چهارشنبه، اسفند ۱۷، ۱۳۸۴

تیپولوژی انواع همکاری های جمعی در جامعه روستایی ایران - بخش اول



گونه‏شناسي انواع همكاري‏هاي جمعي در جوامع روستايي ايران
( یک بررسی تاریخی)
نویسنده : دکتر حسین شیرزاد
عضو ستاد معاونت ترویج و نظام بهره برداری
آدرس پستی: تهران ، بلوار کشاورز، ساختمان مرکزی وزارت جهاد کشاورزی، طبقه ششم ، ستاد معاونت ترویج و نظام بهره برداری
مقدمه
مجموعه اطلاعات تاریخی و قضاوت‏هاي مربوط به اجتماعات روستايي گوياي آن است كه آهنگ تغيير نظام زندگي اجتماعي و روند تحولات و دگرگوني‏ها به نسبت در روستاها كندتر از جوامع مدرن شهری است. از اين رو مي‏توان اميدوار بود كه بسياري از ارزشها و هنجارهاي اجتماعي و اقتصادي گروهي موثر در بازتولید سرمایه اجتماعی كه در حال حاضر در روستاها وجود دارد يا در مطالعات مردم شناسی یاجامعه‏شناختي چند دهه اخير، وجود آنها در روستاهاي كشور گزارش شده بود، بازگوي ويژگي‏ها و رسومي باشد كه به صورت نهادي شده و به شكل سنتهاي اجتماعي و اقتصادي از گذشته‏هاي دور در نقاط روستايي جاري بوده‏اند. بطوریکه فرهادي، در فرهنگ ياري‏گري در ايران مجموعه ارزشمندي از ياري‏گريهاي گروهي سنتي در نقاط روستايي و عشايري ايران گردآوري كرده است كه تنوع شكلهاي ياري‏گري و تعاون را در امور مختلف توليدي و اجتماعي در روستاهاي كشور بازگو كرده و نشان مي‏دهد كه هر يك از آنها چگونه به صورت سازوكارهايي آزمون شده و نهادي شده، كاركرد ارائه حمايتهاي اقتصادي و توليدي را بر عهده داشته و به مثابة نظام‏هاي سنتي كار گروهي در ايجاد همبستگي گروهي و نظم اجتماعي در روستاها نقش داشته‏اند. ياري‏گري و همكاري‏هاي اجتماعي در روستاها از ديدگاه جامعه‏شناختي تعاملات پيوسته‏اي است كه در شكل دادن به گروهها و سازمانهاي اجتماعي موجود در روستاها و پيشبرد فعاليتهاي اقتصادي و مناسبات اجتماعي و تأمين جمعي و نيز گسترش و تعميق عدالت اجتماعي مؤثر بوده و اساساً بقاي زندگي روستايي را امكان‏پذير مي‏ساخته است. حاكميت نظام شبه ارباب ـ رعيتي در روستاها كه با فشار بر روستاييان از طريق اجبارهاي غيراقتصادي و اعمال فشارهاي اجتماعي بر آنها همراه بود، موجب مي‏شد كه روستاييان آگاهانه و فعالانه براي پايدارسازي همبستگي و همياري جمعي و همكاري گروهي ميان خود براي كاهش فشارهاي اجتماعي و اقتصادي موجود و ترميم و جبران پاره‏اي كمبودها و مشكلات ناشي از مناسبات اقتصادي و اجتماعي حاكم بر جامعه روستايي، كوشش كنند. در مقابل با هدف تداوم زندگي اجتماعي و مناسبات حاكم و ادامه فعاليتهاي اقتصادي و توليدي و در پاره‏اي موارد، گسترش اين فعاليتها، كه مالكان نيز متقابلاً براي كاهش تضادهای اجتماعي به پذيرش شكل‏هايي از تأمين اجتماعي مورد تقاضاي روستاييان تن دردهند كه از جمله مهمترين آنها “تقاوي”[1]، “باردار”[2]، “تسبيب”[3]، “دسترنج” [4]و “نان سفره”[5] را مي‏توان نام برد. زاهدی مازندرانی ، معتقد است که اين گونه اقدامات حمايتي مالكان در قالب كليت نظام اقتصادي و اجتماعي حاكم بر جامعه روستايي سنتي، معني‏دار است و داراي كاركردهاي منطقي مي‏باشد. اگرچه طبيعتاً در چارچوب نظام ارباب ـ رعيتي كه با اقتدار بلامنازع و نامحدود ارباب و فرمانبرداري، بندگي و ستم‏كشي بي‏حدّ و حساب رعايا همراه بود، نمي‏توان به اثربخشي اين قبيل حقوق عرفي بندگاني رعايا و وظايف بنده‏نوازانة اربابان به مثابة سازوكارهاي مؤثري از يك نظام كار گروهي كارآمد و نهادي شده استناد كرد، ولي در اين واقعيت نمي‏توان ترديد كرد كه وجود همين حقوق اندك و حداقل، ضمن استمرار و دوام رابطة استثمارگرانه و ستمگرانة اربابان با رعايا، بقاي فردي و اجتماعي رعايا و دستيابي آنان به حداقل مواد غذايي لازم براي ادامة زندگي و كار را امكان‏پذير مي‏ساخت و درست به دليل كاركرد اين نوع حقوق عرفي است كه مي‏توان آنها را بخشي از نظام همياري جمعي روستايي موجود در روستاها به شمار آورد. با اين حال بايد اشاره كرد كه آنچه زندگي روستاييان و انسجام اجتماعي روستا را امكان‏پذير مي‏ساخت انواع ياري‏گريهايي بود كه در امور مختلف توليدي و اجتماعي در روستاها وجود داشت. همكاري و همياري در فعاليتهاي اجتماعي و توليدي در روستاها به دلايل متعدد و از جمله به لحاظ ساختار اجتماعي مبتني بر پدرسالاري و وجود اجبارهاي غيراقتصادي، از گذشته‏هاي دور در ساختار نظام اجتماعي روستا اهميت زيادي داشته است.


سنخ‏شناسي انواع فعاليتهاي گروهي
فعاليتهاي گروهي و دسته‏جمعي نه فقط براي حل مشكلات فردي و گروهي اعم از مشكلات واقع در حوزه‏هاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جوامع روستايي، از قبيل ساماندهي خدمات عمومي و عام‏المنفعه و پيشبرد فعاليتهاي اقتصادي و افزايش بهره‏وري توليد ضروري بود، بلكه اساساً عامل بنياني و شرط اوليه انسجام اجتماعي و ثبات و دوام جوامع روستايي نيز به شمار مي‏آمد. از همين رو، از گذشته‏هاي دور، كنش جمعي همكاري و ياريگري گروهي در مناطق روستايي كشور به اعتبار كاركردهاي آن به صورت يك ارزش و هنجار اجتماعي نهادي شده، حضور داشته است.انواع همكاري‏هاي اجتماعي ـ بر اساس آنچه در فرهنگ ياريگري در ايران گزارش شده ـ از لحاظ كيفيت، جهت و هدف كنش به چند گروه قابل تقسيم است. دگرياري: كنشي يك سويه (عمودي يا افقي) است كه بين افراد در زمينه‏هاي اخلاقي و انسان‏گرايانه جريان مي‏يابد. اين كنش در شكل‏دهي به نظام سنتي كار جمعي و گروهي در روستاها بيش از ديگر انواع كنشهاي هم‏سنخ مؤثر بوده است. همياري: جرياني دوسويه و افقي و در واقع نوعي نظام مبادله اجتماعي است كه مضموني چندگانه دارد و بيشتر به زمينه‏هاي مادي مربوط مي‏شود و سازوكار اصلي و پايه‏اي حمايتهاي سنتي و متقابل موجود در روستاها را شكل مي‏دهد و پايداري و نهادينه بودنش نيز عمدتاً از متقابل (دوسويه) بودن آن ناشي مي‏شود. در مناطق روستايي همياري معمولاً به ياوري‏هاي منظم موسمي و پيوسته مربوط مي‏شود كه اغلب مستقيماً به فعاليتهاي توليدي مربوط بوده و يا از آن نشأت مي‏گيرد. از حيث تعداد افراد درگير در كنش همياري قرار دارند در حاليكه در همياري‏هاي مركب تقسيم كرد. در همياريهاي ساده فقط دو نفر در دو سوي كنش همياري قرار دارند در حاليكه در همياريهاي مركب تعداد افراد درگير در كنش همياري بيشتر است. ترديدي نيست كه تعداد اعضاي گروه بر ميزان و شدت همياري و نيز پايداري كنش همياري تأثير مي‏گذارد و طبيعتاً در كنشهاي مركب هرچه تعداد افراد همياري كننده كمتر باشد عمق و شدت همياري بيشتر و احتمال پايداري آن بالاتر خواهد بود. ياوري كنشي است اغلب دوسوية عمودي يا افقي كه به صورت سازمان‏يافته و هم‏زمان، معمولاً در فعاليتهاي توليدي و خدماتي عام‏المنفعه انجام مي‏شود. فعاليتهاي سازمان‏يافتة گروهي و عام‏المنفعه‏اي كه به صورت تأمين نيروي كار براي مقاصد خدماتي عام‏المنفعه‏اي نظير جاده سازي، ساختمان سازي عمومي، تأمين آب آشاميدني و امثال آن در نقاط روستايي كشور و با حضور اكثريت ساكنان صورت مي‏گيرد از زمره فعاليتهاي قابل طبقه‏بندي در كنش ياوري است. اگرچه اين سازوكارها را نمي‏توان مستقيماً با آنچه امروزه از مفهوم كار گروهي در راستاي حمايت اجتماعي مستفاد مي‏شود يكي دانست، اما بايد تأكيد كرد كه ياوري بستري از كنشهاي گروهي متقابل تشريك مساعي را پديد مي‏آورد كه بسياري از فعاليتهاي سنتي كار گروهي در نظام زندگي روستا در آن بستر جريان دارد .تعاونيهاي سنتي: كنشهاي چندسويه و سازمان‏يافته‏اي از همكاريهاي دسته‏جمعي توليدي است كه در گذشته در اغلب روستاهاي كشور در زمينه فعاليتهاي زراعي و دامداري رواج داشته است. تعاونيهاي سنتي روستايي اگرچه مستقيماً سازوكار تأمين يا حمايت اجتماعي به شمار نمي‏آيد ولي به طور نامستقيم و از طريق ايجاد همكاريهاي توليدي و همبستگي ميان اقشار اقتصادي مختلف كاهش ستيزهاي اجتماعي ناشي از نابرابري ميان روستاييان را موجب مي‏شد و علاوه بر اين امكان بهره‏مندي اقشار اقتصادي فرودست از پاره‏اي امكانات توليدي قشرهاي فرادست را فراهم ساخته است . تعاونيهاي سنتي زراعي كه به نامهاي بنه، صحرا، حراثه، پيكال، سركار، پاگاو و دركار و غيره خوانده مي‏شوند تا قبل از اصلاحات ارضي در بيشتر مناطق كم باران ايران به ويژه در روستاهاي اربابي و خالصه وجود داشته است و كمترين نتيجه آن ايجاد يك نظام كار دسته جمعي مشترك و ايجاد برخي فرصتهاي شغلي (هرچند كوتاه مدت) براي روستاييان بي‏زمين بوده است. در بين ايلات و عشاير و خانوارهاي دامدار روستانشين نيز شكلهاي متنوعي از تعاونيهاي سنتي دامداري رواج داشته كه مضمون اصلي آن همكاري در فعاليتهاي چرا از طريق تشكيل گله‏هاي مشترك و مبادلة شير (شيرواره) به منظور امكان‏پذير ساختن تبدلات نسبي در بين خانوارهاي دامدار كوچك و متوسط بوده است. به طور كلي، كنشهاي اجتماعي پيوسته (همكاري) موجود در روستاها را ـ كه عناصر اصلي نظام سنتي كار گروهي و فعاليت جمعي روستاها محسوب مي‏شوند ـ مي‏توان بر حسب سطح و نوع همكاري و مددياري به سه دستة متفاوت تقسيم كرد:
الف ـ خودياري كه از باستاني‏ترين شكلهاي همكاري در جوامع بشري است. عضو يك كلان يا قبيله بودن همانگونه كه حقوقي را براي شخص ايجاد مي‏كرد، وظايفي را نيز به عهدة او مي‏گذاشت و بر مبناي اين وظايف افراد ناگزير بودند كه در طول سال بارها در اقدامات دسته جمعي مربوط به روستا مشاركت كنند كه از جمله آنها مي‏توان از لايروبي قنوات و نهرها، بستن سد بر روي رودخانه، تعمير و لايروبي استخرهاي كشاورزي، نوكني چاه و حفر منابع تازه آب، تعميرات و يا احداث ساختمانهاي عمومي مانند مسجد، حمام، پل و استخدام كارگزاران مختلف، چوپان بندي (استخدام چوپان) و نظاير آن نام برد.ب ـ همياري با حفظ ويژگي متقابل بودن كمك، گسترده‏ترين سازوكار مددياري در روستاها بوده است. روستاييان به ويژه در مورد كارهاي دشواري همچون بيل زدن، اسپار كردن باغ (بيل زني عميق باغات انگور)، نشاي برنج و در امور مربوط به توزيع آب و بذرافشاني و غيره كه افراد به نوبت به نيروي كار محتاج بوده و يا داراي فراغت بوده‏اند، با يكديگر كمك و همياري مي‏كردند .ج ـ و بالاخره دگرياري كه بيش از ديگر شكلهاي همكاري سنتي موجود در روستاها به گونه‏هاي امروزين كار گروهي نزديك است مربوط به مواردي بوده است كه جامعه روستايي براي كمك به يكي از اهالي كه به دلايلي موقتاً نيازمند به نيروي كار و يا ابزار كار و سرمايه و يا حتي كمك معاش مي‏شد، اقدام مي‏كرده است. كنش ياري در اين قبيل موارد عموماً يك طرفه بوده و انتظار كمك متقابل از ياري شونده وجود ندارد و كمك معمولاً به خاطر بستگي‏هاي گروهي، حفظ انسجام اجتماعي و دستگيري اجتماعي از يك نيازمند، نيكوكاري و يا عمل به دستورات مذهبي صورت مي‏گيرد. از جلوه‏هاي بارز اين نوع فعاليتها، صرفنظر از كمكهاي نقدي و جنسي متعارف، برخي مراسم اجتماعي نظير “رشكارشكي” يا “بُرابُري” (در برخي مناطق ايران) يا تلك‏كاري (در خراسان)، رسم “خوشه‏چيني” و “ديه‏نو” (در بين عشاير كرمان و بلوچستان) است .پاره‏اي اطلاعات تاريخي بازگوي آن است كه در گذشته كه دهقانان تأمين‏كننده اصلي نيرو براي جنگها بودند، هرگاه دهقاني براي جنگ و خدمات نظامي اعزام مي‏شد، جامعه روستايي (سازمان توليد) معيشت خانوار او را بر عهده مي‏گرفت و هرگاه اين دهقان در جنگ كشته مي‏شد، نيروي كار از طريق سازمان توليد روستا براي كشت اراضي زراعتي تحت اختيار وي سازماندهي مي‏شد كه مجاناً كار كشاورزي در اين اراضي را به عهده مي‏گرفت. همچنين، در گذشته و در چارچوب نظام ارباب ـ رعيتي فقراي ده كه اصطلاحاً “ناني” خوانده مي‏شدند، معمولاً از گندمي كه به عنوان سهم خدا (حدود دو درصد از سهم زارع) به ملا يا مولوي ده اختصاص مي‏يافت سهم مي‏بردند و ملا يا مولوي موظف بود كه بخشي از اين سهم را به خانوارهاي فقير روستا اختصاص دهد (عمادي، 1381). رسم “خوشه‏چيني” كه هنوز هم در بسياري از روستاهاي كشور به چشم مي‏خورد نيز از جمله جلوه‏هاي مهم و باارزش نظام سنتي همياري جمعي در روستاهاست: در جريان درو و برداشت محصول، بخشي از محصول در حين انتقال خوشه‏ها به خرمنگاه (يا خرمن‏جا) بر روي زمين مي‏ريخته است و صاحب زمين حق نداشت اين محصول را جمع كند بلكه حق جمع‏آوري اين محصول متعلق به افراد مستمندي بود كه به عنوان “خوشه‏چين” گاه از خارج روستا در (هنگام درو) به ره مي‏آمدند و اين خوشه‏ها را جمع‏آوري مي‏كردند. رسم “ديه‏نو” در بين عشاير نيز به اندازه خوشه‏چيني در ميان روستانشينان در شكل‏دهي به نظام همياري و همكاري گروهي سنتي اهميت داشته است. طبق اين رسم هرگاه يكي از دامداران عضو عشيره به دلايلي غير از فروش يكجاي دام، دامش را از دست مي‏داد، مابقي اعضاي عشيره بلافاصله “ديه‏نو” مي‏كردند يعني هر كدام از گلة خود به فراخور قدرتشان تعدادي دام براي نگهداري موقت به دامدار بي‏چيز شده مي‏دادند و او از نو فعاليت دامداري را با نگهداري اين دامهاي متعلق به ديگران آغاز مي‏كرد و شير و پشم و برة اين دامها به نگهدارنده تعلق مي‏گرفت و هرگاه بنيه اقتصادي او به حدي مي‏رسيد كه بازپرداخت وام جنسي (دام قرضي) امكان‏پذير مي‏شد، دامهاي اوليه را به تدريج به صاحبان اصلي آن مسترد مي‏كرد. بطورکلی ، وضعيت جغرافيايي، ساختار اقتصادي و اجتماعي جامعه ايران سبب پيدايش نهادهاي جمعي و سنتهايي شده است كه بر محورهاي همكاري جمعي و مشاركت مردم شكل گرفته بودند. اشكال مختلف همياري، خودياري و مانند اينها اگرچه خود از تجليات مشاركت سنتي‎اند و با توجه به تعريف ارائه شده در اين مورد مي‎توان آنها را از مصاديق اين نوع از مشاركت دانست، اما امروزه در جامعه ايران كمتر به چشم مي‎خورند. بنابراين اين سؤال پيش مي‎آيد كه چرا بايد به مطالعه گسترده اينگونه اشكال همكاري پرداخت؟ به دو دليل مي‎توان از طرح و بررسي گسترده اين اشكال همكاري دفاع نمود. اولاً به دليل گسترش شهرها و حاكم شدن روابط اجتماعي شهري، بسياري از مشاركتهاي سنتي كه ريشه روستايي و عشايري داشته‎اند، در جامعه از ميان رفته‎اند و امكان مشاهده مستقيم در مورد آنها وجود ندارد. از اينرو مطالعه اين اشكال همكاري امكان پيداكردن تصور روشني از اينگونه مشاركتهاي سنتي را براي ما فراهم مي‎آورد. ثانياً مطالعه اشكال سنتي همياري و همكاري در روستاها و عشاير كشور مي‎تواند به عنوان منبعي براي الهام گرفتن مورد بهره‎برداري قرار گيرد. به بيان ديگر نوع روابط و الگوي ارتباطات موجود در اين اشكال از همكاري ‎تواند به عنوان درسهايي براي آينده نظام روستا و طراحي الگوهاي متناسب توسعه جمعي و كار گروهي در كشور مورد استفاده قرار گيرد
[1] . تقاوي مساعده‌اي بود كه به صورت نقدي يا جنسي از سوي مالك به زارع داده مي‌شد تا زارع با استفاده از آن به انجام عمليات زراعي در اراضي مالك بپردازد.
[2] . باردار سهمي بود كه به موجب عقد مزارعه به زارع يا رعيت بابت درو كردن و برداشت محصول مي‌رسيد.
[3] . تسبيب مبلغي بود كه از سوي مالك براي انجام برخي امور عام‌المنفعه در روستاها حواله مي‌شد.
[4] . دسترنج مبلغي بود كه هر گاه ارباب مي‌خواست زارع يا دهقاني را از ده براند موظف به پرداخت آن مبلغ به وي به عنوان اجرت‌المثل كار او بود.
[5] . نان سفره مساعده‌اي بود كه مالك به زارع تازه وارد مي‌داد تا به كشت زمين بپردازد و نيز هر گاه ده جديدي احداث مي‌شد مالك موظف بود كه به زارعين براي شروع كار نان سفره بدهد.

هیچ نظری موجود نیست: