اتخاذ سياست هاي مناسب جهت تسهيل وصول حق بيمه از روستاييان و نهادينه كردن مشاركت آنان در فرآيند اجراي برنامه هاي تأميني ـ حمايتي
نویسنده : دکتر حسین شیرزاد
مشاركت روستاييان در فرآيند اجراي نظام تأمين اجتماعي ،تعيين سهم الشراكه آنان در پوشش تورهاي ايمني روستايي و در نهايت نحوه وصول حق بيمه از آنان در نظام بيمه حرف و مشاغل روستايي از جمله مسايل مهم برنامه ريزان وسياستگزاران نظام تأمين اجتماعي مي باشد . واقعيت اين است كه در الگوهاي موفق نظام تأمين اجتماعي روستاييان ، تنها به شقوق منفك و واحدي از گزيده ها بسنده نشده است و عمدتاً سياستگزاران به تركيبي مختلط از بديل هاي گوناگون،اما متناسب با موقعيت جامه روستايي توجه داشته اند . يكي از ساده ترين راهكارهايي كه به طور عمده برگزيده شده است ، استفاده از قبوض آب، برق و تلفن در جهت اخذ بيمه هاي روستايي است. يعني در كنار محاسبه هزينه هاي اين خدمات ، درصدي نيز محاسبه شده و اضافه بر آنها به حساب نظام تأمين اجتماعي روستاييان (صندوق بيمه هاي اجتماعي روستاييان) واريز مي گردد . براي تدوين يك الگوي روستايي نيز مي توان در مراحل اوليه به آمارهاي كميته امداد امام خميني (طرح شهيد رجايي) ، آمارهاي سازمان بهزيستي در بخش خدمات روستايي و ديگر سازمان هاي فعال در حوزه روستايي استناد نمود . مراكز خدمات كشاورزي ، تعاوني هاي روستايي ، شوراهاي روستايي و حدود 12 هزار مراكز دهياري تأسيس شده در روستاهاي كشور نيز محمل مناسبي براي گردآوري آمار و اطلاعات صحيح از گروه هاي تحت پوشش نظام تأمين اجتماعي روستايي مي باشد . با توجه به آنچه ذكر گرديد ، در كشورهايي كه الگوي پوشش همگاني را به كار برده اند ، روستاييان هم با مختصر تفاوتهايي ، مانند ساير شهروندان تحت پوشش نظام بيمه هاي اجتماعي قرار گرفتهاند. در برخي از الگوهاي ديگر نيز ، روستاييان براساس وضعيت اشتغال شان از طريق نظام بيمه اجتماعي تحت پوشش قرار مي گيرند . اما متعارف ترين روش در اين مورد ، تقسيم جمعيت روستايي به دو گروه مشخص ، شامل كارگران(حقوق بگيران) و خويش فرمايان است . بر مبناي اين روش ، براي كارگران كشاورزي كه داراي كارفرما هستند و روستايياني كه براي خود كار مي كنند ، تدابير جداگانه اي براي وصول حق بيمه ها انديشيده شده است . در مورد پوشش كارگران كشاورزي يا روستايياني كه به هر نحوي از يك كارفرما ، مزد يا حقوق دريافت مي كنند،اغلب از ساز و كارهاي بيمه اجتماعي استفاده مي شود . در اين روش كارفرما مسئول وصول حق بيمه كارگران شاغل در روستا و پرداخت آن به صندوق بيمه است . معمولاً وصول حق بيمه در اين موارد با اشكال چنداني همراه نيست . در مورد چگونگي عضويت كشاورزان در اين برنامه ها (روش ثبت نام ) نيز تنوع زيادي وجود دارد . در برخي موارد ، كشاورزان را در كنار كارگران مزدبگير ساير بخش هاي اقتصادي به عضويت سازمان بيمه اجتماعي در آورده اند . اما در پاره اي الگوها به پيروي از الگوي وضعيت اشتغال ، رژيم بيمه اجتماعي جداگانه اي براي كارگران كشاورزي تدارك ديده شده است . در پارهاي از مدل ها نيز ، كشاورزان مزدبگير و خويش فرما داراي برنامه بيمه اجتماعي و نحوه وصول حق بيمه مشتركي هستند .با اين همه بكارگيري اين مكانيزم ها بستگي به شرايط فرهنگي ، اجتماعي ، اقتصادي جامعه و وضعيت معيشتي روستاييان و حتي تحليل جمعيتي كشورمان دارد. لذا بايد توجه داشت كه مدل هاي ياد شده بطور مطلق قابل الگوبرداري نيستند. در نهايت به نظر مي رسد در ارتباط با كشور ما به دليل تنوع خاصي كه در محيط هاي روستايي وجود دارد ، حداقل در مراحل ابتدايي كار استفاده از يك مكانيزم تركيبي با مشاركي با اتكاي اساسي دولت ضروري باشد
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر