چهارشنبه، اسفند ۲۴، ۱۳۸۴

سیر تکوینی ارتباط تحقیقات و ترویج کشاورزی در جهان -قسمت اول

سير تكامل‌ تكويني‌ رابطه‌ تحقيق‌ و ترويج‌
نویسنده: دکتر حسین شیرزاد

آشنايي‌ با تاريخچه‌ و سير تكاملي‌ ارتباط تحقيق‌ و ترويج‌ كشاورزي‌ براي‌ تمامي‌ متخصصين‌ مديريت‌ تلفيقي‌علم‌ ترويج‌ يك‌ ضرورت‌ اساسي‌ است‌. زيرا بسياري‌ از تجربيات‌ و درسهايي‌ كه‌ لازم‌ است‌ تا فراگرفته‌ شود ازمرور الگوهاي‌ قبلي‌ حاصل‌ مي‌گردد. برخي‌ از الگوهاي‌ رابطه‌ تحقيق‌ و ترويج‌ كه‌ ذيلا مورد اشاره‌ قرارمي‌گيرد، نه‌ تنها الگوهاي‌ سنتي‌ و قديمي‌ نمي‌باشند بلكه‌ در حال‌ حاضر نيز فعاليت‌هاي‌ ترويجي‌ را در بسياري‌از كشورها رهبري‌ مي‌كنند. امروزه‌ شايد همه‌ اين‌ الگوها داراي‌ نوعي‌ نارسائي‌ها و ضعفهاي‌ ذاتي‌ باشند كه‌لازم‌ است‌ آنها را در كنار خصوصيات‌ مثبت‌ آن‌ الگوها شناسايي‌ و مورد توجه‌ قرار داد. از طريق‌ شكل‌هاي‌زير نشان‌ داده‌ مي‌شود كه‌ چگونه‌ تفكر، برداشت‌ و شناخت‌ ما درباره‌ جريان‌ اطلاعات‌ بين‌ محققين‌، مروجين‌ وكشاورزان‌ تكامل‌ يافته‌ است‌.در زمانهاي‌ نسبتا دور تفكر غالب‌ اساسا به‌ اين‌ صورت‌ بود كه‌ مسئوليت‌ محققين‌ و دانشمندان‌ عبارت‌ است‌از ابداع‌ و خلق‌ دانش‌ كشاورزي‌ از طريق‌ تحقيق‌ و انتقال‌ آن‌ به‌ آموزشگران‌ ترويج‌ كه‌ آنها نيز به‌ نوبه‌ خودمسئوليت‌ رسانش‌ اين‌ اطلاعات‌ را به‌ كشاورزان‌ به‌ عهده‌ داشتند. اين‌ تفكر، برداشت‌ يك‌ طرفه‌ براي‌ مدتهاي‌مديدي‌ بر فعاليتهاي‌ ترويجي‌ حاكم‌ بود و امروزه‌ نيز در بسياري‌ از مناطق‌ جهان‌ وجود دارد.بعدها اين‌ شناخت‌ حاصل‌ شد كه‌ آموزشگران‌ ترويج‌ نياز به‌ ايجاد تعامل‌ با كشاورزان‌ و يادگيري‌ از آنان‌دارند. بدين‌ طريق‌ پرسنل‌ ترويجي‌ مي‌توانند از اين‌ دانش‌ در آموزش‌ كشاورزان‌ ديگر استفاده‌ نموده‌ و نيزبخشي‌ از اين‌ اطلاعات‌ حاصله‌ از مسائل‌، معيارها و علائق‌ كشاورزان‌ را به‌ محققين‌ و دانشمندان‌ منعكس‌نمايند. بدين‌ طريق‌ محققين‌ و دانشمندان‌ قادر مي‌شوند كه‌ اطلاعات‌ بيشتري‌ از حقايق‌ كشاورزان‌ را در برنامه‌هاو اولويت‌هاي‌ تحقيقاتي‌ خود ملحوظ نمايند. تدريجا اين‌ ضرورت‌ و شناخت‌ حاصل‌ شد كه‌ برخي‌ از تماسهاي‌مستقيم‌ بين‌ محققين‌ و كشاورزان‌ مفيد و حتي‌ شايد ضروري‌ باشد تا بدين‌ وسيله‌ شناخت‌ محققين‌ از مسائل‌كشاورزان‌ روشن‌تر شود. لذا اين‌ شناخت‌ حاصل‌ گرديد كه‌ تمايل‌ قبلي‌ محققين‌ مبني‌ بر اتكاء و اكتفاء به‌بازخوردهاي‌ واصله‌ از آموزشگران‌ ترويج‌ درباره‌ مسائل‌ كشاورزان‌ امري‌ مطلوب‌ نبوده‌ است‌.بعدها تعامل‌ بيشتر و وسيعتر بين‌ محققين‌ و كشاورزان‌ مورد توجه‌ و تأكيد قرار گرفت‌. اين‌ تعامل‌ وسيع‌ به‌تضمين‌ بيشتر مرتبط بودن‌ نتايج‌ تحقيقاتي‌ كمك‌ نموده‌ و محققين‌ را قادر نموده‌ تا پيامها و توصيه‌هاي‌ مطلوب‌و مناسبتري‌ را جهت‌ نشر و اشاعه‌ به‌ سازمان‌ ترويج‌ و از طريق‌ آنها به‌ كشاورزان‌ منتقل‌ نمايد .بالاخره‌ درسالهاي‌ اخير اهميت‌ و ارزش‌ انجام‌ تحقيق‌ مشترك‌ بوسيله‌ محققين‌، كشاورزان‌ و كاركنان‌ ترويج‌در چارچوب‌ الگوي‌ جديد تحقيق‌ و ترويج‌ نظامهاي‌ زراعي‌ [1]تحت‌ شرايط همكاري‌ نزديك‌ وهمه‌جانبه‌ مورد توجه‌ قرار گرفته‌ است‌. اين‌ مدل‌ در دياگرام‌ فوق‌ كه‌ به‌ دياگرام‌ ون‌مشهوراست‌ از طريق‌ سه‌ دايره‌ همپوش‌ نشان‌ داده‌ شده‌ است‌ كه‌ وضعيت‌ مطلوب‌ و بهينه‌ ارتباطات‌ سه‌جانبه‌ را نشان‌مي‌دهد

الگوهاي مختلف رابطه تحقيق و ترويج

يافته‌هاي‌ تحقيقاتي‌ در كشاورزي‌ اگر چنانچه‌ توسط زارعين‌ مورد استفاده‌ قرار نگيرند فاقد ارزش‌ مي‌باشد.بنابراين‌ تحقيقات‌ كشاورزي‌ بايد دقيق با شرايط و نيازها و مسائل‌ كشاورزان‌ سازگار و منطبق‌ باشد. در زيرالگوهاي‌ مختلف‌ رابطه‌ تحقيق‌ و ترويج‌ مورد بحث‌ و بررسي‌ قرار مي‌گيرد.

ـ الگوي‌ تحقيق‌، توسعه‌ و اشاعه‌
الگوهاي‌ مختلفي‌ در رابطه‌ با ايجاد پيوند بين‌ تحقيق‌ و عمل‌ به‌ وجود آمده‌ است‌. يكي‌ از اين‌ نوع‌ الگوها كه‌اغلب‌ در صنايع‌ مورد استفاده‌ قرار مي‌گيرد مدل‌ تحقيق‌، توسعه‌ و اشاعه‌ نام‌ دارد كه‌ مباحث‌ مربوط به‌تحقيق‌ بنيادي، تحقيقات‌ كاربردي‌،تحقيق‌ توسعه‌، اشاعه‌ و نشررا دربرمي‌گيرد
ـ الگوي‌ تعامل‌ اجتماعي‌
االگوي‌ دوم‌، به‌ الگوي‌ تعامل‌ اجتماعي‌ معروف‌ است‌ كه‌ بر اشاعه‌ اطلاعات‌ و نوآوريها تأكيد دارد. دراين‌ الگو فرض‌ بر اين‌ است‌ كه‌ نوآوري‌ حاصله‌ براي‌ شمار وسيعي‌ از مردم‌ داراي‌ سود و منافع‌ عملي‌ است‌ و لذاجهت‌ اشاعه‌ آن‌ سعي‌ مي‌شود از وسايل‌ ارتباطجمعي‌ و روشهاي‌ گروهي‌ و تعاملات‌ اجتماعي‌ استفاده‌ گردد.

ـ الگوي‌ حل‌ ـ مسأله‌[2]
لگوي‌ سوم‌ كه‌ به‌ الگوي‌ حل‌ مسأله‌ معروف‌ است‌ كشاورزان‌ را با افرادي‌ كه‌ داراي‌ مسأله‌ و مشكل‌ معرفي‌مي‌نمايد. و سيستم‌ بجاي‌ اينكه‌ با تحقيق‌ و نوآوري‌ شروع‌ نمايد. كشاورز براي‌ حل‌ مسائل‌ و مشكلات‌ خودنياز به‌ اطلاعات‌ دارد. بخشي‌ از اين‌ اطلاعات‌ يا از آرشيو نتايج‌ موجود حاصله‌ از تحقيقات‌ تأمين‌ مي‌شود يااينكه‌ مشخصا براي‌ حل‌ اين‌ مسائل‌ و مشكل‌ خاص‌ تحقيق‌ جديدي‌ انجام‌ مي‌گيرد. بخشي‌ ديگر از اطلاعات‌در واقع‌ از خود كشاورز و خانواده‌ وي‌، مخصوصا موارديكه‌ به‌ تجربيات‌ و اهداف‌ آنها و ديگر كشاورزان‌مربوط مي‌شود، حاصل‌ مي‌گردد. اين‌ الگو در تحليل‌ شرايط كشاورزان‌ وسيعي‌ كه‌ داراي‌ شرايط مشابهي‌مي‌باشند زياد نمي‌تواند مفيد باشد. در واقع‌ نمي‌توان‌ يكي‌ از اين‌ مدلها را به‌ ديگري‌ ترجيح‌ داد. هر يك‌ از آنها تحت‌ شرايط معيني ‌ممكن‌ است‌ مفيد و اثربخش‌ و در شرايط ديگر نارسا و غيرمؤثر واقع‌ شوند با اين‌ حال‌ ترويج‌ كشاورزي‌ در رابطه‌ با دو مدل‌ آخري‌ مي‌تواند نقش‌ مهمي‌ ايفا نمايد. نقش‌ مهم‌ ترويج‌ درالگوي‌ تعامل‌ اجتماعي‌ اشاعه‌ نوآوريهايي‌ كشاورزان‌ مي‌باشد. در الگوي‌ حل‌ مسأله‌، نقش‌ عمده‌ ترويج‌ كمك‌به‌ زارع‌ در شناسائي‌ و تشخيص‌ دقيق‌ مسائل‌ و مشكلات‌شان‌ و ياري‌ به‌ وي‌ در يافتن‌ يا توسعه‌ اطلاعات‌ مربوطبه‌ حل‌ آن‌ مي‌باشد. در الگوي‌ نشر (اشاعه‌) مروجين‌ با آموزش‌، دانش‌ نوين‌ به‌ كشاورزان‌، مانند متخصصين‌عمل‌ مي‌كنند. در حاليكه‌ در الگوي‌ حل‌ مسأله‌ آنان‌ به‌ عنوان‌ هميار و راهنما و مشاور كشاورز در انتخاب‌راه‌حل‌ها و گزيدارها ايفاي‌ نقش‌ مي‌كنند. لذا مروجين‌ كشاورزي‌ بايد بدانند در تحت‌ چه‌ شرايطي‌ بايد هر يك‌از نقشها را ايفا نمايند. ترجيحا ايده‌ آن‌ خواهد بود كه‌ يك‌ مروج‌ بتواند هر دو نقش‌ و يا تركيب‌ و تلفيقي‌ از اين‌دو را در شرايط و اوضاع‌ معين‌ ايفا نمايند (كرمي‌ ‌، 1375). در سالهاي‌ اخير الگوي‌ تعامل‌ اجتماعي‌ كمتر مورد استفاده‌ قرار گرفته‌ است‌، در صورتيكه‌ به‌ كارگيري‌الگوي‌ حل‌ ـ مسأله‌ افزايش‌ يافته‌ است‌. دليل‌ اين‌ امر اين‌ است‌ كه‌ در سالهاي‌ اخير اطلاعات‌ برنامه‌ريزان‌ترويجي‌ از عواقب‌ و پي‌آمدهاي‌ نامطلوب‌ و مخرب‌ بسياري‌ از نوآوريها افزايش‌ يافته‌ و در عين‌ حال‌ اين‌شناخت‌ حاصل‌ گرديده‌ است‌، كه‌ دانش‌ و تجربه‌ كشاورزان‌ منبع‌ بسيار مهمي‌ براي‌ ارائه‌ راه‌حل‌ براي‌ مشكلات‌خودشان‌ مي‌باشد. اما بايدتوجه‌ نمود كه‌ افراط در اين‌ جهت‌ نيز جايز نيست‌ و در هر صورت‌ به‌ اهميت‌ وجايگاه‌ تحقيقات‌ كشاورزي‌ نيز نبايد كم‌ بها داده‌ شود .بيشتر سازمانهاي‌ ترويجي‌ در كشورهاي‌ غيرصنعتي‌ از الگوي‌ تعامل‌ اجتماعي‌ پيروي‌ مي‌كنند، ولي‌ شرايط موجود چنين‌ ايجاب‌ مي‌نمايد كه‌ الگوهاي‌ تعامل‌ اجتماعي‌ بايد مورد توجه‌ بيشتري‌ قرار گيرد بدين‌ دليل‌كشاورز و خانواده‌ وي‌ مي‌توانند درباره‌ شرايط خود بهترين‌ و عملي‌ترين‌ تصميمات‌ را اتخاذ كنند و علاوه‌ برآن‌ بسياري‌ از اطلاعات‌ مورد لزوم‌ جهت‌ اتخاذ تصميم‌ و حل‌ مسائل‌ كشاورزي‌ غالبا توسط خود زارع‌ تأمين‌مي‌گردد. بيشتر تحقيقات‌ كشاورزي‌ در شرايط كنترل‌ شده‌ ايستگاههاي‌ تحقيقاتي‌ انجام‌ مي‌گيرد. مسائل‌ وسوژه‌هاي‌ تحقيقاتي‌ كه‌ براي‌ مطالعه‌ انتخاب‌ مي‌شوند ممكن‌ است‌ از تحولات‌ علمي‌، بررسي‌ نيازها و مسائل‌زارعين‌، يا از تركيب‌ اين‌ دو تشكيل‌ گردد. به‌ ندرت‌ مي‌توان‌ يافته‌هاي‌ تحقيق‌ انجام‌ شده‌ در ايستگاههاي‌تحقيقات‌ را در شرايط مزارع‌ زارعين‌ به‌ كار گرفت‌ چون‌ شرايط آب‌ و هوائي‌ و منابع‌ و امكانات‌ و تسهيلات‌موجود در آن‌ با شرايط ايستگاهها متفاوت‌ است‌. بنابراين‌ تحقيق‌ سازگاري‌ يا تطبيقي‌ در مزارع‌ آزمايشي‌ متعلق‌به‌ كشاورزان‌ در مناطق‌ مختلف‌ ضروري‌ مي‌باشد. البته‌ بعد از اين‌ مرحله‌ نيز كاربرد نتايج‌ در مقياس‌ وسيعي‌مخاطره‌آميز است‌. بنابراين‌ قدم‌ بعدي‌ آزمايشاتي‌ است‌ كه‌ براي‌ اعتبار بخشيدن‌ به‌ يافته‌ها در مزرعه‌ صورت‌مي‌گيرد. كه‌ در آن‌ توصيه‌هاي‌ برنامه‌ريزي‌ شده‌ با عمليات‌ جاري‌ در مزارع‌ مقايسه‌ مي‌گردد. اگر اين‌ آزمايشات‌با انتظارات‌ تطبيق‌ داشته‌ باشد آنگاه‌ مي‌توان‌ آنها را در مقياس‌ وسيع‌ براي‌ زارعين‌ نمايش‌ داد. نمايشات‌ بايدنشان‌ دهند كه‌ توصيه‌ها صحيح‌ و اصولي‌ است‌. بنابراين‌ تحقيقات‌ گسترده‌اي‌ در مراحل‌ اوليه‌ لازم‌ است‌ تاامكان‌ شكستهاي‌ بعدي‌ را به‌ حداقل‌ رساند. يافته‌هاي‌ خدمات‌ بين‌المللي‌ براي‌ تحقيقات‌ملي‌ كشاورزي‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ 25 تا 50 درصد تحقيقات‌ كشاورزي‌ كه‌ در نظامهاي‌ مؤثرتحقيقات‌ كشاورزي‌ انجام‌ گرفته‌، در خارج‌ از ايستگاههاي‌ تحقيقاتي‌ و عمدتا در مزارع‌ زارعين‌ انجام‌ گرفته‌است‌، بديهي‌ است‌ كه‌ انجام‌ تحقيق‌ در ايستگاههاي‌ تحقيقاتي‌، مزارع‌ آزمايشي‌ و مزارع‌ زارعين‌ وظيفه‌كاركنان‌ تحقيقات‌ و نمايش‌ نتايج‌ وظيفه‌ مروجين‌ مي‌باشد. توصيه‌هاي‌ واقع‌بينانه‌ آن‌ است‌ كه‌ براي‌ شرايطگروههاي‌ مختلف‌ و متفاوت‌ كشاورزان‌ انجام‌ گرفته‌ باشد .همكاري‌ محققين‌ و مروجين‌ در مرحله‌ آزمايش‌ يافته‌ها در مزرعه‌ ضروري‌ است‌. زيرا كه‌ محققين‌اطلاعات‌ كافي‌ درباره‌ توصيه‌ها و مروجين‌ نيز آشنائي‌ كامل‌ با شرايط و عمليات‌ موجود دارند. تحقيقات‌ اغلب‌در چارچوب‌ يك‌ رشته‌ مطالعاتي‌ انجام‌ مي‌گيرد، اما بسياري‌ از مسائل‌ و مشكلات‌ زارعين‌ ريشه‌ در چندين‌رشته‌ مطالعاتي‌ دارند. به‌ عنوان‌ مثال‌ ارائه‌ راه‌حل‌ براي‌ جلوگيري‌ از فرسايش‌ خاك‌ در مناطق‌ كوهستاني‌ مستلزم‌اطلاعاتي‌ در زمينه‌هاي‌ خاكشناسي‌، مهندسي‌ ماشين‌آلات‌ كشاورزي‌ جنگلداري‌ ،زراعت‌، دامپروري‌، اقتصادكشاورزي‌، بازاريابي‌ و جامعه‌شناسي‌ است‌. بنابراين‌ اطلاعات‌ مرتبط از هر كدام‌ از اين‌ رشته‌ها بايد با تجربه‌ وديدگاه‌ كشاورز تلفيق‌ گردد. اين‌ كار را به‌ چندين‌ طريق‌ مي‌توان‌ انجام‌ داد. مثلا در هلند براي‌ هر يك‌ ازرشته‌هاي‌ مختلف‌ داراي‌ مؤسسات‌ تحقيقاتي‌ مي‌باشند. مانند حفاظت‌ گياهان‌ و مهندسي‌ ماشين‌آلات‌كشاورزي‌، همچنين‌ براي‌ هر يك‌ از شاخه‌هاي‌ كشاورزي‌ داراي‌ ايستگاههاي‌ تحقيقاتي‌ هستند. كه‌ عمدتا درمناطقي‌ كه‌ فعاليت‌ موردنظر بيشتر متمركز است‌ استقرار يافته‌اند. كاركنان‌ تحقيقاتي‌ از مؤسسات‌ تحقيقاتي‌ممكن‌ است‌ جهت‌ كار در ايستگاههاي‌ تحقيقاتي‌ مأموريت‌ يابند. وظيفه‌ عمده‌ اين‌ گونه‌ ايستگاهها همانا ايجادو توسعه‌ نظامهاي‌ زراعي‌ پيشرفته‌ از طريق‌ تلفيق‌ دانش‌ و اطلاعات‌ مرتبط در رشته‌هاي‌ مختلف‌ مي‌باشد.همچنين‌ گاهي‌ امكان‌ دارد تيمي‌ از محققان‌ مؤسسات‌ و ايستگاههاي‌ مختلف‌ براي‌ حل‌ يك‌ مسأله‌ معين‌ يك‌كار تحقيقاتي‌ مشتركي‌ را انجام‌ دهند. مثلا ممكن‌ است‌ به‌ آنها مأموريت‌ داده‌ شود تا يك‌ محصول‌ جايگزين‌براي‌ منطقه‌ايكه‌ محصول‌ يا محصولات‌ موجود زراعي‌ در آن‌ بعلت‌ تغيير شرايط بازار از نظر اقتصادي‌سوددهي‌ كافي‌ ندارد را معرفي‌ نمايند .در سالهاي‌ اخير علاقه‌ و گرايش‌ در كشورهاي‌ درحال‌ توسعه‌ نسبت‌ به‌ تحقيقات‌ نظامهاي‌ زراعي‌ افزايش‌ يافته‌ است‌. اين‌ نوع‌ تحقيقات‌ سعي‌ بر آن‌ دارد تا تحليل‌كند كه‌ كشاورزان‌ چگونه‌ كشت‌ و كار مي‌كنند. چرا به‌ طريق‌ جاري‌ عمل‌ مي‌كنند و چگونه‌ ايجاد يك‌ تغييرمانند معرفي‌ يك‌ واريته‌ جديد، محصول‌ كل‌ مزرعه‌ را تحت‌ تأثير قرار مي‌دهد. اين‌ نوع‌ تحقيقات‌ حمايت‌مهمي‌ از مراكز و مؤسسات‌ تحقيقات‌ كشاورزي‌ بين‌المللي‌ دريافت‌ نموده‌ است‌. بعنوان‌ مثال‌ ، (مركز بين‌المللي‌ براي‌ توسعه‌ و بهبود ذرت‌ و گندم‌ در مكزيك‌) دريافت‌ كه‌ قادر نيست‌ با استفاده‌ از نتايج‌تحقيقات‌ حاصله‌ درآمد كشاورزان‌ همجوار ايستگاه‌ خود را افزايش‌ دهد. شرايط موجود در اين‌ مزارع‌ اساسابا شرايطي‌ كه‌ در اين‌ ايستگاهها تحقيقات‌ تحت‌ آن‌ انجام‌ مي‌گرفت‌ متفاوت‌ بود. بنابراين‌ با توجه‌ به‌ اين‌ گونه‌مشكلات‌، انتظار مي‌رود كه‌ تحقيق‌ در نظامهاي‌ زراعي‌ بـتواند مـؤسسات‌ تحـقيقاتي‌ را در انـجام‌ تحـقيقاتي‌ كـه ‌بتواند مسائل‌ كشاورزان‌ را حل‌ كنند راهنمايي‌ كند .سازمانهاي‌ ترويجي‌اغلب‌ مسئوليت‌ تلفيق‌ تحقيقات‌ از رشته‌هاي‌ مختلف‌ را به‌ منظور پيدا نمودن‌ راه‌حلهاي‌ عملي‌ به‌ عهده‌ دارند.آنها اغلب‌ با كشاورزان‌ پيشرفته‌ كه‌ راه‌حلهاي‌ توصيه‌ شده‌ را در مزارع‌ خود آزمايش‌ نموده‌اند همكاري‌مي‌كنند. بنابراين‌ تحقيقات‌ كشاورزي‌ مؤثر مستلزم‌ سوگيري‌ محققان‌ بسوي‌ كشاورزان‌ ومسائل‌ آنان‌ و گسترش‌ علائق‌ و همكاريهاي‌ آنان‌ با مروجان‌ است‌. اما مديريت‌ بسياري‌ از سازمـانهاي‌ تحـقيقات ‌كشاورزي‌ و نظـام‌ ارتقــاء و پـاداش‌، محققــان‌ را در ايـن‌ جـهت‌ بـرنـمي‌انــگيزد. ترفيع‌ و ارتقاء شغلي‌ عمدتا بر اساس‌ مقالات‌ چاپ‌ شده‌ در مجلات بين‌المللي‌ است‌ كه‌ ضرورتا هيچگونه‌ ارتباطي‌ بين‌يافته‌هاي‌ اين‌ مقالات‌ با مسائل‌ و موضوعات‌ كشاورزي‌ نمي‌توان‌ يافت‌. بسياري‌ از مقالات‌ نسبت‌ به‌ مسايل‌مناطق‌ مورد نظر بي‌ربط مي‌باشد. مديران‌ تحقيقات‌ در چندين‌ كشور به‌ اين‌ مسأله‌ وقوف‌ حاصل‌ نموده‌ و نظام‌پاداش‌ در تحقيقات‌ را دگرگون‌ نموده‌اند. مثلا پيوند ترويج‌ و تحقيق‌ در تايوان‌ كاملا اثربخش‌ مي‌باشد، چون‌سازمانهاي‌ كشاورزان‌ در آن‌ كشور داراي‌ قدرت‌ كافي‌ براي‌ تعيين‌ روند و مسير تحقيقات‌ كشاورزي‌ مي‌باشند. متخصصان‌ موضوعي‌ سازمانهاي‌ ترويجي‌، متخصصان‌ اطلاعاتي‌ سازمانهاي‌ تحقيقاتي‌،دوره‌هاي‌ آموزشي‌ براي‌ پرسنل‌ ترويج‌ و مجلات‌ تخصصي‌، اغلب‌ در ايجاد پيوند مؤثر بين‌ ترويج‌ و تحقيق‌داراي‌ نقش‌ مهمي‌ مي‌باشند و نقش‌ متخصصين‌ اطلاعاتي‌ كه‌ در سازمانهاي‌ تحقيقاتي‌ به‌ مروجين‌ از نظر تبديل‌دانش‌ تخصصي‌ به‌ اطلاعات‌ علمي‌ مفيد آموزش‌ مي‌دهند افزايش‌ يافته‌ است‌ و نشان‌ مي‌دهد كه‌ كشاورز اطلاعات‌مورد نياز خود را نه‌ تنها از سازمان‌ ترويج‌ بلكه‌ از منابع‌ مهم‌ ديگري‌ چون‌ كشاورزان‌ ديگر، شركتهاي‌كشاورزي‌، مجلات‌ كشاورزي‌ تشكيلات‌ و سازمانهاي‌ كشاورزان‌، دامپزشكان‌ و فروشنده‌ نهاده‌هاي‌كشاورزي‌ و غيره‌ بدست‌ مي‌آورند. لذا سازمانهاي‌ ترويجي‌ بايد محيط پيراموني‌ كشاورز را از نظر كم‌وكيف‌اين‌ منابع‌ و مكانيزم‌ ارتباط آنها را با كشاورز بررسي‌ نموده‌ و خلأهاي‌ اطلاعاتي‌ موجود را شناسائي‌ كند. چون‌دوباره‌كاري‌ درباره‌ اطلاعاتي‌ كه‌ ديگران‌ به‌ خوبي‌ منتقل‌ مي‌كنند بيهوده‌ است‌ .مروجين‌ كشاورزي‌ نيز اطلاعات‌ مورد نياز خود را از منابع‌ مختلفي‌ بدست‌ مي‌آورند. در كشورهاي‌توسعه‌يافته‌ آنها به‌ همان‌ اندازه‌ كه‌ از محققين‌ ياد مي‌گيرند كه‌ از كشاورزان‌ مي‌آموزند. كشاورزاني‌ كه‌روشهاي‌ جديد كشاورزي‌ را بكار گرفته‌ و يا نظام‌ زراعي‌ خود را تغيير داده‌اند، در واقع‌ بهترين‌ منابع‌ اطلاعاتي‌در خصوص‌ اين‌ تحولات‌ در شرايط محلي‌ مي‌باشند. لذا بمنظور جلب‌اعتماد كشاورزان‌ لازم‌ است‌ تا مروجين‌اينگونه‌ اطلاعات‌ را جمع‌آوري‌ نمايندلذا علاوه‌ بر سازمانهاي‌ تحقيقاتي‌ رسمي‌كشاورزي‌، مراكز و نهادهاي‌ غيررسمي‌، دولتي‌ و خصوصي‌ متنوعي‌ وجود دارند كه‌ در ابداع‌ و توليدتكنولوژي‌ كشاورزي‌ نقش‌ دارند و ضروري‌ است‌ كه‌ نظام‌ ترويجي‌ اين‌ منابع‌ را شناسايي‌ و مكانيزهاي‌ ارتباطي‌مؤثر را با آنها بوجود آورد
[1] Farming system research & extension
[2] Problem – Solving Model

هیچ نظری موجود نیست: