جمعه، اردیبهشت ۲۲، ۱۳۸۵

پايگاه و نقش ها در تجزيه و تحليل جنسيتي


نقش زن و مرد در جوامع مختلف متفاوت است و اين تفاوت تعيين كننده پايگاه زن و مرد در جامعه مي‌شود. سه تفاوت عمده بين نقش زن و مرد در اكثر جوامع وجود دارد.الف) زن به عنوان مادر، زاينده و سازنده بودن، قدرت باروري و توليد مثل، مسئول كارهاي خانگي. در اين نقش زن نه تنها قدرت تكثير طبيعي و اجتماعي را دارد، بلكه مسئول حفاظت از نيروي كار خانواده شوهر و فرزندانش و يا خانواده گسترده نيز مي‌باشد همچنين نگهداري از نسل آينده كه به نيروي كار تبديل مي‌شود به عهده اوست. با اينكه هيچ دليل واقعي وجود ندارد كه به موجب آن زنان بعد از باروري و توليد فرزندانشان بايد مسئول نگهداري آنها باشند ولي در عمل در اكثر نقاط دنيا مسئوليت تربيت كردن و وارد اجتماع كردن فرزندان كه باعث انتقال سنتها از يك نسل به نسل ديگر و تداوم رسوم اجتماعي مي‌شود، که به عهده زنان است.ب) نقش زن به عنوان توليد كننده عليرغم اين باور جهاني كه مردان نان‌آور خانواده هستند در عمل اين باور صحيح نيست. با اينكه زنان در سراسر جهان سوم بخصوص بين گروههاي كم‌درآمد نقش توليدي مهمي را بازي مي‌كنند، اين نقش به رسميت شناخته نشده و رابطه بين زنان و مردان متعادل و برابر نيست. زنان غالباً در پايگاه اجتماعي پايين‌تر از مردان قرار مي‌گيرند و تصور جامعه از انان اين است كه كاري انجام نمي‌دهند.اين طرز تلقي رايج است كه زنان بخاطر قدرت باروريشان به طبيعت نزديكترند و در بسياري از فرهنگها نزديك بودن به طبيعت جاي پايين‌تر را به افراد مي‌دهد. تعاريف زيادي از پايگاه زنان شده است كه از آن جمله، نسبت پايگاه زن و مرد به يكديگر در هر جامعه نشان دهنده فرهنگ آن جامعه است كه چقدر براي هر يك از دو جنس اهميت قائل است.بعضي از محققين پايگاه را مسئله قدرت و حكومت زن و مرد نسبت به يكديگر مي‌دانند، و بالاخره گروهي معتقدند كه پايگاه مسئله‌اي حقوقي است كه حدود اختيارات زن و مرد را به يكديگر را مشخص مي‌كند.در واقع پايگاه زن تنها به يك عامل بستگي ندارد بلكه در ارتباط با عوامل ديگر سنجيده مي‌شود مثلاً عواملي از قبيل غني بودن/ فقير بودن، با سوادي/ بي سوادي و غيره از جمله عوامل تعيين كننده اين پايگاه هستند.ج) تفاوت سوم نقشي است كه زنان و مردان به عنوان اعضاي جامعه خودشان دارند.در جهان سوم بطور كلي زنان به امور و مسائل روزمره جامعه مي‌پردازند و مردان در امور سياسي و مربوط به تصميم‌گيري دخالت دارند. مثلاً در بيشتر موراد مواظبت از اداره منابع كمياب مانند مسائل مربوط به سوخت، اب، بهداشت اوليه و ساير وسايلي كه مورد استفاده جامعه است زنان دخالت دارند كه بابت اين كارها دستمزدي دريافت نمي‌كنند و غالباً تصور بر اين است كه زنان اين كارها را در موقع بيكاريشان انجام مي‌دهند. مردان در مقابل در سطح جامعه خودشان (روستا، شهر كوچك و غيره) به تنظيم امور سياسي مي‌پردازند و براي انجام اين كار در اكثر موارد به طور مستقيم يا غير مستقيم مزد دريافت مي‌كنند.زنان در كارهاي مربوط به جامعه‌شان اتحاديه‌ و جنبشهايي تشكيل مي‌دهند كه در مواقع قحطي و مشكلات به يكديگر كمك مي‌كنند و به عنوان مثال جنبش چيپكو در هند باعث نجات جنگلها توسط زنان شد. بدين ترتيب زنان در هند براي جلوگيري از بين بردن جنگلها توسط دولت هر يك درختي را در آغوش خود قرار دادند و بدين وسيله جنگل را نجات دادند

هیچ نظری موجود نیست: