چهارشنبه، فروردین ۱۶، ۱۳۸۵

ابعاد مختلف در مطالعه سرمايه اجتماعي و بازتوليد آن در حركتهاي گروهي

مولف : دکتر حسین شیرزاد

سرمايه اجتماعي را از منظرهاي مختلفي مي‏توان مورد مطالعه قرار داد. موارد ذيل ابعادي هستند كه مي‏توانند ما را در تبيين بهتر سرمايه اجتماعي ياري كنند.1 ـ اعتماد:1 ـ 1 ـ اعتماد اجتماعي: سؤال محوري در بررسي سرمايه اجتماعي اينست كه تا چه ميزان به ديگران اعتماد داريد. اين اعتماد نتيجه تعاملات اجتماعي موجود در گروهها، انجمنها و فعاليتهاي اجتماعي است. به خصوص اگر اين اعتماد از حد فردي به سطح اجتماعي انتقال يابد، به عنوان يك سرمايه باارزش تلقي مي‏گردد. اين سرمايه موجب پايين آمدن سطح هزينه‏هاي تعاملات اجتماعي و اقتصادي و اقدامات مختلف مي‏گردد. افزايش اعتماد متقابل در يك كار گروهي مي‏تواند به نحو قابل توجهي كارايي سيستم‏ها را بالا ببرد و بعضي از صاحبنظران تعاوني، ارزش آن را براي يك سازمان تعاوني از “اطلاعات” بالاتر مي‏دانند (پروساك، 1999). اعتماد سهم مهمي را در بسياري از فرايندهاي سازماني نظير عقد قراردادها، انجام مذاكرات و نظارت مستمر بر عملكرد واحدها دارد و تلاش در جهت افزايش آن مي‏تواند بسياري از هزينه‏هاي مربوط به فعاليتهاي ذكرشده را كاهش و علاوه بر آن بهره‏وري سازمان گروهي را افزايش دهد. از اين رو “اعتمادسازي” در بين گروهها و واحدهاي مختلف يك گروه جمعي را مي‏توان يكي از مهمترين وظايف رهبران سازماني بومي و محلي دانست.2 ـ 1 ـ اعتماد بين نژادها: در جوامعي كه نژادها و اقوام مختلفي وجود دارند بسياري از گروههاي اجتماعي و سازماني تلاش مي‏كنند تا اعتماد لازم را بين اين فرهنگها و تنوعهاي فكري به وجود آورند. بطور مثال در بعضي از كشورها ايجاد اعتماد بين نژادهاي سفيد و سياه و آسيايي و اروپايي از مصاديق اين امر است. در كشور ما نيز اعتمادسازي بين فرهنگهاي متنوع در سطوح اتحاديه‏هاي ملي تعاوني و سازماني بومي تعاوني مي‏تواند يك امر استراتژيك تلقي شده و موجب افزايش سرمايه اجتماعي گردد.2 ـ مشاركت سياسي:يكي ديگر از ابعاد سرمايه اجتماعي، ميزان مشاركت اعضاي تعاوني به عنوان شهروندان در بهبود نظامهاي فعاليتهاي گروهي است. ميزان مشاركت افراد در رأي‏گيريها، مشاركت در مديريت و مشاركت در تدوين برنامه‏ها را مي‏توان از اين جمله دانست. در سطح سازمان كار نيز مشاركت اعضاء كاركنان و مديران در تصميم‏گيريهاي تعاونيها را مي‏توان دليلي بر وجود سرمايه اجتماعي مناسب دانست.3 ـ عضويت در گروههاي اجتماعي: عضويت در نهادهاي مدني را مي‏توان يكي از ابعاد سرمايه اجتماعي دانست. نهادهاي مدني نظير انجمنهاي صنفي، حرفه‏اي، شوراهاي شهري و محلي، كتابخانه‏ها، انجمنهاي علمي و ورزشي، گروههاي حامي محيط زيست، انجمنهاي تجاري، كشاورزي و موارد مشابه از اين دسته هستند.سازماندهي افراد در نهادهاي مدني موجب فرهنگهاي صنفي و حرفه‏اي خاص در اين نهادها شده و ضمن ايجاد سطح بالاتري از مشاركت و تعلق اجتماعي، موجب مي‏شود كه به طور غيرمستقيم، كنترل رفتارها و تعاملات اجتماعي و اقتصادي اعضاي اين نهادها وابسته به هنجارهاي موجود در اين نهادها شده و هزينه‏هاي بسياري از كنترلهاي رسمي كاهش يابد.4 ـ اديان و مذاهب (بافت ايدئولوژيك):اديان و مذاهب را مي‏توان يكي از منابع ايجاد سرمايه اجتماعي دانست. بسياري از مذاهب با ترويج ارزشهايي نظير مشاركت، صداقت، اعتماد، ايثار و موارد مشابه موجب سرمايه اجتماعي بالايي بين اعضاي خود مي‏شوند. گسترش ارزشهاي اخلاقي مبتني بر صداقت و اعتماد در فعاليتهاي سازمان‏يافته گروهي يك سيستم اجتماعي مي‏تواند سرمايه اجتماعي بالايي را به وجود آورد. هر چند اديان و مذاهبي در اين زمينه مي‏توانند موفق باشند كه علاوه بر ايجاد اعتماد داخلي، زمينه برقراري روابط مفيد و مؤثر را با گروهها و مذاهب ديگر اجتماعي فراهم سازند. در حالت عكس نيز، فرقه‏گرايي مي‏تواند موجب بحرانهاي اجتماعي و خشونت گردد. اما به هر حال اديان در گذشته، حال و آينده قطعاً نقش جدي‏اي را در سرمايه اجتماعي داشته و خواهند داشت (فوكوياما، 1999).دين اسلام داراي ظرفيتهاي زيادي براي تقويت سرمايه اجتماعي در فعاليتهاي جمعي است. توجه و اهتمام بيشتر به ترويج مؤلفه‏هاي اخلاقي تأكيدشده در دين اسلام مانند: راستي و صداقت، وفا به عهد، احترام به حقوق ديگران، پرهيز از تهمت و موارد مشابه مي‏تواند به خوبي زمينه‏ساز سرمايه اجتماعي در فعاليتهاي گروهي گردد. غفلت رهبران فرهنگي جوامع اسلامي از اين ظرفيتها و توجه به ابعاد محدودي از اسلام مي‏تواند علاوه بر هدردادن اين ظرفيتها، نتايج معكوس نيز ايجاد كند.الگوهاي اندازه‏گيري سرمايه اجتماعي در فعاليتهاي گروهي:يكي از انتقادهاي صورت گرفته به كساني كه سعي در توسعه مفهوم سرمايه اجتماعي در مباحث تعاوني دارند اين است كه هنوز الگوهاي كمي مناسبي براي اين امر ارائه نگرديده است. به طور كلي مي‏توان گفت كه پيچيدگي مفهوم سرمايه اجتماعي موجب گرديده است كه بسياري از صاحبنظران بيشتر گرايش ره توضيح مفهومي و تأثيرات اقتصادي آن از جهت كاهش هزينه‏هاي تعاملات اجتماعي و اقتصادي بپردازند. اما الگوهايي نيز وجود دارند كه سعي دارند با استفاده از شيوه خود تحليلي كمي از سرمايه اجتماعي ارائه كنند. الگوهايي كه براي اندازه‏گيري سرمايه اجتماعي ارائه شده‏اند وابسته به رويكردي هستند كه محققان مربوطه در بررسي اين پديده داشته‏اند. برخي صرفاً آن را از منظر اجتماعي، فرهنگي و سياسي مورد توجه قرار داده و برخي ديگر آن را بر اساس محور اقتصادي مورد بحث قرار داده‏اند. به طور كلي الگوهاي اندازه‏گيري سرمايه اجتماعي با رويكرد كار گروهي، فعاليتهاي جمعي و تعاوني را مي‏توان به دو دسته ذيل طبقه‏بندي كرد:1 ـ الگوي مبتني بر تعداد و ويژگيهاي گروههاي موجود در سيستم‏هاي اجتماعي تعاوني.2 ـ الگوي مبتني بر تحقيقات پيمايشي درباره سنجش ميزان اعتماد اجتماعي و انسجامهاي مدني در فعاليتهاي گروهي.1 ـ الگوي اندازه‏گيري مبتني بر ويژگيهاي گروههاي اجتماعي: روبرت پاتنام در الگوي خود به متغير تعداد گروههاي اجتماعي و نيز تعداد اعضاي آنها توجه كرده است و رابطه ساده ذيل براي محاسبه سرمايه اجتماعي ارائه كرد. به اعتقاد وي در يك جامعه مدني، هم تعداد گروهها و هم تعداد اعضاي آنها از متغيرهاي بسيار مهم هستند. اين گروهها مي‏توانند در قالبهاي صنفهاي حرفه‏اي، گروههاي سياسي، كلوب‏هاي جوانان و نظاير اينها باشند. پايين بودن تعداد N قدرت گروهها را براي دستيابي اهداف خود ممكن است كاهش دهد و پايين بودن تعداد I نيز نشاندهنده ساخت‏نيافتگي آن جامعه است. همانطور كه مشاهده مي‏شود اين رابطه بسيار ساده بوده و متغيرهاي اجتماعي مختلف و مهمي را در خود ندارد.فوكوياما (1999) معتقد است كه در رابطه رياضي پاتنام براي محاسبه سرمايه اجتماعي بايد به ميزان انسجام اين گروهها نيز توجه كرد. اين امر به اين دليل است كه ممكن است گروههايي داراي تعداد اعضا زيادي نيز باشند اما داراي انسجام مناسبي نباشند. از طرف ديگر اين انسجام ممكن است به دلايل مختلف به وجود آمده باشد كه دلايل اقتصادي مي‏تواند از جمله آنها باشد. اما آنچه كه در سرمايه اجتماعي قابل توجه است ميزان انسجامي است كه به دليل وجود ارزشها، هنجارها و ديدگاههاي اصولي مشترك به وجود آمده باشد. ضريب C نشان‏دهنده ضريبي است كه با توجه به مفهوم ميزان انسجام داخلي در اين رابطه رياضي گنجانده شده است. متغير RP نيز به منظور اعمال ميزان اعتماد متقابل در گروه و تحت عنوان “شعاع اعتماد” مطرح گرديده است. به طور مثال گروههايي كه اعضاي خود را تشويق به صداقت و پشتيباني از يكديگر مي‏كنند و اين ارزشها و هنجارها داراي مقبوليت زيادي در بيشتر اعضا باشد، مي‏توانند داراي سرمايه اجتماعي بيشتري نسبت به موارد مشابه خود باشند. به نظر فوكوياما (1999) سيستم‏هاي بسته كه داراي ارتباط با محيط بيرون خود نيستند داراي سرمايه اجتماعي مناسبي نيستند. بر اين اساس گروههاي كه حتي داراي تعداد اعضاي زياد، منسجم و داراي اعتماد به يكديگر هستند اگر نتوانند با گروههاي ديگر ارتباط مؤثري برقرار كنند نمي‏توانند داراي حيات و رشد طبيعي بوده و از فرصتهاي موجود در محيط خود استفاده كنند و قطعاً به دليل ناهماهنگي با محيط بيروني خود دچار مشكلات جدي خواهد شد. به همين دليل وي در رابطه رياضي خود ضريب Rn را با عنوان ضريب بي‏اعتمادي به گروههاي ديگر معرفي كرده كه داراي رابطه معكوس با ميزان سرمايه اجتماعي است. بنابراين به اعتقاد وي جامعه‏اي داراي سرمايه اجتماعي بالايي است كه داراي گروههايي با تعداد اعضاي بالا و داراي اعتماد به يكديگر بوده و منسجم باشند و همچنين بتوانند در ارتباط با محيط بيرون خود مؤثر عمل كرده و همكاريهاي متقابلي را با جوامع ديگر به وجود آورند. اين الگوها بيشتر بر بعد مفهومي سرمايه اجتماعي و ارائه آن به صورت روابط رياضي تأكيد دارند اما هنوز روشهاي دقيقي براي محاسبه كمي ضرايب مختلف ارائه شده در اين الگوها مطرح نشده است (فوكوياما، 1999).1 ـ تشويق و تقويت نهادهاي اجتماعي، صنفي و حرفه‏اي تعاوني و كار گروهي:تشويق به ايجاد و تقويت فعاليتهاي گروهي در قالب نهادهاي اجتماعي يكي از راه‏حلهاي ساختاري براي افزايش سرمايه اجتماعي است. افراد در قالب نهادهاي اجتماعي داراي هويت مشتركي گرديده و زمينه ايجاد همكاريهاي گروهي در آنان ايجاد مي‎‏شود. نتيجه فعاليت گروهي موفق نيز تقويت شبكه‏هاي اعتماد است. ايجاد چنين نهادهايي در سطوح سازمان تعاوني امكان‏پذير است. تشكيل گروهها و انجمنهاي تخصصي و حرفه‏اي تعاوني با مشاركت داوطلبانه كارشناسان و متخصصان مي‏تواند موجب افزايش سرمايه اجتماعي در تعاونيها گردد. ايجاد انجمنها و گروههاي تخصصي بصورت فعاليتهاي گروهي سازمان‏يافته مي‏تواند موجب هنجارها و ارزشهاي تخصصي و حرفه‏اي در بين اعضاء گرديده و در صورت هدايت مناسب مي‏تواند موجب كاهش هزينه‏هاي نظارت و سرپرستي رسمي در سازمان شده و علاوه بر آن با تقويت احساس تعلق به يك گروه تخصصي و حرفه‏اي در اعضاء، موجب افزايش سطح انگيزش و رشد فردي نيز گردد. به طور مثال در يك شركت مهندسي مي‏توان كارشناسان رشته‏هاي تخصصي مختلف را تشويق به ايجاد انجمنهاي تخصصي كرد و از افراد باتجربه شركت در آن تخصصها نيز دعوت به همكاري داوطلبانه كرد. تجربه در بسياري از شركتها بيانگر اين است كه چنانچه به افراد متخصص و حرفه‏اي، شرايط و امكانات مناسب داده شود، خود آنها زمينه‏هاي شبكه‏هاي ارتباطي بين خود را فراهم كرده و با ايجاد هنجارهاي حرفه‏اي موجب افزايش كيفيت ارائه خدمات در تخصص مربوطه مي‏گردند (پروساك، 2000). بنابراين نقش مديران رسمي سازمان در اين رابطه را مي‏توان تشويق و هدايت كلي ايجاد و تقويت چنين نهادهايي دانست.2 ـ برنامه‏ريزي براي غني‏سازي فرهنگ اجتماعي و سازمانهاي تعاوني و كار جمعي:سرمايه اجتماعي به عنوان يك متغير اقتصادي منتج از ويژگيهاي فرهنگي يك سيستم اجتماعي است. به بيان ديگر سرمايه اجتماعي تبلور اقتصادي فرهنگ اجتماعي يا سازماني مبتني بر اعتماد و مشاركت افراد است. بنابراين هر گونه اقدامي از طرف افراد براي غني‏سازي فرهنگ كار گروهي مي‏تواند موجب افزايش سرمايه اقتصادي شود. مديريت فرهنگ سازماني عمدتاً با توجه به نقش رهبري و سمبل‏هاي فرهنگي مي‏تواند موجب تقويت مؤلفه‏هاي فرهنگي نظير احساس هويت گروهي و سازماني مشترك، احساس تعلق به آينده‏اي مشترك، مشاركت، اعتماد بين فردي، گروهي و موارد مشابه گردد.دراين باره افراد با ايجاد نظامهاي مشاركتي، برگزاري مراسم و جلسات عمومي با همالان، حمايت رواني از هم و ايفاي مناسب نقش رهبري مي‏توانند در جهت غني‏سازي فرهنگ سازماني كار جمعي گام بردارند. استفاده مؤثر از رسانه‏هاي ارتباطي نيز در دنياي امروزي داراي نقش بسيار مؤثر و منحصر به فردي است. در سطح تعاونيها نيز مي‏توان با استفاده از نشريات و خبرنامه‏هاي داخلي، پوسترها، فيلم‏ها و حتي شبكه‏هاي رايانه‏اي در داخل سازمان تعاوني در تقويت اين مؤلفه‏هاي فرهنگي اقدام كرد. يكي ديگر از اقدامات مهم در اين زمينه، تلاش مديران تعاوني و رهبران فعاليتهاي جمعي براي “اعتمادسازي” بين اعضاي گروهها و واحدهاي كار گروهي و نيز بين واحدهاي مختلف است. اعتماد نيز صرفاً با ايجاد روابط و ارتباطات مستمر موفق و به تدريج شكل مي‏گيرد. انسانها پس از كسب شناخت مناسب از يكديگر و به تدريج به يكديگر اعتماد مي‏كنند. اين امر هم در روابط بين افراد، واحدهاي مختلف درون‏سازماني و هم روابط بين سازمانها داراي اهميت است. متأسفانه در بسياري از تعاونيها نوع روابط و ارتباطات سازماني به گونه‏اي است كه افراد و واحدهاي سازماني از يكديگر شناخت واقعي مناسبي كسب نكرده و طبيعتاً زمينه لازم نيز براي ايجاد شبكه‏هاي اعتماد فراهم نخواهد بود. از اين رو نقش رهبري مديران سازمان در ايجاد چنين فرهنگي بسيار مؤثر است.3 ـ توجه به ارتقاي سرمايه اجتماعي در آموزشهاي عمومي و آموزش كاركنان تعاوني:يكي از مهمترين فرايندهاي موجود در جوامع براي ايجاد سرمايه اجتماعي، نظامهاي آموزشي است. گذر افراد از آموزشهاي عمومي در تمامي سطوح و نيز آموزشهاي دانشگاهي، نقش اصلي را در ايجاد اين نوع سرمايه است. مؤلفه‏هاي فرهنگي در سطح جامعه به شدت متأثر از عملكرد نظامهاي آموزشي و تربيتي هستند. در سطح فعاليتهاي گروهي نيز دوره‏هاي آموزشي مي‏توانند بستر مناسبي براي تقويت سرمايه اجتماعي باشند. استفاده از روشهاي آموزشي گروهي مانند گروههاي كاري و پروژه‏اي تحقيقاتي گروهي و نيز تقويت يادگيري گروهي در قالب فرايندهاي كاري، مي‏توانند در ايجاد و تقويت شبكه‏هاي اعتماد بسيار مؤثر باشند. بازيهاي آموزشي كه امروزه در آموزشهاي مشاركتي نيز داراي كاربرد زيادي گرديده‏اند مي‏توانند در اين رابطه به طور مؤثري مفيد باشند.مهمترين اقداماتي نيز كه توسط دولتها مي‏تواند براي تقويت سرمايه اجتماعي در فعاليتهاي گروهي انجام شود عبارتند از:1 ـ تشويق و تقويت تشكيل نهادهاي مدني. 2 ـ تقويت و غني‏سازي آموزشهاي عمومي براي آماده‏سازي افراد در فعاليتهاي گروهي اجتماعي ـ اقتصادي.3 ـ تأمين امنيت شهروندان در جهت حضور داوطلبانه در نهادهاي اجتماعي كار جمعي.4 ـ پرهيز از تصدي‏گري بخشهاي مختلف اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي و واگذاري فعاليتهاي مربوط به نهادهاي مردمي براي جلب مشاركت آنها در فعاليتها و زمينه‏سازي ايجاد و تقويت نهادهاي اجتماعي و شبكه‏هاي اعتماد بين آحاد مردم.سرمايه اجتماعي را مي‏توان تأثير اقتصادي مؤلفه‏هاي فرهنگي يك سيستم اجتماعي در قالب فعاليتهاي گروهي، جمعي و تعاوني دانست كه در آن مؤلفه‏هايي نظير اعتماد، مشاركت داوطلبانه، هنجارهاي حرفه‏اي، پاسخگويي و موارد مشابه باعث مي‏شوند تا هزينه‏هاي مديريتي نظير نظارت و كنترل رسمي، رايزنيهاي مديريتي كندي ناشي از سيستم بوروكراتيك و موارد ديگر پايين آمده و امكان استفاده از زمان و سرمايه در جهت انجام فعاليتهاي با بهره‏وري بيشتر فراهم گردد. سرمايه اجتماعي را مي‏توان هم در بعد كلان اجتماعي و هم در سطح خرد و در سازمانهاي گروهي مورد بررسي قرار داد. چنانچه سياستگزاران در سطوح مختلف با اين مفهوم آشنايي پيداكنند مي‏توانند با تقويت و بهره‏برداري مفيد از آن بسياري از هزينه‏هاي اجتماعي را كاهش داده و بر اساس آن اقدام به تغييرات ساختاري و فرايندي در سيستم‏هاي اجتماعي كنند. سرمايه اجتماعي را مي‏توان با استفاده از الگوهاي مختلف اندازه‏گيري كرد. رويكرد اجتماعي به اندازه‏گيري آن منجر به الگوهاي مبتني بر اندازه‏گيري كمي مؤلفه‏هايي نظير اعتماد متقابل، شعاع اعتماد، مسؤوليت‏پذيري، مشاركت داوطلبانه و عضويت در نهادهاي مدني و حرفه‏اي و رويكرد اقتصادي به آن منجر به الگوهايي براي اندازه‏گيري ارزش اقتصادي سرمايه اجتماعي گرديده است.اما آنچه از نظر فعاليتهاي گروهي اهميت دارد اين است كه در محيطهاي حرفه‏اي و تخصصي، ايجاد نهادهاي حرفه‏اي و استفاده از هنجارهاي حرفه‏اي براي كنترل رفتار اعضاي يك سيستم اجتماعي، مي‏تواند موجب بهره‏وري بالاتر و زمينه‏ساز رشد و توسعه سيستم گردد. از اين رو جامعه ايراني مي‏تواند با توجه به ظرفيت بالاي تاريخي، ديني و سنتي موجود در فرهنگ ايراني، با برنامه‏ريزي مناسب براي افزايش سرمايه اجتماعي و تقويت شبكه‏هاي اعتماد سيستم خود تلاش كرده و بر اساس آن زمينه توسعه اجتماعي و سازماني را از طريق فعاليتهاي منسجم و نهادينه گروهي و تعاوني فراهم آورند

هیچ نظری موجود نیست: