تاثير بازتوليد سرمايه اجتماعي بر شعاع اعتماد و شبكه اعتماد اجتماعي
مولف : حسین شیرزاد
سرمايه اجتماعي ، از مفاهيم نويني است كه امروزه در ادبیات علمی و بررسيهاي اقتصادي و اجتماعي جوامع مدرن مطرح گرديده است. طرح اين رويكرد در بسياري از مباحث اقتصادي، نشاندهنده اهميت نقش ساختارها و روابط اجتماعي بر متغيرهاي اقتصادي است. سرمايه اجتماعي عمدتاً مبتني بر عوامل فرهنگي و اجتماعي بوده و شناسايي آن به عنوان يك نوع سرمايه چه در سطح مديريت كلان توسعه كشورها و چه در سطح مديريت زيربخشهاي اقتصادي ميتواند شناخت جديدي را از سيستمهاي اقتصادي ـ اجتماعي ايجاد كرده و برنامهريزان را در هدايت بهتر سيستمها ياري كند. در اين پژوهش سعي گرديده است تا ضمن معرفي و بيان اهميت اين مفهوم و كاركردهاي آن در فعاليتهاي گروهي و تعاوني الگوهاي مختلفي كه براي تبيين نقش استفاده گرديده است توضيح داده شود و نهايتاً روشهايي براي افزايش ذخيره سرمايه اجتماعي در فعاليتهاي تعاوني و گروهي بيان گردد. از سرمايه اجتماعي تعاريف مختلفي ارائه گرديده است. يكي از تعاريف مطرح اين است كه سرمايه اجتماعي مجموعه هنجارهاي موجود در سيستمهاي اجتماعي است كه موجب ارتقاي سطح همكاري جمعي و گروهي اعضاي آن جامعه گرديده و موجب پايين آمدن سطح هزينههاي تبادلات و ارتباطات ميگردد (فوكوياما، 1999). بر اساس اين تعريف، مفاهيمي نظير جامعه مدني و تشكيل نهادهاي اجتماعي مثل تعاونيها نيز داراي ارتباط مفهومي نزديكي با سرمايه اجتماعي ميگردند. بانك جهاني نيز سرمايه اجتماعي را پديدهاي ميداند كه حاصل تأثير نهادهاي اجتماعي، روابط انساني هنجارها بر روي كميت و كيفيت تعاملات اجتماعي است و تجارب اين سازمان نشان داده است كه اين پديده تأثير قابل توجهي بر اقتصاد و توسعه فعاليتهاي تعاوني دارد. سرمايه اجتماعي بر خلاف ساير سرمايهها به صورت فيزيكي وجود ندارد بلكه حاصل تعاملات و هنجارهاي گروهي و جمعي اجتماعي بوده و از طرف ديگر افزايش آن ميتواند موجب پايين آمدن جدي سطح هزينههاي اداره حركتهاي گروهي در جامعه و نيز هزينههاي عملياتي زيربخشهاي تعاوني در اجتماع گردد.سرمايه اجتماعي را ميتوان حاصل پديدههاي ذيل در يك سيستم اجتماعي دانست: اعتماد متقابل؛ تعامل اجتماعي متقابل؛ گروههاي اجتماعي؛ احساس هويت جمعي و گروهي؛ احساس وجود تصويري مشترك از آينده، كار گروهي و تعاوني و به طور كلي فعاليتهاي جمعي.يكي از مفاهيم مفيد در تبيين مفهوم سرمايه اجتماعي، “شبكه اعتماد” است. شبكه اعتماد عبارت از گروهي است كه بر اساس اعتماد متقابل به يكديگر، از اطلاعات، هنجارها و ارزشهاي يكساني در تبادلات فيمابين خود استفاده ميكنند. از اين رو، اعتماد فيمابين نقش زيادي در تسهيل فرايندها و كاهش هزينههاي مربوط به اينگونه تبادلات دارد. شبكه اعتماد ميتواند بين افراد يك گروه و يا بين گروهها و سازمانهاي مختلف به وجود آيد. فوكوياما معتقد است كه قبل از ورود به هر سيستم اقتصادي يا اجتماعي، بايد اطلاعات كافي درباره شبكههاي اعتماد موجود در آن سيستم و ويژگيهاي آن به دست آورد. زيرا اعتماد را پايه هرگونه مبادلات اقتصادي و اجتماعي ميداند.مفهوم مفيد بعدي “شعاع اعتماد” است. تمامي گروههاي اجتماعي داراي ميزان خاصي از شعاع اعتمادند كه به مفهوم ميزان گستردگي دايره همكاري و اعتماد متقابل اعضاي يك گروه است. در يك نتيجهگيري ميتوان گفت كه هر چه يك گروه اجتماعي برونگرايي مثبتي نسبت به اعضاي گروههاي ديگر نيز داشته باشد، شعاع اعتماد اين گروه از حد داخلي آن نيز فراتر ميرود. شعاع اعتماد در فرهنگهاي مختلف به گونههاي متفاوتي مشاهده ميشود. به طور مثال در فرهنگ مردمي چين و بيشتر ساكنان آمريكاي لاتين، سرمايه اجتماعي زيادي در بين خانوادهها و گروههاي دوستانه شخصي وجود دارد، اما اين گروهها به شدت داراي اعتماد كمي نسبت به افراد خارج گروه خود هستند. براي اين گروهها اعتماد به افراد خارج گروه بسيار مشكل و حتي غيرممكن است. در چنين فرهنگهايي هر كسي خود را فقط متعلق به يك خانواده و يا گروه ميداند. بنابراين در اين فرهنگها، فعاليتهاي تعاوني عمدتاً ماهيت خانوادگي داشته و به ندرت از محدوده اوليه خود بزرگتر ميشوند. اين امر باعث ميشود كه فعاليت اين شركتها محدود شده و به احتمال زياد عمر آنها نيز كوتاه گردد و در نسلهاي بعدي اين خانوادهها، از بين بروند. نقش اصلي در اقتصاد اين كشورها به عهده سرمايه اجتماعي و شعاع اعتماد موجود در روابط تجاري و تبادلات بين شبكههاي اعتماد خانوادگي است.اين هنجارها و تعاملات اجتماعي به اين جهت به عنوان يك سرمايه و در قالب سرمايه اجتماعي تعريف ميگردند كه داراي كاركردهاي اقتصادي مهمي در سيستمهاي اجتماعي هستند. سرمايه اجتماعي مناسب، قادر است تا هزينههاي تبادلات و تعاملات مرتبط با اجتماع و سازمانهاي مختلف نظير قراردادها، كنترل و نظارت از طريق سلسله مراتب و مقررات بوروكراتيك را در حد قابل توجهي كاهش دهد. هزينههاي تعاملات اجتماعي و اقتصادي در گروهها و سازمانهايي كه داراي سرمايه اجتماعي بهينهاي نيستند بالاست و اين امر به دليل بالارفتن هزينههاي نظارت و كنترل، مذاكرات و اعمال دستورالعملهاي رسمي است.هر چه سرمايه اجتماعي يك سيستم اجتماعي بالاتر باشد، موجب پايين آمدن هزينههاي مربوط به اين تعاملات رسمي ميگردد. اين امر نشاندهنده اين واقعيت است كه هماهنگي بين اعضاي سيستمهاي اجتماعي بر اساس هنجارهاي غيررسمي در حال تبديلشدن به يك بحث مهم در جوامع پيشرفته است و به تدريج در حال پيداكردن جايگاههاي مهمتر در الگوهاي اقتصادي نوين ميگردد . امروزه به اين واقعيت پي برده شده است كه در يك جامعه مدني، اگر اعمال كنترل و نظارت بر بسياري از سيستمهاي خدماتي پيچيده، بر اساس استانداردها و هنجارهاي اجتماعي و حرفهاي موجود در گروهها و صنفهاي مربوطه انجام شود، ميتواند هزينههاي نظارت بر عمليات را در مقايسه با روشهاي بوروكراتيك بسيار پايين آورد. امروزه تخصصي شدن حرفههاي مختلف به گونهاي است كه ديگر مديران با استفاده از شيوههاي نظارت رسمي و بوروكراتيك قادر به سرپرستي كاركنان متخصص خود نيستند و ايجاد و تقويت هنجارهاي حرفهاي اثربخش در محيطهاي تخصصي داراي بهرهوري بسيار بالاتري است .نتيجه تحقيقات انجامشده در واحدهاي تحقيق و توسعه شركتهاي موفق نشان ميدهد كه مديريت بوروكراتيك در اين واحدها، موجب بالارفتن شديد هزينههاي تعاملات كاري و كندشدن فعاليتها ميگردد و مديرتهاي منعطف و مبتني بر استفاده از هنجارهاي حرفهاي، داراي نقش بسيار مؤثري در اين داحدها هستند.. پس سرمايه اجتماعي و هزينههاي مديريتي مربوط مانند هزينههاي كنترل و نظارت رسمي، ساختار بوروكراتيك، حل تعارضات، هزينههاي رايزني و موارد مشابه است. در الگوهاي گذشته، تنها عامل انساني در انواع سرمايهها “سرمايه انساني” بود كه بيشتر مبتني بر تعداد، تخصصها، دانش و مهارتهاي نيروي انساني در سطوح مختلف كاركنان و مديران است. اما توجه به يك سازمان به عنوان يك سيستم اجتماعي منجر به اين امر ميشود كه سرمايه اجتماعي نيز به عنوان نشاندهنده ارزش اقتصادي شبكههاي اعتماد و كاهشدهنده هزينههاي مبادلات و تعاملات در اين فهرست قرار گيرند. به عبارت ديگر سرمايه اجتماعي بيانگر ذخيره اقتصادي مولفههاي فرهنگي و اجتماعي مابين سرمايههاي انساني است. يكي از الگوهاي مفهومي سرمايه اجتماعي را در سطوح مختلف مورد بحث قرار ميدهد. بر اين اساس سرمايه اجتماعي را ميتوان در دو سطح كلان و خرد مورد توجه قرار داد .در سطح كلان درباره جايگاه كلي سازمان كار گروهي در زمينه اجتماعي، سياسي و فرهنگي و شبكههاي ارتباطات بيروني بحث شده و در سطح خرد، سرمايه اجتماعي شناختي نام داشته و در رابطه با پديدههايي نظير ارزشها، نگرشها، تعهدات، مشاركت، اعتماد موجود در سيستم اجتماعي سازمان كار گروهي است، و نوع دوم نيز سرمايه اجتماعي ساختاري ناميده ميشود كه در رابطه با ساختارها و فرايندهاي مديريتي نظير پاسخگويي رهبران در قبال عملكردشان، شفافيت در تصميمگيري، ميزان تصميمگيري و اقدام بر اساس كارگروهي است. البته به نظر ميرسد كه در اين الگو نيز محور اصلي، مؤلفههاي فرهنگ سازماني در فعاليتهاي جمعي است. در مجموع ميتوان گفت كه سرمايه اجتماعي در فعاليتهاي گروهي عبارت است از تأثير اقتصادي حاصل از تسهيلاتي كه شبكههاي اعتماد و مؤلفههاي فرهنگي در شبكه تعاون به عنوان يك سيستم اجتماعي به وجود ميآورند. شبكههاي اعتماد علاوه بر كاهش هزينههاي مديريتي، موجب ميشوند كه زمان و سرمايه بيشتري اختصاص به فعاليتهاي اصلي پيداكرده و علاوه بر آن موجب انتقال دانش اعضاي گروهها به يكديگر شده و جريان مناسبي را از يادگيري و دانش در بين آنها فراهم ميسازد و اين امر نيز ميتواند در كاهش هزينههاي مديريت كار گروهي و توسعه اجتماعي و سازماني بسيار مؤثر باشد
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر