نظامهاي بهرهبرداري در جهان سوم
بررسي نظامهاي بهرهبرداري در جهان سوم در مقايسه با دو گروه قبلي كاري مشكل است. اين كشورها كه تحت عنوانهاي عام چون جهان سوم، كشورهاي در حال توسعه، كشورهاي عقب نگاه داشته شده و جز اين طبقهبندي ميشوند طيفي بسيار گسترده را تشكيل ميدهند كه داراي رژيمهاي سياسي، اوضاع اقتصادي، صنعت و كشاورزي و … كاملاً متفاوتي ميباشند. از نقطه نظر نظامهاي بهرهبرداري از نظامهاي معيشتي و قبيلهاي افريقا تا كشتمانهاي (Plantation) امريكاي لاتين و از مزارع انفرادي كوچك آسياي جنوب شرقي تالاتيفونديوهاي مكزيك را شامل ميشود. براي احتراز از طول كلام به طور خلاصه به ذكر نمونههايي از انواع اين نظامها اكتفا ميشود: الگوي لاتيفونديو ـ مينيفونديودر امريكاي لاتين، اين الگو از دوران استعمار در امريكاي لاتين متداول شده و گسترش يافته است. اين نظام الگويي است دوگانه مشهور به لاتيفونديو ـ ميني فونديو. لاتيفونديو به اراضي بسيار بزرگي اطلاق ميشود كه بتواند براي بيش از 12 نفر ايجاد شغل نمايد. ميني فونديو به اراضي كوچكي گفته ميشود كه فقط براي يك خانواده شغل فراهم كند. صاحبان لاتيفونديوها در بعضي ازكشورهاي امريكاي لاتين مانند گواتمالا و پرو بيش از 80 درصد اراضي را در اختيار دارند و اندازه متوسط آنها تا حدود 300 برابر كوچكترين مينيفونديوها است. پارهاي از بهرهبرداريها آنقدر كوچكند كه به ميكروفونديوموسوم گشتهاند در پارهاي موارد درآمد ميكروفونديوها حدود درآمد لاتيفونديوها است. از نظر سرمايهگذاري و توليد، لاتيفونديوها نسبت به ساير انواع بهرهبرداري وضع بدتري دارند، يعني در واحد سطح سرمايهگذاري كمتري انجام ميدهند و محصول كمتري نيز برداشت مينمايند. براساس اين واقعيات است كه بسياري از صاحب نظران اجراي برنامه اصلاحات ارضي را يكي از سياستهاي افزايش توليد و بهبود وضع كشاورزي و كشاورزان امريكاي لاتين ميدانند. گرچه ارتباط زندهاي بين اين دو نظام نميتوان يافت ولي مسلم است كه ايجاد آنها تحت تأثير سياستهاي ارزي حاكم بر اين كشورها و نفوذ زمينداران بزرگ در ردههاي تصميمگيري سياسي است. در اين مناطق زمينداران در دو قطب متمايز كم زمين و مالك عمده قرار ميگيرند ولي مشخصه اصلي، فقر و محروميت طبقه كشاورزان است
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر