سه‌شنبه، فروردین ۱۵، ۱۳۸۵

تعاونی های تولید روستایی و مسئله ارتباطات صنعتی - قسمت اول

ارتباط صنايع فرآوري ونگهداري تعاونيهاي توليد روستايي با صنايع بزرگ تبدیلی
نویسنده: دکتر حسین شیرزاد
قسمت اول

در دوران نوين تجارت صنعتي ودر عصر بازار رقابتي ، ايفاي نقش صنايع تبديلي ونگهداري تعاونيها به عنوان كارگاههاي كوچك فرآوري صنعتي محصولات كشاورزي به عنوان حلقه‌هاي اتصال در چرخه توسعه، بطور مطلوب امكانپذير نميباشد. مگر آنكه اين واحدهاي كوچك توليد و فرآوري در پيوندباصنايع بزرگ در زنجيره توليد قرارگيرند واين پيوندصنايع كوچك تبديلي ونگهداري در تعاونيهاي توليد روستايي با صنايع بزرگ، براساس يك مناسبات منطقي توليد شكل گرفته باشد. زيرا به دليل قلت سرمايه در تعاونيهاي توليد روستايي، فق درسايه سامان دهي به تبليغات وبازاريابي،هزينه‌هاي سربار پرسنلي، توزيع نامنظم محصولات فرآوري شده، و هزينه‌هاي اضافي تهيه مواد حذف ميگردد و صرفه‌جويي‌هاي قابل ملاحظه‌اي در تكوين واحدهاي تبديلي-نگهداري در تعاونيها وتوسعه دانش فني ميان اعضاء، جمع‌آوري وانتقال مستمر اطلاعات، كارورزي نيروي انساني فني، بازآموزي مديران وبهينه‌سازي سيستم‌هاي مديريت، نظارت برتوليد، كنترل كيفيت وهزينه‌هاي سربار دفتري، به عمل مي‌آيد و در جه آسيب پذيري واحدهاي كوچك تبديل ونگهداري درتعاونيهاي توليد رادربرابر بروز معضلات نقدينگي وسرمايه در گردش، وانباشت موجودي انبار، كاهش مي‌دهد و مديران تعاونيها را قادر مي‌سازد تا بر افزايش سطح بهره‌وري، بهبود كيفيت، و فرآيند تكامل تكنولوژي ساخت، تمركز پيداكرده وبه نوآوري فني و تنوع در توليدات تعاونيها بپردازند.بديهي است كه پيوندميان واحدهاي فرآوري و نگهداري تعاونيهاي توليد با صنايع بزرگ تبديلي، بايد در قالب منافع مشترك ونياز متقابل ديده شود. روند درهرحال تحول در بازارهاي ملي- منطقه‌اي، هرچند به سوي ميل عمومي به مصرف زياد گرايش دارد، اما مصرف كنندگان دركنار اين تمايل مصرفي فزاينده خود،‌خواهان كالاهايي با كيفيت برتر وقيمت پائين‌تر ميباشند. بالارفتن سطح انتظارات مصرف‌كنندگان،تنها يك تغيير سليقه وذائقه صرف مصرفي نميباشد.بلكه ناشي از توسعه خودآگاهي مصرف درسطح جهاني است كه تقاضاكننده را وادار به كسب ارزش بيشتر براي درآمدهاي خود ميكند. اين روند روبه رشد خودآگاهي مصرف،‌عرصه رقابت در بازارهاي بين‌المللي و ملي را برصنايع بزرگ كه از انعطاف‌پذيي توليدكمتري نسبت به صنايع كوچك روستايي برخوردارند روز به روز تنگ‌تر ميكند. اما با پيوند زدن خط توليد به واحدهاي كوچك تبديلي در تعاونيهاي توليدوبهره‌گيري از پتانسيل‌هاي بسيارقوي آن، صنايع بزرگ تبديلي را در رقابتي كردن كالاهاي توليدي خود در بازارهاي بين‌المللي توانمند‌تر مي‌سازد.از نقطه نظر تاريخي، ارتباط توليدكنندگان كوچك با توليدكنندگان كالاي نهايي در دوران اوليه پيدايش توليد ماشيني كالا دراشكال اوليه خود، براساس نياز متقابل اما به صورت رابطه تجاري نامنظم پديدار گرديد. بطوري كه يك كارگاه بزرگ صنعتي توليدكننده نهايي – برحسب دريافت سفارش- برخي از مواداوليه واجزاي كالاهاي توليدي خودرا از مولدين تخصصي كوچكتر خريداري ميكرد.نظير صنعت كفاشي، آبكاري و... در ايران در اين رابطه- به خصوص درتهيه قطعات اتومبيل و ريخته‌گري و صنايع شير- اين مهم هنوز هم ادامه دارد.اما ايجاد پيوند ميان صنايع كوچك و بزرگ براساس مباني علمي فرايند توليد از دهه 1920 در ايتاليا[1] آغاز شد كه اين ارتباط خط توليد صنعت بزرگ و كوچك با استمراري پايدار ، نظارتهاي فني،كنترل كيفيت، عرضه خدمات فني متقابل، تبادل اطلاعات تكنيكي،همراه شد وبه جاي رابطه صرف تجاري، نوعي رابطه همه جانبه برقرارگرديد كه صنايع كوچك و بزرگ در يك حالت مكمل بودن براي يكديگر همكاري با يكديگر را آغاز كردند و موفقيت يكي ضامن موفقيت ديگري شناخته شد. براي ساماندهي صنايع كوچك در زنجيره توليد- در ارتباط باصنايع بزرگ- الگوي ايتاليايي پيمانكاري فرعي وپيمانكاري خانوادگي[2] الگوي فرانسوي انحصار امتياز معاملات تجاري[3] الگوي هندي اقماري[4]،‌الگوي كره جنوبي اقماري، پيمانكاري فرعي- سفارشي[5] الگوي ژاپني تاشي كوبا و الگوي ايراني ساپكو، اشاره كرد كه به منظور دستيابي به يك الگوي جامع منطبق با شرايط خاص تعاونيهاي توليد روستايي، آشنايي با هريك از الگوهاي ذكرشده لازم به نظر مي‌رسد

[1] States of italian Smes in Year 2000, Editor Dr.Alberto Diagini 1995
[2] Subcontractor, House Manufacturing Contractor
[3] Franchising
[4] Sattelite Manufacturing system
[5] Subcontracting System

هیچ نظری موجود نیست: