چهارشنبه، فروردین ۱۶، ۱۳۸۵

باز تولید سرمایه اجتماعی و شعاع اعتماد

تاثير بازتوليد سرمايه اجتماعي بر شعاع اعتماد و شبكه اعتماد اجتماعي


مولف : حسین شیرزاد

سرمايه اجتماعي ، از مفاهيم نويني است كه امروزه در ادبیات علمی و بررسيهاي اقتصادي و اجتماعي جوامع مدرن مطرح گرديده است. طرح اين رويكرد در بسياري از مباحث اقتصادي، نشان‏دهنده اهميت نقش ساختارها و روابط اجتماعي بر متغيرهاي اقتصادي است. سرمايه اجتماعي عمدتاً مبتني بر عوامل فرهنگي و اجتماعي بوده و شناسايي آن به عنوان يك نوع سرمايه چه در سطح مديريت كلان توسعه كشورها و چه در سطح مديريت زيربخش‏هاي اقتصادي مي‏تواند شناخت جديدي را از سيستم‏هاي اقتصادي ـ اجتماعي ايجاد كرده و برنامه‏ريزان را در هدايت بهتر سيستمها ياري كند. در اين پژوهش سعي گرديده است تا ضمن معرفي و بيان اهميت اين مفهوم و كاركردهاي آن در فعاليتهاي گروهي و تعاوني الگوهاي مختلفي كه براي تبيين نقش استفاده گرديده است توضيح داده شود و نهايتاً روشهايي براي افزايش ذخيره سرمايه اجتماعي در فعاليتهاي تعاوني و گروهي بيان گردد. از سرمايه اجتماعي تعاريف مختلفي ارائه گرديده است. يكي از تعاريف مطرح اين است كه سرمايه اجتماعي مجموعه هنجارهاي موجود در سيستم‏هاي اجتماعي است كه موجب ارتقاي سطح همكاري جمعي و گروهي اعضاي آن جامعه گرديده و موجب پايين آمدن سطح هزينه‏هاي تبادلات و ارتباطات مي‏گردد (فوكوياما، 1999). بر اساس اين تعريف، مفاهيمي نظير جامعه مدني و تشكيل نهادهاي اجتماعي مثل تعاونيها نيز داراي ارتباط مفهومي نزديكي با سرمايه اجتماعي مي‏گردند. بانك جهاني نيز سرمايه اجتماعي را پديده‏اي مي‏داند كه حاصل تأثير نهادهاي اجتماعي، روابط انساني هنجارها بر روي كميت و كيفيت تعاملات اجتماعي است و تجارب اين سازمان نشان داده است كه اين پديده تأثير قابل توجهي بر اقتصاد و توسعه فعاليتهاي تعاوني دارد. سرمايه اجتماعي بر خلاف ساير سرمايه‏ها به صورت فيزيكي وجود ندارد بلكه حاصل تعاملات و هنجارهاي گروهي و جمعي اجتماعي بوده و از طرف ديگر افزايش آن مي‏تواند موجب پايين آمدن جدي سطح هزينه‏هاي اداره حركتهاي گروهي در جامعه و نيز هزينه‏هاي عملياتي زيربخشهاي تعاوني در اجتماع گردد.سرمايه اجتماعي را مي‏توان حاصل پديده‏هاي ذيل در يك سيستم اجتماعي دانست: اعتماد متقابل؛ تعامل اجتماعي متقابل؛ گروههاي اجتماعي؛ احساس هويت جمعي و گروهي؛ احساس وجود تصويري مشترك از آينده، كار گروهي و تعاوني و به طور كلي فعاليتهاي جمعي.يكي از مفاهيم مفيد در تبيين مفهوم سرمايه اجتماعي، “شبكه اعتماد” است. شبكه اعتماد عبارت از گروهي است كه بر اساس اعتماد متقابل به يكديگر، از اطلاعات، هنجارها و ارزشهاي يكساني در تبادلات فيمابين خود استفاده مي‏كنند. از اين رو، اعتماد فيمابين نقش زيادي در تسهيل فرايندها و كاهش هزينه‏هاي مربوط به اينگونه تبادلات دارد. شبكه اعتماد مي‏تواند بين افراد يك گروه و يا بين گروهها و سازمانهاي مختلف به وجود آيد. فوكوياما معتقد است كه قبل از ورود به هر سيستم اقتصادي يا اجتماعي، بايد اطلاعات كافي درباره شبكه‏هاي اعتماد موجود در آن سيستم و ويژگيهاي آن به دست آورد. زيرا اعتماد را پايه هرگونه مبادلات اقتصادي و اجتماعي مي‏داند.مفهوم مفيد بعدي “شعاع اعتماد” است. تمامي گروههاي اجتماعي داراي ميزان خاصي از شعاع اعتمادند كه به مفهوم ميزان گستردگي دايره همكاري و اعتماد متقابل اعضاي يك گروه است. در يك نتيجه‏گيري مي‏توان گفت كه هر چه يك گروه اجتماعي برون‏گرايي مثبتي نسبت به اعضاي گروههاي ديگر نيز داشته باشد، شعاع اعتماد اين گروه از حد داخلي آن نيز فراتر مي‏رود. شعاع اعتماد در فرهنگهاي مختلف به گونه‏هاي متفاوتي مشاهده مي‏شود. به طور مثال در فرهنگ مردمي چين و بيشتر ساكنان آمريكاي لاتين، سرمايه اجتماعي زيادي در بين خانواده‏ها و گروههاي دوستانه شخصي وجود دارد، اما اين گروهها به شدت داراي اعتماد كمي نسبت به افراد خارج گروه خود هستند. براي اين گروهها اعتماد به افراد خارج گروه بسيار مشكل و حتي غيرممكن است. در چنين فرهنگهايي هر كسي خود را فقط متعلق به يك خانواده و يا گروه مي‏داند. بنابراين در اين فرهنگها، فعاليتهاي تعاوني عمدتاً ماهيت خانوادگي داشته و به ندرت از محدوده اوليه خود بزرگتر مي‏شوند. اين امر باعث مي‏شود كه فعاليت اين شركتها محدود شده و به احتمال زياد عمر آنها نيز كوتاه گردد و در نسلهاي بعدي اين خانواده‏ها، از بين بروند. نقش اصلي در اقتصاد اين كشورها به عهده سرمايه اجتماعي و شعاع اعتماد موجود در روابط تجاري و تبادلات بين شبكه‏هاي اعتماد خانوادگي است.اين هنجارها و تعاملات اجتماعي به اين جهت به عنوان يك سرمايه و در قالب سرمايه اجتماعي تعريف مي‏گردند كه داراي كاركردهاي اقتصادي مهمي در سيستم‏هاي اجتماعي هستند. سرمايه اجتماعي مناسب، قادر است تا هزينه‏هاي تبادلات و تعاملات مرتبط با اجتماع و سازمانهاي مختلف نظير قراردادها، كنترل و نظارت از طريق سلسله مراتب و مقررات بوروكراتيك را در حد قابل توجهي كاهش دهد. هزينه‏هاي تعاملات اجتماعي و اقتصادي در گروهها و سازمانهايي كه داراي سرمايه اجتماعي بهينه‏اي نيستند بالاست و اين امر به دليل بالارفتن هزينه‏هاي نظارت و كنترل، مذاكرات و اعمال دستورالعملهاي رسمي است.هر چه سرمايه اجتماعي يك سيستم اجتماعي بالاتر باشد، موجب پايين آمدن هزينه‏هاي مربوط به اين تعاملات رسمي مي‏گردد. اين امر نشان‏دهنده اين واقعيت است كه هماهنگي بين اعضاي سيستم‏هاي اجتماعي بر اساس هنجارهاي غيررسمي در حال تبديل‏شدن به يك بحث مهم در جوامع پيشرفته است و به تدريج در حال پيداكردن جايگاههاي مهمتر در الگوهاي اقتصادي نوين مي‏گردد . امروزه به اين واقعيت پي برده شده است كه در يك جامعه مدني، اگر اعمال كنترل و نظارت بر بسياري از سيستم‏هاي خدماتي پيچيده، بر اساس استانداردها و هنجارهاي اجتماعي و حرفه‏اي موجود در گروهها و صنفهاي مربوطه انجام شود، مي‏تواند هزينه‏هاي نظارت بر عمليات را در مقايسه با روشهاي بوروكراتيك بسيار پايين آورد. امروزه تخصصي شدن حرفه‏هاي مختلف به گونه‏اي است كه ديگر مديران با استفاده از شيوه‏هاي نظارت رسمي و بوروكراتيك قادر به سرپرستي كاركنان متخصص خود نيستند و ايجاد و تقويت هنجارهاي حرفه‏اي اثربخش در محيطهاي تخصصي داراي بهره‏وري بسيار بالاتري است .نتيجه تحقيقات انجام‏شده در واحدهاي تحقيق و توسعه شركتهاي موفق نشان مي‏دهد كه مديريت بوروكراتيك در اين واحدها، موجب بالارفتن شديد هزينه‏هاي تعاملات كاري و كندشدن فعاليتها مي‏گردد و مديرتهاي منعطف و مبتني بر استفاده از هنجارهاي حرفه‏اي، داراي نقش بسيار مؤثري در اين داحدها هستند.. پس سرمايه اجتماعي و هزينه‏هاي مديريتي مربوط مانند هزينه‏هاي كنترل و نظارت رسمي، ساختار بوروكراتيك، حل تعارضات، هزينه‏هاي رايزني و موارد مشابه است. در الگوهاي گذشته، تنها عامل انساني در انواع سرمايه‏ها “سرمايه انساني” بود كه بيشتر مبتني بر تعداد، تخصصها، دانش و مهارتهاي نيروي انساني در سطوح مختلف كاركنان و مديران است. اما توجه به يك سازمان به عنوان يك سيستم اجتماعي منجر به اين امر مي‏شود كه سرمايه اجتماعي نيز به عنوان نشان‏دهنده ارزش اقتصادي شبكه‏هاي اعتماد و كاهش‏دهنده هزينه‏هاي مبادلات و تعاملات در اين فهرست قرار گيرند. به عبارت ديگر سرمايه اجتماعي بيانگر ذخيره اقتصادي مولفه‏هاي فرهنگي و اجتماعي مابين سرمايه‏هاي انساني است. يكي از الگوهاي مفهومي سرمايه اجتماعي را در سطوح مختلف مورد بحث قرار مي‏دهد. بر اين اساس سرمايه اجتماعي را مي‏توان در دو سطح كلان و خرد مورد توجه قرار داد .در سطح كلان درباره جايگاه كلي سازمان كار گروهي در زمينه اجتماعي، سياسي و فرهنگي و شبكه‏هاي ارتباطات بيروني بحث شده و در سطح خرد، سرمايه اجتماعي شناختي نام داشته و در رابطه با پديده‏هايي نظير ارزشها، نگرشها، تعهدات، مشاركت، اعتماد موجود در سيستم اجتماعي سازمان كار گروهي است، و نوع دوم نيز سرمايه اجتماعي ساختاري ناميده مي‏شود كه در رابطه با ساختارها و فرايندهاي مديريتي نظير پاسخگويي رهبران در قبال عملكردشان، شفافيت در تصميم‏گيري، ميزان تصميم‏گيري و اقدام بر اساس كارگروهي است. البته به نظر مي‏رسد كه در اين الگو نيز محور اصلي، مؤلفه‏هاي فرهنگ سازماني در فعاليتهاي جمعي است. در مجموع مي‏توان گفت كه سرمايه اجتماعي در فعاليتهاي گروهي عبارت است از تأثير اقتصادي حاصل از تسهيلاتي كه شبكه‏هاي اعتماد و مؤلفه‏هاي فرهنگي در شبكه تعاون به عنوان يك سيستم اجتماعي به وجود مي‏آورند. شبكه‏هاي اعتماد علاوه بر كاهش هزينه‏هاي مديريتي، موجب مي‏شوند كه زمان و سرمايه بيشتري اختصاص به فعاليتهاي اصلي پيداكرده و علاوه بر آن موجب انتقال دانش اعضاي گروهها به يكديگر شده و جريان مناسبي را از يادگيري و دانش در بين آنها فراهم مي‏سازد و اين امر نيز مي‏تواند در كاهش هزينه‏هاي مديريت كار گروهي و توسعه اجتماعي و سازماني بسيار مؤثر باشد

هیچ نظری موجود نیست: