ابعاد مختلف در مطالعه سرمايه اجتماعي و بازتوليد آن در حركتهاي گروهي
مولف : دکتر حسین شیرزاد
سرمايه اجتماعي را از منظرهاي مختلفي ميتوان مورد مطالعه قرار داد. موارد ذيل ابعادي هستند كه ميتوانند ما را در تبيين بهتر سرمايه اجتماعي ياري كنند.1 ـ اعتماد:1 ـ 1 ـ اعتماد اجتماعي: سؤال محوري در بررسي سرمايه اجتماعي اينست كه تا چه ميزان به ديگران اعتماد داريد. اين اعتماد نتيجه تعاملات اجتماعي موجود در گروهها، انجمنها و فعاليتهاي اجتماعي است. به خصوص اگر اين اعتماد از حد فردي به سطح اجتماعي انتقال يابد، به عنوان يك سرمايه باارزش تلقي ميگردد. اين سرمايه موجب پايين آمدن سطح هزينههاي تعاملات اجتماعي و اقتصادي و اقدامات مختلف ميگردد. افزايش اعتماد متقابل در يك كار گروهي ميتواند به نحو قابل توجهي كارايي سيستمها را بالا ببرد و بعضي از صاحبنظران تعاوني، ارزش آن را براي يك سازمان تعاوني از “اطلاعات” بالاتر ميدانند (پروساك، 1999). اعتماد سهم مهمي را در بسياري از فرايندهاي سازماني نظير عقد قراردادها، انجام مذاكرات و نظارت مستمر بر عملكرد واحدها دارد و تلاش در جهت افزايش آن ميتواند بسياري از هزينههاي مربوط به فعاليتهاي ذكرشده را كاهش و علاوه بر آن بهرهوري سازمان گروهي را افزايش دهد. از اين رو “اعتمادسازي” در بين گروهها و واحدهاي مختلف يك گروه جمعي را ميتوان يكي از مهمترين وظايف رهبران سازماني بومي و محلي دانست.2 ـ 1 ـ اعتماد بين نژادها: در جوامعي كه نژادها و اقوام مختلفي وجود دارند بسياري از گروههاي اجتماعي و سازماني تلاش ميكنند تا اعتماد لازم را بين اين فرهنگها و تنوعهاي فكري به وجود آورند. بطور مثال در بعضي از كشورها ايجاد اعتماد بين نژادهاي سفيد و سياه و آسيايي و اروپايي از مصاديق اين امر است. در كشور ما نيز اعتمادسازي بين فرهنگهاي متنوع در سطوح اتحاديههاي ملي تعاوني و سازماني بومي تعاوني ميتواند يك امر استراتژيك تلقي شده و موجب افزايش سرمايه اجتماعي گردد.2 ـ مشاركت سياسي:يكي ديگر از ابعاد سرمايه اجتماعي، ميزان مشاركت اعضاي تعاوني به عنوان شهروندان در بهبود نظامهاي فعاليتهاي گروهي است. ميزان مشاركت افراد در رأيگيريها، مشاركت در مديريت و مشاركت در تدوين برنامهها را ميتوان از اين جمله دانست. در سطح سازمان كار نيز مشاركت اعضاء كاركنان و مديران در تصميمگيريهاي تعاونيها را ميتوان دليلي بر وجود سرمايه اجتماعي مناسب دانست.3 ـ عضويت در گروههاي اجتماعي: عضويت در نهادهاي مدني را ميتوان يكي از ابعاد سرمايه اجتماعي دانست. نهادهاي مدني نظير انجمنهاي صنفي، حرفهاي، شوراهاي شهري و محلي، كتابخانهها، انجمنهاي علمي و ورزشي، گروههاي حامي محيط زيست، انجمنهاي تجاري، كشاورزي و موارد مشابه از اين دسته هستند.سازماندهي افراد در نهادهاي مدني موجب فرهنگهاي صنفي و حرفهاي خاص در اين نهادها شده و ضمن ايجاد سطح بالاتري از مشاركت و تعلق اجتماعي، موجب ميشود كه به طور غيرمستقيم، كنترل رفتارها و تعاملات اجتماعي و اقتصادي اعضاي اين نهادها وابسته به هنجارهاي موجود در اين نهادها شده و هزينههاي بسياري از كنترلهاي رسمي كاهش يابد.4 ـ اديان و مذاهب (بافت ايدئولوژيك):اديان و مذاهب را ميتوان يكي از منابع ايجاد سرمايه اجتماعي دانست. بسياري از مذاهب با ترويج ارزشهايي نظير مشاركت، صداقت، اعتماد، ايثار و موارد مشابه موجب سرمايه اجتماعي بالايي بين اعضاي خود ميشوند. گسترش ارزشهاي اخلاقي مبتني بر صداقت و اعتماد در فعاليتهاي سازمانيافته گروهي يك سيستم اجتماعي ميتواند سرمايه اجتماعي بالايي را به وجود آورد. هر چند اديان و مذاهبي در اين زمينه ميتوانند موفق باشند كه علاوه بر ايجاد اعتماد داخلي، زمينه برقراري روابط مفيد و مؤثر را با گروهها و مذاهب ديگر اجتماعي فراهم سازند. در حالت عكس نيز، فرقهگرايي ميتواند موجب بحرانهاي اجتماعي و خشونت گردد. اما به هر حال اديان در گذشته، حال و آينده قطعاً نقش جدياي را در سرمايه اجتماعي داشته و خواهند داشت (فوكوياما، 1999).دين اسلام داراي ظرفيتهاي زيادي براي تقويت سرمايه اجتماعي در فعاليتهاي جمعي است. توجه و اهتمام بيشتر به ترويج مؤلفههاي اخلاقي تأكيدشده در دين اسلام مانند: راستي و صداقت، وفا به عهد، احترام به حقوق ديگران، پرهيز از تهمت و موارد مشابه ميتواند به خوبي زمينهساز سرمايه اجتماعي در فعاليتهاي گروهي گردد. غفلت رهبران فرهنگي جوامع اسلامي از اين ظرفيتها و توجه به ابعاد محدودي از اسلام ميتواند علاوه بر هدردادن اين ظرفيتها، نتايج معكوس نيز ايجاد كند.الگوهاي اندازهگيري سرمايه اجتماعي در فعاليتهاي گروهي:يكي از انتقادهاي صورت گرفته به كساني كه سعي در توسعه مفهوم سرمايه اجتماعي در مباحث تعاوني دارند اين است كه هنوز الگوهاي كمي مناسبي براي اين امر ارائه نگرديده است. به طور كلي ميتوان گفت كه پيچيدگي مفهوم سرمايه اجتماعي موجب گرديده است كه بسياري از صاحبنظران بيشتر گرايش ره توضيح مفهومي و تأثيرات اقتصادي آن از جهت كاهش هزينههاي تعاملات اجتماعي و اقتصادي بپردازند. اما الگوهايي نيز وجود دارند كه سعي دارند با استفاده از شيوه خود تحليلي كمي از سرمايه اجتماعي ارائه كنند. الگوهايي كه براي اندازهگيري سرمايه اجتماعي ارائه شدهاند وابسته به رويكردي هستند كه محققان مربوطه در بررسي اين پديده داشتهاند. برخي صرفاً آن را از منظر اجتماعي، فرهنگي و سياسي مورد توجه قرار داده و برخي ديگر آن را بر اساس محور اقتصادي مورد بحث قرار دادهاند. به طور كلي الگوهاي اندازهگيري سرمايه اجتماعي با رويكرد كار گروهي، فعاليتهاي جمعي و تعاوني را ميتوان به دو دسته ذيل طبقهبندي كرد:1 ـ الگوي مبتني بر تعداد و ويژگيهاي گروههاي موجود در سيستمهاي اجتماعي تعاوني.2 ـ الگوي مبتني بر تحقيقات پيمايشي درباره سنجش ميزان اعتماد اجتماعي و انسجامهاي مدني در فعاليتهاي گروهي.1 ـ الگوي اندازهگيري مبتني بر ويژگيهاي گروههاي اجتماعي: روبرت پاتنام در الگوي خود به متغير تعداد گروههاي اجتماعي و نيز تعداد اعضاي آنها توجه كرده است و رابطه ساده ذيل براي محاسبه سرمايه اجتماعي ارائه كرد. به اعتقاد وي در يك جامعه مدني، هم تعداد گروهها و هم تعداد اعضاي آنها از متغيرهاي بسيار مهم هستند. اين گروهها ميتوانند در قالبهاي صنفهاي حرفهاي، گروههاي سياسي، كلوبهاي جوانان و نظاير اينها باشند. پايين بودن تعداد N قدرت گروهها را براي دستيابي اهداف خود ممكن است كاهش دهد و پايين بودن تعداد I نيز نشاندهنده ساختنيافتگي آن جامعه است. همانطور كه مشاهده ميشود اين رابطه بسيار ساده بوده و متغيرهاي اجتماعي مختلف و مهمي را در خود ندارد.فوكوياما (1999) معتقد است كه در رابطه رياضي پاتنام براي محاسبه سرمايه اجتماعي بايد به ميزان انسجام اين گروهها نيز توجه كرد. اين امر به اين دليل است كه ممكن است گروههايي داراي تعداد اعضا زيادي نيز باشند اما داراي انسجام مناسبي نباشند. از طرف ديگر اين انسجام ممكن است به دلايل مختلف به وجود آمده باشد كه دلايل اقتصادي ميتواند از جمله آنها باشد. اما آنچه كه در سرمايه اجتماعي قابل توجه است ميزان انسجامي است كه به دليل وجود ارزشها، هنجارها و ديدگاههاي اصولي مشترك به وجود آمده باشد. ضريب C نشاندهنده ضريبي است كه با توجه به مفهوم ميزان انسجام داخلي در اين رابطه رياضي گنجانده شده است. متغير RP نيز به منظور اعمال ميزان اعتماد متقابل در گروه و تحت عنوان “شعاع اعتماد” مطرح گرديده است. به طور مثال گروههايي كه اعضاي خود را تشويق به صداقت و پشتيباني از يكديگر ميكنند و اين ارزشها و هنجارها داراي مقبوليت زيادي در بيشتر اعضا باشد، ميتوانند داراي سرمايه اجتماعي بيشتري نسبت به موارد مشابه خود باشند. به نظر فوكوياما (1999) سيستمهاي بسته كه داراي ارتباط با محيط بيرون خود نيستند داراي سرمايه اجتماعي مناسبي نيستند. بر اين اساس گروههاي كه حتي داراي تعداد اعضاي زياد، منسجم و داراي اعتماد به يكديگر هستند اگر نتوانند با گروههاي ديگر ارتباط مؤثري برقرار كنند نميتوانند داراي حيات و رشد طبيعي بوده و از فرصتهاي موجود در محيط خود استفاده كنند و قطعاً به دليل ناهماهنگي با محيط بيروني خود دچار مشكلات جدي خواهد شد. به همين دليل وي در رابطه رياضي خود ضريب Rn را با عنوان ضريب بياعتمادي به گروههاي ديگر معرفي كرده كه داراي رابطه معكوس با ميزان سرمايه اجتماعي است. بنابراين به اعتقاد وي جامعهاي داراي سرمايه اجتماعي بالايي است كه داراي گروههايي با تعداد اعضاي بالا و داراي اعتماد به يكديگر بوده و منسجم باشند و همچنين بتوانند در ارتباط با محيط بيرون خود مؤثر عمل كرده و همكاريهاي متقابلي را با جوامع ديگر به وجود آورند. اين الگوها بيشتر بر بعد مفهومي سرمايه اجتماعي و ارائه آن به صورت روابط رياضي تأكيد دارند اما هنوز روشهاي دقيقي براي محاسبه كمي ضرايب مختلف ارائه شده در اين الگوها مطرح نشده است (فوكوياما، 1999).1 ـ تشويق و تقويت نهادهاي اجتماعي، صنفي و حرفهاي تعاوني و كار گروهي:تشويق به ايجاد و تقويت فعاليتهاي گروهي در قالب نهادهاي اجتماعي يكي از راهحلهاي ساختاري براي افزايش سرمايه اجتماعي است. افراد در قالب نهادهاي اجتماعي داراي هويت مشتركي گرديده و زمينه ايجاد همكاريهاي گروهي در آنان ايجاد ميشود. نتيجه فعاليت گروهي موفق نيز تقويت شبكههاي اعتماد است. ايجاد چنين نهادهايي در سطوح سازمان تعاوني امكانپذير است. تشكيل گروهها و انجمنهاي تخصصي و حرفهاي تعاوني با مشاركت داوطلبانه كارشناسان و متخصصان ميتواند موجب افزايش سرمايه اجتماعي در تعاونيها گردد. ايجاد انجمنها و گروههاي تخصصي بصورت فعاليتهاي گروهي سازمانيافته ميتواند موجب هنجارها و ارزشهاي تخصصي و حرفهاي در بين اعضاء گرديده و در صورت هدايت مناسب ميتواند موجب كاهش هزينههاي نظارت و سرپرستي رسمي در سازمان شده و علاوه بر آن با تقويت احساس تعلق به يك گروه تخصصي و حرفهاي در اعضاء، موجب افزايش سطح انگيزش و رشد فردي نيز گردد. به طور مثال در يك شركت مهندسي ميتوان كارشناسان رشتههاي تخصصي مختلف را تشويق به ايجاد انجمنهاي تخصصي كرد و از افراد باتجربه شركت در آن تخصصها نيز دعوت به همكاري داوطلبانه كرد. تجربه در بسياري از شركتها بيانگر اين است كه چنانچه به افراد متخصص و حرفهاي، شرايط و امكانات مناسب داده شود، خود آنها زمينههاي شبكههاي ارتباطي بين خود را فراهم كرده و با ايجاد هنجارهاي حرفهاي موجب افزايش كيفيت ارائه خدمات در تخصص مربوطه ميگردند (پروساك، 2000). بنابراين نقش مديران رسمي سازمان در اين رابطه را ميتوان تشويق و هدايت كلي ايجاد و تقويت چنين نهادهايي دانست.2 ـ برنامهريزي براي غنيسازي فرهنگ اجتماعي و سازمانهاي تعاوني و كار جمعي:سرمايه اجتماعي به عنوان يك متغير اقتصادي منتج از ويژگيهاي فرهنگي يك سيستم اجتماعي است. به بيان ديگر سرمايه اجتماعي تبلور اقتصادي فرهنگ اجتماعي يا سازماني مبتني بر اعتماد و مشاركت افراد است. بنابراين هر گونه اقدامي از طرف افراد براي غنيسازي فرهنگ كار گروهي ميتواند موجب افزايش سرمايه اقتصادي شود. مديريت فرهنگ سازماني عمدتاً با توجه به نقش رهبري و سمبلهاي فرهنگي ميتواند موجب تقويت مؤلفههاي فرهنگي نظير احساس هويت گروهي و سازماني مشترك، احساس تعلق به آيندهاي مشترك، مشاركت، اعتماد بين فردي، گروهي و موارد مشابه گردد.دراين باره افراد با ايجاد نظامهاي مشاركتي، برگزاري مراسم و جلسات عمومي با همالان، حمايت رواني از هم و ايفاي مناسب نقش رهبري ميتوانند در جهت غنيسازي فرهنگ سازماني كار جمعي گام بردارند. استفاده مؤثر از رسانههاي ارتباطي نيز در دنياي امروزي داراي نقش بسيار مؤثر و منحصر به فردي است. در سطح تعاونيها نيز ميتوان با استفاده از نشريات و خبرنامههاي داخلي، پوسترها، فيلمها و حتي شبكههاي رايانهاي در داخل سازمان تعاوني در تقويت اين مؤلفههاي فرهنگي اقدام كرد. يكي ديگر از اقدامات مهم در اين زمينه، تلاش مديران تعاوني و رهبران فعاليتهاي جمعي براي “اعتمادسازي” بين اعضاي گروهها و واحدهاي كار گروهي و نيز بين واحدهاي مختلف است. اعتماد نيز صرفاً با ايجاد روابط و ارتباطات مستمر موفق و به تدريج شكل ميگيرد. انسانها پس از كسب شناخت مناسب از يكديگر و به تدريج به يكديگر اعتماد ميكنند. اين امر هم در روابط بين افراد، واحدهاي مختلف درونسازماني و هم روابط بين سازمانها داراي اهميت است. متأسفانه در بسياري از تعاونيها نوع روابط و ارتباطات سازماني به گونهاي است كه افراد و واحدهاي سازماني از يكديگر شناخت واقعي مناسبي كسب نكرده و طبيعتاً زمينه لازم نيز براي ايجاد شبكههاي اعتماد فراهم نخواهد بود. از اين رو نقش رهبري مديران سازمان در ايجاد چنين فرهنگي بسيار مؤثر است.3 ـ توجه به ارتقاي سرمايه اجتماعي در آموزشهاي عمومي و آموزش كاركنان تعاوني:يكي از مهمترين فرايندهاي موجود در جوامع براي ايجاد سرمايه اجتماعي، نظامهاي آموزشي است. گذر افراد از آموزشهاي عمومي در تمامي سطوح و نيز آموزشهاي دانشگاهي، نقش اصلي را در ايجاد اين نوع سرمايه است. مؤلفههاي فرهنگي در سطح جامعه به شدت متأثر از عملكرد نظامهاي آموزشي و تربيتي هستند. در سطح فعاليتهاي گروهي نيز دورههاي آموزشي ميتوانند بستر مناسبي براي تقويت سرمايه اجتماعي باشند. استفاده از روشهاي آموزشي گروهي مانند گروههاي كاري و پروژهاي تحقيقاتي گروهي و نيز تقويت يادگيري گروهي در قالب فرايندهاي كاري، ميتوانند در ايجاد و تقويت شبكههاي اعتماد بسيار مؤثر باشند. بازيهاي آموزشي كه امروزه در آموزشهاي مشاركتي نيز داراي كاربرد زيادي گرديدهاند ميتوانند در اين رابطه به طور مؤثري مفيد باشند.مهمترين اقداماتي نيز كه توسط دولتها ميتواند براي تقويت سرمايه اجتماعي در فعاليتهاي گروهي انجام شود عبارتند از:1 ـ تشويق و تقويت تشكيل نهادهاي مدني. 2 ـ تقويت و غنيسازي آموزشهاي عمومي براي آمادهسازي افراد در فعاليتهاي گروهي اجتماعي ـ اقتصادي.3 ـ تأمين امنيت شهروندان در جهت حضور داوطلبانه در نهادهاي اجتماعي كار جمعي.4 ـ پرهيز از تصديگري بخشهاي مختلف اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي و واگذاري فعاليتهاي مربوط به نهادهاي مردمي براي جلب مشاركت آنها در فعاليتها و زمينهسازي ايجاد و تقويت نهادهاي اجتماعي و شبكههاي اعتماد بين آحاد مردم.سرمايه اجتماعي را ميتوان تأثير اقتصادي مؤلفههاي فرهنگي يك سيستم اجتماعي در قالب فعاليتهاي گروهي، جمعي و تعاوني دانست كه در آن مؤلفههايي نظير اعتماد، مشاركت داوطلبانه، هنجارهاي حرفهاي، پاسخگويي و موارد مشابه باعث ميشوند تا هزينههاي مديريتي نظير نظارت و كنترل رسمي، رايزنيهاي مديريتي كندي ناشي از سيستم بوروكراتيك و موارد ديگر پايين آمده و امكان استفاده از زمان و سرمايه در جهت انجام فعاليتهاي با بهرهوري بيشتر فراهم گردد. سرمايه اجتماعي را ميتوان هم در بعد كلان اجتماعي و هم در سطح خرد و در سازمانهاي گروهي مورد بررسي قرار داد. چنانچه سياستگزاران در سطوح مختلف با اين مفهوم آشنايي پيداكنند ميتوانند با تقويت و بهرهبرداري مفيد از آن بسياري از هزينههاي اجتماعي را كاهش داده و بر اساس آن اقدام به تغييرات ساختاري و فرايندي در سيستمهاي اجتماعي كنند. سرمايه اجتماعي را ميتوان با استفاده از الگوهاي مختلف اندازهگيري كرد. رويكرد اجتماعي به اندازهگيري آن منجر به الگوهاي مبتني بر اندازهگيري كمي مؤلفههايي نظير اعتماد متقابل، شعاع اعتماد، مسؤوليتپذيري، مشاركت داوطلبانه و عضويت در نهادهاي مدني و حرفهاي و رويكرد اقتصادي به آن منجر به الگوهايي براي اندازهگيري ارزش اقتصادي سرمايه اجتماعي گرديده است.اما آنچه از نظر فعاليتهاي گروهي اهميت دارد اين است كه در محيطهاي حرفهاي و تخصصي، ايجاد نهادهاي حرفهاي و استفاده از هنجارهاي حرفهاي براي كنترل رفتار اعضاي يك سيستم اجتماعي، ميتواند موجب بهرهوري بالاتر و زمينهساز رشد و توسعه سيستم گردد. از اين رو جامعه ايراني ميتواند با توجه به ظرفيت بالاي تاريخي، ديني و سنتي موجود در فرهنگ ايراني، با برنامهريزي مناسب براي افزايش سرمايه اجتماعي و تقويت شبكههاي اعتماد سيستم خود تلاش كرده و بر اساس آن زمينه توسعه اجتماعي و سازماني را از طريق فعاليتهاي منسجم و نهادينه گروهي و تعاوني فراهم آورند
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر