تجربیاتی از ارتباط تحقیقات و ترویج کشاورزی در جمهوری خلق چین
نویسنده : دکتر حسین شیرزاد
سيستم ترويج و تحقيق چين بر يك اصل كلي تأكيد بسيار ميورزد كه اهميت آن در كارهاي ترويجي بهخوبي شناخته شده اما غالبا اجراي آن مورد چشمپوشي و اغماض قرار ميگيرد. اصل مزبور عبارت از ايناست كه سيستم ترويج بايد علاوه بر اين كه اطلاعات مفيد كشاورزي را از دانشمندان علوم كشاورزي گرفته وآنرا به زبان ساده به كشاورزان منتقل ميكند، اطلاعاتي را هم در مورد اوضاع و شرايط بخش كشاورزي محلبايد به علماي علوم كشاورزي كه در ايستگاههاي تحقيقاتي و آزمايشگاههاي مربوطه كار ميكنند، برساند كهاهميت وظيفه دومي از وظيفه اول در سيستم ترويج كمتر نيست. دانشمندان علوم كشاورزي بدون داشتناطلاعات دقيق از شرايط و چگونگي بخش كشاورزي محل در انجام تحقيقات مورد نياز و پيشبرد كارهايپژوهشي بشدت ناتوان بوده و نميتواند به خوبي مثمرثمر واقع شوند. چينيها به منظور انجام اين بازخوردمفيد اطلاعات، شبكه ترويج را به عنوان يك سيستم جداگانه از ميان برداشتند و آنرا با سيستم تحقيق يككاسته نموده و با سازمانهاي محلي روستايي پيوند زدند. سيستم جديد به نظر ميرسد كه كارآئي بهتر و بيشتريدارد (Mclaren & Jones,1993). بررسيهاي انجام شده در مورد عملكردهاي سيستم مزبور نشان ميدهد كه اين سيستم از موفقيتهايچشمگيري در خصوص توسعه تكنولوژي جديد و مناسب كشاورزي برخوردار بوده است. طبق بررسيهايمزبور، قسمتي از اين موفقيت به خاطر اين بوده كه دانشمندان علوم كشاورزي چين از اوضاع و شرايطكشاورزي محل مطلع بوده و نسبت به آن حساسيت نشان ميدادهاند. به منظور مبادله اطلاعات بين انستيتوهايتحقيقاتي و جوامع كشاورزي، يك ايستگاه ترويج تكنيكهاي كشاورزي تأسيس گرديد، تا سال 1956بيشتر از 14000 از اين ايستگاهها برپا گرديد كه جمعا 95000 نفر كارمند داشت. با وجود اين، در اوايلدهه 1960 رهبري چين متوجه برخي كمبودها و نارسائيها در سيستم تحقيق و توسعه چين شد. اول نگراني ازاين بود كه تحقيقات به صورت تئوري و لفظي باقي بماند و با نيازهاي واقعي مزارع چنان كه بايد و شايد منطبقنگردد. به منظور حل اين مشكل، مراكز تحقيقاتي اصلي دستور يافتند كه مزارع نمايشي وسيعي ايجاد كنند تابتوانند در آن دستورات و توصيههاي خود را آزمايش نموده و نتايج آنها را در عمل مشاهده نمايند. مزارعنمايشي با واحدهاي تحقيقاتي به خوبي پيوستگي و ارتباط داشتند اما با مناطق اطراف خود كمتر پيوند داشتند.ليكن سياستهائي كه بعدا دنبال شد تأكيد بسياري بر اين نوع پيوندها و پيوستگيهاي محلي ميكرد. در يكسازماندهي دوباره قوي كه بعد از انقلاب فرهنگي اتفاق افتاد، سازمان مجزاي ترويج و سازمان تحقيق دريك سيستم متحدالشكل ادغام گرديدند. انستيتوهاي مركزي به صورت اساسي و مستحكمي با يك شبكهوسيع ايستگاهها كه تا روستاها دامنه فعاليت داشتند پيوند ميخورد. دليل امر سازماندهي دوباره ترويج وتحقيق تنها به خاطر مشكلات ويژهاي كه سيستم سابق ترويج و تحقيق داشت، نبود. سازماندهي جديد شديداجهتگيري روستايي داشت و بسياري از منابع و پرسنل به مناطق روستايي انتقال يافتند. اين تحولات وجهتگيريها به ويژه در مسايل بهداشتي، صنعت و سيا ستهاي مكا نيزاسيون مزارع تبلور مييافت. سيستمجديد ترويج و تحقيق سيستم درهاي باز ناميده ميشد و بدين منظور طراحي شد كه مبادله آزاد اطلاعات وتجارب را بين مزارع و آزمايشگاهها تضمين نمايد. سيستم مزبور جنبههاي متعددي دارد. نخست، بسياري ازانستيتوهاي تحقيقاتي بويژه آنهائي كه در رابطه با محصولات خاص كه در مناطق مخصوصي به عمل ميآيند،كار ميكردند، از كنترل آكادمي علوم كشاورزي چين خارج شده و تحتنظارت مسئولين استان قرار گرفت بااين هدف كه انستيتوهاي مزبور مسئوليتهاي بيشتري را نسبت به برآوردن نيازهاي محلي احساس كنند.دانشمندان و متخصصين كه در انستيتوهاي تحقيقاتي مزبور كار كردند موظف شدند كه بيشتر اوقات خود راخارج از آزمايشگاهها بگذارنند و در مناطق روستايي با كشاورزان كار كنند. راهنمايي كلي و خطمشي چنيناست كه دانشمندان بايد يك سال در آزمايشگاهها وقت خود را صرف انجام تحقيق نمايند و يكسال ديگر درجوامع روستايي كار كنند و سال سوم مسافرت به مناطق روستايي بود تا راهها و روشهاي مختلف را در موردحل مشكلات گوناگون محلي بياموزند. چيزي كه براي سيستم تات قاطع و حياتي است توسعه سازمانهايمحلي روستايي ميباشد. ايستگاههاي تحقيقات تكنولوژي كشاورزي و يا سازمانهايي شبيه به اين در سطحكلان، بريگارد و تيمهاي توليدي محلي بوجود آمد. لذا موقعي كه دانشمندان و اساتيد مزبور به مناطقروستايي براي گذراندن اوقات مقرر و يا بازديد كوتاه ميآمدند، در خلاء پا نميگذاشتند و اوقاتشان ضايعنميشد. ايستگاههاي بخش و كمون داراي كارمندان دائمي بودند كه شامل فارغالتحصيلان رشتههايكشاورزي در سطح ديپلم متوسطه و زيرديپلم و روستائيان پيرو با تجربه و ماهر شد. واحدهاي تحقيقاتي درسطح بخش نسبتا كوچك بودند و اولين وظيفه آنها ايفاي نقش همآهنگي بود. واحدهاي مزبور كنفرانسها وملاقاتهايي ترتيب داده و اطلاعات مربوط به كشاورزي را بين زارعين مبادله نمده و شايد حتي بذور اصلاحشده را هم توزيع ميكرد. در هر حال تمركز اصلي علمي و فعاليتهاي تحقيقاتي در خود انستيتوها قرار داشتتا برنامههاي تحقيقاتي را دنبال كند و توسعه بخشد. علاوه بر اين شبكه سازمانهاي عمومي، بعضي ازايستگاههاي تحقيقاتي تخصصي و برنامههاي ترويجي وجود دارد كه توسط دپارتمانهاي ويژهاي ادارهميشود: كميته اداره ناحيهاي آبياري كه مسئوليت تخصيص ميزان آب را براي هر كمون، بخش و استان بهعهده دارد ممكن است خود برنامههاي تحقيقاتي را در مورد آب و آبياري انجام دهد. آزمايشهاي سادهكشاورزي در مزارع در خصوص تكنيكهاي جديد توليد محصول انجام ميشود اما انتقال اطلاعات و مبادلهآن بين واحدهاي مزبور به سادگي صورت نميپذيرد. انتقال اطلاعات مستقيما بين مردم و واحدهايتحقيقاتي صورت ميپذيرد و اين كار يا موقعي كه استادان علوم كشاورزي در واحدهاي تحقيقاتي كمونها وبريگاردها جهت انجام وظيفه گمارده ميشوند، انجام ميپذيرد و يا هنگامي كه كشاورزان ماهر و باتجربه درانستيتوهاي تحقيقاتي استانها به استخدام درميآيند، انجام ميگيرد.به علاوه، به منظور مبادله اطلاعات و تجارب به دست آمده در خصوص يك محصول ويژه،كنفرانسهائي به صورت پيوسته در سطح بخش، استان و كشور تشكيل ميگردد. همچنين واحدهاي تحقيقاتيدر سطح استان و در ديگر سطوح خلاصه تحقيقات انجام شده و تجارب بدست آمده در خصوص كاشتمحصولات ويژه را چاپ و منتشر ميكنند. در يك مفهوم كلي، اين سيستم عملكرد دانشمندان و اساتيد علومكشاورزي را وسيعتر و دامنه آنرا گستردهتر ميكند. به جاي اينكه دانشمندان اساتيد و علوم كشاورزيفعاليتهاي خود را تنها روي مسائل نوآوري و اختراع و اكتشاف واريتههاي جديد متمركز نمايند، در اينسيستم آنها بايد به موازات انجام اين كارها در راه شناخت دانش بومي كه توسط كشاورزان و روستائيانبوجود آمده نيز بكوشند و سعي كنند كه نوآوريهاي مزبور را آزمايش نموده و با محك علمي آنها رابيازمايند تا در نتيجه نوآوريهاي مزبور هم اشتهار يابند و يا هم اگر لازم باشد آنها را تصحيح و تعديل نمايند. جهت تأمين كادر و پرسنل مورد نياز اين شبكه تحقيقاتي، تغييراتي مهمي درسيستم آموزش كشاورزي چين صورت پذيرفته است. كالجهاي كشاورزي از شهرها به مناطق روستايي انتقاليافته و دورههاي تحصيلي در مقاطع مختلف كوتاهتر و عمليتر شده است. سيستم شبكه چندسطحي علومكشاورزي در چين به خاطر وجود ساختارهاي اجتماعي در اين كشور داراي امتيازات ويژهاي ميباشد، دربخش كشاورزي برنامههاي مفصل و نسبتا دقيقي جهت رشد محصولات اساسي از طريق مذاكرات و مباحثاتطولاني بين كارمندان برنامهريزي مركزي و مقامات مسئول در سطح استانها و مسئولين بخشها و مديرانكمونها ساخته و پرداخته ميشود. اين برنامهها دقيقا مشخص ميكند كه چه زمين امسال فيالمثل بايد كاشتهشود و چه محصولي بايد كشت گردد، ميزان آب مورد نياز چقدر است و مصرف كودهاي شيميائي در آنچگونه و به چه طريق بايد باشد.تجربه چينيها اين ايده و تصورات را قوت ميبخشد كه يك رابطه نزديك، پويا و داراي واكنشهايمتقابل بين فعاليتهاي ترويجي و تحقيقي به صورت قاطع مهم است. بسياري از كشورها در مورد فعاليتهايترويجي تأكيد زيادي ميكنند و فرض را بر اين ميگذارند كه قبلا انبوهي از روشها و تكنيكهاي پيشرفته وتكنولوژي جديد در ساير كشورها كشف گرديده و آماده براي ترويج و به كارگيري ميباشند. معمولا چنينفرضي در دست نبوده و نيست. ترويج روشها و فنوني كه با شرايط و اوضاع محلي سازگار نباشد خيلي بدتر وزيانآورتر از عدم انتشار آنهاست. چون چنين كاري كشاورزان را نسبت به تكنولوژي جديد كشاورزي بدبينو مشكوك ميكند. عكس اين روش هم تأكيد بر انجام تحقيق است. سرپا كردن آزمايشگاهها، تشويقپژوهشگران به انجام كارهاي تحقيقاتي و عدمتوجه به كارهاي ترويجي. اتخاذ چنين روشي درست مانندآنچه در مورد ترويج گفته شد بيتأثير است چون پژوهشگران قادر نخواهند بود روشها و فنون مفيدي راابداع كرده و توسعه دهند براي اين كه آنها اطلاعاتي در خصوص شرايط واقعي روستاها و تجارب كشاورزانندارند. انجام دادن صحيح و درست تركيبي از كارهاي تحقيقاتي كتابخانهاي و آزمايشگاهي با كارهايآزمايشي در سطح مزرعه و به دست آوردن تجارب عملي وظيفهاي دشوار و فعاليتي پيچيده ميباشد ومشكلتر اين كه ايجاد موازنه متناسب بين اين دو براي افراد مختلف و پروژههاي مختلف و زمانهاي مختلفبسيار متفاوت و گوناگون است. برنامه ادغام كارهاي تحقيقاتي وترويجي چينيها در يك شبكه چندسطحي تحقيقاتي و فرستادن دانشمندان كشاورزي به انستيتوهايتحقيقاتي كمونها جهت انجام كارهاي مربوطه براي دورهاي نسبت طولاني و تربيت و آموزش دانشمندان ومحققين چيني به طريقي كه جهتگيري عملي حل مشكلات كشاورزي را داشته باشند، برايچين معقول به نظر ميرسداشتياق اصلي براي انجام برنامههاي تحقيقاتي در چين غالبا از مطالعه متون بينالمللي در مورد كشاورزي وهمچنين از تجارب بسيار باارزش روستائيان حاصل شد. بسياري از دانشمندان چيني در آمريكا، اروپا و ژاپنقبل از سال 1949 تحصيل كرده بودند. جمعي ديگر از آنها تحصيلات عاليه خود را در اتحاد جماهيرشوروي در دهه 1950 به اتمام رسانيده بودند. به علاوه دهها هزار پژوهشگر در خود چين قبل از انقلابفرهنگي از طريق طي دورههاي معمول علوم كشاورزي تربيت شدند. به اين نكته نيز بايد توجه داشت كهسيستم تحقيقات و ترويج كشاورزي چين يك شبه و سريع و بدون بحث و بررسي و گفتگو ايجاد نشده استروش و طريقي كه تحقيقات بايد بر مبناي آن انجام گيرد يك بحث سياسي بوده و طي فرآيند طولاني سياسيتصميماتي در اين مورد اتخاذ گرديده است. ميدان نوسان سياسي در اين خصوص بسيار وسيع بوده و ابعادطولاني و جهات مختلف و مطلوبي داشته است. يكي از عوامل پيچيده اين است كه سياست معمول در توسعهو ترقي علوم كشاورزي جزئي از سياست كلي علوم در چين محسوب ميشد و براي هر سيستم سياسي به قدركافي وقت لازم است تا بياموزد كه نيازها و مقررات مربوط به هر يك از رشتههاي علمي با هم متفاوتميباشد. مهم اين است كه براي كشاورزي يك سيستم تحقيقاتي ايجاد گردد كه بر مبناي نيازها و ضرورياتبخش كشاورزي متكي و منطبق باشد و نه بر اساس نيازهاي ساير بخشهاي اقتصادي و سياستهاي علمي استيتوهاي تحقيقاتي نميتوانند با يك شبكه وسيع ترويجي همكاري و همياري كنند قبل از اينكه آنهاپرسنل لازم را در اختيار داشته باشند. در راه متقاعد كردن دانشمندان جهت شركت در انجام كارهايتحقيقاتي شبكه تحقيقاتي روستايي مشكلات متعدد و پيوستهاي وجود دارد. اگر پيشرفت و ترقي دانشمندان وپژوهشگران بر اساس تأليفات و انتشارات آنها و نيز كسب شهرت و شناسايي بينالمللي باشد در اين صورتتقريبا هيچ يك از آنها حاضر نخواهند بود كه به روستاها بروند و چند سالي را در آن مناطق خدمت نمايند.ليكن اگر دوره زندگي كاري دانشمندان و پژوهشگران از طريق رفتن به روستاها پربارت گردد و با مشوقهايلازم و كافي و متناسب همراه شود در اين صورت خيلي آسان خواهد بود كه آنها را جهت رفتن به روستاها وانجام تحقيقات عملي در رابطه با تجارب روستائيان تشويق و تحريض كرد. لازم بذكر است كه چين در دهه 90 با بكارگيري رهيافت ویژه (FEC )[1] گامهاي موثري را براي دستيابي به يك نظام خصوصي در تحقيق و ترويج قدمهای موثری برداشته است
[1] Free charging extension:رهيافتي است كه درآن دولت به تكنسين هاي ترويج اجازه ميدهد براي ارائه و اجراي تكنولوژي هاي نوين با كشاورزان قرارداد ببندند تا از اين رهگذر انتقال تكنولوژي نيز صورت گيرد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر