
گونهشناسي انواع همكاريهاي جمعي در جوامع روستايي ايران
( یک بررسی تاریخی)
نویسنده : دکتر حسین شیرزاد
عضو ستاد معاونت ترویج و نظام بهره برداری
آدرس پستی: تهران ، بلوار کشاورز، ساختمان مرکزی وزارت جهاد کشاورزی، طبقه ششم ، ستاد معاونت ترویج و نظام بهره برداری
( یک بررسی تاریخی)
نویسنده : دکتر حسین شیرزاد
عضو ستاد معاونت ترویج و نظام بهره برداری
آدرس پستی: تهران ، بلوار کشاورز، ساختمان مرکزی وزارت جهاد کشاورزی، طبقه ششم ، ستاد معاونت ترویج و نظام بهره برداری
مقدمه
مجموعه اطلاعات تاریخی و قضاوتهاي مربوط به اجتماعات روستايي گوياي آن است كه آهنگ تغيير نظام زندگي اجتماعي و روند تحولات و دگرگونيها به نسبت در روستاها كندتر از جوامع مدرن شهری است. از اين رو ميتوان اميدوار بود كه بسياري از ارزشها و هنجارهاي اجتماعي و اقتصادي گروهي موثر در بازتولید سرمایه اجتماعی كه در حال حاضر در روستاها وجود دارد يا در مطالعات مردم شناسی یاجامعهشناختي چند دهه اخير، وجود آنها در روستاهاي كشور گزارش شده بود، بازگوي ويژگيها و رسومي باشد كه به صورت نهادي شده و به شكل سنتهاي اجتماعي و اقتصادي از گذشتههاي دور در نقاط روستايي جاري بودهاند. بطوریکه فرهادي، در فرهنگ ياريگري در ايران مجموعه ارزشمندي از ياريگريهاي گروهي سنتي در نقاط روستايي و عشايري ايران گردآوري كرده است كه تنوع شكلهاي ياريگري و تعاون را در امور مختلف توليدي و اجتماعي در روستاهاي كشور بازگو كرده و نشان ميدهد كه هر يك از آنها چگونه به صورت سازوكارهايي آزمون شده و نهادي شده، كاركرد ارائه حمايتهاي اقتصادي و توليدي را بر عهده داشته و به مثابة نظامهاي سنتي كار گروهي در ايجاد همبستگي گروهي و نظم اجتماعي در روستاها نقش داشتهاند. ياريگري و همكاريهاي اجتماعي در روستاها از ديدگاه جامعهشناختي تعاملات پيوستهاي است كه در شكل دادن به گروهها و سازمانهاي اجتماعي موجود در روستاها و پيشبرد فعاليتهاي اقتصادي و مناسبات اجتماعي و تأمين جمعي و نيز گسترش و تعميق عدالت اجتماعي مؤثر بوده و اساساً بقاي زندگي روستايي را امكانپذير ميساخته است. حاكميت نظام شبه ارباب ـ رعيتي در روستاها كه با فشار بر روستاييان از طريق اجبارهاي غيراقتصادي و اعمال فشارهاي اجتماعي بر آنها همراه بود، موجب ميشد كه روستاييان آگاهانه و فعالانه براي پايدارسازي همبستگي و همياري جمعي و همكاري گروهي ميان خود براي كاهش فشارهاي اجتماعي و اقتصادي موجود و ترميم و جبران پارهاي كمبودها و مشكلات ناشي از مناسبات اقتصادي و اجتماعي حاكم بر جامعه روستايي، كوشش كنند. در مقابل با هدف تداوم زندگي اجتماعي و مناسبات حاكم و ادامه فعاليتهاي اقتصادي و توليدي و در پارهاي موارد، گسترش اين فعاليتها، كه مالكان نيز متقابلاً براي كاهش تضادهای اجتماعي به پذيرش شكلهايي از تأمين اجتماعي مورد تقاضاي روستاييان تن دردهند كه از جمله مهمترين آنها “تقاوي”[1]، “باردار”[2]، “تسبيب”[3]، “دسترنج” [4]و “نان سفره”[5] را ميتوان نام برد. زاهدی مازندرانی ، معتقد است که اين گونه اقدامات حمايتي مالكان در قالب كليت نظام اقتصادي و اجتماعي حاكم بر جامعه روستايي سنتي، معنيدار است و داراي كاركردهاي منطقي ميباشد. اگرچه طبيعتاً در چارچوب نظام ارباب ـ رعيتي كه با اقتدار بلامنازع و نامحدود ارباب و فرمانبرداري، بندگي و ستمكشي بيحدّ و حساب رعايا همراه بود، نميتوان به اثربخشي اين قبيل حقوق عرفي بندگاني رعايا و وظايف بندهنوازانة اربابان به مثابة سازوكارهاي مؤثري از يك نظام كار گروهي كارآمد و نهادي شده استناد كرد، ولي در اين واقعيت نميتوان ترديد كرد كه وجود همين حقوق اندك و حداقل، ضمن استمرار و دوام رابطة استثمارگرانه و ستمگرانة اربابان با رعايا، بقاي فردي و اجتماعي رعايا و دستيابي آنان به حداقل مواد غذايي لازم براي ادامة زندگي و كار را امكانپذير ميساخت و درست به دليل كاركرد اين نوع حقوق عرفي است كه ميتوان آنها را بخشي از نظام همياري جمعي روستايي موجود در روستاها به شمار آورد. با اين حال بايد اشاره كرد كه آنچه زندگي روستاييان و انسجام اجتماعي روستا را امكانپذير ميساخت انواع ياريگريهايي بود كه در امور مختلف توليدي و اجتماعي در روستاها وجود داشت. همكاري و همياري در فعاليتهاي اجتماعي و توليدي در روستاها به دلايل متعدد و از جمله به لحاظ ساختار اجتماعي مبتني بر پدرسالاري و وجود اجبارهاي غيراقتصادي، از گذشتههاي دور در ساختار نظام اجتماعي روستا اهميت زيادي داشته است.
سنخشناسي انواع فعاليتهاي گروهي
فعاليتهاي گروهي و دستهجمعي نه فقط براي حل مشكلات فردي و گروهي اعم از مشكلات واقع در حوزههاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جوامع روستايي، از قبيل ساماندهي خدمات عمومي و عامالمنفعه و پيشبرد فعاليتهاي اقتصادي و افزايش بهرهوري توليد ضروري بود، بلكه اساساً عامل بنياني و شرط اوليه انسجام اجتماعي و ثبات و دوام جوامع روستايي نيز به شمار ميآمد. از همين رو، از گذشتههاي دور، كنش جمعي همكاري و ياريگري گروهي در مناطق روستايي كشور به اعتبار كاركردهاي آن به صورت يك ارزش و هنجار اجتماعي نهادي شده، حضور داشته است.انواع همكاريهاي اجتماعي ـ بر اساس آنچه در فرهنگ ياريگري در ايران گزارش شده ـ از لحاظ كيفيت، جهت و هدف كنش به چند گروه قابل تقسيم است. دگرياري: كنشي يك سويه (عمودي يا افقي) است كه بين افراد در زمينههاي اخلاقي و انسانگرايانه جريان مييابد. اين كنش در شكلدهي به نظام سنتي كار جمعي و گروهي در روستاها بيش از ديگر انواع كنشهاي همسنخ مؤثر بوده است. همياري: جرياني دوسويه و افقي و در واقع نوعي نظام مبادله اجتماعي است كه مضموني چندگانه دارد و بيشتر به زمينههاي مادي مربوط ميشود و سازوكار اصلي و پايهاي حمايتهاي سنتي و متقابل موجود در روستاها را شكل ميدهد و پايداري و نهادينه بودنش نيز عمدتاً از متقابل (دوسويه) بودن آن ناشي ميشود. در مناطق روستايي همياري معمولاً به ياوريهاي منظم موسمي و پيوسته مربوط ميشود كه اغلب مستقيماً به فعاليتهاي توليدي مربوط بوده و يا از آن نشأت ميگيرد. از حيث تعداد افراد درگير در كنش همياري قرار دارند در حاليكه در همياريهاي مركب تقسيم كرد. در همياريهاي ساده فقط دو نفر در دو سوي كنش همياري قرار دارند در حاليكه در همياريهاي مركب تعداد افراد درگير در كنش همياري بيشتر است. ترديدي نيست كه تعداد اعضاي گروه بر ميزان و شدت همياري و نيز پايداري كنش همياري تأثير ميگذارد و طبيعتاً در كنشهاي مركب هرچه تعداد افراد همياري كننده كمتر باشد عمق و شدت همياري بيشتر و احتمال پايداري آن بالاتر خواهد بود. ياوري كنشي است اغلب دوسوية عمودي يا افقي كه به صورت سازمانيافته و همزمان، معمولاً در فعاليتهاي توليدي و خدماتي عامالمنفعه انجام ميشود. فعاليتهاي سازمانيافتة گروهي و عامالمنفعهاي كه به صورت تأمين نيروي كار براي مقاصد خدماتي عامالمنفعهاي نظير جاده سازي، ساختمان سازي عمومي، تأمين آب آشاميدني و امثال آن در نقاط روستايي كشور و با حضور اكثريت ساكنان صورت ميگيرد از زمره فعاليتهاي قابل طبقهبندي در كنش ياوري است. اگرچه اين سازوكارها را نميتوان مستقيماً با آنچه امروزه از مفهوم كار گروهي در راستاي حمايت اجتماعي مستفاد ميشود يكي دانست، اما بايد تأكيد كرد كه ياوري بستري از كنشهاي گروهي متقابل تشريك مساعي را پديد ميآورد كه بسياري از فعاليتهاي سنتي كار گروهي در نظام زندگي روستا در آن بستر جريان دارد .تعاونيهاي سنتي: كنشهاي چندسويه و سازمانيافتهاي از همكاريهاي دستهجمعي توليدي است كه در گذشته در اغلب روستاهاي كشور در زمينه فعاليتهاي زراعي و دامداري رواج داشته است. تعاونيهاي سنتي روستايي اگرچه مستقيماً سازوكار تأمين يا حمايت اجتماعي به شمار نميآيد ولي به طور نامستقيم و از طريق ايجاد همكاريهاي توليدي و همبستگي ميان اقشار اقتصادي مختلف كاهش ستيزهاي اجتماعي ناشي از نابرابري ميان روستاييان را موجب ميشد و علاوه بر اين امكان بهرهمندي اقشار اقتصادي فرودست از پارهاي امكانات توليدي قشرهاي فرادست را فراهم ساخته است . تعاونيهاي سنتي زراعي كه به نامهاي بنه، صحرا، حراثه، پيكال، سركار، پاگاو و دركار و غيره خوانده ميشوند تا قبل از اصلاحات ارضي در بيشتر مناطق كم باران ايران به ويژه در روستاهاي اربابي و خالصه وجود داشته است و كمترين نتيجه آن ايجاد يك نظام كار دسته جمعي مشترك و ايجاد برخي فرصتهاي شغلي (هرچند كوتاه مدت) براي روستاييان بيزمين بوده است. در بين ايلات و عشاير و خانوارهاي دامدار روستانشين نيز شكلهاي متنوعي از تعاونيهاي سنتي دامداري رواج داشته كه مضمون اصلي آن همكاري در فعاليتهاي چرا از طريق تشكيل گلههاي مشترك و مبادلة شير (شيرواره) به منظور امكانپذير ساختن تبدلات نسبي در بين خانوارهاي دامدار كوچك و متوسط بوده است. به طور كلي، كنشهاي اجتماعي پيوسته (همكاري) موجود در روستاها را ـ كه عناصر اصلي نظام سنتي كار گروهي و فعاليت جمعي روستاها محسوب ميشوند ـ ميتوان بر حسب سطح و نوع همكاري و مددياري به سه دستة متفاوت تقسيم كرد:
الف ـ خودياري كه از باستانيترين شكلهاي همكاري در جوامع بشري است. عضو يك كلان يا قبيله بودن همانگونه كه حقوقي را براي شخص ايجاد ميكرد، وظايفي را نيز به عهدة او ميگذاشت و بر مبناي اين وظايف افراد ناگزير بودند كه در طول سال بارها در اقدامات دسته جمعي مربوط به روستا مشاركت كنند كه از جمله آنها ميتوان از لايروبي قنوات و نهرها، بستن سد بر روي رودخانه، تعمير و لايروبي استخرهاي كشاورزي، نوكني چاه و حفر منابع تازه آب، تعميرات و يا احداث ساختمانهاي عمومي مانند مسجد، حمام، پل و استخدام كارگزاران مختلف، چوپان بندي (استخدام چوپان) و نظاير آن نام برد.ب ـ همياري با حفظ ويژگي متقابل بودن كمك، گستردهترين سازوكار مددياري در روستاها بوده است. روستاييان به ويژه در مورد كارهاي دشواري همچون بيل زدن، اسپار كردن باغ (بيل زني عميق باغات انگور)، نشاي برنج و در امور مربوط به توزيع آب و بذرافشاني و غيره كه افراد به نوبت به نيروي كار محتاج بوده و يا داراي فراغت بودهاند، با يكديگر كمك و همياري ميكردند .ج ـ و بالاخره دگرياري كه بيش از ديگر شكلهاي همكاري سنتي موجود در روستاها به گونههاي امروزين كار گروهي نزديك است مربوط به مواردي بوده است كه جامعه روستايي براي كمك به يكي از اهالي كه به دلايلي موقتاً نيازمند به نيروي كار و يا ابزار كار و سرمايه و يا حتي كمك معاش ميشد، اقدام ميكرده است. كنش ياري در اين قبيل موارد عموماً يك طرفه بوده و انتظار كمك متقابل از ياري شونده وجود ندارد و كمك معمولاً به خاطر بستگيهاي گروهي، حفظ انسجام اجتماعي و دستگيري اجتماعي از يك نيازمند، نيكوكاري و يا عمل به دستورات مذهبي صورت ميگيرد. از جلوههاي بارز اين نوع فعاليتها، صرفنظر از كمكهاي نقدي و جنسي متعارف، برخي مراسم اجتماعي نظير “رشكارشكي” يا “بُرابُري” (در برخي مناطق ايران) يا تلككاري (در خراسان)، رسم “خوشهچيني” و “ديهنو” (در بين عشاير كرمان و بلوچستان) است .پارهاي اطلاعات تاريخي بازگوي آن است كه در گذشته كه دهقانان تأمينكننده اصلي نيرو براي جنگها بودند، هرگاه دهقاني براي جنگ و خدمات نظامي اعزام ميشد، جامعه روستايي (سازمان توليد) معيشت خانوار او را بر عهده ميگرفت و هرگاه اين دهقان در جنگ كشته ميشد، نيروي كار از طريق سازمان توليد روستا براي كشت اراضي زراعتي تحت اختيار وي سازماندهي ميشد كه مجاناً كار كشاورزي در اين اراضي را به عهده ميگرفت. همچنين، در گذشته و در چارچوب نظام ارباب ـ رعيتي فقراي ده كه اصطلاحاً “ناني” خوانده ميشدند، معمولاً از گندمي كه به عنوان سهم خدا (حدود دو درصد از سهم زارع) به ملا يا مولوي ده اختصاص مييافت سهم ميبردند و ملا يا مولوي موظف بود كه بخشي از اين سهم را به خانوارهاي فقير روستا اختصاص دهد (عمادي، 1381). رسم “خوشهچيني” كه هنوز هم در بسياري از روستاهاي كشور به چشم ميخورد نيز از جمله جلوههاي مهم و باارزش نظام سنتي همياري جمعي در روستاهاست: در جريان درو و برداشت محصول، بخشي از محصول در حين انتقال خوشهها به خرمنگاه (يا خرمنجا) بر روي زمين ميريخته است و صاحب زمين حق نداشت اين محصول را جمع كند بلكه حق جمعآوري اين محصول متعلق به افراد مستمندي بود كه به عنوان “خوشهچين” گاه از خارج روستا در (هنگام درو) به ره ميآمدند و اين خوشهها را جمعآوري ميكردند. رسم “ديهنو” در بين عشاير نيز به اندازه خوشهچيني در ميان روستانشينان در شكلدهي به نظام همياري و همكاري گروهي سنتي اهميت داشته است. طبق اين رسم هرگاه يكي از دامداران عضو عشيره به دلايلي غير از فروش يكجاي دام، دامش را از دست ميداد، مابقي اعضاي عشيره بلافاصله “ديهنو” ميكردند يعني هر كدام از گلة خود به فراخور قدرتشان تعدادي دام براي نگهداري موقت به دامدار بيچيز شده ميدادند و او از نو فعاليت دامداري را با نگهداري اين دامهاي متعلق به ديگران آغاز ميكرد و شير و پشم و برة اين دامها به نگهدارنده تعلق ميگرفت و هرگاه بنيه اقتصادي او به حدي ميرسيد كه بازپرداخت وام جنسي (دام قرضي) امكانپذير ميشد، دامهاي اوليه را به تدريج به صاحبان اصلي آن مسترد ميكرد. بطورکلی ، وضعيت جغرافيايي، ساختار اقتصادي و اجتماعي جامعه ايران سبب پيدايش نهادهاي جمعي و سنتهايي شده است كه بر محورهاي همكاري جمعي و مشاركت مردم شكل گرفته بودند. اشكال مختلف همياري، خودياري و مانند اينها اگرچه خود از تجليات مشاركت سنتياند و با توجه به تعريف ارائه شده در اين مورد ميتوان آنها را از مصاديق اين نوع از مشاركت دانست، اما امروزه در جامعه ايران كمتر به چشم ميخورند. بنابراين اين سؤال پيش ميآيد كه چرا بايد به مطالعه گسترده اينگونه اشكال همكاري پرداخت؟ به دو دليل ميتوان از طرح و بررسي گسترده اين اشكال همكاري دفاع نمود. اولاً به دليل گسترش شهرها و حاكم شدن روابط اجتماعي شهري، بسياري از مشاركتهاي سنتي كه ريشه روستايي و عشايري داشتهاند، در جامعه از ميان رفتهاند و امكان مشاهده مستقيم در مورد آنها وجود ندارد. از اينرو مطالعه اين اشكال همكاري امكان پيداكردن تصور روشني از اينگونه مشاركتهاي سنتي را براي ما فراهم ميآورد. ثانياً مطالعه اشكال سنتي همياري و همكاري در روستاها و عشاير كشور ميتواند به عنوان منبعي براي الهام گرفتن مورد بهرهبرداري قرار گيرد. به بيان ديگر نوع روابط و الگوي ارتباطات موجود در اين اشكال از همكاري تواند به عنوان درسهايي براي آينده نظام روستا و طراحي الگوهاي متناسب توسعه جمعي و كار گروهي در كشور مورد استفاده قرار گيرد
سنخشناسي انواع فعاليتهاي گروهي
فعاليتهاي گروهي و دستهجمعي نه فقط براي حل مشكلات فردي و گروهي اعم از مشكلات واقع در حوزههاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جوامع روستايي، از قبيل ساماندهي خدمات عمومي و عامالمنفعه و پيشبرد فعاليتهاي اقتصادي و افزايش بهرهوري توليد ضروري بود، بلكه اساساً عامل بنياني و شرط اوليه انسجام اجتماعي و ثبات و دوام جوامع روستايي نيز به شمار ميآمد. از همين رو، از گذشتههاي دور، كنش جمعي همكاري و ياريگري گروهي در مناطق روستايي كشور به اعتبار كاركردهاي آن به صورت يك ارزش و هنجار اجتماعي نهادي شده، حضور داشته است.انواع همكاريهاي اجتماعي ـ بر اساس آنچه در فرهنگ ياريگري در ايران گزارش شده ـ از لحاظ كيفيت، جهت و هدف كنش به چند گروه قابل تقسيم است. دگرياري: كنشي يك سويه (عمودي يا افقي) است كه بين افراد در زمينههاي اخلاقي و انسانگرايانه جريان مييابد. اين كنش در شكلدهي به نظام سنتي كار جمعي و گروهي در روستاها بيش از ديگر انواع كنشهاي همسنخ مؤثر بوده است. همياري: جرياني دوسويه و افقي و در واقع نوعي نظام مبادله اجتماعي است كه مضموني چندگانه دارد و بيشتر به زمينههاي مادي مربوط ميشود و سازوكار اصلي و پايهاي حمايتهاي سنتي و متقابل موجود در روستاها را شكل ميدهد و پايداري و نهادينه بودنش نيز عمدتاً از متقابل (دوسويه) بودن آن ناشي ميشود. در مناطق روستايي همياري معمولاً به ياوريهاي منظم موسمي و پيوسته مربوط ميشود كه اغلب مستقيماً به فعاليتهاي توليدي مربوط بوده و يا از آن نشأت ميگيرد. از حيث تعداد افراد درگير در كنش همياري قرار دارند در حاليكه در همياريهاي مركب تقسيم كرد. در همياريهاي ساده فقط دو نفر در دو سوي كنش همياري قرار دارند در حاليكه در همياريهاي مركب تعداد افراد درگير در كنش همياري بيشتر است. ترديدي نيست كه تعداد اعضاي گروه بر ميزان و شدت همياري و نيز پايداري كنش همياري تأثير ميگذارد و طبيعتاً در كنشهاي مركب هرچه تعداد افراد همياري كننده كمتر باشد عمق و شدت همياري بيشتر و احتمال پايداري آن بالاتر خواهد بود. ياوري كنشي است اغلب دوسوية عمودي يا افقي كه به صورت سازمانيافته و همزمان، معمولاً در فعاليتهاي توليدي و خدماتي عامالمنفعه انجام ميشود. فعاليتهاي سازمانيافتة گروهي و عامالمنفعهاي كه به صورت تأمين نيروي كار براي مقاصد خدماتي عامالمنفعهاي نظير جاده سازي، ساختمان سازي عمومي، تأمين آب آشاميدني و امثال آن در نقاط روستايي كشور و با حضور اكثريت ساكنان صورت ميگيرد از زمره فعاليتهاي قابل طبقهبندي در كنش ياوري است. اگرچه اين سازوكارها را نميتوان مستقيماً با آنچه امروزه از مفهوم كار گروهي در راستاي حمايت اجتماعي مستفاد ميشود يكي دانست، اما بايد تأكيد كرد كه ياوري بستري از كنشهاي گروهي متقابل تشريك مساعي را پديد ميآورد كه بسياري از فعاليتهاي سنتي كار گروهي در نظام زندگي روستا در آن بستر جريان دارد .تعاونيهاي سنتي: كنشهاي چندسويه و سازمانيافتهاي از همكاريهاي دستهجمعي توليدي است كه در گذشته در اغلب روستاهاي كشور در زمينه فعاليتهاي زراعي و دامداري رواج داشته است. تعاونيهاي سنتي روستايي اگرچه مستقيماً سازوكار تأمين يا حمايت اجتماعي به شمار نميآيد ولي به طور نامستقيم و از طريق ايجاد همكاريهاي توليدي و همبستگي ميان اقشار اقتصادي مختلف كاهش ستيزهاي اجتماعي ناشي از نابرابري ميان روستاييان را موجب ميشد و علاوه بر اين امكان بهرهمندي اقشار اقتصادي فرودست از پارهاي امكانات توليدي قشرهاي فرادست را فراهم ساخته است . تعاونيهاي سنتي زراعي كه به نامهاي بنه، صحرا، حراثه، پيكال، سركار، پاگاو و دركار و غيره خوانده ميشوند تا قبل از اصلاحات ارضي در بيشتر مناطق كم باران ايران به ويژه در روستاهاي اربابي و خالصه وجود داشته است و كمترين نتيجه آن ايجاد يك نظام كار دسته جمعي مشترك و ايجاد برخي فرصتهاي شغلي (هرچند كوتاه مدت) براي روستاييان بيزمين بوده است. در بين ايلات و عشاير و خانوارهاي دامدار روستانشين نيز شكلهاي متنوعي از تعاونيهاي سنتي دامداري رواج داشته كه مضمون اصلي آن همكاري در فعاليتهاي چرا از طريق تشكيل گلههاي مشترك و مبادلة شير (شيرواره) به منظور امكانپذير ساختن تبدلات نسبي در بين خانوارهاي دامدار كوچك و متوسط بوده است. به طور كلي، كنشهاي اجتماعي پيوسته (همكاري) موجود در روستاها را ـ كه عناصر اصلي نظام سنتي كار گروهي و فعاليت جمعي روستاها محسوب ميشوند ـ ميتوان بر حسب سطح و نوع همكاري و مددياري به سه دستة متفاوت تقسيم كرد:
الف ـ خودياري كه از باستانيترين شكلهاي همكاري در جوامع بشري است. عضو يك كلان يا قبيله بودن همانگونه كه حقوقي را براي شخص ايجاد ميكرد، وظايفي را نيز به عهدة او ميگذاشت و بر مبناي اين وظايف افراد ناگزير بودند كه در طول سال بارها در اقدامات دسته جمعي مربوط به روستا مشاركت كنند كه از جمله آنها ميتوان از لايروبي قنوات و نهرها، بستن سد بر روي رودخانه، تعمير و لايروبي استخرهاي كشاورزي، نوكني چاه و حفر منابع تازه آب، تعميرات و يا احداث ساختمانهاي عمومي مانند مسجد، حمام، پل و استخدام كارگزاران مختلف، چوپان بندي (استخدام چوپان) و نظاير آن نام برد.ب ـ همياري با حفظ ويژگي متقابل بودن كمك، گستردهترين سازوكار مددياري در روستاها بوده است. روستاييان به ويژه در مورد كارهاي دشواري همچون بيل زدن، اسپار كردن باغ (بيل زني عميق باغات انگور)، نشاي برنج و در امور مربوط به توزيع آب و بذرافشاني و غيره كه افراد به نوبت به نيروي كار محتاج بوده و يا داراي فراغت بودهاند، با يكديگر كمك و همياري ميكردند .ج ـ و بالاخره دگرياري كه بيش از ديگر شكلهاي همكاري سنتي موجود در روستاها به گونههاي امروزين كار گروهي نزديك است مربوط به مواردي بوده است كه جامعه روستايي براي كمك به يكي از اهالي كه به دلايلي موقتاً نيازمند به نيروي كار و يا ابزار كار و سرمايه و يا حتي كمك معاش ميشد، اقدام ميكرده است. كنش ياري در اين قبيل موارد عموماً يك طرفه بوده و انتظار كمك متقابل از ياري شونده وجود ندارد و كمك معمولاً به خاطر بستگيهاي گروهي، حفظ انسجام اجتماعي و دستگيري اجتماعي از يك نيازمند، نيكوكاري و يا عمل به دستورات مذهبي صورت ميگيرد. از جلوههاي بارز اين نوع فعاليتها، صرفنظر از كمكهاي نقدي و جنسي متعارف، برخي مراسم اجتماعي نظير “رشكارشكي” يا “بُرابُري” (در برخي مناطق ايران) يا تلككاري (در خراسان)، رسم “خوشهچيني” و “ديهنو” (در بين عشاير كرمان و بلوچستان) است .پارهاي اطلاعات تاريخي بازگوي آن است كه در گذشته كه دهقانان تأمينكننده اصلي نيرو براي جنگها بودند، هرگاه دهقاني براي جنگ و خدمات نظامي اعزام ميشد، جامعه روستايي (سازمان توليد) معيشت خانوار او را بر عهده ميگرفت و هرگاه اين دهقان در جنگ كشته ميشد، نيروي كار از طريق سازمان توليد روستا براي كشت اراضي زراعتي تحت اختيار وي سازماندهي ميشد كه مجاناً كار كشاورزي در اين اراضي را به عهده ميگرفت. همچنين، در گذشته و در چارچوب نظام ارباب ـ رعيتي فقراي ده كه اصطلاحاً “ناني” خوانده ميشدند، معمولاً از گندمي كه به عنوان سهم خدا (حدود دو درصد از سهم زارع) به ملا يا مولوي ده اختصاص مييافت سهم ميبردند و ملا يا مولوي موظف بود كه بخشي از اين سهم را به خانوارهاي فقير روستا اختصاص دهد (عمادي، 1381). رسم “خوشهچيني” كه هنوز هم در بسياري از روستاهاي كشور به چشم ميخورد نيز از جمله جلوههاي مهم و باارزش نظام سنتي همياري جمعي در روستاهاست: در جريان درو و برداشت محصول، بخشي از محصول در حين انتقال خوشهها به خرمنگاه (يا خرمنجا) بر روي زمين ميريخته است و صاحب زمين حق نداشت اين محصول را جمع كند بلكه حق جمعآوري اين محصول متعلق به افراد مستمندي بود كه به عنوان “خوشهچين” گاه از خارج روستا در (هنگام درو) به ره ميآمدند و اين خوشهها را جمعآوري ميكردند. رسم “ديهنو” در بين عشاير نيز به اندازه خوشهچيني در ميان روستانشينان در شكلدهي به نظام همياري و همكاري گروهي سنتي اهميت داشته است. طبق اين رسم هرگاه يكي از دامداران عضو عشيره به دلايلي غير از فروش يكجاي دام، دامش را از دست ميداد، مابقي اعضاي عشيره بلافاصله “ديهنو” ميكردند يعني هر كدام از گلة خود به فراخور قدرتشان تعدادي دام براي نگهداري موقت به دامدار بيچيز شده ميدادند و او از نو فعاليت دامداري را با نگهداري اين دامهاي متعلق به ديگران آغاز ميكرد و شير و پشم و برة اين دامها به نگهدارنده تعلق ميگرفت و هرگاه بنيه اقتصادي او به حدي ميرسيد كه بازپرداخت وام جنسي (دام قرضي) امكانپذير ميشد، دامهاي اوليه را به تدريج به صاحبان اصلي آن مسترد ميكرد. بطورکلی ، وضعيت جغرافيايي، ساختار اقتصادي و اجتماعي جامعه ايران سبب پيدايش نهادهاي جمعي و سنتهايي شده است كه بر محورهاي همكاري جمعي و مشاركت مردم شكل گرفته بودند. اشكال مختلف همياري، خودياري و مانند اينها اگرچه خود از تجليات مشاركت سنتياند و با توجه به تعريف ارائه شده در اين مورد ميتوان آنها را از مصاديق اين نوع از مشاركت دانست، اما امروزه در جامعه ايران كمتر به چشم ميخورند. بنابراين اين سؤال پيش ميآيد كه چرا بايد به مطالعه گسترده اينگونه اشكال همكاري پرداخت؟ به دو دليل ميتوان از طرح و بررسي گسترده اين اشكال همكاري دفاع نمود. اولاً به دليل گسترش شهرها و حاكم شدن روابط اجتماعي شهري، بسياري از مشاركتهاي سنتي كه ريشه روستايي و عشايري داشتهاند، در جامعه از ميان رفتهاند و امكان مشاهده مستقيم در مورد آنها وجود ندارد. از اينرو مطالعه اين اشكال همكاري امكان پيداكردن تصور روشني از اينگونه مشاركتهاي سنتي را براي ما فراهم ميآورد. ثانياً مطالعه اشكال سنتي همياري و همكاري در روستاها و عشاير كشور ميتواند به عنوان منبعي براي الهام گرفتن مورد بهرهبرداري قرار گيرد. به بيان ديگر نوع روابط و الگوي ارتباطات موجود در اين اشكال از همكاري تواند به عنوان درسهايي براي آينده نظام روستا و طراحي الگوهاي متناسب توسعه جمعي و كار گروهي در كشور مورد استفاده قرار گيرد
[1] . تقاوي مساعدهاي بود كه به صورت نقدي يا جنسي از سوي مالك به زارع داده ميشد تا زارع با استفاده از آن به انجام عمليات زراعي در اراضي مالك بپردازد.
[2] . باردار سهمي بود كه به موجب عقد مزارعه به زارع يا رعيت بابت درو كردن و برداشت محصول ميرسيد.
[3] . تسبيب مبلغي بود كه از سوي مالك براي انجام برخي امور عامالمنفعه در روستاها حواله ميشد.
[4] . دسترنج مبلغي بود كه هر گاه ارباب ميخواست زارع يا دهقاني را از ده براند موظف به پرداخت آن مبلغ به وي به عنوان اجرتالمثل كار او بود.
[5] . نان سفره مساعدهاي بود كه مالك به زارع تازه وارد ميداد تا به كشت زمين بپردازد و نيز هر گاه ده جديدي احداث ميشد مالك موظف بود كه به زارعين براي شروع كار نان سفره بدهد.
[2] . باردار سهمي بود كه به موجب عقد مزارعه به زارع يا رعيت بابت درو كردن و برداشت محصول ميرسيد.
[3] . تسبيب مبلغي بود كه از سوي مالك براي انجام برخي امور عامالمنفعه در روستاها حواله ميشد.
[4] . دسترنج مبلغي بود كه هر گاه ارباب ميخواست زارع يا دهقاني را از ده براند موظف به پرداخت آن مبلغ به وي به عنوان اجرتالمثل كار او بود.
[5] . نان سفره مساعدهاي بود كه مالك به زارع تازه وارد ميداد تا به كشت زمين بپردازد و نيز هر گاه ده جديدي احداث ميشد مالك موظف بود كه به زارعين براي شروع كار نان سفره بدهد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر