تحلیلی بر مديريت سازمانهاي تحقيقاتي در آسيا
نویسنده : دکتر حسین شیرزاد
نویسنده : دکتر حسین شیرزاد
به گزارش بانك توسعه آسيائي، مديريت تحقيقات كشاورزي كشورهاي آسيايي را ميتوان براساسعملكرد آنها در دهه (1995 ـ 1975) به سه دسته عمده تقسيمبندي نمود:الف ) كشورهايي كه توانستهاند با تلفيق برنامههاي آبياري مدون و نهادههاي جديد كشاورزي رشد سريع 2درصد يا بيشتر را داشته باشند (مانند: هندوستان، اندونزي، مالزي، پاكستان، سريلانكا) ، ب ) كشورهايي كه نرخ رشد آنها بعلت ناتواني آنها در افزايش توليد از طريق كاربرد وسيع تكنولوژي بذر وكود و سياستگذاريهاي نامطلوب پايين بوده است (مانند: بنگلادش، برمه، تايلند)، ج ) كشورهايي كه نرخ رشد آنها به خاطر رسيدن به سقف نهايي از نظر پتانسيلهاي تكنولوژي موجود پايينآمده است (مانند چين) ، براي تحليل اين سه گروه از كشورها، نگاهي به سير تكامل تاريخي تحقيقات كشاورزي در آسيا مؤثرميباشد. در حقيقت اولين قدم براي توسعه كشاورزي در آسيا تأسيس باغهاي گياهشناسي در مستعمرههايسابق بود. اهميت عمده اين باغها، در معرفي محصولات جديد، جايگزيني واريتههاي آسيبپذير باواريتههاي مقاوم به بيماري بود. اولين مؤسسات تحقيقاتي به محصولات مهم صادارتي اختصاص يافته بود كهبا مؤسسه تحقيقات نيشكر در اندونزي شروع گرديد. به دنبال آن مؤسسه تحقيقات كالايي در هندوستان، 7مؤسسه در فليپين 6 مؤسسه در اندونزي و يك مؤسسه در كشورهاي مالزي و تايلند تأسيس گرديد، اين گرايشمربوط به مؤسسات تحقيقاتي متمركز به يك محصول واحد تاكنون نيز تداوم داشته و يك عامل بسيار مهم درايجاد هماهنگي تحقيقات كشاورزي در قالب يك نظام تلفيقي تحقيقاتي بوده است. متعاقب ايجاد اين مؤسسات، دانشگاهها و دانشكدههاي كشاورزي به تعداد فزايندهاي در تمام كشورهاي قارهايجاد شده و كمك شاياني به تحقيقات كشاورزي نمودهاند. ويژگي مشترك نظامهاي ملي تحقيقات كشاورزي اكثر كشورهاي آسيايي آن است كه عموما ساختارهاي بهجامانده از دوران استعماري حتي در دوران پس از كسب استقلال حاكميت سياسي حفظ نمودهاند، بنابراينسازماندهي مجدد عموما از طريق اضافه نمودن ساختارهاي جديد و غالبا نيز توصيه مشاوران خارجي انجامگرديده است. نتيجه آن مؤسسات چندگانه با عملكردهايي همپوش بود كه نياز به مكانيسم و واحدهايمخصوص براي هماهنگي ميان عناصر پراكنده نظام خود را داشت. اين وضعيت غالبا منتج به دوبارهكاري وهمپوشي زيانبار فعاليتهاي تحقيقي و نيز به هدر رفتن منابع كمياب از نظر نيروي انساني، تجهيزات عمليگرانقيمت و منابع مالي، گرديده است . حتي كشوري مانند پاكستان كه دارايشرايط نسبتا ساده و ابتدايي بوده است و تنها يك مؤسسه تحقيقات كشاورزي از گذشته استعماري به ارثبرده است، در طول چهار دهه، يك نظام پيچيده تحقيقات كشاورزي ايجاد نموده كه در آن تعداد وسيعي ازمؤسسات تحتنظارت سازمانهاي مختلف فدرالي و استاني با هماهنگيهاي بسيار ناچيز به فعاليت مشغولميباشند. كليه تلاشهاي سازمانهاي ملي و بينالمللي در راستاي ايجاد نظام تحقيقات كشاورزي ملي واحد بوسيلهسياستهاي استاني دچار شكست شدهاند، زيرا كه حكومتهاي استاني (ايالتي) خواستار حفظ خودمختاري وسهيم يودن در تصميمگيري هستند..كشور ديگري كه با شرايط ابتدايي شروعكرد، فيليپين بود كه قادر گرديد طي 20 سال يك نظام تحقيقات كشاوري بوجود آورد كه در آن مسؤوليتتخصيص منابع غيرمتمركز بوده، تعداد بيشماري از ايستگاههاي تحقيقاتي و امكانات بوجود آمده وبرنامهريزي براي تحقيقات ناكافي و ناكارآمد ميباشد، عليرغم اختصاص مبالغ زيادي از منابع مالي بطورسالانه، تـحقيقات نتوانسته است تأثيرات قابل توجهي در توليدات كشاورزي بگذارد . بهمين دليل اين شرايط مستلزم حمايت بينالمللي گرديده و در طول يك دهه تلاشهايي براي ايجادهماهنگي و نظم در آنارشيسم سازماني تحقيقات بعمل آمده است. نوعي آنتروپي تاريخي در تحقيقاتكشاورزي كه نظام تحقيقات كشاورزي در ايران نيز به گونه گسترده دچار آن ميباشد و در فصل اول چالشهاي آن تحليل شد. از اين رو به منظور تقويت مديريت استراتژيك نظامهاي ملي تحقيقات كشاورزيسياستها و اقدامات ذيل ضروري به نظر ميرسيد:الفـ سياست تحقيقاتي اقتضايي: تقويت مديريت نظامهاي ملي تحقيقات كشاورزي عمدتا به توانايي آنها در بسيج حمايت سياسي وسرمايهگذاري مالي وابسته است، اين امر مستلزم آن است كه (الف) جهتگيري اصلي برنامههاي تحقيقيمنطبق و در راستاي اهداف ملي باشد. (ب) انتخاب اولويتها بر اساس ضوابط و معيارهاي معقول استوارباشد; و (ج) برنامههاي تحقيقاتي بصورت بالقوه و بالفعل در كشاورزي تأثيرگذار باشند.بـ سازماندهي مجدد تحقيقات ملي:بسياري از نظامهاي ملي تحقيقات كشاورزي كشورهاي در حال توسعه اگر بخواهند به اهداف خود درچالشهاي كنوني و آينده دست يابند، نياز به تقويت اساسي دارند. اگر چه منابع اختصاصيافته به نظامهاي مليتحقيقات كشاورزي از منابع ملي و خارجي بطور قابل توجهي بعد از سالهاي 1970 افزايش يافته است وليهنوز آنها از سطوح سرمايهگذاري مشابهاي كه كشورهاي توسعهيافته را قادر ساخت به بهرهوري بالايي دركشاورزي خود نائل آيند فاصله زيادي دارند با اين حال بايد گفت كه تقويت نظامهايملي تحقيقات كشاورزي صرفا به موضوع تأمين مالي بيشتر محدود نميگردد. نظامهاي ملي تحقيقاتكشاورزي در بسياري از كشورهاي در حال توسعه در مقايسه با فعاليتها، پراكندگي سازماني، دوبارهكاري وتداخل فعاليتها و فقدان هماهنگي رنج ميبرند. و اين در شرايطي است كه تحمل تبعات اين نواقص و تنگناهابراي اين كشورها بسيار سخت است. در بسياري از موارد كشورها، نظامهاي به ارث ماندهاز دوران استعمار را دستنخورده نگه داشته و غالبا بر اساس توصيهها و مشورتهاي متخصصين خارجي به ايننظام، لايههايي از الگوها و ساختارهاي جديد را اضافه كردهاند. در اين رابطه كشورهاي آمريكاي لاتينپيشرفتهاي زيادي در سازماندهي مجدد نظامهاي ملي تحقيقات كشاورزي خود در يك نظام عقلايي كرده وبرخلاف آنها كشورهاي آفريقايي و آسيايي پيشرفت اندكي داشتهاند جـ تغيير در مديريت تحقيقات كشاورزي:حتي در كشورهايي كه از منابع كافي در نظامهاي ملي تحقيقات كشاورزي خود برخوردارند نارسائيهايموجود در مديريت تحقيقات كشاورزي سبب كاهش زيادي در اثربخشي تحقيقات كشاورزي ميگردد. اينامر صرفا به خاطر فشارهاي دستهاي سنگين بروكراسي نبوده بلكه به فقدان مديران مجرب آموزشديده نيزمربوط ميشود. متخصصان و دانشمندان كه مسئوليتهاي مديريت تحقيقات را بعهده ميگيرند بندرت از نظرحرفهاي و رواني براي انجام چنين مسئوليتهايي تربيت شدهاند. اين تصور كه چنين تربيت و آمادگي براي قبولچنين مشاغلي داراي اهميت و ضرورت ميباشد نيز بسيار نادرست است، كارگاههاي آموزشي منطقهاي دررابطه با مديريت تحقيقات كه در آن مسئولان تحقيقاتي بتوانند تبادلنظر نموده و مسائل خود را مطرح نمايند،ميتوانند نقش مفيدي ايفاء نماينددـ همكاريهاي بينالمللي:كشورهاي در حالتوسعه نميتوانند، و درواقع دليلي هم وجود ندارد كه صرفا به منابع و امكانات تحقيقاتيخودشان متكي باشند. بسياري از اطلاعات مورد نياز آنها درباره تكنولوژي كشاورزي ميتواند از مراكزتحقيقات بينالمللي از كشورهاي پيشرفته علمي و حتي از كشورهاي همسايه كه با مسائل مشابهي مواجههستند فراهم گردد. اين اطلاعات را ميتوانند با نظام تحقيقاتي خودشان سازگار نموده و با شرايط مشخصخود تطبيق دهند. اين نياز از طرف بسياري از كشورهاي در حالتوسعه مورد شناسايي و توجه قرار گرفته وعلائق فزايندهاي از طرف اين كشورها و جوامع بينالمللي براي همكاريهاي افقي بين كشورها مشاهدهميشود. تبادل اطلاعات بصورت قابل توجهي در ميان نظامهاي ملي تحقيقات كشاورزي، مراكز تحقيقاتبينالمللي و انجمنهاي علمي بينالمللي بهبود يافته است .نظامهاي ملي تحقيقات كشاورزي در كشورهاي آسيايي، كه بسياري از آنها در دهه 1970 شكل گرفته درحال حاضر در مراحل مختلف توسعه ميباشند. بعضي از آنها ضعيف مانده و برخي ديگر موفقيتهائي كسبنمودهاند
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر