سه‌شنبه، آبان ۱۹، ۱۳۸۸

در ادبيات مديريت مالي سرمايه به دو دسته سرمايه در گردش و سرمايه ثابت تقسيم مي شود. سرمايه در گردش عموماً با دوره عمر كمتر از يك سال مي باشد در حالي كه سرمايه ثابت دوره بيشتر از يك سال عمر دارد. تعيين سطح سرمايه در گردش با توجه به ماهيت شركت، شرایط صنعت و سياست هاي مديريت شركت شكل مي گيرد. ميزان سرمايه مذكور تأثير به سزائي در درجه سود آوري، ريسك پذيري و ثبات مالي شركت دارد. اين مقوله صرفاً به ساختار مالي يا ساختار دارائي ها بستگي ندارد بلكه آن عنصري مشترك مابین مصارف و منابع وجوه مي باشد. به تعبيري دیگر عنصري است كه از بررسي همزمان طرف راست و طرف چپ ترازنامه استخراج مي گردد.
فصل اول- مبانی نظری
تعريف سرمايه در گردش
سرمايه در گردش به مجموعه مبالغي گفته مي شود كه در دارائي هاي جاري سرمايه گذاري مي گردد. حال اگر بدهي هاي جاري از دارائي هاي جاري كسر شود ، سرمايه در گردش خالص بدست مي آيد. بر اين اساس مديريت منابع و مصارف وجوه كوتاه مدت را مديريت سرمايه در گردش مي نامند.
اهميت سرمايه در گردش
حساسیت روز افزون مفهوم مديريت سرمايه در گردش باعث شده كه اين موضوع امروزه به صورت يك رشته تخصصي مديريت مالي درآيد. برخي از دلايل اهميت اين مفهوم به شرح زير مي باشد:
1- با توجه به اینکه سطوح واقعي و مطلوب دارائي ها جاري(با توجه به تغييراتي كه در فروش واقعي و پيش بيني شده رخ مي دهد) دستخوش تغييرات دائمي است لذااين وضع باعث مي گردد به صورت مستمر درباره سطح مطلوب يا مورد انتظار از دارائي هاي جاري تصميم گيري شود.
2- با توجه به تغييرات حاصله در ميزان دارائي هاي جاري مديريت شركت ناگزير به تجديد نظر در تصميمات تأمين مالي و تعريف ساختار مالي مي باشد.
3- اگر مديريت سرمايه در گردش صحيح نباشد احتمال دارد فروش و سود شركت كاهش يابد و چه بسا شركت در پرداخت به موقع ديون و تعهدات خود ناتوان بماند.
4- با توجه به اينكه انباشت و راكد نمودن گسترده و نامتعارف دارايي ها به شكل دارائي هاي جاري كه معمولاً از بازده كمي برخوردارند، احتمال كاهش بازده و پايين آمدن ارزش زماني وجوه شركت را بيشتر مي كند و از سوي ديگر سطح كم دارائي هاي جاري قدرت شركت را در شكار فرصت هاي سودآوري محدود می نماید و علاوه بر آن موجب افزايش ريسك شركت مي گردد لذا ضرورت دارد كه اين نوع سرمايه به صورت كارآمد مديريت شود.


استراتژي هاي مديريت سرمايه در گردش و ريسك و بازده
شركت ها مي توانند با به كار گيري استراتژي هاي گوناگون در رابطه با مديريت سرمايه در گردش ميزان نقدينگي شركت را تحت تأثير قرار دهند. اين استراتژي ها ميزان ريسك و بازده آنها را بيشتر مي كند.
عموماً در رابطه با مديريت سرمايه در گردش دو نوع استراتژي وجود دارد:
1-استرات‍ژي محافظه كارانه
اين استراتژي به مفهوم ميزان ريسك پذيري پايين مديران مي باشد. بر اثر استراتژي مذكور قدرت نقدينگي شركت بالا مي رود و ريسك ناشي از ناتواني در بازپرداخت بدهي هاي جاري پايين مي آيد. به عبارت دیگر با توجه به انباشت قابل توجه نقدينگي در اين استرات‍ژي، ريسك نقدينگي و بازده كم خواهد شد.
2- استراتژي جسورانه
در استراتژي فوق ميزان ريسك پذيري مديران شركت بالا ارزيابي مي شود. هم چنين ميزان بازده بيشتر از استرا‍تژي محافظه كارانه مي گردد. به اين مفهوم كه با اتخاذ اين استراتژي ميزان دارائي هاي جاري كمتر شده و بدين طريق از بدهي هاي جاري بيشترين استفاده به عمل مي آيد.
با توجه به استراتژي هاي فوق شركت هادر تلاشند در اداره اموردارائي هاي جاري و بدهي هاي جاري استراتژي هاي گوناگوني را به كار ببرند تا با تركيب اين استراتژي ها منجر به مطلوب شدن مديریت سرمايه در گردش شوند. به تعبيري سياست متعادلي را در مديریت سرمايه در گردش با اين ويژگي ها به كار گيرند. به این صورت که اقدامات جسورانه در زمينه دارائي هاي جاري در سايه سياست هاي محافظه كارانه در رابطه با بدهي جاري كنترل و مديريت شود.
بنابراین با توجه به سیاست تعادلی حجم دارائي هاي جاري و بدهي هاي جاري در حد متعارف و با توجه به بودجه ها، وضعيت شركت و ماهيت صنعت تعيين خواهد شد.



شاخص هاي سنجش سرمايه در گردش
براي تجزيه و تحليل سرمايه در گردش از نسبت هاي زير عموماً استفاده مي شود:
- نسبت جاري
- نسبت سرمايه در گردش خالص
- نسبت دارائي هاي جاري به كل دارائي ها
- نسبت بدهي هاي جاري به كل دارائي ها
- نسبت هاي نقدينگي(نسبت سريع)

هیچ نظری موجود نیست: