نویسنده : دکتر حسین شیرزاد
بخش اول
نياز به موادغذايي براي تغذيه جمعيت روبه افزايش كشور و محدوديت نسبي منابع توليد، تلاشهاي گستردهاي را ايجاب ميكند ،درحال حاضر درصد عمدهاي از توليدات كشاورزي (زراعي، باغي و دامي و...) كه با زحمات و تلاش فراوان كشاورزان و باغداران عضو تعاونيهاي توليد روستايي وباصرف هزينه زياد وبا استفاده از آب وخاك گرانبهاي كشور توليد ميگردد، بعلت عدم وجود امكانات ذخيره سازي (انبارهاي مجهز فني و سردخانه) و همچنين صنايع تبديلي و فنآوري متناسب ضايع شده و از حيز انتفاع خارج ميگردد. بطوري كه متوسط ضايعات انواع ميوه كشور ساليانه حدود 25 درصد از توليدات ميباشد در دهه هفتاد از مجموع حدود 9 ميليون تن توليد ميوه،2/2 ميليون تن بعلل مختلف از جمله كمبود امكانات نگهداري وصنايع تبديلي از بين ميرفته است. حال چنانچه مجموع ضايعات ساير زيربخشها در سرفصلهاي زراعت، دامپروري. شيلات وآبزيان را نيز به اين رقم اضافه نمائيم به اهميت فراوان صنايع تبديلي و ذخيره سازي انواع محصولات كشاورزي، دامي وشيلاتي درواحدهاي مختلف بهرهبرداري بويژه تعاونيهاي توليد روستايي و جلوگيري از ضايعات اين اقلام وتامين غذاي جمعيت مداوماً روبه افزايش كشور پي خواهيم برد. بنابراين مهمترين راه كنترل ضايعات پس از برداشت درتوليدات كشاورزي، استقرار صنايع غذايي وذخيره سازي اين اقلام است و به اين ترتيب نقش اصلي و اساسي صنايع تبديلي در توليد كشاورزي، و اقتصاد حاكم برنظامهاي بهرهبرداري در كشور روشن ميگردد.درحقيقت، تاسيس وراهاندازي كارخانههاي صنايع تبديلي، فرآوري ونگهداري درتعاونيهاي توليد روستايي، باهدف اين كه ظرفيت صنايع فرآوري، نگهداري كنسروسازي، بستهبندي ميوه وسبزي، صنايع تبديلي مركبات، سيب زميني، بستهبندي انگور،خرما و همچنين صنايع لبنياتي و گوشتي كشور را سالانه هزاران تن افزايش دهد، ضرورت واهميت سازماندهي جديد تعاونيهاي توليد روستايي كشور را براي تلفيق فعاليتها، هماهنگ ساختن واحدهاي تعاوني با نيازهاي توسعه، تحت يك پوشش جامع بازمهندسي سازماني،مطرح ميسازد.استقرار صنايع تبديلي براساس وضعيت الگوي توليد الگوي كشت استعداد تعاونيهاي توليد روستايي درمناطق مختلف ميباشد. ايجاد زمينه به كارگيري تكنولوژي مناسب در تعاونيهاي توليد، نوسازي وتوسعه ظرفيتهاي توليدي موجود در تعاونيهاي توليد روستايي را ميطلبد. پژوهش وتدوين استانداردهاي ملي وبينالمللي توسعه وتقويت پژوهشهاي كاربردي در امر شناخت تكنولوژي موردنياز و سازگار با تعاونيهاي توليد، ايجاد زمينه همكاري با سازمانهاي بينالمللي تعاونيهاي كشاورزي و بالاخره استفاده از دست آوردهاي علمي و فني نوين مستلزم سازماندهي جديد تعاونيهاي توليد روستايي در راستاي تاسيس و راهاندازي صنايع غذايي در اين تعاونيها ومتحول كردن آن است. اين سازماندهي بايد نيازها و ضرورتهاي زير را جهت نيل به اهداف متعالي تعاونيهاي توليد روستايي تامين نمايد:الف) ايجاد يك رابطه نظام يافته بين دولت بعنوان سياستگذار و زمينهساز فعاليتهاي اقتصادي تعاونيهاي توليد روستايي بعنوان مجريان سياستها وعوامل اجرايي (چه به عنوان توليدكننده محصولات كشاورزي و صنايع غذايي، چه سرمايهگذار اين بخش و چه مصرف كننده)ب ) بسيج ظرفيتها و توانائيهاي تعاونيهاي توليد روستايي در سرمايهگذاري و اجراي سياستهاي توسعه صنايع تبديلي، فرآوري و نگهداري درمناطق مختلف كشورپ ) هدفمند كردن فعاليتهاي تعاونيهاي توليد روستايي كشور درجهت استقرار صنايع غذايي وشكل بخشيدن به فعاليتهاي پراكنده آنها در چارچوب يك نظام جامع و فراگير،استقرار، توسعه وگسترش صنايع غذايي در تعاونيهاي توليد روستايي كشور به عنوان يك فعاليت اشتغالزا با ارزش افزوده بالا و وابستگي بسيار اندك آن به خارج از هربعد داراي اولويت خاص است وسازمان دادن به آن، بطوريكه كليه صنايع غذايي توليدي را پوشش دهد ضرورتي است كه به دنبال گسترش و توسعه اين رشته از فعاليتها در تعاونيهاي توليد روستايي از توجه كامل وموثري برخوردار ميگردد. فعاليتهاي پيمايشي در تعاونيهای توليدروستايي كشور شكل سازماني وحدود وظايف وحيطه عمل گرايش تعاونيهاي توليد روستايي را به توسعه صنايع تبديلي وفرآوري نشان ميدهد و درصدد استم كه به مهمترين نقاط قوت، ضعف، تهديدات وفرصتهاي رودرروي اين تعاوني توليد روستايي كشور در راستاي تاسيس، مكانيابي،راهاندازي و امكانسنجي استقرار فعاليتهاي فرآوري، نگهداري وصنايع تبديلي كشاورزي بپردازم. باشد تا دستاوردهاي اين تحقيق و پايايي و روايي قابل ملاحظهاي كه در فرآينداين پژوهش بكارگرفته شده، بتواند الگويي براي قريب به يكهزار و اندي تعاوني توليد روستايي كشور باشد تا بتوانندبا تجهيز منابع فيزيكي و نرمافزاري خويش تحولي تازه رادراين عرصه نوين از فعاليتهاي تعاونيها رقم زنند
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر