شناختشناسي مديريت تحقيقات كشاورزي
نویسنده : حسین شیرزاد
پژوشهاي كشاورزي احتمالا نخستين شكل تحقيقات سازماندهي شده در سطحي وسيع در جهان است كههم كشورهاي توسعهيافته و هم كشورهاي در حال توسعه درگير آن ميباشند. در شرايطي كه بسياري ازشكلهاي فعاليتهاي تحقيقي در نظمهاي مطالعاتي مختلف مانند زمينه پزشكي داراي كاربرد جهاني است،تحقيقات كشاورزي با توجه به ماهيت خاص آن بايد ماهيت منطقهاي داشته باشد. بدينمعني كه در عمل هيچگونه يافته تحقيقي بدون مطالعه نتايج كاربرد آن تحت شرايط مشخص در وضعيتهايآگرو اكولوژيكي خاص كشاورزان مناطق مختلف جهان قابل بكارگيري نخواهد بود.بهبود وضعيت توليدات كشاورزي اولين قدم اساسي است كه از طريق آن كشورهاي در حال توسعه ميتواننداستاندارد زندگي خود را بهبود بخشند يا بالا برند. لذا تحقيقات كشاورزي فعاليتي است كه هيچ كشور در حالتوسعهاي نميتواند از تبعات منفي عدمدخالت در آن بگريزد و همچنين هيچ كشوري كه در آن كشاورزي بهحد بالايي از توسعه و پيچيدگي رسيده، نميتواند از تحقيقات كشاورزي غفلت نمايد. لذا بيدليل نيست كهكشورهاي توسعهيافته صنعتي هزينههاي بسياري را براي امر تحقيقات كشاورزي و عموما با هزينه دولتيمتحمل ميشوند حتي در شرايطي كه مسائل و مشكلات حاصل از توليد اضافي بارگراني برنظام اقتصادي وارد ميآورد، تحقيقات كشاورزي به عنوان يك عامل كليدي، در توسعه و پيشرفت بيشتر، درنظر گرفته ميشوند. به نحوي كه اهداف تحقيقات بسادگي جهت سازگاري با نيازهاي اقتصادي جامعه منطبقميگردد .تقريبا در هر كشوري تشكيلات تحقيقات كشاورزي از مراحل بسيار ابتدائي و كوچك، شكلگيري خود راآغاز نموده است و در اغلب موارد هم اين گونه شكلگيري بدون برنامهريزي و جهتگيري مشخص بودهاست (موشر، 1376). اين امر سبب ايجاد اشكال سازماني مختلف براي هر كشور گرديده است شايد توضيحساده اين وضعيت چنين باشد >هر كشوري بر اساس نيازهاي خود شكل خاص سازمان تحقيقاتي كشاورزيخودش را ايجاد كرده است، ولي تحليل واقعبينانه شرايط موجود، بيانگر آن است كه اين چندگانگي اشكالمتنوع سازمانهاي تحقيقاتي درواقع از عدمبرنامهريزي حاصل شده است. برنامهريزي مشخص و همچنينعلاوه بر آن سياستها و كشمكشهاي درونبخشي، ملاحظات و مسائل پرستيژ سازماني و شخصي و تـوجه بـه خـاص بـه نـيازهاي مشخـص كـشورهاي مختـلف در اين تنوع اشكال مؤثر بودهاند اما درشرايط كنوني بيشتر كشورهاي در حال توسعه يا نظام باقيمانده از خدمات تحقيقات كشاورزي گذشته را دارنديا نظام تحقيقات كشاورزي خود را از ابتداي سازماندهي كردهاند. در اولين مرحله بعد از شكلگيري سازمانتحقيقاتي، كشورهاي در حال توسعه، عموما در يك وضعيت بيثباتي بوده و تقريبا با هر تغيير و تحول سياسيعمده، دچار تغييرات ميشوند. تحقيقات كشاورزي در اين كشورها معمولا از عدمدرك و شناخت درستبوسيله رهبري سياسي، بروكراسي افراطي و فقدان وسايل و امكانات پژوهشي و بودجه ناكافي رنج ميبرد.ارتباط نظام تحقيقاتي اين كشورها با مؤسسات تحقيقاتي و دانشگاهي پيوند آن با سازمانهاي ترويجي و تماسآن با كشاورزان معمولا ضعيف بوده است. تحت چنين شرايطي فعاليتهاي تحقيقاتي تأثير ناچيزي در جامعهكشاورزي و اقتصاد ملي داشته و بدين ترتيب تصور و برداشت منفي از تحقيق را در ذهن رهبران سياسيتقويت نموده است. در سالهاي اخير در برخي از كشورهاي در حال توسعه بدليل برداشتو تصور منفي ارائه شدهاند سازمانهاي تحقيقاتي و نقش ناچيز آنها در بهبود وضعيت كشاورزي و كارائيمعدود آنها در نيل به اهداف تعيين شده اين سازمانها را مورد توجه خاص قرار دادهاند. ارزيابيهاي متعدد درساختار تشكيلاتي و بازنگري در سازماندهي نظامهاي تحقيقات ملي اقدامات بعدي اين كشورها ميباشند.تصميمي كه اين كشورها با آن مواجهاند اين است كه آيا بگذارند تشكيلات تحقيقات كشاورزي به صورتبيبرنامه و پراكنده (هرج و مرج) براي جوابگويي بر وضعيت و فشارهاي موقتي و روزمره رشد نمايد يا اينكهآن را بر اساس يك دستورالعمل سازماني سنجيده و انديشيده كه بر اساس نيازهاي تحقيقاتي كشوربرنامهريزي شده و بر اساس موجوديت تدريجي نيروي انساني سازماندهي نمايند، پديدهاي كه نظام تحقيقاتكشاورزي در ايران به شدت با آن روبرو است (توفيقي، 1365). مديريت سازمانهاي تحقيقاتي در تمامسطوح در بيشتر موارد در اختيار پرسنل باسابقه حرفهاي تحقيقات كشاورزي است كه از بين كادرهاي موجودبه پست مديريت ارتقاء يافتهاند. اگر چه در بين اين افراد هستند آنهايي كه داراي تخصص و آموزشهايمديريتي و مهارتهاي مديريتي ميباشند، ولي تجربه نشان داده است كه اين افراد قادر به جوابگوئي به نيازهايتحقيقاتي در سطوح مختلف نميباشند. در سالهاي اخير فعاليتهاي قابل توجهي براي توسعه روشهايبرنامهريزي و طراحي منطقي تحقيقات كشاورزي انجام گرفته است. مفاهيم جديد در رابطه با نقش تحقيقاتكشاورزي منجر به شكلگيري رهيافتهاي جديد و اصلاح شدهاي مانند طرحهاي تحقيقي ـ ترويجي، تحقيق درنظامهاي زراعي، آموزش در رابطه با مديريت تحقيقات كشاورزي ميسر گشته و مراكز تحقيقات كشاورزيبينالمللي به عامل مهمي در تقويت مراكز تحقيقات ملي تبديل شده است .چنانچه امروزه تحقيقات، مورد حمايت و پشتيباني نهادهاي بينالمللي و تلاش جهاني گستردهايست كه طيسه دهه اخير بوجود آمدهاند. ظهور و تكامل مراكز بينالمللي تحقيقات كشاورزي[1] پايه و اساسيرا براي انجام تحقيقاتي جامع و مؤثر در رابطه با مسايل و محصولاتي خاص فراهم آورده است. به عنواننمونه مؤسسه بينالمللي تحقيقات برنج [2] در زمينه برنج فعاليت ميكند و مركز بينالمللي تحقيقاتگندم و ذرت[3] بر روي ذرت، گندم، جو و تريتيكاله تحقيق ميكند. و مركز بينالملليمطالعات دام در قاره افريقا [4] كه بر روي مسائل مربوط به توليد دام در افريقا فعاليت ميكند وموسسه بينالمللي كشاورزي گرمسيري[5]كه بر روي توليد محصولات زراعي غذايي در نواحيگرمسيري و مرطوب كار ميكند. كليه اين مراكز داراي امتياز برخورداري از يك پايگاه بينالمللي بوده و زمينهآموزشي ممتازي را براي تربيت محققين و دانشمندان جوان فراهم ميسازد. واضح است كه اين مؤسسات ومراكز،توسعهاي مهم در زمينه تحقيقات كشاوري به حساب ميآيند و ميتوان انتظار داشت كه در سالهايآتي تأثير تكنولوژيكي مهمي را بر جاي گذارند و ميتوان گفت كه تا كنون مساعي برجستهاي را به انقلاب سبزمعمول داشتهاند. از ديدگاه ترويجي، ايجاد و تكامل حلقهاي ارتباطي مؤثرتر ميانمؤسسات تحقيقاتي بينالمللي و سازمانهاي تحقيقاتي در هر كشور و ميان آندو و با ترويج بايد مورد توجهروزافزون قرار گيرد. بعضي مساعي مراكز بينالمللي تحقيقات كشاورزي[6] در جهت اشاعهدستاوردهاي خود، به عنوان فرصتي براي بهبود كارآيي خدمات ترويجي مورد توجه قرار دارند. با اين حال،بررسي جدي وظيفه اين مراكز مبين آن است كه هر چند اين تلاشها قابل تحسين هستند، اما وظيفه تركيب پرسنلي مؤسسات مزبور نميتواند به تنهايي موجبات لازم براي تدوين و اجراي برنامههاي آموزشي فشردهخاص كشاورزان و خاص هر محل بر مبناي روشهاي نمايشي ترويجي، كه مورد نياز كشورهاي مختلف استرا فراهم سازد. براي اطمينان از اينكه مراكز فوق تكنولوژي جديد را آزمون و يا تعديل نموده و سپس برايآموزش در اختيار ترويج قرار ميدهند، ميبايست تلاشهاي ديگري صورت گيرند. با اين وجود، سازمانهايتحقيقاتي هر كشور ميبايد مسئوليت ايجاد ارتباط اوليه مؤسسات تحقيقاتي بينالمللي با نظام ترويج كشورخود را بر عهده گيرند.محور توجه ادبيات ترويجي، عبارت از اتصال يا ايجاد حلقه ارتباطي ميان تحقيقات و ترويج است. شايدبتوان گفت كه پيچيدگي و اهميت اين مسأله به بهترين وجهممكن در گزارش سالانه 1982 خدمات بينالملليبراي تحقيقات كشاورزي ملي نشان داده شده است ایسنار نوعي مركز تحقيقاتي در سطح بينالمللي است كه مأموريت آن تقويت نظامهاي ملي تحقيقات كشاورزي ميباشد. اينمركز در مدت كمتر از 2 سال بعد از تشكيل خود دريافت كه.يكي از منسجمترين توصيه تيمهاي، مربوط به افزايش سطح و توسعه رابطه و مناسبات ميان سازمانهاي تحقيقاتي و ترويجي است.تيمهايایسنار در بسياري از كشورهاي در حالتوسعه دريافتهاند مروجيني كه ارتباط نزديكي با تحقيقاتندارند، پيامهاي فني موثري را اشاعه ميدهند و در عين حال، بعضي كارهاي تحقيقاتي نيز در حالت انزواصورت ميگيرد و به راه حلهاي فنيهاي هم ميانجامد، غيرقابل استفاده بوده و يا اصولا مورداستفاده قرار نميگيرند. نظامهاي تحقيقاتي كه نميتوانند يافتههاي خود را به نظام ترويجي و به كشاورزانانتقال دهند. كمكها و همكاريهاي عملي اندكي را به كار توسعه كشاورزي ارائه ميدهند. كارهاي ترويجي كهبه واسطه نتايج حاصل از تحقيقات نتواند تداوم پيدا كند، ارزش ناچيزي خواهد داشت و ممكن است حتيزيا نبار هم باشد .در حقيقت درك درست نظام تحقيقات براي انتخاب اهداف متناسب در ترويج ضروري مي باشد. برقراري اهداف ترويج در چارچوب “مدل پيش راني علم“، زماني كه زيرنظام تحقيقات، دانش چنداني براي “پيش راني“ ندارد، ممكن است به شكست بيانجامد، چنانكه در مورد نظامملاقات و بازدید در ترویج در پاره اي از كشورهاي در حال توسعه اتفاق افتاده است
[1] International Agricultural Research Centers
[2]International Rice Research Institute
[3] Center International de Mejoramiento de Maize trigo
[4] International livestock Center for Africa
[5] International Institute of Tropical Agriculture
[6] International Services for National Agricultural Research
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر