یکشنبه، فروردین ۲۰، ۱۳۸۵

تعاونی های سنتی روستایی


گردآورنده : دکتر حسین شیرزاد
اين گونه تعاوني‌هاي توليد به طور مختلف درجامعه روستايي وجود دارد. نوعي از اين واحدهاي توليد سنتي كه بنامهاي بنه، صحرا بن‌كو، حراثه و جز اينها ناميده مي‌شود، تا قبل از اصلاحات ارضي از اشاعه فراواني برخوردار بود. معمولاً هر ده به تعدادي سازمان توليد گروهي كشاورزي تقسيم مي‌شد. معروفترين اين واحدهاي تعاوني بنه نام داشت. در هر بنه يك نفر سربنه يا سرا و يار و دو معاون بنام پا بنه يا وربنه و تعدادي زارع و برزگر تشكيل مي‌شد. سربنه، پابنه و زارعين درنسق زارعي شركت داشتند، ولي برزگران فاقد نسق بوده و به‌صورت سهم‌بري در بنه فعاليت مي‌كردند. در هر بنه علاوه بر نفرات يادشده افراد ديگري مانند، پاكار، سركار وغيره شركت داشتند كه به هريك در اداره و نظم مزرعه و مراقبت از محصول واموال مسئوليتهايي واگذار مي‌شد. مالك (ارباب) يا نماينده او بر بنه نظارت مي‌كردند. در پاره‌اي از مناطق خراسان، مانند سبزوار، كاشمر، تربت حيدريه و مشهد، اين تعاوني‌هاي درون زا صحرا ناميده مي‌شد. در اين واحدها زارعين و برزگران با كار گروهي از اراضي بهره‌برداري‌ مي‌كردند. در اين نواحي اراضي مزروعي اعم از آبي و يا ديم به چند صحرا تقسيم مي‌شد. هر صحرا از تركيب دو تا چند جفت نسق يا سهم آب به وجود مي‌آمد. تعداد جفت‌ها در مناطق مختلف، متفاوت بود. هر صحرا از نظر سازماني داراي يك سرگروه بنام سرسا لارو تعدادي معاون (سالار) و دهقان بود كه همگي زير نظر سرسالار به صورت گروهي وجمعي به كشت و كار مي‌پرداختند. سرسالار از بين با تجربه‌ترين زارعين روستا انتخاب مي‌شد. اين انتخاب توسط مالك و يا نماينده او كه بر كار صحرا نظارت مستقيم داشت، صورت مي‌گرفت. به طور خلاصه واحدهاي تعاوني درون‌زا مانند بنه، صحرا و … كليد اصلي سازمان توليد كشاورزي در نظام ارباب و رعيتي به شمار مي‌رفت. هر بنه از تعدادي قطعه زمين زراعتي (آبي و ديمي) و يك سازمان توليد كشاورزي كه در آن اعضاء فعاليتهاي كشاورزي را به طور تعاوني انجام مي‌دادند، تشكيل مي‌شد. اندازه هر بنه از 10 تا 30 هكتار درنوسان بود. تقسيم داخلي كار در بنه بر اساس تجربه و مهارتهاي فردي در فعاليتهاي كشاورزي انجام مي‌پذيرفت و سهم اعضاء از محصول نيز براساس اين تقسيم كار پرداخت مي‌شد. در غالب موارد، تركيب اعضاي بنه تحت تأثير ساخت خويشاوند و همسايگي شكل مي‌گرفت در دهه‌هاي اخير نيز نوعي تعاونيهاي خودجوش نظير واحدهاي مورد بحث، در برخي از نقاط روستايي ايران در حال گسترش است. يكي از وجوه تمايز اين گونه تعاوني‌ها استفاده از ابزار و شيوه‌هاي نوين كشاورزي است. از نظر مقياس اين واحدها به مراتب از بنه‌ها وسيع‌تر و داراي نوعي مديريت سازمان يافته و بعضاً همراه با نوعي سيستم حسابداري تجاري مي‌باشد. در اين واحدها كليه بهره‌برداران امور زراعي را مشتركاً انجام مي‌دهند. معمولاً اراضي روستا بين چند گروه بهره‌بردار تقسيم شده و در هر گروه يك نفر به عنوان مدير گروه انتخاب مي‌شود كه امور مديريت توليد وتدارك خدمات واحد توليدي را به عهده مي‌گيرد. در اين شيوه بهره‌برداري كليه عمليات زراعي اعم از كاشت، آبياري، سمپاشي و برداشت، به‌صورت گروهي انجام مي‌شود (1) . كشت اراضي توسط «دهقانان پيشرو» نيز جلوه ديگري از تعاون در توليد است. گروهي از دهقانان پيشرو، زمين تعدادي از دهقانان مسن، كم زمين و يا كم درآمد دهقانان را با موافقت كتبي آنان يكپارچه كرده و به زيركشت مي‌برند. تشكيل اين قبيل واحدها از واقعيات زير متأثر است:تأثيرپذيري كشاورزان از شيوه‌هاي كشت جمعي كه توسط شركتهاي سهامي زراعي در برخي از مناطق ايران اشاعه داده شده است (1) .تأثيرپذيري از روستاهايي كه قبلاً به يكپارچه كردن اراضي مبادرت كرده‌اند (2) .تشويق و كمك مالي و فني و زيربنايي سازمانهاي حمايتي در روستا (مانند مراكز خدمات كشاورزي).بهره‌برداري بهتر از منابع آب و خاك و جلوگيري از پرت آب.كاهش هزينه‌هاي توليد در اثر استفاده بهتر از ماشين‌آلات.كمبود نيروي كار كشاورزي در روستاهايي كه سن زارعان بالاست. اين شيوه‌ها كه در دهه 1350 و اوايل دهه 1360 در ميان بهره‌برداران دهقاني متداول شده‌است. از عموميت قابل توجهي برخوردار نيست و نمي‌توان نتيجه‌گيري كرد كه نظام بهره‌برداري دهقاني به سوي تشكيل چنين واحدهايي سوق پيدا كرده‌است

1ـ نقل از گزارشات كميته «نظامهاي بهره‌برداري از زمين» وزارت كشاورزي، آذرماه 1362.
1ـ وزارت كشاورزي، پژوهش نظام بهره‌برداري از زمين در روستاي ايرانچه، استان چهارمحال و بختياري، كميته نظام بهره‌برداري 1362.
2ـ منصور وثوقي و همكاران پژوهشي پيرامون طرح يكپارچه كردن اراضي در توره اراك موسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعي 1364.

هیچ نظری موجود نیست: