مديريت تحقيق و ترويج كشاورزي در هندوستان
نویسنده: دکتر حسین شیرزاد
در كشور هندوستان براي هر استان حداقل يك دانشگاه كشاورزي وجود دارد كه رياست تشريفاتي آن برعهده استاندار ميباشد و قائممقام دانشگاه كشاورزي بنا به پيشنهاد استاندار و انتخاب شوراي تحقيقاتكشاورزي هندوستان در وزارت كشاورزي، هر سه سال يكبار تعيين ميشود. براي هماهنگي بين مراكزتحقيقات كشاورزي و دانشگاههاي كشاورزي، كميتهاي بنام كميته هماهنگكننده وجود دارد و وزارتكشاورزي بر امر تحقيقات كشاورزي و نيز آموزش كشاورزي در تمامي سطوح نظارت دارد، در اين سيستمهر يك از كارهاي علمي دانشگاه كشاورزي، حداقل دو مورد از سه مورد تحقيق، آموزش و ترويجكشاورزي را انجام ميدهند و امور تحقيقاتي و ترويجي دانشگاههاي كشاورزي اين كشور زيرنظر مديريتوزارت كشاورزي بوده و امور آموزشي، پرسنلي، اداري و مالي آنها تحتنظارت وزارت علوم ميباشد وهماهنگي اين دو وزارتخانه در شوراي عالي وزيران انجام ميشود (Seegars,1990). مؤسسه تحقيقات كشاورزي هندوستان از 22 بخش از قبيل ژنتيك، اصلاح نباتات، فيزيولوژي گياهي،آگرونومي، تكنولوژي بذر، بيماريهاي گياهي، خاكشناسي، حشرهشناسي، ترويج كشاورزي، اقتصادكشاورزي، شيمي كشاورزي، نماتولوژي خاك، ميكروبيولوژي و... تشكيل شده است. اين مؤسسه در دوزمينه اصلي پژوهش و آموزش فعاليت ميكند. از فعاليتهاي ديگر اين انستيتو انجام فعاليتهاي ترويجي است ومحققين آزمايشات خود را در مزارع زارعين پياده نموده و نتايج آن را به روستائيان ارائه ميدهند(Seegars,1990). همچنين نمايشگاهي از سوي همين انستيتو براي ارائه و نمايش دستاوردهاي تحقيقاتيبوجود ميآيد و زارعين براي مشاهده اين دستاوردها به نمايشگاه مراجعه مينمايند و بين زارعين و محققيندرباره مشكلات مبتلا به، بحثهائي صورت ميگيرد كه در اثر اين تبادل نظرات، روند برنامهاي تحقيقاتيشكل ميگيرد. در رابطه با وضعيت تحقيقات در هند، تأكيد ملت هند بر اصل تكنولوژي با استفاده از منابعهندي، دانش و فن هندي، به دست هندي و براي هندي استوار است; اين شيوه تفكر در استراتژي پژوهشيهند موجب شده كه معادلات خارجي هند با وجود ارجحيت تكنولوژيك و دانش فني نسبت به برخي ازكشورهاي منطقه (سنگاپور، هنگكنگ) عقب بماند و در مقايسه با ژاپن كه بازار بينالمللي را نشانه گرفته،استراتژي پژوهشي هند بر محور هندي كردن دانش و تكنولوژي كشاورزي براي خودكفايي بازار داخلي است
مديريت تحقيق و ترويج كشاورزي در اندونزي
در اندونزي، نظام ترويج كشاورزي از نظر سازماني، جدا از نظام تحقيق كشاورزي است و فقط در مواردزير، تحقيق و ترويج با هم ارتباط دارند: 1ـ جلساتي كه در سطح كشور يا منطقه، درمورد يك موضوع خاص، توسط مجريان ترويجي، مجريانتحقيقي و كاركنان ستادي برگزار ميشود2ـ جلسات مشاهدهاي كه بين نمايندگان دولت و كشاورزان رابط برقرار ميشود و جلسات همكارينهادهاي ترويج كشاورزي در سطح كشور، استان، بخشو3 ـ جلسههايي كه جهت شناسايي و حل مسائل و تكميل برنامههاي توليدي، تحتسرپرستي وزير كشاورزيانجام ميگيرد و برگزاري روز مزرعههايي در ايستگاههاي تحقيقاتي و دانشگاهها (ستاد تدوين نظام ترويجايران، 1371(. ارتباط رسمي بين نظام ترويج كشاورزي و دانشگاهها وجود ندارد. گاهي اوقات كاركنان ستادي ترويج، بهطور غيررسمي با مراكز دانشگاهي گفتگوهايي انجام ميدهند، ولي بين نظام ترويج كشاورزي و دورههايدوم دبيرستانهاي كشاورزي يك ارتباط ساختاري وجود دارد. اين مدارس، زيرنظر وزارت كشاورزي است وكارآموزان را آموزش ميدهند. عدمارتباط قوي بين ترويج كشاورزي و ايستگاههاي تحقيقاتي و دانشگاههاو همچنين ضعيف بودن انتقال تكنولوژي از منبع اصلي به كشاورزان را ميتوان از عمدهترين تنگناها ومحدوديتهاي تحقيق و ترويج كشاورزي در كشور اندونزي دانست
مديريت تحقيق و ترويج كشاورزي در پادشاهي نپال
اهداف برنامه تحقيقات و پژوهش در زمينه ترويج در نپال با مراجعه به خطمشيها و معضلات جاري درميان سازمانهاي ترويج و نيز با توجه به اهداف گستردهتر نهادي آن شناسايي شدهاند كه عبارتند از: هدايت تحقيقات مناسب ترويج، با توجه به معضلات و نيازهاي اساسي سازمانهاي ترويج و مشاوره با سازمانهاي ترويج و سازمانهاي غيردولتي، در زمينه روشها و رهيافتهاي اقتصادي و مناسب(جورابلو و همكاران، 1375). درگير نمودن سازمانهاي ترويج در فرآيند تحقيق، بدان سبب كه آنها اولين مراجعهكنندگان تحقيق ترويجهستند، مهم است چنانچه سازمانهاي ترويج در مرحله برنامهريزي وارد شوند، يافتههاي تحقيق، بسيار مناسبترخواهد بود. اين تمرينات، اطلاعاتي را در مورد مشكلات، نيازها و علايق مراجعان فراهم ميكند، كه برايانتخاب عنوان تحقيق و طراحي برنامههاي تحقيقي بسيار مناسب هستند. به علاوه يافتههاي تحقيقي ميتواننداز طريق اين تمرينات به مراجعان مرتبط شوند و نيز در صورت ضرورت به نحو مقتضي به اجراء درآيند. قبلااين نوع از برنامهريزي بر اساس اين منظور خاص، در PAC))[1] برگزار ميشد، ولي از سال (93ـ1992)،مشاركت مروجان در برنامه تحقيق و ترويج به طور منظم است. اين كار به منظور نيل به دو هدف ميباشند كهعبارتند از افزايش مشاركت مراجعهكننده و حلقههاي ارتباطي در برنامه تحقيق ترويج و ارتباط دادن يافتههايتحقيقي با سازمانهاي ترويج از سوي ديگر. هر ساله دو جلسه منطقهاي برگزار ميشود (يكي در ماه نوامبر دربريتاناگار Biratnagar)) و ديگري در ماه ژوئن در PAC)). تمامي مديران منطقهاي (كشاورزي، دامپروريباغباني و جنگلداري) HDOS,DLSOS,ADOS از مناطق مربوط و اعضاي تحقيقPAC))در ايناجلاس شركت ميكنند. اهداف اين فعاليت عبارتند از: شناسايي مشكلات، فراهم آوردن محلي برايبرنامهريزي مشترك و توسعه طرحهاي اجرايي و ارتباط دادن يافتههاي تحقيقاتي با سازمانهاي ترويج، بهطوري كه در صورت لزوم بتوان آنها را به مرحله اجرا درآود
ارتباط بين ترويج و تحقيق در تايلند
در تايلند عمدتا سازمان ترويج كشاورزي تايلند(DOAE)مسئوول پيشبرد توليد محصولات زراعي استو در اين راستا قسمت اعظم تكنولوژي مربوطه را از مؤسسات تحقيقاتي دريافت ميدارد. ارتباط بين(DOAE)و مؤسسات تحقيقاتي به شكل داير نمودن كميتهها و گروههاي كاري در سطوح مختلف ميباشدكه سياست حاكم در امر ترويج كشاورزي را به واحدهاي عملياتي منتقل مينمايند. اين نوع هماهنگي در عملرا ميتوان به شرح زير توضيح داد هماهنگي بين(DOAE)و دپارتمان كشاورزي(DOA)در مورد تحقيقات و ترويج كشاورزي عمدتادر رابطه با تحقيقات براي محصولات زراعي است. نهادهاي هماهنگكننده به شكل كميتههايي در سه سطحتشكيل ميگردند. اين سطوح متشكل از كميتههاي الف : كميته هماهنگكننده تحقيقات و ترويج كشاورزي، ب : زيركميته مركزي هماهنگكننده در امر ترويج كشاورزي، ج : زيركميته هماهنگكننده منطقهاي در مورد تحقيقات و ترويج كشاورزي، هر دو دپارتمان فوقالذكر مشتركا سياستهايي در خطمشي اقتصاد ملي و طرح توسعه اجتماعي وزارتكشاورزي و تعاونو دپارتمانهاي مربوط به آنها ارائه ميدهند تا بر اساس آن طرحهاي كاري و عملياتي راپيريزي نمايد. زمينههاي هماهنگي بيشتر بر اساس تحقيقات، تكثير بذر، آزمايشات در سطح مزارع،آزمايشات زراعي در موقعيتهاي گوناگون، طرحهاي نمايشي، اطلاعات مربوط به نتايج تحقيقات و انتقالتكنولوژي ميباشد و در رابطه با هماهنگي بين DOAE و مؤسسات آكادميك در زمينه ترويج كشاورزي،نهادهاي هماهنگكننده به شكل كميتههايي در 2 سطح تشكيل ميگردند. اين كميتهها عبارتند از: كميته هماهنگكننده در امر ترويج كشاورزي و كميته هماهنگكننده منطقهاي در امر ترويج كشاورزي كه كار اصلي شان در فعاليتهاي مشترك تحقيق و ترويج، توسعه پرسنل، خدمات فني و ضبطاطلاعات تمركزيافته است
ارتباط بين تحقيق ، ترويج و آموزش در كشور فيليپين
ساختار نظام تحقيق ، ترويج و آموزش كشاورزي در فيليپين بعنوان نمونه عيني يك نظام پيچيده و تركيبي از انواع شيوه هاي گوناگون ارتباط ساختاري شناخته ميشود. بررسي چارچوب سازماني سيستم موجود در مدل زير نمايش داده شده است. اولين تصويري كه ميتواند در طرح ساختار مورد توجه قرار گيرد، اين است كه در بخش دولتي چهار اداره وجود دارد كه در فرآيند توسعه و انتقال فن آوري دخالت دارند: اداره كشاورزي، اداره علوم و فن آوري ، كميسيون آموزش عالي و اداره دولت محلي و امور داخلي ، اين ساختار در طول 10 سال گذشته تكامل يافته است . تا قبل از سال 1992، تنها اداره كشاورزي ، اداره علوم و فن آوري و دانشكده ها و دانشگاه هاي ايالتي بخشهاي كليدي نظام بودند.اداره كشاورزي اولين اداره مسئول در تحقيقات كشاورزي (تحقيقات سازگاري و كاربردي) و فعاليتهاي آموزشي و ترويجي بود و وظايف اداره كشاورزي از طريق دفاتر بخشي ، اداه هاي استاني و منطقه اي و از طريق نمايندگيها و موسسات وابسته انجام ميشد. دانشگاهها و دانشكده هاي ايالتي نيز در فرايند توسعه فن آوري دخالت داشتند، اما مشاركت آنها در فعاليتهاي ترويجي خيلي كمتر بود و صرفا به بعضي پروژه هاي خاص با سطح و پوشش اندك محدود مي شد. اداره علوم و فن آوري از طريق دو شوراي مربوطه به توسعه و تحقيقات با عناوين شوراي تحقيقات و توسعه كشاورزي ، جنگلداري و منابع طبيعي فيليپين و شوراي تحقيقات و توسعه آبزيان و منابع آبي ، وظايف خود را انجام ميدهند. نقش شوراهاي مذكور ، هماهنگي و نظارت بر فعاليتهاي تحقيقاتي و عمراني بخشهاي ذي ربط ميباشد. نظام تات در كشور فيليپين بازسازي ها و اصلاحاتي را در گذشته انجام داده است ولي تا سال 1992 هيچ يك از اصلاحات و تغييرات ريشه اي و بنيادين نبودند.تا اينكه در سال 1992 دولت محلي ، قوانيني را در اين زمينه تصويب نمود كه اين قوانين ، استقلال داخلي دولت محلي را به شكل جدي تري گسترش داد و مسئوليتهاي معين از دولت مركزي به واحدهاي دولت محلي (مثل استانداريها ، شهرداريها و بخشهاي روستايي) گرديد. .چنين كاركردها و وظايفي عمدتا شامل خدمات اصلي و اساسي كه ترويج و ساير خدمات حمايتي كشاورزي را نيز در بر ميگرفت، ميشد.لذا اداره كشاورزي با كاهش دادن حداقل دو سوم كل كاركنان خود در بخش ترويج ، ارائه خدمات ترويجي را رسما تعطيل نمودو اداره ها، تسهيلات ، اعتبارات اجرايي و ساير منابع را به اداره هاي استاني و شهرستانها واگذار كرد. با وجود اين ، وظايف آموزش ، تحقيقات ، نظارت ، ارزشيابي و تنظيم سياستها و رويه ها را حفظ كرده است. پيوند نظام ترويج و تحقيق كشاورزي در آستانه قرن بيست و يكم ، با چا لشهاي ، علاوه بر آنچه كه در ساختار قديمي مطرح بود ، مواجه شده است. در سطح ملي ، مكانيسم پيوند سازماني دست نخورده باقي مانده است. براي شوراي تحقيقات منابع طبيعي ،كشاورزي و جنگلداري و شوراي توسعه و تحقيقات آبزيان و منابع آبي بعنوان واحدهاي هماهنگ كننده در بالاترين سطح ، همچنان مسئوليت نظارت محفوظ ميباشد(PCAMRD,1997)[2] . شوراهاي مذكور كه توسط رئيس يخش علوم و فن آوري هدايت ميشوند شامل ، تعدادي از ماموران عالي رتبه اداره كشاورزي ، اداره منابع طبيعي و محيط زيست و نمايندگاني از بخش خصوصي و مجامع علمي ميباشند.هيئت مديره شوراي توسعه و تحقيقات كشاورزي ، منابع طبيعي و جنگل داري توسط يك كميته مشاوره فني با سرپرستي مدير اجرايي شوراي توسعه و تحقيقات آبزيان و منابع آبي ، حمايت ميشود و مركب از رئيس اداره تحقيقات كشاورزي و نمايندگاني از ساير موسسات و سازمانهاي خصوصي است .شوراي تحقيق و توسعه كشاورزي و منابع طبيعي و جنگل داري ،فعاليتهاي تحقيقاتي و عمراني خود را در سطح منطقه از طريق كنسرسيوم هاي منطقه اي هماهنگ ميكندكنسرسيوم (Consortium) يك مكانيزم ارتباطي بين موسسات تحقيقاتي و عمراني در منطقه مانند دانشگاهها و دانشكده هاي ايالتي و ايستگاه هاي تحقيقات كشاورزي در اداره كشاورزي ميباشد. انتقال وظايف ترويجي به واحدهاي محلي ، باعث بوجود آمدن يك شكاف و فاصله بين زيربخشهاي ترويج و تحقيقات شده است. از نظر سازماني اصولا وظيفه اداره كشاورزي به مهيا كردن خدمات زيربنايي كشاورزي در سطح مزرعه محدود شده است . با وجود اين ، اداره كشاورزي قابليتها و تواناييهاي خود را در راستاي اشاعه فن آوري هاي كشاورزي از دست نداده است . قبل از انتقال وظايف ، مكانيسم هايي بمنظور تثبيت جريان فن آوري ها از نظام تحقيق و توسعه اداره كشاورزي به نظام ترويج و يا مستقيما به كشاورزان ايجاد شده بود. يك بخش مهم اين مكانيسم ، انعقاد قراردادنامه هاي رسمي در هر يك از اداره هاي منطقه اي كشاورزي و واحدهاي دولت محلي مربوطه در سطح استانداري ها و شهرستانها بوددر حال حاضر در بعضي از موارد ، فعاليتهاي مربوطه از طريق توافقنامه هاي خاصي كه بمنظور اجراي برنامه هاي مربوط به يك محصول (مثلا برنج يا ذرت ) تنظيم شده اند ، اجرا ميشود. اكنون چنانچه پيوند ها وروابط پرسنلي (ويا شخصي ) گذشته بين كاركنان اداره كشاورزي و كاركنان واحد هاي دولت محلي ( كاركنان ترويج ادارات شهرستانها و استانها كه قبلا كاركنان اداره كشاورزي بودند )وجود نداشته باشد، ممكن است پيوندهاي ساختاري جديد كارايي لازم را نداشته باشند ارزيابي جامعي از تاثير دگرگوني هاي ايجاد شده در نظام فن آوري كشاورزي انجام نشده است اما يك مطالعه نشان داده كه اداره كشاورزي بعنوان منبع اصلي اطلاعات در مورد فن آوري هاي كشاورزي كه مروجان دولت محلي در صدداشاعه آن هستند جايگاه خود را حفظ كرده است. همچنين پيوند ترويج ، تحقيق و آموزش بد ليل فقدان اعتبارات لازم و موافقت نامه هاي سازماني در جهت برقرلري يك ارتبا ط دايمي با محدوديت هايي مواجه شده است(PCARRD,1998)[3] بطور كلي كشورهاي مختلف با استفاده از سازو كارهاي متفاوت و شيوه هاي تامين اعتبار متنوع خدمات رساني ترويج آموزشي و تحقيقاتي را به پيش مي برند كه در دهه اخير با مشاركت بخش خصوصي و استفاده از تشكلهاي دهقاني ميسر شده است
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر