سه‌شنبه، اسفند ۲۱، ۱۳۸۶

سیستم آمایش و توزیع هدفمند مهندسین ناظر درسطح ملی
دکترحسین شیرزاد، دکترای ترویج و توسعه کشاورزی

سیستم توزیع هدفمند مهندسین ناظر درسطح ملی ، با توجه به این منطق طراحی شده است که نیازهای فنی- تکنیکی، ترویج و آموزشی مناطق مختلف کشور با توجه به تعداد بهره برداران، سطح زیر کشت انواع محصولات کشاورزی( اعم از زراعی ، باغی ، دام و طیورو....)، میزان تولید، نوع محصول تولیدی ( تجاری، غیر تجاری – نقدی ، غیر نقدی- صنعتی) ،و... متفاوت میباشد. از این جهت الزامی است تا اولا پتانسیل ها، ظرفیت ها و مزیت های تولیدی هر یک از مناطق کشاورزی کشور مشخص و شناسایی گردد و سپس در گام بعدی تعیین شود که هریک از مناطق کشور تا چه حدودی از ظرفیتهای تولیدی خود قرار دارند.به طور قطع اگر این شناسایی اولیه بصورت طبقه بندی شهرستانهای کشور صورت پذیرد . به سادگی در می یابیم که چه شهرستانهایی در بالاترین ظرفیتهای تولیدی خویش در زمینه محصولاتی خاص قرار دارند، چه شهرستان هایی با حداقل 50% ظرفیت های تولیدی خویش قرار گرفته اند و چه شهرستانهایی اصولا مزیتی در ارتباط با تولید محصولی خاص ندارند.مثلااز حدود 325 شهرستان کشور تنها 19 شهرستان کشور در زمینه تولید مرکبات بالاترین ظرفیت ها را داشته(72% مرکبات تولیدی کشور را در اختیار دارند) ، و 21 شهرستان با . 5% ظرفیت تولیدی خود بکار تولید مرکبات مشارکت دارند و بقیه شهرستانهای کشور نیز در این زمینه اصولا مزیتی نداشته و با محدودیت های اکولوژیکی روبرو میباشند. فرضیه علمی آن است، که حال اگر سیستم مهندسین ناظر را در 21 شهرستان کشور بطور کامل بکار بگیریم و در 19 شهرستان ( گروه اول ) نیز شبکه مراقبت از افزایش تولید پی ریزی شود .قادر خواهیم بود با برنامه ریزی آموزشی ، ترویجی و فنی و تکنیکی ظرفیت تولید را سالیانه 10% افزایش دهیم به موفقیت های چشمگیری نایل خواهیم شد. و دیگر لازم نیست منابع و نیروی انسانی و خدمات آموزشی و ترویجی را در سطح 325 شهرستان توزیع نماییم ، بلکه این بار با برنامه ریزی هدفمند و آمایش منطقی مهندسین ناظر میتوانیم مناسب ترین پهنه ها را برای رسیدن به افزایش تولید در حداقل زمان ممکنه در اختیار مهندسین ناظر قرار دهیم ، و همچنین در ارزیابی های دوره ای از فعالیت ها نیز دچار خطا و اشکالات کمتری گردیم. مثال فوق میتواند در مورد کلیه محصولات زراعی و باغی، دامی و... در سطح کشور مصداق داشته باشد.1 . مراحل عملیاتی انجام كار: براي انجام طبقه‌بندي منطقی جهت توزیع هدفمند مهندسین ناظر در سطح کشور، با توجه به اطلاعات زيادي كه در خصوص وضعیت کشاورزی شهرستان‌هاي كشور وجود دارد كار انجام طبقه‌بندي مي‌بايست از يك مراحل خاص پيروي نمايد، هر يك از اين مراحل مي‌بايست ضمن رعايت دقيق اصول علمي در بحث تاكسونومي در جهت بالا بردن اطمينان نتايج و اعتبار آنها نيز موثر واقع گردد اين مراحل عموماً شامل تركيب ستون‌هاي مشابه داده‌ها بود كه ذيلاً به آنها اشاره مي‌گردد:1 . 1 . دسته‌بندي كلي متغيرها : در اين مرحله با توجه به ماهيت متفاوت متغيرهاي در دسترس از وضعیت اقتصاد کشاورزی ، شهرستان‌هاي كشور در خصوص تاكسونومي آنها، متغيرهاي مورد بررسي در یک دسته كشاورزي )گروه غلات استراتژیک) قرار گرفتند؛ بدين معني كه تمام متغيرهاي مربوط به زراعت گندم ، جو ،کلزا ، برنج ، ذرت و.... ميزان توليد هر محصول در زير بخش محصولات استرا تژیک قرار داده شد. 1 . 2 . تركيب متغيرها:الف . توليدات زراعي : در اين قسمت در فاز اول محصولات گندم، جو، ذرت دانه‌اي، لوبيا، نخود، عدس، باقلا و ماش در سه زمينه تعداد بهره‌بردار، مساحت زمين و ميزان توليد محصول تركيب شده و سه متغير مركب تعداد بهره‌بردار محصولات زراعي، مساحت زمين زراعي و ميزان توليد محصولات زراعي را بوجود آوردند .ب . توليدات تجاري : در اين بخش نيز، چهار محصول عمده كه بيشتر جنبه توليد براي بازار يا تجاري را دارند در همان سه زمينه تعداد بهره‌بردار، مساحت و ميزان توليد با يكديگر تركيب گرديدند، اين محصولات عبارتند از برنج، چغندرقند، پنبه و زعفران . بدين ترتيب سه متغير جديد و مركب تعداد بهره‌بردار محصولات تجاري، مساحت زمين زير كشت محصولات تجاري و ميزان توليد محصولات تجاري را بوجود آوردند . ج . محصولات روغني : اين قسمت از تركيب چهار متغير بسيط كلزا و آفتابگردان، گلرنگ، کنجد در سه بخش تعداد بهره‌بردار، مساحت زير كشت و ميزان توليد به‌دست آمد و در كل بازهم سه متغير مركب جديد تعداد بهره‌بردار محصولات روغني، مساحت زمين زير كشت محصولات روغني و ميزان توليد دانه‌هاي روغني را بوجود آوردند .د . محصولات جاليزي : در قسمت محصولات جاليزي نيز از چهار محصول عمده اين بخش يعني هندوانه و خربزه، خیار و گوجه استفاده شده است . بدين ترتيب در اين بخش نيز سه متغير مركب تعداد بهره‌بردار محصولات جاليزي ، مساحت زير كشت محصولات جاليزي و ميزان توليد محصولات جاليزي، جاي متغيرهاي بسيط قبلي را گرفت .ه . محصولات علوفه‌اي : در اين زير بخش به دليل نبود اطلاعات در خصوص محصولات علوفه‌اي تنها از سه محصول شبدر، یونجه و جو استفاده گرديد، به اين ترتيب مثلا تعداد بهره‌برداران محصول شبدر، مساحت زير كشت شبدر و ميزان توليد شبدر به عنوان تخميني از متغير محصولات علوفه‌اي انتخاب گرديد .و . دام : اين قسمت شامل متغيرهاي مربوط به دام سبك و دام سنگين مي‌باشد. به ترتيبي كه تعداد دامداران دام سبك و سنگين با يكديگر دامداران كل را تشكيل دادند و با تركيب دام‌هاي سبك و سنگين نيز تعداد كل دام سبك و سنگين را تشكيل دادند .ز . طيور : متغيرهاي مربوط به اين بخش شامل تعداد طيورداران و تعداد طيور ( مرغ، اردك و ... ) مي‌باشد كه پس از تركيب دو متغير كلي مربوطه را تشكيل دادند .ح . توليد عسل به شيوه سنتي : در اين قسمت سه متغير بسيط مربوط به توليد عسل به شيوه سنتي شامل تعداد توليدكنندگان عسل به شيوه سنتي، تعدا كندوهاي سنتي و ميزان توليد عسل به شيوه سنتي قرار دارند . ط . توليد عسل با كندوهاي جديد : در اين قسمت سه متغير بسيط مربوط به توليد عسل با كندوهاي جديد شامل تعداد توليدكنندگان عسل به شيوه جديد، تعدا كندوهاي جديد و ميزان توليد عسل به شيوه جديد قرار دارند .ي . باغ و قلمستان : در اين بخش نيز متغير های بسيط تعداد بهره‌برداران باغ و قلمستان و مساحت اراضي باغ و قلمستان میزان تولیدات باغی و... قرار دارند .1 . 3 . تعيين وزن متغيرهاي جديد : با عنايت به اصول مربوط به استفاده از متغيرهاي فاصله‌اي در علم تاكسونومي، ابتدا مي‌بايست با دادن وزن‌هاي متفاوت شرايط يكساني را براي تمام متغير‌ها ايجاد نمود . در زير بخش كشاورزي نيازي به اين امر وجود نداشت ، ولي براي زير بخش صنايع كارگاهي به دليل اينكه اهميت كارگاه‌هاي با تعداد كاركن بيشتر ، بالاتر از كارگاه‌هاي با تعداد كاركن پايين‌تر مي‌باشد، سعي شد در اين مرحله با يك فرض قابل قبول وزن‌هاي متناسبي براي هر دسته از متغيرهاي كارگاهي اختصاص يابد . 1 . 4 . تحليل عاملي[1] : با توجه به تعداد بالاي متغيرها در زير بخش كشاورزي و مشكلات مربوط به تعداد بالاي متغيرها، سعي شد با انجام تحليل عاملي به عوامل بنيادي ميان متغيرهاي ياد شده دست يابيم تا زمينه براي عمليات تحليل خوشه‌اي[2] مهيا گردد . 1 . 5 . تحليل خوشه‌اي : در پايان مراحل ياد شده از تحليل عاملي با شرايط مربوط به هر بخش استفاده گرديد و خوشه‌هاي مربوط به شهرستان‌ها به‌صورت نمو‌دارهاي مربوط ( دندوگرام[3] ) طراحي گرديد . تا آمایش مهندسین ناظر با توجه به تعداد بهره برداران، سطح زیر کشت هر محصول، میزان تولید هر محصول، مزیت منطقه ای هر محصول ، درجه ظرفیت تولیدی هر محصول در هر منطقه و...شناسایی گردد.
[1] Factor analyses
[2] Cluster analyses
[3] dendrogram

هیچ نظری موجود نیست: