الگوي كشاورزي در واحدهاي بسيار كوچك در آسيا
گرچه در آسيا نيز در مواردي واحدهاي بهرهبرداري بسيار بزرگ مشاهده ميشود، ولي مشخصه اصلي نظام بهرهبرداري در اين قاره تقسيم شدن زمين به قطعات بسيار كوچك است. به طوري كه زمين سرانه قابل كشت در هند، چين و ژاپن به ترتيب 29/0 هكتار، 2/0 هكتار و 07/0 هكتار است. جاوه يا جمعيتي معادل 1500 نفر در هر كيلومتر مربع بالاترين فشار جمعيت برزمين را دارد. در آسيا و مخصوصاً در قسمتهاي جنوبي آن معمولاً بهرهبرداران عمده را مالكان غايب از ده تشكيل ميدهند. مالك معمولاً در شهر زندگي ميكند و زمين را براي بهرهبرداري به تعداد زيادي مستاجر و يا سهمبر واگذار مينمايد. رشد شديد جمعيت در آسيا و ثابت ماندن تقريبي ميزان زمينها، ميزان زمين سرانه را بهطور مستمر كاهش ميدهد و براساس قانون بازده نزولي هرچه نسبت زمين به كارگر كاهش يابد، درآمدها از رشد كمتري برخوردار شده و در نتيجه درآمد خانوارهاي روستايي روز به روز كاهش مييابد. كوچكتر شدن مستمر سطح واحدهاي بهرهبرداري استفاده از ماشين را محدود و پرهزينه ميسازد و فقر روزافزون زارعين استفاده از تكنولوژي بيولوژيكي و شيميايي را بسيار مشكل مينمايد. پرداخت سهم مهمي از محصول بدست آمده از زمين به مالك وضع را وخيمتر ساخته و زارع آسيايي را در يك دايره بسته فقر محبوس مينمايد. هرنوع بهبود در وضع كشاورزي و افزايش توليد مستلزم شكستن اين دايره فقر است. كه مهمترين راه آن تغيير ساختاري نظام موجود و به عبارت ديگر تغيير نظام بهرهبرداري كشاورزي است
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر