فقر عبارت است از ناتواني انسان در بر آورده ساختن حد كافي نيازهاي بنيادي خود به منظور رسيدن به يك زندگي آبرومند و شايسته به عنوان شرط لازم رسيدن او به كمال. در عمل، اندازه گيري فقر به نوع آمارهايي كه در دسترس محققان قرار دارد بستگي داشته و بر آورد آن تحت مفروضات و شرايط خاصي، بر اساس نيازهاي مادي انجام ميشود. نيازهاي مادي بر اساس توافقي كه ميان اقتصاد دانان صورت گرفته است، خوراك، پوشاك، مسكن، بهداشت و درمان، آموزش، حمل و نقل، تشكيل خانواده، ورزش و اوقات فراغت را شامل ميشود. با تعيين حداقل اين نيازها بر اساس معيارهايي كه تا حد امكان جنبههاي مختلف زيستي انسانها را در برگيرد، هر فرد يا خانواري كه به ميزان كمتري از آن حداقلها برخوردار شود، فقير به شمار ميآيد. فقر را ميتوان از جهات گوناگون به صورت زير تقسيم بندي كرد:
الف - از نظر زماني: فقر دائمي و فقر موقتي
ب- از نظر ابعاد و وسعت: فقر موردي و فقر فراگير
ج - از نظر كيفيت: فقر مادي و فقر معنوي
د - از ساير جهات: فقر مطلق، فقر نسبي، فقر ذهني و. . .
در اندازه گيري خط فقر، "در آمد" كه شامل مصرف و پس انداز است، معمولا به عنوان بهترين شاخص براي اندازه گيري سطح زندگي معرفي ميشود. اغلب عنوان ميشود كه امكان دارد فرد خاصي سطح زندگي پايينتر از در آمد خود را انتخا ب كند، اما بايد توجه كرد كه اين موضوع يك امر اختياري است و نه به خاطر كمبود در آمد. بدين ترتيب در آمد ميتواند شاخصي از فقر باشد. به نحوي كه فرصتهاي مصرفي را براي فرد يا خانوار ايجاد ميكند. اما در استفاده از در آمد به عنوان جايگزيني براي رفاه خانوار معايبي وجود دارد، لذا در مطالعات تجربي براي اندازه گيري خط فقر معمولا به هزينه هاي خانوار توجه ميشود. اگرچه ممكن است هزينه يك خانوار كمتر از درآمد آن باشد، اما فرض وجود پسانداز براي خانوارهاي فقير نمي تواند صادق باشد و بدين ترتيب ميتوان فرض كرد كه در ميان خانوارهاي فقير، تمامي درآمد خانوار، صرف تامين هزينه هاي زندگي ميشود. استفاده از متغير هزينه خانوار به عنوان جايگزيني براي در آمد، به خصوص هنگامي كه افراد در گزارش در آمدهاي خود مقادير كمتر از حد واقعي ابراز ميكنند، به دليل اراده نتايج سازگار در بررسيهاي فقر مرسوم است. در اين تحقيق بر اساس دادههاي پيمايشي خانوارهاي شهري و روستايي كشور كه از سوي مركز آمار ايران در سالهاي مختلف جمع آوري شده است، جمعيت كشور به دو ناحيه كلي شهري و روستايي، بر اساس 9 منطقه جغرافيايي شامل استانهاي مختلف اما همگن تفكيك شده و در سالهاي مورد بررسي (1368، 1373،1378و 1380 ) به ترتيب سال ابتدايي برنامه اول، يك سال پس از پايان برنامه اول و شروع برنامه دوم، سال انتهايي برنامه دوم و يك سال پيش از برنامه سوم توسعه و نيز دومين سال برنامه سوم توسعه با استفاده از شاخصهاي فقر و تصريح يك خط فقر مناسب بررسي شده است و با بهكارگيري تكنيك سلطه تصادفي، به مقايسه تطبيقي وضعيت فقر پرداخته شده است.
الف - از نظر زماني: فقر دائمي و فقر موقتي
ب- از نظر ابعاد و وسعت: فقر موردي و فقر فراگير
ج - از نظر كيفيت: فقر مادي و فقر معنوي
د - از ساير جهات: فقر مطلق، فقر نسبي، فقر ذهني و. . .
در اندازه گيري خط فقر، "در آمد" كه شامل مصرف و پس انداز است، معمولا به عنوان بهترين شاخص براي اندازه گيري سطح زندگي معرفي ميشود. اغلب عنوان ميشود كه امكان دارد فرد خاصي سطح زندگي پايينتر از در آمد خود را انتخا ب كند، اما بايد توجه كرد كه اين موضوع يك امر اختياري است و نه به خاطر كمبود در آمد. بدين ترتيب در آمد ميتواند شاخصي از فقر باشد. به نحوي كه فرصتهاي مصرفي را براي فرد يا خانوار ايجاد ميكند. اما در استفاده از در آمد به عنوان جايگزيني براي رفاه خانوار معايبي وجود دارد، لذا در مطالعات تجربي براي اندازه گيري خط فقر معمولا به هزينه هاي خانوار توجه ميشود. اگرچه ممكن است هزينه يك خانوار كمتر از درآمد آن باشد، اما فرض وجود پسانداز براي خانوارهاي فقير نمي تواند صادق باشد و بدين ترتيب ميتوان فرض كرد كه در ميان خانوارهاي فقير، تمامي درآمد خانوار، صرف تامين هزينه هاي زندگي ميشود. استفاده از متغير هزينه خانوار به عنوان جايگزيني براي در آمد، به خصوص هنگامي كه افراد در گزارش در آمدهاي خود مقادير كمتر از حد واقعي ابراز ميكنند، به دليل اراده نتايج سازگار در بررسيهاي فقر مرسوم است. در اين تحقيق بر اساس دادههاي پيمايشي خانوارهاي شهري و روستايي كشور كه از سوي مركز آمار ايران در سالهاي مختلف جمع آوري شده است، جمعيت كشور به دو ناحيه كلي شهري و روستايي، بر اساس 9 منطقه جغرافيايي شامل استانهاي مختلف اما همگن تفكيك شده و در سالهاي مورد بررسي (1368، 1373،1378و 1380 ) به ترتيب سال ابتدايي برنامه اول، يك سال پس از پايان برنامه اول و شروع برنامه دوم، سال انتهايي برنامه دوم و يك سال پيش از برنامه سوم توسعه و نيز دومين سال برنامه سوم توسعه با استفاده از شاخصهاي فقر و تصريح يك خط فقر مناسب بررسي شده است و با بهكارگيري تكنيك سلطه تصادفي، به مقايسه تطبيقي وضعيت فقر پرداخته شده است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر