جهت گیری به سمت مديريت پروژه هاي ترویجی
نویسنده : دکتر حسین شیرزاد
تجارب جهاني نشان داده كه سازمانهاي ترويجي كه مديريت بر مبناي پروژه ها را پذيرفته اند، موفقتر از بقيه عمل نموده اند. اين سازمانها براي تسهيل در امور ، به مديريت متمركز پروژههاي مختلف در يك موقعيت جغرافيايي تمايل بيشتري دارند. نتايج حاصل از تحليل نشان داده كه موسساتي كه ساختار مديريت آنها بر مبناي پروژه نبوده، نميتوانند بطور موثر و كارآمد به نيازهاي پروژههاي تحقيقي- ترويجي پاسخ مناسب دهند. اين فقدان سيستم هاي مديريت بر مبناي پروژه، مديريت پروژه ها را معمولاً با مشكلات بيشتري مواجه ميكند. از اين رو پيشنهاد ميشود، تعريف يك سيستم مديريت پروژه، مناسب با ابعاد مختلف و جامع كه در برگيرنده نيازهاي سازمانی ترویج براي رسيدن به اهداف آن باشد، بسيار ضروري است. اين سيستم بايد قادر باشد با تبديل اهداف بلند مدت و استراتژيك سازمان تات به پروژه هاي كوچك و قابل انجام، سازمان را در راه رسيدن به آن اهداف ، كمك و ياري نمايد. نتايج تحقيقات اینجانب نشان داد كه سازمانهاي تحقيقاتي، ترويج و آموزشي در ايران، اهداف شان را در قالب پروژهها تعريف نمينمايند. علت اصلي اين عمل آن است كه اساساً فرآيند برنامه ريزي جامع (corporte planing ) سازمان معيوب و دچار اختلال مي باشد. از اين رو پيشنهاد ميشود، اين فرآيند از طريق انجام سطح برنامه ريزي راهبردي (استراتژيك) يا بلند مدت، ميتواند برنامه هاي جامع را تدوين كند. سپس ، با اجراي سطح برنامه ريزي تاكتيكي يا ميان مدت ، برنامه هاي جامع را به طرحها و برنامه ها تفكيك و از طريق اجراي سطح كوتاه مدت يا عمليات سالانه، طرحها را به پروژه ها تفكيك نمايد. بدين ترتيب ماموريت و اهداف بلند مدت سازمان تات به اهداف مشخص، كمي و قابل اندازهگيري و كنترل، در قالب پروژهها تبديل و تعريف ميشود و اعضاي سازمان تات بهتر ميتوانند به اهميت پروژه ها پي ببرند.براساس يافتههاي تحقيق، بزرگترين مشكل مجموعه تات ، در هدايت پروژههاي تحقيقاتي، آموزشي و ترويجي ، به عدم بهرهگيري مطلوب از كار گروهي و تيمي در مقابل ساختارهاي وظيفه اي سازمانهاي ترويجي، آموزشي و ترويجي برميگردد. يرا مدران وظيفهاي هر يك از سه مجموعه تات، پس از برقراري نظام مديريتي در زيربخش خود، كار را كامل شده تلقي كرده و در مقابل تغييرات مستمر كه زاييده فرآيند مديريت پروژههاي تحقيقي- ترويجي است، مقاومت خواهند كرد. براي حل چنين معضلي پيشنهاد ميشود فرهنگ كار تيمي و پروژهاي در سطح سازمانهاي تحقيقاتي ، آموزشي و ترويجي به طور دائم توسعه يابد.مفهوم هوشمندي جمعي از طريق تسهيل اطلاعات و دانش و برقراري ارتباطات شبكهاي باز و پويا در سازمان، متضمن قدرتمندسازي كاركنان و توسعه ظرفيتهاي آنان جهت امور ساختار نيافته و ارتقاي پوياييهاي رفتاري آنان از طريق ايجاد پويايي درنگرشهاي مديران تات، ايجاد سازمان يادگيرنده و نقدپذير ساختن فضاي سازمان ميباشد. بنابراين، در شرايط ناپايداري و نظامهاي آشوب گونه در شرايط پس از ادغام، بايد فرآيند محوري را در مجموعه تات مورد توجه جدي قرار داد. براساس يافتههاي تحقيق در مجموعه سازماني تحقيقات، آموزش و ترويج كشاورزي كشور به فرآيندها كه قلب فعاليتهاي سازماني هستند توجه جدي نميشود كه اين امر ناشي از ساتار سنتي اين سازمانهاست كه مبتني بر وظيفهگرايي است، از اين رو بايد با تشكيل تيمهاي مناسب به فرآيندهاي تحقيقاتي، آموزشي و ترويجي توجه جدي شود و گرايش سازمان فرآيند محور شود
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر