فرآيند برنامه ريزي آموزشي کارآفرينان
دکتر حسین شیرزاد
آموزش( Education)به مجموعه اي از فعاليتهاي پيوسته و مربوط به هم اطلاق مي شود كه با توجه به اهداف آموزشي داراي ارزش مطلوب با استفاده از دانش و تكنولوژي موجود به منظور تربيت نيروي انساني ماهر انجام مي پذيرد و نياز آموزشي (Educational Need) تغييرات مطلوبي است كه در کارآفرينان روستايي از نظر دانش، مهارت و يا رفتار بايد بوجود آيد تا فرد يا افراد مزبور بتوانند وظايف و مسئوليتهاي مربوط به شغل خود را در حد مطلوب، قابل قبول و با استاندارد هاي كاري انجام داده و درصورت امكان زمينههاي رشد وتعالي آنها در ابعاد مختلف فراهم شود. نياز آموزشي فاصله و تفاوت موجود ميان توانائيها، دانشها و گرايشهاي کارآفرينان روستايي در ابتداي آموزش با وضعيت مطلوب آن در انتهاي آموزش مي باشد كه از طريق فرايند آموزش به رفع اين فاصله و تفاوت اقدام مي شود . نياز آموزشي را مي توان به وضعيتي تشبيه كرد كه در آن بين « آنچه هست» و « آنچه بايد باشد » تفاوت وجود دارد اين تفاوت ممكن است ناشي از اختلاف سطح در دانش، مهارتها و نگرشهايي باشد كه کارآفرينان روستايي براي بهتر انجام دادن وظايف و كارهاي خود به آنها نياز دارند. از سويي نيازسنجي آموزشي (Educational needs - assessment) يا ارزيابي نيازهاي آموزشي، اقدامي است كه فاصله يا اختلاف بين « آنچه هست» و « آنچه بايد باشد را معلـوم مي كند و نشـان مي دهد كـه آموزش بر چـه چيزي بايد تاكيـد داشتـه باشـد بعبارتي نيازسنجي آموزشي به ارائه طرحي براي فعاليت آموزشي منتهي مي شود كه شامل پاسخهايي براي سؤالهايي نظير « کارآفرينان روستايي چه مطالبي را بايد بياموزند؟ ، «آموزش به چه روشهايي و چه وقت ارائه خواهد شد؟«، «چه نوع مطالب يا مواد آموزشي بايد در اختيار آنان قرار داده شود؟» مي باشد. نيازسنجي آموزشي فرايندي است كه به ما نشان مي دهد چه بايد آموخته شود . به معني كليه توانايي و مهارتهايي كه کارآفرينان روستايي بايد انجام دهد و يا اطلاعات و دانشهايي كه وي بايد بداند . برنامه ريزي آموزشهاي کارآفرينان براساس فرآيند خاصي توام با اخذ مشاوره از اساتيد و كارشناسان خبره و دخيل نمودن بخشهاي تخصصي و اجرايي انجام مي گيرد. بدين ترتيب كه پس از اعلام نياز از سوي دهستان و بخشهاي تخصصي درزمينه آموزشهاي مورد نياز جهت کارآفرينان موارد اعلام شده در كميته هاي كارشناسي خاصي آن موضوع تحت عنوان هسته هاي كارشناسي برنامه ريزي آموزشي – درسي توسط كارشناسان خبره بخشهاي تخصصي و كارشناسان ذيربط درگروه مورد بحث و بررسي كارشناسانه قرار گرفته و صحت نياز يا عدم نياز به برنامه ريزي آموزشي لازم در موضوع مورد نظر تعيين مي گردد و پس از تصويب موضوع و عنوان آموزشي, كار تدوين استانداردهاي آموزشي مربوطه در زمينه برنامه ريزي آموزشي درسي شامل ( اهداف آموزشي – محتواي آموزشي – محتواي عملي و نظري – فهرست مهارتها وتواناييهاي کارآفرينان ) ودر بخش تخصصي شامل (تعاريف – جدول مشخصات كلي دوره – فرصتهاي شغلي – ويژگي مخاطبين و مربيان دوره – سرفصلهاي درسي – عناوين و توانايي و مطالب نظري – عمليات كارگاهي و زمان نظري وعملي ومشخصات وسايل و تجهيزات) مي باشد درگروههاي كاري كارشناسي كه زيرمجموعه هسته هاي كارشناسي مربوطه هستند تدوين مي شود و جهت تاييد و اخذ به مجامع ذيربط ارسال و پس از كدگذاري جهت اجرا به دهستانها ارسال مي گردد. درآموزشهاي مهارتي کارآفرينان عنوان آموزشي مربوطه را فقط بالاترين مقام اجرايي بخش تخصصي تاييد مي نمايد وپس از اين مرحله , تهيه و تدوين استاندارد آموزشي مورد نظر با هسته هاي كارشناسي ذيربط بوده و قابليت اجرايي خواهدداشت. درفرآيند نيازسنجي و اخذ نيازهاي آموزشي , علاوه بربخشهاي تخصصي درحوزه ستادي ، هماهنگي با مديريت دهستان نيزانجام مي گيرد. پس از اخذ نيازهاي مذكور تشكيل كميته هاي تلفيق, عناوين آموزشي اعلام شده جهت بحث و بررسي به هسته هاي كارشناسي مربوطه ارائه مي گردد. پس از تدوين استانداردهاي آموزشي وارسال براي دهستان ها طي مرحله ديگري از فرآيند كار برنامه ريزي آموزشي , كارارزشيابي از برنامه هاي استانداردهاي آموزشي به منظور اطلاع از كم و كيف استانداردها و برنامه هاي آموزشي و با استفاده از روش و الگوي پرسشنامه اي ( فرمهاي نظرخواهي ) توسط مربي, مجري وكارآموز به صورت غير مستقيم ويا نظارت مستقيم به صورت تيمهاي نظارتي مي باشد با استفاده از پرسشنامه انجام مي گيرد و پس از جمع بندي نظرات و طرح درهسته هاي كارشناسي نسبت به اصلاح و بازنگري استانداردها و برنامه ها اقدام مي گردد. البته اجراي آموزشهاي فني و حرفه اي كوتاه مدت کارآفرينان در سطح كشور با چالش ها و موانعي مواجه مي باشد. اساسي ترين اين چالشها به شرح زير مي باشد:
1.نبود يك نظام متمركز سياستگذاري , برنامه ريزي و هدايت آموزش کارآفرينان
2.وجود بخش هاي موازي در اجراي آموزش ها
3.اعمال شيوه ها و الگوهاي سليقه اي در اجراي دوره ها
4.كمبود وسايل و تجهيزات آموزشي و كارگاهي متناسب با موضوع آموزشها
5.عدم وجود سيستم حمايتي لازم از مربيان و فراگيران آموزشها
6.نامتجانس بودن وضعيت فراگيران از جهات سني,جنسي,تحصيلي و شغلي و ....
7.عدم تطابق اعتبارات آموزشهاي حرفه اي با نيازهاي واقعي روستائيان
8.عدم مشاركت بخش خصوصي در ارايه آموزشهاي مرتبط با کارآفرينان
بيشك با توصيف و بررسي كه براي آموزشهاي مهارتي کارآفرينان تا به حال ارائه شد، محدوديتها، موانع و مشكلات اين نوع آموزشها متكي بر عوامل و عناصري است كه گاهاً خارج از دسترس فعاليتها، اقدامات و تصميمگيريهاي دستاندركاران اين نوع آموزشها است و رفع تنگناها و مشكلات پيش روي آموزشهاي فني و حرفه اي توليدكنندگان و کارآفرينان روستايي نيازمند هماهنگي هاي بسياري مي باشد. لذا شناسايي، بررسي و ايجاد زمينه اثربخشي و رشد و افزايش بهرهوري و زمينههاي مناسب برخورد با اين نوع راهكارها و پيشنهادات اصلاحي ميتواند در بهبود وضعيت اين نوع آموزشها كمك نمايد.
ج) بهره گيري از شيوه هاي نوين آموزش کارآفريني
1ـ آموزشهاي پودماني مهارتهاي کارآفريني روستايي
يكي از مشكلات آموزشهاي مهارتي ارايه شده به روستائيان عدم حضور مستمر آنان در تمام طول مدت دوره مي باشد كه اين مسئله به دلايل مختلف از جمله مشغله شغلي , عدم فرصت كافي جهت حضور در طول مدت دوره و ديگر مسائل روزمره فرصت مناسب جهت حضور فعال و متمركز در دوره هاي آموزشي مهارتي چندين روزه را به روستائيان نمي دهد. لذا براي رفع اين مشكلات ،ميتوان طرح آموزشهاي پودماني مهارتي کارآفرينان روستايي را در دست طراحي قرار داد. بر اساس اين طرح آموزشهاي مورد نياز کارآفرينان روستايي شناسايي شده و بر اساس اين نيازها اقدام به طراحي استانداردهاي آموزشي متناسب مي گردد. آموزشهاي پودماني در مقاطع زماني مختلف و منقطع متناسب با فرصت کارآفرينان روستايي ارايه گرديده و در نهايت منجر به مهارت مورد نظر مي گردد. آموزشهاي پودماني به منظور آموزش و يادگيري كليه آموزشها از جمله آموزشهاي علمي و كاربردي ابداع گرديده و به کارآفرينان روستايي اين امكان را مي دهد تا موضوعات آموزشي را كه بر اساس نيازسنجي صورت گرفته اند به شيوه هاي خودآموز و در مقاطع زماني مختلف(بر اساس فرصت دلخواه فراگيران) , دانش و مهارتهاي پيش بيني شده را فرا بگيرند.از سوي ديگر به كمك اين شيوه آموزشي مي توان گستره موضوعات کارآفريني روستايي را به پودمانهاي مهارتي متعدد اختصاص داده و براي رفع نيازهاي آموزشي در هر حيطه مهارتي پودمان مورد نظر را به مخاطبان آموزش داد. هر پودمان آموزشي يك بسته آموزشي مي باشد كه شامل طرح درس, جزوه آموزشي , رسانه آموزشي و نظام ارزشيابي آموزشي(خود-ارزشيابي) و ارزيابي مي باشد. اين پودمان براي هر ديسيپلين کارآفريني روستايي طراحي و تهيه مي شود و بر اساس نيازسنجي بعمل آمده در اختيار مخاطبان(گروه هدف) قرار داده خواهد شد. گروه هدف آموزشهاي پودماني, كليه کارآفرينان روستايي مي باشد كه بر اساس نيازسنجي هاي آموزشي , پودمانهاي منطبق با نيازهاي شناسايي شده براي گروه هدف آموزش داده خواهد شد.
شيوه اجرا
با طراحي استاندارد آموزشي مهارتي( اعمال واقعي که کارآفرينان با شرايط يادگيري واقعي و تعامل با شغل و در زمينه کار انجام مي دهند) که طي فرآيند خاصي در هسته هاي کارشناسي برنامه ريزي آموزشي - درسي تدوين شده است مبناي فعاليتهاي آموزشي خواهد بود. پودمانهاي تهيه شده كه بر محور خودآموزي و با استفاده از اصول برنامه ريزي آموزشي و درسي و نيز تكنولوژي آموزشي و ارتباطات بر پايه رفع نيازهاي آموزشي طراحي و توليد گرديده اند در اختيار گروه هدف کارآفرينان روستايي قرار مي گيرد.پس از استفاده, كلاسهاي تكميلي و تقويتي يكي دو روزه تشكيل و سپس ارزشيابي به عمل خواهد آمد.
2ـ آموزشهاي سيار
کارآفرينان روستايي به عنوان مخاطبان آموزشهاي کارآفريني روستايي به شمار مي روند. پوشش آموزشي اين خيل عظيم نيروي انساني بخش روستايي مستلزم صرف هزينه هاي زياد و زمان طولاني مي باشد. در حال حاضر در بسياري از مناطق كشور دسترسي مخاطبان براي استفاده از فرصتهاي آموزشي محدود است كه بايد اين امر با استفاده از روشهاي آموزشي ديگر حاصل شود. يكي از اين شيوه ها , برگزاري آموزشهاي سيار است. آموزشهاي سيار آموزشهايي مي باشد كه وابسته به كلاس و مركز آموزشي ثابت نبوده بلكه آموزش در موقعيتي برگزار خواهد شد. كه کارآفرينان روستايي در آن قرار گرفته اند. در اين صورت ديگر نيازي به صرف زمان و هزينه و معطل نمودن زندگي براي آموزش و يادگيري ندارند. اين امر مي تواند به توسعه و گسترش آموزشهاي مهارتي کارآفرينان روستايي كمك شاياني نمايد. اين آموزشها با استفاده از ظرفيت ها و امكانات ساير سازمان هاي دولتي و بخش خصوصي اجرا مي شود.
شيوه اجرا
در آموزشهاي سيار , عوامل آموزشي(كادرآموزشي) بر اساس برنامه ريزي انجام شده و پس از طي فرايند اطلاع رساني به مخاطبان, در فرصت , زمان و مكان تفاهم شده , آموزش و يادگيري را به اجرا در مي آورند و در همان محل نيز تداوم يادگيري و ارزشيابي آموزشي را تا رسيدن به اهداف برنامه آموزش ادامه خواهند داد.
3ـ آموزش نيمه حضوري
اين امر پذيرفتني است كه همه گروه هاي هدف از يك سو داراي فرصت كافي جهت حضور مستمر در كلاسهاي آموزشي نبوده و از سوي ديگر توانمندي كافي براي استفاده از بسته هاي آموزشي خود آموز را ندارند. براي تحت پوشش قرار دادن اين گروه از مخاطبين ميتوان آموزشهاي فني و حرفه اي را با استفاده از شيوه هاي آموزشي بينابين اجرا نمايد. بررسي ها و تجارب گذشته نشان مي دهد آموزشهاي نيمه حضوري يكي از شيوه ها و الگوهاي موثر در امر آموزش خواهد بود. در آموزشهاي نيمه حضوري , کارآفرينان روستايي از بسته هاي آموزشي كه در اختيار آنها قرار داده مي شود استفاده نموده و براي ترميم و تكميل يادگيري در كلاسهاي كوتاه مدت يك تا دو روزه شركت مي كنند. بنابراين , ضمن اينكه مخاطبان از ابعاد آموزشي فعال مي باشند و توانمندي هاي خود را براي يادگيري به كار مي گيرند, در كلاسهاي حضوري يادگيري خود را كامل مي كنند.
شيوه اجرا
در اين شيوه , کارآفرينان روستايي بر اساس برنامه ريزي هاي آموزشي انجام يافته, در معرض اطلاعات آموزشي و مواد درسي مربوطه قرار مي گيرند. پس از طي فرآيند يادگيري از طريق خود-يادگيري در كلاسهاي حضوري تكميلي حاضر شده و فرآيند آموزشي و يادگيري را به پايان خواهند رساند.
از آنجايي كه آموزش امري سيستمي بوده و كليه فرآيندهاي آن ( نيازسنجي, برنامه ريزي, اجرا) به عنوان يك سيستم واحد كارآمد و موثر خواهد بود. لذا گسستگي سازماني و ساختاري لطمه هاي جبران ناپذيري به امر آموزش وارد خواهد ساخت. بنابراين به عنوان پيشنهاد به دليل وجود ارتباط ماهيتي آموزش کارآفرينان روستايي, لازم به نظر مي رسد كه تمام فعاليت هاي مربوط به آموزشهاي مهارتي كوتاه مدت كشاورزي در يک مجموعه پکيج خاص متمركز گردد.
حمايتهاي قبل و بعد از آموزش کارآفرينان روستايي
آنچه از قريب صدها تحقيق و بررسي اثر بخشي اين نوع دورهها در روستاها برميآيد، آموزشهاي فني و حرفهاي كوتاهمدت ارائه شده به کارآفرينان روستايي توانسته است به نحو مطلوب اهداف آموزشي خود را از جمله توسعه شغلي، تثبيت شغل، ايجاد شغل، ارتقاء سطح مؤلفههاي رفتاري حرفهاي کارآفرينان (ارتقاء دانش، بينش و مهارت) و همچنين در سازگاري شغلي، رفاه اجتماعي، كارائي اجتماعي و بهبود وضعيت زندگي و معيشت ايشان تغيير ايجاد نمايد اما به رغم محقق شدن اين نتايج، آموزش به تنهايي كافي نبوده و لازم است به همراه آن حمايتهاي قبل و بعد از آموزش نيز در قالب ارائه نهادهها و دسترسي آسان به آنها، اعطاي تسهيلات و تهيه سرمايه مكفي، دسترسي به بازاررساني، دريافت يارانهها و ... ارائه گردد. تا در اين صورت به بهترين حالت ممكن اين گونه آموزشها بتواند در بهبود و تثبيت و توسعه وضعيت کارآفرينان تأثيرگذار باشد.
تجديد نظر در طراحي و اجراي دوره ها
از آنجا كه درصد قابل توجهي از مخاطبان و کارآفرينان اين نوع آموزشها را کارآفرينان روستايي با سن تقويمي بالا و عمدتاً بيسواد و كمسواد و شاغل در بخشهاي حرف روستايي تشكيل ميدهند، لذا ضرورت رعايت دقيق اصول آموزش بزرگسالان از جمله انعطاف در زمان، مكان، سن، همزماني مسئوليت شغلي و آموزش و ... در طراحي و اجراي دورههاي آموزشي ضروري به نظر ميرسد.
تاكيد بر آموزشهاي علمي و كاربردي تر
با توجه به اينكه در استانداردهاي آموزشي نيز برگزاري دورهها به صورت 70% عملي و 30% نظري تأكيد شده است لذا جهت برگزاري عمليتر و مهارتي اين دورهها به كارگيري ابزار، وسايل و رسانههاي آموزش و نيز روشهاي عملي آموزشها كه عمدتاً مستلزم به كارگيري اين ابزار و رسانهها ميباشد، فرصت برنامهريزي و انديشيدن تمهيدات لازم در اين خصوص ضروري به نظر مي رسد.
ارتباط با مراكز دانشگاهي
برنامهريزي و ايجاد ارتباط دوسويه، منطقي بين مراكز و مجامع علمي و دانشگاهي با كارگزاران، مجريان و برنامهريزان اجرايي اين نوع آموزش براي بهرهگيري از انديشههاي شناور و عقلايي.
مكانيسم و مراحل نيازسنجي , برنامه ريزي و اجراي آموزشها
نيازسنجي يكي از اساسي ترين و ضروري ترين بخش تدوين استاندارد هاي آموزشي , برنامه ريزي و اجراي دوره هاي مهارتي کارآفرينان روستايي مي باشد. نيازسنجي دوره هاي آموزشي بر اساس مراحل زير انجام مي گيرد.
ـ نياز سنجي در سطح مركز
در اين شيوه نيازسنجي ارتباط كارشناسي با بخش هاي تخصصي برقرار گرديده و متناسب با طرح ها, سياستها و برنامه هاي كوتاه مدت , ميان مدت و بلند مدت آنان , نيازهاي آموزشي شناسايي گرديده و نسبت به طراحي و تدوين استاندارد و برنامه ريزي آموزشي کارآفرينان روستايي مربوطه اقدام مي گردد.
ـ نياز سنجي در سطح استان ها
علاوه بر بخش هاي تخصصي , در سطح استان ها و شهرستان ها نيز جلسات كارشناسي مشترك با بخش هاي اجرايي تشكيل و نسبت به شناسايي نياز هاي آموزشي کارآفرينان روستايي اقدام مي گردد. نتايج نيازسنجي استاني به بنياد برکت ارسال گرديده و متناسب با نوع نياز اعلام شده نسبت به تهيه استاندارد و برنامه ريزي آموزشي کارآفرينان روستايي اقدام ميگردد.
ـ نياز سنجي مستقيم از طريق کارآفرينان روستايي
نظر به ساماندهي مراكز پايلوت در سطح دهستانها و آشنايي اين مراكز به نيازهاي واقعي کارآفرينان روستايي, برنامه ريزي و نيازسنجي آموزشي از سطح صف مورد تاكيد قرار مي گيرد. بنابر اين عمليات نيازسنجي آموزشي از طريق اين مراكزانجام خواهد شد و همچنين اجراي دوره هاي آموزشي نيز بنا به اعلام نياز مراكز از اين طريق پيگيري و اجرا خواهند گرديد.
تهيه رسانههاي نوشتاري ترويجي
رسانههاي نوشتاري ترويجي را با توجه به تنوع آن ميتوان به بخشهاي زير تقسيم نمود :
1ـ نشريات ترويجي
2ـ نشريات فني
3ـ بروشور ترويجي
4ـ پوستر ترويجي
5ـ هندبوك
6ـ چارتهاي آموزشي
7ـ اطلاعيههاي ترويجي
8ـ فلاكسي فيس ـ لمينت ـ استند و .... آموزشي و ترويجي
روند تهيه پوسترهاي ترويجي، چارتهاي آموزشي ـ اطلاعيههاي ترويجي و ....
1ـ مرحله اول ـ نيازسنجي
2ـ مرحله دوم ـ تهيه مطالب فني
3ـ مرحله سوم ـ آمادهسازي و طراحي از ديدگاه تكنولوژي آموزشي
4ـ مرحله چهارم ـ تأييد نهايي كار
5ـ مرحله پنجم ـ چاپ
6ـ مرحله ششم ـ توزيع
استانداردهاي سخت افزاري و نرم افزاري واحد اطلاع رساني
* فضا ( براي مراكز بزرگ 50 متر مربع و مراكز متوسط و كوچك 35 مترمربع)
*امكانات آموزشي ، كمك آموزشي و فني (ابعاد نرم افزاري و سخت افزاري )
ـ كامپيوتر و كليه لوازم جانبي
ـ ويدئو پروژكشن
ـ تلويزيون رنگي
ـ دوربين عكاسي
ـ پروژكتور اورهد
ـ پروژكتور اپك
ـ پروژكتور اسلايد
ـ ضبط خبرنگاري
ـ راديو و پخش
ـ پرده نمايشي
ـ قفسه كتاب
ـ كتاب تخصصي
ـ مجلات و نشريات تخصصي
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر