مفهوم شناسی مدیریت تلفیقی تحقیقات ، آموزش و ترویج کشاورزی
نویسنده : دکتر حسین شیرزاد
منظور از مديريت تلفيقي تحقيقات و ترويج استفاده از مدلهاي سازگار مديريتي است كه از طريق آن كليهاطلاعات لازم و كافي در ارتباط با وضعيتهاي مطلوب و نامطلوب، امكانات و محدوديتها، اولويتها، نيازها، اعتقادات و وجههنظرهاي جامعه مولدين بوضوح و بطور مستمراز طريق نظام ترويج به بخشهاي تحقيقاتي منتقل گردد ودر مقابل متناسبترين تكنولوژي قابل تطبيق با شرايط و خواستههاي كشاورزان توسط تحقيقات با همكاري ترويج ومشاركت زارعين با مناسبترين شيوه و سادهترين بيان و در سريعترين زمان به توليدكنندگان انتقال يابد و اثرات جانبي و پيامدهاي نوآوري توسط ترويج با مشاركت تحقيقات بررسي شود. در اين سيستم سازگار مديريتي، ،ضمن آنكه تحقيقات وترويج به عنوان خرده سيستمهاي مستقل هر كدام مسئوليتها و وظايف مجزايي دارند درموقعيتهاي اقتضايي نيز فعاليتهاي مشترك و بهم پيوستهاي خواهند داشت و اهداف مشترك و راهبردهاي هميار و هماهنگي را دنبال خواهند كرد.اما عوامل مؤثري در برقراري ارتباط بين تحقيق، ترويج و آموزش مؤثرند كه در نظام تحقيقات، آموزش وترويج كشاورزي ايران يا از كارايي لازم برخوردار نيستند و يا از حلقههاي مفقوده اين ارتباط به شمارميآيند. كارايي پايين قابليت توليد اطلاعات، نامتناسب بودن نوآوريهاي تحقيقاتي و عدمجذب و بهرهورياز آنها در محيط مزرعه، موانع مربوط به ساختار تشكيلاتي نامناسب، موانع انساني و روححاكم بر فرهنگسازماني، ضعف مديريت و حاكميت مديران اقتدارگرا، سيستم تحقيقات را بجاي تعامل با ترويج به تقابل كشانده است. همچنين نظام ترويج كشور نيز در طي سالهاي اخير با مشكلاتي نظير، مسئله پرداخت هزينهها ودستمزدها ، كمبود امكانات خدمات رساني، ارائه خدمات رايگان، خدماترساني ناقص، وجود بوروكراسي اداري افراطي و كنترل بيش ازحد بر كاركنان روبرو بوده، در چنين شرايطي به مرور زمان خدمات ارائه شده كاهش يافته و مجموعه ترويج را بيشتر درخدمت كاركنان خود قرار داده تا اربابرجوع روستايي. نظام آموزش كشاورزي موجود نيز، چه در سطححرفهاي و چه در سطح نظري، با رهيافتهاي سيستميك و پيشرفته برنامهريزي، متناسب با نظام تحقيقات و ترويج نبوده و در برنامههاي بلندمدت، از كارايي چنداني برخوردار نبوده است. مهمترين علل براي چنين معضلاتي عبارتستاز عدمتناسب توسعه برنامههاي آموزشي با نيازهاي بخش روستايي و كشاورزي و عدمهماهنگي با برنامههايمجموعه تات، در اين نظام تأكيد غالب برنامههاي آموزشي بركسب دانش نظري است و نه بر بدست آوردنتواناييهاي مغزي براي حل مسايل حرفهاي- مهارتي و تصميمگيريهاي خردمندانه( دانش چگونگي) ، در اين نظام از روشهاي سنتيآموزشي نظير سخنراني بيشتر و از وسايل ارتباط جمعي و سمعي و بصري براي حمايت از آموزشها كمتراستفاده ميشود. همچنين دورههاي آموزشي موجود به مسايل مهم كشاورزي نظير تحولات در بخشكشاورزي، بازار كار، ارتقاي آگاهي نسبت به اهميت محيط زيست و پايداري منابع، ظهور تكنولوژي نوين واهميت كشاورزي تجاري در آينده توجهي ندارد. نارساييهاي فوق ميتوانند بر نظامهاي آموزشي و درنتيجه، بر نظام آموزش كشاورزي و تعامل آن با مجموعه مديريتي تات اثرات نامطلوبي داشته باشد. زيرانيروي انساني آموزش ديده در اين نظامها كارايي مناسبي نخواهند داشت و در حوزههاي عملياتي و در تعاملبا بازار نيز غير مؤثر خواهند بود.بعقيده بسياري از پژوهشگران، دريك مديريت تلفيقي و سازگار تات، تحقيقات كشاورزي يكي از اركانترويج و آموزش بوده و در واقع تغذيهكننده و تأمينكننده اطلاعات مورد نياز آن ميباشد. تحقيقاتكشاورزي با انجام پژوهشهاي خود، علوم و تكنولوژي جديد را براي بهبود كيفيت و كميت محصولات ارائهميدهد و لذا براي برنامهريزان و سياستگذاران جامعه از اهميت ويژهاي برخوردار ميباشد. اما با تغيير در بافتاجتماعي توليد، خواستها و نيازهاي نويني ظاهر ميشوند و از سازمانهاي تحقيقاتي ، ترويجي و آموزشي انتظار ميرود تا برايرفع آنها اقدام نمايند. بنابراين مديريت تات بايد توان همسازي با تغييرات و تحولات و پيشبيني آينده را دربرنامه كاري خود قرار دهد. اين امر قبل از هر چيز منوط به هماهنگي بين زيربخشهاي تحقيق، آموزش وترويج در زيرلواي مديريت تلفيقي تات و استفاده از مدلهاي سازگاري است كه بتواند به اعتبارافزايي كليت سيستم تات بيانجامد.در ارتباط با مديريت تلفيقي و گونههاي ارتباط بين سازماني تا به حال كه قريب به 10 سال از تشكيل سازمانتات ميگذرد پژوهشي صورت نگرفته است. مروري بر پيشينه نگاشتهها حكايت از آن دارد كه بيشترپژوهشها در ارتباط با نحوه و چگونگي ارتباط بين تحقيق و ترويج در سطوح خرد و تقويت آن به صورتعملياتي بوده و به مسايل تلفيق تحقيقات و ترويج در سطوح مديريت سازگار، بعضي ابعاد كلان مديريت تات وفورماسيون راهبردي آن كمتر توجه شده است. پديده تشكيل سازمان تات در سالهاي گذشته، هيچگاه بمنزلهاز دست دادن استقلال هر يك از سازمانهاي تحقيقاتي، ترويجي و آموزشي- حداقل بنا به گفته بنيانگذارانتات ـ نبود. بلكه هدف آن ايجاد هماهنگي بيشتر تحت يك مديريت واحد بمنظور خدماترساني مطلوبترو تسهيل در ارائه نوآوريها و تكنولوژي متناسب مزرعهاي بود. اما امروزه در يك حركت پنهانمديريتي كه طي دهه 70 رشد يافته، زيربخش تحقيقات بواسطه برخورداري از امكانات، نيروي متخصص، رانتمديريتي در سطح كلان وزارت كشاورزي و بودجه افزونتر توانسته دو زيربخش آموزش و ترويج را بهحاشيه رانده و به صورت اقمار بيتحرك و سهلالممتنع مديريت تات درآورد و خود به شكل يك متروپل قوي با توانجذب بالا درآيد. فرار نيروي متخصص كارآمد و بودجه و اعتبارات تات به سمت مراكز تحقيقاتي،برخورداري از حاشيه امن سازماني بواسطه مديران مياني مقتدر، بورسهاي تحصيلي خارج از كشور،مزاياي شغلي بالاتر، استفاده از امتيازات ناشي از عضويت در هيئت علمي مراكز تحقيقاتي، قدرت چانهزنيبيشتر در اخذ تسهيلات و انتخاب مديران تات از بين كارشناسان زيربخش تحقيقات، به عدم توازن و بيتعادليدر مجموعه بوروكراتيك تات، به حاشيه رانده شدن آموزش، تشريفاتي و ناكارآمد شدن ترويج و حضورپررنگ تحقيقات عليرغم كارايي پايين و ضعفهاي بيشمار آن انجاميده است. مديريت تات با سكا نداريتحقيقات امروزه به بيماريهاي فراواني نظير افراط در تخصصگرايي، توجه به تحقيقات لوكس، جزيي نگريتام و تأكيد صرف بر نظامهاي علمي بيولوژيك و فيزيكي، بيتوجهي به نيازهاي جامعه كشاورزي و گسترشسرطاني ارگانهاي سازماني، ناشي از جذب غيرعادلانه منابع، امكانات، تسهيلات و بودجه دچار ميباشد. ايننوع نگرش مديريتي بر تخصصهاي مشخص و ديدگاه رشتهاي تام متكي ميباشد و كمتر با ديدگاه سيستمي بهاجتماع روستايي، خانوار زراعي و مزرعه به عنوان يك نظام توليدي توجه دارد. در واقع سازمان تات درسالهاي اخير به شكلي سازماندهي شده گرديد كه بيشتر انعكاسدهنده سلسله مراتبهاي كلاسيك سازماني و گرايش بهانواع تخصصها باشد. اين نوع نگرش باعث عدمكارايي تحقيقات و در نتيجه آموزش و ترويج و سبب سازبياعتباري مجموعه تات در عرصه خدماترساني به كشاورزان گرديده است. اين پژوهش بدنبال آسيب شناسيمديريت تات در سطح كلان، بمنظور ارائه يك مدلسازگار اقتضايي بمنظور اعتبارافزايي تحقيقات، آموزش وترويج كشاورزي در كشور ميباشد
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر