شنبه، اردیبهشت ۲۳، ۱۳۸۵

برنامه اقدام ملی بیابان زدایی در ایران
بررسی رئوس و مفاهیم


كشور جمهوري اسلامي ايران با 88/162 ميليون هكتار مساحت و بالغ بر 65 ميليون نفر جمعيت ضمن برخورداري از تنوع جغرافيايي و اقليمي ، برروي كمربند خشك جهان واقع و متأثر از شرايط خاص سينوپتيكي و بويژه با سطوح نسبتاً وسيع عرصه هاي بياباني با اقاليم خشك و فراخشك بالاخص در فلات مركزي ، مناطق شرق وجنوب مي باشد . عوامل طبيعي بويژه عوامل اقليمي همچون ميزان و پراكنش نامناسب زماني و مكاني نزولات آسماني ، تبخير و تعرق زياد ، طول دوره نسبتاً كوتاه برگشت خشكسالي و استمرار آن ، طوفانهاي موسمي و نيز خاك حساس به فرسايش ، فقر پوشش گياهي و عوامل انساني بويژه عدم تعادل دام موجود و ظرفيت مراتع ، بوته كني ، تبديل و تغيير غيراصولي كاربري اراضي ، تخريب ناشي از برداشت معادن سطحي ، آيش بلندمدت اراضي حساس به فرسايش بادي ، شيوه هاي نامناسب آبياري و برداشت بي رويه و در نتيجه افت سطح سفره آب زيرزميني و… از عوامل اصلي پديده بيابانزايي به مفهوم تخريب سرزمين ، تخريب و زوال اكوسيستم هاي طبيعي يا كاهش توان توليد بيولوژيك اراضي در مناطق خشك ، نيمه خشك و خشك نيمه مرطوب كشور محسوب مي گردند . بيابانزايي بعنوان مقوله اي با ماهيت فرابخشي پيامدهاي بسيار گسترده ، پيچيده و وسيعي دارد كه فرسايش بادي و هجوم ماسه هاي روان به مراكز مسكوني ، زيربنايي و اقتصادي ، افت كمي و كيفي آبهاي زيرزميني ، كاهش حاصلخيزي خاك،افزايش سيل خيزي ، آلودگيهاي زيست محيطي ، فقر ، مهاجرت و… از مهمترين پيامدهاي اين پديده شوم ولي دست ساز بشر محسوب مي گردد . در ايران در طول چهار دهه گذشته فعاليتها و اقدامات وسيع و گسترده اي در زمينه بيابانزدائي بويژه كنترل فرسايش بادي و حركت ماسه هاي روان بعنوان يكي از مهمترين مصاديق بيابانزايي انجام گرفته است ليكن علي رغم همه اقدامات انجام شده بويژه بعلت تشديد اثر عوامل انساني موثر در بيابانزايي هنوز سطح وسيعي از مساحت كشور تحت تأثير پديده بيابانزايي بويژه فرسايش آبي و بادي و ساير مظاهر تخريب فيزيكوشيميايي است . شناخت ، كنترل و مديريت پديده بيابانزايي بطور اعم و كنترل فرسايش بادي در مناطق بياباني كشور ( مناطق با اقاليم خشك و نيمه خشك ) بطور اخص جزء وظايفي است كه در قالب وظايف دفتر تثبيت شن و بيابانزدائي توسط سازمان جنگلها ، مراتع و آبخيزداري كشور سياست گزاري ، برنامه ريزي و مديريت مي گردد . تدوين برنامه ملي مديريت مناطق بياباني كشور به عنوان برنامه واحد با نگاهي جامع نگر به كل مناطق بياباني كشور با تكيه بر بررسي و ارزيابي تجارب مديريتي و اجرايي چهار دهه گذشته ، آخرين دستاوردهاي مطالعاتي و تحقيقاتي ، شناخت ويژگيهاي اكولوژيكي ، اقتصادي ، اجتماعي ، قابليتها ، محدوديتها و عوامل موثر و متأثر از پديده بيابانزايي و فرسايش بادي در مناطق بياباني كشور و بر مبناي سياستهاي كلي منابع طبيعي كشور ( ابلاغي مقام معظم رهبري ) ، سند نهايي چشم انداز 20 ساله جمهوري اسلامي ايران ، سياست ها و اهداف برنامه چهارم توسعه و برنامه اقدام ملي مقابله با بيابانزايي و كاهش اثرات خشكسالي تدوين گرديده است . برنامه ملي مديريت مناطق بياباني ، برنامه اي است بلند مدت ، جامع ، درون بخشي و فرابخشي همراه با طرحهاي مديريتي ، اجرايي و نظارتي و اقدامات حفاظتي ، احيايي ، اصلاحي ، حمايتي ، هدايتي ، كنترلي و هشدار دهنده كه با دو خط مشي مديريتي و اجرايي‌، مديريت بحران جهت كنترل كانونهاي بحراني فرسايش بادي و مديريت ريسك جهت شناخت ، كنترل و مديريت پديده بيابانزايي به اجرا در مي آيد . اين برنامه از حيث اجرا در حيطه وظايف سازمان جنگلها ، مراتع و آبخيزداري كشور ، از حيث برنامه ريزي در حيطه وظايف وزارت جهاد كشاورزي و از حيث سياستگزاري با نگاه فرابخشي و در تعامل با برنامه‌هاي بين المللي و ملي مرتبط قرار دارد . برنامه حاضر در واقع مانيفست مديريتي – اجرايي دراز مدت سازمان جنگلها ، مراتع و آبخيزداري كشور به منظور اعمال مديريت پايدار بر مناطق بياباني كشور محسوب كه طي 20 سال به اجرا در مي آيد . در تدوين اين برنامه سازمان كاري متشكل از سه كميته راهبري ، علمي و اجرايي طي مرداد 83 لغايت خرداد 84 و با وظايفي به شرح زير مشاركت داشته اند : الف) كميته راهبري : اين كميته مركب از معاون وزير و رئيس سازمان جنگلها ، مراتع و آبخيزداري كشور بعنوان رئيس كميته ، معاون امور مراتع و خاك بعنوان دبير كميته ، رئيس شورايعالي جنگل، مرتع و خاك ، مديركل دفتر تثبيت شن و بيابانزدائي ، مديركل دفتر طرح و برنامه و آمار و دبير كميته علمي تدوين برنامه بعنوان ساير اعضاء بوده و وظايف زير را بعهده داشته اند : بررسي و تاييد پروپوزال تدوين برنامه ، تعيين محدوده مكاني و دوره زماني تهيه برنامه ، بررسي و تصويب سياست ها ، اهداف و خط مشي ها و بررسي و تصويب نهايي برنامه. ب) كميته علمي : اين كميته مركب از مديركل دفتر تثبيت شن و بيابانزدائي بعنوان رئيس كميته، يكي از كارشناسان خبره دفتر تثبيت شن و بيابانزدائي بعنوان دبير كميته ، معاونين و رئيس گروه نظارت و ارزشيابي دفتر ، يكي از محققين برجسته موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور ، يكي از اساتيد برجسته دانشكده منابع طبيعي دانشگاه تهران ، رئيس پژوهشكده مناطق خشك و بياباني دانشگاه يزد ، سه نفر از كارشناسان خبره بازنشسته دفتر تثبيت شن و بيابانزدائي بعنوان ساير اعضاء اين كميته عهده دار وظايف زير بوده است : تهيه پروپوزال تدوين برنامه ، تعريف سياست ها ، خط مشي ها ، اهداف ، طرح و پروژه هاي برنامه ، تعيين سرفصل ها و روش هاي تدوين برنامه ، تقسيم كار بين اعضاء كميته علمي و كميته اجرايي ، آموزش و توجيه اعضاء كميته اجرايي ، بررسي و تاييد مصوبات كميته اجرايي ، ارائه و دفاع از مصوبات كميته در جلسات كميته راهبري ، جمع بندي و تهيه گزارش نهايي برنامه و اعمال مصوبات كميته راهبري در تدوين برنامه .پ ) كميته اجرايي : اين كميته مركب از رئيس گروه مطالعات مناطق بياباني دفتر تثبيت شن و بيابانزدائي بعنوان رئيس كميته ، كارشناسان دفتر تثبيت شن و بيابانزدائي ، كارشناس و نماينده دفتر طرح و برنامه و آمار سازمان و كارشناسان مجرب نماينده هر يك از استانهاي بياباني كشور بعنوان اعضاء كميته ، اين كميته وظايف زير را بر عهده داشته است : تهيه اطلاعات و نقشه هاي پايه و مورد نياز تدوين برنامه در استانها ، اجراي مصوبات كميته علمي ، شناسائي و تهيه نقشه رخساره هاي مناطق بياباني ، بررسي و تعيين قابليت ها و محدوديتها ، اولويتها ، طرح ها و پروژه ها به تفكيك رخساره ها در هر استان . در اين برنامه با تعيين مناطق با اقليم خشك و فراخشك در دشتها و پلاياهاي شهرستانهاي بياباني از استانهاي بياباني كشور بعنوان ظرف مكاني برنامه و شناسائي و تعيين حدود ، قابليتها و محدويتهاي 15 رخساره ژئومرفولوژي كل مناطق بياباني در اين محدوده ( بعنوان واحدهاي كاري برنامه ) به تفكيك استان ، تصوير روشني از وضع موجود در ابعاد مختلف ارائه و سپس براساس موارد فوق با توجه به اهداف ، سياستها و خط مشي هاي مديريتي و اجرايي ، برنامه حاضر تهيه و تدوين شده است . تهيه برنامه اي جامع و در برگيرنده كل وظايف اجرايي سازمان جهت ساماندهي فعاليتهاي بيابانزدائي و تثبيت ماسه هاي روان در مناطق بياباني كشور از سالها پيش در دستور كار دفتر تثبيت شن و بيابانزدائي قرار داشته و در دوره هاي مختلف با عناويني همچون طرح كمربند سبز كوير ، طرح قرارگاههاي بيابانزدايي ، طرح جامع مديريت مناطق بياباني ، برنامه كنترل فرسايش بادي و تثبيت ماسه هاي روان مطرح شده و هر يك از آنها سعي بر آن داشته است تا با توجه به شرايط زماني و تحت تأثير فضاي برنامه ريزي كشور ، الزامات و تعهدات ملي ، نيازهاي برنامه‌اي بخش بيابان را در مناطق ، مقاطع و ابعاد خاص تأمين نمايد. در برنامه ملي مديريت مناطق بياباني كشور ، بيابان به سرزمين روبه اضمحلالي اطلاق شده است كه در دشتها و پلاياهاي با اقاليم خشك و فراخشك شهرستانهاي بياباني از استانهاي بياباني كشور قرار گرفته و در شرايط فعلي انجام اقدامات درازمدت حفاظتي ، بعنوان اولويت نخست در اعمال مديريت بر پوشش گياهي آن ، محسوب مي گردد . بخش وسيعي از بيابان هاي ايران از ديرباز براثر عوامل انساني از حالت تعادل اكولوژيك خارج شده و در نتيجه بيابانزايي يا تخريب سرزمين در آنها آغاز شده است . جابجايي تپه هاي ماسه اي، وقوع طوفان هاي ماسه اي و گرد و غبار از اولين آثار بديهي اين تخريب است كه موجبات وقوع خسارتهاي اقتصادي و زيست محيطي زيادي به مناطق مسكوني ، راه هاي مواصلاتي ، خطوط ريلي ، اراضي كشاورزي و… شده است . ايجاد پايداري نسبي اكولوژيكي در مناطق بياباني بويژه از طريق مقابله با بيابانزايي ، كنترل فرسايش بادي و كاهش خسارات ناشي از آنها از اهداف مهمي محسوب كه از حدود چهار دهه قبل در اولويت مديريتي - اجرايي مديران و برنامه ريزان منابع طبيعي كشور قرار گرفته و بدين منظور از سالها قبل (1348) حسب مقتضيات زماني و مكاني برنامه هاي متعددي تدوين و اجرا گرديده كه عمده ترين آنها در چارچوب پنج طرح تحت عناوين طرح كمربند سبز ، طرح قرارگاه هاي بيابانزدايي ، طرح جامع مديريت بيابان و نيز طرح كنترل فرسايش بادي و تثبيت ماسه هاي روان بوده است . طرح هاي فوق هر چند كه از موفقيت نسبي برخوردار بوده اند ليكن بدلايل مختلف اجراي آنها قرين موفقيت كامل نبوده است . از اين روي ضرورت داشت تا با توجه به فضاي جديد برنامه ريزي كشور بويژه با تكيه بر رهنمودهاي ابلاغي مقام معظم رهبري ، استراتژيها ، سياستها و اهداف سند چشم انداز 20 ساله كشور ، تأكيدات ، الزامات و تعهدات دولت در قبال كنوانسيون بين المللي مقابله با بيابانزائي و نيز سياستها و اهداف برنامه چهارم توسعه اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي كشور، برنامه اي جامع و دراز مدت كه ضمن در بر داشتن اهداف برنامه ها و طرحهاي قبلي ، با تكيه بر تجارب مأخوذه در چهار دهه قبل ، بعنوان برنامه محوري بخش بيابان در قالب 4 برنامه 5 ساله تدوين به اجرا گذاشته شود . اين برنامه جديد با نام برنامه ملي مديريت مناطق بياباني كشور در واقع مكمل برنامه هاي قبلي مديريت مناطق بياباني كشور است كه ضمن رعايت اصول جامع نگري و با بهره گيري از تجارب قبلي ، دانش فني روز ، دانش بومي و نيز تعاملات درون بخشي و فرابخشي با پشتوانه مديريتي ، مالي و اجرايي دولت و جوامع محلي به اجرا در مي‌آيد . اين برنامه نيل به پايداري نسبي اكوسيستمهاي بياباني و حفظ منابع ( آب ، خاك ، پوشش گياهي و توان توليد بيولوژيك ) از طريق شناسايي ، كاهش و كنترل عوامل تخريب سرزمين ، بهبود نسبي شرايط زيست محيطي ، كنترل فرسايش بادي و كمك به ساماندهي نظام بهره برداري پايدار از پتانسيل هاي موجود مناطق بياباني را در سرلوحه اهداف خود قرار داده است . سمت گيري اجراي طرح ها و پروژه هاي مديريتي و اجرايي اين برنامه در درجه اول كنترل فرسايش بادي در مناطق بحراني (مديريت بحران) و در درجه دوم شناخت ، كنترل و مديريت پديده بيابانزايي در مناطق تحت تهديد اين پديده (مديريت ريسك) در مناطق بياباني كشور مي باشد . در تهيه طرح هاي برنامه حاضر ضمن رعايت اصول توسعه پايدار ، جامع نگري ، شناخت ، كنترل و مديريت علل پديده بيابانزايي مدنظر قرار گرفته است . بطوركلي هدف اصلي از تدوين برنامه ملي مديريت مناطق بياباني كشور ، تدوين سياست ها ، استراتژيها ، اولويتها و طرحهاي اجرائي ، مديريتي و نظارتي جهت دستيابي به پايداري نسبي اكولوژيك در مناطق بياباني كشور مي باشد . مهمترين سياستهاي مدنظر در اين برنامه شامل مديريت پايدار مناطق بياباني ، كنترل كانونهاي بحراني فرسايش بادي ، تقويت نگرش مبتني بر مديريت ريسك به جاي مديريت بحران بويژه در مناطق تحت تهديد پديده بيابانزايي ، زمينه سازي مشاركت همه جانبه مردم در اجراي طرحهاي بيابانزدائي، ايجاد تسهيلات لازم براي ورود سرمايه و دانش به مناطق بياباني ، شناخت قابليتها و محدوديتها ، استفاده بهينه و پايدار از توانمنديهاي مناطق بياباني ، ارتقاء فناوري هاي مرتبط با بيابانزدائي ، هماهنگي و تعامل با برنامه هاي فرابخشي و بخشي ، تبادل تجارب و دانش فني و جذب اعتبارات بين المللي ، تشويق و حمايت و بكارگيري ظرفيت هاي بخش خصوصي ، مشاوران و پيمانكاران مي باشد . در برنامه حاضر ، با بررسي و شناسائي كل مناطق بياباني كشور با نگاهي جامع‌نگر ضمن پرهيز از برخورد انتزاعي و معلول نگر به مقوله بيابانزايي و كنترل فرسايش بادي در مناطق بياباني ، فعاليتهاي كنترل كانونهاي بحراني بيابانزا و فرسايش بادي ، حفاظت ، اصلاح، احياء و مديريت پايدار عرصه هاي تحت تأثير پديده بيابانزايي در مناطق بياباني ، بهره برداري پايدار از مناطق مستعد با مشاركت مردم ، سازمانها و دستگاههاي دولتي و غيردولتي موثر و متأثر در سطح ملي ساماندهي مي گردد . اين برنامه با توجه به شناخت واقعيت هاي موجود بويژه از حيث قابليتها و محدوديتها در رخساره هاي مناطق بياباني كشور در شش فصل تدوين و ارائه گرديده است . فصل اول تحت عنوان كليات در بر گيرنده تعاريف ، مفاهيم و اصطلاحات ، سيماي كلي كشور ، سيماي مناطق بياباني و معرفي محدوده مكاني اجراي برنامه حاضر است . در فصل دوم اهداف ، سياستها و خط و مشي ها و در فصل سوم روش كار و مراحل تدوين برنامه ارائه شده است . در فصل چهارم شناسائي قابليتها و محدوديتهاي رخساره هاي بياباني ، تعامل برنامه با ساير برنامه هاي بين المللي و ملي ، الزامات و نيازها و پايش و ارزيابي برنامه آمده است . در فصل پنجم تحت عنوان تلفيق و برنامه‌ريزي درخصوص طرحها و پروژه‌هاي اجرايي‌، مديريتي و نظارتي و توجيه اقتصادي بحث شده است . در فصل ششم نيز به افق آينده و نتايج مورد انتظار توجه گرديده است . در اين فصل از برنامه ملي مديريت مناطق بياباني كشور ، ضمن ارائه تعاريف ، و اصطلاحات بكار رفته در برنامه ، سيماي كلي كشور ، سيماي مناطق بياباني و محدوده مكاني تدوين برنامه ملي مديريت مناطق بياباني كشور ارائه مي شود . 1-1- تعاريف ، مفاهيم و اصطلاحات : در تدوين برنامه ملي مديريت مناطق بياباني كشور واژه ها و اصطلاحاتي مورد استفاده قرار گرفته است كه بدليل اينكه هر يك از اين اصطلاحات ممكن است داراي تعاريف بسيار گوناگون و متنوعي با توجه به ديدگاههاي مختلف متخصصين و صاحبنظران باشند لازم است تعاريف و مفاهيم اين اصطلاحات روشن شوند . لذا اين مفاهيم و اصطلاحات در برنامه ملي مديريت مناطق بياباني كشور با تعريفي كه از آنها شده است بكارگرفته شده اند : بيابان (Desert) : هرچند كه اين واژه داراي تعاريف بسيار متعدد و متنوعي است ولي در برنامه حاضر بيابان به سرزمين روبه اضمحلالي اطلاق مي شود كه از نظر اقليمي در مناطق خشك و نيمه خشك كشور قرار داشته ، عموماً فاقد پوشش گياهي طبيعي پايا بوده و يا پوشش گياهي آن در حدي است كه بهره برداري از آن در شرايط حاضر به صلاح و صرفه اقتصادي و زيست محيطي نمي باشد . مناطق فراخشك : مناطقي كه نسبت ميزان ميانگين ريزش هاي ساليانه به ميانگين ميزان تبخير و تعرق پتانسيل سالانه آن در يك دوره سي سال كوچكتر از 05/0 باشد . مناطق خشك : مناطقي كه نسبت ميزان ميانگين ريزش هاي ساليانه به ميانگين ميزان تبخير و تعرق پتانسيل سالانه در يك دوره سي ساله بين 05/0- تا 2/0 باشد . مناطق نيمه خشك : مناطقي كه نسبت ميزان ميانگين ريزش هاي ساليانه به ميانگين ميزان تبخير و تعرق پتانسيل سالانه در يك دوره سي ساله بين 21/0 تا 5/0 باشد . مناطق خشك نيمه مرطوب : مناطقي كه نسبت ميزان ميانگين ريزش هاي ساليانه به ميانگين ميزان تبخير و تعرق پتانسيل سالانه در يك دوره سي ساله بين 51/0 تا 65 باشد . خشكي(Aridity) : خشكي عمدتاً با دو ويژگي يكي كمبود بارندگي و ديگري طولاني بودن فصل خشك تعريف ميگردد و عبارتست از شرايطي كه مقدار ريزش هاي جوي يا آب در دسترس ، رطوبت مورد نياز جهت رشد بيولوژيك مورد انتظار را تامين نمي كند . خشكي مي تواند اقليمي ، كشاورزي و يا هيدرولوژيكي باشد . تخريب سرزمين(Land Degradation) : كاهش يا از دست رفتن توان توليد زيستي (بيولوژيك) يا اقتصادي و قابليت اراضي ديم ، آبي ، مرتع ، چراگاه ، جنگل ، بوته زار در مناطق خشك ، نيمه خشك و خشك نيمه مرطوب ناشي از بهره برداري بي رويه از سرزمين، ناشي از يك يا تركيبي از فرآيندها از جمله فرآيندهاي ناشي از فعاليتهاي انساني و طبيعي ، تخريب سرزمين ناميده مي شود . تثبيت شن (Sand Dune Fixation) : تثبيت شن يا بعبارت صحيح تر تثبيت ماسه هاي روان عبارت است از بكارگيري مجموعه‌اي از فعاليتهاي فيزيكي ، مكانيكي ، بيولوژيكي و … و يا تلفيقي از آنها كه منجر به جلوگيري از حركت ماسه هاي روان گردد را تثبيت شن مي گويند . مالچ (Mulch) : به مواد طبيعي يا مصنوعي اطلاق مي گردد كه بتواند پوشش محافظي بصورت يك لايه مجزا و گسترده بر روي زمين ايجاد نموده و سطح خاك را از عوامل مختلف بويژه باد حفظ نمايد . اين مواد مي تواند شامل مالچ هاي نفتي ، رسي ، سنگريزه اي ، كاه و كلش و … باشند . مالچ‌هاي نفتي (Oil Mulch) : مالچ هاي نفتي يكي از فرآورده‌هاي سنگين نفتي حاصل از كار پالايشگاه‌ها مي باشند . اين مواد پس مانده نفت خام در برج تقطير پالايشگاه هستند كه پس از فرآوري و حذف مواد معطره به منظور ايجاد چسبندگي بين ذرات ماسه و فراهم كردن شرايط لازم براي اقدامات بيولوژيكي بر روي تپه ها و پهنه هاي ماسه اي از نظر مقابله با فرسايش بادي و نيز كمك به افزايش پوشش گياهي مورد استفاده قرار مي گيرند . خشكسالي : پديده اي است كه به صورت طبيعي در هنگامي كه ميزان بارندگي سالانه يك منطقه به مراتب كمتر از ميانگين هاي ثبت شده اتفاق افتاده و باعث عدم تعادل شديد در منابع آبي شده و سيستم هاي توليد بيولوژيك را مختل نمايد . خشكسالي ميتواند بصورت كاهش بارندگي ( طبيعي يا اقليمي ) ، تغيير مسير و يا جلوگيري از ورود آب يك رودخانه از محلي به محلي ديگر ( هيدرولوژيكي ) صورت پذيرد . فرسايش خاك : فرسايش خاك به فرآيندي اتلاق مي شود كه طي آن خاك از بستر اصلي خود جدا شده و به كمك يك يا چند عامل انتقال دهنده به مكاني ديگر حمل شود . عامل انتقال دهنده مي تواند آب ، باد و … باشد كه تحت عنوان فرسايش آبي يا فرسايش بادي ناميده مي شود . بيابانزايي : به معني تخريب سرزمين در مناطق خشك ، نيمه خشك و خشك نيمه مرطوب تحت تاثير عوامل مختلف از جمله تغييرات آب و هوايي و فعاليتهاي انساني مي باشد . بيابانزدائي : مجموع فعاليت هايي است كه بخشي از برنامه توسعه جامع سرزمين در مناطق خشك ، نيمه خشك و خشك نيمه مرطوب در راستاي توسعه پايدار محسوب و هدف آن جلوگيري يا كاهش تخريب سرزمين ، احياء زمينهاي جزئاً تخريب شده و احياء اراضي جزئاً بياباني شده مي باشد .سرزمين : سيستم زميني توليد بيولوژيكي كه متشكل از خاك ، پوشش گياهي و ساير موجودات زنده و فرآيندهاي اكولوژيكي بوده كه بصورت يك سيستم عمل مي نمايند . رخساره هاي ژئومرفولوژي : مجموعه واحدهاي همگني هستند كه از نظر زمين شناسي ، شكل زمين ، پوشش گياهي و… داراي شرايط تقريباً يكساني بوده و بعنوان واحدهاي كاري و برنامه ريزي در برنامه حاضر مدنظر قرار گرفته اند . فعاليتهاي فيزيكوشيميايي : مجموعه فعاليتهايي كه در آن جهت حفظ ، اصلاح و احياء عرصه هاي بياباني از مواد مختلف مكانيكي ، شيميايي يا هر دو استفاده ميگردد . بعضي از اين مواد عبارتند از سرشاخه خشك درختان و درختچه‌ها يا ني و ساير مصالح مشابه جهت احداث بادشكن ، مالچ هاي نفتي ، موانع فيزيكي ماسه‌گير ، ديواره هاي گلي ، لاتكس ، رزين و انواع قيرها جهت توليد مالچهاي امولسيونه و… فعاليتهاي بيولوژيك: عبارتند از مجموعه اقداماتي كه در راستاي اصلاح و احياء بيومهاي مناطق بياباني و با استفاده از منابع و مصالح بيولوژيك صورت ميگيرد . اين فعاليتها عموماً بنيادي است و كاربرد آنها در اولويت قرار دارد . بعضي از فعاليتهاي بيولوژيك عبارتند از : بذرپاشي، بذركاري ، بوته كاري ، قلمه كاري ، نهالكاري و ساير فعاليتهاي مرتبط مانند توليد قلمه ، جمع آوري بذر ، توليد نهال و… روشها و اقدامات ترويجي : عبارتست از مجموعه روشها و اقدامات ترويجي هدفمند كه جهت تحقق اهداف برنامه مديريت پايدار مناطق بياباني با هدف بسترسازي ، ظرفيت سازي ، توانمندسازي و ارتقاء سطح آگاهي جوامع محلي و نيز تنوير افكار عمومي نسبت به اهداف ، سياستها و برنامه هاي مديريت مناطق بياباني صورت ميگيرد . از جمله فعاليتها ميتوان به توانمندسازي جوامع محلي جهت مشاركت همه جانبه در برنامه ريزي و اجراي طرحها و پروژه ها ، بسترسازي جهت استفاده از تسهيلات بانكي ، حمايت از ايجاد ، توسعه و تقويت تشكلهاي مردمي مرتبط با موضوع ، ارائه ، اجرا و تعميم طرحهاي مشاركتي و نيز حمايت از مشاركت جوامع محلي ، سازمانهاي دولتي و غيردولتي و… در مقوله بيابانزدائي و كنترل فرسايش بادي اشاره نمود . مناطق بياباني : مناطق بياباني به مناطقي اطلاق مي گردد كه در مناطق خشك و فراخشك قرار داشته و در شرايط فعلي اولويت مديريت پوشش گياهي در آنها عموماً حفاظتي است . بعلاوه مديريت منابع طبيعي اين محدوده در حيطه وظايف سازماني دفتر تثبيت شن و بيابانزدائي مي باشد . روشهاي بازدارنده : روش هايي هستند كه قبل از فعاليتهاي ديگر مقابله با بيابانزايي صورت پذيرفته و مشتمل بر فعاليتهايي است كه بيشتر جنبه ترويجي ، فرهنگ سازي و هشداردهندگي در جهت جلوگيري از تخريب سرزمين دارند. اين فعاليتها غالباً شامل فعاليتهاي هشدار اوليه ، آموزشي ، ترويجي ، تشويقي ، كنترلي ، حفاظتي و مديريتي مي باشند . روشهاي اصلاحي : روش هاي اصلاحي عموماً فعاليتها و روش هايي را شامل مي شود كه در جهت اصلاح روش هاي جاري اعم از سياستگزاري ، برنامه ريزي و بهره برداري اعمال مي گردد . در حقيقت در اين مرحله براساس ملاحظات زيست محيطي ، توجه به توان اكولوژيكي و تضمين استمرار توليد ، پايداري اساسي منابع و حفاظت از تنوع بيولوژيكي اصلاحات لازم در اجراي فعاليتها به عمل مي آيد . روش هاي احيايي : اين روشها معمولاً در مناطقي مورد استفاده قرار ميگيرد كه بطورجدي دچار تخريب شده اند و آسيب هاي وارده به حدي است كه قرق به تنهايي براي بازسازي شرايط اكولوژيكي آنها كفايت نمي كند . در اين صورت احياء اين گونه اراضي مستلزم اجراي پاره اي از پروژه‌هاي فني نظير نهالكاري ، قلمه كاري ، بوته كاري ، بذركاري و… بوده كه ممكن است با ساير عمليات مانند مالچپاشي ، احداث بادشكن و… نيز همراه باشد .مديريت مناطق بياباني : به مجموعه اقدمات مديريتي و اجرايي هماهنگ و هدفمندي اتلاق ميگردد كه در قالب طرح مدون به منظور كاهش و مهار عوامل موثر در بيابانزايي و ايجاد پايداري نسبي اكولوژيكي در محدوده مناطق بياباني به اجرا در مي آيد . توسعه پايدار : فرآيندي كه متكي بر معرفي و بكارگيري پيشرفت هاي فناوري و تشكيلاتي بوده و از آن طريق مي تواند نيازهاي حال و آينده جوامع را بصورت مستمر و قابل قبول تامين نموده و ضامن حفظ منابع آب ، خاك ، پوشش گياهي و جانوري بوده و در نهايت پايداري نسبي اكوسيستم هاي حياتي را تحقق بخشد

هیچ نظری موجود نیست: