دوشنبه، فروردین ۲۸، ۱۳۸۵

بررسی راه های تکامل ارتباط بین سیستم های تحقیقاتی ، آموزشی و ترویجی در ایران
گزینش رویکرد های بدیل

نویسنده : دکتر حسین شیرزاد
دکترای ترویج و توسعه کشاورزی



مقدمه


سير توسعه‌ و تكامل‌ سازمانها همزاد با تكامل‌ خواست‌ها، نيازها و علائق‌ و آمال‌هاي‌ بشر است‌. درگذشته‌هاي‌ دور فلسفه‌ ايجاد و شكل‌گيري‌ سازمانها بر ايده‌ كاهش‌ هزينه‌ مبادله‌ استوار بوده‌ است‌. كاركرداساسي‌ سازمانها به‌ عنوان‌ محل‌ تجمع‌ و مبادله‌ خدمات‌گيري‌ و خدمات‌دهي‌ بشر مطرح‌، كه‌ ماحصل‌ آن‌بهره‌مندي‌ انسانها از خدمات‌ بيشتر با هزينه‌ كمتر بوده‌ است‌ . ا لبته‌ تشكيل‌سازمانها به‌ منظور كاهش‌ هزينه‌ مبادله‌ در برابر دوره‌ تبادل كالا و خدمات‌ بصورت‌ مستقيم‌، آثار و فوايد قابل‌توجهي‌ را به‌ همراه‌ داشته‌ است‌. بطور طبيعي‌ نقش‌ها، مأموريت‌ها و رويكردهاي‌ سازمانها در دوره‌ گذشته‌ نيزدر مقايسه‌ با دوره‌ معاصر بسيار محدود و تابعي‌ از ايده‌ ايجاد آنها بوده‌ است‌. لكن‌ در دوره‌ معاصر سازمانهامفهومي‌ كاملا متفاوت‌ با گذشته‌ را به‌ خود اختصاص‌ داده‌اند. كاركردهاي‌ آنها بسيار گسترده‌ و انتظارات‌جامعه‌ نسبت‌ به‌ سازمانها دائما رو به‌ تزايد است‌ مفهوم‌ جامعه‌ سازماني‌ در عصر ما اشاره‌ به‌ حاكميت‌ سازمانها به‌ منظور تأمين‌ نيازهاي‌ بشري‌ در ابعادمختلف‌ دارد.در حال‌ حاضر رسالت‌، نقش‌ها و مأموريت‌هاي‌ به‌ مراتب‌ گسترده‌تري‌ از سوي‌ جامعه‌ به‌سازمانها در مقايسه‌ با گذشته‌ محول‌ شده‌ است‌ كه‌ از جمله‌ پيامدهاي‌ آن‌، تغيير و تبديل‌ ماهيت‌ و محتوي‌سازمانها از يك‌ واحد اداري‌ ـ اقتصادي‌ به‌ موجودي‌ زنده‌ و فعال‌ (حيات‌ ارگانيك‌ سازماني‌) است‌. يعني‌سازمان‌ به‌ مثابه‌ موجودي‌ زنده‌ است‌ كه‌ مؤثر و متأثر از وقايع‌ و پيامدهاي‌ اقتصادي‌، اجتماعي‌، سياسي‌ وفرهنگي‌ مي‌باشد به‌ استناد اين‌ تغيير نقش‌ و ماهيت‌ است‌ كه‌ اگر خلاءيي‌ در تأمين‌نيازهاي‌ جامعه‌ بشري‌ احساس‌ شود افكار عمومي‌، ايجاد و تأسيس‌ واحدي‌ بنام‌ سازمان‌ را براي‌ دولتمردان‌اجتناب‌ناپذير مي‌نمايد. بنابراين‌ اگر در گذشته‌ دارا بودن‌ شايستگي‌ فني‌ و تخصصي‌ براي‌ واگذاري‌ مديريت‌سازمان‌ دولتي‌ به‌ يك‌ فرد كفايت‌ مي‌كرد ولي‌ امروزه‌ تبحر‌ در دانش‌هاي‌ اجتماعي‌، سياسي‌ وروانشناختي‌ علاوه‌ بر دانش‌ فني‌ جلوه‌ خود را بصورت‌ جدي‌ نمايان‌ ساخته‌ است‌ .در بخش‌ كشاورزي‌ نيز توجه‌ به‌ علائق‌، هنجارها و انتظارات‌ جامعه‌ روستايي‌ از جمله‌ اهدافي‌ است‌ كه‌ ازمديران‌ سازمانهاي‌ آموزشي‌، ترويجي‌ و تحقيقاتي‌ علاوه‌ بر اهداف‌ فني‌ و اقتصادي‌ مورد انتظار است‌. اين‌مديران‌ در صورتي‌ توفيق‌ مي‌يابند كه‌ ارتباط تنگاتنگ‌ و مستمر خود را با جامعه‌ كشاورزي‌ به‌ منظور كسب‌بازخورد از فعاليت‌هاي‌ خود همواره‌ مدنظر داشته‌ باشند. هدف‌ از اين‌ فرآيند بازخوردي‌، امكان‌ فراهم‌سازي‌نوعي‌ ارزيابي‌ از عملكردها و كيفيت‌ فعاليتهاي‌ خدمات‌رساني‌ آموزشي‌، ترويجي‌ و تحقيقاتي‌ بمنظوراعتبارسنجي‌ و مالا اعتبارافزايي‌ اين‌ فعاليت‌ها است‌. اما بخش‌ ديگري‌ از اين‌ فرآيند منوط به‌ استفاده‌ ازرويكرد مدلهاي‌ سازگار جهت‌ فرآوري‌ اعتبار سازمان‌هاي‌ آموزشي‌ ترويجي‌ و تحقيقاتي‌ در ارتباط بامديريت‌ تلفيقي‌ اين‌ سه‌ نهاد، مطابق‌ با خصوصيات‌ ذاتي‌ هر كدام‌ مي‌باشد در حقيقت‌ ساختهاي‌ سازماني‌ دررفتار مديريتي‌، بايد پاسخگوي‌ تفاوت‌هاي‌ فرهنگي‌، آموزشي‌ و جو سازماني‌ موجود در نيروي‌ كار باشند.كاركنان‌ بالغ‌ و مسئول‌ به‌ يك‌ سازمان‌ انعطاف‌پذير، سرپرستي‌ كلي‌ و كنترل‌ كمتر نياز دارند، تا تواناييهاي‌ بالقوه‌خود را به‌ كار گيرند. كاركنان‌ تعليم‌نيافته‌ به‌ يك‌ سازمان‌ ساختدار، توجه‌ فردي‌ و كنش‌ متقابل‌ شخصي‌ تؤام‌ باسرپرستي‌ و نظارت‌ نياز دارند تا استعدادهاي‌ خود را پرورش‌ دهند. شايد آگاهي‌ فزاينده‌ مديريت‌ از تغييرات‌فرهنگي‌ بتواند ساختهاي‌ سازماني‌ و رفتار مديريت‌ را متناسب‌ كاركنان‌ (تات‌) ساخته‌ و از اين‌ طريق‌ به‌ سازمان‌كمك‌ كند تا قابليت‌ بالقوه‌ خود را براي‌ خدمات‌رساني‌ به‌ بخش‌ كشاورزي‌ به‌ حداكثر برساند و تأثير خود را برمشكلات‌ نو پديد جامعه‌ كشاورزي‌ افزايش‌ دهد. بموجب‌ تئوري‌ سيكل‌ حيات‌[1] همچنان‌ كه‌ سطح‌ بلوغ‌زيردستان‌ يك‌ مدير بالا مي‌رود، رفتار رهبري‌ مناسب‌ ضمن‌ افزودن‌ بر مراعات‌، نه‌ فقط مستلزم‌ ساختد هي‌(وظيفه‌) هر چه‌ كمتري‌ است‌، بلكه‌ مالا كاهش‌ حمايت‌ اجتماعي‌ ـ عاطفي‌ (روابط) را لازم‌ مي‌شمارد. بلوغ‌ دراين‌ تئوري‌ بوسيله‌ عوامل‌ كسب‌ موفقيت‌ ـ انگيزش‌، دلبستگي‌ و توانايي‌ براي‌ قبول‌ مسئوليت‌ها، و تحصيلات‌ وتجربه‌، مرتبط با وظيفه‌ يك‌ فرد يا گروه‌ سازماني‌ تعريف‌ مي‌شود. يك‌ مديريت‌ اثربخش‌ نه‌ فقط بايد ازمهارت‌هاي‌ تشخيصي‌ خوب‌ برخوردار باشد بلكه‌ بايد پس‌ از تحليل‌ نيازهاي‌ محيط سازماني‌ تحقيقات‌،ترويج‌ و آموزش‌ به‌ تطبيق‌ و سازگاري‌ شخصيت‌ مديريتي‌ خود با اين‌ نيازها، قادر باشد و راهكارهايي‌ براي‌تغيير برخي‌ يا همه‌ متغيرهاي‌ ديگر بمنظور بالا بردن‌ كارايي‌ و اعتبارافزايي‌ مديريت‌ تلفيقي‌ مجموعه‌هاي‌تحقيقاتي‌، آموزشي‌ و ترويجي‌ بوجود آورد. با تشخيص‌ اينكه‌ گاهي‌ يگانه‌ راه‌ رسيدن‌ به‌ اثربخشي‌ سازماني‌ ازطريق‌ تغيير و انعطاف‌ پذيري‌ اصولي‌ با شناخت‌ عناصر متعامل‌ و سازگار مديريت‌ تلفيقي‌ ميسر است‌. در اين‌تحقيق‌ به‌ فراگرد مدل‌هاي‌ سازگار و راهبردهاي‌ برنامه‌ريزي‌ و مديريت‌ تلفيقي‌ نظام‌ تحقيقات‌، آموزش‌ وترويج‌، بمنظور اعتبارافزايي‌ اين‌ نظام‌ خواهيم‌ پرداخت‌.در حقيقت‌ با افزايش‌ جمعيت‌، ايجاد تغييرات‌ محيطي‌ و وجود رقابت‌، تقاضاي‌هاي‌ متنوعي‌ ايجاد گرديده‌ وسازمان‌هاي‌ تحقيقاتي‌ ـ ترويجي‌ را با طيف‌ وسيعي‌ از نيازها مواجه‌ كرده‌ است‌. بنابراين‌، اين‌ سازمان‌ها ناگزيرندتا در جهت‌ افزايش‌ كيفيت‌ خدمات‌ خود تلاش‌ كنند. در بخش‌ كشاورزي‌، جمعيت‌هاي‌ نامتجانس‌ و ناهمگن‌در حال‌ تخصصي‌ شدن‌ رو به‌ ازدياد است‌ و به‌ سوي‌ تركيبي‌ از طبقات‌ متعدد كشاورزي‌ (سنتي‌، در حال‌ گذار وتجارتي‌) حركت‌ مي‌نماييم‌. به‌ همين‌ دليل‌ خدمات‌ تحقيقاتي‌ ـ ترويجي‌، تحت‌ تأثير نيازهاي‌ كشاورزان‌ قرارگرفته‌ و تمايل‌ براي‌ ارائه‌ خدمات‌ مشاوره‌اي‌ در زمينه‌هاي‌ مختلف‌ در حال‌ افزايش‌ مي‌باشد. به‌ عقيده‌ محققين‌خدمات‌ تحقيقي‌ ـ ترويجي‌ هم‌ بايد در شناخت‌ خود از وضعيت‌ موجود و هم‌ در شيوه‌هاي‌ اجرايي‌ تجديدساختار و نوسازي‌ شوند .نوسازي‌ مديريتي‌ در ارائه‌ خدمات‌ ترويجي‌ ـ تحقيقي‌ بر دولت‌ و كشاورزان‌ تأثيرگذار خواهد بود و مي‌تواندبر كاهش‌ مسئوليتهاي‌ سازمان‌هاي‌ ترويجي‌ ـ تحقيقي‌، بهبود تعهدات‌ و كاهش‌ تصميمات‌ تصادفي‌ يا كم اثرمؤثر باشد . با توجه به اينكه‌ بازنگري‌ در ارائه‌ خدمات‌ تحقيقات‌ و ترويجي‌ و تنوع‌آنها آغاز شده‌ است‌، اين‌ تجديدنظر با توجه‌ به‌ آينده‌ مديريت‌ تات‌ و نيازهاي‌ ارباب‌رجوع‌ آن‌ خواهد بود كه‌بيشتر در راستاي‌ رفع‌ نيازها و تقاضاهاي‌ آنان‌ عملي‌ خواهد كرد. بعقيده‌ محققين‌، خدمات‌ و توليدات‌ ارائه‌شده‌ تات‌ در آينده‌، بمراتب‌ نسبت‌ به‌ گذشته‌ مطلوب‌تر و بيشتر متقاضي‌مدار خواهد بود.براي‌ اين‌ منظور مديريت‌ تحقيقات‌ و ترويج‌ بايد نوعي‌ روابط مشاركتي‌ را توسعه‌ دهند كه‌ در آنها نه‌ تنهاشيوه‌هاي‌ انجام‌ كار و فعاليت‌ كشاورزان‌ مدنظر باشد، بلكه‌ منافع‌ ترويج‌ و متخصات‌ ترويجي‌ نيز در كنارمحققين‌ و زارعين‌ مورد نظر قرار گيرد. امروزه‌ شيوه‌ تفكر سيستمي‌ و ديدگاه‌ كل‌گرايانه‌ ر بسياري‌ از رشته هاي‌ علوم‌، بويژه‌ در شيوه‌هاي‌ نوين‌ مديريتي‌ بوجود آمده‌ است‌، بطوري‌ كه‌سازمان‌هاي‌ ترويجي‌، تحقيقي‌ را نيز تحت‌تأثير خود قرار داده‌ است‌. در شيوه‌ قديمي‌ و سنتي‌ مديريت‌ تات‌،تحقيقات‌ و ترويج‌ به‌ شكلي‌ جزءنگر عمل‌ مي‌كردند و بيشتر بر تخصص‌هاي‌ رشته‌اي‌ و تحليل‌هاي‌ جزءنگرانه‌سازماني‌ متكي‌ بودند. اما بتدريج‌ گرايش‌ زيادي‌ به‌ نتيجه‌گرايي‌ و سيستمي‌ عمل‌ كردن‌ در مباحث‌ سازماني‌ ومديريتي‌ تات‌ بوجود آمده‌ است‌. در واقع‌ آينده‌ مديريت‌ تات‌ به‌ نتيجه‌گرا شدن‌ و كسب‌ ديدگاه‌ بين‌ رشتهاي‌ درتهيه‌ و اجراي‌ برنامه‌هاي‌ تحقيقي‌ ـ ترويجي‌ بستگي‌ خواهد داشت‌. محققين‌ معتقدند كه‌سازمان‌هاي‌ تحقيقي‌ ـ ترويجي‌ بايد داراي‌ يك‌ ارتباط شبكه‌اي‌ با مشاركت‌كنندگان‌ و افراد ذي‌نفع‌ براي‌ كسب‌يك‌ ديدگاه‌ تمام‌گرايانه‌ باشند، بدين‌ شكل‌ كه‌ بطور گسترده‌اي‌ در مورد دامنه‌ و ماهيت‌ تغييرات‌ مورد نياز درشكل‌ مديريتي‌ در حال‌ روبرو شدن‌ با آنها مي‌باشند. اين‌ تغييرات‌ و چالش‌ها عبارتند از: شناخت‌ مسايل‌ وبرخورد با آنها در سطحي‌ وسيع‌ و عميق‌تر، نتيجه‌گرا بودن‌، توجه‌ به‌ اصول‌ و كل‌نگري‌، انتقال‌ از تحليل‌هاي‌ساده‌انگارانه‌ خطي‌ به‌ كل‌گرايي‌ و تفكر سيستمي‌ و توجه‌ به‌ مسايل‌ جهاني‌ و ديدگاه‌ بين‌ رشته‌اي‌ و همگرايي‌ وسازگاري‌ بيشترين‌ عناصر تحقيقي‌، ترويجي‌ كه‌ بايد مدنظر كارشناسان‌ تحقيقات‌، آموزش‌ و ترويج‌ در مديريت‌تلفيقي‌ تات‌ قرار گيرد .بوجود آمدن‌ چنين‌ تغييراتي‌ بدليل‌ انتقال‌ از شيوه‌ و تفكر مربوط به‌ عصر كشاورزي‌ به‌ شيوه‌ تفكر عصراطلاعات‌ مي‌باشد. در عصر كشاورزي‌ ما با مشكلات‌ به‌ شيوه‌ تفكر سنتي‌ روبرو مي‌شويم‌، اما در عصراطلاعات‌،يك‌جامعه‌ جهاني‌ همراه‌ با وابستگي‌هاي‌ متقابل‌ را پيش‌ رو داريم‌.سازمان‌هاي‌ تحقيقي‌ ـ ترويجي‌ و آموزشي‌ در اين‌ عصر بايد با استفاده‌ و تقويت‌ عناصر سازگار مديريتي‌ به‌همگرايي‌هاي‌ بيشتري‌ دست‌ يازند و بيش‌ از پيش‌ بايد به‌ وحدت‌ عملياتي‌ و توحيد مساعي‌ در جهت‌خدمات‌رساني‌ به‌ توليدكنندگان‌ فكر نمايند


[1] Life cycle

هیچ نظری موجود نیست: