوع محصول و مناطق اجرايي پروژه و محصولات مورد نظر براساس شاخصهاي اولويت محصولي (به لحاظ سياستهاي وزارت متبوع)، سطح زير كشت، وضعيت توليد به لحاظ خسارت آفت و بيماريها و استفاده از سموم، و واولويت‌هاي اجتماعي، جغرافيايي، اقتصادي در سطح محلي و منطقه‌اي توسط كميته اجرايي استان
ـ چهارمين گام :
تشكيل هسته‌هاي كارشناسي فني و اجرايي شهرستاني

2ـ مرحله ورود به جامعه محلي
ـ گام اول :
در اين مرحله ابتدا بايستي هماهنگي لازم براي ورود به جامعه محلي با ادارات و مراكز ترويج و خدمات جهاد كشاورزي دهستان، ريش‌سفيدان و معتمدان محلي و مسئولين اجتماعي به عمل آيد.
اين هماهنگي از طريق اطلاع‌رساني كامل در منطقه به صورت همه گير از طريق تشكيل جلسات با تمامي بهره‌برداران انجام مي‌گردد.
ـ گام دوم : تشكيل گروه‌هاي كاري
گروههاي 15-25 نفره از بين بهره‌برداران داراي انگيزه و علاقمند به يادگيري و ياددهي از طريق روشهاي مشاركتي در قالب كارگاههاي ويژه در جامعه محلي
ـ گام سوم :
تهيه نقشه منطقه براي انتخاب بهترين مكان براي پياده‌سازي مدرسه در مزرعه توسط گروه به عنوان مزرعه تحقيقات مشاركتي گروه
ـ گام چهارم :
تهيه برنامه براي پياده‌سازي كليه مراحل مديريت توليد محصول مورد نظر به صورت مشاركتي توسط گروه كاري در تمام مراحل تصميم‌گيري، اجرا، تجزيه و تحليل با استفاده از ابزارهاي مشاركتي و سپس تهيه برنامه هفتگي يا دوهفتگي حضور در مزرعه و تهيه برنامه روزانه فعاليتهاي مديران جهت اجرا در كليه فرآيند توليد از بذر تا بذر و در نهايت تدوين برنامه منظم و مداوم به منظور شناخت كشت بوم مزرعه.
ـ گام پنجم :
اجراي عملياتي مراحل توليد محصول توسط گروه در مزرعه از بذر تا بذر با شيوه مدرسه در مزرعه (مشاركتي)
ـ گام ششم :
طراحي فرايند يادگيري از طريق شناخت و ايجاد حس كنكاش و تحقيق
ـ شناخت اكوسيستم مزرعه توسط گروه با شيوه‌هاي يادگيري دوطرفه با استفاده از ابزارهايي نظير :
نقاشي، طراحي، آماربرداري، نشانه‌گذاري، تجزيه و تحليلهاي مشاركتي و در نهايت تجزيه و تحليل تمام مشاهدات و تغييرات در رشد گياه در هر روز كاري توسط تيم كاري كارشناسان و كشاورزان

نتيجه مورد انتظار
توانمند شدن هر يك از بهره‌برداران در مديريت جامع و سالم توليد و ارتقاء سطح كمي و كيفي توليد و تبديل آنها به تسهيلگران ماهر جهت توسعه شيوه در مناطق اقماري به صورت هدايت شده در سال دوم و در نهايت توسعه به صورت ايجاد شبكه‌هاي مردمي

مستندسازي
در اين مرحله اقدامات ذيل انجام مي‌گردد :
1ـ تهيه شناسنامه براي مزارع تحت پوشش پروژه :
ـ شناسنامه مديريت فني توليد (قبل از اجرا و بعد از اجرا) شامل جزئي‌ترين مراحل توليد
ـ شناسنامه موقعيت مزرعه
ـ شناسنامه بهره‌بردار
2ـ تهيه شناسنامه افات و بيماريهاي مهم محصول در منطقه اجرايي و روش‌هاي مرسوم مبارزه
3ـ ثبت مصور رويدادهاي مورد مشاهده در مزرعه توسط گروه‌هاي كاري و تحليل‌هاي انجام يافته پيرامون اين رويدادها
4ـ ثبت تصميم‌هاي مديريتي متخذه از سوي گروه كاري با زمان اتخاذ و اجراي آنها و تحليل نتايج حاصله
5ـ تهيه گزارشات ادواري از وضعيت اجراي پروژه مبتني بر مراحل فوق الذكر
6ـ تهيه و تدوين گزارش نهايي از چگونگي اجراي پروژه و نتايج حاصله از بعد توسعه دانش كشاورزان و هم چنين چگونگي ارتقاء سطح كمي و كيفي توليد و آثار و پيامدهاي حاصل از اجراي پروژه در منطقه

ـ مثال‌هايي از مراحل اجرايي IPM/FFS
خلاصه فعاليت‌هاي انجام گرفته در يك پايلوت با محصول سيب‌زميني
پس از سازماندهي گروه كاري با شركت 12 نفر از كشاورزان سيب‌زميني كار و اجراي 16 مورد كارگاه مدرسه در مزرعه (هر دوهفته يك بار) در طول فصل زراعي
1ـ شناخت كشت بوم سيب‌زميني
2ـ ايجاد مزرعه تحقيق مشاركتي با هدف متعادل‌سازي مصرف كود در زراعت سيب‌زميني در منطقه (دو قطعه زمين با مساحت‌هاي مساوي، يك قطعه بر اساس انجام آزمون خاك كودهاي ماكرو درمقايسه با مزرعه شاهد با همان متراژ براساس ميزان متعارف كشاورزان در مصرف كودهاي ماكرو)
3ـ بررسي و شناخت غده مناسب و سالم جهت كشت
4ـ بررسي و جمع‌آوري و شناسائي علف‌هاي هرز مزرعه سيب‌زميني
5ـ شناخت اكولوژي و بيولوژي آفت تريپس، زنجره
6ـ بررسي و شناخت ميزان توليد غده از بوته تك‌ساقه و چند ساقه
7ـ بررسي و شناخت نحوه غده‌بندي و اندازه غده‌ها، بوته‌هاي تك‌ساقه و چند ساقه
8ـ بررسي و شناخت غده‌هاي مناسب توليدي از نظر بازار پسندي
9ـ بررسي و شناخت بوته‌ها از نظر ارتفاع، ميزان غده توليد شده از هر بوته وضعيت سبزينه بوته، ميزان طغيان آفات در دو مزرعه شاهد ومزرعه تحقيق مشاركتي

فعاليت‌هاي انجام گرفته در يك پايلوت گندم در طي 20 جلسه در طول فصل زراعي
1ـ شناخت مشكلات، دسته‌بندي و اولويت‌بندي آنها، در اين مرحله كليه مشكلات مطروحه در 5 گروه دسته‌بندي گرديد.
2ـ ايجاد يك مزرعه شاهد و يك مزرعه تحقيق مشاركتي در سطح دو هكتار با هدف بررسي روش شخم مناسب جهت كشت گندم (يك هكتار شخم باگاوآهن، يك هكتار كشت گندم بدون شخم پس از برداشت محصول قبلي) در اين فعاليت زمين را يك نوبت ديسك زده و كشت گندم صورت گرفته است.
3ـ شناخت علف‌هاي هرز گندم
4ـ شناخت روش‌هاي كنترل علف‌هاي هرز مزرعه

5ـ بررسي كشت بوم گندم (مراحل رشد، جوانه زني، پنجه زني، ساقه رفتن، خوشه رفتن، ارتفاع بوته‌ها، تعداد خوشه‌ها)
6ـ شناخت مراحل زندگي آفت سن گندم (تخم، پوره، سن مادر)

فعاليت‌هاي انجام گرفته در يك پايلوت پنبه
1ـ ايجاد مزرعه تحقيق مشاركتي كشت كرچك در حاشيه مزرعه پنبه در سطح نيم هكتار با هدف بررسي اين گياه به عنوان گياه تله‌اي جهت جذب آفات عسلك و شته
2ـ استفاده ازكارت زرد و نصب آن در مرحلة گلدهي پنبه
3ـ بررسي علل ريزش گل پنبه
4ـ آشنايي با روش كنترل مكانيكي آفات از طريق نصب كارت زرد در مرحلة گلدهي به منظور شناسايي حشرات مضر در مزرعه پنبه
5ـ شناخت ظاهر خاك از طريق لمس كردن
6ـ شناخت روش‌هاي اصلاح خاك

مهم‌ترين نتايج حاصله پس از دوره‌هاي اجراء شده IPM/FFS
ـ كاهش مصرف كود شيميايي در گلخانه
ـ كاهش مصرف آب در گلخانه
ـ كاهش بروز آفات و بيماري‌ها نسبت به گلخانه شاهد
ـ مبارزه زراعي با سن گندم (كشت زودرس و برداشت زودرس)
ـ شناسايي نقاط ضعف زندگي آفت (سن گندم) و نقاط مرحله آسيب‌پذيري
ـ اعمال روش كنترل در چارچوب مديريت تلفيقي كنترل مكانيكي
ـ اصلاح ساختار گلخانه‌ها و رعايت استانداردها با هدف رعايت بهداشت بيشتر و پيشگيري از ابتلا به آفات و توسعه آن
ـ شناخت مشكلات بستر و اصلاح آن با هدف بهبود نشاط و سلامت بوته‌ها
ـ شناخت و اصلاح نحوه كاشت با هدف افزايش راندمان محصول
ـ شناخت اصول تغذيه صحيح گياه به منظور كاهش مصرف آب و كودهاي محلول و جلوگيري از شيوع بيماري
ـ شناخت اصول صحيح كنترل تلفيقي‌ آفات
ـ حمايت از دشمنان طبيعي
ـ اصلاح و روش هدايت بوته‌ها (هرس و ...) در موردخيار گلخانه‌اي
ـ جايگزين كردن تركيبات طبيعي و سازگار با محيط زيست به جاي تركيبات شيميايي

وضعيت و شرايط مورد انتظار پس از اتمام پروژه و عناصر ضروري براي حصول اطمينان از پايداري و استمرار نتايج حاصل از پروژه
ـ پس از اتمام فعاليت‌هاي پروژه، نتايج زير حاصل خواهد شد :
ـ توانمند شدن جامعه محلي : مشاركت و حضور فعال جوامع محلي در كل فرايند توسعه و اجراي IPM دانش و مهارت‌هاي كشاورزان ساكن در جوامع محلي تحت پوشش پروژه در زمينه بوم‌شناسي تقويت خواهد شد تا بتوانند تصميمات بهتري در مورد مزارع خود اتخاذ كرده و به پيشبرد روند كشاورزي پايداركمك كند.
ـ كاهش خطرات زيست محيطي و بهداشتي : كاهش خطرات حرفه‌اي كشاورزان و بهداشت عمومي جامعه و مصرف‌كنندگان و توليد محصولات باغي پايدار و مقرون‌به صرفه
ـ دسترسي بيشتر به بازارهاي داخلي و بين‌المللي : توليد محصولات و فرآورده‌ها با كيفيت و مرغوب مطابق با استانداردهاي سلامت غذايي براي بازارهاي داخلي و نيز مطابق با استانداردهاي كيفي لازم براي صدور به بازارهاي بين‌المللي.
ـ توليد محصولات باغي پايدارتر و مقرون‌به صرفه‌ : تأكيد بر حفاظت از محيط كشاورزي ـ بوم‌‌شناسي محلي.


موفقيت برنامه‌هاي IPM خط‌مشي‌هاي كشاورزي، زيست‌محيطي و بهداشتي را تحت تأثير قرار مي‌دهد.
دولت‌ها مي‌توانند در زمينه قانوني كردن برامه‌هاي IPM مشاركتي تأثيرگذار باشند وخط‌مشي‌هاي مناسبي براي ايجاد انگيزه در توسعه آن اتخاذ كنند. برنامه قانوني و معقول مصرف سموم و اثرات اجراي آن قادر است گستردگي طيف مصرف سموم وخسارات ناشي از آن را براي كشاورزان خرده‌پا محدود كند. لغو يارانه مربوط به سموم كمك مي‌كند تا كشاورزان به مصرف نامعقول و بيرويه سموم ادامه ندهند و ازمنافع آني و زودگذر مصنوعي و ساختگي اجتناب كنند و براي جايگزين كردن شيوه‌هاي بهتر تلاش كنند.
يارانه‌هاي مستقيم و پنهاني، مشوقي براي مصرف بيش از اندازه سموم توسط كشاورزان است كه مانع نوآوري و تغيير رفتار كشاورزان محسوب مي شود. با وجودي كه انتظار مي‌رفت كه يارانه‌هاي پنهاني سبب كاستن ريسك پذيري كشاورزان شود، ولي تجارب نشان داده كه يارانه سموم اكثراً تأثير معكوس داشته و مشوقي براي استفاده و پيروي از روش‌ها و الگوهاي ناپايدار بوده است.
تدوين خط‌مشي‌هاي قوي زيست محيطي و سلامت عمومي مردم يكي از موانع مهم در مصرف بي‌رويه سموم محسوب مي‌شوند. همان‌طور كه خط‌مشي‌هاي ضعيف سب تكرار عمليات نامطلوب و مصرف بي‌رويه سموم مي‌شود.
در اينجا تحقيق و ترويج ممكن است ديدگاه‌هاي متفاوتي از خود ارائه دهند. در توسعه پايدار، تحقيقات مبتني بر مبارزه شيميائي سهم كمتري نسبت به برنامه‌هاي IPM دارند. طرح‌هاي ترويجي كه مبتني بر مصرف نهاده‌هاي شيميائي است، مانعي براي گسترش مديريت تلفيقي مشاركتي محسوب مي‌شوند. معمولاً تحقي و ترويج ضعيف، از عوامل گسترش استفاده از سموم شيميائي است و با جهت‌دهي قوي و مناسب در زمينه تحقيقات و ترويج، مي‌توان از يك استراتژي مناسب براي كنترل آفات برخوردار بود. بررسي‌ها نشان مي‌دهد كشورهائي كه استراتژي IPM مشاركتي را براي توسعه برگزيده‌اند، از تحقيقات و ترويج توانمندي برخوردار شده‌اند.



0 نظرات: